👍1
👍1
👍1
👍1
👍1
👍1
Welcher Satz ist korrekt?🤓
Anonymous Quiz
86%
a) Er ist Lehrer.
10%
b) Er Lehrer ist.
5%
c) Ist er Lehrer.
👍1
👍1
👍1
👍1
Wie sagt man „من نام دارم سارا“ auf Deutsch? 🤪
Anonymous Quiz
11%
a) Ich habe Sara.
84%
b) Ich heiße Sara.
5%
c) Ich bin Sara.
❤1👍1
Welcher Satz ist grammatisch richtig?❣️
Anonymous Quiz
11%
a) Er haben ein Auto.
89%
b) Er hat ein Auto.
0%
c) Er habe ein Auto.
0%
d) Er hatten ein Auto.
👍1
Was ist richtig? ✋🏻🙂
Anonymous Quiz
16%
a) Ich gehe Schule.
0%
b) Ich gehe in Schule.
79%
c) Ich gehe zur Schule.
5%
d) Ich gehe Schule hin.
👍1
Wie spät ist es?
„Es ist 7:15.“ Wie sagt man das auf Deutsch?♥️
„Es ist 7:15.“ Wie sagt man das auf Deutsch?♥️
Anonymous Quiz
74%
a) Viertel nach sieben
16%
b) Viertel vor sieben
0%
c) Halb acht
11%
d) Sieben Uhr fünfzehn
👍1
Ergänze den Satz:
Das ist ___ Mutter.
Das ist ___ Mutter.
Anonymous Quiz
5%
a) mein
95%
b) meine
0%
c) meiner
0%
d) meines
👍1
Wie sagt man „کتاب“ auf Deutsch? ⭐
Anonymous Quiz
10%
a) die Schule
10%
b) der Stift
81%
c) das Buch
0%
d) der Tisch
👍1
🔁 جایگزینهای کلمه „wichtig“ چی میتونه باشه ❗️:
1. bedeutsam
• معنی: بااهمیت، معنادار (رسمیتر و ادبیتر از “wichtig”)
• مثال:
Die Rede war sehr bedeutsam.
آن سخنرانی بسیار بااهمیت بود.
🇩🇪
2. relevant
• معنی: مرتبط و مهم (اغلب در بحثهای تخصصی یا علمی)
• مثال:
Das ist für unsere Forschung sehr relevant.
این برای تحقیق ما خیلی مهم/مرتبط است.
♦️
3. entscheidend
• معنی: تعیینکننده، حیاتی
• مثال:
Die letzte Frage war entscheidend.
سؤال آخر تعیینکننده بود.
🩷
4. von Bedeutung
• معنی: بااهمیت (ساختار رسمیتر برای بیان “مهم”)
• مثال:
Diese Information ist von großer Bedeutung.
این اطلاعات اهمیت زیادی دارد.
🌸
5. wesentlich
• معنی: اساسی، بنیادی
• مثال:
Das ist ein wesentlicher Unterschied.
این یک تفاوت اساسی است.
1. bedeutsam
• معنی: بااهمیت، معنادار (رسمیتر و ادبیتر از “wichtig”)
• مثال:
Die Rede war sehr bedeutsam.
آن سخنرانی بسیار بااهمیت بود.
🇩🇪
2. relevant
• معنی: مرتبط و مهم (اغلب در بحثهای تخصصی یا علمی)
• مثال:
Das ist für unsere Forschung sehr relevant.
این برای تحقیق ما خیلی مهم/مرتبط است.
♦️
3. entscheidend
• معنی: تعیینکننده، حیاتی
• مثال:
Die letzte Frage war entscheidend.
سؤال آخر تعیینکننده بود.
🩷
4. von Bedeutung
• معنی: بااهمیت (ساختار رسمیتر برای بیان “مهم”)
• مثال:
Diese Information ist von großer Bedeutung.
این اطلاعات اهمیت زیادی دارد.
🌸
5. wesentlich
• معنی: اساسی، بنیادی
• مثال:
Das ist ein wesentlicher Unterschied.
این یک تفاوت اساسی است.
👍1
#چالش ۳۰ روز، ۳۰ کلمه، ۳۰اصطلاح
روز هشتم
کلمه هشتم 🌸🇩🇪😎
———
“maßgeblich”
(تلفظ: ماس-گِب-لیش)
معنا: تعیینکننده، مؤثر، مهم، کلیدی
این واژه در متون رسمی، آکادمیک یا حرفهای برای اشاره به چیزی که تأثیر قابلتوجهی دارد یا نقشی اساسی بازی میکند، استفاده میشود.
⸻
۳ مثال کاربردی:
1. Die maßgeblichen Unterlagen wurden bereits eingereicht.
اسناد تعیینکننده قبلاً ارسال شدهاند.
2. Er hatte einen maßgeblichen Einfluss auf den Projekterfolg.
او تأثیر قابلتوجهی در موفقیت پروژه داشت.
3. Für die Entscheidung sind vor allem die maßgeblichen Kriterien zu berücksichtigen.
برای تصمیمگیری، باید معیارهای کلیدی در نظر گرفته شوند.
