آموزش زبان آلمانی
7.82K subscribers
224 photos
270 videos
1 file
311 links
🔶 آلمانی‌ از صفر تا پیشرفته
🔹به ترتیب دیده شود تا مانند بسیاری از کاربران دیگر نتیجه شگفت‌انگیز بگیری
🔹بدون نیاز به کتاب و کلاس
🔹گام به گام
☑️ تبلیغ و پرسش:
🔸 @German_supp
Download Telegram
Wie spät ist es?

„Es ist 7:15.“ Wie sagt man das auf Deutsch?♥️
Anonymous Quiz
74%
a) Viertel nach sieben
16%
b) Viertel vor sieben
0%
c) Halb acht
11%
d) Sieben Uhr fünfzehn
👍1
Ergänze den Satz:

Das ist ___ Mutter.
Anonymous Quiz
5%
a) mein
95%
b) meine
0%
c) meiner
0%
d) meines
👍1
Wie sagt man „کتاب“ auf Deutsch?
Anonymous Quiz
10%
a) die Schule
10%
b) der Stift
81%
c) das Buch
0%
d) der Tisch
👍1
🔁 جایگزین‌های کلمه „wichtig“ چی میتونه باشه ❗️:

1. bedeutsam
• معنی: بااهمیت، معنادار (رسمی‌تر و ادبی‌تر از “wichtig”)
• مثال:
Die Rede war sehr bedeutsam.
آن سخنرانی بسیار بااهمیت بود.

🇩🇪

2. relevant
• معنی: مرتبط و مهم (اغلب در بحث‌های تخصصی یا علمی)
• مثال:
Das ist für unsere Forschung sehr relevant.
این برای تحقیق ما خیلی مهم/مرتبط است.

♦️

3. entscheidend
• معنی: تعیین‌کننده، حیاتی
• مثال:
Die letzte Frage war entscheidend.
سؤال آخر تعیین‌کننده بود.

🩷

4. von Bedeutung
• معنی: بااهمیت (ساختار رسمی‌تر برای بیان “مهم”)
• مثال:
Diese Information ist von großer Bedeutung.
این اطلاعات اهمیت زیادی دارد.

🌸

5. wesentlich
• معنی: اساسی، بنیادی
• مثال:
Das ist ein wesentlicher Unterschied.
این یک تفاوت اساسی است.
👍1
#چالش ۳۰ روز، ۳۰ کلمه، ۳۰اصطلاح

روز هشتم
کلمه هشتم 🌸🇩🇪😎

———

“maßgeblich”

(تلفظ: ما‌س‌-گِب‌-لیش)

معنا: تعیین‌کننده، مؤثر، مهم، کلیدی
این واژه در متون رسمی، آکادمیک یا حرفه‌ای برای اشاره به چیزی که تأثیر قابل‌توجهی دارد یا نقشی اساسی بازی می‌کند، استفاده می‌شود.



۳ مثال کاربردی:
1. Die maßgeblichen Unterlagen wurden bereits eingereicht.
اسناد تعیین‌کننده قبلاً ارسال شده‌اند.
2. Er hatte einen maßgeblichen Einfluss auf den Projekterfolg.
او تأثیر قابل‌توجهی در موفقیت پروژه داشت.
3. Für die Entscheidung sind vor allem die maßgeblichen Kriterien zu berücksichtigen.
برای تصمیم‌گیری، باید معیارهای کلیدی در نظر گرفته شوند.

———
🟠

https://t.iss.one/germany_fateme
👍1
#چالش ۳۰ روز، ۳۰ کلمه، ۳۰ اصطلاخ

روز نهم

کلمه نهم🙂♥️🇩🇪


آلمانی:

“veranschaulichen”

معنی: توضیح دادن به صورت واضح / ملموس کردن / عینی ساختن
(هم‌معنی با انگلیسی: to illustrate, to exemplify, to visualize)



🌟 مثال‌ها:
1. Die Lehrerin veranschaulichte das komplexe Konzept mit einem einfachen Experiment.
معلم مفهوم پیچیده را با یک آزمایش ساده به‌طور ملموس توضیح داد.
2. Um seine Argumentation zu veranschaulichen, verwendete er mehrere Diagramme.
برای روشن‌تر کردن استدلالش، چند نمودار استفاده کرد.
3. Die Grafik veranschaulicht den Zusammenhang zwischen Bildung und Einkommen.
این نمودار رابطه بین تحصیلات و درآمد را به خوبی نشان می‌دهد

———

https://t.iss.one/germany_fateme
👍2
• Es ist nie zu spät, um das zu tun, was du wirklich willst.

