چرا وبسایتها در سرتاسر جهان متفاوت به نظر میرسند؟
چگونه فرهنگ و فناوری شکل ظاهری وبسایتها را در سرتاسر جهان تعیین میکند!
وقتی صحبت از طراحی به میان میآید، یک حقیقت جهانی وجود دارد که اولین برداشتها مهم هستند. تحقیقات نشان دادهاند که کاربران در مدتزمانی به اندازه ۱۷ میلیثانیه نظراتی درباره طراحی یک وبسایت خواهندداشت. در این لحظات گذرا، تصمیماتی درباره اعتبار، کارایی و جذابیت یک وبسایت گرفته میشود. مطالعات علمی، مانند مدل ابعاد فرهنگی هافستد (Hofstede’s Model of Cultural Dimensions)، نشان میدهند که چگونه ارزشهای فرهنگی عمیقاً ریشهدار نهتنها رفتار کاربران بلکه ظاهر و حس وبسایتها در سرتاسر جهان را شکل میدهند. عناصری مانند طرحبندی، ناوبری و زیباییشناسی بصری اغلب انعکاسی از ابعاد فرهنگی مانند فردگرایی در مقابل جمعگرایی یا اجتناب از عدمقطعیت بالا در مقابل پایین هستند. این زیرساختهای فرهنگی توضیح میدهند که چرا یک وبسایت که در یک کشور بهعنوان شهودی و جذاب در نظر گرفته میشود، ممکن است در کشور دیگر گیجکننده یا ناخوشایند به نظر برسد. درک این تفاوتها برای ایجاد طراحیهایی که واقعاً با یک مخاطب جهانی ارتباط برقرار کنند، حیاتی است.
“فرهنگهای مختلف به چیزها به روشهای مختلفی نگاه میکنند. طراحی ابراز آن تفاوت است.” — آیسه بیرسل.
برای مثال، کشورهای غربی مانند ایالات متحده و بریتانیا معمولاً به سمت طراحیهای تمیز و فضاساز با پالتهای رنگی ملایم گرایش دارند و سادگی را با زیبایی و حرفهای بودن برابر میدانند. اما در کشورهایی مانند ژاپن یا کره جنوبی، یک وبسایت با رنگهای زندهتر، اطلاعات فشرده و ناوبری پیچیده ممکن است همچنان با استانداردهای محلی بهعنوان "ساده" در نظر گرفته شود زیرا با انتظارات فرهنگی آنها برای ارائه اطلاعات بهسرعت و بهطور جامع مطابقت دارد.
بیایید طراحی "دستهبندی" را بررسی کنیم که تعیین میکند اطلاعات چگونه بر اساس عادات مرور محلی و اولویتهای فرهنگی سازماندهی و ارائه میشود. با شناخت اینکه اولین برداشتها دارای تفاوتهای فرهنگی هستند، میتوانیم طراحیهای خود را ویرایش کنیم تا با انتظارات و ترجیحات منحصر به فرد کاربران در سراسر جهان مطابقت داشته باشد زیرا در دنیای طراحی، یک اندازه قطعاً برای همه مناسب نیست.
درک تأثیر فرهنگی با مکدونالد
یک مثال عالی از اینکه چگونه تفاوتهای فرهنگی طراحی وبسایت را شکل میدهند، مکدونالد است. با وجود اینکه این برند جهانی است، طراحی و محتوای وبسایتهای مکدونالد در مناطق مختلف بهطور چشمگیری متفاوت است و منعکسکننده ترجیحات و ارزشهای محلی میباشد.
در آسیا، وبسایتهای مکدونالد معمولاً بر اطلاعات دقیق، خدمات و پیشنهادات زنده تأکید میکنند و از رنگهای تند برای جلب توجه استفاده میکنند. این رویکرد به پایگاه مشتری متنوع و دینامیکهای خاص بازار در کشورهای آسیایی پاسخ میدهد. در وبسایت مکدونالد هند، بنر برجستهای وجود دارد که معرفی محصول جدید را به نمایش میگذارد و بر جذابیت آن برای ذائقههای محلی تأکید میکند. علاوه بر این، سایت دارای پیشبارگذاری شیطنتآمیزی از سیبزمینی سرخکرده است (که در هند محبوب است) که لمسهای منحصربهفرد به تجربه کاربری هندیها اضافه میکند. اگر به صفحه فرود مکدونالد چین و مکدونالد ژاپن نگاهی بیندازیم، تأکید بر تبلیغات و تمهای فصلی با تصاویری زنده را میبینیم و همچنین پایداری و ابتکارات محلی را از طریق محتوای دقیق به نمایش میگذارند. هر دو سایت رویکرد مکدونالد در سازگاری طراحیاش با سلیقهها و زمینههای فرهنگی مصرفکنندگان منطقه را منعکس میکنند. مکدونالد مالزی بر روی ابتکارات اجتماعی و جامعهای تأکید زیادی دارد که با تمرکز فرهنگی این کشور بر اتحاد و حمایت هماهنگ است.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#UI #design
#دیزاین #رابط_کاربری #تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
چگونه فرهنگ و فناوری شکل ظاهری وبسایتها را در سرتاسر جهان تعیین میکند!
وقتی صحبت از طراحی به میان میآید، یک حقیقت جهانی وجود دارد که اولین برداشتها مهم هستند. تحقیقات نشان دادهاند که کاربران در مدتزمانی به اندازه ۱۷ میلیثانیه نظراتی درباره طراحی یک وبسایت خواهندداشت. در این لحظات گذرا، تصمیماتی درباره اعتبار، کارایی و جذابیت یک وبسایت گرفته میشود. مطالعات علمی، مانند مدل ابعاد فرهنگی هافستد (Hofstede’s Model of Cultural Dimensions)، نشان میدهند که چگونه ارزشهای فرهنگی عمیقاً ریشهدار نهتنها رفتار کاربران بلکه ظاهر و حس وبسایتها در سرتاسر جهان را شکل میدهند. عناصری مانند طرحبندی، ناوبری و زیباییشناسی بصری اغلب انعکاسی از ابعاد فرهنگی مانند فردگرایی در مقابل جمعگرایی یا اجتناب از عدمقطعیت بالا در مقابل پایین هستند. این زیرساختهای فرهنگی توضیح میدهند که چرا یک وبسایت که در یک کشور بهعنوان شهودی و جذاب در نظر گرفته میشود، ممکن است در کشور دیگر گیجکننده یا ناخوشایند به نظر برسد. درک این تفاوتها برای ایجاد طراحیهایی که واقعاً با یک مخاطب جهانی ارتباط برقرار کنند، حیاتی است.
“فرهنگهای مختلف به چیزها به روشهای مختلفی نگاه میکنند. طراحی ابراز آن تفاوت است.” — آیسه بیرسل.
برای مثال، کشورهای غربی مانند ایالات متحده و بریتانیا معمولاً به سمت طراحیهای تمیز و فضاساز با پالتهای رنگی ملایم گرایش دارند و سادگی را با زیبایی و حرفهای بودن برابر میدانند. اما در کشورهایی مانند ژاپن یا کره جنوبی، یک وبسایت با رنگهای زندهتر، اطلاعات فشرده و ناوبری پیچیده ممکن است همچنان با استانداردهای محلی بهعنوان "ساده" در نظر گرفته شود زیرا با انتظارات فرهنگی آنها برای ارائه اطلاعات بهسرعت و بهطور جامع مطابقت دارد.
بیایید طراحی "دستهبندی" را بررسی کنیم که تعیین میکند اطلاعات چگونه بر اساس عادات مرور محلی و اولویتهای فرهنگی سازماندهی و ارائه میشود. با شناخت اینکه اولین برداشتها دارای تفاوتهای فرهنگی هستند، میتوانیم طراحیهای خود را ویرایش کنیم تا با انتظارات و ترجیحات منحصر به فرد کاربران در سراسر جهان مطابقت داشته باشد زیرا در دنیای طراحی، یک اندازه قطعاً برای همه مناسب نیست.
درک تأثیر فرهنگی با مکدونالد
یک مثال عالی از اینکه چگونه تفاوتهای فرهنگی طراحی وبسایت را شکل میدهند، مکدونالد است. با وجود اینکه این برند جهانی است، طراحی و محتوای وبسایتهای مکدونالد در مناطق مختلف بهطور چشمگیری متفاوت است و منعکسکننده ترجیحات و ارزشهای محلی میباشد.
در آسیا، وبسایتهای مکدونالد معمولاً بر اطلاعات دقیق، خدمات و پیشنهادات زنده تأکید میکنند و از رنگهای تند برای جلب توجه استفاده میکنند. این رویکرد به پایگاه مشتری متنوع و دینامیکهای خاص بازار در کشورهای آسیایی پاسخ میدهد. در وبسایت مکدونالد هند، بنر برجستهای وجود دارد که معرفی محصول جدید را به نمایش میگذارد و بر جذابیت آن برای ذائقههای محلی تأکید میکند. علاوه بر این، سایت دارای پیشبارگذاری شیطنتآمیزی از سیبزمینی سرخکرده است (که در هند محبوب است) که لمسهای منحصربهفرد به تجربه کاربری هندیها اضافه میکند. اگر به صفحه فرود مکدونالد چین و مکدونالد ژاپن نگاهی بیندازیم، تأکید بر تبلیغات و تمهای فصلی با تصاویری زنده را میبینیم و همچنین پایداری و ابتکارات محلی را از طریق محتوای دقیق به نمایش میگذارند. هر دو سایت رویکرد مکدونالد در سازگاری طراحیاش با سلیقهها و زمینههای فرهنگی مصرفکنندگان منطقه را منعکس میکنند. مکدونالد مالزی بر روی ابتکارات اجتماعی و جامعهای تأکید زیادی دارد که با تمرکز فرهنگی این کشور بر اتحاد و حمایت هماهنگ است.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#UI #design
#دیزاین #رابط_کاربری #تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Why websites look so different worldwide
How culture and technology shape the look of websites around the world.
❤7👍4
چگونه انتظارات مشتری در طراحی وبسایت را مدیریت کنیم!
انتظارات مشتری مستقیماً با رضایت مشتری و موفقیت یک پروژه مرتبط است.
یکی از راههای اطمینان از اینکه پروژه بدون مشکل پیش میرود، تنظیم و مدیریت انتظارات مشتری است. در حالی که ممکن است چندین مرحله وجود داشته باشد که زمان و تلاش لازم را داشته باشد، انجام اقدامات لازم میتواند از اصطکاک در دراز مدت جلوگیری کند و شهرت شما را خدشهدار نکند.
فرآیند پذیرش مشتری، بخش مهمی از ایجاد یک رابطه کاری قوی با مشتری است. بهینه سازی این فرآیند مستلزم تنظیم و مدیریت انتظارات از هر دو طرف است. برای شروع، باید یکدیگر را بشناسید و درک کنید.
این هوشمندانه است که بدانید مشتریان جدید شما از پروژه چه میخواهند. این به معنای کندوکاو در چشم انداز، مأموریت، ارزشها و دیگر موارد است.
۱۰ نکته کلیدی برای تعیین انتظارات مشتری در طراحی وب:
۱. نوع مشتری که با آن کار میکنید را بشناسید.
وقتی تیم شما برای پروژه ای استخدام میشود، به این دلیل است که مشتری شما را به عنوان یک متخصص میبیند. هوشمندانه این است که قبل از شروع به تعیین انتظارات ابتدا نوع مشتری که با آن کار میکنید را درک کنید.
۲. اهداف و انتظارات مشتری را برای پروژه تعیین کنید. در مرحله بعد، شما میخواهید مشتری خود را وادار کنید تا انتظارات خود را برای پروژه بیان کند. این میتواند به شما کمک کند اهداف پروژه را مرتب کنید و ممکن است شامل یادگیری در مورد شرکت، مخاطبان هدف، مدل کسب و کار و موارد دیگر باشد.
۳. محصولات تحویلی پروژه را به وضوح تعریف کنید. گام عملی بعدی این است که همه موارد مورد نیاز یا مورد انتظار را تعریف کنید. اینها تعیین میکنند که چه زمانی میتوان طرح را موفق تلقی کرد، و همچنین میتواند به مشتری کمک کند تا در پایان فرآیند انتظار چه چیزی را داشته باشد.
۴. یک طرح تفصیلی برای تکمیل وظایف ایجاد کنید. مدیریت پروژه موثر زمانی ضروری است که افراد متعددی روی یک پروژه کار میکنند. کل تلاش باید هماهنگ شود. بنابراین، ایجاد برنامهای عملیاتی دقیق همراه با جدول زمانی را در نظر بگیرید. این کار باعث میشود که مشتری همیشه از وضعیت پروژه مطلع شود.
۵. انتظارات واقع بینانه تعیین کنید و در مورد آنچه میتوان انجام داد شفاف باشید. مهم است که از ابتدا پیش قدم باشید و هدف خود را مشحص کنید.
در مورد آنچه که میتوانید و نمیتوانید انجام دهید صادق باشید. به عنوان مثال، میتوانید یک وبسایت طراحی کنید، اما تضمین اینکه بازده سرمایهگذاری (ROI) را تا ۳۰ درصد افزایش میدهد، صادقانه نیست.
۶. راههای ارتباطی را باز نگه دارید. این یکی از مهمترین نکات در لیست ما است. باز نگه داشتن راههای ارتباطی بین تیم خود و مشتری میتواند از سوء تفاهمها جلوگیری کند.
۷. محدودیتها و مرزها را تعیین کنید. وقتی محدودیتها و مرزها را تعیین میکنید، مدیریت انتظارات آسانتر است. به طور کلی، شما میخواهید مطمئن شوید که همه بر روی اهداف یکسانی متمرکز شدهاند و همیشه میتوانید مشتری را به سمت چشمانداز اصلی پروژه هدایت کنید.
۸. برگزاری جلسات وضعیت. ما قبلاً به اهمیت حفظ مشتری در هر مرحله از پروژه اشاره کردهایم. جلسات منظم وضعیت میتواند گزارشهایی در مورد ویژگیها یا وظایفی که تکمیل شده یا هنوز در حال تعلیق هستند به مشتری ارائه دهد.
۹. مطمئن شوید که یک قرارداد امضا میکنید. مهم است که همه چیزهایی را که با آن توافق شده است به صورت کتبی دریافت کنید. یک قرارداد طراحی وب میتواند از شما محافظت کند اگر مشتری شما به طور ناگهانی از پرداخت خودداری کند، یا به نظر میرسد انتظار دارد که آخر هفتهها کار کنید، حتی اگر با آن موافقت نکردید.
۱۰. در مورد اینکه در صورت تغییر برنامهها چه اتفاقی میافتد، شفاف باشید. نکته آخر اینکه، باید به مشتری خود کمک کنید تا بفهمد که ممکن است کارها همیشه هموار پیش نرود. احتمالاً شکستهایی خواهد داشت. با این حال، برای آنها مهم است که بدانند میتوانند اعتماد کنند که چنین موانعی به طور کارآمد مدیریت میشوند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیر_شغلی #پیشرفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
انتظارات مشتری مستقیماً با رضایت مشتری و موفقیت یک پروژه مرتبط است.
یکی از راههای اطمینان از اینکه پروژه بدون مشکل پیش میرود، تنظیم و مدیریت انتظارات مشتری است. در حالی که ممکن است چندین مرحله وجود داشته باشد که زمان و تلاش لازم را داشته باشد، انجام اقدامات لازم میتواند از اصطکاک در دراز مدت جلوگیری کند و شهرت شما را خدشهدار نکند.
فرآیند پذیرش مشتری، بخش مهمی از ایجاد یک رابطه کاری قوی با مشتری است. بهینه سازی این فرآیند مستلزم تنظیم و مدیریت انتظارات از هر دو طرف است. برای شروع، باید یکدیگر را بشناسید و درک کنید.
