Forwarded from Geography Class
عکس هوایی از ورزشگاه جدیدامام رضا(ع)
ورزشگاه سقف دارو پیشرفته ساخته شده درمشهد با گنجایش ۳۵ هزار تماشاگر که قرار است رویدادهای بینالمللی و بازیهای تیم ملی در این ورزشگاه انجام پذیرد.
@geonew1
ورزشگاه سقف دارو پیشرفته ساخته شده درمشهد با گنجایش ۳۵ هزار تماشاگر که قرار است رویدادهای بینالمللی و بازیهای تیم ملی در این ورزشگاه انجام پذیرد.
@geonew1
Forwarded from Geography Class
همراه با خاطرات پروفسور پرویز کردوانی کاشف داغترین نقطه زمین 👇👇👇👇👇👇👇
@geonew1
@geonew1
Forwarded from Geography Class
باخاطرات پدر کویرشناس ایران کاشف داغ ترین نقطه زمین(1)
@geonew1
پروفسور پرویز کردوانی، محققی است که برای اولین بار اعلام کرد نقطه ای در کویر لوت ایران وجود دارد که گرمترین و داغ ترین نقطه جهان است. پس از اعلام این موضوع، تحقیقات روی لوت شروع شد و در نهایت سازمان ناسا، نظریه کردوانی را تایید کرد. از آن روز به بعد بود که بیابان لوت، گرم ترین نقطه جهان معرفی شد.
کردوانی از محققانی است که تجربه خود را درباره کویر مدیون ماجراجویی هایش در مناطق بیابانی جهان است؛ ماجراجویی هایی که اورا تا دم مرگ نیز برده است.
اهالی گرمسار، او را به خوبی می شناسند. هر که از میدان انقلاب این شهر عبور می کند، مجسمه او را می بینند. کسی که پدر کویرشناسی ایران لقب گرفته و بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف کویرشناسی کرده. حالا کوله پشتی آقای پروفسور پر است از خاطرات و حادثه های عجیب و غریبش از سفرهای او به کویرهای مشهور جهان:
«از همان ابتدا عاشق بیان و کویر بودم. پدرم کشاورز بود و تمام تلاشم این بود که به صورت علمی کویر را آباد کنم. به همین خاطر شروع کردم به تحصیل در رشته های کشاورزی و جغرافیا. دلم می خواست تحصیل به آلمان بروم.»
همین اتفاق هم افتاد طولی نکشید که کردوانی در برن آلمان مشغول به تحصیل شد. او سال 42 شروع کرد به تحقیق در زمینه خاک ها، «از مسئولان و مدیرانی که می شناختم کمک گرفتم. از آنها خواستم که یک تن خاک از ایران برای تحقیق به دست من برسانند تا بتوانم پژوهش خود را روی خاک ایران کامل کنم.» به همین خاطر با تلاش همکاران پدر کویرشناسی، 17 گونی خاک از ایران به شهر برن آلمان رسید. «نمی دانید چه ذوقی کردم وقتی خاک ها را در کامیون دیدم. وقتی مشتی خاک به دست گرفتم آن را بوسیدم و از همانجا زندگی من رنگ دیگری به خود گرفت.»
از کویر آمریکا تا صحرای آفریقا
زندگی کردوانی به واسطه کویرنوردی هایش با خاطرات زیادی همراه است. او درباره یکی از خاطراتش می گوید: «من برای تحقیق به کویر آفریقا هم سفر کرده ام. هفته ها در آنجا مانده و زندگی کرده ام. به نظرم حیواناتی که در آفریقا وجود دارند توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کنند. گرچه گرمای آفریقا همتا ندارد. اما به جرأت می گویم که هیچ کویری به اندازه کویرهای ایران گرم و طاقت فرسا نیست.» بالاخره سراغ کویرهای ایران رفت، «یک روز قرار شد به لوت بروم. در نزدیکی شهر شهداد در اوج گرما وسط بیابان یک فیل دیدم. باورم نمی شد. از همراهانم پرسیدم که آیا درست می بینم. آنها همه همان چیزی را دیدند که من دیدم. یک فیل وسط بیابان! از آنها خواستم که جلو بروند تا ببینم فیل وسط بیابان چه می کند. جلوتر که رفتیم دیدم که یک گاو چاق وسط آن همه تپه های شنی ایستاده و به این طرف و آن طرف نگاه می کند. یکی از همراهان که اهل کویر بود، گفت که به خاطر تشنگی خطای دیدمان بالاتر رفته. به همین خاطر گاو را به جای فیل اشتباه گرفتیم.»
بودن گاو هم در آن شرایط برای پروفسور تعجب برانگیز بود. او متوجه شد اهالی کویر از روی تپه های ماسه ای گندم بریان به بیرجند میروند و خرما می خرند، «آنها اعتقاد داشتند که اگر بخواهند با ماشین بروند، خطر گرفتار شدنشان در دل کویر بیشتر است. مردی که صاحب گاو بود گفت: «اینجا کسی جرأت نمی کند با کامیون در این بیابان ماجراجویی کند برای همین از گاو برای باربری استفاده می کنیم.»
