@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
دوچرخه در آنتورپ
در #اروپا ، به خصوص در #بلژيك، #دوچرخه وسيله نقليه رايجى هست. يادگرفتن دوچرخه سوارى و #شنا در #دبستان اجباری ست و همه بچه هايى كه دوره ٦ ساله دبستان رو طى مى كنند، اين دو ورزش رو بلدند.
دوچرخه سوارى يه جورايى ورزش ملى بلژيك به حساب میاد.
البته قوانين و امكانات هم دست به دست هم دادند تا دوچرخه سوارى را براى استفاده عموم آسان كنند. در تمام خيابان ها به موازات خط عابر پياده يك خط ويژه براى دوچرخه، اسكوترهاى برقى و موتورهایی كه زير ٤٥ كيلومتر سرعت دارند، وجود دارد. رنگ اين راه ويژه معمولاً با پياده رو و كف خيابان فرق دارد و شبرنگ گذارى شده تا در تاريكى هم قابل تشخيص باشد. چراغ هاى راهنمايى هم علاوه بر #ماشين ها و عابر پياده براى دوچرخه سوارها هم سبز و قرمز دارد.
دوچرخه هاى ساده و موتورهایی كه زير ٤٥ كيلومتر سرعت دارند نياز به گواهينامه ندارند؛ فقط كلاه ايمنى اجباری است و دوچرخه باید به چراغ جلو و چراغ عقب و مه شكن مجهز باشد.
#شهردارى شهر ما يعنى #آنتورپ (Antwerpe) سه سال پیش ايستگاه هاى دوچرخه براى استفاده عموم را ایجاد کرد. در اینجا شهردارى ها اختيارات و مسئوليت هاى وسيعى دارند (از مجوز ساختمان تا ثبت #ازدواج و #طلاق و تولد، تغيير آدرس و صدور و تمديد كارت شناسايى، #گواهينامه و #پاسپورت تا ارسال دعوتنامه و برگزارى مناسبت هاى عمومى و حتى تمديد اقامت خارجى ها و دادن تابعيت و جمع آورى #زباله و...) و به تمام بانك هاى اطلاعاتى هم دسترسى دارند و نفس بكشى شهردارى آمارت رو داره...
حدود ٣ سال پيش تقريباً در همه شهر با فواصل خيلى كم، مثلاً هر يك كيلومتر، ايستگاه دوچرخه راه اندازى كردند. اين دوچرخه ها متعلق به شهرداری ست و جابه جايى، تعمير و نگه داری شون را هم به عهده دارد.
براى استفاده باید بروید شهردارى و يا Online تقاضاى يك كارت مخصوص الكترونيكى بدهید که یک روز بعد با پست مياد به آدرسی که دادید.
همه اطلاعات اسم، آدرس، تاريخ تولد و... در آن ثبت است. كارت ها را باید شارژ كنید و بر اساس میزان استفاده، در آن پول بريزید.
برای استفاده می روید به يك ايستگاه و كارت را جلوى دستگاه كارت خوان مى گذارید تا اسكن شود. بعد يكى از دوچرخه هايى را كه به ميله با قفل هاى مخصوصى بسته شده را انتخاب می کنید. مبلغ خيلى كمى مثلاً ١ يورو براى استفاده تا ٢٤ ساعت بعد از پولى كه در كارت داريد كم و قفل الكترونيكى دوچرخه انتخابی آزاد می شود.
اگر فراموش کرده باشید كارت را شارژ كنید و پولى در آن نداشته باشید براى يك بار استفاده مى توانید دوچرخه را بردارید و به محض اينكه كارت را دوباره شارژ كردید، هزینه استفاده قبلی از موجودى جديد كم خواهد شد. ولى اگر بخواهید اين كار را تكرار كنید بدون اينكه پول دفعه قبل را پرداخت کرده باشید، حساب كارت بسته می شود.
هر زمان لازم باشد دوچرخه دم دست است. تعميرات و نگهداری با شهرداری ست. فواصل ايستگاه هاى دوچرخه کم و همه جا پيدا می شود. لازم هم نيست دوچرخه را برگردانید به همان جايى كه تحویل گرفتید. هرجا که خواستید به یکی از ايستگاه ها، هرجا كه قفلى آزاد باشد می توان تحویل داد. دوچرخه را به گيره مخصوص آويزان، كارت را اسكن و گزينه پس دادن را انتخاب مى كنید. قفل ميله اى كه دوچرخه را به آن آويزان كردید به صورت اتومات قفل می شود.
