@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
کنترل بیمه ای
شرکت #بیمه پروگرِسیو (Progressive) در #آمریکا وسیلهای به نام اسنپشات (Snapshot) ساخته که به کمک آن به رانندگان محتاط، تخفیف ویژهای میدهد.
نحوه کار به این صورت است که مشتری این قطعه کوچک را خریداری کرده و روی خودروی خود نصب میکند. سپس اسنپشات، اطلاعاتی نظیر تعداد ترمزهای تند و تیز و ناگهانی، میزان مسافت طی شده در هر ماه و مقدار رانندگی در ساعات پر خطر را اندازهگیری و به اطلاع شرکت بیمه میرساند.
اگر مشتری امتیاز لازم را کسب کند، میتواند از تخفیفی تا سقف ۳۰ درصد در هزینه بیمه برخوردار شود. امتیاز بیشتر را به کسانی میدهند که ساعات رانندگی شان در هر ماه از میانگین ایالتی کمتر باشد؛ کمتر در ساعات پر خطر شبانهروز از #اتومبیل استفاده کند و ترمزهای پر خطرِ کمتری بگیرد.
یکی از معیارهای مهم برای تصمیمگیری صلاحیت راننده برای برخورداری از تخفیف بیمهای، تعداد ترمزهای ناگهانی در هر ماه است، یعنی ترمزی که به کاهش سرعت اتومبیل در زمانی کوتاه منتهی شده و حرکت شدیدی به خودرو وارد کند. در صورت وقوع چنین اتفاقی، اسنپشات بوق میزند و به راننده هشدار میدهد که یک امتیاز منفی در کارنامه بیمهای شما ثبت شد.
کارنامه راننده، شامل امتیازات مثبت و منفی و تخفیفات یا جریمههای کسب شده، در اکانتِ آنلاینِ پروگرسیوِ وی قابل مشاهده است.
پر واضح است که در جامعهای مثل آمریکا که در آن بسیای از مردم مصرانه به دنبال کاهش هزینههای زندگی هستند[و هزینه بیمه #ماشین شخصی رقم کمی هم نیست]، رواج چنین وسیلهای میتواند به کاهش مخاطرات رانندگی منتهی شود.
یک نکته دیگر این است که هزینه بیمه #خودرو ایالت به ایالت فرق میکند. فاکتور مهمی که باعث افتراق ایالات میشود، میزان تصادفات و حوادث رانندگی است. دو ایالت را در نظر بگیرید که هزینههای زندگی و مخارج تعمیرات و لوازم اتومبیل در آنها تقریباً یکسان است، در این صورت، هر ایالتی که میزان حوادث رانندگیاش بالاتر باشد، به احتمال بالا هزینه بیمه اتومبیل در آن بالاتر خواهد بود.
از سوی دیگر، استفاده از این وسیله میتواند در تصادفات به ضرر شما تمام شود. مثلاً سرعت غیر مجاز اتومبیلتان را ثبت کرده تا شرکت بیمه بتواند با مستمسک قرار دادن آن، خسارت کمتری به شما پرداخت کند.
[این باعث می شود که رانندگانی که از این وسیله استفاده می کنند خیلی محتاطانه رانندگی کنند و احتمال تصادف شان پایین می آید؛ در نتیجه شرکت بیمه هزینه های خیلی کمتری برای پرداخت خسارت ماشین های تصادفی خواهد داشت و درآمد و سودش تا حد زیادی بالا می رود.]
www.yon.ir/G7SB
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
کنترل بیمه ای
شرکت #بیمه پروگرِسیو (Progressive) در #آمریکا وسیلهای به نام اسنپشات (Snapshot) ساخته که به کمک آن به رانندگان محتاط، تخفیف ویژهای میدهد.
نحوه کار به این صورت است که مشتری این قطعه کوچک را خریداری کرده و روی خودروی خود نصب میکند. سپس اسنپشات، اطلاعاتی نظیر تعداد ترمزهای تند و تیز و ناگهانی، میزان مسافت طی شده در هر ماه و مقدار رانندگی در ساعات پر خطر را اندازهگیری و به اطلاع شرکت بیمه میرساند.