ترجمه: هیچ‌وقت برای انجام آنچه واقعاً می‌خواهی، دیر نیست.

های 🙃🌸
👍2
بریم سراغ یه گرامر آسون و جذاب که خیلی توی مکالمه‌ها به درد می‌خوره 👇



🌟 گرامر: „kein“ و „nicht“

(چجوری «نه» یا «ندارم / نیست» رو بگیم)



🧩 ۱. „kein“ برای اسم‌ها

(چیزهایی که داری یا نداری)

وقتی می‌خوای بگی من چیزی ندارم یا چیزی وجود نداره، از „kein“ استفاده کن.

یعنی = هیچ / ندارم / نیست

مثال‌ها:

Ich habe kein Auto. 🚗

من ماشین ندارم.

Er hat keine Zeit.

او وقت ندارد.

Wir haben keinen Hund. 🐶

ما سگ نداریم.


📘 دقت کن:

„kein“

با اسم تغییر می‌کنه (keine, keinen...) مثل آرتیکل‌ها.



🧩 ۲. „nicht“

برای افعال، صفات یا کل جمله

یعنی = نه / نیست / نمی‌...

مثال‌ها:

Ich komme nicht. 🚶‍♀️
من نمیام.

Das ist nicht gut. 👍

این خوب نیست.

Ich spreche nicht Deutsch. 💬

من آلمانی صحبت نمی‌کنم.


😄 خیلی ساده بخوای بگی:

> kein = هیچ / ندارم

nicht = نه / نیست / نمی‌...
👍1
اینا ۵۰ تا از پرکاربردترین کلمه‌های آلمانی هستن که اگه یادشون بگیری، واقعاً مکالمه‌ت طبیعی و روان میشه 😍👇


eigentlich – در واقع، اصلًا

trotzdem – با این حال

schon – قبلاً / همین حالا / واقعاً

noch – هنوز / یکی دیگه

gerade – الان / همین الان

einfach – ساده / راحت / واقعاً

vielleicht – شاید

überhaupt – اصلاً / کلاً

gar – کاملاً / اصلاً (در منفی)

erst – تازه / فقط

leider – متأسفانه

fast – تقریباً

sofort – فوراً / بلافاصله

plötzlich – ناگهان

besonders – مخصوصاً / به‌ویژه

wirklich – واقعاً

ziemlich – نسبتاً / خیلی

natürlich – البته / طبیعی

genau – دقیقاً / درست

sonst – وگرنه / در غیر این صورت

darum – به همین دلیل

deshalb – بنابراین

deswegen – به خاطر همین

obwohl – با وجود اینکه

während – در حالی که / هنگام

bevor – قبل از اینکه

nachdem – بعد از اینکه

seit – از / از وقتی که

bis – تا

über – درباره‌ی / روی

mit – با

ohne – بدون

wegen – به خاطرِ

durch – از میان / توسط

gegen – علیه / حدود

zwischen – بین

neben – کنار

vor – جلوی / قبل از

hinter – پشت

unter – زیر

alles – همه‌چیز

nichts – هیچ‌چیز

jemand – کسی

niemand – هیچ‌کس

etwas – چیزی

viel – زیاد

wenig – کم

genug – کافی

wichtig – مهم

richtig – درست
👍1
💬 عبارات عمومی و ضروری


Wie geht’s? –
حالت چطوره؟

Alles gut? –
همه چیز خوبه؟

Mir geht’s gut. –
حالم خوبه.

Und dir? –
و تو؟

Genau! –
دقیقاً!

Echt? –
واقعاً؟

Wirklich? –
واقعاً؟

Kein Problem! –
مشکلی نیست!

Na klar! –
معلومه! / حتماً!

Ich glaube schon. –
فکر کنم آره.

Ich weiß nicht. –
نمی‌دونم.

Keine Ahnung. –
هیچ نظری ندارم.

Warte mal! –
یه لحظه صبر کن!

Mach dir keine Sorgen. –
نگران نباش.

Das ist egal. –
مهم نیست.

Ich bin müde. –
من خسته‌ام.

Ich habe Hunger. –
من گشنمه.

Ich habe Durst. –
من تشنمه.

Ich bin bereit. –
من آمادم.

Das gefällt mir! –
ازش خوشم میاد!