در واقع معلوم است چه كارتى (در واقع چه كسى) دوچرخه اى را در چه ساعتى از كجا برداشته و چه ساعتى و در چه ايستگاهى پس داده است...
ماشين هاى مخصوص شهردارى هم مرتب بين ايستگاه ها در رفت و آمدند تا هرجا دوچرخه نیاز بود اضافه کنند. معمولاً در مناطق مركزى و شلوغ شهر، آخر هر شب اين كار انجام می شود.
اگر گوشی هوشمند (Smartphone) داشته باشید، با نصب يك برنامه رایگان مى توانید آن باركد چهارگوش مشكى رنگ كه در عكس مشخص است را اسكن كنيد و ببينيد نزديكترين ايستگاه به شما كجاست و چند متر از آن فاصله دارید.
آن نقطه نقطه هاى كوچک هم كه در نقشه شهر مى بينيد، ايستگاه هاى دوچرخه ست.
(عکس ها به کانال ارسال خواهد شد.)
#SNT
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
دوچرخه در آنتورپ
در #اروپا ، به خصوص در #بلژيك، #دوچرخه وسيله نقليه رايجى هست. يادگرفتن دوچرخه سوارى و #شنا در #دبستان اجباری ست و همه بچه هايى كه دوره ٦ ساله دبستان رو طى مى كنند، اين دو ورزش رو بلدند.
دوچرخه سوارى يه جورايى ورزش ملى بلژيك به حساب میاد.
البته قوانين و امكانات هم دست به دست هم دادند تا دوچرخه سوارى را براى استفاده عموم آسان كنند. در تمام خيابان ها به موازات خط عابر پياده يك خط ويژه براى دوچرخه، اسكوترهاى برقى و موتورهایی كه زير ٤٥ كيلومتر سرعت دارند، وجود دارد. رنگ اين راه ويژه معمولاً با پياده رو و كف خيابان فرق دارد و شبرنگ گذارى شده تا در تاريكى هم قابل تشخيص باشد. چراغ هاى راهنمايى هم علاوه بر #ماشين ها و عابر پياده براى دوچرخه سوارها هم سبز و قرمز دارد.
دوچرخه هاى ساده و موتورهایی كه زير ٤٥ كيلومتر سرعت دارند نياز به گواهينامه ندارند؛ فقط كلاه ايمنى اجباری است و دوچرخه باید به چراغ جلو و چراغ عقب و مه شكن مجهز باشد.
#شهردارى شهر ما يعنى #آنتورپ (Antwerpe) سه سال پیش ايستگاه هاى دوچرخه براى استفاده عموم را ایجاد کرد. در اینجا شهردارى ها اختيارات و مسئوليت هاى وسيعى دارند (از مجوز ساختمان تا ثبت #ازدواج و #طلاق و تولد، تغيير آدرس و صدور و تمديد كارت شناسايى، #گواهينامه و #پاسپورت تا ارسال دعوتنامه و برگزارى مناسبت هاى عمومى و حتى تمديد اقامت خارجى ها و دادن تابعيت و جمع آورى #زباله و...) و به تمام بانك هاى اطلاعاتى هم دسترسى دارند و نفس بكشى شهردارى آمارت رو داره...
حدود ٣ سال پيش تقريباً در همه شهر با فواصل خيلى كم، مثلاً هر يك كيلومتر، ايستگاه دوچرخه راه اندازى كردند. اين دوچرخه ها متعلق به شهرداری ست و جابه جايى، تعمير و نگه داری شون را هم به عهده دارد.
براى استفاده باید بروید شهردارى و يا Online تقاضاى يك كارت مخصوص الكترونيكى بدهید که یک روز بعد با پست مياد به آدرسی که دادید.
همه اطلاعات اسم، آدرس، تاريخ تولد و... در آن ثبت است. كارت ها را باید شارژ كنید و بر اساس میزان استفاده، در آن پول بريزید.
برای استفاده می روید به يك ايستگاه و كارت را جلوى دستگاه كارت خوان مى گذارید تا اسكن شود. بعد يكى از دوچرخه هايى را كه به ميله با قفل هاى مخصوصى بسته شده را انتخاب می کنید. مبلغ خيلى كمى مثلاً ١ يورو براى استفاده تا ٢٤ ساعت بعد از پولى كه در كارت داريد كم و قفل الكترونيكى دوچرخه انتخابی آزاد می شود.
