💌 تقاضای ازدواج با نامه (۱): نیچه
✓ پیش از این روزگارِ چت و پیامک و ایمیل و دایرکت و ... ، دورانی بود که عاشقان و معشوقان برای هم بر روی کاغذ و پوست و پاپیروس و دیگر چیزها نامه مینوشتند. گاهی تقاضای ازدواج هم با نامهنگاری صورت میگرفت. برخی از دانشوران و باسوادانِ کمروی پیش از رفتن به خواستگاری رسمی، با نامهنگاری درخواست ازدواج را بهسوی محبوب روانه میساختند.
💔آنچه در پی میآید نامهای است که فریدریش ویلهلم نیچه (د. ۱۹۰۰م.)، فیلسوف نامدار آلمانی، به ماتیلده ترامپداخ نوشته و از این بانو درخواست کرده که با او ازدواج کند. درخواستی که بینتیجه ماند و یکی از ناکامیهای فیلسوف بزرگ را در برقراری پیوند با زنان رقم زد.
📜«ژنو، ۷ آوریل ۱۸۷۶
بانوی من! امشب شما برای من چیزی خواهید نوشت و من برای شما چیزی مینویسم. تمام شهامت خود را در قلبتان گردآورید تا از پرسشی که در مقابل شما قرار میدهم هراسان نشوید: آیا با من ازدواج میکنید؟ من شما را دوست دارم و احساس میکنم که گویی هم اکنون هم شما متعلق به من هستید. از ناگهانی بودن این عشق سخن نگویید. چه این عشق از خطا مبراست. و بنابراین نیازی به عذرخواهی نمیبینم. ولی میخواهم بدانم آیا شما هم احساسی چون من دارید؟ - این احساس که ما هرگز با هم بیگانه نبودهایم، حتی لحظهای! آیا تصور نمیکنید که اگر با هم ازدواج کنیم هر یک از ما، آزادتر و بهتر از زمانی خواهیم بود که مجرد باشیم؟ به زبان دیگر، آیا این موقعیت، موقعیتی «برتر» نیست؟ آیا از این فرصت برای بودن با من، با کسی که صمیمانه میکوشد آزادتر و بهتر باشد استفاده خواهید کرد؟ اکنون صریح و بیپرده باشید و هیچ چیز را پنهان نکنید... فردا صبح ساعت ۱۱ من با قطار سریعالسیر به بال برمیگردم. اگر به درخواست من جواب مثبت بدهید، من نشانی مادرتان را خواهم پرسید و بلافاصله به او نامه خواهم نوشد. اگر هم زودتر از آن بتوانید پاسخ آری یا نه خود را مشخص کنید قبل از ساعت ده صبح یادداشتی به هتل گرانی دولاپوسته بفرستید.
سعادتمند باشید، با بهترین آرزوها
فریدریش نیچه».
📚 ایو فرنتسل، زندگی و آثار نیچه، ترجمهٔ فرشته کاشفی، نشر آگه، ۱۳۹۳، ص ۹۸.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
✓ پیش از این روزگارِ چت و پیامک و ایمیل و دایرکت و ... ، دورانی بود که عاشقان و معشوقان برای هم بر روی کاغذ و پوست و پاپیروس و دیگر چیزها نامه مینوشتند. گاهی تقاضای ازدواج هم با نامهنگاری صورت میگرفت. برخی از دانشوران و باسوادانِ کمروی پیش از رفتن به خواستگاری رسمی، با نامهنگاری درخواست ازدواج را بهسوی محبوب روانه میساختند.
💔آنچه در پی میآید نامهای است که فریدریش ویلهلم نیچه (د. ۱۹۰۰م.)، فیلسوف نامدار آلمانی، به ماتیلده ترامپداخ نوشته و از این بانو درخواست کرده که با او ازدواج کند. درخواستی که بینتیجه ماند و یکی از ناکامیهای فیلسوف بزرگ را در برقراری پیوند با زنان رقم زد.
📜«ژنو، ۷ آوریل ۱۸۷۶
بانوی من! امشب شما برای من چیزی خواهید نوشت و من برای شما چیزی مینویسم. تمام شهامت خود را در قلبتان گردآورید تا از پرسشی که در مقابل شما قرار میدهم هراسان نشوید: آیا با من ازدواج میکنید؟ من شما را دوست دارم و احساس میکنم که گویی هم اکنون هم شما متعلق به من هستید. از ناگهانی بودن این عشق سخن نگویید. چه این عشق از خطا مبراست. و بنابراین نیازی به عذرخواهی نمیبینم. ولی میخواهم بدانم آیا شما هم احساسی چون من دارید؟ - این احساس که ما هرگز با هم بیگانه نبودهایم، حتی لحظهای! آیا تصور نمیکنید که اگر با هم ازدواج کنیم هر یک از ما، آزادتر و بهتر از زمانی خواهیم بود که مجرد باشیم؟ به زبان دیگر، آیا این موقعیت، موقعیتی «برتر» نیست؟ آیا از این فرصت برای بودن با من، با کسی که صمیمانه میکوشد آزادتر و بهتر باشد استفاده خواهید کرد؟ اکنون صریح و بیپرده باشید و هیچ چیز را پنهان نکنید... فردا صبح ساعت ۱۱ من با قطار سریعالسیر به بال برمیگردم. اگر به درخواست من جواب مثبت بدهید، من نشانی مادرتان را خواهم پرسید و بلافاصله به او نامه خواهم نوشد. اگر هم زودتر از آن بتوانید پاسخ آری یا نه خود را مشخص کنید قبل از ساعت ده صبح یادداشتی به هتل گرانی دولاپوسته بفرستید.
سعادتمند باشید، با بهترین آرزوها
فریدریش نیچه».
