| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
✓ عنوان‌های این مقاله‌ها هم عجیبه! در جایی که صحبت از کل دوره پهلوی است، به‌جای آنکه بنویسند «دوره پهلوی» پشت‌سرهم نوشته‌اند: «دوره پهلوی اول و دوم»!😊

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏2
📚 جای خالی برخی از منابع و متن‌های تاریخی فارسی در نرم‌افزارهای نور

📗 مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، نهادی است که به هدف «سهل نمودن دسترسی به منابع و متون علوم اسلامی و فرهنگ دینی» بنیاد نهاده شده است. تبدیل متون و منابع دینی و تاریخی و  ادبی و ... به منابع دیجیتالی و نرم‌افزار با قابلیت جستجو و انتقال متن، اصلی‌ترین کار و دستاورد این مرکز است. پژوهشگران مطالعات اسلامی، تاریخی و ادبی، اصلی‌ترین بهره‌وران و کاربران فرآورده‌های رایانه‌ای این مرکز هستند. «نورمگز» جامع‌ترین بانک مقاله‌های علوم انسانی و اسلامی به زبان‌های فارسی و عربی یکی از مهم‌ترین و مفیدترین محصولات این مرکز است.
 
📘 نرم‌افزارهای تولید شده توسط این مرکز پرشمار، و در شاخه‌هایی گونه‌گون علوم و مطالعات اسلامی است. همین اکنون (شهریور ۱۴۰۳) اگر به پایگاه این مرکز سر بزنید،  ۶۶۳ نرم‌افزار ویندوزی در آن عرضه شده است. این مرکز چندین نرم‌افزار در حوزۀ تاریخ عرضه کرده است که در یک دهۀ گذشته، به یار و ابزار اصلی بسیاری از تاریخ‌پژوهان به‌ویژه پژوهشگران تاریخ اسلام و ایران تبدیل شده‌اند.

📕 مهم‌ترین نرم‌افزار تاریخی این مرکز، «جامع منابع تاریخ (نور السیره ۳)» است که هم‌اکنون دربردارندۀ ۳۳۹۶ جلد از «متون اصلی و پژوهشی تاریخی» است.  در میان این بیش از سه هزار کتاب اثری از ترجمه‌های فارسی منابع مهم تاریخ اسلام همچون تاریخ طبری (ترجمه پاینده) و الکامل ابن اثیر (ترجمۀ روحانی و آژیر)  و ... نیست! این کتابها البته در نسخۀ اول این نرم‌افزار موجود بود، اما در این نسخه سوم نیستند. روشن است که حذف این ترجمه‌ها پس از اعتراض ناشر (دربارۀ این  دو کتاب، انتشارات اساطیر) صورت گرفته است؛ این درحالی است که فایل پی‌دی‌اف این کتاب‌ها در تلگرام و جاهای دیگر در دسترس است! 

📙 واقعیت این است که دسترسی به نسخۀ دیجیتالی این کتاب‌ها با قابلیت جستجو برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ از نان شب هم واجب‌تر است. اکنون دیگر کمتر دانشجوی یا استاد تاریخی پیدا می‌شود که پول خرید و جای نگهداری این کتاب‌های بزرگ چندین جلدی را داشته باشد؛ حتی اگر پول و جا هم داشته باشد خرید نسخۀ کاغذی این متن‌ها/ منابع که به‌کار تحقیق می‌آیند عاقلانه و حرفه‌ای نیست. چاره کار آن است که هر چه سریعتر میان مرکز نور با انشتاراتی چون انشارات اساطیر قرادادی تنظیم شود و امتیاز نشر دیجیتالی این کتاب‌ها به این مرکز سپرده شود.

📘 در دیگر نرم‌افزار تاریخی این مرکز  یعنی «جغرافیای جهان اسلام» اثری از سه متن مهم و کهن فارسی، حدود العالم من المشرق الى المغرب‏، سفرنامۀ ناصرخسرو و نزهة القلوب حمدالله مستوفی نیست!  در این نرم‌افزار متن فارسی کهن قرن چهارمی حدودالعالم آورده نشده،  امّا ترجمۀ معاصر عربی آن عرضه شده (ترجمۀ یوسف الهادى) است. این در حالی است که از اصل متن فارسی  دست‌کم  دو چاپ در دسترس است: یکی تصحیح منوچهر ستوده (انتشارات طهوری) و دیگری تصحیح و. مینورسکی (انتشارات دانشگاه الزهراء). شایسته است هرچه زودتر یکی از این دو چاپ به این نرم‌افزار اضافه گردد. چند سال پیش مقاله‌ای را داوری می‌کردم که نویسنده (استاد / دانشجوی تاریخ) در آن به این ترجمۀ عربی حدودالعالم ارجاع داده بود و در کتابنامه هم مشخصات آن را آورده بود! ناچار شدم خود به من فارسی مراجعه و ارجاع و کتابنامه را اصلاح کنم!