اگر فراموش کرده باشید كارت را شارژ كنید و پولى در آن نداشته باشید براى يك بار استفاده مى توانید دوچرخه را بردارید و به محض اينكه كارت را دوباره شارژ كردید، هزینه استفاده قبلی از موجودى جديد كم خواهد شد. ولى اگر بخواهید اين كار را تكرار كنید بدون اينكه پول دفعه قبل را پرداخت کرده باشید، حساب كارت بسته می شود.
هر زمان لازم باشد دوچرخه دم دست است. تعميرات و نگهداری با شهرداری ست. فواصل ايستگاه هاى دوچرخه کم و همه جا پيدا می شود. لازم هم نيست دوچرخه را برگردانید به همان جايى كه تحویل گرفتید. هرجا که خواستید به یکی از ايستگاه ها، هرجا كه قفلى آزاد باشد می توان تحویل داد. دوچرخه را به گيره مخصوص آويزان، كارت را اسكن و گزينه پس دادن را انتخاب مى كنید. قفل ميله اى كه دوچرخه را به آن آويزان كردید به صورت اتومات قفل می شود.
در واقع معلوم است چه كارتى (در واقع چه كسى) دوچرخه اى را در چه ساعتى از كجا برداشته و چه ساعتى و در چه ايستگاهى پس داده است...
ماشين هاى مخصوص شهردارى هم مرتب بين ايستگاه ها در رفت و آمدند تا هرجا دوچرخه نیاز بود اضافه کنند. معمولاً در مناطق مركزى و شلوغ شهر، آخر هر شب اين كار انجام می شود.
اگر گوشی هوشمند (Smartphone) داشته باشید، با نصب يك برنامه رایگان مى توانید آن باركد چهارگوش مشكى رنگ كه در عكس مشخص است را اسكن كنيد و ببينيد نزديكترين ايستگاه به شما كجاست و چند متر از آن فاصله دارید.
آن نقطه نقطه هاى كوچک هم كه در نقشه شهر مى بينيد، ايستگاه هاى دوچرخه ست.
(عکس ها به کانال ارسال خواهد شد.)
#SNT
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
دیروز روز ملى #بلژيك و تعطيل رسمى بود و خيلى ها جمعه رو هم مرخصى گرفتن و انداختن سرِ شنبه و يكشنبه و زدن تو گوش يه تعطيلى چهار روزه(فكركردين فقط خودتون از اين هنرها دارين؟)
به خاطر آفتاب و گرماى هوا همه ملت رفتن دريا و جنگل. يا تو شهرها تو پارك ها و فضاى سبز ولو شدن و همه استخرها و آب نماها و هر جايى كه يه حوض آب بوده، فواره ها دارن با حداكثر ظرفيت كار مى كنن! كلى هم توصيه هاى ايمنى داشتيم كه فلانقدر آب بخوريد و عينك بزنيد و كرم ضد آفتاب استفاده كنيد و خلاصه از اين سوسول بازى ها...
از ديشب تا حالا یک هم وطنمون تو بلژيك خبرساز شده! قضيه اينه كه به خاطر جشن هاى روز ملى و رژه و گردهمايى مردم و خانواده سلطنتى تو #بروكسل و كنسرت ها و برنامه هايى كه تو همه شهرها برگزار ميشه، الان چند روزه مثل مور و ملخ پليس و ارتشى ريخته همه جا و قوانين امنيتى رو مخصوصاً بعد از حادثه روز ملى #فرانسه تو شهر #نيس، شديداً اجرا مى كنن و از كوله و ساك ملت تا ماشين يا هر فرد مشكوكى چهارچشمى كنترل ميشه. ديروز تو يكى از خيابون هاى شلوغِ مركز شهر بروكسل و نزديك همون جاهايى كه قرار بوده رژه و مارش وموزيك برگزار بشه و پادشاه بياد، نگهبان يه فروشگاه متوجه مرد جوانى ميشه كه تو گرماى بالاى ٣٠ درجه يه كاپشن كلفت و گشاد پوشيده و يه وسايلى تو دستشه و هر چند قدمى ناگهان مسيرش رو عوض مى كنه و از اينور و اونور خيابون قيقاجى رد ميشه!
