This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرنگ_نوشت
ببینید: تبلیغ جالب سایت فروش اينترنتى Amazon با استفاده از روابط دوستانه افراد مسیحی و مسلمان؛
@Farang_nevesht
ببینید: تبلیغ جالب سایت فروش اينترنتى Amazon با استفاده از روابط دوستانه افراد مسیحی و مسلمان؛
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
مدتی پیش تحقیقی منتشر شد که بر اساس آن مردم #اکوادور همدلترین مردم جهان شناخته شده بودند. با خواندن این خبر، اولین تصویری که در ذهنم نقش بست، زلزله شدید 16 آوریل امسال در مناطق ساحلی این کشور بود.
زلزله 7.8 ریشتری خسارات زیادی به مردم ساحل نشین اکوادور وارد کرد و چندین شهر و روستا کاملا ویران شد. روز بعد از زلزله برای پیادهروی از خانه بیرون رفتم. در خیابان اصلی نزدیک خانه ما ترافیک سنگینی بود. اتفاقی که در روزهای یکشنبه غیر عادی است. جلوتر که رفتم، دلیل ازدحام ماشینها مشخص شد. یکی از مراکز دریافت کمکهای مردمی برای زلزلهزدگان در آن خیابان بود. مردم زیادی برای کمک آمده بودند. سازماندهی و دریافت کمک ها را هم اکثرا خود آنها انجام میدادند. یک صف طولانی تشکیل شده بود که هدایای مردم را دست به دست می کردند.
کناری ایستادم و چند دقیقه ای فقط نگاه کردم. تعداد زیادی از این پایگاهها در نقاط مختلف شهر کیتو وجود داشت و تا چندین هفته هر روز مردم برای کمک به هموطنانشان به آنها مراجعه میکردند.
اما این کمک ها به اینجا ختم نمی شد. تقریبا یک ماه بعد از زلزله، با همسرم برای خرید پتو و بالشت به فروشگاهی رفته بودیم؛ از چند مغازه قیمت گرفتیم و در نهایت یکی را انتخاب کردیم. فروشنده برای هر جنس دو قیمت به ما داد؛ یکی قیمت معمول جنس و دیگری قیمتی با 20 درصد تخفیف برای کسانی که قصد دارند به زلزله زدهها کمک کنند. صاحب مغازه خودش از اهالی یکی از استانهای ساحلی اکوادور بود و برای کمک به هم استانیهای زلزله زدهاش، اجناس مغازه را با تخفیف می فروخت.
مغازههای دیگری هم بودند که این کار را میکردند و به کسانی که برای کمک به زلزلهزدگان تشک، پتو یا بالشت میخریدند، تخفیف میدادند.
نزدیک دو ماه بعد از زلزله سفری به سواحل اکوادور داشتیم. در یکی از شهرهای ساحلی برای خرید به یک فروشگاه زنجیره ای معروف رفتیم؛ داخل فروشگاه روی یک تابلو بزرگ نوشته شده بود همه اجناس این فروشگاه برای کمک به مردم ساحلی با 15 درصد تخفیف ارائه می شوند.
از آنجایی که هیچوقت پیش فرضی درباره اینگونه رفتارهای اکوادوری ها نداشتم، دیدن این صحنهها برایم تازگی داشت. البته قبل از آن، اتحاد فوق العاده اکوادوریها در زمان بازیهای ملی #فوتبال را دیده بودم، ولی یکدست زردپوش شدن پیر و جوان در این روزها را به حساب علاقه شدید مردم به فوتبال میگذاشتم. ولی حالا بعد از انتشار نتایج این تحقیق مطمئن هستم اینها چیزی جز همدلی یک ملت نیست.
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht
مدتی پیش تحقیقی منتشر شد که بر اساس آن مردم #اکوادور همدلترین مردم جهان شناخته شده بودند. با خواندن این خبر، اولین تصویری که در ذهنم نقش بست، زلزله شدید 16 آوریل امسال در مناطق ساحلی این کشور بود.