📕 در دیگر نرم‌افزار تاریخی این مرکز، «تاریخ ایران اسلامی»، نیز جای بسیاری تاربخ‌های فارسی دورۀ صفوی و قاجاری خالی است. به‌عنوان نمونه در این نرم‌افزار، متن فارسی ناسخ التواريخ نیامده، امّا ترجمۀ عربی آن (ترجمۀ سید علی جمال اشرف، قم: مدین، ۱۴۲۶ق) در دسترس است. این ترجمه‌های عربی برای کاربران عرب سودمند است، امّا برای ما کاربران ایرانی فایده‌ای ندارد و ارجاع دادن به آنها در مطالعات فارسی به تعبیر بیدل دهلوی «این از آن جنس خطاهاست‌ که مشکل بخشند»!

📗 نکته آخر آنکه، مرکز نور اگر می‌خواهد از قافله دیجیتالی‌کردن متون عقب نماند و کاربران و مشتریان خود را همچنان راضی نگه دارد، باید هرچه سریعتر با ناشران داخلی به توافق برسد و در کمترین زمان ممکن پس از چاپ کاغذی کتاب‌ها نسخه دیجیتالی آن را تهیه و به نرم افزارهای خود بیافزاید؛ مثلاً همین متون تاریخی‌ای که اخیراً از سوی نشر سنگلج [با کسب اجازه از جناب دکتر میرمحمدصادق 😊] منتشر شده باید به این نرم‌افزارها یا دست‌کم کتابخانه دیجیتال نور اضافه شود تا دانشجویان و پژوهشگران تاریخ بدانها دسترسی داشته باشند.

معصومعلی پنجه
هشتم شهریور ۱۴۰۳ | دانشگاه علوم و تحقیقات

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍2
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
📚 جای خالی برخی از منابع و متن‌های تاریخی فارسی در نرم‌افزارهای نور 📗 مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، نهادی است که به هدف «سهل نمودن دسترسی به منابع و متون علوم اسلامی و فرهنگ دینی» بنیاد نهاده شده است. تبدیل متون و منابع دینی و تاریخی و  ادبی و…
یکی از مدیران محترم و پاسخگوی مرکز نور این پیام را زیر یادداشت بالا گذاشته‌اند:



پایگاه‌های نورمگز، نورلایب، سمیم نور، نورداک، ابرنور و همراه نور زیر مجموعه این گروه است.
در مورد مطلبی که نوشته‌اید می‌خواستم توضیحاتی بدم که اگر ممکن است در گروه منتشر فرمایید.
ما یک اداره به نام مالکیت معنوی داریم که مسئول عقد قرارداد و کسب مجوز با ناشران و نویسندگان است. تلاش‌های زیادی برای عقد قرارداد با این ناشران انجام گرفته است.
دو پلتفرم نورلایب و همراه نور فقط به این دلیل به صورت رایگان به کاربران عرضه نمی‌شود تا بتوان با ناشران قرارداد بست و مطابق با درآمد پایگاه از هر کتاب، سهم ناشر پرداخت شود تا از این طریق بتوان این ناشران را راضی نمود
برخی از ناشران حاضر به هیچ نوع عقد قرارداد نیستند. به عنوان نمونه موسسه امام خمینی تحت فشار مسئول IT این موسسه حاضر به هیچ نوع عقد قراردادی نیست و با هزینه فراوان خود اقدام به تولید یک نرم افزار کتابخانه ای کرده اند. یا موسسه اسرا که حاضر به همکاری با هیچ نهادی نیست.
بوستان کتاب که پروسه عقد قرارداد با آن در پیچ و خم اداری آن گیر کرده است. و یا انتشارات مرکز مدیریت حوزه که هیچ فرد حاضر نیست مسئولیت عقد قرارداد را بر عهده گیرد و می‌ترسداز این دست ناشران فراوان هستند. اکثر این ناشران وابسته به نهادهایی هستند که داری بودجه دولتی هستند و نیازی به عقد قرارداد احساس نمی‌کنند. برخی دیگر از ناشران مهم به طور کلی نسبت به دیجیتال سازی کتابها نگاه منفی دارند و با هیچ پلتفرمی همکاری نمی‌کنند.
در این میان هم مؤسساتی بوده‌اند که درخواست‌هایی غیر منطقی در ازای عقد قرارداد داشته اند. به‌طور کلی مرکز نور تلاش بسیاری دارد که با ناشران و نویسندگان قرارداد منعقد کند و راه اندازی سیستم کسب و کار پایگاه های نورمگز و نورلایب و همراه نور به همین دلیل است که این کار سبب توهین برخی کاربران به مرکز نور  به دلیل غیر رایگان بودن پلتفرم نورلایب، نورمگز و همراه نور شده است.

