تمام. مبارک خیلیا. دعا کنید اون آسیبپذیریای هم که از FFmpeg ربپورت کردم تایید شه تا زحماتش بیارزه :(
🔥46❤5👍1
Forwarded from Out of Distribution (Mahdi)
درس به مثابه حکومت
۱/۲
من هر زمان که مسئولیت ارائه یک درس یا هدتیای بودنش رو برعهده دارم مقداری از دوز انتقادات سیاسیم کم میشه (البته خدا رو شکر دلار با تناوب سریعتری بالا میره و دوباره دوز انتقاداتم عادی میشه). ماجرا اینه که سیستم درسها در کامپیوتر شریف به یک حد پیچیدگی فراتر از تصور رسیده و یک بروکراسی خاصی رو داره و وجهههایی از سیاست رو قشنگ میشه درش دید.
در تصور اول یک درس از یک استاد و یکسری دانشجو تشکیل شده اما این فرمول ساده میتونه خیلی پیچیدهتر باشه. طوری که درس شامل یک یا چند استاد، یک یا چند هد تی ای، چند ده تی ای، چند تی ای با نقش پررنگتر (مثل هد تمرین یا هد پروژه یا ..) و البته در نهایت دانشجوهای اون درس باشه. دانشجوهایی که خودشون به کلاسترهای مختلفی تقسیم میشن. اون هم نه از یک جنبه که از جنبههای مختلف، مثلا کلاستر المپیادیها / کنکوریها یا کلاستر علاقهمندان به هوش یا غیرعلاقهمندان به هوش. اینها بازیگران یک درس بودند اما پیچیدگی درس به این جا ختم نمیشه و آیتمهای خود درس هم یک سمت دیگه پیچیدگی درس هستند. این که چه سیلابسی تدریس بشه، چه تعداد تمرین باشه، تمرینهای تئوری و عملی چه جوری باشند، درس پروژه و ارائه داشته باشه یا نه و .... و اگر حالا وسواسی روی این آیتمها باشه نهایتا خیلی اوضاع پیچیده و غیرقابل پیشبینیتر میشه (یادم افتاد زمان کارشناسی خودم درس الگوریتممون کلا سه تا تی ای داشت!).
من اما چندین چیز این وسط تا حالا برام متناظر با عالم واقعی سیاست شده. اولیش موقع انتخاب تیای هاست. غیر از فاکتور شایستگی افراد که حالا شامل یک سری متریک میشه، فاکتور آشناییت هم مهمه. مدیر بالادستی میخواد یک سیاستی رو اجرا کنه و مجبوره کسی رو انتخاب کنه که باهاش آشنا باشه. این مخصوصا توی انتخاب هد تی ای خیلی پررنگه. هد تی ای درس باید کسی باشه که به استاد درس نزدیک باشه و از ور دیگه هم به تی ای ها نزدیک باشه و بتونه مدیریتشون کنه. این در اسکیل بزرگتر خیلی شبیه ساختارهای سیاسیه. گاها میبینید یکی مثلا وزیر ورزشه بعد میشه رییس فلان پتروشیمی نهایتا هم میشه سفیر در یک کشوری. بعد شما میگید خب این چه ربطی به تخصصش داره؟ ماجرا اینه که اون چیزی که مهمه اعتماد و شناخت آدمها به همدیگه است.
