کی بود می گفت تو مسابقه افغانستانی گفتن پول ایران بی ارزش ترینه؟ دولت افغانستان جلوی تفنگداران ملاعمر سه روز دوام نیاورد و ایران ۴۲ ساله داره پوست کله آمریکا را می کنه... زین حسن تا آن حسن صد گز رسن... اما نقطه اشتراک ایران و افغانستان غربگداهای این دو ملته که هر دو مانع پیشرفتن!
مهدی تابنده (اخراج روحانی از خبرگان🤚)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
مهدی تابنده (اخراج روحانی از خبرگان🤚)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
این دو غربزده خودشون و خانوادهشون رو بدبخت کردند، ظریف و روحانی یه ملت رو
دور دورِ لگد مال شدن غربگراها توسط غربه
انشاءالله که مردم ایران و منطقه عبرت بگیرن
Amin Mosavi 2
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
دور دورِ لگد مال شدن غربگراها توسط غربه
انشاءالله که مردم ایران و منطقه عبرت بگیرن
Amin Mosavi 2
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی #حلالزادهها در آمریکا به پیشواز عاشورا رفتن
قبل تبدیل کردن کاخسفید به حسینیه، آمریکاییها رو حلالزاده میکنیم
تا تبدیل کردن کاخسفید به حسینیه، یک یاحسین دیگر
#محرم
#حسینیه_کاخسفید
سمیه جوان (اخراج روحانی از خبرگان)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
قبل تبدیل کردن کاخسفید به حسینیه، آمریکاییها رو حلالزاده میکنیم
تا تبدیل کردن کاخسفید به حسینیه، یک یاحسین دیگر
#محرم
#حسینیه_کاخسفید
سمیه جوان (اخراج روحانی از خبرگان)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
وسط افغانستان طالبانزده عراق و سوریه داعشزده لبنان بدون دولت بدون سوخت عربستان گاوشیرده یه جمهوری اسلامی با عزت و اقتدار و استقلال وجود داره
دلیلش هم مشخصه
اسکیزوئیـــد
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
دلیلش هم مشخصه
اسکیزوئیـــد
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
استاد رحیم پور ازغدی
به قلم محمد صادق شهبازی (قسمت اول)
🔺️با کلی ادعا رفتیم پیشش. گفت من خیلی قبلتر از شماها برای کارتنخوابی زندان رفتم. بعد فهمیدیم شصتودو مجروح که میشود، میآید مشهد یک تعداد از کارتنخوابها را جمع میکند، در خانه سامانشان میدهد میگوید این که کافی نیست باید نهادها کاری بکنند. بعد میرود نهادهای مسئول، یکیش هم استانداری، راهش نمیدهند، عصا زیر بغل با عصا در اتاق استاندار را باز میکند که صدای مستضعفین را به مسئولین برساند. چند روز میفرستندش هواخوری، زندان! حالا آن روزها او پسر نفر چهارم انقلاب مشهد بود ولی تکلیف را جور دیگری میدید.
🔺️اول بار هفتادوهفت شهادت امیرالمؤمنین تلویزیون دیدمش، جملات عجیبی از امام علی (ع) میخواند، نمیدانستم کیست، وسط صحبتها هم سرفه میکرد، میگفتند شیمیاییه! صحبتهای آن شب خیلی تکانم داد. بعدها با بدبختی سخنرانیهایش را پیدا کردم… او مسیر زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.
.
🔺️بچهٔ بزرگ خانواده پشت بیرق هیئت عکس امام را زده بود و با برادران نوجوانش راهپیمایی راه انداخته بودند. ساواک دستگیرش کرده بود، مادرش که رفته بود آزادش کند، گفته بودند این چه بچهایه تربیت کردی؟ جواب داده بود عکس مرجعش را دستش گرفته. از در که خارج شده بودند گفته بود فلان خیابان راهپیمایی است برویم. با ماشین حاج خانم رفته بودند، جلوی تانک ارتش را گرفته بودند، گفته بودند برو کنار وگرنه از رؤیت رد میشویم، ایستاده بود. آقای خامنهای هم که ایرانشهر تبعیدشده بود، طلاها را فروخته بودند فرستاده بود خرج مبارزه شود. اقا گفته بود اسلام به چنین زنانی افتخار میکند.
🔺️با برادرهایش مرکز پخش اعلامیههایی بودند که اکثراً بهوسیلهٔ پدر آماده میشد، رییس شهربانی زنگزده بود به حاج حیدر که کی اینها را پخش میکند، تلفن که قطع نشده بود، در خانهٔ همان بندهٔ خدا اعلامیه انداخته بودند. خودش هم مثل پدر در انجمن اسلامی مدرسه همینجور اعلامیه میداد.
🔺️علوم تجربی خوانده بود و میخواست پزشک شود، بعد انقلاب فرهنگی طلبه شد. کتابی نوشت عروج خمینیون، همه متعجب شدند. در حوزه مشهد امتحان گرفته بودند اول شده بود، بهش جواهر الکلام داده بودند. میخواست برود جبهه پدر گفت بمان درس بخوان میگفت: مگه خون من از خون علیاکبر حسین رنگینتر است؟
🔺️حاجخانم رحیمپور در اثر فشاری که مارکسیستها بهش میآوردند، سکتهٔ مغزی کرد، حاج حیدر مانده بود و شش تا بچه، حسن، امید آیندهٔ حوزه، نشستن بهپای مادر را به همهچیز ترجیح داد، مینشست همانجا کنار تخت و همهٔ کارهای مادر را تقبل کرده بود، همانجا هم کتاب و درس میخواند…
🔺️او و پدر برای اثرگذاری روی محیطهای جوان حساس به حوزه لباس نمیپوشیدند. پرسیدند چرا نمیپوشی؟ گفت: لباس شأنیت و صلاحیتی میخواهد که من درخودم نمیبینم. به نظرم خیلیها که لباس پوشیدند هم باید دربیاورند. ولی یکجا لباس میپوشید خط مقدم! میخواست مردم حضور روحانیت را خط مقدم ببینند.
🔺️همیشه دنبال انجاموظیفه بود، خلاف بسیاری که لهله میزدند، کاری که در چارچوب توانش نمیدید نمیپذیرفت. یکبار نهاد رهبری چند پروژه بهش سپردند. رفت و بعد از چند روزآمد. گفت، این کار من نیست بگذارید همین کارهایی که میکنم را انجام بدهم. مصداق این روایت: رحم الله امرا عرف قدره.