در اینجا لازم است ذکر کنم برخی موسسات و ناشران دولتی و یا خصوصی هستند که همه جوره در مسیر انتشار این کتاب‌ها با ما همکاری می‌کنند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍1
💥صد و هفده سال پیش در چنین روزی (هشتم شهریور ۱۲۸۶) سمت راستی (عباس‌آقا صراف آذربایجانی تبریزی، صرافی در بازار تهران و عضو انجمن نمره ۴۱ فدائی ملت)، سمت چپی (امین‌ السلطان میرزا علی‌اصغر خان اتابک، صدر اعظم ایران در زمان سه پادشاه قاجار، ناصرالدین‌ شاه، مظفرالدین‌ شاه و محمدعلی‌ شاه) را با شلیک سه گلوله به قتل رساند.

💥 باز چهل و سه سال پیش،  در همین روز (هشتم شهریور ۱۳۶۰) محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر در انفجاری در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران که عامل اصلی آن مسعود کشمیری (عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و هم‌زمان جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران) دانسته می‌شود، ترور شدند.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍1
⛔️ کم‌وبیش همهٔ این «بررسی و تحلیلِ ... »‌‌ها که بر سر عنوان‌های مقاله‌ها و پایان‌نامه‌های رشتهٔ تاریخ- و احتمالاً دیگر رشته‌ها- آورده می‌شود حشو و زائد است و هیچ نیازی به آوردن آن نیست. جدای از این، به‌طور کلی عنوان‌های بسیاری از  مقاله‌ها، پایان‌نامه‌ها و کتاب‌های تاریخی به زبان فارسی، نارسا و نازیبا و گاه نادرست‌ است. عنوان‌گزینی درست، رسا، روشن و زیبا، بدون کاستی‌های و افزودگی‌های نابجا و ناروا، یکی از ویژگی‌های اصلی یک پژوهش علمی و دانشگاهی است. 

معصومعلی پنجه
نهم شهریور ۱۴۰۳ | کلینیک دندانپزشکی صادقیه

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3🥰1
«بررسی»، «تحلیل» و «تبیین» عنوان‌گزینی در مقالات علمی و پژوهشی رشته تاریخ
(در دو فرسته)

دکتر محمد غفوری
۱.
دکتر معصومعلی پنجه در یادداشتی کوتاه اشاره‌ای انتقادی به کلیشه‌های رایج در عنوان‌گذاری‌های مقالات دانشگاهی در حوزۀ تاریخ  و فقدان نوآوری‌های بلاغی و زیباشناختی در آنها کرده است (اینجا). بررسی بوطیقای عنوان‌گذاری در آثار دانشگاهی، اعم از کتاب، مقاله، جستار و ... موضوع جالبی است  و می‎تواند حاوی این هشدار باشد که نوشتار آکادمیک در حوزۀ تاریخ رو به سوی نوعی محافظه‌کاری بلاغی و فرمی می‌آورد که فقط در عناوین نوشته‌ها خلاصه نمی‌شود و تبدیل به یک بیماری مسری و به دشواری درمان‌پذیر شود.
در نظریۀ ادبی عنوان‌ها عناصری از متن هستند که به آنها «پیرامتن» (paratext) می‌گویند و ژرار ژنت، نظریه‌پرداز ادبی برجستۀ فرانسوی کتاب مستقلی را به بررسی آنها اختصاص داده است. پیرامتن‌ها عناصر و ابزارهایی نوشتاری در پیرامون متن اصلی هستند که با واقع‌شدن میان نویسنده و خواننده روند انتقال پیام را جهت‌دهی یا تسهیل می‌کنند. از عنوان و فهرست گرفته تا تقدیم‌نامه‌ها، پی‌نوشت‌ها، جداکننده‌های متن و ... از جمله تمهیدات پیرامتنی‌ای هستند که ژنت آنها را به گونه‌ای معنادار و زیبا «آستانه‌های تفسیر» نامیده است.
متأسفانه عناوین اغلب مقالات دانشگاهی – که به آنها «علمی-پژوهشی» می‌گویند- دانشنامه‌ای، گزارشی، بی‌روح و مبتلا به یکنواختی ملال‌آور هستند. در بسیاری از موارد چنین عنوان‌گذاری‌هایی ناشی از اقتضائات بوروکراتیک و سلایق حاکم بر هیئت‌های تحریریه اغلب این مجلات است‌؛ اکثر آنها تصور می‌کنند که عنوان گویا یعنی عنوانی که فاقد هر گونه آرایه‌های باشد، از همین رو مصرانه شما را وامی‌دارند تا حتما از همان کلیشه‌های معمول تبعیت کنید و خودبه‌خود نوعی تقابل نانوشته و ناموجه میان زیبایی ادبی و جاذبۀ بلاغی با صراحت و گویایی علمی برقرار کنید. بدتر آنکه، این قاعده نادرست در میان مولفان تبدیل به عادتی فردی و تغییرناپذیر می‌شود و هنگامی که پای نوشتن برای یک مجله عمومی‌تر و رسانه‌های غیر تخصصی‌تر در میان است باز هم بسیاری از نویسندگان از همان ضوابط مألوف به ظاهر دانشگاهی پیروی می‌کنند.
البته این به معنای نفی ارزش و تحقیر عنوان‎ها ساده و بی‌پیرایه نیست. شما به سادگی می‌توانید عنوان مقاله یا کتاب خود را بگذارید «زنان در انقلاب مشروطیت»، «دیوان رسائل در عصر غزنوی»، یا  مسائل سیاسی و اقتصادی نفت ایران؛ چنانکه احمد اشرف اثر مهمش را به همین سبک نام‌گذاری کرده است: موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران. این عنوان گویا، صریح و بی‌پیرایه است و البته برای مخاطب هم جذاب است، آن هم به علت موضوع بدیع آن. یک لحظه تصور کنید که اشرف به سیاق رایج در عنوان‌گزینی‌های کنونی نام کتابش را می‌گذاشت بررسی و تحلیل موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران! چه تفاوت معنی‌داری ایجاد می‌شد؟ قطعاً هیچ.
کاربست زوائد کلامی فضل‌فروشانه و خسته‌کننده‌ای نظیر "بررسی"، "تحلیل"، "تبیین" گاه ناشی از فقدان اعتماد به نفس مؤلف هم هستند، چه اینکه مؤلف تصور می‌کند اگر به ابتدای عنوان اثر خود چنین عباراتی را نیفزاید مقاله‌اش در نظر خواننده آن چیزی که باید نخواهد بود! و اگر یک دنبالۀ مثلا تئوریک-مفهومی مانند «با رویکرد...» بدان بیفزاید مخاطب مرعوب و مجاب خواهد شد که بله در آن خبری هست که در دیگر مقالات نیست. نتیجۀ چنین نگاهی تبدیل می‌شود به انبوهی از عناوینی که برای مخاطب نه جاذبۀ ادبی دارند و نه از نظر علمی چیزی بیشتر از محتوای کلی مقاله را برای او افشا می‌کنند. فی‌المثل تمام مقالات دربارۀ نقش مستوفیان در طول تاریخ ایران می‌شوند:
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ  سلجوقیان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ ایلخانان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ تیموریان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ صفویان
بررسی و تحلیل نقش مستوفیان در دورۀ افشاریان... و قس علی هذا.