فورى به #پليس اطلاع ميده و دوربين هاى شهرى هم وجود اين فرد مشكوك رو تأييد مى كنن و واحد ويژه ضدترور با كلى نفربر و سرباز و پليس سرضرب ميره محلى كه اون آقا رو ديدن و همه جارو مى بندن و مردم رو از محل دور مى كنن و از پشت سر هى به زبان هاى هلندى و فرانسه به طرف فرمان ايست ميدن. طرف هم انگار كروكور، به راهش و كارهاش ادامه ميده تا بالاخره از روبرو با اسلحه و شليك هوايى تهديدش مى كنن كه اگه يه قدم ديگه بردارى شليك مى كنيم. اين بيچاره بعد از نشانه رفتن ده تا اسلحه از روبرو تازه متوجه ميشه چه بلبشويى دوروبرشه و كم مونده بوده كشته بشه! رو زمين زانو مى زنه و دستهاش رو ميبره بالا.
حاليش مى كنن كه زيپ كاپشنش رو باز كنه كه مى بينن كلى سيم و سيخ و ميخ و دستگاه به خودش بسته بوده و پليس مطمئن ميشه يه حمله انتحاريه. چهار ساعت تموم طرف رو زانو و با دستهاى پشت سر در همون حالت مى مونه تا سگ و روبوتهاى خنثى كننده مواد منفجره ميان و مشخص ميشه انفجارى در كار نيست و بالاخره پليسها نزديك ميشن و دستگيرش مى كنن.
كاشف به عمل مياد كه اين آقا ايرانی ست و تنها زبان انگليسى مى دونه و براى همين به فرياد و دستور ايست پليس به زبان هاى هلندى و فرانسه عكس العمل نشون نداده. ايشون دانشجوى دكتراى يكى از شاخه هاى فيزيك تو دانشگاه شهر #گِنت (GENT) بلژيكه و داره رو يه پروژه تحقيقاتى در رابطه با اثرات و ميزان تشعشعات مختلف از امواج موبايل و راديواكتيو تا امواج صوتى و دكل هاى مخابراتى و غيره تو بلژيك تحقيق مى كنه و اون وسايلى كه به خودش بسته، دستگاه هاى اندازه گيرى و اون كاپشن گشاد وكلفت هم براى اين بوده كه اون وسايلى كه به تنش بسته رو نگه داره و محافظت كنه و داشته تحقيقات علمى مى كرده!
هيچى ديگه با روشن شدن هويتش با دانشگاه تماس مى گيرن و رييس روابط عمومى دانشگاه گِنت تو اخبار بيانيه خوند كه بابا اين دانشجوى ماست ولى نگفته بود همين امروز كه تو همه مملكت به خاطر تعطيلى و ازدحام روز ملى بگير و ببند امنيتى زياده، مى خواد دستك و دُمبك به خودش ببنده و بياد وسط بروكسل نزديك محل رژه، تشعشع اندازه بگيره وگرنه ما با پليس هماهنگ مى كرديم و براش كارت مخصوص صادر مى شد و اصلاً يه روز ديگه مى رفت تحقيقات علمى!
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در #فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
دیروز روز ملى #بلژيك و تعطيل رسمى بود و خيلى ها جمعه رو هم مرخصى گرفتن و انداختن سرِ شنبه و يكشنبه و زدن تو گوش يه تعطيلى چهار روزه(فكركردين فقط خودتون از اين هنرها دارين؟)
به خاطر آفتاب و گرماى هوا همه ملت رفتن دريا و جنگل. يا تو شهرها تو پارك ها و فضاى سبز ولو شدن و همه استخرها و آب نماها و هر جايى كه يه حوض آب بوده، فواره ها دارن با حداكثر ظرفيت كار مى كنن! كلى هم توصيه هاى ايمنى داشتيم كه فلانقدر آب بخوريد و عينك بزنيد و كرم ضد آفتاب استفاده كنيد و خلاصه از اين سوسول بازى ها...
از ديشب تا حالا یک هم وطنمون تو بلژيك خبرساز شده! قضيه اينه كه به خاطر جشن هاى روز ملى و رژه و گردهمايى مردم و خانواده سلطنتى تو #بروكسل و كنسرت ها و برنامه هايى كه تو همه شهرها برگزار ميشه، الان چند روزه مثل مور و ملخ پليس و ارتشى ريخته همه جا و قوانين امنيتى رو مخصوصاً بعد از حادثه روز ملى #فرانسه تو شهر #نيس، شديداً اجرا مى كنن و از كوله و ساك ملت تا ماشين يا هر فرد مشكوكى چهارچشمى كنترل ميشه. ديروز تو يكى از خيابون هاى شلوغِ مركز شهر بروكسل و نزديك همون جاهايى كه قرار بوده رژه و مارش وموزيك برگزار بشه و پادشاه بياد، نگهبان يه فروشگاه متوجه مرد جوانى ميشه كه تو گرماى بالاى ٣٠ درجه يه كاپشن كلفت و گشاد پوشيده و يه وسايلى تو دستشه و هر چند قدمى ناگهان مسيرش رو عوض مى كنه و از اينور و اونور خيابون قيقاجى رد ميشه!