زلزله 7.8 ریشتری خسارات زیادی به مردم ساحل نشین اکوادور وارد کرد و چندین شهر و روستا کاملا ویران شد. روز بعد از زلزله برای پیادهروی از خانه بیرون رفتم. در خیابان اصلی نزدیک خانه ما ترافیک سنگینی بود. اتفاقی که در روزهای یکشنبه غیر عادی است. جلوتر که رفتم، دلیل ازدحام ماشینها مشخص شد. یکی از مراکز دریافت کمکهای مردمی برای زلزلهزدگان در آن خیابان بود. مردم زیادی برای کمک آمده بودند. سازماندهی و دریافت کمک ها را هم اکثرا خود آنها انجام میدادند. یک صف طولانی تشکیل شده بود که هدایای مردم را دست به دست می کردند.
کناری ایستادم و چند دقیقه ای فقط نگاه کردم. تعداد زیادی از این پایگاهها در نقاط مختلف شهر کیتو وجود داشت و تا چندین هفته هر روز مردم برای کمک به هموطنانشان به آنها مراجعه میکردند.
اما این کمک ها به اینجا ختم نمی شد. تقریبا یک ماه بعد از زلزله، با همسرم برای خرید پتو و بالشت به فروشگاهی رفته بودیم؛ از چند مغازه قیمت گرفتیم و در نهایت یکی را انتخاب کردیم. فروشنده برای هر جنس دو قیمت به ما داد؛ یکی قیمت معمول جنس و دیگری قیمتی با 20 درصد تخفیف برای کسانی که قصد دارند به زلزله زدهها کمک کنند. صاحب مغازه خودش از اهالی یکی از استانهای ساحلی اکوادور بود و برای کمک به هم استانیهای زلزله زدهاش، اجناس مغازه را با تخفیف می فروخت.
مغازههای دیگری هم بودند که این کار را میکردند و به کسانی که برای کمک به زلزلهزدگان تشک، پتو یا بالشت میخریدند، تخفیف میدادند.
نزدیک دو ماه بعد از زلزله سفری به سواحل اکوادور داشتیم. در یکی از شهرهای ساحلی برای خرید به یک فروشگاه زنجیره ای معروف رفتیم؛ داخل فروشگاه روی یک تابلو بزرگ نوشته شده بود همه اجناس این فروشگاه برای کمک به مردم ساحلی با 15 درصد تخفیف ارائه می شوند.
از آنجایی که هیچوقت پیش فرضی درباره اینگونه رفتارهای اکوادوری ها نداشتم، دیدن این صحنهها برایم تازگی داشت. البته قبل از آن، اتحاد فوق العاده اکوادوریها در زمان بازیهای ملی #فوتبال را دیده بودم، ولی یکدست زردپوش شدن پیر و جوان در این روزها را به حساب علاقه شدید مردم به فوتبال میگذاشتم. ولی حالا بعد از انتشار نتایج این تحقیق مطمئن هستم اینها چیزی جز همدلی یک ملت نیست.
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام فرنگ نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
ممنوعیت فروش الکل در یکشنبه صبح به دلایل مذهبی؛
فروشگاه Tesco؛
شهر #کورک (Cork)
#ایرلند 🇮🇪
@Farang_nevesht
ممنوعیت فروش الکل در یکشنبه صبح به دلایل مذهبی؛
فروشگاه Tesco؛
شهر #کورک (Cork)
#ایرلند 🇮🇪
@Farang_nevesht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرنگ_نوشت
ببينيد: راهپيمايی اربعين عزاداران حسینی در شهر #دیربورن (Dearborn)
ايالت #ميشيگان #آمريكا
@Farang_nevesht
ببينيد: راهپيمايی اربعين عزاداران حسینی در شهر #دیربورن (Dearborn)
ايالت #ميشيگان #آمريكا
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
از دیروز پیام و تصویر درجِ موضوع «خشک شدن دریاچه ارومیه» در کتاب جغرافیای سال دهم دبیرستان در کشور استرالیا بعنوان یکی از مثالهای تشریح موضوع انتقال آب و پیامدهای زیانبار آن در حال بازنشر در شبکهها و گروههای مختلف مجازی است. (عکس در انتهای مطلب)
اما نکته مهم در این خصوص آنست که دریاچه ارومیه به خاطر پروژه های انتقال آب خشک نشده، بلکه «سدسازی های مفرط» و «توسعه بی ضابطه طرح های کشاورزی» و بدون پشتوانه علمی عامل اصلی خشک شدن دریاچه بوده و هستند.