نکته دیگه سمت اینه که گاها سیاستهای شما به نظر برای یک هدف مناسب به نظر میرسند ولی در کنار سیاستهای سایر عوامل ممکنه بی اثر یا حتی ضداثر بشن. مثال بزنم. مثال نحوه مدیریت تاخیر یکی از مناقشه برانگیزترین موارد هر درسته. به صورت خلاصه، هر تمرینی یک ددلاینی داره. حالا این که آیا افراد میتونن بعد از اون ددلاین تمرینشون رو بفرستند یا نه میشه انواع استراتژیهای مختلف روش داشت. تاخیر مجاز میشه این که هر کسی در طول یک ترم یک میزان تاخیر مجاز میتونه داشته باشه (مثلا ۸ روز) و حالا میتونه در طول ترم از این مهلتهاش استفاده کنه. تاخیر غیرمجاز میشه که اگر فرد تاخیر مجاز نداشته باشه یا تموم شده باشه، وقتی ارسال کنه براش یک جریمهای روی نمره اون تمرین حساب بشه. من دو سال پیش، سیاست هارد ددلاین در پیش گرفتم یعنی نه تاخیر مجاز و نه تاخیر غیرمجاز. به این هدف که مردم سر ساعت ۱۲ شب تمرینشون رو ارسال کرده باشند و دیگه وسواس فکری نداشته باشند و بگیرند بخوابند. نتیجه اما چه بود؟ مردم همچنان تا صبح بیدار بودند. چرا؟ چون که بقیه درسهاشون سیاستشون متفاوت بود و اینها شب رو برای اونها درسها میذاشتند.
۱/۲
من هر زمان که مسئولیت ارائه یک درس یا هدتیای بودنش رو برعهده دارم مقداری از دوز انتقادات سیاسیم کم میشه (البته خدا رو شکر دلار با تناوب سریعتری بالا میره و دوباره دوز انتقاداتم عادی میشه). ماجرا اینه که سیستم درسها در کامپیوتر شریف به یک حد پیچیدگی فراتر از تصور رسیده و یک بروکراسی خاصی رو داره و وجهههایی از سیاست رو قشنگ میشه درش دید.
در تصور اول یک درس از یک استاد و یکسری دانشجو تشکیل شده اما این فرمول ساده میتونه خیلی پیچیدهتر باشه. طوری که درس شامل یک یا چند استاد، یک یا چند هد تی ای، چند ده تی ای، چند تی ای با نقش پررنگتر (مثل هد تمرین یا هد پروژه یا ..) و البته در نهایت دانشجوهای اون درس باشه. دانشجوهایی که خودشون به کلاسترهای مختلفی تقسیم میشن. اون هم نه از یک جنبه که از جنبههای مختلف، مثلا کلاستر المپیادیها / کنکوریها یا کلاستر علاقهمندان به هوش یا غیرعلاقهمندان به هوش. اینها بازیگران یک درس بودند اما پیچیدگی درس به این جا ختم نمیشه و آیتمهای خود درس هم یک سمت دیگه پیچیدگی درس هستند. این که چه سیلابسی تدریس بشه، چه تعداد تمرین باشه، تمرینهای تئوری و عملی چه جوری باشند، درس پروژه و ارائه داشته باشه یا نه و .... و اگر حالا وسواسی روی این آیتمها باشه نهایتا خیلی اوضاع پیچیده و غیرقابل پیشبینیتر میشه (یادم افتاد زمان کارشناسی خودم درس الگوریتممون کلا سه تا تی ای داشت!).
من اما چندین چیز این وسط تا حالا برام متناظر با عالم واقعی سیاست شده. اولیش موقع انتخاب تیای هاست. غیر از فاکتور شایستگی افراد که حالا شامل یک سری متریک میشه، فاکتور آشناییت هم مهمه. مدیر بالادستی میخواد یک سیاستی رو اجرا کنه و مجبوره کسی رو انتخاب کنه که باهاش آشنا باشه. این مخصوصا توی انتخاب هد تی ای خیلی پررنگه. هد تی ای درس باید کسی باشه که به استاد درس نزدیک باشه و از ور دیگه هم به تی ای ها نزدیک باشه و بتونه مدیریتشون کنه. این در اسکیل بزرگتر خیلی شبیه ساختارهای سیاسیه. گاها میبینید یکی مثلا وزیر ورزشه بعد میشه رییس فلان پتروشیمی نهایتا هم میشه سفیر در یک کشوری. بعد شما میگید خب این چه ربطی به تخصصش داره؟ ماجرا اینه که اون چیزی که مهمه اعتماد و شناخت آدمها به همدیگه است.
