| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram

آخ-چه خوب بود که ما زودتر هم را می‌دیدیم و قبل از موقعی که تکمیل تدارکات به ما اجازهء ملاقات بدهد یکدگر را ملاقات می‌نمودیم دیگر این‌ طور بشود یا نشود نمی‌دانم در هر صورت منتظرم که تو هم احساسات خودت را زودتر بتوسط خط خودت‌ بتفصیل برای من بفرستی-من حالا جز خیال تو و فکر تو مشغولیت دیگری ندارم-می‌خواهم بنّا آورده و بین‌ قسمت مقدم منزل و قسمت مؤخر آن را دیوار کشیده و از هم تفکیک نمایم منزل حالیهء ما خیلی خوب و جدید البنا و مزین است. حیف است از این منزل خارج شویم.برای اطاق پذیرایی شما دو اطاق مجزی نموده و برای پذیرایی خودم یک اطاق و یک ناهار خوری و برای اطاق خواب هم اطاق دیگری موجود داریم برای‌ صندوقخانه و انبار و غیره هم اطاقها و زیرزمینهای مرتبی و محکمی مهیاست وسعت و دلوازی حیاط بقدر مکفی است. گمان ندارم به شما بد بگذرد-فقط شما باید یک آشپزخانه و تمیزخانه با خودتان بیاورید و کلفت درست و امینی هم برای خودتان انتخاب نمایید.در قابلیت و نظافت آشپز خیلی دقت کنید ملاحظهء صرفه و غیره را ننمایید در امانت و صحت عمل کلفت هم دقت بفرمایید-از قول بنده خدمت خانم معظمهء خودتان سلام و عرض عبودیت تبلیغ نموده از طرف من دست ایشان را ببوسید.

                 والباقی عند التلاقی- قربانت م.بهار
»


📚 این نامه به همراه نامه‌ای دیگر نخستین‌بار در ایران‌نامه، ویژه‌نامهٔ محمدتقی بهار ملک‌الشعراء، سال پنجم، شماره چهارم، تابستان ۱۳۶۶، صص ۷۰۳ - ۷۱۳ منتشر شده و  در اینجا و اینجا هم در دسترس است.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
4👍1👏1
...
کجاست روزگار صلح و ایمنی
شکفته مرز و باغ دلگشای او

کجاست عهد راستی و مردمی
فروغ عشق و تابش ضیای او

کجاست دور یاری و برابری
حیات جاودانی و صفای او

فنای‌ جنگ خواهم از خدا که شد
بقای خلق بسته در فنای او

زهی کبوتر سپید آشتی
که دل برد سرود جانفزای او

رسید وقت آنکه جغد جنگ را
جدا کنند سر به پیش پای او

...


🕊 ملک‌الشعراء بهار | از قصیده جغد جنگ


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏1😢1🕊1
📚 این کتاب‌های تاریخی ارزشمند و خواندنی‌ از جملهٔ آثاری هستند که همین تازگیا نشر سنگلج چاپ و پخش کرده است. امروز هم در کانال این نشر خبر داده شده که به‌زودی آثاری مهم در ادب و فرهنگ و تاربخ ایران و اسلام را منتشر خواهند ساخت.

کتاب‌هایی که تاکنون از سوی این نشر نوپا به کتابخانهٔ فارسی عرضه شده، نشان از آن دارند که این نشر برپایهٔ اندیشه‌ای نیک، روشن و سازنده سامان گرفته است.

امیدوارم نشر سنگلج در آیندهٔ نزدیک به یکی از ناشران معتبر ایران بدل شود و در میان اهل تاریخ و فرهنگ به خوش‌نامی بلند‌آوازه گردد
.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
5👍3👏1
📚 برای انتشارات علمی و فرهنگی

📕 چندی است که از شرکت انتشارات علمی و فرهنگی خبرهای خوشی به گوش نمی‌رسد. همین چند روز پیش انصاف‌نیوز در یادداشتی با عنوان «انتشارات علمی و فرهنگی در بن‌بست» از گوشه‌ای از مشکلات این شرکت از جمله «تعطیلی فروشگاه و نیمه‌تعطیلی چاپخانه، مشکلات پخش و توزیع، نارضایتی کارکنان به دلیل حقوق نگرفتن» پرده برداشته است.