این هوشمندانه است که بدانید مشتریان جدید شما از پروژه چه میخواهند. این به معنای کندوکاو در چشم انداز، مأموریت، ارزشها و دیگر موارد است.
۱۰ نکته کلیدی برای تعیین انتظارات مشتری در طراحی وب:
۱. نوع مشتری که با آن کار میکنید را بشناسید.
وقتی تیم شما برای پروژه ای استخدام میشود، به این دلیل است که مشتری شما را به عنوان یک متخصص میبیند. هوشمندانه این است که قبل از شروع به تعیین انتظارات ابتدا نوع مشتری که با آن کار میکنید را درک کنید.
۲. اهداف و انتظارات مشتری را برای پروژه تعیین کنید. در مرحله بعد، شما میخواهید مشتری خود را وادار کنید تا انتظارات خود را برای پروژه بیان کند. این میتواند به شما کمک کند اهداف پروژه را مرتب کنید و ممکن است شامل یادگیری در مورد شرکت، مخاطبان هدف، مدل کسب و کار و موارد دیگر باشد.
۳. محصولات تحویلی پروژه را به وضوح تعریف کنید. گام عملی بعدی این است که همه موارد مورد نیاز یا مورد انتظار را تعریف کنید. اینها تعیین میکنند که چه زمانی میتوان طرح را موفق تلقی کرد، و همچنین میتواند به مشتری کمک کند تا در پایان فرآیند انتظار چه چیزی را داشته باشد.
۴. یک طرح تفصیلی برای تکمیل وظایف ایجاد کنید. مدیریت پروژه موثر زمانی ضروری است که افراد متعددی روی یک پروژه کار میکنند. کل تلاش باید هماهنگ شود. بنابراین، ایجاد برنامهای عملیاتی دقیق همراه با جدول زمانی را در نظر بگیرید. این کار باعث میشود که مشتری همیشه از وضعیت پروژه مطلع شود.
۵. انتظارات واقع بینانه تعیین کنید و در مورد آنچه میتوان انجام داد شفاف باشید. مهم است که از ابتدا پیش قدم باشید و هدف خود را مشحص کنید.
در مورد آنچه که میتوانید و نمیتوانید انجام دهید صادق باشید. به عنوان مثال، میتوانید یک وبسایت طراحی کنید، اما تضمین اینکه بازده سرمایهگذاری (ROI) را تا ۳۰ درصد افزایش میدهد، صادقانه نیست.
۶. راههای ارتباطی را باز نگه دارید. این یکی از مهمترین نکات در لیست ما است. باز نگه داشتن راههای ارتباطی بین تیم خود و مشتری میتواند از سوء تفاهمها جلوگیری کند.
۷. محدودیتها و مرزها را تعیین کنید. وقتی محدودیتها و مرزها را تعیین میکنید، مدیریت انتظارات آسانتر است. به طور کلی، شما میخواهید مطمئن شوید که همه بر روی اهداف یکسانی متمرکز شدهاند و همیشه میتوانید مشتری را به سمت چشمانداز اصلی پروژه هدایت کنید.
۸. برگزاری جلسات وضعیت. ما قبلاً به اهمیت حفظ مشتری در هر مرحله از پروژه اشاره کردهایم. جلسات منظم وضعیت میتواند گزارشهایی در مورد ویژگیها یا وظایفی که تکمیل شده یا هنوز در حال تعلیق هستند به مشتری ارائه دهد.
۹. مطمئن شوید که یک قرارداد امضا میکنید. مهم است که همه چیزهایی را که با آن توافق شده است به صورت کتبی دریافت کنید. یک قرارداد طراحی وب میتواند از شما محافظت کند اگر مشتری شما به طور ناگهانی از پرداخت خودداری کند، یا به نظر میرسد انتظار دارد که آخر هفتهها کار کنید، حتی اگر با آن موافقت نکردید.
۱۰. در مورد اینکه در صورت تغییر برنامهها چه اتفاقی میافتد، شفاف باشید. نکته آخر اینکه، باید به مشتری خود کمک کنید تا بفهمد که ممکن است کارها همیشه هموار پیش نرود. احتمالاً شکستهایی خواهد داشت. با این حال، برای آنها مهم است که بدانند میتوانند اعتماد کنند که چنین موانعی به طور کارآمد مدیریت میشوند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیر_شغلی #پیشرفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Blog
10 Tips for Setting Your Web Design Clients' Expectations | Elementor
Client expectations are directly tied to client satisfaction and a project’s success. Learn how to set and manage client expectations to make them happy.
👍4
آنبوردینگ محصولات پیچیده: نکاتی درباره UX کیس استادی Grammarly
رویکرد Grammarly در فرایند آنبوردینگ (آشنایی کاربر با محصول) بر تدریجی بودن معرفی ویژگیها تمرکز دارد. این روش باعث کاهش پیچیدگی و سردرگمی میشود و به کاربران این امکان را میدهد که در زمان مناسب با ابزارها آشنا شوند. همچنین، شخصیسازی نقش مهمی در این تجربه ایفا میکند؛ به طور مثال Grammarly در همان ابتدا اهداف نوشتاری کاربران را میپرسد، تجربهای متناسب با نیازهای آنها فراهم میکند و نهایتا تعامل بیشتری ایجاد میکند.
در این فرایند، گرمرلی از عناصر UI گفتمانی استفاده میکند که با هویت برند آن همخوانی دارد. به جای دستورالعملهای خشک، با به کارگیری ادبیات دوستانه، مراحل آشنایی برای کاربر را جذابتر و آسانتر میکند. همچنین از راهنماییهای تعاملی مانند نمایش tooltips استفاده میکند تا کاربران در حین کار، بدون وقفه، راهنماییهای لازم را دریافت کنند.
گرمرلی کشف ویژگیهای پیشرفتهتر مانند تشخیص لحن و بررسی سرقت ادبی را نهتنها در ابتدای کار، بلکه به مرور زمان و در طول استفاده از محصول ارائه میکند. این استراتژی تدریجی به کاربران کمک میکند تا تمام پتانسیلهای ابزار را بهمرور کشف کنند و به استفاده از آن ادامه دهند.
این روشهای آنبوردینگ هوشمندانه نشان میدهند که گرمرلی چگونه توانسته محیطی پر از ویژگی را به صورتی ساده و کاربرپسند ارائه کند. این تعادل بین سادگی و کارایی، تجربهای رضایتبخش برای کاربران فراهم میآورد و به نگهداشتن آنها در طولانیمدت کمک میکند.
🔗 برای مطالعه کامل این کیس استادی، به مقاله آن در uxdesign.cc مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری #تفکر_طراحی #آنبوردینگ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
رویکرد Grammarly در فرایند آنبوردینگ (آشنایی کاربر با محصول) بر تدریجی بودن معرفی ویژگیها تمرکز دارد. این روش باعث کاهش پیچیدگی و سردرگمی میشود و به کاربران این امکان را میدهد که در زمان مناسب با ابزارها آشنا شوند. همچنین، شخصیسازی نقش مهمی در این تجربه ایفا میکند؛ به طور مثال Grammarly در همان ابتدا اهداف نوشتاری کاربران را میپرسد، تجربهای متناسب با نیازهای آنها فراهم میکند و نهایتا تعامل بیشتری ایجاد میکند.
در این فرایند، گرمرلی از عناصر UI گفتمانی استفاده میکند که با هویت برند آن همخوانی دارد. به جای دستورالعملهای خشک، با به کارگیری ادبیات دوستانه، مراحل آشنایی برای کاربر را جذابتر و آسانتر میکند. همچنین از راهنماییهای تعاملی مانند نمایش tooltips استفاده میکند تا کاربران در حین کار، بدون وقفه، راهنماییهای لازم را دریافت کنند.
گرمرلی کشف ویژگیهای پیشرفتهتر مانند تشخیص لحن و بررسی سرقت ادبی را نهتنها در ابتدای کار، بلکه به مرور زمان و در طول استفاده از محصول ارائه میکند. این استراتژی تدریجی به کاربران کمک میکند تا تمام پتانسیلهای ابزار را بهمرور کشف کنند و به استفاده از آن ادامه دهند.
این روشهای آنبوردینگ هوشمندانه نشان میدهند که گرمرلی چگونه توانسته محیطی پر از ویژگی را به صورتی ساده و کاربرپسند ارائه کند. این تعادل بین سادگی و کارایی، تجربهای رضایتبخش برای کاربران فراهم میآورد و به نگهداشتن آنها در طولانیمدت کمک میکند.
🔗 برای مطالعه کامل این کیس استادی، به مقاله آن در uxdesign.cc مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری #تفکر_طراحی #آنبوردینگ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Onboarding a complex product: a case study of Grammarly
Conversational copy, progressive disclosure and great use of imagery
👍7
«معرفی پادکست کارگاه»
▫️پادکست کارگاه یک پادکست آموزشی و الهامبخش است که در آن به بررسی موضوعات مربوط به مهارتهای حرفهای و فردی پرداخته میشود. تولید این پادکست توسط میلاد اسلامیزاد صورت میگیرد، کسی که خودش در زمینه مهارتهای فردی و توسعه شخصی سابقه طولانی دارد. او در هر قسمت از این پادکست به موضوعات مهمی مانند دیزاین، تجربه کاربری، استارتاپها، و نحوه رشد در محیطهای کاری مختلف میپردازد.
▫️ساختار پادکست شامل مصاحبه با افراد موفق در حوزههای گوناگون است، که از آنها درباره چالشها، موفقیتها و تجربیاتشان در حرفهشان سوال میشود. مهمانان پادکست غالباً از حوزههایی مثل طراحی محصول، تجربه کاربری (UX)، کارآفرینی، مدیریت پروژه، و توسعه کسبوکار هستند. این گفتگوها بر مسائل واقعی، روندهای طراحی، توسعه محصولات، و راهبردهای موفقیت در کسبوکار متمرکز است.
▫️از جمله مهمانان این پادکست میتوان به طراحان حرفهای، کارآفرینان و مدیران شرکتهای موفق اشاره کرد. به عنوان مثال:
۱. مصاحبه با طراحان محصول: در این مصاحبهها، دیزاینرها درباره تجربیاتشان از طراحی محصول در دنیای واقعی صحبت میکنند، از چالشهای اولیه تا مرحله ارائه محصول نهایی. نکات مهمی درباره اهمیت طراحی کاربرمحور (User-Centered Design) و راهبردهای حل مشکلات کاربران بیان میشود.
۲. گفتگو با متخصصین تجربه کاربری (UX): در این قسمتها، مباحثی همچون روشهای تحقیق کاربر، تستهای کاربردپذیری، و چگونگی بهبود تجربه کاربری از طریق تحقیقات و تعامل با مشتریان به تفصیل بررسی میشود.
۳. مصاحبه با کارآفرینان استارتاپی: این گفتگوها روی رشد استارتاپها، نحوه مدیریت تیمهای کوچک و بزرگ، مواجهه با شکستها و چالشهای ساخت یک کسبوکار پایدار تمرکز دارد. افرادی که از صفر به موفقیت رسیدند، تجربیات خود را به اشتراک میگذارند.
▫️یکی از جذابترین بخشهای پادکست کارگاه این است که مباحث تئوری و کاربردی بهصورت همزمان مطرح میشوند. مهمانان معمولاً مثالهای واقعی از پروژههای موفق و ناموفق خود ارائه میدهند که شنوندگان میتوانند از این مثالها برای بهبود کار خود الهام بگیرند.
پادکست کارگاه به ویژه برای کسانی که در زمینه طراحی محصول، تجربه کاربری، مدیریت پروژه و کارآفرینی فعالیت دارند، مفید است، چون اطلاعات و تجربیات تخصصی و ارزشمندی از زبان افرادی که خودشان در این مسیر موفق بودهاند، در اختیارشان قرار میدهد.
لینک پادکست کارگاه
گردآورنده: رها کاوه
#مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️پادکست کارگاه یک پادکست آموزشی و الهامبخش است که در آن به بررسی موضوعات مربوط به مهارتهای حرفهای و فردی پرداخته میشود. تولید این پادکست توسط میلاد اسلامیزاد صورت میگیرد، کسی که خودش در زمینه مهارتهای فردی و توسعه شخصی سابقه طولانی دارد. او در هر قسمت از این پادکست به موضوعات مهمی مانند دیزاین، تجربه کاربری، استارتاپها، و نحوه رشد در محیطهای کاری مختلف میپردازد.
▫️ساختار پادکست شامل مصاحبه با افراد موفق در حوزههای گوناگون است، که از آنها درباره چالشها، موفقیتها و تجربیاتشان در حرفهشان سوال میشود. مهمانان پادکست غالباً از حوزههایی مثل طراحی محصول، تجربه کاربری (UX)، کارآفرینی، مدیریت پروژه، و توسعه کسبوکار هستند. این گفتگوها بر مسائل واقعی، روندهای طراحی، توسعه محصولات، و راهبردهای موفقیت در کسبوکار متمرکز است.
▫️از جمله مهمانان این پادکست میتوان به طراحان حرفهای، کارآفرینان و مدیران شرکتهای موفق اشاره کرد. به عنوان مثال:
۱. مصاحبه با طراحان محصول: در این مصاحبهها، دیزاینرها درباره تجربیاتشان از طراحی محصول در دنیای واقعی صحبت میکنند، از چالشهای اولیه تا مرحله ارائه محصول نهایی. نکات مهمی درباره اهمیت طراحی کاربرمحور (User-Centered Design) و راهبردهای حل مشکلات کاربران بیان میشود.
۲. گفتگو با متخصصین تجربه کاربری (UX): در این قسمتها، مباحثی همچون روشهای تحقیق کاربر، تستهای کاربردپذیری، و چگونگی بهبود تجربه کاربری از طریق تحقیقات و تعامل با مشتریان به تفصیل بررسی میشود.
۳. مصاحبه با کارآفرینان استارتاپی: این گفتگوها روی رشد استارتاپها، نحوه مدیریت تیمهای کوچک و بزرگ، مواجهه با شکستها و چالشهای ساخت یک کسبوکار پایدار تمرکز دارد. افرادی که از صفر به موفقیت رسیدند، تجربیات خود را به اشتراک میگذارند.
▫️یکی از جذابترین بخشهای پادکست کارگاه این است که مباحث تئوری و کاربردی بهصورت همزمان مطرح میشوند. مهمانان معمولاً مثالهای واقعی از پروژههای موفق و ناموفق خود ارائه میدهند که شنوندگان میتوانند از این مثالها برای بهبود کار خود الهام بگیرند.
پادکست کارگاه به ویژه برای کسانی که در زمینه طراحی محصول، تجربه کاربری، مدیریت پروژه و کارآفرینی فعالیت دارند، مفید است، چون اطلاعات و تجربیات تخصصی و ارزشمندی از زبان افرادی که خودشان در این مسیر موفق بودهاند، در اختیارشان قرار میدهد.
لینک پادکست کارگاه
گردآورنده: رها کاوه
#مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
کارگاه
پادکست کارگاه
پادکست کارگاه در هر اپیزود سعی دارد تا سبک زندگی، شکل تفکر و نحوهی کار میهمان را به کشف و افشا کند. شنیدن کارگاه، مرور تجربه دیگران است
❤8👍2
پاکسازی لجن از روندهای تصمیمگیری
اخیراً زیاد به موضوع "لجن" فکر کردهام — لجن که به آرامی در لولههای قدیمی جمع میشود تا اینکه جریان مواد در نهایت متوقف میشود. روندهای تصمیمگیری که بهخوبی طراحی نشدهاند، خیلی شبیه به لولههای پر از لجن هستند: مسدود، گیجکننده و طاقتفرسا.
از ایجاد نیشها (تشویقهای کوچک) دست بردارید و شروع به کاهش لجن کنید.