📚 ایو فرنتسل، زندگی و آثار نیچه، ترجمهٔ فرشته کاشفی، نشر آگه، ۱۳۹۳، ص ۹۸.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤7🔥2
ملتها نیز مانند افراد گاه قادر به خلاصِ کردن خویش از بار پارهای خاطرات نیستند. از دیدگاه مکتب روانکاوی، افرادی میل ندارند برخی دلمشغولیهایی دردناک را به فراموشی بسپارند. گرچه از سنگینیِ نفسگیرِ آن خاطرات در عذابند، برای انصراف خاطر از موضوعهای پر رنجِ دیگری به آن یادها نیازمندند.
بر پایه وقایع ۲۸ مرداد مرثیهای شکل گرفته است در حال و هوای روضه و تعزیه. خائنان و خادمان در دو صف جدا از یکدیگرند و شهید و قهرمان به تعداد کافی برای چنین مظلمهای فراهم است: مردی سالخورده که در بستر بیماری برای آرمان میجنگد و وقتی نامردمان او را کشان کشان از خانهاش بیرون میبرند فرزندش از صدمهٔ روحی ناشی از تماشای آن صحنه تا آخر عمر بهبود نمییابد. وقتی مردی شریف و دربهدر که همکار و محرمِ اسرار قهرمان سالخورده بوده است به چنگ دشمنان میافتد، خواهر مرد اسیر به عبث میکوشد مانع شود سرکردهٔ آنها، بدنامترین لات شهر (خولی، حرمله، شمر)، ضرباتی با دشنه بر پیکر نحیفش وارد آورد. بعداً سیّدِ مجروح را با تن تبدار به دست دژخیم میسپارند. یزید در بارگاهش با ایلچیِ کفّار فرنگ به سلامتیِ پیروزیِ خویش جامی میزند.📚 محمد قائد، ظلم، جهل و برزخیان روی زمین، صص ۳۰۳، ۳۰۵.
✓ محمد قائد در این کتاب در جستار ششم: «خردهفرهنگها و تولید اسطوره: سه روزی که ایران را همچنان تکان میدهد» (صص ۳۰۳ - ۳۷۰)، شرح و تحلیلی خواندنی و روشنگر از ماجرای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن بهدست داده است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤4👍1
💌 تقاضای ازدواج با نامه (۲): ملکالشعراء بهار
✓ محمّدتقی بهار (۱۲۶۵ - ۱۳۳۰ش) این نامه را به سودابه صفدری، دختر عطاءالسلطنه، نوشته درحالیکه هنوز او را ندیده بود. «بهار هنگامی که سی و سه ساله بوده و در تهران بسر میبرده است و سرگرم کارهای مختلف ادبی و اجتماعی و سیاسی، درصدد برمیآید زن بگیرد و خانوادهای تشکیل بدهد. پس موضوع را با یکی از دوستان خود در میان میگذارد، آن مرد، خواهر همسر خود را به بهار پیشنهاد میکند. بهار که لابد خانوادهٔ دختر را میشناخته است، دختر را ندیده میپسندد و با این پیشنهاد موافقت میکند. آن دوست، موضوع را با خانوادهٔ دختر مطرح میسازد. آنان نیز با ازدواج دخترشان با بهار موافقت میکنند، و لا بد نیز اجازه میدهند که داماد آیندهٔ ایشان، ملک الشعراء بهار که مرد سرشناسی بوده است، از این ببعد، با دخترشان از طریق مکاتبه ارتباط برقرار کند بیآنکه بین آنان دیداری دست بدهد و باهم به گفتگو بپردازد».
📜 «۸ ربیعالاول [۱۳۳۶ق]
دوست ابدی من قربانت شوم با اینکه شما را ندیدهام از بخت خودم اطمینان دارم که گنجینهٔ عزیز ثابتی برای قلب و روح خویش انتخاب نمودهام ولی نمیدانم احساسات شما از چه قرار است. عزیزم من خودم را به شما معرفی مینمایم- یک جوان ثابت العقیدهٔ خوش قلب - فعال و ساعی- پر حرارت و باغیرت در دوستی محکم و در دشمنی بااهمیت حیات من در یک فامیل خوش اخلاق متدینی بوده و در امان مادر فاضله و حقپرستی تربیت شدهام در فامیل ما خسّت و دروغگویی و اسراف و هرزهخرجی موجود نبوده و نیست -به ما- یعنی من و خواهر و دو برادرم- همواره توصیه شده است که کار کن و فعال بوده و نان خودتان را با سعی و اقدام تدارک نموده و با خوشرویی و آسودگی بخوریم- من از سن هجده سالگی که پدر وفات کرده است رئیس و بزرگتر خانوادهٔ خود بوده و فامیل بزرگ خود را با عزّت و آبرومندی اداره کردهام و تا امروز که سی و سه سال از عمرم میگذرد رئیس این خانواده بوده و برای خانوادهٔ خودم جز عزّت و سرفرازی و استراحت چیزی بکار نبستهام- شهرت و احترام من به قوهٔ هوش و سعی و اقدام خودم بوده است ولی چون یک همسر و رفیق دلسوزی که مرا اداره کند نداشتهام هرچه بدست آوردهام صرف شده است.خودم در تهران مانده و مادرم بواسطهٔ مرض اعصاب و مفاصل در مشهد مانده و قادر به آمدن به تهران نشده است- زندگانی من در مشهد خیلی مرتب و آبرومند است. منازل شخصی و…و اثاثالبیت خانوادگی مادر همشیره و برادر و قریب پانصد نفر بستگان پدری و چهل نفر بستگان مادری من نیز در خراساناند ولی خودم نظر به علاقهٔ کاری و نظریات سیاسی ناچار در تهران اقامت نموده و میخواهم داخل یک حیات فامیلی جدیدی بشوم چون میتوانم فامیل جدید خودم را به فضل خدا و قوهٔ سعی و عمل و معلومات خودم بخوبی و در نهایت آبرومندی اداره نمایم به این نیت مصمم شده و بوسیلهٔ عزیزترین دوستانم معتصمالسلطنه و مرآتالسلطان با شما دست دوستی و وصلت داده و امیدوارم تا روزی که زنده بمانم دست خود را از دست شما بیرون نکشم و با شما زندگی کنم به شما اطمینان میدهم که من جز شما دیگری را دوست نداشته و نخواهم داشت مثل سایر جوانان جاهل و بیتجربه پیرامون هوا و هوسهای جوانی نگشته و در آتیه هم به طریق اولی نخواهم گشت. من فطرة با عصمت و عفت و تعصب خانوادگی بار آمده و این حس شریف را تا عمر دارم از خود دور نخواهم کرد البته شما هم با آن سوابقی که به پدر محترم شما سراغ دارم و فعالیت و شرافتی که از مادر گرامی و بزرگوارتان و سایر بستگانتان اطلاع یافتهام با من همعیقده بوده و قدر یک دوست صمیمی و همسر جدیدی را که میروید بقیهٔ عمرتان را با او بسر برید بخوبی خواهید دانست-شوهر شما کسی است که دوستی او برای عموم مردم باشرافت و نجیب ذی قیمت بوده و یک نفر از اخلاق و رفتار او مکدر نبوده و شاکی نیست.
بدیهی است که شما هم از این حیث با عموم همعقیده بوده و هیچ وقت از من شاکی نخواهید بود-زودتر با یک حس شریف و حرارت پاک و عقیدهٔ ثابت و مستحکمی خودتان را برای اداره کردن روح و قلب و خانهٔ من حاضر کنید شما صاحب دارایی و ثروت من و فرمانروای خانه و قلب من خواهید بود باید با نیتّی خالص و صمیمی قلبی و بیآلایش از عهدهٔ این مسؤولیت و صاحبخانگی و دلداری و دلنوازی حقیقی برآیید من به خداوند تبارک و تعالی متوسل شده و با شما متوصل میشوم و از خداوند درخواست میکنم که قلب شما با قلب من طوری متصل شود که جدایی و فاصلهای در بین موجود نباشد-عزیزم، بقدری میل دارم تو را ملاقات کنم که حدی ندارد دوست داشتم که این مطالب را در حضورت عرض کرده و قلب تو را در موقع اظهار احساسات قلبیهٔ خودم بسنجم و احساسات تو را آزمایش نمایم-من ربالنوع عشق و دوستی و صمیمیت و وفاداریم آیا تو هم با من در این عقیده همراه و همآواز خواهی بود؟
↓
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
✓ محمّدتقی بهار (۱۲۶۵ - ۱۳۳۰ش) این نامه را به سودابه صفدری، دختر عطاءالسلطنه، نوشته درحالیکه هنوز او را ندیده بود. «بهار هنگامی که سی و سه ساله بوده و در تهران بسر میبرده است و سرگرم کارهای مختلف ادبی و اجتماعی و سیاسی، درصدد برمیآید زن بگیرد و خانوادهای تشکیل بدهد. پس موضوع را با یکی از دوستان خود در میان میگذارد، آن مرد، خواهر همسر خود را به بهار پیشنهاد میکند. بهار که لابد خانوادهٔ دختر را میشناخته است، دختر را ندیده میپسندد و با این پیشنهاد موافقت میکند. آن دوست، موضوع را با خانوادهٔ دختر مطرح میسازد. آنان نیز با ازدواج دخترشان با بهار موافقت میکنند، و لا بد نیز اجازه میدهند که داماد آیندهٔ ایشان، ملک الشعراء بهار که مرد سرشناسی بوده است، از این ببعد، با دخترشان از طریق مکاتبه ارتباط برقرار کند بیآنکه بین آنان دیداری دست بدهد و باهم به گفتگو بپردازد».
📜 «۸ ربیعالاول [۱۳۳۶ق]
دوست ابدی من قربانت شوم با اینکه شما را ندیدهام از بخت خودم اطمینان دارم که گنجینهٔ عزیز ثابتی برای قلب و روح خویش انتخاب نمودهام ولی نمیدانم احساسات شما از چه قرار است. عزیزم من خودم را به شما معرفی مینمایم- یک جوان ثابت العقیدهٔ خوش قلب - فعال و ساعی- پر حرارت و باغیرت در دوستی محکم و در دشمنی بااهمیت حیات من در یک فامیل خوش اخلاق متدینی بوده و در امان مادر فاضله و حقپرستی تربیت شدهام در فامیل ما خسّت و دروغگویی و اسراف و هرزهخرجی موجود نبوده و نیست -به ما- یعنی من و خواهر و دو برادرم- همواره توصیه شده است که کار کن و فعال بوده و نان خودتان را با سعی و اقدام تدارک نموده و با خوشرویی و آسودگی بخوریم- من از سن هجده سالگی که پدر وفات کرده است رئیس و بزرگتر خانوادهٔ خود بوده و فامیل بزرگ خود را با عزّت و آبرومندی اداره کردهام و تا امروز که سی و سه سال از عمرم میگذرد رئیس این خانواده بوده و برای خانوادهٔ خودم جز عزّت و سرفرازی و استراحت چیزی بکار نبستهام- شهرت و احترام من به قوهٔ هوش و سعی و اقدام خودم بوده است ولی چون یک همسر و رفیق دلسوزی که مرا اداره کند نداشتهام هرچه بدست آوردهام صرف شده است.خودم در تهران مانده و مادرم بواسطهٔ مرض اعصاب و مفاصل در مشهد مانده و قادر به آمدن به تهران نشده است- زندگانی من در مشهد خیلی مرتب و آبرومند است. منازل شخصی و…و اثاثالبیت خانوادگی مادر همشیره و برادر و قریب پانصد نفر بستگان پدری و چهل نفر بستگان مادری من نیز در خراساناند ولی خودم نظر به علاقهٔ کاری و نظریات سیاسی ناچار در تهران اقامت نموده و میخواهم داخل یک حیات فامیلی جدیدی بشوم چون میتوانم فامیل جدید خودم را به فضل خدا و قوهٔ سعی و عمل و معلومات خودم بخوبی و در نهایت آبرومندی اداره نمایم به این نیت مصمم شده و بوسیلهٔ عزیزترین دوستانم معتصمالسلطنه و مرآتالسلطان با شما دست دوستی و وصلت داده و امیدوارم تا روزی که زنده بمانم دست خود را از دست شما بیرون نکشم و با شما زندگی کنم به شما اطمینان میدهم که من جز شما دیگری را دوست نداشته و نخواهم داشت مثل سایر جوانان جاهل و بیتجربه پیرامون هوا و هوسهای جوانی نگشته و در آتیه هم به طریق اولی نخواهم گشت. من فطرة با عصمت و عفت و تعصب خانوادگی بار آمده و این حس شریف را تا عمر دارم از خود دور نخواهم کرد البته شما هم با آن سوابقی که به پدر محترم شما سراغ دارم و فعالیت و شرافتی که از مادر گرامی و بزرگوارتان و سایر بستگانتان اطلاع یافتهام با من همعیقده بوده و قدر یک دوست صمیمی و همسر جدیدی را که میروید بقیهٔ عمرتان را با او بسر برید بخوبی خواهید دانست-شوهر شما کسی است که دوستی او برای عموم مردم باشرافت و نجیب ذی قیمت بوده و یک نفر از اخلاق و رفتار او مکدر نبوده و شاکی نیست.
بدیهی است که شما هم از این حیث با عموم همعقیده بوده و هیچ وقت از من شاکی نخواهید بود-زودتر با یک حس شریف و حرارت پاک و عقیدهٔ ثابت و مستحکمی خودتان را برای اداره کردن روح و قلب و خانهٔ من حاضر کنید شما صاحب دارایی و ثروت من و فرمانروای خانه و قلب من خواهید بود باید با نیتّی خالص و صمیمی قلبی و بیآلایش از عهدهٔ این مسؤولیت و صاحبخانگی و دلداری و دلنوازی حقیقی برآیید من به خداوند تبارک و تعالی متوسل شده و با شما متوصل میشوم و از خداوند درخواست میکنم که قلب شما با قلب من طوری متصل شود که جدایی و فاصلهای در بین موجود نباشد-عزیزم، بقدری میل دارم تو را ملاقات کنم که حدی ندارد دوست داشتم که این مطالب را در حضورت عرض کرده و قلب تو را در موقع اظهار احساسات قلبیهٔ خودم بسنجم و احساسات تو را آزمایش نمایم-من ربالنوع عشق و دوستی و صمیمیت و وفاداریم آیا تو هم با من در این عقیده همراه و همآواز خواهی بود؟
↓
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5❤1
↑
آخ-چه خوب بود که ما زودتر هم را میدیدیم و قبل از موقعی که تکمیل تدارکات به ما اجازهء ملاقات بدهد یکدگر را ملاقات مینمودیم دیگر این طور بشود یا نشود نمیدانم در هر صورت منتظرم که تو هم احساسات خودت را زودتر بتوسط خط خودت بتفصیل برای من بفرستی-من حالا جز خیال تو و فکر تو مشغولیت دیگری ندارم-میخواهم بنّا آورده و بین قسمت مقدم منزل و قسمت مؤخر آن را دیوار کشیده و از هم تفکیک نمایم منزل حالیهء ما خیلی خوب و جدید البنا و مزین است. حیف است از این منزل خارج شویم.برای اطاق پذیرایی شما دو اطاق مجزی نموده و برای پذیرایی خودم یک اطاق و یک ناهار خوری و برای اطاق خواب هم اطاق دیگری موجود داریم برای صندوقخانه و انبار و غیره هم اطاقها و زیرزمینهای مرتبی و محکمی مهیاست وسعت و دلوازی حیاط بقدر مکفی است. گمان ندارم به شما بد بگذرد-فقط شما باید یک آشپزخانه و تمیزخانه با خودتان بیاورید و کلفت درست و امینی هم برای خودتان انتخاب نمایید.در قابلیت و نظافت آشپز خیلی دقت کنید ملاحظهء صرفه و غیره را ننمایید در امانت و صحت عمل کلفت هم دقت بفرمایید-از قول بنده خدمت خانم معظمهء خودتان سلام و عرض عبودیت تبلیغ نموده از طرف من دست ایشان را ببوسید.
والباقی عند التلاقی- قربانت م.بهار»
📚 این نامه به همراه نامهای دیگر نخستینبار در ایراننامه، ویژهنامهٔ محمدتقی بهار ملکالشعراء، سال پنجم، شماره چهارم، تابستان ۱۳۶۶، صص ۷۰۳ - ۷۱۳ منتشر شده و در اینجا و اینجا هم در دسترس است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
آخ-چه خوب بود که ما زودتر هم را میدیدیم و قبل از موقعی که تکمیل تدارکات به ما اجازهء ملاقات بدهد یکدگر را ملاقات مینمودیم دیگر این طور بشود یا نشود نمیدانم در هر صورت منتظرم که تو هم احساسات خودت را زودتر بتوسط خط خودت بتفصیل برای من بفرستی-من حالا جز خیال تو و فکر تو مشغولیت دیگری ندارم-میخواهم بنّا آورده و بین قسمت مقدم منزل و قسمت مؤخر آن را دیوار کشیده و از هم تفکیک نمایم منزل حالیهء ما خیلی خوب و جدید البنا و مزین است. حیف است از این منزل خارج شویم.برای اطاق پذیرایی شما دو اطاق مجزی نموده و برای پذیرایی خودم یک اطاق و یک ناهار خوری و برای اطاق خواب هم اطاق دیگری موجود داریم برای صندوقخانه و انبار و غیره هم اطاقها و زیرزمینهای مرتبی و محکمی مهیاست وسعت و دلوازی حیاط بقدر مکفی است. گمان ندارم به شما بد بگذرد-فقط شما باید یک آشپزخانه و تمیزخانه با خودتان بیاورید و کلفت درست و امینی هم برای خودتان انتخاب نمایید.در قابلیت و نظافت آشپز خیلی دقت کنید ملاحظهء صرفه و غیره را ننمایید در امانت و صحت عمل کلفت هم دقت بفرمایید-از قول بنده خدمت خانم معظمهء خودتان سلام و عرض عبودیت تبلیغ نموده از طرف من دست ایشان را ببوسید.