———
🟠
https://t.iss.one/germany_fateme
روز هشتم
کلمه هشتم 🌸🇩🇪😎
———
“maßgeblich”
(تلفظ: ماس-گِب-لیش)
معنا: تعیینکننده، مؤثر، مهم، کلیدی
این واژه در متون رسمی، آکادمیک یا حرفهای برای اشاره به چیزی که تأثیر قابلتوجهی دارد یا نقشی اساسی بازی میکند، استفاده میشود.
⸻
۳ مثال کاربردی:
1. Die maßgeblichen Unterlagen wurden bereits eingereicht.
اسناد تعیینکننده قبلاً ارسال شدهاند.
2. Er hatte einen maßgeblichen Einfluss auf den Projekterfolg.
او تأثیر قابلتوجهی در موفقیت پروژه داشت.
3. Für die Entscheidung sind vor allem die maßgeblichen Kriterien zu berücksichtigen.
برای تصمیمگیری، باید معیارهای کلیدی در نظر گرفته شوند.
———
🟠
https://t.iss.one/germany_fateme
👍1
#چالش ۳۰ روز، ۳۰ کلمه، ۳۰ اصطلاخ
روز نهم
کلمه نهم🙂♥️🇩🇪
آلمانی:
“veranschaulichen”
معنی: توضیح دادن به صورت واضح / ملموس کردن / عینی ساختن
(هممعنی با انگلیسی: to illustrate, to exemplify, to visualize)
⸻
🌟 مثالها:
1. Die Lehrerin veranschaulichte das komplexe Konzept mit einem einfachen Experiment.
معلم مفهوم پیچیده را با یک آزمایش ساده بهطور ملموس توضیح داد.
2. Um seine Argumentation zu veranschaulichen, verwendete er mehrere Diagramme.
برای روشنتر کردن استدلالش، چند نمودار استفاده کرد.
3. Die Grafik veranschaulicht den Zusammenhang zwischen Bildung und Einkommen.
این نمودار رابطه بین تحصیلات و درآمد را به خوبی نشان میدهد
———
https://t.iss.one/germany_fateme
روز نهم
کلمه نهم🙂♥️🇩🇪
آلمانی:
“veranschaulichen”
معنی: توضیح دادن به صورت واضح / ملموس کردن / عینی ساختن
(هممعنی با انگلیسی: to illustrate, to exemplify, to visualize)
⸻
🌟 مثالها:
1. Die Lehrerin veranschaulichte das komplexe Konzept mit einem einfachen Experiment.
معلم مفهوم پیچیده را با یک آزمایش ساده بهطور ملموس توضیح داد.
2. Um seine Argumentation zu veranschaulichen, verwendete er mehrere Diagramme.
برای روشنتر کردن استدلالش، چند نمودار استفاده کرد.
3. Die Grafik veranschaulicht den Zusammenhang zwischen Bildung und Einkommen.
این نمودار رابطه بین تحصیلات و درآمد را به خوبی نشان میدهد
———
https://t.iss.one/germany_fateme
👍2
بریم سراغ یه گرامر آسون و جذاب که خیلی توی مکالمهها به درد میخوره 👇
🌟 گرامر: „kein“ و „nicht“
(چجوری «نه» یا «ندارم / نیست» رو بگیم)
🧩 ۱. „kein“ برای اسمها
(چیزهایی که داری یا نداری)
وقتی میخوای بگی من چیزی ندارم یا چیزی وجود نداره، از „kein“ استفاده کن.
✅ یعنی = هیچ / ندارم / نیست
مثالها:
Ich habe kein Auto. 🚗
من ماشین ندارم.
Er hat keine Zeit. ⏰
او وقت ندارد.
Wir haben keinen Hund. 🐶
ما سگ نداریم.
📘 دقت کن:
„kein“
با اسم تغییر میکنه (keine, keinen...) مثل آرتیکلها.
🧩 ۲. „nicht“
برای افعال، صفات یا کل جمله
یعنی = نه / نیست / نمی...
مثالها:
Ich komme nicht. 🚶♀️
من نمیام.
Das ist nicht gut. 👍
این خوب نیست.
Ich spreche nicht Deutsch. 💬
من آلمانی صحبت نمیکنم.
😄 خیلی ساده بخوای بگی:
> kein = هیچ / ندارم
nicht = نه / نیست / نمی...
🌟 گرامر: „kein“ و „nicht“
(چجوری «نه» یا «ندارم / نیست» رو بگیم)
🧩 ۱. „kein“ برای اسمها
(چیزهایی که داری یا نداری)
وقتی میخوای بگی من چیزی ندارم یا چیزی وجود نداره، از „kein“ استفاده کن.
✅ یعنی = هیچ / ندارم / نیست
مثالها:
Ich habe kein Auto. 🚗
من ماشین ندارم.
Er hat keine Zeit. ⏰
او وقت ندارد.
Wir haben keinen Hund. 🐶
ما سگ نداریم.
📘 دقت کن:
„kein“
با اسم تغییر میکنه (keine, keinen...) مثل آرتیکلها.
🧩 ۲. „nicht“
برای افعال، صفات یا کل جمله
یعنی = نه / نیست / نمی...
مثالها:
Ich komme nicht. 🚶♀️
من نمیام.
Das ist nicht gut. 👍
این خوب نیست.
Ich spreche nicht Deutsch. 💬
من آلمانی صحبت نمیکنم.
😄 خیلی ساده بخوای بگی:
> kein = هیچ / ندارم
nicht = نه / نیست / نمی...
👍1