🔺️صبح آمده بود نهاد عصبانی! هرچه جلوی پایش بود لگد میکرد، در را محکم میکوبید. داخل اتاق بلند گریه میکرد. در راه دیده بود یک خانم گریه میکند گفته بود چیزی شده خواهر؟ طرف هم گفته بود: کیفم را زدند پول جمع کرده بودم برای اول مهرِ بچهها لوازمالتحریر و لباس بخرم. گفته بود چقدر؟ جواب داده بود پانزده هزار تومان چند هزار تومان بیشتر داده بود، بنده خدا از خوشحالی خندیده بود. گفته بود: مگر چی شده؟ گفته بود: شما کل خرجی ماه ما را دادی! اعصابش بههمریخته بود. فردا در کیهان مطلب زده بود خیلی آتشین، در مورد نفوذ سرمایهداری. آقا حاشیه مقاله پاراف کرده بودند...
🔺️مسئولین عالیرتبهٔ نظام جمع شده بودند، چندبار طرحهای جدی برای حل مشکلات معرفتی فرهنگی دانشگاه داد، کسی توجه نکرد. بعد که دید میخواهند یکسری کار روتین انجام دهند، بیتوجه به مقام و جایگاهشان بلند شده بود، گفته بود بنشینید لاطائلات بگویید. در را کوبیده بود به هم و رفته بود بیرون!
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به قلم محمد صادق شهبازی (قسمت اول)
🔺️با کلی ادعا رفتیم پیشش. گفت من خیلی قبلتر از شماها برای کارتنخوابی زندان رفتم. بعد فهمیدیم شصتودو مجروح که میشود، میآید مشهد یک تعداد از کارتنخوابها را جمع میکند، در خانه سامانشان میدهد میگوید این که کافی نیست باید نهادها کاری بکنند. بعد میرود نهادهای مسئول، یکیش هم استانداری، راهش نمیدهند، عصا زیر بغل با عصا در اتاق استاندار را باز میکند که صدای مستضعفین را به مسئولین برساند. چند روز میفرستندش هواخوری، زندان! حالا آن روزها او پسر نفر چهارم انقلاب مشهد بود ولی تکلیف را جور دیگری میدید.
🔺️اول بار هفتادوهفت شهادت امیرالمؤمنین تلویزیون دیدمش، جملات عجیبی از امام علی (ع) میخواند، نمیدانستم کیست، وسط صحبتها هم سرفه میکرد، میگفتند شیمیاییه! صحبتهای آن شب خیلی تکانم داد. بعدها با بدبختی سخنرانیهایش را پیدا کردم… او مسیر زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.
.
🔺️بچهٔ بزرگ خانواده پشت بیرق هیئت عکس امام را زده بود و با برادران نوجوانش راهپیمایی راه انداخته بودند. ساواک دستگیرش کرده بود، مادرش که رفته بود آزادش کند، گفته بودند این چه بچهایه تربیت کردی؟ جواب داده بود عکس مرجعش را دستش گرفته. از در که خارج شده بودند گفته بود فلان خیابان راهپیمایی است برویم. با ماشین حاج خانم رفته بودند، جلوی تانک ارتش را گرفته بودند، گفته بودند برو کنار وگرنه از رؤیت رد میشویم، ایستاده بود. آقای خامنهای هم که ایرانشهر تبعیدشده بود، طلاها را فروخته بودند فرستاده بود خرج مبارزه شود. اقا گفته بود اسلام به چنین زنانی افتخار میکند.
🔺️با برادرهایش مرکز پخش اعلامیههایی بودند که اکثراً بهوسیلهٔ پدر آماده میشد، رییس شهربانی زنگزده بود به حاج حیدر که کی اینها را پخش میکند، تلفن که قطع نشده بود، در خانهٔ همان بندهٔ خدا اعلامیه انداخته بودند. خودش هم مثل پدر در انجمن اسلامی مدرسه همینجور اعلامیه میداد.
🔺️علوم تجربی خوانده بود و میخواست پزشک شود، بعد انقلاب فرهنگی طلبه شد. کتابی نوشت عروج خمینیون، همه متعجب شدند. در حوزه مشهد امتحان گرفته بودند اول شده بود، بهش جواهر الکلام داده بودند. میخواست برود جبهه پدر گفت بمان درس بخوان میگفت: مگه خون من از خون علیاکبر حسین رنگینتر است؟
🔺️حاجخانم رحیمپور در اثر فشاری که مارکسیستها بهش میآوردند، سکتهٔ مغزی کرد، حاج حیدر مانده بود و شش تا بچه، حسن، امید آیندهٔ حوزه، نشستن بهپای مادر را به همهچیز ترجیح داد، مینشست همانجا کنار تخت و همهٔ کارهای مادر را تقبل کرده بود، همانجا هم کتاب و درس میخواند…
🔺️او و پدر برای اثرگذاری روی محیطهای جوان حساس به حوزه لباس نمیپوشیدند. پرسیدند چرا نمیپوشی؟ گفت: لباس شأنیت و صلاحیتی میخواهد که من درخودم نمیبینم. به نظرم خیلیها که لباس پوشیدند هم باید دربیاورند. ولی یکجا لباس میپوشید خط مقدم! میخواست مردم حضور روحانیت را خط مقدم ببینند.
🔺️همیشه دنبال انجاموظیفه بود، خلاف بسیاری که لهله میزدند، کاری که در چارچوب توانش نمیدید نمیپذیرفت. یکبار نهاد رهبری چند پروژه بهش سپردند. رفت و بعد از چند روزآمد. گفت، این کار من نیست بگذارید همین کارهایی که میکنم را انجام بدهم. مصداق این روایت: رحم الله امرا عرف قدره.