🆔 t.iss.one/microhismuseum
🆔t.iss.one/HistoryandMemory
👍2
«بررسی»، «تحلیل» و «تبیین» عنوان‌گزینی در مقالات علمی و پژوهشی رشته تاریخ
فرستۀ دوم
...
شگفت آنکه گاهی اوقات برخی از تلاش‎ها برای فرار از این مشکل خود تبدیل به یک معضل جدید می‎شوند. مثلاً برخی نوآوری‌های نوشتاری قدیمی از فرط تکرار در نوشته‎های جدید خود تبدیل به کلیشه‌هایی ملال‎انگیز می‌شوند: نظیر تداوم و تحول در ... ، ستیز و سازش در ... یا به گونه‎ای افراطی‎تر، برخی از عناوین، معمولاً در سازمان‎دهی محتوایی کتاب‎ها، چنان مبهم و شاعرانه می‎شوند که ردیابی یک مطلب و موضوع را در یک اثر پژوهشی دشوار می‌کنند یا اساسا مخاطب را درهمان مواجهه نخست از خواندن آن منصرف می‌کنند. مصداق بارز چنین معضلی کتاب نگاهی به شاه میلانی است. کافی است به عناوین چند فصل متوالی آن بنگرید:
قصر تنهایی
تیپای آژاکس
گربه‎ای روی شیروانی داغ
خرس روسی
سایۀ شوم کاملات
نخست‌وزیر حراف
افق امیدبخش کاملات
بزم بیابانی
معماری و قدرت
کهنه جاسوس
خواننده‎ای که ابتدا به ساکن می‎خواهد به سراغ مقطعی مشخص از زندگی شاه، یا دورۀ خاصی از تحولات تاریخی در این کتاب برود، گیج و سردرگم خواهد شد و پس از توسل به حدس و گمان‎های زیاد در نهایت مجبور می‎شود بخش‎هایی از ابتدا، میانه یا انتهای هر فصل را بخواند تا اندکی به مطلوب خود نزدیک شود.
عنوان‎های خوب معمولاً یا ساده و کوتاه هستند یا ترکیبی از آرایه‎های بلاغی با زیرعنوان‎هایی روشنگر. چنین عنوان‎هایی ابتدا به مخاطب تلنگری ذهنی می‎زنند و سپس سرنخ‎هایی مفید را دربارۀ محتوای اثر به او می‎دهند. مثلا عنوان اصلی کتاب سیروس شایق از این قرار است: توانا بود هر که دانا بود. اگر فقط همین عنوان بر جلد کتاب نقش می‎بست ذهن مخاطب به هر جایی می‌رفت الا آنجا که مقصود کتاب است، ولی وقتی نویسنده زیرعنوان علم، طبقه و تکوین جامعه مدرن ایرانی: ۱۲۸۰-۱۳۳۰ را به آن می‌افزاید تکلیف مخاطب روشن می‌شود. شما اکنون می‌دانید که کتاب تقریباً درباره چیست، از گسترۀ جغرافیایی و زمانی آن اطلاع می‌یابید و ترکیب شاعرانۀ عنوان و کلیدهای موضوعی در زیرعنوان مخاطب را برای مطالعۀ چنین کتابی ترغیب می‌کنند.
خلاصه اینکه انتخاب عنوان برای نوشته‎های آکادمیک علاوه بر قریحه (که لزوماً همیشه انتسابی نیست) نیاز به جسارت و تلاش هم دارد. به فهرستی که تصادفی از یافته‎های جست‎وجویی دم دستی در پایگاه دادگانی JSTOR، با کلیدواژۀ عصر پهلوی، برداشت شده و در زیر آورده شده است نگاهی بیندازید. در این فهرست هم عناوین ساده و کوتاه یافت می‎شود و هم عناوینی که استعاری‎تر و غیر صریح‎تر هستند. ولی در هیچ کدام از آنها از معادل‎های انگلیسی اصطلاحاتی نظیر «تبیین»، «تحلیل»، «بررسی» استفاده نشده است. بله قطعاً می‌توان نمونه‎هایی را نیز یافت که از این واژه‎ها در آنها استفاده شده است، ولی به طور حتم نویسنده از کاربرد آنها مقصود خاصی را دنبال می‎کند.