📙 انتشارات علمی و فرهنگی یکی از بزرگترین و باسابقه‌ترین بنگاه‌های نشر در ایران معاصر است. این شرکت که پس از انقلاب اسلامی پاگرفته، جانشین و میراث‌دار دو انتشاراتی خوش‌نام دوران پهلوی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مؤسسه انتشارات فرانکلین است. هر اندازه که کتابخوانانِ دهه‌های سی تا پنجاه، از کتاب‌های خواندنی آن دو انتشارات نوستالژی و خاطره‌ دارند، به همان اندازه ما کتابخوانان و دانشجویانِ دهه‌های شصت تا نود با کتاب‌های انتشارات علمی و فرهنگی خاطره‌‌های خوش داریم؛ االبته بیشتر کتاب‌هایی که ما می‌خواندیم بازچاپ همان کتاب‌های آن دو انتشاراتی بود، به اضافه آثاری که تازه چاپ می‌شد.

📘 برای ما دانشجویان تاریخ، انتشارات علمی و فرهنگی یادآور فهرستی بلند از آثار ارزشمند اعم از منابع و مطالعات تاریخی است که مطالعهٔ آنها به‌عنوان کتاب درسی و پژوهش برپایهٔ آنها بخشی از خاطرهٔ جمعی ما شده است. ترجمه‌های پُخته و سَختهٔ کتاب‌های تاریخی اسلامی مانند تاریخ و البلدان یعقوبی؛ مروج و تنبیه مسعودی؛ مقدمهٔ ابن‌خلدون؛ ترجمه‌های مطالعات ارزشمندی از خاورشناسان همچون جغرافیای تاریخی سرزمین‌‌های خلافت شرقی لسترنج؛  تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی اشپولر؛ تاریخ جنگ‌های صلیبی رانسیمان؛ تاریخ نوشته‌های جغرافیایی در جهان اسلامی کراچکوفسکی تنها شمار اندکی از آثاری است که این شرکت انتشاراتی در کارنامهٔ درخشان هفتاد سالهٔ خود، از زمان بنیاد بنگاه ترجمه و نشر کتاب در ۱۳۳۳، منتشر ساخته است.

📗 امیدوارم در دولت جدید مسائل و مشکلات این شرکت رفع‌ورجوع شود و این بنگاه دوباره به روزگار زرین خود بازگردد.

معصومعلی پنجه
۳۰ مرداد ۱۴۰۳ | جنت‌آباد

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍11😢1
▪️مَقْدِسی یا مُقَدَّسی؟

نسبت (نام اَشْهَر) دانشوران اهل بیت‌المقدس، کسانی مانند نویسندهٔ اَلْبَدْءُ وَ التّاریخ / آفرینش و تاریخ (مطهر بن طاهر) و صاحب اَحْسَنُ التَّقاسیمِ فی مَعْرِفَةِ الْاَقالیم، (ابوعبدالله محمد بن احمد) را چگونه باید نوشت و خواند؟

از آنجا که نام شهر هم به دو صورت بیت‌المُقَدَّس و بَیْت‌المَقْدِس‌ نوشته و خوانده می‌شود (نک.: مدخل بیت‌المقدس در دجا و دبا) پس هر دو صورت مَقْدِسی و مُقَدَّسی صحیح است. کدام ترجیح دارد؟ ما در ایران  اگرچه شهر را بیت‌المُقَدَّس می‌خوانیم، امّا ترجیح می‌دهیم که منسوبان به آن را مَقْدِسی بخوانیم. 