شاید بتوان پروژه های انتقال آب را عامل خشک شدن دریاچه #آرال (بعنوان یکی از فجایع زیست محیطی قرن بیست و یکم) نام برد ولی این پروژهها تاکنون تأثیر معناداری بر روی خشک شدن دریاچه ارومیه نداشته اند.
لذا اینکه استرالیایی ها چنین خطای فاحشی کرده و یک مثال غلط را به عنوان پیامد طرح های انتقال آب در دنیا معرفی کنند جای تامل دارد!
با یک مطالعه ساده و چند مقاله منتشر شده در این زمینه نیز می توان به راحتی به این دست یافت که طرح های انتقال آب ارتباط معنادار چندانی با خشک شدن دریاچه ارومیه ندارد.
#استرالیا 🇦🇺 @WaterDiplomacy
@Farang_nevesht
gg.gg/48y0g
از دیروز پیام و تصویر درجِ موضوع «خشک شدن دریاچه ارومیه» در کتاب جغرافیای سال دهم دبیرستان در کشور استرالیا بعنوان یکی از مثالهای تشریح موضوع انتقال آب و پیامدهای زیانبار آن در حال بازنشر در شبکهها و گروههای مختلف مجازی است. (عکس در انتهای مطلب)
اما نکته مهم در این خصوص آنست که دریاچه ارومیه به خاطر پروژه های انتقال آب خشک نشده، بلکه «سدسازی های مفرط» و «توسعه بی ضابطه طرح های کشاورزی» و بدون پشتوانه علمی عامل اصلی خشک شدن دریاچه بوده و هستند.
شاید بتوان پروژه های انتقال آب را عامل خشک شدن دریاچه #آرال (بعنوان یکی از فجایع زیست محیطی قرن بیست و یکم) نام برد ولی این پروژهها تاکنون تأثیر معناداری بر روی خشک شدن دریاچه ارومیه نداشته اند.
لذا اینکه استرالیایی ها چنین خطای فاحشی کرده و یک مثال غلط را به عنوان پیامد طرح های انتقال آب در دنیا معرفی کنند جای تامل دارد!
با یک مطالعه ساده و چند مقاله منتشر شده در این زمینه نیز می توان به راحتی به این دست یافت که طرح های انتقال آب ارتباط معنادار چندانی با خشک شدن دریاچه ارومیه ندارد.
#استرالیا 🇦🇺 @WaterDiplomacy
@Farang_nevesht
gg.gg/48y0g
#فرنگ_نوشت
(ادامه مطلب سفری متفاوت به شیکاگو)
کمکم به #شیکاگو میرسیم. حتی در این روز تعطیل هم جای پارکها پولی است. مرکز شهر در ساحل دریاچه #میشیگان است و زیبایی خاصی به بزرگراه کنار ساحل داده. مثلاً فرض کنید، بزرگراه شهید #همت باشد و کنار خود #خلیج_فارس؛
چند دقیقهای در این مسیر میگیجیم تا برسیم به نزدیکی پارک هزاره (Millennium) که وسط شهر است و چیزکی شبیه لوبیا دارد که بهش میگویند ابر (Cloud Gate) که از بس شفاف است حتی میتوانی عکس معوج خودت را در آن ببینی. قدش اندازه یک خانهٔ بزرگ است و ملت تشنه عکس انداختن از این ابر نقرهای.
چند آمفیتئاتر سرباز و چند یادمان. دستشویی عمومیاش مثل دستشویی حرم امام رضا، پشت آمفیتئاتر روباز و در زیر زمین است. با چندین و چند دستشویی در امتداد راهرویی طولانی. آدم را یاد حرم میاندازد. بماند که این تعداد دستشویی از آمریکاییجماعت واقعاً بعید است. همین بس که غم بیدستشوییای چه کرده با نیویورکیها که اکثر قهوهخانههایش دستشویی رمزی دارد.
کل بوستان مرکزیاش با آن مساحت زیاد دو دستشویی دارد یکی سرش و دیگری تهش. پس اگر فشارت گرفت، ممکن است یک ربع تا نیم ساعت پیاده طی کنی تا نزدیکترین دستشویی. و البته همه اینها یعنی که من کم ندیدهام سرپایی کار کردن همشهریهای نیویورکی را در گوشهای از خیابان و البته رویشان به دیوار و گلاب به رویتان.
داشتم از پارک هزاره میگفتم. این پارک بین آسمانخراشها افتاده. و البته آسمانخراشها به شهر نما دادهاند. شیکاگو بیشباهت به #نیویورک نیست ولی نونوارتر است و تر و تمیزتر؛
برمیگردیم که برویم #دانشگاه_شیکاگو را ببینیم. این یکی دیگر در محله خلافکارهای شهر است. رفیقمان مدتی در شیکاگو زیسته و خاطراتی دارد از این محله مخوف. دانشگاهی که #اوباما استاد دانشکده حقوقش هست ولی در وسط فقر و خلاف دست و پا میزند و هفتهای نیست که صدای شلیک یا خبر قتل از آن محله نیاید؛ بماند که وقتی میگویم محله خلاف یا فقیر، میتوانید حدس بزنید که اکثر ساکنین چه شکلیاند. خب، این هم سهم این سیاهبختان است از سرزمین فرصتها.
به دانشگاه شیکاگو میرسیم. دانشگاهی که فضایش بیشباهت به #دانشگاه_پرینستون نیست: ساختمانهای قدیمی به سبک کهن، با حیاطی که محصور شده در مستطیلی ساختمانهای هر گوشهاش؛ پر است پردیسش از کلیسا. انگاری که آمده باشی واتیکان #آمریکا.
در خیابان کنار پردیس اصلی هم موسسه فناوری تویوتاست که دانشگاهی کوچک است. دانشگاهی که با سرمایه تقدیمی شرکت #تویوتا درست شده و اسم تویوتا رویش مانده و البته کمکم دارد سری توی سرها پیدا میکند.
میرویم به سمت کلیسای اصلی دانشگاه. در صحن اصلی کلیسا دارند میکروفنها را تنظیم میکنند. امشب قرار است شب عید باشد. از زیرزمین که دستشویی است صدای زنی میآید که از پژواک فضای بسته، حسن استفاده را کرده برای خواندن آن هم به سبک اپرا. و خداییاش هم اگر بگویند که این بنده خدا خواننده حرفهای اپراست، من یکی که به سادگی باورم میشود.
رفیقم مرا میکشاند به سمت سردر کلیسا که تابلوی یادمان تاسیس دانشگاه را در آن گذاشتهاند. میگوید اگر این را برای هر ایرانی بخوانی، خیال میکند که مرامنامه تاسیس دانشگاه امام صادقی یا حوزهای یا چیزی توی این مایههاست. این تابلو را بگذارید خیلی دمدستی ترجمه کنم برایتان:
«نمازخانه یادمان راکفلر
موسس دانشگاه شیکاگو، جان د. راکفلر (John D. Rockefeller)، در 13 دسامبر 1910 تدارک ساخت این نمازخانه را داده است و بنابراین هدفش را این گونه تعریف نموده:
از آنجایی که روح دین باید در دانشگاه نفوذ کند و اختیارش را در دست گیرد، بنابراین این ساختمان که نماینده دین است باید ویژگی غالب و مرکزی گروه دانشگاه باشد.
بنابراین اعلام خواهد شد که دانشگاه در حالت آرمانیاش باید مغلوب روح دیانت باشد و دانشکدههایش باید ملهم از احساسات دینی و کارش بر اساس رهنمودهای غایی دین باشد.»
کم مانده، آخرش بنویسند «والسلام علی من التبع الهدی، الحقیر یحیی راکفلر».
بنده خدا چه فکر میکرده، چه شده. (ادامه دارد)
#همسفر_شراب
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
🎯 لینک عضویت:
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht
(ادامه مطلب سفری متفاوت به شیکاگو)
کمکم به #شیکاگو میرسیم. حتی در این روز تعطیل هم جای پارکها پولی است. مرکز شهر در ساحل دریاچه #میشیگان است و زیبایی خاصی به بزرگراه کنار ساحل داده. مثلاً فرض کنید، بزرگراه شهید #همت باشد و کنار خود #خلیج_فارس؛
چند دقیقهای در این مسیر میگیجیم تا برسیم به نزدیکی پارک هزاره (Millennium) که وسط شهر است و چیزکی شبیه لوبیا دارد که بهش میگویند ابر (Cloud Gate) که از بس شفاف است حتی میتوانی عکس معوج خودت را در آن ببینی. قدش اندازه یک خانهٔ بزرگ است و ملت تشنه عکس انداختن از این ابر نقرهای.
چند آمفیتئاتر سرباز و چند یادمان. دستشویی عمومیاش مثل دستشویی حرم امام رضا، پشت آمفیتئاتر روباز و در زیر زمین است. با چندین و چند دستشویی در امتداد راهرویی طولانی. آدم را یاد حرم میاندازد. بماند که این تعداد دستشویی از آمریکاییجماعت واقعاً بعید است. همین بس که غم بیدستشوییای چه کرده با نیویورکیها که اکثر قهوهخانههایش دستشویی رمزی دارد.
کل بوستان مرکزیاش با آن مساحت زیاد دو دستشویی دارد یکی سرش و دیگری تهش. پس اگر فشارت گرفت، ممکن است یک ربع تا نیم ساعت پیاده طی کنی تا نزدیکترین دستشویی. و البته همه اینها یعنی که من کم ندیدهام سرپایی کار کردن همشهریهای نیویورکی را در گوشهای از خیابان و البته رویشان به دیوار و گلاب به رویتان.
داشتم از پارک هزاره میگفتم. این پارک بین آسمانخراشها افتاده. و البته آسمانخراشها به شهر نما دادهاند. شیکاگو بیشباهت به #نیویورک نیست ولی نونوارتر است و تر و تمیزتر؛
برمیگردیم که برویم #دانشگاه_شیکاگو را ببینیم. این یکی دیگر در محله خلافکارهای شهر است. رفیقمان مدتی در شیکاگو زیسته و خاطراتی دارد از این محله مخوف. دانشگاهی که #اوباما استاد دانشکده حقوقش هست ولی در وسط فقر و خلاف دست و پا میزند و هفتهای نیست که صدای شلیک یا خبر قتل از آن محله نیاید؛ بماند که وقتی میگویم محله خلاف یا فقیر، میتوانید حدس بزنید که اکثر ساکنین چه شکلیاند. خب، این هم سهم این سیاهبختان است از سرزمین فرصتها.
به دانشگاه شیکاگو میرسیم. دانشگاهی که فضایش بیشباهت به #دانشگاه_پرینستون نیست: ساختمانهای قدیمی به سبک کهن، با حیاطی که محصور شده در مستطیلی ساختمانهای هر گوشهاش؛ پر است پردیسش از کلیسا. انگاری که آمده باشی واتیکان #آمریکا.
در خیابان کنار پردیس اصلی هم موسسه فناوری تویوتاست که دانشگاهی کوچک است. دانشگاهی که با سرمایه تقدیمی شرکت #تویوتا درست شده و اسم تویوتا رویش مانده و البته کمکم دارد سری توی سرها پیدا میکند.
میرویم به سمت کلیسای اصلی دانشگاه. در صحن اصلی کلیسا دارند میکروفنها را تنظیم میکنند. امشب قرار است شب عید باشد. از زیرزمین که دستشویی است صدای زنی میآید که از پژواک فضای بسته، حسن استفاده را کرده برای خواندن آن هم به سبک اپرا. و خداییاش هم اگر بگویند که این بنده خدا خواننده حرفهای اپراست، من یکی که به سادگی باورم میشود.
رفیقم مرا میکشاند به سمت سردر کلیسا که تابلوی یادمان تاسیس دانشگاه را در آن گذاشتهاند. میگوید اگر این را برای هر ایرانی بخوانی، خیال میکند که مرامنامه تاسیس دانشگاه امام صادقی یا حوزهای یا چیزی توی این مایههاست. این تابلو را بگذارید خیلی دمدستی ترجمه کنم برایتان:
«نمازخانه یادمان راکفلر
موسس دانشگاه شیکاگو، جان د. راکفلر (John D. Rockefeller)، در 13 دسامبر 1910 تدارک ساخت این نمازخانه را داده است و بنابراین هدفش را این گونه تعریف نموده:
از آنجایی که روح دین باید در دانشگاه نفوذ کند و اختیارش را در دست گیرد، بنابراین این ساختمان که نماینده دین است باید ویژگی غالب و مرکزی گروه دانشگاه باشد.