🔺️صبح آمده بود نهاد عصبانی! هرچه جلوی پایش بود لگد میکرد، در را محکم میکوبید. داخل اتاق بلند گریه میکرد. در راه دیده بود یک خانم گریه میکند گفته بود چیزی شده خواهر؟ طرف هم گفته بود: کیفم را زدند پول جمع کرده بودم برای اول مهرِ بچهها لوازمالتحریر و لباس بخرم. گفته بود چقدر؟ جواب داده بود پانزده هزار تومان چند هزار تومان بیشتر داده بود، بنده خدا از خوشحالی خندیده بود. گفته بود: مگر چی شده؟ گفته بود: شما کل خرجی ماه ما را دادی! اعصابش بههمریخته بود. فردا در کیهان مطلب زده بود خیلی آتشین، در مورد نفوذ سرمایهداری. آقا حاشیه مقاله پاراف کرده بودند...
🔺️مسئولین عالیرتبهٔ نظام جمع شده بودند، چندبار طرحهای جدی برای حل مشکلات معرفتی فرهنگی دانشگاه داد، کسی توجه نکرد. بعد که دید میخواهند یکسری کار روتین انجام دهند، بیتوجه به مقام و جایگاهشان بلند شده بود، گفته بود بنشینید لاطائلات بگویید. در را کوبیده بود به هم و رفته بود بیرون!
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
آمریکاییها امروز سگهاشونو با پرواز اختصاصی از افغانستان خارج کردن!
یعنی وقتی اوضاع بیخ پیدا کنه آمریکا اندازه سگ برای نوچههاش ارزش قائل نمیشه و اونجاس که خوشون باید ی فکری به حال خودشون کنن
اون از شاه که راهش ندادن آمریکا، اینم از اشرف غنی و نماینده های ترسوی مجلس افغانستان
بیسیمچیمدیا
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
یعنی وقتی اوضاع بیخ پیدا کنه آمریکا اندازه سگ برای نوچههاش ارزش قائل نمیشه و اونجاس که خوشون باید ی فکری به حال خودشون کنن
اون از شاه که راهش ندادن آمریکا، اینم از اشرف غنی و نماینده های ترسوی مجلس افغانستان
بیسیمچیمدیا
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارشناس آمریکایی:
اشتباه کردیم، با مذاکره با طالبان به آنها بها دادیم و دولت و دیگر طرف ها را در افغانستان کنار زدیم!
کاوش پلاس
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
اشتباه کردیم، با مذاکره با طالبان به آنها بها دادیم و دولت و دیگر طرف ها را در افغانستان کنار زدیم!
کاوش پلاس
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
وقتی آمریکا افغانستان را اشغال کرد، غرب گرایان با کنایه میگفتند صبر کنید و افغانستان آینده را با ایران مقایسه کنید، میبینید از ایران پیشرفتهتر است.
حاصل ۲۰ سال حضور آمریکا و غرب، بازگشت دوباره تحجر به جای پیشرفت است. آمریکا و غرب جز بدبختی و آوارگی و ویرانی برجای نمیگذارند.
علی جعفری
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
حاصل ۲۰ سال حضور آمریکا و غرب، بازگشت دوباره تحجر به جای پیشرفت است. آمریکا و غرب جز بدبختی و آوارگی و ویرانی برجای نمیگذارند.
علی جعفری
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
این دو نفر یک ثمره داشتند و یک ماموریت!
مذاکره و صلح با طالبان!
مذاکره و توافق با آمریکا!
مُحَمّد نُصوحی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
مذاکره و صلح با طالبان!
مذاکره و توافق با آمریکا!
مُحَمّد نُصوحی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
طبق داده سنجی Airfinity صادرات واکسن در ماه مارس از طرف انگلستان و امریکا تقریبا صفره!
ایران با چنین درصد جمعیتی به چند دوز واکسن برای واکسیناسیون عمومی نیاز داره که حالا برخی دوستان فکر کردن مشکل ما فقط وارد نکردن فایزر از مبدا امریکا بوده؟! تازه اونم واکسن امتحانی
پوریا فاضل (اخراج روحانی از خبرگان✋️)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
ایران با چنین درصد جمعیتی به چند دوز واکسن برای واکسیناسیون عمومی نیاز داره که حالا برخی دوستان فکر کردن مشکل ما فقط وارد نکردن فایزر از مبدا امریکا بوده؟! تازه اونم واکسن امتحانی
پوریا فاضل (اخراج روحانی از خبرگان✋️)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
۱. «تتسو ناکامورا»، پزشک ژاپنی در افغانستان به کاکا مراد معروف بود.
او نخستین بار در جوانی در روزهای اشغال افغانستان به دست شوروی به عنوان امدادگر داوطلب به افغانستان رفت و تا آخر عمر آنجا ماندگار شد.
۲. او ابتدا فقط در درمانگاهها به بیماران کمک میکرد اما متوجه شد بزرگترین مشکل مردم سوءتغذیهست پس حوزه فعالیتش رو به کشاورزی و ساخت کانال و پروژههای آبرسانی گسترش داد.
مثلا او در سال ۲٠٠۳ با الهام از یک روش سنتی ژاپنی کانال آبی به اسم مروارید در ننگرهار ساخت.
۳. اقدامات او سبب احیای زمینهای کشاورزی زیادی به ویژه پس از خشکسالیهای بزرگ اوایل ۲۰۰۰ در افغانستان شد.
کاکا مراد میگفت اسلحه و تانک مشکلات را حل نمیکند؛ احیای کشتزارها برای بهبود وضع افغانستان یک عنصر حیاتی است.
۴. او میگفت دوست دارم در افغاستان بمیرم.
چند بار هم از حملات بالگردهای آمریکایی و طغیان رودخانه جان سالم به در برد
در نهایت این شهروند افتخاریِ افغانستان در دسامبر ۲٠۱۹ به دست افراد مسلح ترور شد اما انگیزه مهاجمان مشخص نشد
جنازه او در تابوتی با پرچم افغانستان به ژاپن منتقل شد
الهام عابدینی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
او نخستین بار در جوانی در روزهای اشغال افغانستان به دست شوروی به عنوان امدادگر داوطلب به افغانستان رفت و تا آخر عمر آنجا ماندگار شد.
۲. او ابتدا فقط در درمانگاهها به بیماران کمک میکرد اما متوجه شد بزرگترین مشکل مردم سوءتغذیهست پس حوزه فعالیتش رو به کشاورزی و ساخت کانال و پروژههای آبرسانی گسترش داد.
مثلا او در سال ۲٠٠۳ با الهام از یک روش سنتی ژاپنی کانال آبی به اسم مروارید در ننگرهار ساخت.