نکته دیگه سمت اینه که گاها سیاستهای شما به نظر برای یک هدف مناسب به نظر میرسند ولی در کنار سیاستهای سایر عوامل ممکنه بی اثر یا حتی ضداثر بشن. مثال بزنم. مثال نحوه مدیریت تاخیر یکی از مناقشه برانگیزترین موارد هر درسته. به صورت خلاصه، هر تمرینی یک ددلاینی داره. حالا این که آیا افراد میتونن بعد از اون ددلاین تمرینشون رو بفرستند یا نه میشه انواع استراتژیهای مختلف روش داشت. تاخیر مجاز میشه این که هر کسی در طول یک ترم یک میزان تاخیر مجاز میتونه داشته باشه (مثلا ۸ روز) و حالا میتونه در طول ترم از این مهلتهاش استفاده کنه. تاخیر غیرمجاز میشه که اگر فرد تاخیر مجاز نداشته باشه یا تموم شده باشه، وقتی ارسال کنه براش یک جریمهای روی نمره اون تمرین حساب بشه. من دو سال پیش، سیاست هارد ددلاین در پیش گرفتم یعنی نه تاخیر مجاز و نه تاخیر غیرمجاز. به این هدف که مردم سر ساعت ۱۲ شب تمرینشون رو ارسال کرده باشند و دیگه وسواس فکری نداشته باشند و بگیرند بخوابند. نتیجه اما چه بود؟ مردم همچنان تا صبح بیدار بودند. چرا؟ چون که بقیه درسهاشون سیاستشون متفاوت بود و اینها شب رو برای اونها درسها میذاشتند.
👍10
Forwarded from Out of Distribution (Mahdi)
درس به مثابه حکومت
۲/۲
مشکل اصلی در واقع اینه که بعضی درسها حجم زیادی تلاش میطلبند، اما چیزی که از اون حجم زیاد تلاش تاثیر بیشتری بر پیچیدهتر شدن اوضاع داره، حس رقابتیه که شکل میگیره. افراد گاها نه برای یادگیری مطالب درس که برای رقابت درس میخونن، در واقع حتی نه برای ۲۰. چرا که خیلی وقتا تو همین داینامیک بین عاملهای درس و بعضی آیتمها مثل تاخیر مجاز، سطح سختی درس بالا میره بعد نمرهها پایین میاد و استاد مجبور به زدن نمودار میشه. بعضا در طول ترم که اوضاع خراب میشه با بالا رفتن سختی درس، تیم تدریس مجبور میشه تعداد روزهای تاخیر مجاز رو اضافه کنه یا به کرات تمرینها رو تمدید کنه و این قضیه دوباره کل چرخه رو تشدید میکنه یعنی شاید حتی باعث بشه تمرینهای بعدی سختتر بشن چون روزهای تاخیرمجاز بالا رفته! بعضا تقصیر تیم تدریس هم نیست و بلکه به گوناگونی کلاستر آدمها بر سر کلاس درس برمیگرده. سطح و علاقه آدمها یکی نیستند و خیلی تنوع داره و وقتی این میزان تنوع از حدی بالاتر باشه، امکان اتخاذ سیاست درست برای تیم تدریس به صفر میل میکنه. از طرفی باید ساز و کاری برای دیسکریمینیتکردن یا تمییزدادن داشت و از طرفی هم نباید این مکانیزم باعث به راه افتادن رقابت بیانتها بشه.
نکته دیگه، نحوه تعامل و پیادهسازی سیاستهاست. فرض کنید ما یک مدرس داریم، یک هد تی ای، یک تی ای و تعدادی دانشجو. هر کدام از اینها نسبت به آیتمهای درس یک نظری دارند. مثلا قراره تمرینی طرح بشه، استاد درس یک سیاستی در نظر داره ولی نمیتونه و در اصل نباید در سطح پاییندستی که تیای ها باشن که در حکم کارشناس و نیروهای اجرایی هستند، بیش از حد نفوذ کنه. چرا که اولا درس بیش از حد ممکنه روی مدرس بایاس بشه و اشتباه مدرس کشف نشه، از طرف دیگه خلاقیت تیایها در طرح سوال رو ممکنه کور کنه و خب نهایتا اینها قراره با هم کار کنند. این که چطور این هماهنگی رو با وجود اختلاف سلیقه درست کنند یک مساله سهل ممتنعه.