For a White Revolution: John F. Kennedy and the Shah of Iran
April R. Summitt

The Saudi-Iranian rivalry: An ominous zero-sum game for supremacy
Patrick van der Heiden, Alex Krijger

ECONOMIC DEVELOPMENT AND POLITICAL AUTHORITARIANISM: THE PAHLAVI IRAN PATH TO MODERNISATION IN THE FRAMEWORK OF THE COLD WAR
Claudia Castiglioni

Non-Muslim Religious Minorities in Contemporary Iran
Jamsheed K. Choksy

American-Iranian Alliances: International Education, Modernization, and Human Rights during the Pahlavi Era
Matthew Shannon

Re-Interpreting Modern Iran: Tribe and State in the Twentieth Century
Stephanie Cronin

An Application of Modernization Theory during the Cold War? The Case of Pahlavi Iran
Roland Popp

Politics within the Late-Pahlavi State: The Ministry of Economy and Industrial Policy, 1963-69
Vali Nasr

Muhammad Reza Pahlavi and the Bahrain Question, 1968–1970
ROHAM ALVANDI

Recultivating "Good Taste": The Early Pahlavi Modernists and Their Society for National Heritage
Talinn Grigor

Jewish-Iranian Identities in the Pahlavi Era
Lior Sternfeld

🆔 t.iss.one/microhismuseum
🆔t.iss.one/HistoryandMemory
👍5
بعد از مدت‌ها که سعید نفیسی را ندیده بودم روزی او را با ریش و پشمی فراوان یافتم و بی‌اختیار قاه قاه به خنده افتادم و گفتم: «مگر دیوانه شده‌ای  این چه کاری است کرده‌ای؟
گفت: «شما عقلتان نمی‌رسد. من از دماوند داوطلب وکالت مجلس شورای ملی هستم و می‌دانم که کسی به جوان‌های مزلّف رای نمی‌دهد.» باید بگویم که تدبیر سعید نفیسی نگرفت و او به وکالت مجلس انتخاب نشد

📙 علی‌اکبر سیاسی، یک زندگی سیاسی، نشر ثالث، ۱۳۹۳، ص ۷۷.

🔰 عکس‌ها: زنده‌یاد استاد سعید نفیسی باریش و بی‌ریش.
اگرچه این راهکار استاد کارگر نیافتاده و ایشان رای نیاورده، اما به نظرم ریش بهش می‌آمده!😊

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍9😁6
▪️دربارهٔ تاریخ وفات پیامبر (ص)

