👍5👎1
👍5👎1
504 واژه ضروری
( درس چهارم )
037
Vapor
بخار
038
Eliminate
حذف کردن
039
Villain
آدم شرور، مجرم
040
Dense
فشرده ، انبوه
041
Utilize
به کار بردن
042
Humid
مرطوب
043
Theory
تئوری ، نظریه
044
Descend
فرود آمدن
045
Circulate
گشتن ، دور زدن
046
Enormous
عظیم ، بزرگ
047
Predict
پیشبینی کردن
048
Vanish
ناپدید شدن
@English504Coding
( درس چهارم )
037
Vapor
بخار
038
Eliminate
حذف کردن
039
Villain
آدم شرور، مجرم
040
Dense
فشرده ، انبوه
041
Utilize
به کار بردن
042
Humid
مرطوب
043
Theory
تئوری ، نظریه
044
Descend
فرود آمدن
045
Circulate
گشتن ، دور زدن
046
Enormous
عظیم ، بزرگ
047
Predict
پیشبینی کردن
048
Vanish
ناپدید شدن
@English504Coding
👍3🤣1
Moisture in the air that can be seen, fog, mist
کدینگ:
"وا" چرا اینجا "پره" "بخار"ه؟؟
معنی:
بخار ، مه
مثال:
He has gathered data on the amount of vapor rising from the swamp
او اطلاعاتی در مورد میزان بخاري که از باتلاق متصاعد می گردد، گردآوري کرده است
@English504Coding
کدینگ:
"وا" چرا اینجا "پره" "بخار"ه؟؟
معنی:
بخار ، مه
مثال:
He has gathered data on the amount of vapor rising from the swamp
او اطلاعاتی در مورد میزان بخاري که از باتلاق متصاعد می گردد، گردآوري کرده است
@English504Coding
👍5
Get rid of, remove
کدینگ:
"الی" در یک " Minute " همه چیزو از تو سیستمش "حذف کرده"
معنی:
حذف کردن، برطرف کردن، از بین بردن
مثال:
When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminate
زمانی که خطوط آهن بالا کشیده شوند، خطر عبور از آنها از بین خواهد رفت
@English504Coding
کدینگ:
"الی" در یک " Minute " همه چیزو از تو سیستمش "حذف کرده"
معنی:
حذف کردن، برطرف کردن، از بین بردن
مثال:
When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminate
زمانی که خطوط آهن بالا کشیده شوند، خطر عبور از آنها از بین خواهد رفت
@English504Coding
👍2
A very wicked person
کدینگ:
اون آدم "شرور" رفته شمال "ویلا" گرفته
معنی:
آدم شرور، جنایتکار، شخصیت منفی(فیلم و داستان)
مثال:
The villain concealed the corpse in the cellar
جنایتکار جسد را در زیر زمین مخفی کرد.
@English504Coding
کدینگ:
اون آدم "شرور" رفته شمال "ویلا" گرفته
معنی:
آدم شرور، جنایتکار، شخصیت منفی(فیلم و داستان)
مثال:
The villain concealed the corpse in the cellar
جنایتکار جسد را در زیر زمین مخفی کرد.
@English504Coding
👍2
Closely packed together, thick
کدینگ:
در جاهاي "متراکم نمیشه " dance " کرد.
معنی:
متراکم، غلیظ، فشرده
مثال:
The dense leaves on the trees let in a minimum of sunlight
برگهاي متراکم درختان باعث می شوند، کمترین حد نور خورشید از آنها عبور کند
@English504Coding
کدینگ:
در جاهاي "متراکم نمیشه " dance " کرد.
معنی:
متراکم، غلیظ، فشرده
مثال:
The dense leaves on the trees let in a minimum of sunlight
برگهاي متراکم درختان باعث می شوند، کمترین حد نور خورشید از آنها عبور کند
@English504Coding
👍3
👍4
👍2
👍4
Villain
Anonymous Poll
1%
وسوسه
2%
ناپدید شدن
1%
تئوری، نظریه
1%
تیز، زیرک
1%
ترک کردن، رها کردن
95%
آدم شرور، مجرم
👍3
👍4
👍3😁1
👍4