روباه یا جوجه تیغی؟
اتفاقی که پدر کویرشناس در بیابان لوت شاهدش بوده، اشتباه گرفتن یک روباه با جوجه تیغی بوده، «چند ماهی می شد که پشت سر هم به کویر می رفتیم. تاب و توانمان تمام شده بود. خسته بودیم به همین خاطر وسط کویر داغ چادر زدیم تا استراحت کنیم بلکه بتوانیم فردابه راه خود ادامه بدهیم اما آن شب اتفاق عجیبی افتاد. یکی از دوستانم ناگهان شروع کرد به فریاد زدن. گفت که یک جوجه تیغی به سراغش آمده و او هم حیوان را گرفته است. برایم جالب بود که جوجه تیغی وسط بیابان چه می کند.
فردا صبح حسابی متعجب شدیم چرا که ما یک جوجه تیغی را نگرفته بودیم بلکه آن حیوان یک روباه بود که به خاطر بی آبی و گرسنگی ما، اشتباها تبدیل به جوجه تیغی شده بود!!»
شتر را درجامی کشد!
می گوید ترسناکترین موجودی که در دل کویر دیده، ماری بوده که هیچ وقت مستقیم حرکت نمی کند: «خزنده عجیب و غریبی است. یک بار در دالان مرگ آمریکا با این موجود آشنا شدم و شبیه او را در کویر لوت ایران هم دیدم، از محققان بزرگ دنیا شنیده ام که اگر این مار به شتر نیش بزند در دم او را می کشد.»
به گفته کردوانی، یکی از هولناکترین موجودات کویر، عقرب است. او به کویرنوردان پیشنهاد می کند که اگر می خواهند در دل کویر بمانند حتما با خود یک تختخواب پایه دار همراه داشته باشند، «پایه های تخت را در سطل های پر از آب فرو ببرید تا عقرب نتواند به جای خوابتان نفوذ پیدا کند و به دردسر بیفتید.»
@geonew1
@geonew1
پروفسور پرویز کردوانی، محققی است که برای اولین بار اعلام کرد نقطه ای در کویر لوت ایران وجود دارد که گرمترین و داغ ترین نقطه جهان است. پس از اعلام این موضوع، تحقیقات روی لوت شروع شد و در نهایت سازمان ناسا، نظریه کردوانی را تایید کرد. از آن روز به بعد بود که بیابان لوت، گرم ترین نقطه جهان معرفی شد.
کردوانی از محققانی است که تجربه خود را درباره کویر مدیون ماجراجویی هایش در مناطق بیابانی جهان است؛ ماجراجویی هایی که اورا تا دم مرگ نیز برده است.
اهالی گرمسار، او را به خوبی می شناسند. هر که از میدان انقلاب این شهر عبور می کند، مجسمه او را می بینند. کسی که پدر کویرشناسی ایران لقب گرفته و بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف کویرشناسی کرده. حالا کوله پشتی آقای پروفسور پر است از خاطرات و حادثه های عجیب و غریبش از سفرهای او به کویرهای مشهور جهان:
«از همان ابتدا عاشق بیان و کویر بودم. پدرم کشاورز بود و تمام تلاشم این بود که به صورت علمی کویر را آباد کنم. به همین خاطر شروع کردم به تحصیل در رشته های کشاورزی و جغرافیا. دلم می خواست تحصیل به آلمان بروم.»
همین اتفاق هم افتاد طولی نکشید که کردوانی در برن آلمان مشغول به تحصیل شد. او سال 42 شروع کرد به تحقیق در زمینه خاک ها، «از مسئولان و مدیرانی که می شناختم کمک گرفتم. از آنها خواستم که یک تن خاک از ایران برای تحقیق به دست من برسانند تا بتوانم پژوهش خود را روی خاک ایران کامل کنم.» به همین خاطر با تلاش همکاران پدر کویرشناسی، 17 گونی خاک از ایران به شهر برن آلمان رسید. «نمی دانید چه ذوقی کردم وقتی خاک ها را در کامیون دیدم. وقتی مشتی خاک به دست گرفتم آن را بوسیدم و از همانجا زندگی من رنگ دیگری به خود گرفت.»
از کویر آمریکا تا صحرای آفریقا
زندگی کردوانی به واسطه کویرنوردی هایش با خاطرات زیادی همراه است. او درباره یکی از خاطراتش می گوید: «من برای تحقیق به کویر آفریقا هم سفر کرده ام. هفته ها در آنجا مانده و زندگی کرده ام. به نظرم حیواناتی که در آفریقا وجود دارند توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کنند. گرچه گرمای آفریقا همتا ندارد. اما به جرأت می گویم که هیچ کویری به اندازه کویرهای ایران گرم و طاقت فرسا نیست.» بالاخره سراغ کویرهای ایران رفت، «یک روز قرار شد به لوت بروم. در نزدیکی شهر شهداد در اوج گرما وسط بیابان یک فیل دیدم. باورم نمی شد. از همراهانم پرسیدم که آیا درست می بینم. آنها همه همان چیزی را دیدند که من دیدم. یک فیل وسط بیابان! از آنها خواستم که جلو بروند تا ببینم فیل وسط بیابان چه می کند. جلوتر که رفتیم دیدم که یک گاو چاق وسط آن همه تپه های شنی ایستاده و به این طرف و آن طرف نگاه می کند. یکی از همراهان که اهل کویر بود، گفت که به خاطر تشنگی خطای دیدمان بالاتر رفته. به همین خاطر گاو را به جای فیل اشتباه گرفتیم.»