فورى به #پليس اطلاع ميده و دوربين هاى شهرى هم وجود اين فرد مشكوك رو تأييد مى كنن و واحد ويژه ضدترور با كلى نفربر و سرباز و پليس سرضرب ميره محلى كه اون آقا رو ديدن و همه جارو مى بندن و مردم رو از محل دور مى كنن و از پشت سر هى به زبان هاى هلندى و فرانسه به طرف فرمان ايست ميدن. طرف هم انگار كروكور، به راهش و كارهاش ادامه ميده تا بالاخره از روبرو با اسلحه و شليك هوايى تهديدش مى كنن كه اگه يه قدم ديگه بردارى شليك مى كنيم. اين بيچاره بعد از نشانه رفتن ده تا اسلحه از روبرو تازه متوجه ميشه چه بلبشويى دوروبرشه و كم مونده بوده كشته بشه! رو زمين زانو مى زنه و دستهاش رو ميبره بالا.
حاليش مى كنن كه زيپ كاپشنش رو باز كنه كه مى بينن كلى سيم و سيخ و ميخ و دستگاه به خودش بسته بوده و پليس مطمئن ميشه يه حمله انتحاريه. چهار ساعت تموم طرف رو زانو و با دستهاى پشت سر در همون حالت مى مونه تا سگ و روبوتهاى خنثى كننده مواد منفجره ميان و مشخص ميشه انفجارى در كار نيست و بالاخره پليسها نزديك ميشن و دستگيرش مى كنن.
كاشف به عمل مياد كه اين آقا ايرانی ست و تنها زبان انگليسى مى دونه و براى همين به فرياد و دستور ايست پليس به زبان هاى هلندى و فرانسه عكس العمل نشون نداده. ايشون دانشجوى دكتراى يكى از شاخه هاى فيزيك تو دانشگاه شهر #گِنت (GENT) بلژيكه و داره رو يه پروژه تحقيقاتى در رابطه با اثرات و ميزان تشعشعات مختلف از امواج موبايل و راديواكتيو تا امواج صوتى و دكل هاى مخابراتى و غيره تو بلژيك تحقيق مى كنه و اون وسايلى كه به خودش بسته، دستگاه هاى اندازه گيرى و اون كاپشن گشاد وكلفت هم براى اين بوده كه اون وسايلى كه به تنش بسته رو نگه داره و محافظت كنه و داشته تحقيقات علمى مى كرده!
هيچى ديگه با روشن شدن هويتش با دانشگاه تماس مى گيرن و رييس روابط عمومى دانشگاه گِنت تو اخبار بيانيه خوند كه بابا اين دانشجوى ماست ولى نگفته بود همين امروز كه تو همه مملكت به خاطر تعطيلى و ازدحام روز ملى بگير و ببند امنيتى زياده، مى خواد دستك و دُمبك به خودش ببنده و بياد وسط بروكسل نزديك محل رژه، تشعشع اندازه بگيره وگرنه ما با پليس هماهنگ مى كرديم و براش كارت مخصوص صادر مى شد و اصلاً يه روز ديگه مى رفت تحقيقات علمى!
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در #فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
#فرنگ_نوشت
كاريابى ایرانی در بلژیک
يک سازمانى تو قسمت #فلاندرن #بلژيك هست به اسم VDAB. وظيفه اين سازمان راهنمايى افراد بيكار و جوياى كار و برگزارى دوره هاى آموزشى براى كسب مهارت هاى مختلفه؛ بيشتر مخاطبان اين سازمان براى آموزش، افرادی با تخصص و تحصيلات كمتر يا در حد ديپلمه. نمونه مشابهى هم در قسمت فرانسه زبان داره كه شرح وظايفشون يكی ست.