نکته آخر موثربودن عجیب و غریب پوپولیسمه. بارها شده در جمعهای مختلف چه تی ای و چه دانشجوی شنیدم که این که شما یک تمرینی رو اول ده روز براش مهلت بذارید و بعد با خواهش مردم یک هفته تمدیدش کنید، از شما چهره محبوبی میسازه اما این که از اول براش ۱۴ روز وقت بذارید و تمدیدش نکنید، باعث فحش خوردن شما میشه. بعضا پیش میاد بعضی درسا در همین راستا، تکلیف رو تا ساعت ۶ صبح تمدید میکنند. این باعث میشه حتی اگر کسی ۸۰ درصد تکلیفی رو انجام داده باشه تا ساعت ۱۲، از ترس رقابت بیدار بمونه تا کاملش کنه و از بقیه عقب نیافته. خب این جا چه چیز به دست میاد و چه چیز از دست میره؟
۲/۲
مشکل اصلی در واقع اینه که بعضی درسها حجم زیادی تلاش میطلبند، اما چیزی که از اون حجم زیاد تلاش تاثیر بیشتری بر پیچیدهتر شدن اوضاع داره، حس رقابتیه که شکل میگیره. افراد گاها نه برای یادگیری مطالب درس که برای رقابت درس میخونن، در واقع حتی نه برای ۲۰. چرا که خیلی وقتا تو همین داینامیک بین عاملهای درس و بعضی آیتمها مثل تاخیر مجاز، سطح سختی درس بالا میره بعد نمرهها پایین میاد و استاد مجبور به زدن نمودار میشه. بعضا در طول ترم که اوضاع خراب میشه با بالا رفتن سختی درس، تیم تدریس مجبور میشه تعداد روزهای تاخیر مجاز رو اضافه کنه یا به کرات تمرینها رو تمدید کنه و این قضیه دوباره کل چرخه رو تشدید میکنه یعنی شاید حتی باعث بشه تمرینهای بعدی سختتر بشن چون روزهای تاخیرمجاز بالا رفته! بعضا تقصیر تیم تدریس هم نیست و بلکه به گوناگونی کلاستر آدمها بر سر کلاس درس برمیگرده. سطح و علاقه آدمها یکی نیستند و خیلی تنوع داره و وقتی این میزان تنوع از حدی بالاتر باشه، امکان اتخاذ سیاست درست برای تیم تدریس به صفر میل میکنه. از طرفی باید ساز و کاری برای دیسکریمینیتکردن یا تمییزدادن داشت و از طرفی هم نباید این مکانیزم باعث به راه افتادن رقابت بیانتها بشه.
نکته دیگه، نحوه تعامل و پیادهسازی سیاستهاست. فرض کنید ما یک مدرس داریم، یک هد تی ای، یک تی ای و تعدادی دانشجو. هر کدام از اینها نسبت به آیتمهای درس یک نظری دارند. مثلا قراره تمرینی طرح بشه، استاد درس یک سیاستی در نظر داره ولی نمیتونه و در اصل نباید در سطح پاییندستی که تیای ها باشن که در حکم کارشناس و نیروهای اجرایی هستند، بیش از حد نفوذ کنه. چرا که اولا درس بیش از حد ممکنه روی مدرس بایاس بشه و اشتباه مدرس کشف نشه، از طرف دیگه خلاقیت تیایها در طرح سوال رو ممکنه کور کنه و خب نهایتا اینها قراره با هم کار کنند. این که چطور این هماهنگی رو با وجود اختلاف سلیقه درست کنند یک مساله سهل ممتنعه.