در غرب، خاورشناسان، غالباً نام نویسندهٔ البدء و التاریخ را به‌صورت مَقْدِسی
al-Maqdisī / al-maḳdisī
و نام صاحب احسن‌التقاسیم را به‌شکل مُقَدَّسی
al-muḳaddasī / al-Muqaddasī
می‌نویسند و می‌خوانند. پاتریشا کرون در پیامبران بومی‌گرای ایران در ارجاعات و کتابنامه به همین‌ شیوه عمل کرده (نک. کرون، صص ۶۶۷ و ۶۶۸) و در کتابنامه پس از ذکر مشخصات کتاب احسن‌التقاسیم این توضیح را آورده: «صورت صحیح نام مَقدِسی است اما چون مولفان بسیاری به این نام هست، تلفظ مرسوم مُقَدَّسی بسیار مناسب است».*

نکته دیگر آنکه، نام‌خانوادگی معاصرانی چون جورج مقدسی /George Makdisi دانشور آمریکایی لبنانی‌تبار و نویسندهٔ کتاب <برآمدن مدرسه‌ها> The Rise of Colleges** را باید به صورت مَقْدِسی خواند و نوشت.


*  در ترجمهٔ فارسی در چینش الفبایی منابع در کتابنامه نام این دو نویسنده/ دو کتاب با فاصله آمده‌ و آثاری دیگر میان این دو آورده شده، درحالی که باید پشت سر هم می‌آمد و این اشکال‌ است.
 
** خبر خوب اینکه به‌زودی ترجمهٔ فارسی این کتاب مهم در تاریخ آموزش و نهادهای آموزشی در دورهٔ میانه اسلامی منتشر خواهد شد.

معصومعلی پنجه
یکم شهریور ۱۴۰۳ | دانشگاه علوم و تحقیقات

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍91
🩺 امروز، یکم شهریور، به مناسبت زادروز بوعلی سینا، و برای بزرگداشت جایگاه پزشکان روز «پزشک» نامیده شده است.

📚 برای آشنایی با تاریخ پزشکی و پزشکان بزرگ، مطالعهٔ کتاب فشرده و ارزندهٔ تاریخ پزشکی نوشتهٔ ویلیام باینوم با ترجمهٔ همکار ارجمند و فاضل ما سرکار خانم دکتر فهیمه مخبر دزفولی، بسیار سودمند است.

«ویلیام باینوم در این اثر با بیانی روان، و گاه طنزآمیز، دوهزار و پانصد سال تاریخ پزشکی را به‌اختصار ولی بسیار عمیق عرضه می‌دارد. او تاریخ پزشکی را به پنج دوره تقسیم کرده است. وی با تأکید بر اهمیت بیمارستان‌های فرانسه در قرن نوزدهم به‌عنوان عصر پزشکی بیمارستانی، دوره‌های قبل از آن را دوره پزشکی بالینی و کتابخانه‌ای و دوره پس از آن را پزشکی اجتماعی و آزمایشگاهی شمرده است. باینوم در فصل پزشکی کتابخانه‌ای، که معاصرِ قرون وسطی در اروپاست، پزشکی اسلامی و پزشکان برجسته‌ای چون رازی و ابن‌سینا را معرفی کرده، سپس به بازگشت علوم یونانی از طریق ترجمه آثار عربی به لاتین اشاره نموده و به ادامه پیشرفت علوم پزشکی در غرب (تأسیس بیمارستان‌ها، آزمایشگاه‌ها، دانش و صنعت داروسازی) تا دوره معاصر پرداخته است».

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍62
امروزه اهمیت مغز از دیدگاه علمی امری معمول است، اما در نظر یونانیان چنین نبود. افلاطون، مانند بقراط، معتقد بود که مغز محل فعالیت‌های روانی است، اما شاگرد افلاطون، ارسطو، معتقد بود که قلب مرکز احساس هیجان و سایر فعالیتهای ذهنی است. علاوه بر این نگرانی و عشق را در قلبمان تجربه می کنیم نه در مغزمان‌ قلب ما (و نه مغزمان) هنگامی که از زندگی سرشار هستیم، تندتر می‌زند. علاوه‌بر این ارسطو به‌عنوان دانش‌پژوهی تجربی دربارهٔ تحولات جنین متوجه شد که اولین علامت زندگی در جنین در حال تکامل، حرکتی درون قلب اولیه است. تقریباً دو هزار سال بعد شکسپیر دوباره این بحث را مطرح کرد: به من بگو عشق در کجا جان می‌گیرد، در قلب یا سر؟
به‌رغم عادت زبانی ما، که هنوز هم بیشتر مسائل را به قلبمان نسبت می‌دهیم بقراط و افلاطون در این مباحثه پیروز شدند
.
📚 ویلیام باینوم، تاریخ پزشکی، ترجمهٔ فهیمه مخبر دزفولی، نشر حکمت سینا، ۱۳۹۷، صص ۳۶ -۳۷.


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍31
یکی از ثمره‌های تربیت پزشکانی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شدند، تشکیل سلسله‌مراتب شغلی در پزشکی بود که تا قرن نوزدهم ادامه داشت. پزشکی دورهٔ تحصیلی طولانی و گرانی بود که در دانشگاه‌ها عرضه می‌شد و موقعیت احترام‌برانگیزی برای پزشکان ایجاد می‌کرد که به آن افتخار می‌کردند. (یک دهه پیش کسی حق نداشت از دانشجویان پزشکی کالج سلطنتی انگلیس برای پس گرفتن حق‌الزحمه شکایت کند.) کار یدی در شأن پزشک به‌عنوان انسانی محترم، نبود و وظیفهٔ جراح یا داروساز بود؛ هر دو شغل از قبل وجود داشت ولی با تأسیس بیمارستانها رسماً تثبیت شدند. جراحان و داروسازان با کارآموزی یا به صورت غیررسمی با همکاری جراحان و داروسازان قدیم‌تر به فراگیری این حرفه‌ها می‌پرداختند. این سبک بقراطی بود. به هر حال پایگاه اجتماعی و موقعیت اقتصادی جراحان و داروسازان از پزشکان پایین‌تر بود. پزشکان زبان لاتین می‌دانستند و درباره دقایق و ظرایف آثار جالینوس و ابن سینا بحث می‌کردند.

 
📚 ویلیام باینوم، تاریخ پزشکی، ترجمهٔ فهیمه مخبر دزفولی، نشر حکمت سینا، ۱۳۹۷، صص ۵۸ - ۵۹.

👩‍⚕👨‍⚕روشن شد که چرا شماری از پزشکان خود را تافتهٔ جدابافته می‌دانند؛ «اشرافیت پزشکی» تاریخی بلند دارد!😊

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5
🔰 تطبیق ماه‌ها با برج‌ها به زبان فارسی و اسلوب شعری

ماه فروردین جهان گردد جوان
برهٔ بریان نهد منعم به خوان
کشت گیرد مایه در اردیبهشت
گاو فارغ می‌شود از کارکشت
باغ در خرداد رنگین‌تر شود
بوی گل تا برج دو پیکر شود
شاخ میوه چون کمان گردد به تیر
رقص خرچنگی کند چرخ اثیر
اوج گیرد در مه مرداد، روز
شیر جوش آید به پستان تموز
ماه شهریور شود گلگشت‌، کل
خوشهٔ انگورگردد چون عسل
مهربان گردد جهان در ماه مهر
روز و شب گردند یک‌ میزان‌ به چهر
ابر آبستن به آبان می‌شود
کژدم اندر لانه پنهان می‌شود

📕 ملک‌الشعراء بهار


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4👏2
روزگاری در پادشاهی بریتانیا، زادگاه فوتبال،  این ورزش ممنوع بود! (هفتصد سال و پانصد سال پیش).

📕 میکائیل کوریا، تاریخ مردمی فوتبال،  ترجمهٔ علی انتصاری‌پور، نشر افکار، ۱۴۰۱.

📘 کتابی است خواندنی به‌ویژه برای تماشاگران و هواداران فوتبال. صفحهٔ تقدیم کتاب هم جالب‌توجه و غم‌انگیز است!