شاه اسماعيل در اين سال، از شيراز متوجه عراق عجم گرديد و قاضي محمد كاشي، كه منصب صدارت با امارت جمع كرده و حكومت يزد و كاشان و شيراز با او بود، در ماه صفر به سوء اعمال مقتول شد و... در اين ماه شاه را عزم بر آن شد كه سالروز ولادت پيامبراكرم (ص) را جشن بگيرد و ... و در اين سال اعياد را مشخص نمايند. گفتند: چون ولادت در ماه ربيع‌الاول است اگر وفات هم در اين ماه باشد به هم نزديک است و ... عزم حضرتش بر اين مقرر شد كه وفات را در ماه صفر قرار دهند و از اين تاريخ، سالروز وفات در اين ماه قرار گرفت.
📗 خاتون آبادی، وقايع السنين و الاعوام، ص ۴۴۷ (به نقل از شاهرودی، «صفر و سفر ...»، ص ۳۰۰).*

* م. سلطانی، نویسنده کانال شیعه‌پژوهی، تصویر متن بالا از مقاله آقای شاهرودی و تصویر صفحه‌های نسخه چاپی (ص ۴۴۷، تصحیح بهبودی) و نسخه خطی کتاب وقایع السنین و الاعوام را آورده و نشان داده که مطلب بالا در این کتاب نیامده و تلویحاً آقای شاهرودی را به تحریف و جعل متهم کرده! در فهرست منابع مقالهٔ آقای شاهرودی در ذکر مشخصات این کتاب «مصحح و ناشر و تاریخ نشر» نیامده که این هم پرسش‌برانگیز است!

📚 نویسندگان دو مقاله زیر که چیکدهٔ آن در ادامه می‌آید، روایت‌های مختلف دربارهٔ وفات پیامبر (ص) را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که  «دوم ربیع الاول» تاریخ دقیق و معتبر روز درگذشت حضرت رسول (ص)است.

📘تاری، جلیل، «تأملی در تاریخ وفات پیامبر (ص)»، تاریخ اسلام، ش۵، بهار ۱۳۸۰، صص ۳- ۲۶.

تعیین تاریخ وفات پیامبر(ص) یک بحث علمی ـ تاریخی محض نیست، بلکه دارای ثمراتی است. این مقاله بدون تکیه بر یک روایت خاص و با بررسی شش واقعه که در تعیین وفات پیامبر(ص) نقش دارند و با کنار هم قرار دادن آن وقایع، اقوال معروف شیعه و سنی را مورد بررسی قرار داده است و با رسم جداول, به طور دقیق اثبات نموده است که قول معروف و مشهور شیعه مبنی بر قرار دادن تاریخ وفات پیامبر(ص) در ۲۸ صفر و قول معروف و مشهور اهل سنت که آن را ۱۲ ربیع‌الاول دانسته‌اند, هر دو, باطل بوده و تاریخ وفات پیامبر(ص)، همان گونه که در روایت ابومخنف ذکر گردیده است، دوم ربیع الاول است.
📙 شاهرودی، عبدالوهاب،«صفر و سفر؛ نگاهی دیگر به تاریخ وفات پیامبر - ص -»، مقالات و بررسیها، زمستان ۱۳۸۱، دفتر ۷۲، صص ۲۸۹ - ۳۰۲.

در این پژوهش، ابتدا آرای مورّخان در باب روز و ماهِ وفاتِ رسول اکرم، بر اساسِ تقدّم و تأخّر ارائه می‌شود و سپس با یادکَرد دیدگاهِ اهل تسنّن و تشیّع در این زمینه و بررسی «وقایع هفت‌گانه» مؤثر در تعیین وفات و دقّت در اقوال ـ با توجّه به «مسلّمات خاصّه و عامّه» و رسم جدولِ زمان شمار ـ سخن به این نکته منتهی می‌شود که قولِ وفات در «ربیع الاوّل» قطعی است و در میانِ دیدگاههای سه گانه در این ماه (اوّل، دوم و دوازدهم ربیع الاوّل) تاریخ وفات در «دوم ربیع الاوّل» را با قطعیّات تاریخی دو طرف نزدیکتر می‌بیند. سپس روایت: «هر که مرا به رفتن ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت مُژده دهم» از نظر فقه الحدیث بررسی می‌گردد و آن را از «موضوعات» می‌شمارد. در پایان به این اَمر اشاره شده است که چرا شیعه، روایت ۲۸ صفر را به عنوانِ تاریخ وفاتِ پیامبر (ص) پذیرفته است؟ و نشان می‌دهیم که این قضیه از ابتکاراتِ «صفویان» بوده است
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
9
▪️روایتی شیعی –عباسی از چگونگی درگذشت امام رضا (ع): روایت یعقوبی

وفاة الرضا علي 
و لما صار إلى طوس توفي الرضا علي بن موسى بن جعفر بن محمد بقرية يقال لها النوقان أول سنة ٢٠٣ و لم تكن علته غير ثلاثة أيام، فقيل إن علي بن هشام أطعمه رمانا فيه سم، و أظهر المأمون عليه جزعا شديدا.  فحدثني أبوالحسن بن أبي عباد قال: رأيت المأمون يمشي في جنازة الرضا حاسرا في مبطنة بيضاء، و هو بين قائمتى النعش يقول: إلى من أروح بعدك، يا أبا الحسن! و أقام عند قبره ثلاثة أيام يؤتى في كل يوم برغيف و ملح، فيأكله، ثم انصرف في اليوم الرابع، و كانت سن الرضا أربعا و أربعين سنة
📘 یعقوبی احمد بن اسحاق، تاريخ اليعقوبي. ج ۲، ص ۴۵۳.