نکته آخر موثربودن عجیب و غریب پوپولیسمه. بارها شده در جمعهای مختلف چه تی ای و چه دانشجوی شنیدم که این که شما یک تمرینی رو اول ده روز براش مهلت بذارید و بعد با خواهش مردم یک هفته تمدیدش کنید، از شما چهره محبوبی میسازه اما این که از اول براش ۱۴ روز وقت بذارید و تمدیدش نکنید، باعث فحش خوردن شما میشه. بعضا پیش میاد بعضی درسا در همین راستا، تکلیف رو تا ساعت ۶ صبح تمدید میکنند. این باعث میشه حتی اگر کسی ۸۰ درصد تکلیفی رو انجام داده باشه تا ساعت ۱۲، از ترس رقابت بیدار بمونه تا کاملش کنه و از بقیه عقب نیافته. خب این جا چه چیز به دست میاد و چه چیز از دست میره؟
👍8
Forwarded from Babak Ghadiri Links
GitLab
Arvancloud · GitLab
ArvanCloud Public Repositories
💩10👍1👎1
خیلی وقت بود پست نذاشتم، لذا این پست رو به عنوان یه دیلی نوت و یه متن تِک ترکیبی مینویسم.
دیلی نوت:
در ۴۸ ساعت گذشته، بالای ۳۰ساعت کار کردم. توی شرکت درگیر یه کار خیلی بزرگ و باحال شدم که بالاخره بعد از چند روز کار ممتد و دوشبانه روز کامل کار تموم شد. حقیقتا پشمای خودمم ریخت. حقیقتا تیم ورکی که تجربه کردم از جذابترینا بود. همچنین یک فرصتی محیا کرد که مجددا هرچند خیلی کم، ولی باز دست به کد شدم. چیزیش که برام جذاب بود و منو ارضا میکرد، فشار کار سنگین، لود زیاد، زمان کم و سختی بود. دقیقا یاد شریف انداخت منو. یاد پروژه اواس و ایپی و که پاشون اشک میریختم تا تستا پاس شن و هیچچیز و هیچ حالی برام قشنگتر از اون عذابا نیست.
کار درنهایت بدون failure و هیچ مشکلی دان شد. و چقدر واقعا دوست دارم من این شرکت و آدماش و کاراش رو.
متن تِک:
مشکلی که باهاش برخوردیم و ساعتها دیباگی که کردیم، crontabها بودن. قضیه این بود که یک کد جنگویی بود که با django-crontab میاد یه سری کرانجاب اضافه میکنه به crontab خود اواس کف کانتینر. این کرانجابها به صورت پریودیک میرفتن دستور
python manage.py cron run id
رو اجرا میکردن. مشکل این بود ما نمیفهمیدیم که کرانها اجرا میشن یا نه. توی کانتینر هیچ syslogای نبود که بشه خروجیشو دید و همچنین printهایی هم که کف کد بود اثری نداشت چون خروجیش توی stdout نمیومد.
ولی وقتی دستی کرانها رو اجرا میکردیم اوکی بود.
ما برای دیباگ که آیا واقعا اجرا میشن یا نه اومدیم ps aux رو واچ کردیم هر یک ثانیه تا ببینیم پراسس کران اجرا میشه یا نه.
نکته اول اینکه ما یه باینری توی sbin داریم به اسم cron و یه باینری توی bin داریم به اسم crontab. نکته اینه که crontab اون چیزیه که ما باهاش کار میکنیم ولی cron اون سرویس اواسه که میره کرانهای توی crontab رو ران میکنه.
https://stackoverflow.com/questions/21615673/difference-between-cron-crontab-and-cronjob
درواقع شما میزنید
crontab -e
یا
crontab -l
و یا هر آرگی ولی کرانی که توی crontab اضافه میکنید رو cron ران میکنه.
نکته دوم اینکه اگر شما تعریف کنید که پریود کرانتون هر ۸ ساعت باشه مثلا، این به لحظهای که کران رو اضافه میکنید برنمیگرده و بر اساس مبدا سیستمه. مثلا اگر شما ساعت ۶ صبح یه کرانی با پریود ۸ ساعته اضافه کنید، اولین باری که ران میشه ۸ صبحه و نه ۲ ظهر.