بودن گاو هم در آن شرایط برای پروفسور تعجب برانگیز بود. او متوجه شد اهالی کویر از روی تپه های ماسه ای گندم بریان به بیرجند میروند و خرما می خرند، «آنها اعتقاد داشتند که اگر بخواهند با ماشین بروند، خطر گرفتار شدنشان در دل کویر بیشتر است. مردی که صاحب گاو بود گفت: «اینجا کسی جرأت نمی کند با کامیون در این بیابان ماجراجویی کند برای همین از گاو برای باربری استفاده می کنیم.»
روباه یا جوجه تیغی؟
اتفاقی که پدر کویرشناس در بیابان لوت شاهدش بوده، اشتباه گرفتن یک روباه با جوجه تیغی بوده، «چند ماهی می شد که پشت سر هم به کویر می رفتیم. تاب و توانمان تمام شده بود. خسته بودیم به همین خاطر وسط کویر داغ چادر زدیم تا استراحت کنیم بلکه بتوانیم فردابه راه خود ادامه بدهیم اما آن شب اتفاق عجیبی افتاد. یکی از دوستانم ناگهان شروع کرد به فریاد زدن. گفت که یک جوجه تیغی به سراغش آمده و او هم حیوان را گرفته است. برایم جالب بود که جوجه تیغی وسط بیابان چه می کند.
فردا صبح حسابی متعجب شدیم چرا که ما یک جوجه تیغی را نگرفته بودیم بلکه آن حیوان یک روباه بود که به خاطر بی آبی و گرسنگی ما، اشتباها تبدیل به جوجه تیغی شده بود!!»
شتر را درجامی کشد!
می گوید ترسناکترین موجودی که در دل کویر دیده، ماری بوده که هیچ وقت مستقیم حرکت نمی کند: «خزنده عجیب و غریبی است. یک بار در دالان مرگ آمریکا با این موجود آشنا شدم و شبیه او را در کویر لوت ایران هم دیدم، از محققان بزرگ دنیا شنیده ام که اگر این مار به شتر نیش بزند در دم او را می کشد.»
به گفته کردوانی، یکی از هولناکترین موجودات کویر، عقرب است. او به کویرنوردان پیشنهاد می کند که اگر می خواهند در دل کویر بمانند حتما با خود یک تختخواب پایه دار همراه داشته باشند، «پایه های تخت را در سطل های پر از آب فرو ببرید تا عقرب نتواند به جای خوابتان نفوذ پیدا کند و به دردسر بیفتید.»
@geonew1
Forwarded from Geography Class
باخاطرات پدر کویر شناس ایران(2)
مرگ در میان ماسه های داغ
او یک بار به همراه چند محقق با هلی کوپتر به دل کویر زدند، «از بدشانسی ما هلی کوپتر خراب شد. هر چه خلبان سعی کرد درست نشد. به او گفتیم که با هم به نقطه ای برویم که راه را پیدا کنیم و بتوانیم خودمان را نجات دهیم اما او گفت که خلبان ها باید هر جا که وسیله شان خراب شد بمانند تا بیایند و آنها را نجات بدهند. از ساعت 12 ظهر تا 4 عصر خلبان روی هلی کوپتر کار کرد. تشنگی امانمان را بریده بود. مرگ را به چشم دیدیم.» اما در همین گیر و دار که کردوانی ناامید شده بود، ناگهان هلی کوپتر روشن شد و آنها نجات پیدا کردند، «باورش برایمان خیلی سخت بود که می توانستیم بار دیگر به خانه بازگردیم.»
او از روزهایی که تازه کار بوده و تجربه زیادی برای کویرنوردی هم نداشته می گوید: «با یک ماشین لندرور همراه یکی از دوستانم به دل کویر زدیم. سعی کردیم از روی قطب نما مسیر را شناسایی کنیم اما باز دور می زدیم و به جای اول می رسیدیم.ساعت ها در بیابان دور خودمان می چرخیدیم. هم خنده مان گرفته بود، هم اعصابمان به هم ریخته بود.»
دست آخر پس از کلی دور زدن، کردوانی یک خط روی سایه آینه ماشین کشد و به راننده می گویدکه راه را مستقیم طی کند و مراقب باشد سایه از خطی که کشیده شده، کنار نرود. «دست آخر با همین شیوه موفق شدیم جانمان را نجات بدهیم. بعدها متوجه شدم که قطب نمای ماشین خراب بوده و درست کار نمی کرده!