والباقی عند التلاقی- قربانت م.بهار»
📚 این نامه به همراه نامهای دیگر نخستینبار در ایراننامه، ویژهنامهٔ محمدتقی بهار ملکالشعراء، سال پنجم، شماره چهارم، تابستان ۱۳۶۶، صص ۷۰۳ - ۷۱۳ منتشر شده و در اینجا و اینجا هم در دسترس است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤4👍1👏1
...
کجاست روزگار صلح و ایمنی
شکفته مرز و باغ دلگشای او
کجاست عهد راستی و مردمی
فروغ عشق و تابش ضیای او
کجاست دور یاری و برابری
حیات جاودانی و صفای او
فنای جنگ خواهم از خدا که شد
بقای خلق بسته در فنای او
زهی کبوتر سپید آشتی
که دل برد سرود جانفزای او
رسید وقت آنکه جغد جنگ را
جدا کنند سر به پیش پای او
...
🕊 ملکالشعراء بهار | از قصیده جغد جنگ
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
کجاست روزگار صلح و ایمنی
شکفته مرز و باغ دلگشای او
کجاست عهد راستی و مردمی
فروغ عشق و تابش ضیای او
کجاست دور یاری و برابری
حیات جاودانی و صفای او
فنای جنگ خواهم از خدا که شد
بقای خلق بسته در فنای او
زهی کبوتر سپید آشتی
که دل برد سرود جانفزای او
رسید وقت آنکه جغد جنگ را
جدا کنند سر به پیش پای او
...
🕊 ملکالشعراء بهار | از قصیده جغد جنگ
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏1😢1🕊1
📚 این کتابهای تاریخی ارزشمند و خواندنی از جملهٔ آثاری هستند که همین تازگیا نشر سنگلج چاپ و پخش کرده است. امروز هم در کانال این نشر خبر داده شده که بهزودی آثاری مهم در ادب و فرهنگ و تاربخ ایران و اسلام را منتشر خواهند ساخت.
کتابهایی که تاکنون از سوی این نشر نوپا به کتابخانهٔ فارسی عرضه شده، نشان از آن دارند که این نشر برپایهٔ اندیشهای نیک، روشن و سازنده سامان گرفته است.
امیدوارم نشر سنگلج در آیندهٔ نزدیک به یکی از ناشران معتبر ایران بدل شود و در میان اهل تاریخ و فرهنگ به خوشنامی بلندآوازه گردد.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
کتابهایی که تاکنون از سوی این نشر نوپا به کتابخانهٔ فارسی عرضه شده، نشان از آن دارند که این نشر برپایهٔ اندیشهای نیک، روشن و سازنده سامان گرفته است.
امیدوارم نشر سنگلج در آیندهٔ نزدیک به یکی از ناشران معتبر ایران بدل شود و در میان اهل تاریخ و فرهنگ به خوشنامی بلندآوازه گردد.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤5👍3👏1
📚 برای انتشارات علمی و فرهنگی
📕 چندی است که از شرکت انتشارات علمی و فرهنگی خبرهای خوشی به گوش نمیرسد. همین چند روز پیش انصافنیوز در یادداشتی با عنوان «انتشارات علمی و فرهنگی در بنبست» از گوشهای از مشکلات این شرکت از جمله «تعطیلی فروشگاه و نیمهتعطیلی چاپخانه، مشکلات پخش و توزیع، نارضایتی کارکنان به دلیل حقوق نگرفتن» پرده برداشته است.
📙 انتشارات علمی و فرهنگی یکی از بزرگترین و باسابقهترین بنگاههای نشر در ایران معاصر است. این شرکت که پس از انقلاب اسلامی پاگرفته، جانشین و میراثدار دو انتشاراتی خوشنام دوران پهلوی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مؤسسه انتشارات فرانکلین است. هر اندازه که کتابخوانانِ دهههای سی تا پنجاه، از کتابهای خواندنی آن دو انتشارات نوستالژی و خاطره دارند، به همان اندازه ما کتابخوانان و دانشجویانِ دهههای شصت تا نود با کتابهای انتشارات علمی و فرهنگی خاطرههای خوش داریم؛ االبته بیشتر کتابهایی که ما میخواندیم بازچاپ همان کتابهای آن دو انتشاراتی بود، به اضافه آثاری که تازه چاپ میشد.
📘 برای ما دانشجویان تاریخ، انتشارات علمی و فرهنگی یادآور فهرستی بلند از آثار ارزشمند اعم از منابع و مطالعات تاریخی است که مطالعهٔ آنها بهعنوان کتاب درسی و پژوهش برپایهٔ آنها بخشی از خاطرهٔ جمعی ما شده است. ترجمههای پُخته و سَختهٔ کتابهای تاریخی اسلامی مانند تاریخ و البلدان یعقوبی؛ مروج و تنبیه مسعودی؛ مقدمهٔ ابنخلدون؛ ترجمههای مطالعات ارزشمندی از خاورشناسان همچون جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی اشپولر؛ تاریخ جنگهای صلیبی رانسیمان؛ تاریخ نوشتههای جغرافیایی در جهان اسلامی کراچکوفسکی تنها شمار اندکی از آثاری است که این شرکت انتشاراتی در کارنامهٔ درخشان هفتاد سالهٔ خود، از زمان بنیاد بنگاه ترجمه و نشر کتاب در ۱۳۳۳، منتشر ساخته است.