Ich bin froh. –
خوشحالم.

Ich bin traurig. –
ناراحتم.

Super! / Toll! / Klasse! –
عالیه!

Schade! –
حیف شد!

Wirklich schön! –
واقعاً قشنگه!

Was soll ich tun? –
چیکار باید بکنم؟

Ich verstehe. –
فهمیدم.

Ich verstehe nicht. –
نمی‌فهمم.

Langsam, bitte. –
آروم‌تر لطفاً.

Alles klar! –
باشه / فهمیدم!

Bis bald! –
به زودی می‌بینمت!

Bis später! –
بعداً می‌بینمت!

Tschüss! –
خداحافظ!
👍1
چند ضرب‌المثل قشنگ: 💁🏻‍♀


„Die Katze lässt das Mausen nicht.“

👉 گربه دست از موش‌گیری برنمی‌دارد.

(یعنی هر کسی ذات و عادت خودش رو دارد.)

„Man soll den Tag nicht vor dem Abend loben.“

👉 روز را قبل از شب ستایش نکن.

(یعنی تا آخر کار صبر کن، زود قضاوت نکن.)

„Reden ist Silber, Schweigen ist Gold.“

👉 سخن گفتن نقره است، سکوت طلا.

(یعنی سکوت در خیلی وقت‌ها ارزشمندتر از حرف‌زدن است.)

„Nach Regen kommt Sonnenschein.“

👉 بعد از باران، آفتاب می‌آید.

(یعنی بعد از سختی، آسانی و خوشی می‌رسد.)

„Morgenstund hat Gold im Mund.“

👉 ساعت‌های صبح طلا در دهان دارد.

(یعنی صبح زود بیدار شدن سودمند است.)


اگر برات مفید و بامزه بود یک ❤️ برام بزار.
👍1
چند مدل مختلف "صبح بخیر" به آلمانی بسته به رسمی یا دوستانه بودن:

1. Guten Morgen!
صبح بخیر
(معمولی و رسمی/غیررسمی)


2. Morgen!
صبح بخیر
(خیلی خودمونی و کوتاه)


3. Schönen guten Morgen!

صبح بخیر قشنگ / صبح بخیر قشنگ و دلنشین


4. Einen wunderschönen guten Morgen!

صبح بخیر خیلی زیبا و فوق‌العاده (خیلی مودب و دوستانه)


5. Guten Morgen, mein Schatz!

صبح بخیر عزیزم 💕


6. Guten Morgen, mein Liebling!

صبح بخیر عشق من 💖


7. Hallöchen, guten Morgen!

سلام سلام، صبح بخیر (خیلی دوستانه و بامزه)
👍1
کلمات و عبارات روزانه با ترجمه و مثال :


1️⃣ auswendig lernen 📚

🔹 معنی: از بر یاد گرفتن، حفظ کردن

🔹 مثال:

> Ich muss dieses Gedicht auswendig lernen.

باید این شعر رو از بر یاد بگیرم.



2️⃣ sich verabreden 🤝

🔹 معنی: قرار گذاشتن (با کسی)

🔹 مثال:

> Wir verabreden uns morgen im Café.

ما برای فردا در کافه قرار می‌گذاریم.




3️⃣ die Aussicht 🌄

🔹 معنی: منظره، چشم‌انداز

🔹 مثال:

> Die Aussicht vom Berg ist fantastisch.

منظره از بالای کوه فوق‌العاده‌ست.




4️⃣ entspannen 🧘‍♀️

🔹 معنی: استراحت کردن، ریلکس شدن

🔹 مثال:

> Nach der Arbeit möchte ich mich ein bisschen entspannen.

بعد از کار می‌خوام کمی استراحت کنم.




5️⃣ rechtzeitig

🔹 معنی: به موقع، سر وقت

🔹 مثال:

> Komm bitte rechtzeitig zum Unterricht.

لطفاً به موقع به کلاس بیا.
👍1
درسدن (Dresden)

موقعیت جغرافیایی

درسدن در ایالت ساکسونی (Sachsen) در شرق آلمان قرار داره.
کنار رودخانه‌ی البه (Elbe) واقع شده، که رود مهمی در آلمان هست.

تاریخ

این شهر پیشینه‌ای قدیمی داره؛ در قرون وسطی رشد کرده و بعدا به عنوان یکی از مراکز فرهنگ و هنر آلمان شناخته شده.
در جنگ جهانی دوم، درسدن خیلی آسیب دید؛ بخش‌های زیادی از شهر در بمباران‌ها ویران شدن. اما بعد از جنگ خیلی از ساختمان‌های تاریخی‌ش بازسازی شدن.