دوره هاى آموزشى شامل دوره هاى كوتاه مدت چند ماهه تا آموزش هاى بلند مدت يك يا چند ساله ست. همه جور جنسى هم تو بساط آموزش شون پيدا ميشه: از نجارى و جوشكارى و برقكارى و مكانيكى تا رانندگى وسايل حمل ونقل عمومى و كمك آشپز و بهيارى و خياطى و آرايشگرى و ...
كسانى كه بيكارشدن يا جوون هايى كه مثلاً ديپلم گرفتن يا تحصيل رو ول كردن و تخصصى ندارند و يا خارجى هايى كه براى بار اول مى خوان اينجا كار كنن، يه نفر به عنوان راهنما مسئولشون ميشه و پرونده شون ميره زير دست اين طرف و اين راهنما كمكشون مى كنه كه به كار يا آموزش جديدى مشغول بشن.
يكى از اين راهنماها به من زنگ زد كه دوتا مشترى فارسى زبان دارم و براى مصاحبه و پركردن فرم هاى آموزش و .... كمك مى خوان. يه قرار بگذار كه بياى كمك كنى واسه ترجمه! خواستم بگم خوب آدمى كه هنوز نمى تونه حرف بزنه يا فرم پُر كنه، چه كارى ميشه براش پيدا كرد؟ باز كفتم حالا نكنه كار و آموزش و دنيا و آخرت يه بنده خدايى آويزون همين ترجمه باشه؛ قرار گذاشتم و رفتم دفترشون
اولى يه خانم ايرانى بود كه حدود ١٠ سال پيش با يه آقاى ايرانى ازدواج كرده و آمده اينجا و دوتا بچه ٨ و ٣/٥ ساله دارد. اون آقا خودش ١٧ساله اينجاست و حدود ٦ سال پيش يعنى بعد از تقريباً ١١ سال در حدى زبان ياد گرفته كه دوره بنايى ببينه و در يک شركت ساختمانى كار مى كند. اين خانم محترم اگر سالى يك جمله صاف و درست به زبان اين مملكت ياد گرفته بود الان مى تونست ١٠ تا جمله درست بگه ولى دريغ از يكی!
گويا در #ايران آرايشگر بوده و كل هنرش رو روى خودش پياده كرده بود؛ به ضخامت ٢ بند انگشت كرم پودر و سايه و خط چشم و ريمل و رُژگونه و لب و... اونم ساعت ٩ صبح، اونم تو دفتركاريابى!
نصف شغل ها يا آموزش هايى كه تو ليست بود رو اصلاً معنيش رو نمى دونست. بعدِ كلى توضيح مى گفت نه علاقه ندارم! مى گفت فقط آرايشگرى. هرچى هم راهنما و من تلاش كرديم بهش بفهمونيم بدون ديپلم آرايشكرى كه ٣ سال دوره داره، نمى تونه به عنوان آرايشگر كار كنه فايده نداشت. مى گفت خانم بهش بگو (يعنى من به راهنما بگم) يه قيچى بده من و ببين يك ساعته چند نفر رو راه میندازم! بياين ازم امتحان بگيرين! هرچى زور زدم كه پدر آمرزيده ديپلم متفرقه ايران كه نيست خودت برى امتحان بدى! ٣ سال دوره با استانداردهاى اينجا رو مى خواد. معلوم شد تو ايران هم همينجورى يلخى تو آرايشگاه از زرى جون و پرى جون يادگرفته و حتى مدركى تو ايران هم نداره. از من و راهنما عصبانى بود كه چرا همين فردا ازش امتحان نمى گيريم تا نشون بده چقدر كار بلده! آخرش جوش آوردم كه عزيزم اينجا ايران نيست تو اطاق خونه مون بشه آرايشگاه، ٣ سال آموزش داره تا تازه بشى كمك آرايشگر ! آخرشم خيلى بى ادبانه كه راهنما هم متوجه شد كفت خوب يه كار ديگه برام پيدا كنيد.
يه كارى باشه ٨ صبح كه بچه ها رو مى گذارم مدرسه بعدش برم سر كار و تا قبل از ساعت ٥/٥ عصر كه مدرسه بسته ميشه برگردم برشون دارم. شنبه و يكشنبه و شيفتى و شب كارى هم نباشه كه به شوهر و بچه هام برسم. خيلى هم طلبكارانه گفت خانم بگو يه كار آبرومندانه برام پيدا كنه، نگن برو توالت خونه مردم رو بشور! راهنماى بدبخت فقط به حركات عصبى سر و دست طرف نگاه مى كرد. خلاصه بى نتيجه و طلبكارانه پاشد رفت. آخرش پرسيدم خوب شما چطور حالا بعد از ١٠ سال فكر كار افتادى؟ گفت آخه الان مى خوايم خونه بخريم، شوهرم گفت يه چندماه برو سركار كه ٢ تا فيش حقوقى داشته باشيم و وام بيشترى بگيريم و بعدش كه خونه رديف شد يه كارى كن بيرونت كنن! يعنى الان هم هدف كلاه گذاشتن سر سيستم بانكى و وام كلان گرفتن بود نه واقعاً كار كردن!