بنابراین اعلام خواهد شد که دانشگاه در حالت آرمانیاش باید مغلوب روح دیانت باشد و دانشکدههایش باید ملهم از احساسات دینی و کارش بر اساس رهنمودهای غایی دین باشد.»
کم مانده، آخرش بنویسند «والسلام علی من التبع الهدی، الحقیر یحیی راکفلر».
بنده خدا چه فکر میکرده، چه شده. (ادامه دارد)
#همسفر_شراب
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
🎯 لینک عضویت:
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرنگ_نوشت
ببینید: سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
ببینید: سازه دروازه ابر (Cloud Gate) در پارک میلینیوم (Millennium)؛
#شیکاگو #آمریکا 🇺🇸
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
بخشی از نامه دوم رهبری به جوانان #اروپا و #آمریکا روی بیلبوردی در مرکز شهر #فرانكفورت؛
#آلمان 🇩🇪 @TVOAL
@Farang_nevesht
بخشی از نامه دوم رهبری به جوانان #اروپا و #آمریکا روی بیلبوردی در مرکز شهر #فرانكفورت؛
#آلمان 🇩🇪 @TVOAL
@Farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
یا مدفوع سگ خود را از پیاده رو و محوطه فضاى سبز شهر جمع کنید یا 150 یورو جریمه بپردازيد؛
شهر #کورک (Cork)
#ایرلند 🇮🇪
@Farang_nevesht
یا مدفوع سگ خود را از پیاده رو و محوطه فضاى سبز شهر جمع کنید یا 150 یورو جریمه بپردازيد؛
شهر #کورک (Cork)
#ایرلند 🇮🇪
@Farang_nevesht
Forwarded from فرنگ نوشت
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
جمعه هفته جاری را در آمریکا جمعه سیاه (Black Friday) می نامند. روز بعد از روز شکرگزاری است که عملاً آخرین جمعه ماه نوامبر میشود و آغاز سُنت خرید برای کریسمس محسوب میشود. سال ها است که این روز، شلوغترین روز برای فروشندهها است. برای این روز فروشگاه ها حراج های خوبی در نظر می گیرند. فروشگاهها قبل از ساعت ۴ صبح باز میکنند و مردم که از شب قبل جلوی فروشگاه ها صف کشیده اند از همان لحظه اول برای به دست آوردن اجناس تخفیف دار قبل از اینکه نصیب دیگران بشود به شکل عجیبی هجوم میآورند. صحنه های تامل برانگیزی از تمدن اقتصادی اجتماعی آمریکا و رفتار nice گونه آمریکایی در این روز به وقوع می پیوندد.
تا لحظات دیگر چند برش کوتاه از اتفاقات این حماسه آمریکایی در کانال #فرنگ_نوشت قابل مشاهده خواهد بود.
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال #فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
www.telegram.me/farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
جمعه هفته جاری را در آمریکا جمعه سیاه (Black Friday) می نامند. روز بعد از روز شکرگزاری است که عملاً آخرین جمعه ماه نوامبر میشود و آغاز سُنت خرید برای کریسمس محسوب میشود. سال ها است که این روز، شلوغترین روز برای فروشندهها است. برای این روز فروشگاه ها حراج های خوبی در نظر می گیرند. فروشگاهها قبل از ساعت ۴ صبح باز میکنند و مردم که از شب قبل جلوی فروشگاه ها صف کشیده اند از همان لحظه اول برای به دست آوردن اجناس تخفیف دار قبل از اینکه نصیب دیگران بشود به شکل عجیبی هجوم میآورند. صحنه های تامل برانگیزی از تمدن اقتصادی اجتماعی آمریکا و رفتار nice گونه آمریکایی در این روز به وقوع می پیوندد.
تا لحظات دیگر چند برش کوتاه از اتفاقات این حماسه آمریکایی در کانال #فرنگ_نوشت قابل مشاهده خواهد بود.
—------—
روایت های دست اول از تجربیات زیسته ساکنان فرنگ در کانال #فرنگ_نوشت
@farang_nevesht
www.telegram.me/farang_nevesht