کویرنوردی تا پای مرگ
«شاید بارها از تلویزیون شاهد توفان های شن در مناطق مختلف کویری بوده باشید. من بارها در معرض این توفان ها قرار می گرفتم تا جایی که یک بار بدنم خشک شد و تا پای مرگ پیش رفتم.»
یکی از این اتفاقات در سال 1347 رخ داد. او به جنوب لوت رفته بود تا درباره خاک آن منطقه تحقیق کند، «می خواستیم به سمت زاهدان برگردیم که ناگهان توفانی از شن به پا شد. اصلا نفهمیدیم از کجا شروع شد. فقط در طول چند ثانیه همه چیز مقابلمان تیره و تار شد. من همراه دکتر مستوفی، جغرافیدان ایران و یک ماشین دیگر که همگی شان محقق بودند به راه افتادیم.»
آنها ماشین ها را متوقف می کنند. تصورشان این بود که توفان شدید نیست و فروکش می کند، «من به سرعت از ماشین پیاده شدم تا به کمک افرادی که در ماشین دیگر بودند و تجربه این روزها را نداشتند بگویم که چطور از خودشان مراقبت کنند.» اما ناگهان شدت توفان به اوج خود رسید و ماشینی که به سمت آن در حرکت بود، در مقابل چشمانش محو شد، «راه تنفسم بند آمده بود و گوش هایم سوت می کشید. به زمین افتادم تا توفان آرام تر شد. با پایان توفان باورمان نمی شد از این حادثه جان سالم به در برده باشیم.» این معجزه بود.
این حادثه اولین و آخرین توفانی نبود که مرد کویر ایران در مقابل چشمانش دید. او یک بار دیگر زمانی که می خواست با تیم کویرشناس از بم به سمت سیستان برود، باز در میان توفانی از شن به دام افتاد، «ما در مسیر تپه های ماسه ای ریگ دو هولی بودیم که توفان غافلگیرمان کرد.» گروه در حدود 15 خودرو بودند. آنها روزها بود که در کویر به سر می بردند و شب ها ماشین ها را دورشان می چیدند تا اتفاقی برایشان رخ ندهد، «ما شب ها یک حوله روی صورتمان می انداختیم تا از گزند حوادث احتمالی در امان باشیم. آن شب هم همینطور گذشت اما در نیمه شب در دل تاریکی، توفان به پا شد.»
گروه دستپاچه شده و نمی دانستند چه کنند، «دور چیدن ماشین و خوابیدن در وسط آنها کار اشتباهی بود. در طول چند ثانیه توفان شد و بعد هم به سرعت توفان از آن منطقه گذشت اما زمانی که به خودمان آمدیم متوجه شدیم هیچ کدام از اعضای بدنمان تکان نمی خورد. حتی نمی توانستیم دهانمان را باز کرده و همدیگر را صدا کنیم. خشک شده بودیم.» به هر زحمتی که بود خودشان را نزدیک هم کردند وبه هم کمک کردند. کردوانی می گوید که این معجزه بود؛ در غیر این صورت مرگ ما حتمی بود.
28 روز بی آبی
اگر اهل کویرنوردی باشید می دانید که کویر برخلاف آرامش ظاهری اش، با توفان های بی پایان شن و ماسه و بی آبی همراه است. کردوانی در طول سالهای فعالیت خود در کویر یک بار دیگر هم بدبیاری آورد، «ما با هلی کوپتر به نقطه ای از کویر رفتیم که دور از دسترس بود. باید چند روزی را در آنجا برای انجام تحقیقات می بودیم» برای کردوانی این بدترین بدشانسی در زندگی حرفه ای او بود، «از ارگانی دولتی تانکر گرفته بودیم که در راه به خاطر مشکلی که برایمان پیش آمد، نصف بیشتر آب تانکر خالی شد. خاک ته تانکر باعث شد آب گل آلود شود.» آنها مجبور بودند 28 روز با آب جیره بندی شده در آنجا سر کنند تا هلی کوپتر به دنبالشان بیاید، «امکان برگشتی برای ما وجود نداشت. در این مدت به خاطر آب گل آلودی که داشتیم، در وضعیت بسیار بدی به سر بردیم و تشنگی را با همه وجودمان احساس کردیم.»
@geonew1
مرگ در میان ماسه های داغ
او یک بار به همراه چند محقق با هلی کوپتر به دل کویر زدند، «از بدشانسی ما هلی کوپتر خراب شد. هر چه خلبان سعی کرد درست نشد. به او گفتیم که با هم به نقطه ای برویم که راه را پیدا کنیم و بتوانیم خودمان را نجات دهیم اما او گفت که خلبان ها باید هر جا که وسیله شان خراب شد بمانند تا بیایند و آنها را نجات بدهند. از ساعت 12 ظهر تا 4 عصر خلبان روی هلی کوپتر کار کرد. تشنگی امانمان را بریده بود. مرگ را به چشم دیدیم.» اما در همین گیر و دار که کردوانی ناامید شده بود، ناگهان هلی کوپتر روشن شد و آنها نجات پیدا کردند، «باورش برایمان خیلی سخت بود که می توانستیم بار دیگر به خانه بازگردیم.»