پاکسازی روندهای تصمیمگیری پر از لجن که کاربران را آزار میدهد، تمرکز گزارش جدید ما تحت عنوان "کمک به کاربران برای اتخاذ تصمیمات: کاهش بار انتخاب و اجتناب از به overwhelm کاربران" است.
ریچارد تیلر، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، به خاطر نظریه «نیش» (تشویقهای کوچک) خود مشهور است. این نظریه توصیف میکند که چگونه میتوان به طور غیرمستقیم افراد را برای اتخاذ تصمیمات بهتر هدایت کرد بدون اینکه آزادی انتخاب آنها را محدود کند، با استفاده از مداخلات کوچک و غیرقهرآمیز که گزینههای مفیدتر را در اولویت قرار میدهند.
هنگامی که از تیلر پرسیده شد که مرز بعدی در معماری انتخاب چیست، او بینش زیر را در مورد محدودیتهای نیشها و آنچه ممکن است تمرکز بهتری باشد، به اشتراک گذاشت:
«ممکن است مفیدتر باشد که به جای ایجاد نیشها، به کاهش لجنها (موانع) بپردازیم؛ یعنی، موانعی که تصمیمگیریهای خوب را دشوار میسازند، از بین ببریم.»
به عبارت دیگر، طراحان انتخابها (یا همان معماران انتخاب) ممکن است تلاش کنند تا تصمیمگیرندگان را به سمت انتخابهای "خوب" سوق دهند. با این حال، این تلاشها تنها تأثیر کمی خواهند داشت. در نهایت، کاربران به دلایل مختلف به انتخابهای خود ادامه خواهند داد، از جمله:
▫️از قبل تصمیم گرفتهاند که چه چیزی را انتخاب کنند.
▫️به سادگی تکرار انتخابهای قبلی خود.
▫️بیش از حد گیج هستند تا بتوانند به طور کامل گزینهها را درک کنند.
▫️به تمام اطلاعات ارائه شده توجه نمیکنند.
هیچ طراحی نمیتواند هر کاربر را قانع کند تا اقدامات مورد نظر یک سازمان را انجام دهد. در واقع، بسیاری از تلاشها برای دستکاری انتخابهای کاربران در نهایت فریبنده خواهند بود.
شاید باید کمتر بر روی قانع کردن کاربران به انجام آنچه که ما میخواهیم (اشتراک! خرید! اهدا!) تمرکز کنیم و بیشتر بر روی کمک به آنها برای انجام آنچه که خودشان از پیش میخواهند: انتخابهای مؤثر و رضایتبخش. این همان معنای "کاهش لجنها" است. جریانهای تصمیمگیری ساده به طور قابل توجهی برای سازمانها سودآور هستند. اینها میتوانند به موارد زیر منجر شوند:
افزایش رضایت: برخی از بزرگترین چالشها در هر سفر کاربر، لحظات تصمیمگیری هستند، به ویژه زمانی که این تصمیمات پیچیده یا دارای ریسک بالا باشند.
افزایش نگهداری: اگر تصمیمگیری با محصول شما آسان باشد، کاربران احتمالاً دوباره زمانی به شما مراجعه خواهند کرد که نیاز به انجام همان تصمیمات را داشته باشند.
کاهش نیاز به پشتیبانی مشتری: کاربران کمتر احتمال دارد در هنگام گیجی یا ناامیدی تماس بگیرند وقتی که میتوانند از ابتدا انتخابهایی که با آنها راضی هستند، انجام دهند.
کاهش بازپرداختها و بازگشتها: یکی از دلایل اصلی که مشتریان درخواست بازپرداخت میکنند این است که در زمان خرید، قادر به اتخاذ تصمیمی که با آن راضی باشند، نبودند.
چه نوع "تصمیماتی" مد نظر ماست؟
تمام آنها. تعداد نقشهایی که محصولات دیجیتال در تصمیمگیریهای روزمره ایفا میکنند، در حال افزایش است. من تضمین میکنم که، صرفنظر از صنعت شما، حداقل برخی از رابطها و تجربیاتی که ایجاد میکنید، به کاربران گزینههایی ارائه میدهند.
در اینجا چند مثال از صنایع مختلف آورده شده است:
تجارت الکترونیک/خردهفروشی: انتخاب رنگ محصول، اندازه یا سطح کیفیت، یا انتخاب گزینههای تحویل
مالی: انتخاب نوع حساب یا گزینههای سرمایهگذاری
بهداشت و درمان: انتخاب یک برنامه درمانی یا انتخاب یک ارائهدهنده خدمات بهداشتی
آموزش: انتخاب یک دوره یا مسیر یادگیری
سرگرمی: انتخاب محتوا برای تماشا یا موسیقی برای گوش دادن
سفر و مهماننوازی: انتخاب پرواز یا انتخاب مسیرهای ناوبری
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX
#تجربه_کاربری #طراحی_محصول #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اخیراً زیاد به موضوع "لجن" فکر کردهام — لجن که به آرامی در لولههای قدیمی جمع میشود تا اینکه جریان مواد در نهایت متوقف میشود. روندهای تصمیمگیری که بهخوبی طراحی نشدهاند، خیلی شبیه به لولههای پر از لجن هستند: مسدود، گیجکننده و طاقتفرسا.
از ایجاد نیشها (تشویقهای کوچک) دست بردارید و شروع به کاهش لجن کنید.
پاکسازی روندهای تصمیمگیری پر از لجن که کاربران را آزار میدهد، تمرکز گزارش جدید ما تحت عنوان "کمک به کاربران برای اتخاذ تصمیمات: کاهش بار انتخاب و اجتناب از به overwhelm کاربران" است.
ریچارد تیلر، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، به خاطر نظریه «نیش» (تشویقهای کوچک) خود مشهور است. این نظریه توصیف میکند که چگونه میتوان به طور غیرمستقیم افراد را برای اتخاذ تصمیمات بهتر هدایت کرد بدون اینکه آزادی انتخاب آنها را محدود کند، با استفاده از مداخلات کوچک و غیرقهرآمیز که گزینههای مفیدتر را در اولویت قرار میدهند.
هنگامی که از تیلر پرسیده شد که مرز بعدی در معماری انتخاب چیست، او بینش زیر را در مورد محدودیتهای نیشها و آنچه ممکن است تمرکز بهتری باشد، به اشتراک گذاشت:
«ممکن است مفیدتر باشد که به جای ایجاد نیشها، به کاهش لجنها (موانع) بپردازیم؛ یعنی، موانعی که تصمیمگیریهای خوب را دشوار میسازند، از بین ببریم.»
به عبارت دیگر، طراحان انتخابها (یا همان معماران انتخاب) ممکن است تلاش کنند تا تصمیمگیرندگان را به سمت انتخابهای "خوب" سوق دهند. با این حال، این تلاشها تنها تأثیر کمی خواهند داشت. در نهایت، کاربران به دلایل مختلف به انتخابهای خود ادامه خواهند داد، از جمله:
▫️از قبل تصمیم گرفتهاند که چه چیزی را انتخاب کنند.
▫️به سادگی تکرار انتخابهای قبلی خود.
▫️بیش از حد گیج هستند تا بتوانند به طور کامل گزینهها را درک کنند.
▫️به تمام اطلاعات ارائه شده توجه نمیکنند.
هیچ طراحی نمیتواند هر کاربر را قانع کند تا اقدامات مورد نظر یک سازمان را انجام دهد. در واقع، بسیاری از تلاشها برای دستکاری انتخابهای کاربران در نهایت فریبنده خواهند بود.
شاید باید کمتر بر روی قانع کردن کاربران به انجام آنچه که ما میخواهیم (اشتراک! خرید! اهدا!) تمرکز کنیم و بیشتر بر روی کمک به آنها برای انجام آنچه که خودشان از پیش میخواهند: انتخابهای مؤثر و رضایتبخش. این همان معنای "کاهش لجنها" است. جریانهای تصمیمگیری ساده به طور قابل توجهی برای سازمانها سودآور هستند. اینها میتوانند به موارد زیر منجر شوند:
افزایش رضایت: برخی از بزرگترین چالشها در هر سفر کاربر، لحظات تصمیمگیری هستند، به ویژه زمانی که این تصمیمات پیچیده یا دارای ریسک بالا باشند.
افزایش نگهداری: اگر تصمیمگیری با محصول شما آسان باشد، کاربران احتمالاً دوباره زمانی به شما مراجعه خواهند کرد که نیاز به انجام همان تصمیمات را داشته باشند.
کاهش نیاز به پشتیبانی مشتری: کاربران کمتر احتمال دارد در هنگام گیجی یا ناامیدی تماس بگیرند وقتی که میتوانند از ابتدا انتخابهایی که با آنها راضی هستند، انجام دهند.
کاهش بازپرداختها و بازگشتها: یکی از دلایل اصلی که مشتریان درخواست بازپرداخت میکنند این است که در زمان خرید، قادر به اتخاذ تصمیمی که با آن راضی باشند، نبودند.
چه نوع "تصمیماتی" مد نظر ماست؟
تمام آنها. تعداد نقشهایی که محصولات دیجیتال در تصمیمگیریهای روزمره ایفا میکنند، در حال افزایش است. من تضمین میکنم که، صرفنظر از صنعت شما، حداقل برخی از رابطها و تجربیاتی که ایجاد میکنید، به کاربران گزینههایی ارائه میدهند.
در اینجا چند مثال از صنایع مختلف آورده شده است:
تجارت الکترونیک/خردهفروشی: انتخاب رنگ محصول، اندازه یا سطح کیفیت، یا انتخاب گزینههای تحویل
مالی: انتخاب نوع حساب یا گزینههای سرمایهگذاری
بهداشت و درمان: انتخاب یک برنامه درمانی یا انتخاب یک ارائهدهنده خدمات بهداشتی
آموزش: انتخاب یک دوره یا مسیر یادگیری
سرگرمی: انتخاب محتوا برای تماشا یا موسیقی برای گوش دادن
سفر و مهماننوازی: انتخاب پرواز یا انتخاب مسیرهای ناوبری
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX
#تجربه_کاربری #طراحی_محصول #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
Clean the Sludge from Decision-Making Workflows
Help users make choices they’ll be satisfied with to boost satisfaction and retention by simplifying decision-making workflows.
👍4❤2
مبانی تحقیق، اصولی که هر طراح باید بداند
درک اصول تحقیق برای طراحان در جهت ایجاد تجربههای کاربرمحور ضروری است. طراحی موفق با تعریف درست مسئله آغاز میشود به نحوی که تحقیق نه تنها بر گفتههای کاربران، بلکه بر رفتار آنها نیز تمرکز کند. مطالعات مشاهدهای و فیدبکهای مداوم به طراحان کمک میکند تا ایدههای خود را با نیازهای واقعی کاربران هماهنگ کنند و از بینشهای واقعی برای بهبود استفاده کنند.
استفاده از روشهای مختلف تحقیق کلید دستیابی به دیدگاههای جامع است. ترکیب روشهای کیفی، مانند مصاحبهها، با دادههای کمی از نظرسنجیها و آنالیزها، به طراحان امکان میدهد تصمیمگیریها را با تعادل بین همدلی و منطق هدایت کنند. این رویکرد جامع بینشهای عمیق و نتایج قابل اندازهگیری ارائه میدهد.
توانایی تفسیر صحیح نتایج تحقیقات از دیگر مهارتهای ضروری یک دیزاینر است. طراحان باید الگوهای رفتاری کاربران را شناسایی کرده و از تحریفهایی که ممکن است نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، آگاه باشند. همچنین، ایجاد پایگاههای داده تحقیقاتی به سازماندهی و ذخیره بینشها کمک میکند و امکان استفاده از دانش قبلی برای تصمیمگیریهای آتی را فراهم میکند.
درگیر کردن کاربران در طول فرآیند طراحی نیز بسیار اهمیت دارد. تست اولیه با پروتوتایپها، نهتنها ایدهها را اعتبارسنجی میکند، بلکه همکاری میان تیمهای طراحی، مهندسی و مدیریت محصول را تقویت میکند. این هماهنگی از تغییرات لحظه آخری جلوگیری کرده و تضمین میکند که راهحلها هم از نظر فنی و هم از نظر رضایت کاربران مؤثر باشند.
در نهایت، ارتباط مؤثر یافتههای تحقیقاتی، تاثیر مستقیمی بر تصمیمات طراحی دارد. ارائههای بصری مانند پرسونای کاربران یا نقشههای سفر، دادههای پیچیده را به بینشهای قابل فهم برای ذینفعان تبدیل میکند. وقتی تحقیق بهطور یکپارچه با فرآیند طراحی همراه شود، تیمها قادر به ایجاد محصولاتی معنادار و کاربرپسند خواهند بود.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
______
درک اصول تحقیق برای طراحان در جهت ایجاد تجربههای کاربرمحور ضروری است. طراحی موفق با تعریف درست مسئله آغاز میشود به نحوی که تحقیق نه تنها بر گفتههای کاربران، بلکه بر رفتار آنها نیز تمرکز کند. مطالعات مشاهدهای و فیدبکهای مداوم به طراحان کمک میکند تا ایدههای خود را با نیازهای واقعی کاربران هماهنگ کنند و از بینشهای واقعی برای بهبود استفاده کنند.
استفاده از روشهای مختلف تحقیق کلید دستیابی به دیدگاههای جامع است. ترکیب روشهای کیفی، مانند مصاحبهها، با دادههای کمی از نظرسنجیها و آنالیزها، به طراحان امکان میدهد تصمیمگیریها را با تعادل بین همدلی و منطق هدایت کنند. این رویکرد جامع بینشهای عمیق و نتایج قابل اندازهگیری ارائه میدهد.
توانایی تفسیر صحیح نتایج تحقیقات از دیگر مهارتهای ضروری یک دیزاینر است. طراحان باید الگوهای رفتاری کاربران را شناسایی کرده و از تحریفهایی که ممکن است نتایج را تحت تأثیر قرار دهند، آگاه باشند. همچنین، ایجاد پایگاههای داده تحقیقاتی به سازماندهی و ذخیره بینشها کمک میکند و امکان استفاده از دانش قبلی برای تصمیمگیریهای آتی را فراهم میکند.
درگیر کردن کاربران در طول فرآیند طراحی نیز بسیار اهمیت دارد. تست اولیه با پروتوتایپها، نهتنها ایدهها را اعتبارسنجی میکند، بلکه همکاری میان تیمهای طراحی، مهندسی و مدیریت محصول را تقویت میکند. این هماهنگی از تغییرات لحظه آخری جلوگیری کرده و تضمین میکند که راهحلها هم از نظر فنی و هم از نظر رضایت کاربران مؤثر باشند.
در نهایت، ارتباط مؤثر یافتههای تحقیقاتی، تاثیر مستقیمی بر تصمیمات طراحی دارد. ارائههای بصری مانند پرسونای کاربران یا نقشههای سفر، دادههای پیچیده را به بینشهای قابل فهم برای ذینفعان تبدیل میکند. وقتی تحقیق بهطور یکپارچه با فرآیند طراحی همراه شود، تیمها قادر به ایجاد محصولاتی معنادار و کاربرپسند خواهند بود.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
______
adobe.design
Research basics every designer should know
Leveraging design research fundamentals to improve product experiences
👍2
۷ نکته ساده در طراحی دکمه که تاثیر زیادی دارد
در طراحی UI، دکمه عنصر تعاملی اساسی است که به کاربران اجازه میدهد تا اقداماتی را انجام دهند یا در یک محصول جابجا شوند.
طراحی موثر دکمه تضمین میکند که آنها به راحتی قابل تشخیص باشند، در دسترس و هنگام تعامل با آنها بازخورد واضحی ارائه میدهند و تجربه کلی کاربر را بهبود میبخشند.
۱. متنهای دکمهها را پیچیده نکنید
دکمههای دارای متن پیچیده میتوانند به هم ریخته یا ناهموار به نظر برسند.