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
كاريابى ایرانی در بلژیک
يک سازمانى تو قسمت #فلاندرن #بلژيك هست به اسم VDAB. وظيفه اين سازمان راهنمايى افراد بيكار و جوياى كار و برگزارى دوره هاى آموزشى براى كسب مهارت هاى مختلفه؛ بيشتر مخاطبان اين سازمان براى آموزش، افرادی با تخصص و تحصيلات كمتر يا در حد ديپلمه. نمونه مشابهى هم در قسمت فرانسه زبان داره كه شرح وظايفشون يكی ست.
دوره هاى آموزشى شامل دوره هاى كوتاه مدت چند ماهه تا آموزش هاى بلند مدت يك يا چند ساله ست. همه جور جنسى هم تو بساط آموزش شون پيدا ميشه: از نجارى و جوشكارى و برقكارى و مكانيكى تا رانندگى وسايل حمل ونقل عمومى و كمك آشپز و بهيارى و خياطى و آرايشگرى و ...
كسانى كه بيكارشدن يا جوون هايى كه مثلاً ديپلم گرفتن يا تحصيل رو ول كردن و تخصصى ندارند و يا خارجى هايى كه براى بار اول مى خوان اينجا كار كنن، يه نفر به عنوان راهنما مسئولشون ميشه و پرونده شون ميره زير دست اين طرف و اين راهنما كمكشون مى كنه كه به كار يا آموزش جديدى مشغول بشن.
يكى از اين راهنماها به من زنگ زد كه دوتا مشترى فارسى زبان دارم و براى مصاحبه و پركردن فرم هاى آموزش و .... كمك مى خوان. يه قرار بگذار كه بياى كمك كنى واسه ترجمه! خواستم بگم خوب آدمى كه هنوز نمى تونه حرف بزنه يا فرم پُر كنه، چه كارى ميشه براش پيدا كرد؟ باز كفتم حالا نكنه كار و آموزش و دنيا و آخرت يه بنده خدايى آويزون همين ترجمه باشه؛ قرار گذاشتم و رفتم دفترشون
اولى يه خانم ايرانى بود كه حدود ١٠ سال پيش با يه آقاى ايرانى ازدواج كرده و آمده اينجا و دوتا بچه ٨ و ٣/٥ ساله دارد. اون آقا خودش ١٧ساله اينجاست و حدود ٦ سال پيش يعنى بعد از تقريباً ١١ سال در حدى زبان ياد گرفته كه دوره بنايى ببينه و در يک شركت ساختمانى كار مى كند. اين خانم محترم اگر سالى يك جمله صاف و درست به زبان اين مملكت ياد گرفته بود الان مى تونست ١٠ تا جمله درست بگه ولى دريغ از يكی!
گويا در #ايران آرايشگر بوده و كل هنرش رو روى خودش پياده كرده بود؛ به ضخامت ٢ بند انگشت كرم پودر و سايه و خط چشم و ريمل و رُژگونه و لب و... اونم ساعت ٩ صبح، اونم تو دفتركاريابى!
نصف شغل ها يا آموزش هايى كه تو ليست بود رو اصلاً معنيش رو نمى دونست. بعدِ كلى توضيح مى گفت نه علاقه ندارم! مى گفت فقط آرايشگرى. هرچى هم راهنما و من تلاش كرديم بهش بفهمونيم بدون ديپلم آرايشكرى كه ٣ سال دوره داره، نمى تونه به عنوان آرايشگر كار كنه فايده نداشت. مى گفت خانم بهش بگو (يعنى من به راهنما بگم) يه قيچى بده من و ببين يك ساعته چند نفر رو راه میندازم! بياين ازم امتحان بگيرين! هرچى زور زدم كه پدر آمرزيده ديپلم متفرقه ايران كه نيست خودت برى امتحان بدى! ٣ سال دوره با استانداردهاى اينجا رو مى خواد. معلوم شد تو ايران هم همينجورى يلخى تو آرايشگاه از زرى جون و پرى جون يادگرفته و حتى مدركى تو ايران هم نداره. از من و راهنما عصبانى بود كه چرا همين فردا ازش امتحان نمى گيريم تا نشون بده چقدر كار بلده! آخرش جوش آوردم كه عزيزم اينجا ايران نيست تو اطاق خونه مون بشه آرايشگاه، ٣ سال آموزش داره تا تازه بشى كمك آرايشگر ! آخرشم خيلى بى ادبانه كه راهنما هم متوجه شد كفت خوب يه كار ديگه برام پيدا كنيد.