اگر مشتری امتیاز لازم را کسب کند، میتواند از تخفیفی تا سقف ۳۰ درصد در هزینه بیمه برخوردار شود. امتیاز بیشتر را به کسانی میدهند که ساعات رانندگی شان در هر ماه از میانگین ایالتی کمتر باشد؛ کمتر در ساعات پر خطر شبانهروز از #اتومبیل استفاده کند و ترمزهای پر خطرِ کمتری بگیرد.
یکی از معیارهای مهم برای تصمیمگیری صلاحیت راننده برای برخورداری از تخفیف بیمهای، تعداد ترمزهای ناگهانی در هر ماه است، یعنی ترمزی که به کاهش سرعت اتومبیل در زمانی کوتاه منتهی شده و حرکت شدیدی به خودرو وارد کند. در صورت وقوع چنین اتفاقی، اسنپشات بوق میزند و به راننده هشدار میدهد که یک امتیاز منفی در کارنامه بیمهای شما ثبت شد.
کارنامه راننده، شامل امتیازات مثبت و منفی و تخفیفات یا جریمههای کسب شده، در اکانتِ آنلاینِ پروگرسیوِ وی قابل مشاهده است.
پر واضح است که در جامعهای مثل آمریکا که در آن بسیای از مردم مصرانه به دنبال کاهش هزینههای زندگی هستند[و هزینه بیمه #ماشین شخصی رقم کمی هم نیست]، رواج چنین وسیلهای میتواند به کاهش مخاطرات رانندگی منتهی شود.
یک نکته دیگر این است که هزینه بیمه #خودرو ایالت به ایالت فرق میکند. فاکتور مهمی که باعث افتراق ایالات میشود، میزان تصادفات و حوادث رانندگی است. دو ایالت را در نظر بگیرید که هزینههای زندگی و مخارج تعمیرات و لوازم اتومبیل در آنها تقریباً یکسان است، در این صورت، هر ایالتی که میزان حوادث رانندگیاش بالاتر باشد، به احتمال بالا هزینه بیمه اتومبیل در آن بالاتر خواهد بود.
از سوی دیگر، استفاده از این وسیله میتواند در تصادفات به ضرر شما تمام شود. مثلاً سرعت غیر مجاز اتومبیلتان را ثبت کرده تا شرکت بیمه بتواند با مستمسک قرار دادن آن، خسارت کمتری به شما پرداخت کند.
[این باعث می شود که رانندگانی که از این وسیله استفاده می کنند خیلی محتاطانه رانندگی کنند و احتمال تصادف شان پایین می آید؛ در نتیجه شرکت بیمه هزینه های خیلی کمتری برای پرداخت خسارت ماشین های تصادفی خواهد داشت و درآمد و سودش تا حد زیادی بالا می رود.]
www.yon.ir/G7SB
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht
@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تجربه کارآموزی در شرکت Google
#بخش #دوم
یکی از طبقات سالن بازی دارد، چند میز پینگپنگ، چند فوتبالدستی (یا به قولشان فوسبال)، چند بازی رایانهای از میکروهای قدیمی بگیر تا اکسباکسهای جدید، و چند تردمیل. هر کارمند ماهی یک بار میتواند وقت ماساژور بگیرد چون چند ماساژور در یکی از طبقات هستند که رایگان خدمات ماساژ میدهند. قیمت عضویت در زیپکار (خودروی کرایهای ساعتی) رایگان است —بماند که در شعبه #کالیفرنیا که مشکل #پارکینگ دارند، خود گوگل به کارمندان #دوچرخه رایگان و هزینه کرایه #ماشین را میدهد. خلاصه یکی از مرامهای اینها همین است که ما شکمت را پر میکنیم خواهشاً عین مرد کار کن.
فضا را طوری ساختهاند که یک نفر میتواند یک سال در شرکت بماند بدون هیچ نیاز اضافه. حمام که دارد، حتی نمازخانه دارد، رستوران هم دارد، وسایل بازی و ورزش و الی ماشاءالله. مورد داشتند در کالیفرنیا که یک بنده خدایی یک سال از شرکت بیرون نزده و در پارکینگ میخوابیده... و این طوری پول اجاره خانه نمیداده (گرچه به خاطر تبعات روحی و روانی، شرکت این کار را ممنوع اعلام کرده).