📗 امیدوارم در دولت جدید مسائل و مشکلات این شرکت رفعورجوع شود و این بنگاه دوباره به روزگار زرین خود بازگردد.
معصومعلی پنجه
۳۰ مرداد ۱۴۰۳ | جنتآباد
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📕 چندی است که از شرکت انتشارات علمی و فرهنگی خبرهای خوشی به گوش نمیرسد. همین چند روز پیش انصافنیوز در یادداشتی با عنوان «انتشارات علمی و فرهنگی در بنبست» از گوشهای از مشکلات این شرکت از جمله «تعطیلی فروشگاه و نیمهتعطیلی چاپخانه، مشکلات پخش و توزیع، نارضایتی کارکنان به دلیل حقوق نگرفتن» پرده برداشته است.
📙 انتشارات علمی و فرهنگی یکی از بزرگترین و باسابقهترین بنگاههای نشر در ایران معاصر است. این شرکت که پس از انقلاب اسلامی پاگرفته، جانشین و میراثدار دو انتشاراتی خوشنام دوران پهلوی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مؤسسه انتشارات فرانکلین است. هر اندازه که کتابخوانانِ دهههای سی تا پنجاه، از کتابهای خواندنی آن دو انتشارات نوستالژی و خاطره دارند، به همان اندازه ما کتابخوانان و دانشجویانِ دهههای شصت تا نود با کتابهای انتشارات علمی و فرهنگی خاطرههای خوش داریم؛ االبته بیشتر کتابهایی که ما میخواندیم بازچاپ همان کتابهای آن دو انتشاراتی بود، به اضافه آثاری که تازه چاپ میشد.
📘 برای ما دانشجویان تاریخ، انتشارات علمی و فرهنگی یادآور فهرستی بلند از آثار ارزشمند اعم از منابع و مطالعات تاریخی است که مطالعهٔ آنها بهعنوان کتاب درسی و پژوهش برپایهٔ آنها بخشی از خاطرهٔ جمعی ما شده است. ترجمههای پُخته و سَختهٔ کتابهای تاریخی اسلامی مانند تاریخ و البلدان یعقوبی؛ مروج و تنبیه مسعودی؛ مقدمهٔ ابنخلدون؛ ترجمههای مطالعات ارزشمندی از خاورشناسان همچون جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی اشپولر؛ تاریخ جنگهای صلیبی رانسیمان؛ تاریخ نوشتههای جغرافیایی در جهان اسلامی کراچکوفسکی تنها شمار اندکی از آثاری است که این شرکت انتشاراتی در کارنامهٔ درخشان هفتاد سالهٔ خود، از زمان بنیاد بنگاه ترجمه و نشر کتاب در ۱۳۳۳، منتشر ساخته است.
📗 امیدوارم در دولت جدید مسائل و مشکلات این شرکت رفعورجوع شود و این بنگاه دوباره به روزگار زرین خود بازگردد.
معصومعلی پنجه
۳۰ مرداد ۱۴۰۳ | جنتآباد
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍11😢1
▪️مَقْدِسی یا مُقَدَّسی؟
نسبت (نام اَشْهَر) دانشوران اهل بیتالمقدس، کسانی مانند نویسندهٔ اَلْبَدْءُ وَ التّاریخ / آفرینش و تاریخ (مطهر بن طاهر) و صاحب اَحْسَنُ التَّقاسیمِ فی مَعْرِفَةِ الْاَقالیم، (ابوعبدالله محمد بن احمد) را چگونه باید نوشت و خواند؟
از آنجا که نام شهر هم به دو صورت بیتالمُقَدَّس و بَیْتالمَقْدِس نوشته و خوانده میشود (نک.: مدخل بیتالمقدس در دجا و دبا) پس هر دو صورت مَقْدِسی و مُقَدَّسی صحیح است. کدام ترجیح دارد؟ ما در ایران اگرچه شهر را بیتالمُقَدَّس میخوانیم، امّا ترجیح میدهیم که منسوبان به آن را مَقْدِسی بخوانیم.
در غرب، خاورشناسان، غالباً نام نویسندهٔ البدء و التاریخ را بهصورت مَقْدِسی
al-Maqdisī / al-maḳdisī
و نام صاحب احسنالتقاسیم را بهشکل مُقَدَّسی
al-muḳaddasī / al-Muqaddasī
مینویسند و میخوانند. پاتریشا کرون در پیامبران بومیگرای ایران در ارجاعات و کتابنامه به همین شیوه عمل کرده (نک. کرون، صص ۶۶۷ و ۶۶۸) و در کتابنامه پس از ذکر مشخصات کتاب احسنالتقاسیم این توضیح را آورده: «صورت صحیح نام مَقدِسی است اما چون مولفان بسیاری به این نام هست، تلفظ مرسوم مُقَدَّسی بسیار مناسب است».*
نکته دیگر آنکه، نامخانوادگی معاصرانی چون جورج مقدسی /George Makdisi دانشور آمریکایی لبنانیتبار و نویسندهٔ کتاب <برآمدن مدرسهها> The Rise of Colleges** را باید به صورت مَقْدِسی خواند و نوشت.
* در ترجمهٔ فارسی در چینش الفبایی منابع در کتابنامه نام این دو نویسنده/ دو کتاب با فاصله آمده و آثاری دیگر میان این دو آورده شده، درحالی که باید پشت سر هم میآمد و این اشکال است.