يه كارى باشه ٨ صبح كه بچه ها رو مى گذارم مدرسه بعدش برم سر كار و تا قبل از ساعت ٥/٥ عصر كه مدرسه بسته ميشه برگردم برشون دارم. شنبه و يكشنبه و شيفتى و شب كارى هم نباشه كه به شوهر و بچه هام برسم. خيلى هم طلبكارانه گفت خانم بگو يه كار آبرومندانه برام پيدا كنه، نگن برو توالت خونه مردم رو بشور! راهنماى بدبخت فقط به حركات عصبى سر و دست طرف نگاه مى كرد. خلاصه بى نتيجه و طلبكارانه پاشد رفت. آخرش پرسيدم خوب شما چطور حالا بعد از ١٠ سال فكر كار افتادى؟ گفت آخه الان مى خوايم خونه بخريم، شوهرم گفت يه چندماه برو سركار كه ٢ تا فيش حقوقى داشته باشيم و وام بيشترى بگيريم و بعدش كه خونه رديف شد يه كارى كن بيرونت كنن! يعنى الان هم هدف كلاه گذاشتن سر سيستم بانكى و وام كلان گرفتن بود نه واقعاً كار كردن!
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
يكى از شركت هاى توليد و انتقال نيروى برق تو #بلژيك، مقدارى از سهامش دولتيه و مابقيش دست سرمايه گذارهاى خصوصى.
گويا يه شركت از #چين كه اونم خيلى از سهامش دولتيه يه رقم چرب و نرمى براى خريدن ١٥ درصد سهام اين شركت بلژيكى پيشنهاد كرده و سهام دارهاى خصوصى هم داشتند سهامشون رو مى فرختند و فقط امضای كاغذها مونده بوده كه سازمان امنيت #بلژيك به دولت نامه ميده كه اين كار به صلاح نيست و نيت اصلى جاسوسيه و دولت دخالت كنه كه سهامدارهاى خصوصى سهمشون رو نفروشند.
گويا تو گزارش سازمان امنيت اومده كه با همين ١٥ درصد سهام، چينى ها بايد يك عضو تو هيأت مديره و فلان قدر عضو تو بخش تكنيك داشته باشند و به راحتى مى توانند جاسوسى كنند.
دولت هم فورى جلوى فروش رو گرفته و تو مديا سروصدا به پاشده و فعلاً جنگ مغلوبه ست.
از اينور سهامدارهاى خصوصى از نفعى كه مى توانستند ببرند و حالا به هم خورده شاكى هستند.
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
يكى از شركت هاى توليد و انتقال نيروى برق تو #بلژيك، مقدارى از سهامش دولتيه و مابقيش دست سرمايه گذارهاى خصوصى.
گويا يه شركت از #چين كه اونم خيلى از سهامش دولتيه يه رقم چرب و نرمى براى خريدن ١٥ درصد سهام اين شركت بلژيكى پيشنهاد كرده و سهام دارهاى خصوصى هم داشتند سهامشون رو مى فرختند و فقط امضای كاغذها مونده بوده كه سازمان امنيت #بلژيك به دولت نامه ميده كه اين كار به صلاح نيست و نيت اصلى جاسوسيه و دولت دخالت كنه كه سهامدارهاى خصوصى سهمشون رو نفروشند.
گويا تو گزارش سازمان امنيت اومده كه با همين ١٥ درصد سهام، چينى ها بايد يك عضو تو هيأت مديره و فلان قدر عضو تو بخش تكنيك داشته باشند و به راحتى مى توانند جاسوسى كنند.
دولت هم فورى جلوى فروش رو گرفته و تو مديا سروصدا به پاشده و فعلاً جنگ مغلوبه ست.
از اينور سهامدارهاى خصوصى از نفعى كه مى توانستند ببرند و حالا به هم خورده شاكى هستند.
#SNT
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht