Without the power numb of feeling
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
👍3
Danger
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
👍3
Lie down, stretch out, lean back
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
👍8
👍4🔥2
Inhabit
Anonymous Poll
1%
خالی
0%
تیز، زیرک
2%
پنهان کردن، پوشاندن
95%
ساکن شدن
1%
مرد مجرد
1%
غمگین
👍3🔥2
👍5🔥2
👍4🔥2
👍3🔥2
Recline
Anonymous Poll
2%
بی نوایی
1%
ساکن شدن
6%
مخاطره ، خطر
3%
ترک کردن ، رها کردن
4%
بی حس
84%
تکیه کردن
👍6
👍3
👍4
👍3
Recline
Anonymous Poll
2%
واجد شرایط شدن
5%
ترک کردن ، رها کردن
3%
مخاطره ، خطر
1%
قسم ، سوگند خوردن
1%
بی حس
89%
تکیه کردن
👍5
👍6😁1
👍3
👍4
Peril
Anonymous Poll
5%
بی حس
82%
مخاطره ، خطر
4%
حسود
6%
پنهان کردن ، پوشاندن
2%
مرد مجرد
2%
شرط بندی
👍4
👍4