گروه پردازش زبان نیویورک حدود پانزده پژوهشگر دارد که همهشان از بهترینهای رشتهشان هستند. گروههای دیگر هم در همان سالن بزرگ هستند، از گروه یادگیری ماشینی گرفته تا الگوریتم. هفته اول میگذرد به ادامه معارفه. چرا این همه معارفه؟ چون سبک کاری پژوهشی اینها این طوری است که پژوهش باید فاصله کمی با محصول داشته باشد. هر پژوهشی باید در قالب محصول پیادهسازی شود و این یعنی این که برای نوشتن یک برنامه ساده باید کل معیارهای برنامهنویسی گوگل را رعایت کنی. همین بایدِ کوچک از کارآموزهای بیچاره از یک ماه تا حتی دو ماه وقت و انرژی میگیرد. برای نوشتن دو خط برنامه ساده باید هزار چیز بیربط را بدانی تا بتوانی آن برنامه را بنویسی. برنامه را که تازه تمام میکنی، تازه باید سرپرستت و یک نفر دیگر نقدش کنند. ممکن است یک برنامه ساده چند دور نقد و بررسی شود و تازه بعدش شاید امکان ورود به دادگان برنامههای گوگل داشته باشد. این معیارهایشان هم خیلی سختگیرانه است. مثلاً اندازه هر خط بیشتر از فلان قدر حرف نباشد، فاصله اضافی بین کلمات نباشد، نام متغیرها قابل فهم باشد، فلان جور متغیر با حرف کوچک شروع شود و فلان جور دیگر با حرف بزرگ. همه بخشهای برنامه باید توضیحات اضافه داشته باشد برای دیگران. حتی این که باید از نظر جملهنویسی کوتاه ولی قابل فهم باشد. انتهای هر توضیح باید با نقطه به پایان برسد (انگار که فرهنگستان ادب است). اگر تابعی این طوری صدا شود، باید آرگومانش ثابت باشد وگرنه به صورت اشارهگر و از این جور جزئیات که فقط کسی که برنامهنویسی کرده میفهمد چه عرقریزی دارد این قدر تابع مقررات بودن. تازه برنامهات باید طوری باشد که هیچ گونه خللی به دیگر بخشهای دادگان گوگل نرساند. این قدر این مسأله دقت در برنامهنویسی برایشان مهم هست که روی در #توالت همه توصیههای برنامهنویسی نوشته شده. خلاصه این قدری بود که برای من و طبق گفته خیلی دیگر از همدورهایها، تجربه کارآموزی در گوگل یکی از دشوارترین دورههای پژوهشی است. چون فرصت کم است و پیچیدگی زیاد. مثلاً تازه ماه آخر یاد گرفتهام که چطوری میشود برنامهنویسی گوگلی کرد که باید میز کارم را تحویل بدهم و برگردم دانشگاه.
حالا گوگل چرا این قدر علاقه دارد کارآموز بیاورد که دو ماه اولش در سردرگمی باشد و یک ماه هم که فرصت کمی است برای انجام کار مفید؟ خودشان میگویند دید آیندهنگرانه اقتضا میکند به فکر نسل بعدی پژوهشگران و مهندسان باشیم. خب چه چیزی راحتتر از کارآموز گرفتن که هم طرف خودش را درمییابد و هم گوگل وی را میآزماید؟ شاهد آن که آخرهای کارآموزی نامهای میگیری با این عنوان که اگر نزدیک فارغالتحصیلی هستی، میتوانی بدون تأخیر وارد مصاحبههای استخدام شوی (که البته مصاحبههای استخدامشان هم عین نکیر و منکر است که باید از قبل کلی خودت را آماده کنی برای سؤالهای پیچیده برنامهنویسی). آخرها هم خبر شدیم که این دید آیندهنگرانه موجودیتی به اسم «الفبا» یا alphabet راه انداخته که گوگل میشود حرف جی این الفبای فناوری. این جوری همین فیالمجلس کلی از پرداختهای مالیاتیشان کاهش پیدا کرده است!
#بخش #سوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
تجربه کارآموزی در شرکت Google
#بخش #دوم
یکی از طبقات سالن بازی دارد، چند میز پینگپنگ، چند فوتبالدستی (یا به قولشان فوسبال)، چند بازی رایانهای از میکروهای قدیمی بگیر تا اکسباکسهای جدید، و چند تردمیل. هر کارمند ماهی یک بار میتواند وقت ماساژور بگیرد چون چند ماساژور در یکی از طبقات هستند که رایگان خدمات ماساژ میدهند. قیمت عضویت در زیپکار (خودروی کرایهای ساعتی) رایگان است —بماند که در شعبه #کالیفرنیا که مشکل #پارکینگ دارند، خود گوگل به کارمندان #دوچرخه رایگان و هزینه کرایه #ماشین را میدهد. خلاصه یکی از مرامهای اینها همین است که ما شکمت را پر میکنیم خواهشاً عین مرد کار کن.