نکته این بود که کران واقعا ران میشد، ولی توی کد خطا میخورد. از طرفی چون لاگی هم نبود نمیفهمیدیم. در نهایت با همون ps aux فهمیدیم. مشکل چی بود ولی؟ ما متغیرهای محیطی رو (env) ها رو داده بودیم به کانتینر و جنگو با os.getenv میخوند و یک کد ormای بور که اوکی بود. ولی وقتی کران میرفت رانش کنه مشکل psql میخورد. در واقع envها هم درست بود و وقتی دستور env رو میزدیم همه بودن ولی همچنان پراسس کران که کد جنگو رو ران میکرد به مشکل میخورد. دلیلش چی بود؟ پراسس اصلی cron این envها رو نمیده به بچهش. در واقع چایلد پراسسی که پرنتش پراسس cron هست، env ها رو ازش به ارث نمیبره و سر همین ارور psql میاد که نمیتونه وصل شه. راهحل؟ باید توی فایلی که crontabها نوشته میشه، envهایی از کانتینر که میخوای به چایلد پراسس کران پاس داده شه مشخص شه.
دیلی نوت:
در ۴۸ ساعت گذشته، بالای ۳۰ساعت کار کردم. توی شرکت درگیر یه کار خیلی بزرگ و باحال شدم که بالاخره بعد از چند روز کار ممتد و دوشبانه روز کامل کار تموم شد. حقیقتا پشمای خودمم ریخت. حقیقتا تیم ورکی که تجربه کردم از جذابترینا بود. همچنین یک فرصتی محیا کرد که مجددا هرچند خیلی کم، ولی باز دست به کد شدم. چیزیش که برام جذاب بود و منو ارضا میکرد، فشار کار سنگین، لود زیاد، زمان کم و سختی بود. دقیقا یاد شریف انداخت منو. یاد پروژه اواس و ایپی و که پاشون اشک میریختم تا تستا پاس شن و هیچچیز و هیچ حالی برام قشنگتر از اون عذابا نیست.
کار درنهایت بدون failure و هیچ مشکلی دان شد. و چقدر واقعا دوست دارم من این شرکت و آدماش و کاراش رو.
متن تِک:
مشکلی که باهاش برخوردیم و ساعتها دیباگی که کردیم، crontabها بودن. قضیه این بود که یک کد جنگویی بود که با django-crontab میاد یه سری کرانجاب اضافه میکنه به crontab خود اواس کف کانتینر. این کرانجابها به صورت پریودیک میرفتن دستور
python manage.py cron run id
رو اجرا میکردن. مشکل این بود ما نمیفهمیدیم که کرانها اجرا میشن یا نه. توی کانتینر هیچ syslogای نبود که بشه خروجیشو دید و همچنین printهایی هم که کف کد بود اثری نداشت چون خروجیش توی stdout نمیومد.
ولی وقتی دستی کرانها رو اجرا میکردیم اوکی بود.
ما برای دیباگ که آیا واقعا اجرا میشن یا نه اومدیم ps aux رو واچ کردیم هر یک ثانیه تا ببینیم پراسس کران اجرا میشه یا نه.
نکته اول اینکه ما یه باینری توی sbin داریم به اسم cron و یه باینری توی bin داریم به اسم crontab. نکته اینه که crontab اون چیزیه که ما باهاش کار میکنیم ولی cron اون سرویس اواسه که میره کرانهای توی crontab رو ران میکنه.
https://stackoverflow.com/questions/21615673/difference-between-cron-crontab-and-cronjob
درواقع شما میزنید
crontab -e
یا
crontab -l
و یا هر آرگی ولی کرانی که توی crontab اضافه میکنید رو cron ران میکنه.