او از روزهایی که تازه کار بوده و تجربه زیادی برای کویرنوردی هم نداشته می گوید: «با یک ماشین لندرور همراه یکی از دوستانم به دل کویر زدیم. سعی کردیم از روی قطب نما مسیر را شناسایی کنیم اما باز دور می زدیم و به جای اول می رسیدیم.ساعت ها در بیابان دور خودمان می چرخیدیم. هم خنده مان گرفته بود، هم اعصابمان به هم ریخته بود.»
دست آخر پس از کلی دور زدن، کردوانی یک خط روی سایه آینه ماشین کشد و به راننده می گویدکه راه را مستقیم طی کند و مراقب باشد سایه از خطی که کشیده شده، کنار نرود. «دست آخر با همین شیوه موفق شدیم جانمان را نجات بدهیم. بعدها متوجه شدم که قطب نمای ماشین خراب بوده و درست کار نمی کرده!
کویرنوردی تا پای مرگ
«شاید بارها از تلویزیون شاهد توفان های شن در مناطق مختلف کویری بوده باشید. من بارها در معرض این توفان ها قرار می گرفتم تا جایی که یک بار بدنم خشک شد و تا پای مرگ پیش رفتم.»
یکی از این اتفاقات در سال 1347 رخ داد. او به جنوب لوت رفته بود تا درباره خاک آن منطقه تحقیق کند، «می خواستیم به سمت زاهدان برگردیم که ناگهان توفانی از شن به پا شد. اصلا نفهمیدیم از کجا شروع شد. فقط در طول چند ثانیه همه چیز مقابلمان تیره و تار شد. من همراه دکتر مستوفی، جغرافیدان ایران و یک ماشین دیگر که همگی شان محقق بودند به راه افتادیم.»
آنها ماشین ها را متوقف می کنند. تصورشان این بود که توفان شدید نیست و فروکش می کند، «من به سرعت از ماشین پیاده شدم تا به کمک افرادی که در ماشین دیگر بودند و تجربه این روزها را نداشتند بگویم که چطور از خودشان مراقبت کنند.» اما ناگهان شدت توفان به اوج خود رسید و ماشینی که به سمت آن در حرکت بود، در مقابل چشمانش محو شد، «راه تنفسم بند آمده بود و گوش هایم سوت می کشید. به زمین افتادم تا توفان آرام تر شد. با پایان توفان باورمان نمی شد از این حادثه جان سالم به در برده باشیم.» این معجزه بود.
این حادثه اولین و آخرین توفانی نبود که مرد کویر ایران در مقابل چشمانش دید. او یک بار دیگر زمانی که می خواست با تیم کویرشناس از بم به سمت سیستان برود، باز در میان توفانی از شن به دام افتاد، «ما در مسیر تپه های ماسه ای ریگ دو هولی بودیم که توفان غافلگیرمان کرد.» گروه در حدود 15 خودرو بودند. آنها روزها بود که در کویر به سر می بردند و شب ها ماشین ها را دورشان می چیدند تا اتفاقی برایشان رخ ندهد، «ما شب ها یک حوله روی صورتمان می انداختیم تا از گزند حوادث احتمالی در امان باشیم. آن شب هم همینطور گذشت اما در نیمه شب در دل تاریکی، توفان به پا شد.»
گروه دستپاچه شده و نمی دانستند چه کنند، «دور چیدن ماشین و خوابیدن در وسط آنها کار اشتباهی بود. در طول چند ثانیه توفان شد و بعد هم به سرعت توفان از آن منطقه گذشت اما زمانی که به خودمان آمدیم متوجه شدیم هیچ کدام از اعضای بدنمان تکان نمی خورد. حتی نمی توانستیم دهانمان را باز کرده و همدیگر را صدا کنیم. خشک شده بودیم.» به هر زحمتی که بود خودشان را نزدیک هم کردند وبه هم کمک کردند. کردوانی می گوید که این معجزه بود؛ در غیر این صورت مرگ ما حتمی بود.
28 روز بی آبی
اگر اهل کویرنوردی باشید می دانید که کویر برخلاف آرامش ظاهری اش، با توفان های بی پایان شن و ماسه و بی آبی همراه است. کردوانی در طول سالهای فعالیت خود در کویر یک بار دیگر هم بدبیاری آورد، «ما با هلی کوپتر به نقطه ای از کویر رفتیم که دور از دسترس بود. باید چند روزی را در آنجا برای انجام تحقیقات می بودیم» برای کردوانی این بدترین بدشانسی در زندگی حرفه ای او بود، «از ارگانی دولتی تانکر گرفته بودیم که در راه به خاطر مشکلی که برایمان پیش آمد، نصف بیشتر آب تانکر خالی شد. خاک ته تانکر باعث شد آب گل آلود شود.» آنها مجبور بودند 28 روز با آب جیره بندی شده در آنجا سر کنند تا هلی کوپتر به دنبالشان بیاید، «امکان برگشتی برای ما وجود نداشت. در این مدت به خاطر آب گل آلودی که داشتیم، در وضعیت بسیار بدی به سر بردیم و تشنگی را با همه وجودمان احساس کردیم.»