معماری و جاذبه‌ها

Frauenkirche

کلیسایی بازسازی شده، نماد بارز درسدن بعد از جنگ.
Semperoper

اپرای مشهور درسدن، ساختمانی زیبا با معماری رنسانس/باروک.

بخش قدیمی شهر (Altstadt) که با خیابان‌ها، پل‌ها، باغ‌ها و میدان‌های تاریخی جذاب هست.

باغ‌ها و مناظر کنار رودخانه‌ی البه که فضا برای تفریح و پیاده‌روی فراهم می‌کنن.

فرهنگ و زندگی

درسدن محل برگزاری جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگیه؛ موسیقی، اپرا، تئاتر در آن فعال‌اند.
موزه‌ها: موزه‌های مهمی در درسدن هستن که آثار هنری باارزش و اشیاء تاریخی رو نگه می‌دارن.
طبیعت کنار شهر هم جذابه: مسیرهای پیاده‌روی کنار رودخانه، چشم‌اندازهایی طبیعی برای آرامش.

چرا برای بچه‌ها مفیده؟

جنبه‌ی داستانی و تاریخی داره — بازسازی‌ها، جنگ، تغییرات شهری، هنر و معماری.
می‌تونن عکس‌ها و مقایسه‌های «قبل و بعد» رو ببینن و بفهمن چقدر شهرها میتونن تغییر کنن.
یادگیری در مورد تفاوت شهرهای مدرن و قدیمی، معماری، چطور آدم‌ها زندگی می‌کنن.
👍1
مونیخ (آلمانی: München) یک شهر مهم در جنوب آلمان و مرکز ایالت بایرن است.


📍 حقایق کلی

مونیخ پایتخت ایالت بایرن است.

جمعیت آن حدود ۱٬۶ میلیون نفر داخل شهر است و منطقه شهری بزرگ‌تر، حدود ۶٫۲ میلیون نفر جمعیت دارد.

اولین بار در سال ۱۱۵۸ میلادی به طور رسمی نام شهر ذکر شده است.




🏰 جاهای دیدنی و ویژگی‌های جذاب

مارین‌پلاتز (Marienplatz):

میدان مرکزی شهر که ساختمان شهرداری قدیمی و جدید آن اطرافشند و یکی از نقاط مهم برای دیدن معماری و گُلک‌اشن‌گلیس (ساعتی که مجسمه‌ها حرکت می‌کنند).


فراون‌کیرخه (Frauenkirche):

کلیسای مشهور مونیخ با دو برج بزرگ که نماد شهر است.

پارک انگلیشر گارتن
(Englischer Garten)

یک پارک بزرگ برای قدم زدن، دوچرخه‌سواری، بازی و استراحت.



🚇 حمل و نقل

مونیخ سیستم حمل و نقل عمومی بسیار پیشرفته دارد: مترو (U-Bahn)، قطار شهری (S-Bahn)، ترام و اتوبوس.

ترامواها بخشی از سیستم حمل و نقل درون‌شهری‌اند و نزدیک به ۸۲ کیلومتر مسیر دارند.



🎉 فرهنگ و رویدادها

اکتبرفست بزرگ‌ترین جشن سالانه در مونیخ است که افراد زیادی از داخل و خارج کشور برای دیدن آن می‌آیند.

مونیخ مرکز علم، هنر و فرهنگ است؛ موزه‌های شناخته شده زیاد دارد و ساختمان‌های تاریخی زیادی دارد.
👍2
👀 فقط با ۳ کلمه آلمانی یه جمله بساز!

📌 کلمات امروز:
Katze 🐱 – schlafen 😴 – Sofa 🛋️

✍️ مثال (ولی نگو به کسی 😉):

Die Katze schläft auf dem Sofa.

🎯 حالا نوبت توئه!
با همین ۳ کلمه یه جمله بساز — اما با سبک خودت. می‌تونی بامزه، جدی یا حتی خلاقانه باشه!

کیا خلاق‌ترن؟
اینجا برام بفرست 👇🏻👇🏻

@germany_fatemee
👍21
🟣 چند فرهنگ آلمانی:

• گفتگوی مستقیم
(Direkte Kommunikation)

آلمانی‌ها تمایل دارند که مستقیم و صریح صحبت کنند. در بسیاری از مواقع، بیان نظرات و انتقادات به صورت شفاف و بدون پیچیدگی انجام می‌شود. این ویژگی ممکن است برای کسانی که از فرهنگ‌های غیرمستقیم‌تر آمده‌اند، کمی تند و بی‌پرده به نظر برسد.