وفات على الرضا 
چون مامون به طوس رسيد، رضا على بن موسى بن جعفر بن محمد ع در قريه‌اى كه بان "نوقان" گفته مى‌شود، در اول سال ۲۰۳ وفات كرد و بيمارى آن حضرت بيش از سه روز نبود و گفته شده كه على بن هشام انار مسمومى باو خورانيد و مامون بر وى سخت بيتابى نشان داد.  خبر داد مرا ابو الحسن بن ابى عباد و گفت: مامون را ديدم كه قبايى سفيد در برداشت و در (تشييع) جنازه رضا سر برهنه ميان دو قائمه نعش پياده مى‌رفت و مى‌گفت، اى ابو الحسن پس از تو به كه دلخوش باشم‌؟ و سه روز نزد قبرش اقامت گزيد و هر روز قرصى نان و مقدارى نمك براى او مى‌آوردند و خوراكش همان بود، سپس در روز چهارم بازگشت. سن رضا (ع) چهل و چهار سال بود.
📕 یعقوبی احمد بن اسحاق،  تاریخ یعقوبی، ترجمهٔ محمد ابراهیم آیتی، ج  ۲ ص ۴۷۱.

روایت‌ها دربارۀ چگونگی درگذشت امام رضا (ع) پرشمار و گونه‌گون‌اند. یکی از کهن‌ترین این روایت‌ها، گزارش مورخ شیعه‌گرا، یعقوبی (د. ۲۸۴ یا ۲۹۲ﻫ. هشتاد یا نود سال پس از درگذشت امام رضا (ع)) است. این روایت چند نکته قابل‌توجه دارد: یکی آنکه صراحت دارد که امام (ع) مسموم شده و به مرگ طبیعی درنگذشته، آن‌گونه که مورخان بعدی همچون طبری و دیگران گفته‌اند؛ دوم آنکه علی بن هِشام [مَروزی]، یکی از سرداران خراسانی مامون، را عامل مسموم‌کردن امام می‌داند؛ سوم آنکه برخلاف روایت مشهور، میوۀ سمی خورانده شده به امام را «انار» می‌داند نه «انگور»!. امّا چهارم و مهم‌ترین نکته در این روایت، تبرئۀ مامون از دست داشتن در این ماجرا است نه به‌عنوان عامل و نه‌ به‌عنوان آمر! برای یعقوبی که جداندرجد دلبستۀ امامان علوی و وابستۀ خلفای عباسی بودند، این روایت بهترین بود، چرا که اصل ماجرا، مسموم‌شدن امام علوی، در آن ذکرشده و درعین‌حال دامن خلیفۀ عباسی را از اتهام دست‌داشتن در قتل امام پاک ساخته است!


معصومعلی پنجه
چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ / ۳۰ صفر ۱۴۴۶ |
کوی اخلاص/ کوچۀ کوثر

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
2👍2
▪️«مامون او را زهر داد اندر آب انار به دست خویش»: روایتی فارسی دربارهٔ چگونگی درگذشت امام رضا (ع) از قرن ششم از مولفی ناشناس

ذكر على بن موسى الرّضا عليهما السّلام

لقب او رضا بود و كنيت ابا الحسن. مادرش مادر فرزند* بود نام سكن النّوبيّه، و خيزران نيز گويند. و مأمون او را به طوس زهر داد اندر آب انار به دست خويش؛ و بمرد در سنه‌ى اثنين و مأتين، و هم آنجايگاه هم‌پهلوى هارون الرّشيد دفن كردند. و عمر او چهل و نه سال و شش ماه بود. و فرزندانش جز از دو پسر نبودند: يكى محمّد و ديگرى جعفر - و السّلام
.

📗 مجمل التواریخ و القصص، تصحیح نجم آبادی، ص ۳۵۳؛  تصحیح  بهار، ص ۴۵۷.

* مادر فرزند ترجمهٔ ام‌ ولد است. منظور مادری است که کنیز بوده و برای صاحب خود فرزندی زاده است (نک. «ام ولد»، در ویکی‌شیعه).