** خبر خوب اینکه بهزودی ترجمهٔ فارسی این کتاب مهم در تاریخ آموزش و نهادهای آموزشی در دورهٔ میانه اسلامی منتشر خواهد شد.
معصومعلی پنجه
یکم شهریور ۱۴۰۳ | دانشگاه علوم و تحقیقات
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
نسبت (نام اَشْهَر) دانشوران اهل بیتالمقدس، کسانی مانند نویسندهٔ اَلْبَدْءُ وَ التّاریخ / آفرینش و تاریخ (مطهر بن طاهر) و صاحب اَحْسَنُ التَّقاسیمِ فی مَعْرِفَةِ الْاَقالیم، (ابوعبدالله محمد بن احمد) را چگونه باید نوشت و خواند؟
از آنجا که نام شهر هم به دو صورت بیتالمُقَدَّس و بَیْتالمَقْدِس نوشته و خوانده میشود (نک.: مدخل بیتالمقدس در دجا و دبا) پس هر دو صورت مَقْدِسی و مُقَدَّسی صحیح است. کدام ترجیح دارد؟ ما در ایران اگرچه شهر را بیتالمُقَدَّس میخوانیم، امّا ترجیح میدهیم که منسوبان به آن را مَقْدِسی بخوانیم.
در غرب، خاورشناسان، غالباً نام نویسندهٔ البدء و التاریخ را بهصورت مَقْدِسی
al-Maqdisī / al-maḳdisī
و نام صاحب احسنالتقاسیم را بهشکل مُقَدَّسی
al-muḳaddasī / al-Muqaddasī
مینویسند و میخوانند. پاتریشا کرون در پیامبران بومیگرای ایران در ارجاعات و کتابنامه به همین شیوه عمل کرده (نک. کرون، صص ۶۶۷ و ۶۶۸) و در کتابنامه پس از ذکر مشخصات کتاب احسنالتقاسیم این توضیح را آورده: «صورت صحیح نام مَقدِسی است اما چون مولفان بسیاری به این نام هست، تلفظ مرسوم مُقَدَّسی بسیار مناسب است».*
نکته دیگر آنکه، نامخانوادگی معاصرانی چون جورج مقدسی /George Makdisi دانشور آمریکایی لبنانیتبار و نویسندهٔ کتاب <برآمدن مدرسهها> The Rise of Colleges** را باید به صورت مَقْدِسی خواند و نوشت.
* در ترجمهٔ فارسی در چینش الفبایی منابع در کتابنامه نام این دو نویسنده/ دو کتاب با فاصله آمده و آثاری دیگر میان این دو آورده شده، درحالی که باید پشت سر هم میآمد و این اشکال است.
** خبر خوب اینکه بهزودی ترجمهٔ فارسی این کتاب مهم در تاریخ آموزش و نهادهای آموزشی در دورهٔ میانه اسلامی منتشر خواهد شد.
معصومعلی پنجه
یکم شهریور ۱۴۰۳ | دانشگاه علوم و تحقیقات
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍9❤1
🩺 امروز، یکم شهریور، به مناسبت زادروز بوعلی سینا، و برای بزرگداشت جایگاه پزشکان روز «پزشک» نامیده شده است.
📚 برای آشنایی با تاریخ پزشکی و پزشکان بزرگ، مطالعهٔ کتاب فشرده و ارزندهٔ تاریخ پزشکی نوشتهٔ ویلیام باینوم با ترجمهٔ همکار ارجمند و فاضل ما سرکار خانم دکتر فهیمه مخبر دزفولی، بسیار سودمند است.
«ویلیام باینوم در این اثر با بیانی روان، و گاه طنزآمیز، دوهزار و پانصد سال تاریخ پزشکی را بهاختصار ولی بسیار عمیق عرضه میدارد. او تاریخ پزشکی را به پنج دوره تقسیم کرده است. وی با تأکید بر اهمیت بیمارستانهای فرانسه در قرن نوزدهم بهعنوان عصر پزشکی بیمارستانی، دورههای قبل از آن را دوره پزشکی بالینی و کتابخانهای و دوره پس از آن را پزشکی اجتماعی و آزمایشگاهی شمرده است. باینوم در فصل پزشکی کتابخانهای، که معاصرِ قرون وسطی در اروپاست، پزشکی اسلامی و پزشکان برجستهای چون رازی و ابنسینا را معرفی کرده، سپس به بازگشت علوم یونانی از طریق ترجمه آثار عربی به لاتین اشاره نموده و به ادامه پیشرفت علوم پزشکی در غرب (تأسیس بیمارستانها، آزمایشگاهها، دانش و صنعت داروسازی) تا دوره معاصر پرداخته است».
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📚 برای آشنایی با تاریخ پزشکی و پزشکان بزرگ، مطالعهٔ کتاب فشرده و ارزندهٔ تاریخ پزشکی نوشتهٔ ویلیام باینوم با ترجمهٔ همکار ارجمند و فاضل ما سرکار خانم دکتر فهیمه مخبر دزفولی، بسیار سودمند است.
«ویلیام باینوم در این اثر با بیانی روان، و گاه طنزآمیز، دوهزار و پانصد سال تاریخ پزشکی را بهاختصار ولی بسیار عمیق عرضه میدارد. او تاریخ پزشکی را به پنج دوره تقسیم کرده است. وی با تأکید بر اهمیت بیمارستانهای فرانسه در قرن نوزدهم بهعنوان عصر پزشکی بیمارستانی، دورههای قبل از آن را دوره پزشکی بالینی و کتابخانهای و دوره پس از آن را پزشکی اجتماعی و آزمایشگاهی شمرده است. باینوم در فصل پزشکی کتابخانهای، که معاصرِ قرون وسطی در اروپاست، پزشکی اسلامی و پزشکان برجستهای چون رازی و ابنسینا را معرفی کرده، سپس به بازگشت علوم یونانی از طریق ترجمه آثار عربی به لاتین اشاره نموده و به ادامه پیشرفت علوم پزشکی در غرب (تأسیس بیمارستانها، آزمایشگاهها، دانش و صنعت داروسازی) تا دوره معاصر پرداخته است».