۳. اقدامات او سبب احیای زمینهای کشاورزی زیادی به ویژه پس از خشکسالیهای بزرگ اوایل ۲۰۰۰ در افغانستان شد.
کاکا مراد میگفت اسلحه و تانک مشکلات را حل نمیکند؛ احیای کشتزارها برای بهبود وضع افغانستان یک عنصر حیاتی است.
۴. او میگفت دوست دارم در افغاستان بمیرم.
چند بار هم از حملات بالگردهای آمریکایی و طغیان رودخانه جان سالم به در برد
در نهایت این شهروند افتخاریِ افغانستان در دسامبر ۲٠۱۹ به دست افراد مسلح ترور شد اما انگیزه مهاجمان مشخص نشد
جنازه او در تابوتی با پرچم افغانستان به ژاپن منتقل شد
الهام عابدینی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
Telegram
media
کاری ندارم که طالبان تغییر کرده،آمریکا باهاش بسته یا نبسته یا ..
مهم اینه: #اصلاح_طلبان همیشه با دشمن انقلاب اسلامی و ملت ایران همسو بودند
چه سر جنگ خلیج فارس و نبرد آمریکا با صدام
چه در زمان پیشروی داعش و جبهه النصره
دهباشی،تاجزاده،ابتکار و ... هر موضعی گرفتند مخالف آن درست است
محمد وارسته
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
مهم اینه: #اصلاح_طلبان همیشه با دشمن انقلاب اسلامی و ملت ایران همسو بودند
چه سر جنگ خلیج فارس و نبرد آمریکا با صدام
چه در زمان پیشروی داعش و جبهه النصره
دهباشی،تاجزاده،ابتکار و ... هر موضعی گرفتند مخالف آن درست است
محمد وارسته
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به بچه هیئتیها میگفتند عقب افتاده، الحمدلله کرونا ثابت کرد چه کسی عقب افتاده است
دانيال معمار
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
دانيال معمار
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
نهایت حقارت رو اشرف غنی نصیب ملت افغانستان کرد
تو کشور خودت با اسلحه مقابلت بایستند و مردمت رو تیرباران کنند
Ali Mahdavi 🇦🇫
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
تو کشور خودت با اسلحه مقابلت بایستند و مردمت رو تیرباران کنند
Ali Mahdavi 🇦🇫
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
حاضر جواب
استاد رحیم پور ازغدی به قلم محمد صادق شهبازی (قسمت اول) 🔺️با کلی ادعا رفتیم پیشش. گفت من خیلی قبلتر از شماها برای کارتنخوابی زندان رفتم. بعد فهمیدیم شصتودو مجروح که میشود، میآید مشهد یک تعداد از کارتنخوابها را جمع میکند، در خانه سامانشان میدهد میگوید…
استاد رحیمپور ازغدی
به قلم محمدصادق شهبازی ( قسمت دوم)
🔺️آورده بودندش در جمع تعدادی از جوانهای ترکیهای. تقریباًهمهٔ استادهای ایرانی را دیده بودند. باوجوداینکه شیعه بودند در فضا نبودند، رحیمپور که آمد فضا عوض شد و…گفت: صاحبخانه بیرونش کرده و دارد میرود اسبابکشی وگرنه بچهها را مهمان میکرده! البته الآن هم میتوانند بیایند ولی باید کارتنهای اثاث را تا خانهٔ جدید اجارهای جابهجا کنند! بعد از جلسه با او آمدم بیرون دم در یک پیک موتوری جلویش را گرفت، شروع کرد با فحشهای رکیک که من از صبح دارم جان میکنم و … حق من را نمیدهند. رفت مؤدبانه و محکم به صاحبکار گفت: آقا حق این بنده خدا را بدهید!
🔺️محمدرضا حکیمی و حسن آقا را دعوت کرده بودیم سخنرانی، جایی که قرار بود حسینیهٔ ارشاد بچه حزباللهیها باشد. اقای حکیمی جلسهٔ سخنرانی را به خاطر حسن آقا کنسل کرد میگفت ما باهم مرزبندیهایی داریم اما کسی در کل جهان شیعه مثل رحیمپور نیست!
🔺️میگفت هر هفته با موچین کتاب میخرم، کتابهایی که عمدهایش ضاله است. یکبار نمایشگاه کتاب دیدمش. آنقدر کتاب گرفته بود که دیگر راه حرکت نداشت، کتاب را به یک انتشاراتی سپرد و دوباره شروع کرد گشتن.کتابخانهٔ دقیق و بزرگ در حوزههای مختلف دارد با کتابهایی اکثراً خواندهشده!
🔺️در نهاد میخواستند بعضی از ماشینهای بیاستفاده را اختصاص بدهند برای رفتوآمد یکسری از مسئولین نهاد که وسیله ندارند؛ جزو شورای نمایندگان منصوب رهبری بود. گفته بودند دارند برایشان امکانات تقسیم میکنند، وقتی شنید گفت یکعمر پیاده بودم از این به بعد هم همینجور هستم، مال خودتان!
🔺️به خاطر پیگیری و بحث از عدالت، خاتمی رییسجمهور وقت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به او گفته بود بابکزهراییبازی در نیار! اینجا دانشگاه نیست که یکچیزی بگویی بقیه برایت دست بزنند. مرّوا کراما موضوع را نشنیده گرفت و باز حرفهایش را پیگیری کرد.
🔺️خیلی از اساتید یک تیم دارند برایشان تحقیق کنند و از این قبیل کارها، اما حسن آقا خودش بهتنهایی امت واحده است، در این بیستوچند سالی که دستبهقلم است یکنفره تحقیق کرده، یکنفره نوشته و یکنفره ایستاده است! آنقدر پرکاری به خرج داده که بدنش از بین رفته است.
🔺️هی میگویند او چقدر پول میگیرد و…درصورتیکه برای خیلی برنامهها ریالی نمیگیرد و هیچوقت سخنرانی را بهشرط پاکت، سکه و... برگزار نمیکند. برنامهٔ بهسوی ظهور دعوتش کرده بودند، بعد دو برنامه بهش نشان طلاییرنگ برنامه را دادند، همانجا گفت مردم البته این طلا نیست تا شبهه نشود.