اسکن یک خط متن سادهتر است و اطمینان میدهد که کاربران میتوانند به سرعت عملکرد دکمه را درک کنند.
۲. از افعال عمل به عنوان برچسب دکمه استفاده کنید.
برچسبهای دکمهها به کاربران انگیزه میدهند تا اقدام کنند. همیشه از برچسبهای دکمهای استفاده کنید که برای کاربر واضح و معنادار باشد.
۳. از دکمه های غیرفعال استفاده نکنید.
دکمههای غیرفعال جریان تعامل را میشکنند.
از استفاده از دکمه غیرفعال خودداری کنید زیرا یافتن دلیل غیرفعال بودن و اینکه چه کاری باید برای فعال کردن آن انجام شود دشوار است.
۴. دکمهها را کنار هم قرار دهید.
وجود دکمهها در کنار هم امکان تصمیمگیری سریعتر را فراهم میکند زیرا کاربران میتوانند گزینهها را در یک نگاه مقایسه کنند. انباشته شدن عمودی میتواند ناخواسته یک سلسله مراتب درک شده ایجاد کند و باعث شود که یک دکمه مهمتر از دیگری به نظر برسد.
۵. دکمه اقدام اولیه را برجسته کنید.
با طراحی تصویری قویتر، دکمه اکشن اولیه را در صفحه برجسته کنید. این میتواند شامل وزن بصری، رنگ، اندازه و محل قرارگیری آن باشد.
قرار دادن دکمه اکشن اولیه بسیار مهم است. باید در جایی قرار گیرد که کاربران انتظار آن را دارند.
۶. از طراحی استاندارد دکمه استفاده کنید.
دکمهها باید شبیه دکمههای استاندارد باشند. استفاده از اشکال و سبکهای غیرمعمول باعث سردرگمی کاربران میشود. پیروی از طراحیهای استاندارد دکمهها، سازگاری را در بین برنامهها، وبسایتها و پلتفرمهای مختلف حفظ میکند.
۷. از دو آیکون در یک دکمه استفاده نکنید.
هر آیکون در یک دکمه معنای بصری خود را دارد و استفاده از دو آیکون میتواند ابهام ایجاد کند. کاربران ممکن است برای درک اینکه کدام نماد عملکرد دکمه را نشان میدهد، مشکل داشته باشند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم #دکمه
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در طراحی UI، دکمه عنصر تعاملی اساسی است که به کاربران اجازه میدهد تا اقداماتی را انجام دهند یا در یک محصول جابجا شوند.
طراحی موثر دکمه تضمین میکند که آنها به راحتی قابل تشخیص باشند، در دسترس و هنگام تعامل با آنها بازخورد واضحی ارائه میدهند و تجربه کلی کاربر را بهبود میبخشند.
۱. متنهای دکمهها را پیچیده نکنید
دکمههای دارای متن پیچیده میتوانند به هم ریخته یا ناهموار به نظر برسند.
اسکن یک خط متن سادهتر است و اطمینان میدهد که کاربران میتوانند به سرعت عملکرد دکمه را درک کنند.
۲. از افعال عمل به عنوان برچسب دکمه استفاده کنید.
برچسبهای دکمهها به کاربران انگیزه میدهند تا اقدام کنند. همیشه از برچسبهای دکمهای استفاده کنید که برای کاربر واضح و معنادار باشد.
۳. از دکمه های غیرفعال استفاده نکنید.
دکمههای غیرفعال جریان تعامل را میشکنند.
از استفاده از دکمه غیرفعال خودداری کنید زیرا یافتن دلیل غیرفعال بودن و اینکه چه کاری باید برای فعال کردن آن انجام شود دشوار است.
۴. دکمهها را کنار هم قرار دهید.
وجود دکمهها در کنار هم امکان تصمیمگیری سریعتر را فراهم میکند زیرا کاربران میتوانند گزینهها را در یک نگاه مقایسه کنند. انباشته شدن عمودی میتواند ناخواسته یک سلسله مراتب درک شده ایجاد کند و باعث شود که یک دکمه مهمتر از دیگری به نظر برسد.
۵. دکمه اقدام اولیه را برجسته کنید.
با طراحی تصویری قویتر، دکمه اکشن اولیه را در صفحه برجسته کنید. این میتواند شامل وزن بصری، رنگ، اندازه و محل قرارگیری آن باشد.
قرار دادن دکمه اکشن اولیه بسیار مهم است. باید در جایی قرار گیرد که کاربران انتظار آن را دارند.
۶. از طراحی استاندارد دکمه استفاده کنید.
دکمهها باید شبیه دکمههای استاندارد باشند. استفاده از اشکال و سبکهای غیرمعمول باعث سردرگمی کاربران میشود. پیروی از طراحیهای استاندارد دکمهها، سازگاری را در بین برنامهها، وبسایتها و پلتفرمهای مختلف حفظ میکند.
۷. از دو آیکون در یک دکمه استفاده نکنید.
هر آیکون در یک دکمه معنای بصری خود را دارد و استفاده از دو آیکون میتواند ابهام ایجاد کند. کاربران ممکن است برای درک اینکه کدام نماد عملکرد دکمه را نشان میدهد، مشکل داشته باشند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم #دکمه
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
7 Simple Button Design Tips That Make a Big Impact
While working on design projects, I have developed a set of practical tips that help me maintain design standards throughout the process.
👍7❤2
بله، دیزاین میتواند شما را از هزینه کردن میلیونها تومان نجات دهد!
نه، این یک انتخاب nice to have نیست. کیس استادی تاثیر مالی تصمیمهای دیزاینی هوشمندانه در سیستمهای پرداخت
دیزاین مناسب در سیستمهای پیچیده، بهویژه در فینتک، فراتر از یک انتخاب زیباییشناسی است؛ بلکه ضرورتی است که میتواند خطاها را کاهش داده و سودآوری را افزایش دهد. در سیستمهای پرداخت، دیزاین ضعیف میتواند موجب نارضایتی کاربران و بروز خطاهای پرهزینه عملیاتی شود. برای نمونه، یک سیستم مسیریابی پرداخت با دیزاین مناسب، پردازش دادهها و تراکنشها را کارآمدتر میکند و احتمال خطاهای پرداخت را به حداقل میرساند. استفاده از رابطهای واضح و قابل فهم مانند «سیستم گرهای بوممحور» جریانهای پیچیده مسیریابی را به چیدمانهای بصری و قابل مدیریت تبدیل کرده، و بار شناختی کاربران را کاهش میدهد و امکان سفارشیسازی و جلوگیری از خطا را فراهم میکند.
این رویکرد بصری به شرکتها اجازه میدهد که مسیریابی پرداختها را به سادگی تنظیم و بهینه کنند. به جای تکیه بر فهرستهای طولانی یا رابطهای سنگین کدنویسی، کاربران میتوانند قوانین مسیریابی را بهصورت بصری به هم متصل کنند، که فهم و رفع مشکلات تنظیماتشان را آسانتر میکند. ویژگیهایی مانند nodeهای تست A/B امکان مقایسهی آنی بین گزینههای مسیریابی را فراهم کرده و به شرکتها اجازه میدهد مسیرهای بهینهتری از نظر هزینه و موفقیت را آزمایش کنند. با ارائه دادههای مرتبط با هر تست، سیستم کاربران را به تصمیمگیری آگاهانه بر اساس معیارهایی مانند موفقیت تراکنش و صرفهجویی هزینهها ترغیب میکند.
انعطافپذیری کاربران اهمیت زیادی دارد و سیستم بوممحور نیازهای کاربران فنی و همچنین افرادی که به رابطهای سنتی عادت دارند را برآورده میکند. در حالی که برخی کاربران ممکن است نمایش بصری نوآورانه بوم را ترجیح دهند، دیگران ممکن است برای مقایسههای کلی راحتتر به یک قالب فهرست کلاسیک تکیه کنند. با ارائه گزینههای هر دو نمایش، شرکتها تضمین میکنند که کاربران میتوانند دیدگاهی را انتخاب کنند که بهترین انطباق را با نیازهایشان داشته باشد و در نتیجه تجربهی کاربری ارتقا یافته و ابزار مورد پذیرش کاربران مختلف قرار گیرد.
علاوه بر این، ابزارهای حل خودکار تناقض در این دیزاین، به طور خودکار تضادهای قوانین را رفع کرده و بدون نیاز به مداخلهی دستی، بهرهوری مسیریابی را بهبود میبخشند. برای مثال، اگر دو قانون با هم تضاد داشته باشند، سیستم میتواند تحلیل کند که کدام قانون بر اساس معیارهایی مانند نرخ موفقیت و هزینهها نتیجهی بهتری خواهد داشت. این ویژگی، بار روی کاربران را کاهش داده و از بروز خطاهای پرهزینه جلوگیری میکند و به بهبود کارایی و سودآوری کلی سیستم کمک میکند.
در نهایت، این مورد نشان میدهد که سرمایهگذاری در طراحی میتواند بازده مالی چشمگیری داشته باشد، با جلوگیری از خطاها و بهبود نتایج تراکنشها. شرکتها نه تنها از دقت و کارایی بالاتر بهرهمند میشوند، بلکه رضایت و وفاداری بیشتر کاربران را نیز به دست میآورند. در محیطهای پیچیدهی فینتک، دیزاین خوب میتواند یک شرکت را متمایز کند و نشان دهد که تصمیمات دیزاینی نقشی اساسی در موفقیت تجاری دارند و نباید بهعنوان تزئین صرف در نظر گرفته شوند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#design_thinking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
نه، این یک انتخاب nice to have نیست. کیس استادی تاثیر مالی تصمیمهای دیزاینی هوشمندانه در سیستمهای پرداخت
دیزاین مناسب در سیستمهای پیچیده، بهویژه در فینتک، فراتر از یک انتخاب زیباییشناسی است؛ بلکه ضرورتی است که میتواند خطاها را کاهش داده و سودآوری را افزایش دهد. در سیستمهای پرداخت، دیزاین ضعیف میتواند موجب نارضایتی کاربران و بروز خطاهای پرهزینه عملیاتی شود. برای نمونه، یک سیستم مسیریابی پرداخت با دیزاین مناسب، پردازش دادهها و تراکنشها را کارآمدتر میکند و احتمال خطاهای پرداخت را به حداقل میرساند. استفاده از رابطهای واضح و قابل فهم مانند «سیستم گرهای بوممحور» جریانهای پیچیده مسیریابی را به چیدمانهای بصری و قابل مدیریت تبدیل کرده، و بار شناختی کاربران را کاهش میدهد و امکان سفارشیسازی و جلوگیری از خطا را فراهم میکند.
این رویکرد بصری به شرکتها اجازه میدهد که مسیریابی پرداختها را به سادگی تنظیم و بهینه کنند. به جای تکیه بر فهرستهای طولانی یا رابطهای سنگین کدنویسی، کاربران میتوانند قوانین مسیریابی را بهصورت بصری به هم متصل کنند، که فهم و رفع مشکلات تنظیماتشان را آسانتر میکند. ویژگیهایی مانند nodeهای تست A/B امکان مقایسهی آنی بین گزینههای مسیریابی را فراهم کرده و به شرکتها اجازه میدهد مسیرهای بهینهتری از نظر هزینه و موفقیت را آزمایش کنند. با ارائه دادههای مرتبط با هر تست، سیستم کاربران را به تصمیمگیری آگاهانه بر اساس معیارهایی مانند موفقیت تراکنش و صرفهجویی هزینهها ترغیب میکند.
انعطافپذیری کاربران اهمیت زیادی دارد و سیستم بوممحور نیازهای کاربران فنی و همچنین افرادی که به رابطهای سنتی عادت دارند را برآورده میکند. در حالی که برخی کاربران ممکن است نمایش بصری نوآورانه بوم را ترجیح دهند، دیگران ممکن است برای مقایسههای کلی راحتتر به یک قالب فهرست کلاسیک تکیه کنند. با ارائه گزینههای هر دو نمایش، شرکتها تضمین میکنند که کاربران میتوانند دیدگاهی را انتخاب کنند که بهترین انطباق را با نیازهایشان داشته باشد و در نتیجه تجربهی کاربری ارتقا یافته و ابزار مورد پذیرش کاربران مختلف قرار گیرد.
علاوه بر این، ابزارهای حل خودکار تناقض در این دیزاین، به طور خودکار تضادهای قوانین را رفع کرده و بدون نیاز به مداخلهی دستی، بهرهوری مسیریابی را بهبود میبخشند. برای مثال، اگر دو قانون با هم تضاد داشته باشند، سیستم میتواند تحلیل کند که کدام قانون بر اساس معیارهایی مانند نرخ موفقیت و هزینهها نتیجهی بهتری خواهد داشت. این ویژگی، بار روی کاربران را کاهش داده و از بروز خطاهای پرهزینه جلوگیری میکند و به بهبود کارایی و سودآوری کلی سیستم کمک میکند.
در نهایت، این مورد نشان میدهد که سرمایهگذاری در طراحی میتواند بازده مالی چشمگیری داشته باشد، با جلوگیری از خطاها و بهبود نتایج تراکنشها. شرکتها نه تنها از دقت و کارایی بالاتر بهرهمند میشوند، بلکه رضایت و وفاداری بیشتر کاربران را نیز به دست میآورند. در محیطهای پیچیدهی فینتک، دیزاین خوب میتواند یک شرکت را متمایز کند و نشان دهد که تصمیمات دیزاینی نقشی اساسی در موفقیت تجاری دارند و نباید بهعنوان تزئین صرف در نظر گرفته شوند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#design_thinking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Yes, design can save you millions
No, it’s not “nice to have”. A case study of the financial impact of smart design decisions in payment systems.
❤2👍2
چگونه airbnb اعتماد را از طریق طراحی ایجاد میکند؟
▫️در تدتاک جو گبیا با عنوان "چگونه airbnb اعتماد را از طریق طراحی ایجاد میکند"، او به مسائلی میپردازد که Airbnb در اوایل راهاندازی با آنها روبهرو بود، بهویژه مشکلاتی که کاربران برای اعتماد به این پلتفرم و ایده میزبانی یا اقامت در خانههای دیگران داشتند.
گبیا توضیح میدهد که یکی از بزرگترین چالشهای Airbnb، ایجاد حس اعتماد میان افراد ناشناس بود، زیرا بهطور طبیعی مردم تمایلی به میزبانی یا اقامت در خانههای دیگران ندارند.
▫️برای حل این چالش، Airbnb بر اهمیت طراحی در کاهش اضطراب کاربران تمرکز کرد. یکی از اصلیترین ویژگیهایی که به ایجاد اعتماد کمک کرد، سیستم بازخورد و نقد و بررسی بود. این سیستم به کاربران اجازه میداد تجربههای خود را از میزبان یا مهمان خود به اشتراک بگذارند و اطلاعات شفافی از گذشته و نظرات دیگران دریافت کنند. به این ترتیب، افراد با اطمینان بیشتری از میزبانها یا مهمانهای احتمالی خود آگاه میشدند.
▫️گبیا همچنین بر تاثیر طراحی دقیق در ایجاد احساس راحتی و امنیت تأکید میکند. Airbnb در طراحی خود به جزئیات توجه زیادی کرد، از جمله استفاده از تصاویر واقعی و قابل اعتماد از خانهها و افزودن اطلاعات کامل درباره میزبانها و مهمانها. این جزئیات در طراحی باعث شد تا تجربه کاربران بهبود پیدا کند و آنها راحتتر به استفاده از این پلتفرم ترغیب شوند.
▫️جو گبیا این مفهوم را که "اعتماد میتواند طراحی شود" به وضوح در این سخنرانی بیان میکند و به نمونههایی از مراحل طراحی اشاره میکند که به Airbnb کمک کرده تا افراد بیشتری را به استفاده از این پلتفرم جذب کند و در عین حال آنها را از امنیت و اطمینان لازم برای میزبانی یا اقامت مطمئن سازد.
