Beliefs, opinions and customs handed down from one generation to another
کدینگ:
"رسم" ما اینه که وقتی داماد براي بار اول میخواد با باباي عروس دست بده دستش رو "رد" میکنه
معنی:
رسم، سنت، عرف
مثال:
As times goes on, we will eliminate traditions that are meaningless
با گذشت زمان رسومی را که بی معنا هستند کنار می گذاریم
کدینگ:
"رسم" ما اینه که وقتی داماد براي بار اول میخواد با باباي عروس دست بده دستش رو "رد" میکنه
معنی:
رسم، سنت، عرف
مثال:
As times goes on, we will eliminate traditions that are meaningless
با گذشت زمان رسومی را که بی معنا هستند کنار می گذاریم
👍2
in the country
کدینگ:
"رائول" بازیکن رئال یک "دهاتی" بوده
معنی:
روستایی، دهاتی
مثال:
Rural areas are not densely populated
مناطق روستایی پر جمعیت نیستن
کدینگ:
"رائول" بازیکن رئال یک "دهاتی" بوده
معنی:
روستایی، دهاتی
مثال:
Rural areas are not densely populated
مناطق روستایی پر جمعیت نیستن
👍3
What is carried, a load
کدینگ:
این " بار " براي ما "بار سنگینی" نیست.
معنی:
بار، بار سنگین، زحمت، بار مسئولیت
مثال:
Sara found the enormous box too much of a burden
سارا دریافت که جعبه بزرگ، بار بسیار سنگینی است
کدینگ:
این " بار " براي ما "بار سنگینی" نیست.
معنی:
بار، بار سنگین، زحمت، بار مسئولیت
مثال:
Sara found the enormous box too much of a burden
سارا دریافت که جعبه بزرگ، بار بسیار سنگینی است
👍2
Grounds of a collage, university or school
کدینگ:
براي ما توي "محوطه دانشگاه" "کمپ" بزنید
معنی:
محوطه دانشگاه، فضاي باز
مثال:
The campus was designed to utilize all of the college’s buildings
محوطه دانشگاه براي استفاده تمام ساختمان هاي دانشکده طراحی شده بود
کدینگ:
براي ما توي "محوطه دانشگاه" "کمپ" بزنید
معنی:
محوطه دانشگاه، فضاي باز
مثال:
The campus was designed to utilize all of the college’s buildings
محوطه دانشگاه براي استفاده تمام ساختمان هاي دانشکده طراحی شده بود
👍2
👍3
Tradition
Anonymous Poll
1%
واجد شرایط شدن
0%
قابل رویت، آشکار
98%
سنت، رسم
1%
اجتماع کردن، مونتاژ
1%
استعداد ذاتی
1%
بی حس شدن، کرخت
👍2
❤3
Rural
Anonymous Poll
2%
گران، پرخرج
0%
شرطبندی کردن، شرط
1%
جیغ زدن، جیغ
2%
پیش بینی کردن
94%
روستایی
1%
تدبیر، درایت
🔥2👍1
👍4
Burden
Anonymous Poll
5%
جنازه، جسد
3%
مرد مجرد، عزب
4%
کمبود، نادر
83%
تحمیل کردن، بار
3%
شیطانی، پلید
2%
ترغیب کردن، راضی کردن
👍2🔥2
👍2
Rural
Anonymous Poll
3%
اجتماع کردن، مونتاژ کردن
3%
کمبود، نادر
91%
روستایی
1%
موضوع
1%
مرطوب، نمناک
2%
سالی یکبار، سالانه
👍3🔥2
👍2🔥1