@geonew1
Forwarded from jamali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رشته کوه البرز،پلوار-جاده هراز عبور ماشین ها در بین تونل هایی که تهران را به دریای خزر متصل می کند.
Forwarded from jamali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی بسیار جالب ازتایم لپس کمربند مغناطیسی کره زمین«ون آلن» در بازه زمانی 50ساله توسط ناسا.
Forwarded from Geography Class
پیدایش سال نو و روزشمار تاریخ👇👇
@geonew1
برخلاف مصری ها که برای شمارش تعداد انگشتان خود را به کار می بردند و چون تعداد انگشتان ده تاست سیستم ده تایی را ابداع کردند ، سومری ها با کمک انگشت شصت ، بندهای چهار انگشت دیگر را که جمعا 12 بند میباشد ، می شمردند و سیستم دوازده تایی ( dudecimal) را ابداع کردند ... و با کمک همین سیستم تعداد ساعتهای روز را به 12 قسمت و همچنان تعداد ساعتهای شب را نیز به 12 قسمت تقسیم کردند . تعداد ماههای سال را سومری ها به 12 ماه تقسیم کردند و پایان این دوازده ماه را به عنوان سال نو جشن می گرفتند که این رسم از سومری ها به بابلی ها و اقوام دیگر انتقال یافت . همچنین طبق همین سیستم دوازده تایی تقویم سالشماری نیز به نام 12 حیوان نامگذاری شده است .
پس ملتی سال نو را اولین بار جشن گرفته که سال را به 12 ماه و 360 روز تقسیم کرده و همه مورخین توافق دارند که سومری ها هم دایره را به 360 قسمت و هم سال را به 360 روز تقسیم کرده اند ...
البته بعدها برای دقت در اندازه گیری سال به بعضی از ماهها یک روز اضافه شده و سال 365 روز شده است .
چون هر انگشت سه بند دارد ، هر فصل سال را نیز به سه ماه تقسیم کرده اند ... چهار انگشت سه بندی برای تقسیم چهار فصل سه ماهه به قوم متمدن سومری الهام داده است.
@geonew1
@geonew1
برخلاف مصری ها که برای شمارش تعداد انگشتان خود را به کار می بردند و چون تعداد انگشتان ده تاست سیستم ده تایی را ابداع کردند ، سومری ها با کمک انگشت شصت ، بندهای چهار انگشت دیگر را که جمعا 12 بند میباشد ، می شمردند و سیستم دوازده تایی ( dudecimal) را ابداع کردند ... و با کمک همین سیستم تعداد ساعتهای روز را به 12 قسمت و همچنان تعداد ساعتهای شب را نیز به 12 قسمت تقسیم کردند . تعداد ماههای سال را سومری ها به 12 ماه تقسیم کردند و پایان این دوازده ماه را به عنوان سال نو جشن می گرفتند که این رسم از سومری ها به بابلی ها و اقوام دیگر انتقال یافت . همچنین طبق همین سیستم دوازده تایی تقویم سالشماری نیز به نام 12 حیوان نامگذاری شده است .
پس ملتی سال نو را اولین بار جشن گرفته که سال را به 12 ماه و 360 روز تقسیم کرده و همه مورخین توافق دارند که سومری ها هم دایره را به 360 قسمت و هم سال را به 360 روز تقسیم کرده اند ...
البته بعدها برای دقت در اندازه گیری سال به بعضی از ماهها یک روز اضافه شده و سال 365 روز شده است .
چون هر انگشت سه بند دارد ، هر فصل سال را نیز به سه ماه تقسیم کرده اند ... چهار انگشت سه بندی برای تقسیم چهار فصل سه ماهه به قوم متمدن سومری الهام داده است.
@geonew1
Forwarded from Deleted Account
از چهارشنبه تا یکشنبه آینده وضعیت بارش در کشور👆
Forwarded from Live Mashhad
file_5998.pdf
1.2 MB
✅ نقشه راه های کشور با قابلیت زوم ،ایام عید به دردتان خواهد خورد.
@meshadia
@meshadia
Forwarded from Deleted Account
hashemi_em_hse:
بلک اوت Black Out چیست؟
اگر یک مسافر سوار بر آسانسور باشد و ناگهان برق به هر دلیل قطع شود، آسانسور در همان مکان بی حرکت باقی میماند، این مکان ممکن است بین طبقات ساختمان باشد یعنی حتی با بازکردن درب کابین بصورت دستی، نتوان به راحتی از آسانسور خارج شد.
هرچند نصب این دستگاه اجباری نیست ولی در صورت نصب بلک اوت(Black Out)، درهنگام قطع برق، آسانسور را تا نزدیکترین طبقه رسانده و دربهای کابین را باز میکند و مسافران بدون دلهره میتوانند از آسانسور خارج شوند.