▫️این تدتاک به خوبی نشان میدهد که چطور طراحی مناسب میتواند حتی موانع روانی مانند عدم اعتماد را کاهش دهد و یک تجربه کاربری مثبت و سازنده ایجاد کند. برای دیدن ویدئوی کامل میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربر #روانشناسی
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در تدتاک جو گبیا با عنوان "چگونه airbnb اعتماد را از طریق طراحی ایجاد میکند"، او به مسائلی میپردازد که Airbnb در اوایل راهاندازی با آنها روبهرو بود، بهویژه مشکلاتی که کاربران برای اعتماد به این پلتفرم و ایده میزبانی یا اقامت در خانههای دیگران داشتند.
گبیا توضیح میدهد که یکی از بزرگترین چالشهای Airbnb، ایجاد حس اعتماد میان افراد ناشناس بود، زیرا بهطور طبیعی مردم تمایلی به میزبانی یا اقامت در خانههای دیگران ندارند.
▫️برای حل این چالش، Airbnb بر اهمیت طراحی در کاهش اضطراب کاربران تمرکز کرد. یکی از اصلیترین ویژگیهایی که به ایجاد اعتماد کمک کرد، سیستم بازخورد و نقد و بررسی بود. این سیستم به کاربران اجازه میداد تجربههای خود را از میزبان یا مهمان خود به اشتراک بگذارند و اطلاعات شفافی از گذشته و نظرات دیگران دریافت کنند. به این ترتیب، افراد با اطمینان بیشتری از میزبانها یا مهمانهای احتمالی خود آگاه میشدند.
▫️گبیا همچنین بر تاثیر طراحی دقیق در ایجاد احساس راحتی و امنیت تأکید میکند. Airbnb در طراحی خود به جزئیات توجه زیادی کرد، از جمله استفاده از تصاویر واقعی و قابل اعتماد از خانهها و افزودن اطلاعات کامل درباره میزبانها و مهمانها. این جزئیات در طراحی باعث شد تا تجربه کاربران بهبود پیدا کند و آنها راحتتر به استفاده از این پلتفرم ترغیب شوند.
▫️جو گبیا این مفهوم را که "اعتماد میتواند طراحی شود" به وضوح در این سخنرانی بیان میکند و به نمونههایی از مراحل طراحی اشاره میکند که به Airbnb کمک کرده تا افراد بیشتری را به استفاده از این پلتفرم جذب کند و در عین حال آنها را از امنیت و اطمینان لازم برای میزبانی یا اقامت مطمئن سازد.
▫️این تدتاک به خوبی نشان میدهد که چطور طراحی مناسب میتواند حتی موانع روانی مانند عدم اعتماد را کاهش دهد و یک تجربه کاربری مثبت و سازنده ایجاد کند. برای دیدن ویدئوی کامل میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربر #روانشناسی
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
How Airbnb designs for trust
Joe Gebbia, the co-founder of Airbnb, bet his whole company on the belief that people can trust each other enough to stay in one another's homes. How did he overcome the stranger-danger bias? Through good design. Now, 123 million hosted nights (and counting)…
👍7❤6
چگونه اعتماد به نفس خلاق خود را بسازیم.
▫️در تدتاک "چگونه اعتماد به نفس خلاق خود را بسازیم"، دیوید کلی به موضوعی میپردازد که بسیاری از ما با آن مواجه شدهایم: ترس از خلاقیت و نگرانی از قضاوت دیگران. او داستانی از دوران کودکیاش تعریف میکند، جایی که دید چطور یکی از دوستانش به دلیل یک انتقاد ساده، از انجام کارهای خلاقانه فاصله گرفت. این تجربه به کلی نشان داد که ترس از اشتباه و قضاوت میتواند خیلی سریع اعتماد به نفس خلاقانه افراد را از بین ببرد.
▫️کلی در این تدتاک تاکید میکند که همه ما توانایی خلاقیت داریم، اما بسیاری به دلیل همین ترسها آن را سرکوب کردهاند. او از تجربهاش در آموزش طراحی و تجربه کار در شرکت IDEO میگوید و توضیح میدهد که با تکنیکهایی مانند "تسلط هدایتشده" میتوان ترسها را کنار گذاشت. این روش که از روانشناس معروف آلبرت بندورا الهام گرفته شده، به افراد کمک میکند تا از طریق مجموعهای از موفقیتهای کوچک و هدفمند، ترسهایشان را به تدریج از بین ببرند و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند.
▫️کلی از ما دعوت میکند که با شجاعت به خلاقیت خود فرصت دهیم، شکستها را تجربه کنیم و به تدریج این مهارت را تقویت کنیم. او باور دارد که خلاقیت فقط در افراد خاصی نیست، بلکه همگی ما توانایی خلاقیت داریم و میتوانیم با تمرین و کسب تجربه آن را در زندگی خود به کار بگیریم.
این تدتاک برای هر کسی که به دنبال پرورش اعتماد به نفس و خلاقیت درونیاش است، یک منبع الهامبخش و آموزنده است. برای دیدن این تدتاک و شنیدن صحبتهای بیشتر از دیوید کلی میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان تدتاک: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در تدتاک "چگونه اعتماد به نفس خلاق خود را بسازیم"، دیوید کلی به موضوعی میپردازد که بسیاری از ما با آن مواجه شدهایم: ترس از خلاقیت و نگرانی از قضاوت دیگران. او داستانی از دوران کودکیاش تعریف میکند، جایی که دید چطور یکی از دوستانش به دلیل یک انتقاد ساده، از انجام کارهای خلاقانه فاصله گرفت. این تجربه به کلی نشان داد که ترس از اشتباه و قضاوت میتواند خیلی سریع اعتماد به نفس خلاقانه افراد را از بین ببرد.
▫️کلی در این تدتاک تاکید میکند که همه ما توانایی خلاقیت داریم، اما بسیاری به دلیل همین ترسها آن را سرکوب کردهاند. او از تجربهاش در آموزش طراحی و تجربه کار در شرکت IDEO میگوید و توضیح میدهد که با تکنیکهایی مانند "تسلط هدایتشده" میتوان ترسها را کنار گذاشت. این روش که از روانشناس معروف آلبرت بندورا الهام گرفته شده، به افراد کمک میکند تا از طریق مجموعهای از موفقیتهای کوچک و هدفمند، ترسهایشان را به تدریج از بین ببرند و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند.
▫️کلی از ما دعوت میکند که با شجاعت به خلاقیت خود فرصت دهیم، شکستها را تجربه کنیم و به تدریج این مهارت را تقویت کنیم. او باور دارد که خلاقیت فقط در افراد خاصی نیست، بلکه همگی ما توانایی خلاقیت داریم و میتوانیم با تمرین و کسب تجربه آن را در زندگی خود به کار بگیریم.
این تدتاک برای هر کسی که به دنبال پرورش اعتماد به نفس و خلاقیت درونیاش است، یک منبع الهامبخش و آموزنده است. برای دیدن این تدتاک و شنیدن صحبتهای بیشتر از دیوید کلی میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان تدتاک: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
How to build your creative confidence
Is your school or workplace divided between the "creatives" versus the practical people? Yet surely, David Kelley suggests, creativity is not the domain of only a chosen few. Telling stories from his legendary design career and his own life, he offers ways…
👍7❤5
زمان آن رسیده که نحوه تفکرمان را بازطراحی کنیم!
طی ۵۰ سال گذشته، رویکردی جدید در تفکر، بر اساس همدلی، خوشبینی، تکرار و همکاری شکل گرفته که به شکلی مؤثر شکافهای موجود در نحوه تفکر ما را پر میکند. این رویکرد که تفکر طراحی نام دارد، پتانسیل آن را دارد که برای قرن ۲۱ به اندازهای که روش علمی در قرنهای گذشته موثر بود، تأثیرگذار باشد. با این حال، برای اینکه تفکر طراحی نقشی همگانی و استاندارد پیدا کند، لازم است در برنامه درسی مدارس گنجانده شود.
در حالی که تفکر طراحی در صنعت و دانشگاهها از گوگل تا استنفورد پذیرفته شده، هنوز در آموزش عمومی جای خود را پیدا نکرده است. این روش به دلیل حل مشکلات رایج مانند کار گروهی ایزوله، چارچوببندی ضعیف مسائل و فقدان تکرار از طریق تاکید بر همکاری و رویکردهای انسان محور مورد توجه قرار گرفته است. بر خلاف روشهای سنتی، تفکر طراحی بر حل مسأله فراگیر و اصلاح مداوم تمرکز دارد که باعث میشود دیزاینرها از راهکارهای ناپخته اجتناب کنند.
تفکر طراحی فراتر از یک رویکرد، یک تغییر ذهنی است. همانطور که روش علمی، ارزشهای دقت و شکگرایی را به ما آموخت، تفکر طراحی نیز خلاقیت، همدلی و همکاری را ایجاد میکند. این تغییر نه تنها بر نحوه حل مسائل، بلکه بر درک و ارتباط ما با جهان تأثیر میگذارد، همانطور که در مدیریت همهگیری COVID-19 نیز مشاهده شد. در جایی که علم راههای درمانی ارائه میدهد، تفکر طراحی میتواند تاثیرات انسانی مثل در دسترس بودن واکسن و مراقبت همدلانه از بیمار را مورد توجه قرار دهد.
تلاشها برای آوردن تفکر طراحی به مدارس امیدوارکننده است و برخی از برنامههای نوآورانه K-12 هماکنون در حال اجرا هستند. آزمایشهای اولیه نشان دادهاند که این روش به راحتی در مقیاس گسترده قابل اجراست و به دانشآموزان چارچوبی را میدهد که میتوانند برای مواجهه با مسائل دنیای واقعی بارها و بارها استفاده کنند، همانطور که پرسو جوی علمی تفکر نقادانه را شکل میدهد.
گسترش تفکر طراحی در آموزش عمومی نیازمند مشارکت دانشآموزان، اجرای آزمایشی در مقیاس کوچک و دخیل کردن تمامی ذینفعان آموزشی است. والدین، معلمان و سیاستگذاران در ترویج این چارچوب حل مسئله نقشی حیاتی دارند و میتوانند اطمینان حاصل کنند که تفکر طراحی، ذهنیت و مهارتهای مورد نیاز برای نیروی کار امروز و فردا را فراهم میکند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#design_thinking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طی ۵۰ سال گذشته، رویکردی جدید در تفکر، بر اساس همدلی، خوشبینی، تکرار و همکاری شکل گرفته که به شکلی مؤثر شکافهای موجود در نحوه تفکر ما را پر میکند. این رویکرد که تفکر طراحی نام دارد، پتانسیل آن را دارد که برای قرن ۲۱ به اندازهای که روش علمی در قرنهای گذشته موثر بود، تأثیرگذار باشد. با این حال، برای اینکه تفکر طراحی نقشی همگانی و استاندارد پیدا کند، لازم است در برنامه درسی مدارس گنجانده شود.
در حالی که تفکر طراحی در صنعت و دانشگاهها از گوگل تا استنفورد پذیرفته شده، هنوز در آموزش عمومی جای خود را پیدا نکرده است. این روش به دلیل حل مشکلات رایج مانند کار گروهی ایزوله، چارچوببندی ضعیف مسائل و فقدان تکرار از طریق تاکید بر همکاری و رویکردهای انسان محور مورد توجه قرار گرفته است. بر خلاف روشهای سنتی، تفکر طراحی بر حل مسأله فراگیر و اصلاح مداوم تمرکز دارد که باعث میشود دیزاینرها از راهکارهای ناپخته اجتناب کنند.
تفکر طراحی فراتر از یک رویکرد، یک تغییر ذهنی است. همانطور که روش علمی، ارزشهای دقت و شکگرایی را به ما آموخت، تفکر طراحی نیز خلاقیت، همدلی و همکاری را ایجاد میکند. این تغییر نه تنها بر نحوه حل مسائل، بلکه بر درک و ارتباط ما با جهان تأثیر میگذارد، همانطور که در مدیریت همهگیری COVID-19 نیز مشاهده شد. در جایی که علم راههای درمانی ارائه میدهد، تفکر طراحی میتواند تاثیرات انسانی مثل در دسترس بودن واکسن و مراقبت همدلانه از بیمار را مورد توجه قرار دهد.
تلاشها برای آوردن تفکر طراحی به مدارس امیدوارکننده است و برخی از برنامههای نوآورانه K-12 هماکنون در حال اجرا هستند. آزمایشهای اولیه نشان دادهاند که این روش به راحتی در مقیاس گسترده قابل اجراست و به دانشآموزان چارچوبی را میدهد که میتوانند برای مواجهه با مسائل دنیای واقعی بارها و بارها استفاده کنند، همانطور که پرسو جوی علمی تفکر نقادانه را شکل میدهد.
گسترش تفکر طراحی در آموزش عمومی نیازمند مشارکت دانشآموزان، اجرای آزمایشی در مقیاس کوچک و دخیل کردن تمامی ذینفعان آموزشی است. والدین، معلمان و سیاستگذاران در ترویج این چارچوب حل مسئله نقشی حیاتی دارند و میتوانند اطمینان حاصل کنند که تفکر طراحی، ذهنیت و مهارتهای مورد نیاز برای نیروی کار امروز و فردا را فراهم میکند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#design_thinking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
It’s Time to Re-Design How We Think
Over the last 50+ years, a new way of thinking has been growing in popularity. Centered around essential human capacities — empathy…
👍7❤3
آینده برندینگ شخصی است
▫️در این تدتاک talaya waller تأکید میکند که آینده برندینگ به سمت ارتباطات شخصی و احساسی با مخاطبان حرکت میکند. او توضیح میدهد که در دنیای پر از انتخابهای مختلف، برندهایی موفق خواهند بود، که میتوانند روابطی عمیق و انسانی با مشتریان خود برقرار کنند. برندها باید از روشهای بازاریابی سنتی و غیرشخصی فاصله بگیرند و به جای تمرکز صرف بر روی ویژگیهای محصول، بیشتر بر احساسات و تجربیات عاطفی مشتریان تمرکز کنند.
▫️او اشاره میکند که مصرفکنندگان امروز به دنبال برندهایی هستند که با آنها ارتباطی صمیمانه برقرار کنند و احساس کنند که برند به نیازهای احساسی و اجتماعی آنها توجه دارد. این نوع برندینگ موجب میشود که برندها از رقبا متمایز شوند و وفاداری مشتریان را جذب کنند. برندهایی که بتوانند داستانهای واقعی و انسانی بسازند، نه تنها در ذهن مشتریان باقی میمانند بلکه بهعنوان بخشی از زندگی آنها نیز جای میگیرند.
▫️او همچنین به این نکته اشاره میکند که برندها باید از صرفاً فروش محصول عبور کنند و به تجربه و احساس مشتری توجه بیشتری داشته باشند. او نمونههایی از برندهای موفق مانند نایک و اپل میآورد که با استفاده از رویکردهای احساسی و انسانی در تبلیغات و استراتژیهای برندینگ خود توانستهاند ارتباط عمیقی با مخاطبان برقرار کنند.
▫️در نهایت، او پیشنهاد میدهد که برندها باید خود را بهعنوان شرکای عاطفی مشتریان معرفی کنند و در دنیای پررقابت امروز، روابط شخصی و واقعی میتواند کلید موفقیت برندها باشد. این نوع برندینگ میتواند علاوه بر ایجاد ارتباطات پایدار، باعث تمایز برند در بازارهای شلوغ شود.