📚 تصویر صفحه‌ها را از طاقچه برداشته‌ام.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍52
 
و منهم: شمع آل محمد، و از جملهٔ علایق مجرد سید زمانه خود، ابوعبداللّه الحسین بن علی بن ابی طالب، رضی اللّه عنهما

از محققان اولیا بود و قبلهٔ اهل بلا و قتیل دشت کربلا و اهل این قصه بر درستی حال وی متفق‌اند که تا حق ظاهر بود مر حق را متابع بود چون حق مفقود شد شمشیر بر کشید و تا جان عزیز فدای شهادت خدای عزّ و جلّ نکرد نیارامید



📕 هجویری، کشف المحجوب  | بابٌ فی ذکر أئمَّتِهِم من اهل البیت  | ابوعبداللّه الحسین بن علی بن ابی طالب، رضی اللّه عنهما

📚 به نقل از گنجور

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4👎1
« ... میخواستی برای این «شمارة المخصوصه» مختصری اتوبیوگرافی بنویسم و .... بی‌تعارف و شکسته‌نفسی و ازين حرفها، سیروس جان، من ازین کارها بلد نیستم، من اصلا سرگذشت و شرح‌حال ندارم حتی همین اسم و شناسنامه هم زیادی است. من نه خانوادهٔ چنین و چنانی و حسب و نسب فلان و بهمانی دارم، نه ماجراهای عجیب و غریب و شنیدنی بر من گذشته، نه سفرنامه به دیارهای دوردست و نزدیک‌دست دارم، نه تحصیلات منظم با غیرمنظم در دانشگاههای خارج و داخل داشته‌ام. نه اقدامات و فعالیتهای درخشان و پرتاب و تب داشته‌ام، و نه هیچ هیچ هیچ. بجای تمام این حرفها و ستونهای خالی بگذار در دائرةالمعارف روزگار ما بنویسند: هیچ پسر هیچ که هیچ‌جا نرفت و هیچ‌کاری هم نکرد و هر چه هم بر سرش کوبیدند هیچ نگفت. هیچ درسی نخواند، هیچ دوستی نگرفت و خلاصه هیچستان محض. حالا خوب شد؟
نه راستی، عزیزم، چه حالی و چه شرحی؟ شاید میخواهی این را بگویم که بله پدرم اسمش علی بود و از آن «عطارطبیبان» بود و اصلا اهل فهرج یزد بود اما کوچ کرده و پروردهٔ خراسان بود، او زنی داشت بنام مریم اهل خراسان، و در ۱۳۰۷ شمسی هیچ‌آقایی را -که من باشم ـ در توس خراسان به دامن روزگار افکند و این هیچ‌آقا همینطور بزرگ میشد، تا روزی و روزگاری که دید دارد برای خودش دلی دلی آواز میخواند، و اما چه آوازی، مسلمان نشنود کافر نبیند. و ... ازین قبیل؟ بله؟ شاید همین‌ها را میخواهی؟ اگر مقصودت اینهاست که باید بگویم کوچه را اشتباهی آمده‌ای، من آن نشانی که که تو در جستجویش هستی، نیستم، عزیزم در کجای کاری؟ خوب است که با من و این زمانه بیگانه نیستی، بخوبی آشنائی، دیگر پس چه بگویم
؟ ...
✉️ بخشی از نامهٔ بلند مهدی اخوان ثالث به سیروس طاهباز که در اول اسفند ۱۳۴۷ نوشته شده است.

📗بدرودی با مهدی اخوان ثالث: شناخت شعر و زندگی م. امید، به‌کوشش سیروس طاهباز، ۱۳۷۰،  صص ۲۴۲ - ۲۴۳.

📕 طرفه آنکه این جملهٔ «...بگذار در دایرة‌المعارف روزگار ما بنویسند: هیچ پسر هیچ ...» به واقعیت پیوست و چند سال پس از درگذشت اخوان ثالث در دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی (قاعدتاً جلد ۷ ) مدخلی که به نام او نوشته شده بود، منتشر نگردید و به ذیل ارجاع داده شد. البته سه سال پیش نسخه مجازی آن منتشر شد (نک.: یدالله جلالی پندری و قنبرعلی رودگر، «اخوان ثالث، مهدی»، دبا).

▪️امروز سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث است (چهارم شهریور ۱۳۶۹).

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏4👍3