فضا را طوری ساختهاند که یک نفر میتواند یک سال در شرکت بماند بدون هیچ نیاز اضافه. حمام که دارد، حتی نمازخانه دارد، رستوران هم دارد، وسایل بازی و ورزش و الی ماشاءالله. مورد داشتند در کالیفرنیا که یک بنده خدایی یک سال از شرکت بیرون نزده و در پارکینگ میخوابیده... و این طوری پول اجاره خانه نمیداده (گرچه به خاطر تبعات روحی و روانی، شرکت این کار را ممنوع اعلام کرده).
گروه پردازش زبان نیویورک حدود پانزده پژوهشگر دارد که همهشان از بهترینهای رشتهشان هستند. گروههای دیگر هم در همان سالن بزرگ هستند، از گروه یادگیری ماشینی گرفته تا الگوریتم. هفته اول میگذرد به ادامه معارفه. چرا این همه معارفه؟ چون سبک کاری پژوهشی اینها این طوری است که پژوهش باید فاصله کمی با محصول داشته باشد. هر پژوهشی باید در قالب محصول پیادهسازی شود و این یعنی این که برای نوشتن یک برنامه ساده باید کل معیارهای برنامهنویسی گوگل را رعایت کنی. همین بایدِ کوچک از کارآموزهای بیچاره از یک ماه تا حتی دو ماه وقت و انرژی میگیرد. برای نوشتن دو خط برنامه ساده باید هزار چیز بیربط را بدانی تا بتوانی آن برنامه را بنویسی. برنامه را که تازه تمام میکنی، تازه باید سرپرستت و یک نفر دیگر نقدش کنند. ممکن است یک برنامه ساده چند دور نقد و بررسی شود و تازه بعدش شاید امکان ورود به دادگان برنامههای گوگل داشته باشد. این معیارهایشان هم خیلی سختگیرانه است. مثلاً اندازه هر خط بیشتر از فلان قدر حرف نباشد، فاصله اضافی بین کلمات نباشد، نام متغیرها قابل فهم باشد، فلان جور متغیر با حرف کوچک شروع شود و فلان جور دیگر با حرف بزرگ. همه بخشهای برنامه باید توضیحات اضافه داشته باشد برای دیگران. حتی این که باید از نظر جملهنویسی کوتاه ولی قابل فهم باشد. انتهای هر توضیح باید با نقطه به پایان برسد (انگار که فرهنگستان ادب است). اگر تابعی این طوری صدا شود، باید آرگومانش ثابت باشد وگرنه به صورت اشارهگر و از این جور جزئیات که فقط کسی که برنامهنویسی کرده میفهمد چه عرقریزی دارد این قدر تابع مقررات بودن. تازه برنامهات باید طوری باشد که هیچ گونه خللی به دیگر بخشهای دادگان گوگل نرساند. این قدر این مسأله دقت در برنامهنویسی برایشان مهم هست که روی در #توالت همه توصیههای برنامهنویسی نوشته شده. خلاصه این قدری بود که برای من و طبق گفته خیلی دیگر از همدورهایها، تجربه کارآموزی در گوگل یکی از دشوارترین دورههای پژوهشی است. چون فرصت کم است و پیچیدگی زیاد. مثلاً تازه ماه آخر یاد گرفتهام که چطوری میشود برنامهنویسی گوگلی کرد که باید میز کارم را تحویل بدهم و برگردم دانشگاه.
حالا گوگل چرا این قدر علاقه دارد کارآموز بیاورد که دو ماه اولش در سردرگمی باشد و یک ماه هم که فرصت کمی است برای انجام کار مفید؟ خودشان میگویند دید آیندهنگرانه اقتضا میکند به فکر نسل بعدی پژوهشگران و مهندسان باشیم. خب چه چیزی راحتتر از کارآموز گرفتن که هم طرف خودش را درمییابد و هم گوگل وی را میآزماید؟ شاهد آن که آخرهای کارآموزی نامهای میگیری با این عنوان که اگر نزدیک فارغالتحصیلی هستی، میتوانی بدون تأخیر وارد مصاحبههای استخدام شوی (که البته مصاحبههای استخدامشان هم عین نکیر و منکر است که باید از قبل کلی خودت را آماده کنی برای سؤالهای پیچیده برنامهنویسی). آخرها هم خبر شدیم که این دید آیندهنگرانه موجودیتی به اسم «الفبا» یا alphabet راه انداخته که گوگل میشود حرف جی این الفبای فناوری. این جوری همین فیالمجلس کلی از پرداختهای مالیاتیشان کاهش پیدا کرده است!