🔺️هر موقع پیش پدرش حاج حیدر بود خیلی مؤدب کارهای حاج حیدر را انجام میداد. متنهای حاج حیدر را هم میبرد به مسئولین عالی نظام میداد؛ یکبار به رییسجمهور خاتمی داده بود، گفته بود همه میخواهند یک متن را در کشور بدهند از پایین میدهند به بالا میرسد شما از بالا میدهی به پایین برسه!
🔺️جلسه دانشگاه خوارزمی تهران بود. همهجور کاری میکردند، از سؤالهای بیاساس تا روشن کردن زنگ موبایل، همهمه و… محکم ایستاده بود حرفش را میزد. شروع کردند موبایلهایشان را روشن کردن و اهنگ زدن گفت بذار بزنه خوبه. آن فرد خودش دیگر ادامه نداد.
🔺️یک گروه معدود از فضلا بودند با تخصص در علوم انسانی. میخواستند تحقیق راه بیندازند در مورد بومیسازی و دینی کردن حوزههای مختلف علوم انسانی. هیچجا حمایتشان نکرد. خیلیهایشان منصرف شدند؛ اما او گفت حالا که نمیگذارند تولید کنیم، نقد میکنیم. سی سال سر این حرفش ایستاد.
🔺️با یکی از افراد جبههٔ معارض، مناظره داشت. دندانش مشکل پیداکرده بود. دندانپزشک گفته بود با وضعی که دارد باید تا چند ساعت صحبت نکنی. گفته بود من مناظره دارم نمیتوانم، دندانم را بکشید. دندانش را کشیده بود. رفته بود مناظره. آن فرد هم در مناظره شرکت نکرده بود.
🔺️هر موقع گیر میکردیم، خیالمان راحت بود، یک نفر هست که مشکل را حل میکند. اگر هم کار نداشت بهانه نمیآورد. دنبال پرستیژ علمی نبود، هرجا تلاش میکرد به اقتضائات روز جواب بدهد، کارهایش هم وزانت داشت. یکبار بچهها کلی باهاش کلنجار رفتند که چرا کتاب نمینویسی، دست طرف را گرفت و نشاند و گفت ببین فلانی! من بخواهم میتوانم مثل خیلیها بنشینم بنویسم ولی نیاز روز انقلاب چیز دیگری است. هرجایی که نیاز بود وارد میشد چه با کتاب نقد، چه با جلسات دانشگاههای دوردست و حتی خارج و…یکنفره کار یک لشکر را جلو میبرد. هر برچسبی مثل منبری هم بهش میزدند برایش مهم نبود.
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به قلم محمدصادق شهبازی ( قسمت دوم)
🔺️آورده بودندش در جمع تعدادی از جوانهای ترکیهای. تقریباًهمهٔ استادهای ایرانی را دیده بودند. باوجوداینکه شیعه بودند در فضا نبودند، رحیمپور که آمد فضا عوض شد و…گفت: صاحبخانه بیرونش کرده و دارد میرود اسبابکشی وگرنه بچهها را مهمان میکرده! البته الآن هم میتوانند بیایند ولی باید کارتنهای اثاث را تا خانهٔ جدید اجارهای جابهجا کنند! بعد از جلسه با او آمدم بیرون دم در یک پیک موتوری جلویش را گرفت، شروع کرد با فحشهای رکیک که من از صبح دارم جان میکنم و … حق من را نمیدهند. رفت مؤدبانه و محکم به صاحبکار گفت: آقا حق این بنده خدا را بدهید!
🔺️محمدرضا حکیمی و حسن آقا را دعوت کرده بودیم سخنرانی، جایی که قرار بود حسینیهٔ ارشاد بچه حزباللهیها باشد. اقای حکیمی جلسهٔ سخنرانی را به خاطر حسن آقا کنسل کرد میگفت ما باهم مرزبندیهایی داریم اما کسی در کل جهان شیعه مثل رحیمپور نیست!
🔺️میگفت هر هفته با موچین کتاب میخرم، کتابهایی که عمدهایش ضاله است. یکبار نمایشگاه کتاب دیدمش. آنقدر کتاب گرفته بود که دیگر راه حرکت نداشت، کتاب را به یک انتشاراتی سپرد و دوباره شروع کرد گشتن.کتابخانهٔ دقیق و بزرگ در حوزههای مختلف دارد با کتابهایی اکثراً خواندهشده!
🔺️در نهاد میخواستند بعضی از ماشینهای بیاستفاده را اختصاص بدهند برای رفتوآمد یکسری از مسئولین نهاد که وسیله ندارند؛ جزو شورای نمایندگان منصوب رهبری بود. گفته بودند دارند برایشان امکانات تقسیم میکنند، وقتی شنید گفت یکعمر پیاده بودم از این به بعد هم همینجور هستم، مال خودتان!
🔺️به خاطر پیگیری و بحث از عدالت، خاتمی رییسجمهور وقت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به او گفته بود بابکزهراییبازی در نیار! اینجا دانشگاه نیست که یکچیزی بگویی بقیه برایت دست بزنند. مرّوا کراما موضوع را نشنیده گرفت و باز حرفهایش را پیگیری کرد.
🔺️خیلی از اساتید یک تیم دارند برایشان تحقیق کنند و از این قبیل کارها، اما حسن آقا خودش بهتنهایی امت واحده است، در این بیستوچند سالی که دستبهقلم است یکنفره تحقیق کرده، یکنفره نوشته و یکنفره ایستاده است! آنقدر پرکاری به خرج داده که بدنش از بین رفته است.
🔺️هی میگویند او چقدر پول میگیرد و…درصورتیکه برای خیلی برنامهها ریالی نمیگیرد و هیچوقت سخنرانی را بهشرط پاکت، سکه و... برگزار نمیکند. برنامهٔ بهسوی ظهور دعوتش کرده بودند، بعد دو برنامه بهش نشان طلاییرنگ برنامه را دادند، همانجا گفت مردم البته این طلا نیست تا شبهه نشود.
🔺️هر موقع پیش پدرش حاج حیدر بود خیلی مؤدب کارهای حاج حیدر را انجام میداد. متنهای حاج حیدر را هم میبرد به مسئولین عالی نظام میداد؛ یکبار به رییسجمهور خاتمی داده بود، گفته بود همه میخواهند یک متن را در کشور بدهند از پایین میدهند به بالا میرسد شما از بالا میدهی به پایین برسه!
🔺️جلسه دانشگاه خوارزمی تهران بود. همهجور کاری میکردند، از سؤالهای بیاساس تا روشن کردن زنگ موبایل، همهمه و… محکم ایستاده بود حرفش را میزد. شروع کردند موبایلهایشان را روشن کردن و اهنگ زدن گفت بذار بزنه خوبه. آن فرد خودش دیگر ادامه نداد.
🔺️یک گروه معدود از فضلا بودند با تخصص در علوم انسانی. میخواستند تحقیق راه بیندازند در مورد بومیسازی و دینی کردن حوزههای مختلف علوم انسانی. هیچجا حمایتشان نکرد. خیلیهایشان منصرف شدند؛ اما او گفت حالا که نمیگذارند تولید کنیم، نقد میکنیم. سی سال سر این حرفش ایستاد.
🔺️با یکی از افراد جبههٔ معارض، مناظره داشت. دندانش مشکل پیداکرده بود. دندانپزشک گفته بود با وضعی که دارد باید تا چند ساعت صحبت نکنی. گفته بود من مناظره دارم نمیتوانم، دندانم را بکشید. دندانش را کشیده بود. رفته بود مناظره. آن فرد هم در مناظره شرکت نکرده بود.
🔺️هر موقع گیر میکردیم، خیالمان راحت بود، یک نفر هست که مشکل را حل میکند. اگر هم کار نداشت بهانه نمیآورد. دنبال پرستیژ علمی نبود، هرجا تلاش میکرد به اقتضائات روز جواب بدهد، کارهایش هم وزانت داشت. یکبار بچهها کلی باهاش کلنجار رفتند که چرا کتاب نمینویسی، دست طرف را گرفت و نشاند و گفت ببین فلانی! من بخواهم میتوانم مثل خیلیها بنشینم بنویسم ولی نیاز روز انقلاب چیز دیگری است. هرجایی که نیاز بود وارد میشد چه با کتاب نقد، چه با جلسات دانشگاههای دوردست و حتی خارج و…یکنفره کار یک لشکر را جلو میبرد. هر برچسبی مثل منبری هم بهش میزدند برایش مهم نبود.
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
حالا شما این دوتا شهروند افغانستانی رو دیدید؛ ما خودمون پهلویمزگان داشتیم!
پدر و پسر هر دو آویزون😁
آخر سرهم یکی رو با لگد از حکومت خلع و اون یکی رو حتی اجازه موندن تو آمریکا بهش ندادن🤦♀️
رقیه پروینی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
پدر و پسر هر دو آویزون😁
آخر سرهم یکی رو با لگد از حکومت خلع و اون یکی رو حتی اجازه موندن تو آمریکا بهش ندادن🤦♀️
رقیه پروینی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
اینکه آمریکاییها از سگهاشون بیشتر از برخی کارمندان افغانستانی که این همه سال براشون کار کردن مراقبت کردن و اهمیت دادن تصویر جدیدی نیست!تصویریه که یک عمر امثال همین خانم سما با شعارهای دموکراسیخواهی و حقوق بشر پوشالی بزکش کرده بود. دست آخر هم که فرار کرد امارات!
به خودتون بیاید
پوریا فاضل (اخراج روحانی از خبرگان✋️)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به خودتون بیاید
پوریا فاضل (اخراج روحانی از خبرگان✋️)
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
حاضر جواب
استاد رحیمپور ازغدی به قلم محمدصادق شهبازی ( قسمت دوم) 🔺️آورده بودندش در جمع تعدادی از جوانهای ترکیهای. تقریباًهمهٔ استادهای ایرانی را دیده بودند. باوجوداینکه شیعه بودند در فضا نبودند، رحیمپور که آمد فضا عوض شد و…گفت: صاحبخانه بیرونش کرده و دارد میرود…
استاد رحیمپور ازغدی
به قلم محمدصادق شهبازی (قسمت سوم)
🔺️مجلس ختم کارتنخوابها که میخواست برگزار شود، بچهها بهش زنگ زدند گفته بودند این برنامه هست اگر احساس تکلیف میکنی بیا! نیایی هم برگزارش میکنیم، قبول کرده بود هم به خاطر موضوع هم به خاطر اینکه دیده بود بچهها سر حرف انقلابیشان محکماند و درگیر چهرهای حتی شخص او هم نیستند.
🔺️نشست دوم جنبش بود، صداوسیما اصرار داشت جملهٔ آقا در مورد وابسته بودن مشروعیت مسئولین به عدالتگستری را از پشت تریبون برداریم و میگفت اگر باشد جلسه را ضبط نمیکند. حسن آقا که آمد حرف جفنگ صداوسیماییها را که شنید از کوره دررفت. آخرش مجبورشان کرد زیر همان جملهٔ آقا برنامه ضبط شود.
🔺️در مورد رأی او گمانهزنی میکردند، پیشنهاد نامزدی میدادند و میگفتند او میخواهد کاندیدای ریاستجمهوری شود و… ولی او دنبال تکلیف بود، هر موقع در مورد خودش تعریفی میگفتند، بهوضوح ناراحت میشد. نمایشگاه کتاب دیدمش رسید غرفهٔ انتشارات طرح فردا ناشر آثارش حتی یکلحظه هم نایستاد.
🔺️حتی یکبار هم در سخنرانیهایش دیده نشده ذکری از جانبازی و...بکند. خاطرات معروفش از جبهه یا حماسه دیگران است یا مقایسهٔ ضعف خودش در برابر رزمندهها.مثل اینکه شک کرده بود برای رفتن در عملیات و بین دو بلم گیرکرده بود، رزمندهای به او گفته بود: اخوی! پات رو از یکی از دوتا بلم بردار!
🔺️گفته بودند سخنرانیهای ضد استکباریاش که به مذاق بعضیها خوش نمیآید نباید پخش شود، محکم ایستاده بود که اگر این حرفها پخش نشود ساکت نمینشیند، مجبورشان کرد عقبنشینی کنند.
🔺️علیه افراطیگریها و تشیع قالتاق و بدعتهایی مثل دهه صادقیه و محسنیه حرف زد. متحجران و سنتیها حرف زد. تکفیرش کردند. جای جواب به ان قالتاقها که بهش سنی زده و... گفتند، رفت خط مقدم مبارزه با تکفیریها بین مدافعین حرم نشان داد شیعه واقعی کیست.
🔺️در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی سر ماجرای ابان نودوهشت، به توجیخات روحانی معترض شده بود. بهش گفته بودند خفه شو و او هم جواب داده بود. بقیه سکوت کردند و او تنها کسی بود که بخاطر دفاع از مردم هزینه داد.
🔺️به شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتراص کرد و انجا دیگر راهش ندادند. در نماز جمعه حرفهای اصلاحی و انتقادی زد و محافظهکارها پایش را بریدند. در حوزه در نقد عملکردها و تحجر گفت از انجا هم پایش را بریدند هرجا همه سکوت کردند او فریاد بود.
🔺️از خانه حاج حیدر بردیمش دانشگاه فردوسی سخنرانی، ماشین پلاک نظامی بود و رفت خط ویژه با راننده دعوا کرد که این چه کاری است. بعد برای اینکه فضا را تلطیف کند عینک افتابی زد و گفت خوشتیپ شدم؟ به مسجد دانشگاه که رسیدیم هر کفشش را یک طرف انداخت و گفت تازه خریدمش و تازه کفشم را بردهاند.
🔺️یک دهه پیش یک مجموعه متحجر و سیاست باز امنیتی جمع شده بود یک گروه از بچههای انقلابی را بخاطر انقلابیگری جمع کند. کار به مقامات بالای نظام کشیده بود. او رفته بود صحبت که اگر قرار باشد بچههای انقلابی و نقد کردنشان را تحمل نکنیم مسیر انقلاب جای دیگری میرود.
🔺️درس منتطری میرفت و وقتی منتظری شروع کرد علیه امام کار کردن براشفت. روزی که منتظری نتمهاش را علیه امام در درس خوانده بود با ناراحتی و بغض بیرون امده بود و بعدها با امضای مستعار در منتظری و تضاد با خویش استاد را نقد کرد.
🔺️گیر داده بود به اقای تبریزی در درس خارج که برداشت از این حدیث اینجکزی میشود. حاج اقا گفته بود نه. گفته بود بوی این هم از ان نمباید. حاج اقا گفته بود نه. گفته بود حاج اقا زکام نشدید. شان استاد را نگه میداشت اما از مباحثه طلبگی هم دست نمیکشید.
🔺️اوج دوم خرداد و روزنامههای زنجیرهای که همه منفعل بودند او شروع به کار فعال کرد: حلقههای نقد در دانشگاه و کتاب نقد: در هر ویژه نامه یکی از موضوعات محل نزاع را میگرفت نه تنها نقدهای اصلی به معارضین که پاسخهای فعال فکر شیعی ندیشه را میداد. خیلی مقالهها از خودش بود با اسم مستعار.
🔺️او برای نسل ما نقش متفکرین نسل اول انقلاب مثل مطهری و شریعتی و خامنهای و بهشتی و...را بازی کرد. پیش پای ما جهان جدیدی از معارف و نگاه تمدنی بازکرد. عدالتخواهی، تحجرستیزی، التقاطستیزی، ازادی و مردمسالاری دینی، پیشرفت، وحدت و خیلی چیزهای دیگر به واسطه او در دهن و زبان ما وارد شد.
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به قلم محمدصادق شهبازی (قسمت سوم)
🔺️مجلس ختم کارتنخوابها که میخواست برگزار شود، بچهها بهش زنگ زدند گفته بودند این برنامه هست اگر احساس تکلیف میکنی بیا! نیایی هم برگزارش میکنیم، قبول کرده بود هم به خاطر موضوع هم به خاطر اینکه دیده بود بچهها سر حرف انقلابیشان محکماند و درگیر چهرهای حتی شخص او هم نیستند.
🔺️نشست دوم جنبش بود، صداوسیما اصرار داشت جملهٔ آقا در مورد وابسته بودن مشروعیت مسئولین به عدالتگستری را از پشت تریبون برداریم و میگفت اگر باشد جلسه را ضبط نمیکند. حسن آقا که آمد حرف جفنگ صداوسیماییها را که شنید از کوره دررفت. آخرش مجبورشان کرد زیر همان جملهٔ آقا برنامه ضبط شود.
🔺️در مورد رأی او گمانهزنی میکردند، پیشنهاد نامزدی میدادند و میگفتند او میخواهد کاندیدای ریاستجمهوری شود و… ولی او دنبال تکلیف بود، هر موقع در مورد خودش تعریفی میگفتند، بهوضوح ناراحت میشد. نمایشگاه کتاب دیدمش رسید غرفهٔ انتشارات طرح فردا ناشر آثارش حتی یکلحظه هم نایستاد.
🔺️حتی یکبار هم در سخنرانیهایش دیده نشده ذکری از جانبازی و...بکند. خاطرات معروفش از جبهه یا حماسه دیگران است یا مقایسهٔ ضعف خودش در برابر رزمندهها.مثل اینکه شک کرده بود برای رفتن در عملیات و بین دو بلم گیرکرده بود، رزمندهای به او گفته بود: اخوی! پات رو از یکی از دوتا بلم بردار!
🔺️گفته بودند سخنرانیهای ضد استکباریاش که به مذاق بعضیها خوش نمیآید نباید پخش شود، محکم ایستاده بود که اگر این حرفها پخش نشود ساکت نمینشیند، مجبورشان کرد عقبنشینی کنند.
🔺️علیه افراطیگریها و تشیع قالتاق و بدعتهایی مثل دهه صادقیه و محسنیه حرف زد. متحجران و سنتیها حرف زد. تکفیرش کردند. جای جواب به ان قالتاقها که بهش سنی زده و... گفتند، رفت خط مقدم مبارزه با تکفیریها بین مدافعین حرم نشان داد شیعه واقعی کیست.
🔺️در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی سر ماجرای ابان نودوهشت، به توجیخات روحانی معترض شده بود. بهش گفته بودند خفه شو و او هم جواب داده بود. بقیه سکوت کردند و او تنها کسی بود که بخاطر دفاع از مردم هزینه داد.
🔺️به شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتراص کرد و انجا دیگر راهش ندادند. در نماز جمعه حرفهای اصلاحی و انتقادی زد و محافظهکارها پایش را بریدند. در حوزه در نقد عملکردها و تحجر گفت از انجا هم پایش را بریدند هرجا همه سکوت کردند او فریاد بود.
