Visible
Anonymous Poll
3%
ساکن شدن
0%
کمیاب
1%
تیز،زیرک
0%
سالی یکبار،سالانه
2%
متقاعد کردن
94%
آشکار
👍2
👍2
👍2
👍4
504 واژه ضروری
( درس سوم )
چهار لغت سوم
033
Expensive
گران
034
Talent
استعداد
035
Device
طراحی کردن ، اختراع کردن
036
Wholesale
عمده فروشی
@English504Coding
( درس سوم )
چهار لغت سوم
033
Expensive
گران
034
Talent
استعداد
035
Device
طراحی کردن ، اختراع کردن
036
Wholesale
عمده فروشی
@English504Coding
👍1
Costly, high-priced
کدینگ:
یه سري "خودکار اکسی" اومده اما خیلی "گرونه".
معنی:
گران(قیمت)، پرهزینه
مثال:
Because diamonds are scarce, they are expensive
الماس ها به دلیل کمیاب بودن، گران قیمت هستند.
@English504Coding
کدینگ:
یه سري "خودکار اکسی" اومده اما خیلی "گرونه".
معنی:
گران(قیمت)، پرهزینه
مثال:
Because diamonds are scarce, they are expensive
الماس ها به دلیل کمیاب بودن، گران قیمت هستند.
@English504Coding
👍3
Natural ability
کدینگ:
من توي "تیلیت کردن" "استعداد ذاتی" دارم
معنی:
استعداد، توانایی ذاتی
مثال:
Mohsen’s talent was noted when he was in first grade
زمانی که محسن کلاس اول بود به استعدادش پی بردند
@English504Coding
کدینگ:
من توي "تیلیت کردن" "استعداد ذاتی" دارم
معنی:
استعداد، توانایی ذاتی
مثال:
Mohsen’s talent was noted when he was in first grade
زمانی که محسن کلاس اول بود به استعدادش پی بردند
@English504Coding
👍3
Think out, plan, invent
کدینگ:
در سال تولید ملی با "تدبیر" دولت" device "هاي زیادي "اختراع "شد.
معنی:
تدبیر کردن، اختراع کردن، طرح ریختن
مثال:
I would like to devise a method to kill Masoud from a far distance
من دوست دارم روشی رو اختراع کنم که مسعود رو از راه دور بکشم
@English504Coding
کدینگ:
در سال تولید ملی با "تدبیر" دولت" device "هاي زیادي "اختراع "شد.
معنی:
تدبیر کردن، اختراع کردن، طرح ریختن
مثال:
I would like to devise a method to kill Masoud from a far distance
من دوست دارم روشی رو اختراع کنم که مسعود رو از راه دور بکشم
@English504Coding
👍3
In large quantity, less than retail in price
معنی:
عمده فروشی، گسترده
مثال:
By buying my eggs wholesale I save fifteen dollars a year
با خرید تخم مرغهایم به قیمت عمده فروشی، سالی 15 دلار صرفه جویی می کنم.
@English504Coding
معنی:
عمده فروشی، گسترده
مثال:
By buying my eggs wholesale I save fifteen dollars a year
با خرید تخم مرغهایم به قیمت عمده فروشی، سالی 15 دلار صرفه جویی می کنم.
@English504Coding
👍3
Expensive
Anonymous Poll
0%
مخاطره، خطر
0%
خالی
0%
تیز، زیرک
1%
نمونه، معمولی
0%
پنهان کردن، پوشاندن
98%
گران
👍3
👍3
Expensive
Anonymous Poll
1%
پنهان کردن، پوشاندن
0%
مخاطره، خطر
98%
گران
0%
تیز، زیرک
0%
جنازه ، جسد
0%
ترک کردن، رها کردن
👍3
👍3
Device
Anonymous Poll
2%
غیرعادی
92%
طراحی کردن، اختراع کردن
2%
شرطبندی
0%
بی حس
3%
آشکار
2%
تیز، زیرک
👍3
👍3