Once a year, something that appears yearly
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
👍4
👍3
👍3
👍3
😁3
👍4
Typical
Anonymous Poll
98%
نمونه، معمولی
1%
متقاعد کردن
1%
شرطبندی
0%
حسود
0%
تکیه کردن
0%
خیلی سرد
👍4
👍4
Minimum
Anonymous Poll
98%
حداقل
1%
شجاع
0%
جنازه، جسد
1%
سالی یکبار، سالانه
0%
تدبیر
0%
واجد شرایط شدن
👍4
👍3
👍3
👍2😁1
😁5
😁3
Typical
Anonymous Poll
1%
مخلوط کردن
0%
جنازه، جسد
96%
نمونه، معمولی
1%
متقاعد کردن
0%
مخاطره، خطر
1%
بی نوایی
👍3
👍2😁2
👍4
👍4