نکته دوم اینکه اگر شما تعریف کنید که پریود کرانتون هر ۸ ساعت باشه مثلا، این به لحظهای که کران رو اضافه میکنید برنمیگرده و بر اساس مبدا سیستمه. مثلا اگر شما ساعت ۶ صبح یه کرانی با پریود ۸ ساعته اضافه کنید، اولین باری که ران میشه ۸ صبحه و نه ۲ ظهر.
نکته این بود که کران واقعا ران میشد، ولی توی کد خطا میخورد. از طرفی چون لاگی هم نبود نمیفهمیدیم. در نهایت با همون ps aux فهمیدیم. مشکل چی بود ولی؟ ما متغیرهای محیطی رو (env) ها رو داده بودیم به کانتینر و جنگو با os.getenv میخوند و یک کد ormای بور که اوکی بود. ولی وقتی کران میرفت رانش کنه مشکل psql میخورد. در واقع envها هم درست بود و وقتی دستور env رو میزدیم همه بودن ولی همچنان پراسس کران که کد جنگو رو ران میکرد به مشکل میخورد. دلیلش چی بود؟ پراسس اصلی cron این envها رو نمیده به بچهش. در واقع چایلد پراسسی که پرنتش پراسس cron هست، env ها رو ازش به ارث نمیبره و سر همین ارور psql میاد که نمیتونه وصل شه. راهحل؟ باید توی فایلی که crontabها نوشته میشه، envهایی از کانتینر که میخوای به چایلد پراسس کران پاس داده شه مشخص شه.
Stack Overflow
Difference between cron, crontab, and cronjob?
Technically speaking, what is the difference between a cron, crontab, and cronjob?
From what I can gather, cron is the utility on the server, crontab is a file which contains the time intervals and
From what I can gather, cron is the utility on the server, crontab is a file which contains the time intervals and
🔥22👍1
احتمالا خودتونم در جریانید، ولی خب پاک کردن یک فایل در لینوکس یا ویندوز به معنی پاک کردنش از دیسک نیست. صرفا به معنی نمایش ندادنش در فهرست هست. اگر فایل مهمی دارید که پاک کردنش براتون به معنی لیترالی پاک کردنش از دیسک هست، پیشنهاد میکنم اگر از لینوکس استفاده میکنید از دستور shred استفاده کنید و اگر ویندوز هستید از eraser استفاده کنید. اینها میان روی قسمتی از دیسک که مال این فایل هست چندین بار دیتا مینویسن و پاک میکنن که مطمئن شن که دیتای اولیه خیلی خیلی سخت قابل بازگشته.
اگرم مک استفاده میکنید بندازید بیرون و لینوکس بگیرید.
https://www.geeksforgeeks.org/shred-command-in-linux-with-examples/
https://eraser.heidi.ie/
اگرم مک استفاده میکنید بندازید بیرون و لینوکس بگیرید.
https://www.geeksforgeeks.org/shred-command-in-linux-with-examples/
https://eraser.heidi.ie/
GeeksforGeeks
shred Command in Linux with Examples - GeeksforGeeks
Your All-in-One Learning Portal: GeeksforGeeks is a comprehensive educational platform that empowers learners across domains-spanning computer science and programming, school education, upskilling, commerce, software tools, competitive exams, and more.
🤣38👍3👏1
🎉 مسابقه Nowruz 1404 بزودی برگزار میشه!