مهمانان عزیز و محترم شما، بیماران قلبی و تنفسی، بانوان باردار و کودکان خردسال کسانی هستند که در صورت مجهز بودن آسانسور شما به بلک اوت(Black Out) میتوانند با خیالی آسوده با آسانسور تردد نمایند و در صورت قطع برق، بدون نگرانی حاصل از گیر کردن در آسانسور، از آن خارج شوند
بلک اوت Black Out چیست؟
سیستم نجات اضطراری
بلک اوت Black Out چیست؟
اگر یک مسافر سوار بر آسانسور باشد و ناگهان برق به هر دلیل قطع شود، آسانسور در همان مکان بی حرکت باقی میماند، این مکان ممکن است بین طبقات ساختمان باشد یعنی حتی با بازکردن درب کابین بصورت دستی، نتوان به راحتی از آسانسور خارج شد.
هرچند نصب این دستگاه اجباری نیست ولی در صورت نصب بلک اوت(Black Out)، درهنگام قطع برق، آسانسور را تا نزدیکترین طبقه رسانده و دربهای کابین را باز میکند و مسافران بدون دلهره میتوانند از آسانسور خارج شوند.
مهمانان عزیز و محترم شما، بیماران قلبی و تنفسی، بانوان باردار و کودکان خردسال کسانی هستند که در صورت مجهز بودن آسانسور شما به بلک اوت(Black Out) میتوانند با خیالی آسوده با آسانسور تردد نمایند و در صورت قطع برق، بدون نگرانی حاصل از گیر کردن در آسانسور، از آن خارج شوند
بلک اوت Black Out چیست؟
سیستم نجات اضطراری
Forwarded from خبرگزاری فارس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آتشفشان کوه اتنا در جزیره سیسیل ایتالیا فوران و ۱۰ نفر را مجروح کرد
🔹فوران هنگامی روی داد که گروهی از خبرنگاران در حال تهیه فیلم در همین محل بودند؛ برای همین تصاویری ناب از فوران ضبط کردند
@Farsna
🔹فوران هنگامی روی داد که گروهی از خبرنگاران در حال تهیه فیلم در همین محل بودند؛ برای همین تصاویری ناب از فوران ضبط کردند
@Farsna
Forwarded from انجمن علوم آب | waterse.ir
سفید رنگ کردن سقف خانه ها ارزان ترین و ساده ترین راه برای کاهش دمای یک شهر و همچنین راهى موثر براى مقابله به گرمایش جهانى مى باشد.
@waterse
@waterse
Forwarded from Geography Class
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بارش باران در سیارات دیگر چگونه است؟!
جالبه حتما ببینید الماس و یاقوت میاد تو سیارات دیگه جای بارون ☝️😐😳
به همراه زیرنویس
@geonew1
جالبه حتما ببینید الماس و یاقوت میاد تو سیارات دیگه جای بارون ☝️😐😳
به همراه زیرنویس
@geonew1
Forwarded from Geography Class
چگونه به میهمانان نوروزی آدرس بدهیم؟
@geonew1
1- جواب سوال دیگران اگرچه از نظر شرعی یک ثواب است بلکه نشان از فرهنگ مردمان خوب آن شهر است .آدرس را با دقت بدهید.
2- برای دادن آدرس از دادن مسیر بالا و پایین خودداری نمایید . بگویید چپ – راست .
3- ازدادن جواب های مثل کنار بانک – پست برق - گل فروشی خودداری نمایید ، این ساختمان ها گاهی دریک خیابان زیاد هستند.
4- مسافت را دقیق بگویید واگر مطمئن نیستید به تعداد چهار راه ها اشاره کنید، اگر تا مقصد فاصله ی زیادی است تنها او را به مهمترین میدان نزدیک مقصد راهنمایی کنید و از دادن آدرس های طولانی .....خودداری نمایید.
5- ازگفتن کلمه ی فکله اجتناب کنید . بگویید میدان تا همه متوجه شوند.
6- به جای استفاده از بالای پل ، پایین پل بگویید زیرگذر- روگذر پل...
7- از اسامی جدید استفاده کنید . مسافران عبوری تابلوها را نگاه می کنند و اسامی محلی را نمی شناسند.
فقط افراد بومی شیراز می دانند دروازه کازرون کجاست ؟!
دروازه شیراز کجاست ؟ (اصفهان)
بلوار تفت کجاست؟(یزد)
و......
@geonew1
8- اگر در مسیر خیابان یکطرفه و دور برگردان است دقیقا به آن اشاره کنید ، در شهرهای بزرگ، مخصوصا بزرگ راه ها توصیه کنید با سرعت مطمئن در باند کناری ، تابلوها را دنبال نمایند تا از آن عبور نکنند.(ازاستفاده کلمه تقاطع بجای دروبرگرگردان اجتناب کنید)
9- از گفتن این طرف و آن طرف رود درشهر های رودخانه ای اجتناب کنید بگویید سمت راست رودخانه – سمت چپ رودخانه.(نسبت به دید پرسشگر).
10 –چنانچه از آدرس مطمئن نیستید گفتن این جمله " من نمی دانم " لطف بزرگی درحق دیگران است!!
اگرکسی ازشما آدرس پرسید و شما با مناعت طبع و روی خوش به اوجواب دهید، مسافران ، خوبی های شهر شما را تنها به دوستان نزدیک می گویند و اگر برخورد شایسته ای نداشته باشید آنها به هزاران نفر خواهند گفت .
از اعتبار و آبروی بزرگان و اندیشمندان شهرخود با خوشرویی حراست نمایید . دراین میان وظیفه شهروندان شهرهای زیارتی دو چندان است .
-اگر به شهرها بخصوص شهرهای بزرگ سفر کردیم بهترین افراد راهنمای آدرس دهی رانندگان بومی (تاکسی واتوبوس)هستند
-بهتر است ابتدای ورودی شهر درجای مطمئن پارک کرده وبرای پرسیدن آدرس از پارک دوبل جدا پرهیز شود.
-همراه داشتن نقشه جدید راهها ونقشه شهرهای بزرگ از الزامات سفر بوده واز سرگردانی های وقت گیر جلوگیری می کند.
@geonew1
@geonew1
1- جواب سوال دیگران اگرچه از نظر شرعی یک ثواب است بلکه نشان از فرهنگ مردمان خوب آن شهر است .آدرس را با دقت بدهید.
2- برای دادن آدرس از دادن مسیر بالا و پایین خودداری نمایید . بگویید چپ – راست .
3- ازدادن جواب های مثل کنار بانک – پست برق - گل فروشی خودداری نمایید ، این ساختمان ها گاهی دریک خیابان زیاد هستند.
4- مسافت را دقیق بگویید واگر مطمئن نیستید به تعداد چهار راه ها اشاره کنید، اگر تا مقصد فاصله ی زیادی است تنها او را به مهمترین میدان نزدیک مقصد راهنمایی کنید و از دادن آدرس های طولانی .....خودداری نمایید.
5- ازگفتن کلمه ی فکله اجتناب کنید . بگویید میدان تا همه متوجه شوند.
6- به جای استفاده از بالای پل ، پایین پل بگویید زیرگذر- روگذر پل...
7- از اسامی جدید استفاده کنید . مسافران عبوری تابلوها را نگاه می کنند و اسامی محلی را نمی شناسند.
فقط افراد بومی شیراز می دانند دروازه کازرون کجاست ؟!
دروازه شیراز کجاست ؟ (اصفهان)
بلوار تفت کجاست؟(یزد)
و......
@geonew1
8- اگر در مسیر خیابان یکطرفه و دور برگردان است دقیقا به آن اشاره کنید ، در شهرهای بزرگ، مخصوصا بزرگ راه ها توصیه کنید با سرعت مطمئن در باند کناری ، تابلوها را دنبال نمایند تا از آن عبور نکنند.(ازاستفاده کلمه تقاطع بجای دروبرگرگردان اجتناب کنید)
9- از گفتن این طرف و آن طرف رود درشهر های رودخانه ای اجتناب کنید بگویید سمت راست رودخانه – سمت چپ رودخانه.(نسبت به دید پرسشگر).
10 –چنانچه از آدرس مطمئن نیستید گفتن این جمله " من نمی دانم " لطف بزرگی درحق دیگران است!!
اگرکسی ازشما آدرس پرسید و شما با مناعت طبع و روی خوش به اوجواب دهید، مسافران ، خوبی های شهر شما را تنها به دوستان نزدیک می گویند و اگر برخورد شایسته ای نداشته باشید آنها به هزاران نفر خواهند گفت .
از اعتبار و آبروی بزرگان و اندیشمندان شهرخود با خوشرویی حراست نمایید . دراین میان وظیفه شهروندان شهرهای زیارتی دو چندان است .
-اگر به شهرها بخصوص شهرهای بزرگ سفر کردیم بهترین افراد راهنمای آدرس دهی رانندگان بومی (تاکسی واتوبوس)هستند
-بهتر است ابتدای ورودی شهر درجای مطمئن پارک کرده وبرای پرسیدن آدرس از پارک دوبل جدا پرهیز شود.
-همراه داشتن نقشه جدید راهها ونقشه شهرهای بزرگ از الزامات سفر بوده واز سرگردانی های وقت گیر جلوگیری می کند.
@geonew1
Forwarded from آخرین خبر
🔺هرجا زمینخواری دیدید اطلاع دهید
🔹فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها: مردم در طول سفرهای نوروزی هرجا زمینخواری، تخریب، تصرف و آتشسوزی منابع طبیعی را دیدند به «۱۵۰۴» اطلاع دهند
@akharinkhabar
🔹فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها: مردم در طول سفرهای نوروزی هرجا زمینخواری، تخریب، تصرف و آتشسوزی منابع طبیعی را دیدند به «۱۵۰۴» اطلاع دهند
@akharinkhabar