#بخش #سوم این یادداشت به کانال ارسال خواهد شد.
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
روزهای اول زندگی در #آمریکا متوجه می شوید زندگی در اینجا بدون گوشی های هوشمند (Smartphones) امکان پذیر نیست. نه اینکه سخت باشد؛ اصلا امکان پذیر نیست!
به عنوان مثال؛ سیستم آدرس دهی ارتباط کاملی دارد با این مساله؛
در هر شهری، آدرس هرجایی را بخواهید بیشتر از دو کلمه به شما نخواهند گفت. یک اسم و یک شماره؛ اسم می تواند نام یک کوچه بن بست باشد یا حتی یک بزرگراه. ولی بیشتر از این چیزی وجود ندارد در آدرس هرجایی از آمریکا که بخواهید بروید.
مثلا اگر آدرس منزل یک نفر در تهران اینگونه باشد: «خیابان آزادی؛ بین نواب و جیحون، خیابان خوش، خیابان طوس، کوچه بهنام، بن بست شقایق، پلاک 3»؛ معادل ش در آمریکا می شود: «3 شقایق»! حالا از چه زمانی اینطوری شده است را نمی دانم.
واقعا اگر فردی چنین آدرسی در آمریکا داشته باشد چیزی بیشتر از شقایق 3 به شما نخواهد گفت. فکر هم نکنید بعضی پیدا می شوند بپرسند که این که نشد، آدرس دقیق تر بدهید. چون که می شود.
نکته مهم و اصلی اش این است که در یک شهر هیچ اسمی برای دو جا استفاده نشده است. به عنوان مثال در این شهر دیگر شقایق دیگری وجود ندارد. نه تنها کوچه شقایق وجود ندارد که اسم هیچ خیابان و ... شقایق نیست. و وقتی می گویید شقایق 3، معلوم است فقط یک نقطه از شهر با این آدرس وجود دارد. در بعضی موارد استثنا که ممکن است دو جای از یک شهر با یک اسم نامگذاری شده باشند (که احتمال ش خیلی کم است) تفاوت بین این دو را با شماره مشخص می کنند. مثلا خانه های شقایق اول را یک تا 100 نامگذاری می کنند و خانه هاش شقایق دوم را از 1000 تا 1100. تا اگر اسم ها یکی بود تمایز را با شماره پلاک ایجاد می کنند.
احتمالا می پرسید خب با این وضع در یک شهر کلی کوچه و خیابان ... با نام های منحصر به فرد وجود دارد. حالا ما از کجا باید بفهمیم شقایق 3 در غرب شهر است یا شرق شهر؟ اینجاست که تنها راه موجود استفاده از نرم افزارهای آدرس یاب هستند. یعنی شما آدرس را در گوشی تلفن همراه خود وارد می کنید؛ مثلا می زنید شقایق 3 در شهر تهران؛ نرم افزار (که نیاز دارد گوشی تان اینترنت هم داشته باشد) نقطه دقیق آدرس درخواستی را به علاوه مسیرهایی که شما می توانید برای رسیدن به آن طی کنید را به شما نشان می دهد؛ آن هم با در نظر گرفتن روشی که شما می خواهید برای رسیدن به نقطه مورد نظر داشته باشید. مثلا پیاده یا با #ماشین شخصی خود و یا #حمل_و_نقل_عمومی...
با این سیستم ممکن است سال ها در یک شهر زندگی کرده باشید ولی شهر را بلد نباشید! و هر بار برای رفتن به جایی از شهر وابسته کامل به گوشی تان هستید. هستند افرادی که مسیر خانه شان را بدون کمک گوشی دقیق بلد نیستند و پیش آمده که بدون استفاده از آن راه همیشگی شان را گم کرده اند.
البته برخی به خصوص رانندگان تاکسی دستگاه های GPS دارند که فقط کارش معرفی بهترین آدرس برای رسیدن به مقصد است و نیازی هم به اینترنت ندارد. که با توجه به قیمت ش برای عموم مردم نمی صرفد آن را تهیه کنند و به گوشی شان اکتفا می کنند.
_________
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
روزهای اول زندگی در #آمریکا متوجه می شوید زندگی در اینجا بدون گوشی های هوشمند (Smartphones) امکان پذیر نیست. نه اینکه سخت باشد؛ اصلا امکان پذیر نیست!
به عنوان مثال؛ سیستم آدرس دهی ارتباط کاملی دارد با این مساله؛
در هر شهری، آدرس هرجایی را بخواهید بیشتر از دو کلمه به شما نخواهند گفت. یک اسم و یک شماره؛ اسم می تواند نام یک کوچه بن بست باشد یا حتی یک بزرگراه. ولی بیشتر از این چیزی وجود ندارد در آدرس هرجایی از آمریکا که بخواهید بروید.
مثلا اگر آدرس منزل یک نفر در تهران اینگونه باشد: «خیابان آزادی؛ بین نواب و جیحون، خیابان خوش، خیابان طوس، کوچه بهنام، بن بست شقایق، پلاک 3»؛ معادل ش در آمریکا می شود: «3 شقایق»! حالا از چه زمانی اینطوری شده است را نمی دانم.
واقعا اگر فردی چنین آدرسی در آمریکا داشته باشد چیزی بیشتر از شقایق 3 به شما نخواهد گفت. فکر هم نکنید بعضی پیدا می شوند بپرسند که این که نشد، آدرس دقیق تر بدهید. چون که می شود.
نکته مهم و اصلی اش این است که در یک شهر هیچ اسمی برای دو جا استفاده نشده است. به عنوان مثال در این شهر دیگر شقایق دیگری وجود ندارد. نه تنها کوچه شقایق وجود ندارد که اسم هیچ خیابان و ... شقایق نیست. و وقتی می گویید شقایق 3، معلوم است فقط یک نقطه از شهر با این آدرس وجود دارد. در بعضی موارد استثنا که ممکن است دو جای از یک شهر با یک اسم نامگذاری شده باشند (که احتمال ش خیلی کم است) تفاوت بین این دو را با شماره مشخص می کنند. مثلا خانه های شقایق اول را یک تا 100 نامگذاری می کنند و خانه هاش شقایق دوم را از 1000 تا 1100. تا اگر اسم ها یکی بود تمایز را با شماره پلاک ایجاد می کنند.
احتمالا می پرسید خب با این وضع در یک شهر کلی کوچه و خیابان ... با نام های منحصر به فرد وجود دارد. حالا ما از کجا باید بفهمیم شقایق 3 در غرب شهر است یا شرق شهر؟ اینجاست که تنها راه موجود استفاده از نرم افزارهای آدرس یاب هستند. یعنی شما آدرس را در گوشی تلفن همراه خود وارد می کنید؛ مثلا می زنید شقایق 3 در شهر تهران؛ نرم افزار (که نیاز دارد گوشی تان اینترنت هم داشته باشد) نقطه دقیق آدرس درخواستی را به علاوه مسیرهایی که شما می توانید برای رسیدن به آن طی کنید را به شما نشان می دهد؛ آن هم با در نظر گرفتن روشی که شما می خواهید برای رسیدن به نقطه مورد نظر داشته باشید. مثلا پیاده یا با #ماشین شخصی خود و یا #حمل_و_نقل_عمومی...
با این سیستم ممکن است سال ها در یک شهر زندگی کرده باشید ولی شهر را بلد نباشید! و هر بار برای رفتن به جایی از شهر وابسته کامل به گوشی تان هستید. هستند افرادی که مسیر خانه شان را بدون کمک گوشی دقیق بلد نیستند و پیش آمده که بدون استفاده از آن راه همیشگی شان را گم کرده اند.
البته برخی به خصوص رانندگان تاکسی دستگاه های GPS دارند که فقط کارش معرفی بهترین آدرس برای رسیدن به مقصد است و نیازی هم به اینترنت ندارد. که با توجه به قیمت ش برای عموم مردم نمی صرفد آن را تهیه کنند و به گوشی شان اکتفا می کنند.
_________
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
🔸وقتی پلیس اتریش به جریمه اکتفا نمیکند!