🌟 مسابقه فتح پرچم (CTF) چیست؟
فتح پرچم یک رقابت در حوزه امنیت سایبری است که شما را با سوالات حوزه امنیت سایبری به چالش میکشد. 🎯
چالشهای این مسابقه شامل حوزه های زیر میشه:
🌐 وب
🔁 مهندسی معکوس
🔑 رمزنگاری
🔍 جرم یابی دیجیتال
📡 تحلیل ترافیک شبکه
🛠 pwn
👨💻 این مسابقه مناسب چه کسانی است؟
- علاقهمندان به امنیت سایبری و فناوری اطلاعات 💻
- کسانی که میخواهند مهارتهای عملی خود را در محیطی چالشی تقویت کنند 🚀
📥 پلتفرم مسابقه
https://1404.fmc.tf
🗨 سرور دیسکورد مسابقه
https://discord.fmc.tf
🌟 مسابقه فتح پرچم (CTF) چیست؟
فتح پرچم یک رقابت در حوزه امنیت سایبری است که شما را با سوالات حوزه امنیت سایبری به چالش میکشد. 🎯
چالشهای این مسابقه شامل حوزه های زیر میشه:
🌐 وب
🔁 مهندسی معکوس
🔑 رمزنگاری
🔍 جرم یابی دیجیتال
📡 تحلیل ترافیک شبکه
🛠 pwn
👨💻 این مسابقه مناسب چه کسانی است؟
- علاقهمندان به امنیت سایبری و فناوری اطلاعات 💻
- کسانی که میخواهند مهارتهای عملی خود را در محیطی چالشی تقویت کنند 🚀
📥 پلتفرم مسابقه
https://1404.fmc.tf
🗨 سرور دیسکورد مسابقه
https://discord.fmc.tf
🔥15
کار جالب چیا دارید توی عید بکنیم؟ مثلا من توی ذهنم بود مثل سگ اینقدر ctf بدم تا بمیرم ولی خب بنظرم پوینتلسه مقداری. کار خفن و جالب اگر چیزی داشتید بگید.
👍6
الان تقریبا سه چهار ترمه که تیای امنیتم و صرفا واسه تمرین یک که سوالات pwn هست سوال طرح میکنم. حقیقتا وقتی میبینم ملت سوالای تمرین یک رو حل میکنن و عشق میکنن بعد از حلش خیلی ذوق میکنم. همینکه بشه علاقه یه نفرو به این فیلد جذب کرد واقعا برام کار با ارزشیه.
ولی خب مسئله اصلی اینه که اینقدر دانشکده دیگه شده فقط هوش، اصلا کسی نیست توی امنیت که مثلا اون بیاد سال بعد وایسه سوال طرح کنه یا ملت رو route کنه که ببینید بابا این فیلد هم هست. از طرفی هم یک حرکت گلهای شکل گرفته توی همه که عه بریم هوش بریم هوش چرا چون همه دارن میرن هوش.
حقیقتا ایرانی درست نمیشه. یعنی ایرانم درست شه ایرانی درست نمیشه.
ولی خب مسئله اصلی اینه که اینقدر دانشکده دیگه شده فقط هوش، اصلا کسی نیست توی امنیت که مثلا اون بیاد سال بعد وایسه سوال طرح کنه یا ملت رو route کنه که ببینید بابا این فیلد هم هست. از طرفی هم یک حرکت گلهای شکل گرفته توی همه که عه بریم هوش بریم هوش چرا چون همه دارن میرن هوش.
حقیقتا ایرانی درست نمیشه. یعنی ایرانم درست شه ایرانی درست نمیشه.
💔35👍14👎7🤣3
یک سال برای کنکور من اینجا درس خوندم. دقیقا زیر همین پرده. و الان از اون موضوع تقریبا ۶ سال میگذره و من دیگه از دانشگاه هم حتی فارغ شدم و اینجا هم شد انباری :(
❤43🙏2👍1
shadPS4 is an early PlayStation 4 emulator for Windows, Linux and macOS written in C++.
https://github.com/shadps4-emu/shadPS4
https://github.com/shadps4-emu/shadPS4
GitHub
GitHub - shadps4-emu/shadPS4: PlayStation 4 emulator for Windows, Linux and macOS written in C++
PlayStation 4 emulator for Windows, Linux and macOS written in C++ - shadps4-emu/shadPS4
❤1
Dutchman Daily
shadPS4 is an early PlayStation 4 emulator for Windows, Linux and macOS written in C++. https://github.com/shadps4-emu/shadPS4
اینها رو میبینم و با خودم میگم که هرگز اینقدر خفن نخواهم شد در زندگیم.
👍8👎3😨3