🔺️از خانه حاج حیدر بردیمش دانشگاه فردوسی سخنرانی، ماشین پلاک نظامی بود و رفت خط ویژه با راننده دعوا کرد که این چه کاری است. بعد برای اینکه فضا را تلطیف کند عینک افتابی زد و گفت خوشتیپ شدم؟ به مسجد دانشگاه که رسیدیم هر کفشش را یک طرف انداخت و گفت تازه خریدمش و تازه کفشم را بردهاند.
🔺️یک دهه پیش یک مجموعه متحجر و سیاست باز امنیتی جمع شده بود یک گروه از بچههای انقلابی را بخاطر انقلابیگری جمع کند. کار به مقامات بالای نظام کشیده بود. او رفته بود صحبت که اگر قرار باشد بچههای انقلابی و نقد کردنشان را تحمل نکنیم مسیر انقلاب جای دیگری میرود.
🔺️درس منتطری میرفت و وقتی منتظری شروع کرد علیه امام کار کردن براشفت. روزی که منتظری نتمهاش را علیه امام در درس خوانده بود با ناراحتی و بغض بیرون امده بود و بعدها با امضای مستعار در منتظری و تضاد با خویش استاد را نقد کرد.
🔺️گیر داده بود به اقای تبریزی در درس خارج که برداشت از این حدیث اینجکزی میشود. حاج اقا گفته بود نه. گفته بود بوی این هم از ان نمباید. حاج اقا گفته بود نه. گفته بود حاج اقا زکام نشدید. شان استاد را نگه میداشت اما از مباحثه طلبگی هم دست نمیکشید.
🔺️اوج دوم خرداد و روزنامههای زنجیرهای که همه منفعل بودند او شروع به کار فعال کرد: حلقههای نقد در دانشگاه و کتاب نقد: در هر ویژه نامه یکی از موضوعات محل نزاع را میگرفت نه تنها نقدهای اصلی به معارضین که پاسخهای فعال فکر شیعی ندیشه را میداد. خیلی مقالهها از خودش بود با اسم مستعار.
🔺️او برای نسل ما نقش متفکرین نسل اول انقلاب مثل مطهری و شریعتی و خامنهای و بهشتی و...را بازی کرد. پیش پای ما جهان جدیدی از معارف و نگاه تمدنی بازکرد. عدالتخواهی، تحجرستیزی، التقاطستیزی، ازادی و مردمسالاری دینی، پیشرفت، وحدت و خیلی چیزهای دیگر به واسطه او در دهن و زبان ما وارد شد.
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
حاضر جواب
استاد رحیمپور ازغدی به قلم محمدصادق شهبازی (قسمت سوم) 🔺️مجلس ختم کارتنخوابها که میخواست برگزار شود، بچهها بهش زنگ زدند گفته بودند این برنامه هست اگر احساس تکلیف میکنی بیا! نیایی هم برگزارش میکنیم، قبول کرده بود هم به خاطر موضوع هم به خاطر اینکه…
استاد رحیمپور ازغدی
به قلم محمدصادق شهبازی (قسمت پایانی)
🔺️ما به او مدیونیم. حجاب معاصرت باعث شده قدرش چنان که باید دانسته نشود و محافظهکارها برنتابند. فشار رهبری نبود سخنرانیهایش را هم پخش نمیکردند. جزو معدود کسانیست که دعا میکنم مثل مطهری شهید شود تا قدرش دانسته شود. البته کاش پخش اثارش از دست خود و برادرش خارج شود تا گسترده منتشر شود
اوج دوم خرداد و روزنامههای زنجیرهای که همه منفعل بودند او شروع به کار فعال کرد: حلقههای نقد در دانشگاه و کتاب نقد: در هر ویژه نامه یکی از موضوعات محل نزاع را میگرفت نه تنها نقدهای اصلی به معارضین که پاسخهای فعال فکر شیعی اندیشه را میداد. خیلی مقالهها از خودش بود با اسم مستعار.
Mohammadsadegh Shahbazi محمد صادق شهبازی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
به قلم محمدصادق شهبازی (قسمت پایانی)
🔺️ما به او مدیونیم. حجاب معاصرت باعث شده قدرش چنان که باید دانسته نشود و محافظهکارها برنتابند. فشار رهبری نبود سخنرانیهایش را هم پخش نمیکردند. جزو معدود کسانیست که دعا میکنم مثل مطهری شهید شود تا قدرش دانسته شود. البته کاش پخش اثارش از دست خود و برادرش خارج شود تا گسترده منتشر شود
اوج دوم خرداد و روزنامههای زنجیرهای که همه منفعل بودند او شروع به کار فعال کرد: حلقههای نقد در دانشگاه و کتاب نقد: در هر ویژه نامه یکی از موضوعات محل نزاع را میگرفت نه تنها نقدهای اصلی به معارضین که پاسخهای فعال فکر شیعی اندیشه را میداد. خیلی مقالهها از خودش بود با اسم مستعار.
Mohammadsadegh Shahbazi محمد صادق شهبازی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
جاسوس تنها شغلی است که به دفتر کار احتیاجی ندارد...
هر روز در یک پوشش ظاهر میشود،یک روز خبرنگار خارجی،یک روز حافظ محیط زیست و یک روز مشاور رسانه ای تیم مذاکرات!!!
چگونه جواب این همه خیانت و حماقت رو به مردم خواهید داد"اقایان اصلاح طلب"
#گاندو۲
MojtabaAmini - تهیهکننده گاندو
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
هر روز در یک پوشش ظاهر میشود،یک روز خبرنگار خارجی،یک روز حافظ محیط زیست و یک روز مشاور رسانه ای تیم مذاکرات!!!
چگونه جواب این همه خیانت و حماقت رو به مردم خواهید داد"اقایان اصلاح طلب"
#گاندو۲
MojtabaAmini - تهیهکننده گاندو
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
موقع گناه یادمون باشه که تنهای نازنینی اربا اربا شدن تا دین خدا به ما برسه..
سـیـّد مـنـصـور مـوسـوی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1
سـیـّد مـنـصـور مـوسـوی
🔻کانال توییتری حاضرجواب🔻
@Haazer_javab1
instagram.com/Haazer_javab1