🔹یک ماشین بدون راننده کرایه کرده بودیم و صندلی ایمنی مخصوص #کودک در #ماشین نداشتیم.
🔹دختر کوچکم در بغلم بود و شیر میخورد، که #پلیس ماشین ما را متوقف کرد و بخاطر ننشستن بچه در صندلی مخصوص و ایمن، ۲۵۰ یورو جریمه شدیم!
🔹ماشین را روشن کردیم که برویم، و هنوز از شوک #جریمه به این سنگینی در نیامده بودیم، که افسر پلیس به همسرم گفت: "کجااا؟! شما هنوز صندلی مخصوص کودک ندارید. خانم و بچه پیاده میشن و با وسیله نقلیه عمومی تشریف میارن منزل. شما میتونید برید!"
⭕️پینوشت: طبق #قانون کودکان از اول تولد تا قد صد و چهل سانتی متر، باید در صندلی مخصوص کودک بنشینند و این قانون در عمل بسیار جدی گرفته میشود.
#اتریش 🇦🇹 @tick_idea
@Farang_nevesht
______
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
🔹یک ماشین بدون راننده کرایه کرده بودیم و صندلی ایمنی مخصوص #کودک در #ماشین نداشتیم.
🔹دختر کوچکم در بغلم بود و شیر میخورد، که #پلیس ماشین ما را متوقف کرد و بخاطر ننشستن بچه در صندلی مخصوص و ایمن، ۲۵۰ یورو جریمه شدیم!
🔹ماشین را روشن کردیم که برویم، و هنوز از شوک #جریمه به این سنگینی در نیامده بودیم، که افسر پلیس به همسرم گفت: "کجااا؟! شما هنوز صندلی مخصوص کودک ندارید. خانم و بچه پیاده میشن و با وسیله نقلیه عمومی تشریف میارن منزل. شما میتونید برید!"
⭕️پینوشت: طبق #قانون کودکان از اول تولد تا قد صد و چهل سانتی متر، باید در صندلی مخصوص کودک بنشینند و این قانون در عمل بسیار جدی گرفته میشود.
#اتریش 🇦🇹 @tick_idea
@Farang_nevesht
______
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
🔸ترافیک شدید عصرگاهی
🔹#موتور ها دقیقا مثل یک #ماشین رفتار میکنند؛ در صف میایستد و #ترافیک را تحمل میکند! نه کنار دست یک ماشین می ایستد، نه از کنار ماشینها رد میشود که زودتر برسد!
🔹اکثر ماشینها به محض رسیدن به ترافیک، به کنار لاین می روند، چون همیشه ممکنه یه ماشین #آتشنشانی یا #آمبولانس بخواد سریع رد بشه... بارها شاهد بودم که در یک ترافیک سنگین، ماشین امداد یا پلیس، با سرعت زیاد از وسط رد شده، آنقدر سریع که هنوز نشده فیلم بگیرم از این صحنه!
#آلمان 🇩🇪 @tick_idea
Instagram.com/farang_nevesht/p/BvycCAuBYSz/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1pbj0w3den4k3
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht
🔹#موتور ها دقیقا مثل یک #ماشین رفتار میکنند؛ در صف میایستد و #ترافیک را تحمل میکند! نه کنار دست یک ماشین می ایستد، نه از کنار ماشینها رد میشود که زودتر برسد!
🔹اکثر ماشینها به محض رسیدن به ترافیک، به کنار لاین می روند، چون همیشه ممکنه یه ماشین #آتشنشانی یا #آمبولانس بخواد سریع رد بشه... بارها شاهد بودم که در یک ترافیک سنگین، ماشین امداد یا پلیس، با سرعت زیاد از وسط رد شده، آنقدر سریع که هنوز نشده فیلم بگیرم از این صحنه!
#آلمان 🇩🇪 @tick_idea
Instagram.com/farang_nevesht/p/BvycCAuBYSz/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1pbj0w3den4k3
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht
Instagram
تجربیات ساکنان خارج از کشور
. #ترافیک شدید عصرگاهی . #موتور ها دقیقا مثل یک #ماشین رفتار میکنند؛ در صف میایستد و ترافیک را تحمل میکند! نه کنار دست یک ماشین می ایستد، نه از کنار ماشینها رد میشود که زودتر برسد! . اکثر ماشینها به محض رسیدن به ترافیک، به کنار لاین می روند، چون همیشه…