👍1👏1
👍4
Utilize
Anonymous Poll
96%
به کار بردن
2%
مخلوط کردن
1%
عظیم، بزرگ
2%
واجد شرایط شدن
1%
بخار
0%
عمده فروشی
👍3
👍3
👍3
👍2
Descend
Anonymous Poll
5%
واجد شرایط شدن
2%
ضروری
2%
تیز، زیرک
4%
گشتن، دور زدن
80%
فرود آمدن
5%
حذف کردن
👍5🤯1
👍2
👍4
👍2
Descend
Anonymous Poll
2%
اطلاعات، داده ها
0%
خیلی سرد
3%
ساکن شدن
94%
فرود آمدن
2%
استعداد
0%
غمگین
👍2
👍2
Theory
Anonymous Poll
3%
عظیم، بزرگ
94%
تئوری
1%
فرود آمدن
0%
حداقل
0%
به کار برغ
2%
طراحی کردن، اختراع کردن
👍2
👍2
👍3
👍2
👍1
Go around, go from place to place
کدینگ:
در "سیرك" حیوانات براي خودشون "می چرخن"
معنی:
چرخیدن، پخش شدن، منتشر شدن، جریان داشتن
مثال:
A fan may circulate the air in summer, but it doesn’t cool it
پنکه می تواند در تابستان هوا را به گردش درآورد، اما هوا را خنک نمی کند
@English504Coding
کدینگ:
در "سیرك" حیوانات براي خودشون "می چرخن"
معنی:
چرخیدن، پخش شدن، منتشر شدن، جریان داشتن
مثال:
A fan may circulate the air in summer, but it doesn’t cool it
پنکه می تواند در تابستان هوا را به گردش درآورد، اما هوا را خنک نمی کند
@English504Coding
👍3
Huge, extremely large
کدینگ:
دختر هام که "انر انر" از " Mouseهاي " " عظیم الجثه و بزرگ" می ترسند
معنی:
عظیم الجثه، بزرگ، عظیم، تنومند
مثال:
The enormous crab moved across the ocean floor in search of food
خرچنگ عظیم الجثه در جستجوي غذا، کف اقیانوس حرکت می کرد
@English504Coding
کدینگ:
دختر هام که "انر انر" از " Mouseهاي " " عظیم الجثه و بزرگ" می ترسند
معنی:
عظیم الجثه، بزرگ، عظیم، تنومند
مثال:
The enormous crab moved across the ocean floor in search of food
خرچنگ عظیم الجثه در جستجوي غذا، کف اقیانوس حرکت می کرد
@English504Coding
👍3