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
3👍1
هرک آمده است زود برفته است بی‌درنگ
برخوان اگر نخوانده‌ای اخبار خسروان

بررس کز این محل بچه‌ خواری برون شدند
اسفندیار و بهمن و شاپور و اردوان

#ناصرخسرو
#از قصیدهٔ شمارهٔ  ۱۹۴
 
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
2
شيراز

در ولايت پارس شهريست كه آن را به شكم شير مانند كرده‌اند، و از همه شهرها كه گرداگرد اوست نعمت آنجا آورند و از آنجا به جايگاههاى ديگر برند و بناء آن محمد بن القاسم بن ابى عقيل ابن عم حجاج كرده است، و دارالملک پادشاهان پارس است و هواى خوش دارد و نعمت فراخ باشد، و درخت بسيار و ميوه را حدى نباشد
.


📗 مجمل‌التواریخ و القصص (قرن ششم؛ مولف ناشناس)، تصحیح بهار، ص ۵۲۵؛ تصحیح نجم آبادی، ص ۴۰۶.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
An Historical Atlas of Central Asia.pdf
3.1 MB
📗 فهرست مطالب و مقدمه کتاب اطلس تاریخی آسیای مرکزی نوشتهٔ یوری برگل و ترجمۀ گودرز رشتیانی که تازگی به بازار نشر آمده است (سمت، ۱۴۰۳).

این کتاب شرح تاریخ آسیای مرکزی همراه با نقشه‌های دقیق از همۀ ادوار پیشین این منطقه است که با استفادۀ گسترده از منابع محلی، فارسی، روسی، انگلیسی و چینی روایت منسجم و روشمندی از تحولات تاریخی، جابه‌جایی اقوام، تغییر نام‌های جغرافیایی، جابه‌جایی سلسله‌ها و خاندان‌های حکومتگر و تغییرات جمعیتی در کنار مسیرهای تجاری و آثار تمدنی شهرهای مختلف ارائه می‌کند. جانمایی واحدهایی جغرافیایی، توجه به تغییر و دگرگونی نام مکان‌های مختلف همراه با ریشه‌شناسی تعدادی از نام‌ها، یکسان‌سازی و تبدیل همۀ گاه‌شماری‌ها به تقویم میلادی همراه با شرح رویدادهای این منطقه به تفکیک حوزه‌های جغرافیایی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب است.

✓ این کتاب را ندیده‌ام، اما از مقدمهٔ مترجم توان دریافت که کتابی است پایه‌ای و آموزنده و سودمند در تاریخ آسیای مرکزی (آسیای میانه، فرارود/ ورارود/ ماوراءالنهر).

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔰‌ دربارهٔ اصطلاح «صدر اسلام»

تلقی رایج و غالب در میان تاریخ‌دانان ایرانی همین است که در ذیل مدخل «صدر اسلام» در دایرةالمعارف فارسی مصاحب (تصویر در فرستهٔ پایین) آمده: «زمان پیغمبر و خلفای اربعه» که می‌شود از بعثت پیامبر (ص) تا شهادت امام علی (ص) در سال ۴۰ هجری).

حسین عزیزی در مقالهٔ روشنگرانه‌ای با عنوان «تبارشناسی مفهوم «صدر اسلام» در تاریخ‌نگاری اسلامی» (پژوهش‌های تاریخی، دوره ۱۱، شمارهٔ ۴۳، آذر ۱۳۹۸، صص ۵۳ - ۶۸) با پی‌جویی و بررسی این اصطلاح در سنت و فرهنگ اسلامی از گذشته تا امروز، روشن ساخته که در منابع از این اصطلاح، پنج مفهوم یا کاربرد متفاوت اراده شده است:

۱. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص)
۲. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و صحابه نخستین در برابر دوران بنی‌امیه

۳. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و عموم صحابه (تا صد هجری)
۴. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر(ص) تا عصر تابعانِ صحابه و بنی‌امیه (تا ۱۵۰ هجری)
۵. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر تا پایان عصر نخست عباسیان و اَتباعِ تابعان (تا ۲۱۰ هجری)

به نظرم بهتر است که در مطالعات تاریخی به زبان فارسی، طبق برداشت جاافتاده «صدر اسلام» برای دورهٔ پیامبر و دورهٔ خلفای راشدین به‌کار برده شود و برای اشاره به دوره‌های پس از آن، اموی و عباسی تا سده چهارم و حتی تا پایان آل‌بویه (۴۴۷ ه‍)، تعبیر روشن و دقیق‌تر «قرون/ سده‌های نخستین اسلامی» به‌کار گرفته شود.

چند سالی است که متأثر از آثار و مطالعات اسلام‌شناسان غربی، تعابیری چون «اسلام آغازین/ اسلام اولیه» معادل «Early Islam» نیز در نوشته‌های فارسی به کار می‌رود که خود این اصطلاح هم به لحاظ زمانی افزون بر دوران پیامبر و خلفای نخستین، گاه تا اوایل قرن چهارم هجری را هم دربرمی‌گیرد؛ دوره‌ای که دوره «شکل‌گیری» نهادها و دانش‌ها، هنرها و...در جهان اسلام است.

معصومعلی پنجه
شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | بوستان نهج‌البلاغه

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
3👍3