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍6❤2
امروزه اهمیت مغز از دیدگاه علمی امری معمول است، اما در نظر یونانیان چنین نبود. افلاطون، مانند بقراط، معتقد بود که مغز محل فعالیتهای روانی است، اما شاگرد افلاطون، ارسطو، معتقد بود که قلب مرکز احساس هیجان و سایر فعالیتهای ذهنی است. علاوه بر این نگرانی و عشق را در قلبمان تجربه می کنیم نه در مغزمان قلب ما (و نه مغزمان) هنگامی که از زندگی سرشار هستیم، تندتر میزند. علاوهبر این ارسطو بهعنوان دانشپژوهی تجربی دربارهٔ تحولات جنین متوجه شد که اولین علامت زندگی در جنین در حال تکامل، حرکتی درون قلب اولیه است. تقریباً دو هزار سال بعد شکسپیر دوباره این بحث را مطرح کرد: به من بگو عشق در کجا جان میگیرد، در قلب یا سر؟📚 ویلیام باینوم، تاریخ پزشکی، ترجمهٔ فهیمه مخبر دزفولی، نشر حکمت سینا، ۱۳۹۷، صص ۳۶ -۳۷.
بهرغم عادت زبانی ما، که هنوز هم بیشتر مسائل را به قلبمان نسبت میدهیم بقراط و افلاطون در این مباحثه پیروز شدند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3❤1
یکی از ثمرههای تربیت پزشکانی که از دانشگاهها فارغالتحصیل میشدند، تشکیل سلسلهمراتب شغلی در پزشکی بود که تا قرن نوزدهم ادامه داشت. پزشکی دورهٔ تحصیلی طولانی و گرانی بود که در دانشگاهها عرضه میشد و موقعیت احترامبرانگیزی برای پزشکان ایجاد میکرد که به آن افتخار میکردند. (یک دهه پیش کسی حق نداشت از دانشجویان پزشکی کالج سلطنتی انگلیس برای پس گرفتن حقالزحمه شکایت کند.) کار یدی در شأن پزشک بهعنوان انسانی محترم، نبود و وظیفهٔ جراح یا داروساز بود؛ هر دو شغل از قبل وجود داشت ولی با تأسیس بیمارستانها رسماً تثبیت شدند. جراحان و داروسازان با کارآموزی یا به صورت غیررسمی با همکاری جراحان و داروسازان قدیمتر به فراگیری این حرفهها میپرداختند. این سبک بقراطی بود. به هر حال پایگاه اجتماعی و موقعیت اقتصادی جراحان و داروسازان از پزشکان پایینتر بود. پزشکان زبان لاتین میدانستند و درباره دقایق و ظرایف آثار جالینوس و ابن سینا بحث میکردند.
📚 ویلیام باینوم، تاریخ پزشکی، ترجمهٔ فهیمه مخبر دزفولی، نشر حکمت سینا، ۱۳۹۷، صص ۵۸ - ۵۹.
👩⚕👨⚕روشن شد که چرا شماری از پزشکان خود را تافتهٔ جدابافته میدانند؛ «اشرافیت پزشکی» تاریخی بلند دارد!😊
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5
🔰 تطبیق ماهها با برجها به زبان فارسی و اسلوب شعری
ماه فروردین جهان گردد جوان
برهٔ بریان نهد منعم به خوان
کشت گیرد مایه در اردیبهشت
گاو فارغ میشود از کارکشت
باغ در خرداد رنگینتر شود
بوی گل تا برج دو پیکر شود
شاخ میوه چون کمان گردد به تیر
رقص خرچنگی کند چرخ اثیر
اوج گیرد در مه مرداد، روز
شیر جوش آید به پستان تموز
ماه شهریور شود گلگشت، کل
خوشهٔ انگورگردد چون عسل
مهربان گردد جهان در ماه مهر
روز و شب گردند یک میزان به چهر
ابر آبستن به آبان میشود
کژدم اندر لانه پنهان میشود
📕 ملکالشعراء بهار
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
ماه فروردین جهان گردد جوان
برهٔ بریان نهد منعم به خوان
کشت گیرد مایه در اردیبهشت
گاو فارغ میشود از کارکشت
باغ در خرداد رنگینتر شود
بوی گل تا برج دو پیکر شود
شاخ میوه چون کمان گردد به تیر
رقص خرچنگی کند چرخ اثیر
اوج گیرد در مه مرداد، روز
شیر جوش آید به پستان تموز
ماه شهریور شود گلگشت، کل
خوشهٔ انگورگردد چون عسل
مهربان گردد جهان در ماه مهر
روز و شب گردند یک میزان به چهر
ابر آبستن به آبان میشود
کژدم اندر لانه پنهان میشود
📕 ملکالشعراء بهار
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4👏2
⚽ روزگاری در پادشاهی بریتانیا، زادگاه فوتبال، این ورزش ممنوع بود! (هفتصد سال و پانصد سال پیش).
📕 میکائیل کوریا، تاریخ مردمی فوتبال، ترجمهٔ علی انتصاریپور، نشر افکار، ۱۴۰۱.
📘 کتابی است خواندنی بهویژه برای تماشاگران و هواداران فوتبال. صفحهٔ تقدیم کتاب هم جالبتوجه و غمانگیز است!
📚 تصویر صفحهها را از طاقچه برداشتهام.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📕 میکائیل کوریا، تاریخ مردمی فوتبال، ترجمهٔ علی انتصاریپور، نشر افکار، ۱۴۰۱.
📘 کتابی است خواندنی بهویژه برای تماشاگران و هواداران فوتبال. صفحهٔ تقدیم کتاب هم جالبتوجه و غمانگیز است!
📚 تصویر صفحهها را از طاقچه برداشتهام.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5❤2