برای مشاهده این تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#طراحی_محصول
#product_design
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در این تدتاک talaya waller تأکید میکند که آینده برندینگ به سمت ارتباطات شخصی و احساسی با مخاطبان حرکت میکند. او توضیح میدهد که در دنیای پر از انتخابهای مختلف، برندهایی موفق خواهند بود، که میتوانند روابطی عمیق و انسانی با مشتریان خود برقرار کنند. برندها باید از روشهای بازاریابی سنتی و غیرشخصی فاصله بگیرند و به جای تمرکز صرف بر روی ویژگیهای محصول، بیشتر بر احساسات و تجربیات عاطفی مشتریان تمرکز کنند.
▫️او اشاره میکند که مصرفکنندگان امروز به دنبال برندهایی هستند که با آنها ارتباطی صمیمانه برقرار کنند و احساس کنند که برند به نیازهای احساسی و اجتماعی آنها توجه دارد. این نوع برندینگ موجب میشود که برندها از رقبا متمایز شوند و وفاداری مشتریان را جذب کنند. برندهایی که بتوانند داستانهای واقعی و انسانی بسازند، نه تنها در ذهن مشتریان باقی میمانند بلکه بهعنوان بخشی از زندگی آنها نیز جای میگیرند.
▫️او همچنین به این نکته اشاره میکند که برندها باید از صرفاً فروش محصول عبور کنند و به تجربه و احساس مشتری توجه بیشتری داشته باشند. او نمونههایی از برندهای موفق مانند نایک و اپل میآورد که با استفاده از رویکردهای احساسی و انسانی در تبلیغات و استراتژیهای برندینگ خود توانستهاند ارتباط عمیقی با مخاطبان برقرار کنند.
▫️در نهایت، او پیشنهاد میدهد که برندها باید خود را بهعنوان شرکای عاطفی مشتریان معرفی کنند و در دنیای پررقابت امروز، روابط شخصی و واقعی میتواند کلید موفقیت برندها باشد. این نوع برندینگ میتواند علاوه بر ایجاد ارتباطات پایدار، باعث تمایز برند در بازارهای شلوغ شود.
برای مشاهده این تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#طراحی_محصول
#product_design
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
The Future of Branding is Personal
Did you know the average employee has ten times the amount of followers as their company on social media? In a post-recession economy where innovation continues to disrupt the way we do business, corporations have turned to personal branding to help build…
👍8❤3👎1
من ۱۰۰ رزومه را برای یک شغل طراح تجربه بررسی کردم و تنها ۸ رزومه موفق شدند!
با توجه به حجم دریافت رزومههایی که از طرف متقاضیان شغلی فرستاده میشود، شش معیار اساسی برای ارزیابی رزومهها در نظر گرفته میشود:
۱. اشتباهات تایپی و گرامری مکرر
تیم UX دائماً درگیر مسائل مربوط به نوشتن است. ما مسئول ارائه تجزیه و تحلیل تحقیقات، گزارشهای استراتژی و حتی محتوای واقعی برای وایرفریم هستیم.
امروزه ابزارهایی مانند ChatGPT میتوانند در تصحیح به شما کمک کنند و جایی برای بهانهگیری در مورد اسناد ضعیف باقی نمیگذارند.
۲. خوانایی ضعیف
انتخابهای چیدمان، مانند متراکم بودن بیش از حد، استفاده از حروف کوچک و نداشتن فاصله مناسب، عدم درک راحتی خواننده را نشان میدهد.
اگر یک رزومه ساختار ضعیفی داشته باشد و خواندن آن دشوار باشد، شک و تردیدهایی را در مورد کیفیت خروجیهای آنها مانند اسناد و فریمهای سیمی ایجاد میکند.
۳. سوابق کاری نامفهوم
یک چالش رایج که اغلب در بین متقاضیان با تجربه کاری محدود مشاهده میشود، ارائه نامشخص سابقه اشتغال آنها است. آنها اغلب مطالعات موردی، پروژههای شخصی یا جانبی، کارآموزی و تجربیات واقعی کاری در شرکت ها را با هم ترکیب میکنند.
۴. آدرس نمونه کارها موجود نیست
اگر رزومه به اندازه کافی مناسب است، وقت آن است که نمونه کارها را بررسی کنید. با این حال، مواردی وجود داشت که نتوانستم پیوند نمونه کارها را در رزومه پیدا کنم.
برخی از متقاضیان ممکن است آن را در جای دیگری پیوست کرده باشند یا قصد دارند بعداً آن را به اشتراک بگذارند. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که طرف استخدام کننده باید بیش از ۱۰۰ رزومه را بررسی کند، و تماس با هر متقاضی به صورت جداگانه برای به دست آوردن نمونه کارها غیرعملی است.
۵. عدم همسویی با موقعیت
اگر برای یک شغل UX درخواست میدهید، نمونه کار شما باید مهارتهای داستان سرایی را نشان دهد نه صرفاً نمایش خروجیها. مهم است که فرآیند فکر خود را به نمایش بگذارید، از جمله نحوه برخورد با مشکلات، کشف فضای مشکل، شناسایی مسائل مهم، به کارگیری یافتههای تحقیق در طراحی خود و برجسته کردن آنچه در طول فرآیند یاد گرفتهاید.
۶. تغییرات شغلی بیش از حد مکرر
استخدام کاندیدهایی که سابقه تغییر شغل مکرر دارند، به ویژه آنهایی که در عرض سه ماه سمت خود را ترک میکنند، به دلیل خطرات و هزینههای احتمالی مرتبط با استخدام مجدد، بسیار دشوار است.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیر_شغلی #رزومه
@Dexign فلسفه دیزاین
______
با توجه به حجم دریافت رزومههایی که از طرف متقاضیان شغلی فرستاده میشود، شش معیار اساسی برای ارزیابی رزومهها در نظر گرفته میشود:
۱. اشتباهات تایپی و گرامری مکرر
تیم UX دائماً درگیر مسائل مربوط به نوشتن است. ما مسئول ارائه تجزیه و تحلیل تحقیقات، گزارشهای استراتژی و حتی محتوای واقعی برای وایرفریم هستیم.
امروزه ابزارهایی مانند ChatGPT میتوانند در تصحیح به شما کمک کنند و جایی برای بهانهگیری در مورد اسناد ضعیف باقی نمیگذارند.
۲. خوانایی ضعیف
انتخابهای چیدمان، مانند متراکم بودن بیش از حد، استفاده از حروف کوچک و نداشتن فاصله مناسب، عدم درک راحتی خواننده را نشان میدهد.
اگر یک رزومه ساختار ضعیفی داشته باشد و خواندن آن دشوار باشد، شک و تردیدهایی را در مورد کیفیت خروجیهای آنها مانند اسناد و فریمهای سیمی ایجاد میکند.
۳. سوابق کاری نامفهوم
یک چالش رایج که اغلب در بین متقاضیان با تجربه کاری محدود مشاهده میشود، ارائه نامشخص سابقه اشتغال آنها است. آنها اغلب مطالعات موردی، پروژههای شخصی یا جانبی، کارآموزی و تجربیات واقعی کاری در شرکت ها را با هم ترکیب میکنند.
۴. آدرس نمونه کارها موجود نیست
اگر رزومه به اندازه کافی مناسب است، وقت آن است که نمونه کارها را بررسی کنید. با این حال، مواردی وجود داشت که نتوانستم پیوند نمونه کارها را در رزومه پیدا کنم.
برخی از متقاضیان ممکن است آن را در جای دیگری پیوست کرده باشند یا قصد دارند بعداً آن را به اشتراک بگذارند. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که طرف استخدام کننده باید بیش از ۱۰۰ رزومه را بررسی کند، و تماس با هر متقاضی به صورت جداگانه برای به دست آوردن نمونه کارها غیرعملی است.
۵. عدم همسویی با موقعیت
اگر برای یک شغل UX درخواست میدهید، نمونه کار شما باید مهارتهای داستان سرایی را نشان دهد نه صرفاً نمایش خروجیها. مهم است که فرآیند فکر خود را به نمایش بگذارید، از جمله نحوه برخورد با مشکلات، کشف فضای مشکل، شناسایی مسائل مهم، به کارگیری یافتههای تحقیق در طراحی خود و برجسته کردن آنچه در طول فرآیند یاد گرفتهاید.
۶. تغییرات شغلی بیش از حد مکرر
استخدام کاندیدهایی که سابقه تغییر شغل مکرر دارند، به ویژه آنهایی که در عرض سه ماه سمت خود را ترک میکنند، به دلیل خطرات و هزینههای احتمالی مرتبط با استخدام مجدد، بسیار دشوار است.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیر_شغلی #رزومه
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
I reviewed 100 resumes for a UX job, and only 8 made the cut
Curious to learn how the hiring side screens UX applicants? Here are 6 criteria I used for a fair and systematic process.
👍15❤4
چگونه شرکتی بسازیم که بهترین ایدهها در آن برنده شوند؟
▫️در این تدتاک، ری دالیو، بنیانگذار Bridgewater Associates، مفهوم "idea meritocracy" یا "دموکراسی ایدهها" را معرفی میکند. او توضیح میدهد که در این مدل، هر ایدهای صرفاً بر اساس شایستگی و کیفیت آن ارزیابی میشود و نه بر اساس مقام یا سابقه افراد. این رویکرد به سازمانها این امکان را میدهد که از بهترین ایدهها، صرفنظر از منبع آنها، بهرهبرداری کنند.
▫️دالیو معتقد است که برای ایجاد چنین سیستمی، سازمانها باید فرهنگ شفافیت و بازخورد دائمی را پیادهسازی کنند. این یعنی اعضای تیم باید بدون ترس از انتقاد، نظرات خود را بیان کنند و با تحلیل دادهها و شواهد، تصمیمات اتخاذ شوند. در این روند، هیچ فردی نمیتواند فقط به دلیل مقام خود بر تصمیمات غالب باشد؛ بلکه ارزش و شایستگی ایدهها است که تعیینکننده است.
▫️او همچنین به اهمیت سیستمهای ارزیابی اشاره میکند که به هر فرد اجازه میدهد ایدههای خود را مطرح کرده و بر اساس قابلیتها و شایستگیهایشان ارزیابی شوند. دالیو توضیح میدهد که این سیستم میتواند با استفاده از تکنولوژی و ابزارهای تحلیل داده، به یک فضای رقابتی و نوآورانه تبدیل شود.
▫️این تدتاک به افراد و مدیرانی که در پی ایجاد محیطی مبتنی بر شفافیت، شایستگی و نوآوری هستند، کمک میکند تا فرهنگ سازمانی خود را تغییر دهند و بهرهوری و خلاقیت را به حداکثر برسانند. این مفهوم برای سازمانهایی که به دنبال رشد پایدار و موفقیت بلندمدت هستند، ارزشمند است.
برای مشاهده کامل تدتاک به «لینک »مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در این تدتاک، ری دالیو، بنیانگذار Bridgewater Associates، مفهوم "idea meritocracy" یا "دموکراسی ایدهها" را معرفی میکند. او توضیح میدهد که در این مدل، هر ایدهای صرفاً بر اساس شایستگی و کیفیت آن ارزیابی میشود و نه بر اساس مقام یا سابقه افراد. این رویکرد به سازمانها این امکان را میدهد که از بهترین ایدهها، صرفنظر از منبع آنها، بهرهبرداری کنند.
▫️دالیو معتقد است که برای ایجاد چنین سیستمی، سازمانها باید فرهنگ شفافیت و بازخورد دائمی را پیادهسازی کنند. این یعنی اعضای تیم باید بدون ترس از انتقاد، نظرات خود را بیان کنند و با تحلیل دادهها و شواهد، تصمیمات اتخاذ شوند. در این روند، هیچ فردی نمیتواند فقط به دلیل مقام خود بر تصمیمات غالب باشد؛ بلکه ارزش و شایستگی ایدهها است که تعیینکننده است.
▫️او همچنین به اهمیت سیستمهای ارزیابی اشاره میکند که به هر فرد اجازه میدهد ایدههای خود را مطرح کرده و بر اساس قابلیتها و شایستگیهایشان ارزیابی شوند. دالیو توضیح میدهد که این سیستم میتواند با استفاده از تکنولوژی و ابزارهای تحلیل داده، به یک فضای رقابتی و نوآورانه تبدیل شود.
▫️این تدتاک به افراد و مدیرانی که در پی ایجاد محیطی مبتنی بر شفافیت، شایستگی و نوآوری هستند، کمک میکند تا فرهنگ سازمانی خود را تغییر دهند و بهرهوری و خلاقیت را به حداکثر برسانند. این مفهوم برای سازمانهایی که به دنبال رشد پایدار و موفقیت بلندمدت هستند، ارزشمند است.
برای مشاهده کامل تدتاک به «لینک »مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
Как построить компанию, где побеждают лучшие идеи
Что, если бы вы по-настоящему знали своих коллег и их мысли? Рэй Далио с точки зрения бизнеса рассказывает о преимуществах меритократии идей. Для неё нужны полная прозрачность и алгоритмизированное принятие решений. При такой системе люди могут свободно высказывать…
❤3👍3
جربه کاربری نوتیفیکیشنها | چگونه وقفه ایجاد کردن را به کمال برسانیم؟
▫️طراحی نوتیفیکیشنهای مؤثر برای بهبود تجربه کاربری (UX) ضروری است. نوتیفیکیشنها باید با دقت در مسیر کاربر قرار گیرند و در لحظات مناسب اطلاعات مفید و ارزشمند ارائه دهند. بهجای اینکه مزاحمتی ایجاد کنند، میتوانند کاربران را در فرایند شروع کار هدایت کنند، تعامل آنها را تشویق کنند و بهروزرسانیهای مرتبط را ارائه دهند. این کار به افزایش نگهداشت و رضایت کاربران کمک میکند.
▫️برای طراحی نوتیفیکیشنهای مؤثر، ابتدا مسیر کاربر را ترسیم کرده و نقاط درد را شناسایی کنید. نوتیفیکیشنها را برای رفع این مشکلات و همراستا با اهداف کاربر تنظیم کنید و از پیامهای واضح و شخصیسازی شده استفاده کنید. همچنین، فراهم کردن گزینههای لغو اشتراک بسیار مهم است تا از احساس فشار و خستگی کاربران جلوگیری شود.
▫️نوتیفیکیشنها نباید بهعنوان یک فکر جانبی در نظر گرفته شوند. برندها باید از تکرار نوتیفیکیشنهای اجباری در داخل اپلیکیشن خودداری کنند و به جای آن از آنها بهطور استراتژیک برای تقویت تجربه کاربری اصلی استفاده کنند. زمانبندی نادرست یا نوتیفیکیشنهای نامربوط میتوانند کاربران را ناامید کرده و باعث ترک محصول شوند.
▫️یک نمونه موفق شامل استفاده از نوتیفیکیشنهای شخصیسازی شده در چندین کانال است. برندهایی مانند نیویورک تایمز، اینستاگرام و مدیوم کاربران خود را خارج از برنامهها نیز درگیر میکنند، که این کار باعث افزایش نرخ حفظ کاربران میشود. پیامهای شخصیسازی شده، احتمال تعامل کاربران با محصول را بالا میبرد و اعلانها را به ابزاری کلیدی برای جلب توجه و مشارکت کاربران تبدیل میکند.
▫️برای بهبود استراتژی نوتیفیکیشنها، نیازهای کاربر، زمان مناسب و وضعیت احساسی او را ارزیابی کنید. استفاده از نقشهی سفر کاربر میتواند این عوامل را به تصویر بکشد و اطمینان دهد که هر اعلان هدف مشخصی دارد. با رعایت این اصول، نوتیفیکیشنها میتوانند به ابزارهای مؤثر در تجربه کاربری تبدیل شوند، رضایت کاربران را افزایش دهند و به موفقیت محصول کمک کنند.