•  آبجو و
Biergarten

آبجو بخش جدایی‌ناپذیر از فرهنگ آلمان است. در بسیاری از شهرها، مردم دوست دارند در Biergarten (باغ آبجو) بنشینند، به ویژه در تابستان‌ها. مراسم‌هایی مانند Oktoberfest که در مونیخ برگزار می‌شود، به شدت در آلمان محبوب است.


• کتاب‌خوانی و علم
(Lesekultur und Wissenschaft)

در آلمان، فرهنگ کتاب‌خوانی و دانش‌پژوهی بسیار ارزشمند است. این کشور یکی از کشورهای پیشرفته در زمینه تحقیقات علمی و فناوری است و بسیاری از آلمانی‌ها علاقه دارند به مطالعه کتاب‌های مختلف و همچنین حضور در دوره‌های آموزشی و پژوهشی.
👍1
اینا چند نمونه از اشتباهات رایج زبان‌آموز ها همراه با اصلاحشون 😎



🔺استفاده اشتباه از "sein" و "haben" در Perfekt

Ich habe nach Berlin gegangen.

Ich bin nach Berlin gegangen.

📌 نکته: برای افعال حرکتی یا تغییر حالت، در Perfekt از "sein" استفاده می‌کنیم.


🔺 جای قید زمان، مکان، و فعل

Ich heute gehe ins Kino.

Ich gehe heute ins Kino.

📌 نکته: ترتیب رایج جمله: فاعل + فعل صرف‌شده + بقیه اجزا.


🔺 جمع‌بستن اسم‌ها به روش فارسی

Die Autos sind schöns.

Die Autos sind schön.

📌 نکته: صفات در آلمانی جمع نمی‌گیرند.


🔺 استفاده از "im" و "am"

Ich bin am Restaurant.

Ich bin im Restaurant.

📌 نکته: "im" = داخل، "am" = کنار/در مجاورت.
👍1
ضرب‌المثل‌های آلمانی با توضیح و معادل فارسی:


"Ende gut, alles gut."

📜 معنی : پایان خوب، همه‌چیز خوب.

💡 مفهوم: اگر پایان یک کار خوب باشد، همه مشکلات قبلی فراموش می‌شود.

معادل فارسی: شاهنامه آخرش خوش است.


"Übung macht den Meister."

📜 معنی: تمرین استاد می‌سازد.

💡 مفهوم: با تمرین و تکرار، مهارت پیدا می‌کنی.

🇮🇷 معادل فارسی: کار نیکو کردن از پر کردن است.


"Viele Köche verderben den Brei."

📜 معنی: آشپزهای زیاد، آش را خراب می‌کنند.

💡 مفهوم: وقتی افراد زیادی در یک کار دخالت کنند، نتیجه خراب می‌شود.

🇮🇷 معادل فارسی: آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشه یا بی‌نمک.


"Wer A sagt, muss auch B sagen."

📜 معنی: کسی که "A" را می‌گوید، باید "B" را هم بگوید.

💡 مفهوم: اگر کاری را شروع کردی، باید ادامه بدهی.

🇮🇷 معادل فارسی: تا تهش برو. / تا آخر خط برو.

"Morgenstund hat Gold im Mund."

📜 معنی: ساعت صبح، طلا در دهان دارد.

💡 مفهوم: صبح زود ارزشمند و پربازده است.

🇮🇷 معادل فارسی: سحرخیز باش تا کامروا باشی.
👍2
امروز یک اصطلاح خیلی کاربردی و مدرن آلمانی داریم:

🇩🇪 „Das ist nicht mein Ding.“

📌 معنی:
این به من نمی‌خوره / این مال من نیست / این به سلیقه من نمی‌خوره

📌 کاربرد:
این اصطلاح رو وقتی استفاده می‌کنی که بخوای بگی به چیزی علاقه نداری یا چیزی مناسب تو نیست. توی مکالمه‌های دوستانه و روزمره خیلی رایجه.


🗣 مثال در جمله:
„Joggen am Morgen? Das ist nicht mein Ding.“

(صبح‌ها دویدن؟ این به من نمی‌خوره / حال نمی‌کنم باهاش.)
👍21