▫️برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: نازنین کبیری راد
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️طراحی نوتیفیکیشنهای مؤثر برای بهبود تجربه کاربری (UX) ضروری است. نوتیفیکیشنها باید با دقت در مسیر کاربر قرار گیرند و در لحظات مناسب اطلاعات مفید و ارزشمند ارائه دهند. بهجای اینکه مزاحمتی ایجاد کنند، میتوانند کاربران را در فرایند شروع کار هدایت کنند، تعامل آنها را تشویق کنند و بهروزرسانیهای مرتبط را ارائه دهند. این کار به افزایش نگهداشت و رضایت کاربران کمک میکند.
▫️برای طراحی نوتیفیکیشنهای مؤثر، ابتدا مسیر کاربر را ترسیم کرده و نقاط درد را شناسایی کنید. نوتیفیکیشنها را برای رفع این مشکلات و همراستا با اهداف کاربر تنظیم کنید و از پیامهای واضح و شخصیسازی شده استفاده کنید. همچنین، فراهم کردن گزینههای لغو اشتراک بسیار مهم است تا از احساس فشار و خستگی کاربران جلوگیری شود.
▫️نوتیفیکیشنها نباید بهعنوان یک فکر جانبی در نظر گرفته شوند. برندها باید از تکرار نوتیفیکیشنهای اجباری در داخل اپلیکیشن خودداری کنند و به جای آن از آنها بهطور استراتژیک برای تقویت تجربه کاربری اصلی استفاده کنند. زمانبندی نادرست یا نوتیفیکیشنهای نامربوط میتوانند کاربران را ناامید کرده و باعث ترک محصول شوند.
▫️یک نمونه موفق شامل استفاده از نوتیفیکیشنهای شخصیسازی شده در چندین کانال است. برندهایی مانند نیویورک تایمز، اینستاگرام و مدیوم کاربران خود را خارج از برنامهها نیز درگیر میکنند، که این کار باعث افزایش نرخ حفظ کاربران میشود. پیامهای شخصیسازی شده، احتمال تعامل کاربران با محصول را بالا میبرد و اعلانها را به ابزاری کلیدی برای جلب توجه و مشارکت کاربران تبدیل میکند.
▫️برای بهبود استراتژی نوتیفیکیشنها، نیازهای کاربر، زمان مناسب و وضعیت احساسی او را ارزیابی کنید. استفاده از نقشهی سفر کاربر میتواند این عوامل را به تصویر بکشد و اطمینان دهد که هر اعلان هدف مشخصی دارد. با رعایت این اصول، نوتیفیکیشنها میتوانند به ابزارهای مؤثر در تجربه کاربری تبدیل شوند، رضایت کاربران را افزایش دهند و به موفقیت محصول کمک کنند.
▫️برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: نازنین کبیری راد
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
The UX of Notifications | How to Master the Art of Interrupting
Why some notifications are more annoying than useful? And much more importantly, how to design them the other way around? This article will…
❤4👍4
بازنگری در ساخت مطالعات موردی طراحی: خطر رویکرد کارخانهای
کیس استادیها بخش اصلی پورتفولیوهای UX و راهی برای نمایش تواناییهای حل مسئله و طراحی هستند. با این حال، افزایش استفاده از الگوهای استاندارد و غیرواقعی در آنها، اصالت و ارزش شان را کاهش داده است. این رویکرد به جای ارائه روایت واقعی از فرآیند دیزاین ، بیشتر به ظاهر و نتیجه نهایی توجه میکند و خطر کاهش خلاقیت را به همراه دارد.
داستانگویی و اصالت در کیس استادی ها بسیار مهم است. یک کیس استادی معتبر علاوه بر نشان دادن مشکل و راهحل، باید فرآیندها، چالشها و دینامیک تیمی را هم به تصویر بکشد. اما رویکرد کارخانهای معمولاً این بخشها را حذف میکند و تصویری ایدهآل و غیرواقعی ارائه میدهد که با واقعیت دیزاین تضاد دارد.
یکی از مشکلات بزرگ این رویکرد، تاکید بر روایت خطی است. دیزاین واقعی به ندرت مسیر مستقیمی دارد، اما کیس استادیهای کارخانهای اغلب داستانهای سادهشدهای ارائه میکنند که موجب اشتباه درک شدن فرآیند UX میشود و اهمیت آزمون و خطا را نادیده میگیرد.
استفاده بیش از حد از قالبهای آماده نیز مسئله دیگری است. اگرچه این قالبها فرآیند نگارش را سادهتر میکنند، اما به یکدستی و عدم تنوع منجر میشوند. تمرکز بر محتوا به جای ظاهر میتواند کمک کند تا طراحان از این قالبها فاصله بگیرند و سبک منحصر به فرد خود را نمایش دهند.
ایجاد تعادل در تهیه کیس استادیها بسیار مهم است. یک کیس استادی باید ساختاری روشن داشته باشد، ولی روایت صادقانه و انسانی را نیز حفظ کند. باید زمینه دیزاین، صدای کاربران و تاثیر راهحل ارائه شده را نشان دهد. پذیرش نواقص و تاکید بر واقعیت دیزاین میتواند عمق بیشتری به کیس استادی ها ببخشد.
مدیران استخدام به دنبال کیس استادیهایی هستند که فراتر از ظاهر زیبا، بینشی از فرآیند تفکر و همکاری طراح ارائه دهند. کیس استادیهایی که چهره انسانی دیزاین را نمایش دهند، تاثیر بیشتری خواهند داشت.
جامعه UX باید با رویکرد کارخانهای مقابله کرده و روایتهای متنوع و غنیتری را در کیس استادیها ترویج کند. با نمایش واقعیتهای پیچیده دیزاین و تمرکز بر نتایج معنادار، میتوان اطمینان داشت که پورتفولیوها به دلایل درست برجسته میشوند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#مسیر_شغلی #پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
______
کیس استادیها بخش اصلی پورتفولیوهای UX و راهی برای نمایش تواناییهای حل مسئله و طراحی هستند. با این حال، افزایش استفاده از الگوهای استاندارد و غیرواقعی در آنها، اصالت و ارزش شان را کاهش داده است. این رویکرد به جای ارائه روایت واقعی از فرآیند دیزاین ، بیشتر به ظاهر و نتیجه نهایی توجه میکند و خطر کاهش خلاقیت را به همراه دارد.
داستانگویی و اصالت در کیس استادی ها بسیار مهم است. یک کیس استادی معتبر علاوه بر نشان دادن مشکل و راهحل، باید فرآیندها، چالشها و دینامیک تیمی را هم به تصویر بکشد. اما رویکرد کارخانهای معمولاً این بخشها را حذف میکند و تصویری ایدهآل و غیرواقعی ارائه میدهد که با واقعیت دیزاین تضاد دارد.
یکی از مشکلات بزرگ این رویکرد، تاکید بر روایت خطی است. دیزاین واقعی به ندرت مسیر مستقیمی دارد، اما کیس استادیهای کارخانهای اغلب داستانهای سادهشدهای ارائه میکنند که موجب اشتباه درک شدن فرآیند UX میشود و اهمیت آزمون و خطا را نادیده میگیرد.
استفاده بیش از حد از قالبهای آماده نیز مسئله دیگری است. اگرچه این قالبها فرآیند نگارش را سادهتر میکنند، اما به یکدستی و عدم تنوع منجر میشوند. تمرکز بر محتوا به جای ظاهر میتواند کمک کند تا طراحان از این قالبها فاصله بگیرند و سبک منحصر به فرد خود را نمایش دهند.
ایجاد تعادل در تهیه کیس استادیها بسیار مهم است. یک کیس استادی باید ساختاری روشن داشته باشد، ولی روایت صادقانه و انسانی را نیز حفظ کند. باید زمینه دیزاین، صدای کاربران و تاثیر راهحل ارائه شده را نشان دهد. پذیرش نواقص و تاکید بر واقعیت دیزاین میتواند عمق بیشتری به کیس استادی ها ببخشد.
مدیران استخدام به دنبال کیس استادیهایی هستند که فراتر از ظاهر زیبا، بینشی از فرآیند تفکر و همکاری طراح ارائه دهند. کیس استادیهایی که چهره انسانی دیزاین را نمایش دهند، تاثیر بیشتری خواهند داشت.
جامعه UX باید با رویکرد کارخانهای مقابله کرده و روایتهای متنوع و غنیتری را در کیس استادیها ترویج کند. با نمایش واقعیتهای پیچیده دیزاین و تمرکز بر نتایج معنادار، میتوان اطمینان داشت که پورتفولیوها به دلایل درست برجسته میشوند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#مسیر_شغلی #پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
______
The case study factory
Is the formulaic approach to case studies endangering young designers’ capacity for critical thinking?
👍3
۱۰ روش عالی برای طراحی منوی کشویی
منوی کشویی یک کنترل رابط کاربری استاندارد است که راهی تمیز و شهودی برای ارائه لیستی از گزینهها به کاربران ارائه میدهد. با این حال، اگر به درستی طراحی نشده باشند، میتوانند برای کاربران گیج کننده باشند.
۱. از منوهای طولانی استفاده نکنید
استفاده از منوهای کشویی با گزینههای زیاد اغلب منجر به تجربه کاربری ضعیف میشود. بار شناختی کاربران را برای پردازش و مقایسه لیست طولانی گزینهها افزایش میدهد.
۲. از منوی کشویی برای ۲ گزینه استفاده نکنید
استفاده از منوی کشویی فقط برای دو گزینه به طور کلی توصیه نمیشود زیرا پیچیدگی غیرضروری برای کاربران ایجاد میکند.
در چنین مواقعی بهتر است از کنترل دیگری استفاده کنید، مانند دکمه های رادیویی.
۳. گزینههایی که در حال حاضر مورد استفاده نیستند را غیرفعال کنید
این رویکرد کاربران را راهنمایی میکند تا فقط روی انتخابهای موجود و فعال تمرکز کنند، بنابراین کارایی را بهبود میبخشد.
۴. در جاهایی که گزینه ها خیلی واضح هستند از منوی کشویی استفاده نکنید
هر بار که کاربران نیاز به انتخاب از بین گزینه های موجود دارند، ارائه منوی کشویی ضروری نیست. گاهی اوقات گزینهها ساده و آشنا هستند و ارائه آنها در یک لیست کشویی میتواند کارایی را کاهش دهد.
۵. از منوی کشویی برای بیش از ۲ ردیف استفاده نکنید
منوهای کشویی با سطوح چندگانه میتوانند برای کاربران خسته کننده و گیج کننده شوند. با هر سطح بعدی، کاربران باید به خاطر داشته باشند که در سلسله مراتب منو کجا هستند و انتخابهای قبلی را پیگیری کنند.
۶. یک طرح بصری واضح ایجاد کنید
از فلشها به همراه عنوان منو استفاده کنید. این به کاربران کمک می کند تا از وجود منوی کشویی مطلع شوند.
۷. به طراحی نسخه تلفن همراه دقت کنید
در دستگاههای تلفن همراه، طراحی منوهای کشویی به دلیل اندازه صفحه نمایش کوچک و تعاملات لمسی میتواند چالش برانگیزتر باشد.
۸. گزینهها را به ترتیب منطقی سازماندهی کنید
اگر میتوان گزینهها را به طور منطقی و بر اساس دسته یا نوع گروه بندی کرد، سازماندهی آنها را در گروهها در نظر بگیرید. اگر گزینهها از اهمیت یکسانی برخوردار هستند یا الگوی واضحی وجود ندارد، آنها را بر اساس حروف الفبا مرتب کنید.
۹. قابلیت جستجو در نظر بگیرید
یک منوی کشویی با ویژگی جستجو، قابلیت استفاده را افزایش میدهد، به خصوص زمانی که با گزینههای زیادی سروکار دارید.
۱۰. از گزینههای پیش فرض استفاده کنید
اگر گزینه رایج یا توصیه شده وجود دارد، آن را به عنوان انتخاب پیش فرض تنظیم کنید. این میتواند تعامل کاربر را ساده کند، به خصوص اگر قرار باشد پیش فرض را بپذیرد. اگر هیچ پیشفرض واضحی وجود ندارد، یا اگر میخواهید کاربران را مجبور به انتخاب آگاهانه کنید، با یک گزینه خنثی مانند «انتخاب» شروع کنید.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #منو
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
منوی کشویی یک کنترل رابط کاربری استاندارد است که راهی تمیز و شهودی برای ارائه لیستی از گزینهها به کاربران ارائه میدهد. با این حال، اگر به درستی طراحی نشده باشند، میتوانند برای کاربران گیج کننده باشند.
۱. از منوهای طولانی استفاده نکنید
استفاده از منوهای کشویی با گزینههای زیاد اغلب منجر به تجربه کاربری ضعیف میشود. بار شناختی کاربران را برای پردازش و مقایسه لیست طولانی گزینهها افزایش میدهد.
۲. از منوی کشویی برای ۲ گزینه استفاده نکنید
استفاده از منوی کشویی فقط برای دو گزینه به طور کلی توصیه نمیشود زیرا پیچیدگی غیرضروری برای کاربران ایجاد میکند.
در چنین مواقعی بهتر است از کنترل دیگری استفاده کنید، مانند دکمه های رادیویی.
۳. گزینههایی که در حال حاضر مورد استفاده نیستند را غیرفعال کنید
این رویکرد کاربران را راهنمایی میکند تا فقط روی انتخابهای موجود و فعال تمرکز کنند، بنابراین کارایی را بهبود میبخشد.
۴. در جاهایی که گزینه ها خیلی واضح هستند از منوی کشویی استفاده نکنید
هر بار که کاربران نیاز به انتخاب از بین گزینه های موجود دارند، ارائه منوی کشویی ضروری نیست. گاهی اوقات گزینهها ساده و آشنا هستند و ارائه آنها در یک لیست کشویی میتواند کارایی را کاهش دهد.
۵. از منوی کشویی برای بیش از ۲ ردیف استفاده نکنید
منوهای کشویی با سطوح چندگانه میتوانند برای کاربران خسته کننده و گیج کننده شوند. با هر سطح بعدی، کاربران باید به خاطر داشته باشند که در سلسله مراتب منو کجا هستند و انتخابهای قبلی را پیگیری کنند.
۶. یک طرح بصری واضح ایجاد کنید
از فلشها به همراه عنوان منو استفاده کنید. این به کاربران کمک می کند تا از وجود منوی کشویی مطلع شوند.
۷. به طراحی نسخه تلفن همراه دقت کنید
در دستگاههای تلفن همراه، طراحی منوهای کشویی به دلیل اندازه صفحه نمایش کوچک و تعاملات لمسی میتواند چالش برانگیزتر باشد.
۸. گزینهها را به ترتیب منطقی سازماندهی کنید
اگر میتوان گزینهها را به طور منطقی و بر اساس دسته یا نوع گروه بندی کرد، سازماندهی آنها را در گروهها در نظر بگیرید. اگر گزینهها از اهمیت یکسانی برخوردار هستند یا الگوی واضحی وجود ندارد، آنها را بر اساس حروف الفبا مرتب کنید.
۹. قابلیت جستجو در نظر بگیرید
یک منوی کشویی با ویژگی جستجو، قابلیت استفاده را افزایش میدهد، به خصوص زمانی که با گزینههای زیادی سروکار دارید.
۱۰. از گزینههای پیش فرض استفاده کنید
اگر گزینه رایج یا توصیه شده وجود دارد، آن را به عنوان انتخاب پیش فرض تنظیم کنید. این میتواند تعامل کاربر را ساده کند، به خصوص اگر قرار باشد پیش فرض را بپذیرد. اگر هیچ پیشفرض واضحی وجود ندارد، یا اگر میخواهید کاربران را مجبور به انتخاب آگاهانه کنید، با یک گزینه خنثی مانند «انتخاب» شروع کنید.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #منو
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
10 Best Practices for Designing Drop-Down Menu
A drop-down menu is a standard UI control that provides a clean and intuitive way to present a list of options to users.
👍8
سلام
ما برای یک همکاری در حوزه اپراتور موبایل و خدماتی که ارائه میده، نیاز به دستهبندی اطلاعات داخل سایت داریم.
به همین منظور، تستی رو آماده کردیم تا با قرار دادن بخشهای مختلف داخل دستههای مشخصشده، به هدفمون برسیم.
کافیه شما لینک زیر رو باز کنین و بعد از اینکه راهنمای تست رو مطالعه کردین، آیتمها رو داخل دستههای مد نظرتون قرار بدین و در پایان روی دکمه "ثبت نهایی نتایج" کلیک کنین.
توجه داشته باشید که پاسخ درست وجود نداره، پس با خیال راحت گزینههای مورد نظر رو در هر دستهای به نظر شما بهتر است قرار بدید.
https://dexignstudio.optimalworkshop.com/optimalsort/telecom-b2c-ia
پیشاپیش از مشارکت و همراهی شما سپاسگزاریم 🌹
ما برای یک همکاری در حوزه اپراتور موبایل و خدماتی که ارائه میده، نیاز به دستهبندی اطلاعات داخل سایت داریم.
به همین منظور، تستی رو آماده کردیم تا با قرار دادن بخشهای مختلف داخل دستههای مشخصشده، به هدفمون برسیم.
کافیه شما لینک زیر رو باز کنین و بعد از اینکه راهنمای تست رو مطالعه کردین، آیتمها رو داخل دستههای مد نظرتون قرار بدین و در پایان روی دکمه "ثبت نهایی نتایج" کلیک کنین.
توجه داشته باشید که پاسخ درست وجود نداره، پس با خیال راحت گزینههای مورد نظر رو در هر دستهای به نظر شما بهتر است قرار بدید.
https://dexignstudio.optimalworkshop.com/optimalsort/telecom-b2c-ia
پیشاپیش از مشارکت و همراهی شما سپاسگزاریم 🌹
❤🔥6🔥4👍1🙏1🌚1💯1
فلسفه دیزاین pinned «سلام ما برای یک همکاری در حوزه اپراتور موبایل و خدماتی که ارائه میده، نیاز به دستهبندی اطلاعات داخل سایت داریم. به همین منظور، تستی رو آماده کردیم تا با قرار دادن بخشهای مختلف داخل دستههای مشخصشده، به هدفمون برسیم. کافیه شما لینک زیر رو باز کنین و بعد…»
اصول طراحی اپل | برای تجربه کاربری بهتر
▫️فلسفه طراحی اپل بر خلق محصولاتی متمرکز است که نه تنها از نظر ظاهری زیبا هستند، بلکه از نظر عملکردی نیز بسیار کارآمد و کاربرپسند میباشند. اصول طراحی این شرکت بهطور عمیق بر درک نیازها و رفتارهای انسانی استوار است. اپل با اطمینان از اینکه هر محصول بهطور شهودی و ساده قابل استفاده است، فناوری را برای همه افراد، بدون توجه به سطح تخصصشان، در دسترس قرار میدهد. تمرکز بر ارتباط واضح، سادگی و قابلیت استفاده، به کاربران این امکان را میدهد که بدون هیچگونه سردرگمی یا ناامیدی، بهراحتی از محصولات اپل استفاده کنند و حتی پیچیدهترین ویژگیها را با کمترین تلاش یاد بگیرند.
▫️یکی از اصول اصلی طراحی که اپل به آن وفادار است، قابلیت استفاده است؛ به این معنا که محصولات این شرکت باید هم ساده و هم مؤثر باشند. اپل بر ایجاد رابطهای کاربری تأکید دارد که به کاربران این امکان را میدهد تا وظایف خود را به سرعت و با کارآمدی انجام دهند. با در نظر گرفتن نیازهای کاربران و دریافت بازخورد، اپل بهطور مداوم طراحیهای خود را اصلاح کرده و عملکرد محصولات را بهبود میبخشد تا محصولاتی خلق کند که بهسادگی «کار کنند». این تمرکز بر عملکرد در کنار تعهد اپل به زیباییشناسی است، بهطوریکه طراحی زیبا نه تنها تجربه کاربری را بهبود میبخشد، بلکه آن را تقویت میکند.
▫️اپل همچنین بر ایجاد ارتباط احساسی با کاربران در طراحیهای خود تأکید دارد. از طریق طراحی بصری، لمس و صدا، محصولات اپل ارتباطی عمیق با احساسات کاربران برقرار میکنند که موجب وفاداری بیشتر و تجربههای مثبت و دلنشین میشود. این ارتباط احساسی نه تنها کاربران را به لذت بردن از محصولات ترغیب میکند، بلکه آنها را به معرفی و توصیه محصولات به دیگران نیز وادار میسازد. توانایی اپل در ایجاد این پیوند عاطفی با کاربران، باعث شده وفاداری به برند آن در دنیای فناوری به یک استاندارد بیرقیب تبدیل شود.
▫️توجه به جزئیات و انسجام، از ارکان اصلی رویکرد طراحی اپل هستند. هر جزء از محصولات این شرکت، از فونتها گرفته تا ترکیب رنگها، با دقت انتخاب میشود تا هم وضوح و هم کارایی به بهترین شکل حفظ شود. انسجام در طراحی تمامی محصولات اپل به کاربران این احساس را میدهد که با دستگاههای خود، صرفنظر از مدل یا نسخه، راحت و آشنا هستند. این انسجام، همراه با طراحی مینیمالیستی، به اپل این امکان را میدهد که طراحیهای زیبا و قدرتمندی خلق کند که بر عملکردهای اصلی تمرکز دارند و از شلوغیهای غیرضروری اجتناب میکنند، بهطوریکه تجربه کاربری را سادهتر و لذتبخشتر میسازند.
▫️در نهایت، اصول طراحی اپل استانداردی بالا در صنعت فناوری به وجود آوردهاند که زیبایی، کارایی و ارتباط احساسی را بهطور همزمان در بر میگیرد. توانایی اپل در خلق محصولاتی که هم زیبا و هم کاربردی هستند، آنها را به رهبران این حوزه تبدیل کرده و نه تنها آینده طراحی را شکل داده، بلکه الهامبخش طراحان بیشماری در سراسر جهان شده است. این اصول، از سادگی تا همدلی، اهمیت درک نیازهای کاربران و خلق طراحیهایی که بهطور عمیق با آنها ارتباط برقرار میکند و تاثیر میگذارد را بهخوبی نشان میدهند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
گردآورنده: نازنین کبیری راد
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️فلسفه طراحی اپل بر خلق محصولاتی متمرکز است که نه تنها از نظر ظاهری زیبا هستند، بلکه از نظر عملکردی نیز بسیار کارآمد و کاربرپسند میباشند. اصول طراحی این شرکت بهطور عمیق بر درک نیازها و رفتارهای انسانی استوار است. اپل با اطمینان از اینکه هر محصول بهطور شهودی و ساده قابل استفاده است، فناوری را برای همه افراد، بدون توجه به سطح تخصصشان، در دسترس قرار میدهد. تمرکز بر ارتباط واضح، سادگی و قابلیت استفاده، به کاربران این امکان را میدهد که بدون هیچگونه سردرگمی یا ناامیدی، بهراحتی از محصولات اپل استفاده کنند و حتی پیچیدهترین ویژگیها را با کمترین تلاش یاد بگیرند.
▫️یکی از اصول اصلی طراحی که اپل به آن وفادار است، قابلیت استفاده است؛ به این معنا که محصولات این شرکت باید هم ساده و هم مؤثر باشند. اپل بر ایجاد رابطهای کاربری تأکید دارد که به کاربران این امکان را میدهد تا وظایف خود را به سرعت و با کارآمدی انجام دهند. با در نظر گرفتن نیازهای کاربران و دریافت بازخورد، اپل بهطور مداوم طراحیهای خود را اصلاح کرده و عملکرد محصولات را بهبود میبخشد تا محصولاتی خلق کند که بهسادگی «کار کنند». این تمرکز بر عملکرد در کنار تعهد اپل به زیباییشناسی است، بهطوریکه طراحی زیبا نه تنها تجربه کاربری را بهبود میبخشد، بلکه آن را تقویت میکند.
▫️اپل همچنین بر ایجاد ارتباط احساسی با کاربران در طراحیهای خود تأکید دارد. از طریق طراحی بصری، لمس و صدا، محصولات اپل ارتباطی عمیق با احساسات کاربران برقرار میکنند که موجب وفاداری بیشتر و تجربههای مثبت و دلنشین میشود. این ارتباط احساسی نه تنها کاربران را به لذت بردن از محصولات ترغیب میکند، بلکه آنها را به معرفی و توصیه محصولات به دیگران نیز وادار میسازد. توانایی اپل در ایجاد این پیوند عاطفی با کاربران، باعث شده وفاداری به برند آن در دنیای فناوری به یک استاندارد بیرقیب تبدیل شود.
▫️توجه به جزئیات و انسجام، از ارکان اصلی رویکرد طراحی اپل هستند. هر جزء از محصولات این شرکت، از فونتها گرفته تا ترکیب رنگها، با دقت انتخاب میشود تا هم وضوح و هم کارایی به بهترین شکل حفظ شود. انسجام در طراحی تمامی محصولات اپل به کاربران این احساس را میدهد که با دستگاههای خود، صرفنظر از مدل یا نسخه، راحت و آشنا هستند. این انسجام، همراه با طراحی مینیمالیستی، به اپل این امکان را میدهد که طراحیهای زیبا و قدرتمندی خلق کند که بر عملکردهای اصلی تمرکز دارند و از شلوغیهای غیرضروری اجتناب میکنند، بهطوریکه تجربه کاربری را سادهتر و لذتبخشتر میسازند.
▫️در نهایت، اصول طراحی اپل استانداردی بالا در صنعت فناوری به وجود آوردهاند که زیبایی، کارایی و ارتباط احساسی را بهطور همزمان در بر میگیرد. توانایی اپل در خلق محصولاتی که هم زیبا و هم کاربردی هستند، آنها را به رهبران این حوزه تبدیل کرده و نه تنها آینده طراحی را شکل داده، بلکه الهامبخش طراحان بیشماری در سراسر جهان شده است. این اصول، از سادگی تا همدلی، اهمیت درک نیازهای کاربران و خلق طراحیهایی که بهطور عمیق با آنها ارتباط برقرار میکند و تاثیر میگذارد را بهخوبی نشان میدهند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
گردآورنده: نازنین کبیری راد
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Design Principles Used by Apple: For Better User Experience
Design Principles Used by Apple: For Better User Experience As a child visiting her aunt for the very first time in her big fancy 5 story apartment with great paint color choices, no one told me that …
👍4❤1
روندهای طراحی UI که در سال ۲۰۲۵ باید در نظر گرفت
سال ۲۰۲۵ روندهای طراحی UI هیجانانگیزی را به ارمغان میآورد که بر کارایی، زیباییشناسی و نوآوری کاربرمحور تمرکز دارند. این سبکها به نیازهای متنوع دیجیتال پاسخ میدهند و در عین حال وضوح و تأثیرگذاری را حفظ میکنند.
مینیمالیسم
مینیمالیسم همچنان یک رویکرد جاودانه است که با فضای سفید فراوان و رنگهای محدود، رابطهای ساده ارائه میدهد. این سبک با کاهش عوامل حواسپرتی، تمرکز کاربر را افزایش داده و برای پلتفرمهای SaaS و پورتفولیوهایی که بر شفافیت تأکید دارند، مناسب است.
طراحی متریال
طراحی متریال با لایهها، سایهها و انیمیشنها برای تجربهای ملموس تکامل یافته است. این سبک برای داشبوردها و اپلیکیشنهای تعاملی مناسب بوده و ساختار و عمق را ارائه میدهد.
تایپوگرافی بزرگ
متنهای بزرگ و پررنگ بهعنوان نقطه کانونی طراحی، بیانی قوی ایجاد میکنند. این سبک برای صفحات فرود، برندینگ و طراحیهای سرمقالهای که نیاز به پیامرسانی تأثیرگذار دارند، ایدهآل است.
مورفیسم
با سبکهایی مانند گلسمورفیسم و اسکئومورفیسم، مورفیسم عمق را از طریق شفافیت، عناصر واقعی و زیباییشناسی بازیگوش ارائه میدهد. این سبک برای صنایع خلاق و فینتک با ظاهری آیندهنگر مناسب است.
طراحی بروتالیستی
الهامگرفته از معماری خام، بروتالیسم تضادهای برجسته، شبکههای جسورانه و زیباییشناسی ناتمام را در بر میگیرد. این سبک برای برندهای جسور و پروژههای تجربی جذاب است.
سبک بنتو
مانند جعبههای غذای ژاپنی، این طراحی محتوا را به بخشهای ماژولار تقسیم کرده و وضوح را تأکید میکند. این سبک برای داشبوردها، صفحات محصول و تجارت الکترونیک که به سازماندهی اطلاعات نیاز دارند، کارآمد است.
نتیجهگیری
این روندها تجربیات دیجیتال را با هماهنگی زیباییشناسی و اهداف برند شکل میدهند. با اتخاذ استراتژیک آنها، طراحان میتوانند رابطهایی تأثیرگذار و متناسب با سال ۲۰۲۵ و فراتر از آن خلق کنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
سال ۲۰۲۵ روندهای طراحی UI هیجانانگیزی را به ارمغان میآورد که بر کارایی، زیباییشناسی و نوآوری کاربرمحور تمرکز دارند. این سبکها به نیازهای متنوع دیجیتال پاسخ میدهند و در عین حال وضوح و تأثیرگذاری را حفظ میکنند.
مینیمالیسم
مینیمالیسم همچنان یک رویکرد جاودانه است که با فضای سفید فراوان و رنگهای محدود، رابطهای ساده ارائه میدهد. این سبک با کاهش عوامل حواسپرتی، تمرکز کاربر را افزایش داده و برای پلتفرمهای SaaS و پورتفولیوهایی که بر شفافیت تأکید دارند، مناسب است.
طراحی متریال
طراحی متریال با لایهها، سایهها و انیمیشنها برای تجربهای ملموس تکامل یافته است. این سبک برای داشبوردها و اپلیکیشنهای تعاملی مناسب بوده و ساختار و عمق را ارائه میدهد.
تایپوگرافی بزرگ
متنهای بزرگ و پررنگ بهعنوان نقطه کانونی طراحی، بیانی قوی ایجاد میکنند. این سبک برای صفحات فرود، برندینگ و طراحیهای سرمقالهای که نیاز به پیامرسانی تأثیرگذار دارند، ایدهآل است.
مورفیسم
با سبکهایی مانند گلسمورفیسم و اسکئومورفیسم، مورفیسم عمق را از طریق شفافیت، عناصر واقعی و زیباییشناسی بازیگوش ارائه میدهد. این سبک برای صنایع خلاق و فینتک با ظاهری آیندهنگر مناسب است.
طراحی بروتالیستی
الهامگرفته از معماری خام، بروتالیسم تضادهای برجسته، شبکههای جسورانه و زیباییشناسی ناتمام را در بر میگیرد. این سبک برای برندهای جسور و پروژههای تجربی جذاب است.
سبک بنتو
مانند جعبههای غذای ژاپنی، این طراحی محتوا را به بخشهای ماژولار تقسیم کرده و وضوح را تأکید میکند. این سبک برای داشبوردها، صفحات محصول و تجارت الکترونیک که به سازماندهی اطلاعات نیاز دارند، کارآمد است.
نتیجهگیری
این روندها تجربیات دیجیتال را با هماهنگی زیباییشناسی و اهداف برند شکل میدهند. با اتخاذ استراتژیک آنها، طراحان میتوانند رابطهایی تأثیرگذار و متناسب با سال ۲۰۲۵ و فراتر از آن خلق کنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Actual UI Design Trends to Consider in 2025
Finding good information on the web can feel like a challenge sometimes. I recently came across an article titled “Top 15 Design Trends to…
👍5❤2⚡1✍1