"۳ راهی که طراحی خوب میتواند شما را خوشحال کند"
توسط دان نورمن
۱. طراحی لذتبخش:
دان نورمن معتقد است که طراحی خوب، فراتر از عملکرد و کارایی است. او میگوید طراحی باید به گونهای باشد که افراد را خوشحال کند و به آنها احساس لذت بدهد. این لذت میتواند ناشی از زیباییشناسی، استفاده راحت، یا حتی خاطرات خوب مرتبط با یک محصول باشد. برای مثال، یک محصول ممکن است از نظر ظاهری جذاب باشد یا دارای رنگها و بافتهایی باشد که احساس خوشایندی ایجاد کند.
۲. طراحی که به حس خوب کمک میکند:
نورمن توضیح میدهد که طراحی باید به نیازهای احساسی و روانی کاربران پاسخ دهد. برای مثال، یک طراحی خوب میتواند به کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس کمک کند. او به طراحیهایی اشاره میکند که استفاده از آنها راحت است و این حس را به کاربر میدهد که او کنترل دارد و میتواند به خوبی از محصول استفاده کند. این حس کنترل و توانایی، باعث افزایش خوشحالی و رضایت میشود.
۳-طراحی که خاطرات خوش ایجاد میکند:
نورمن میگوید که طراحی باید تجربههایی خاطرهانگیز برای کاربران خلق کند. محصولات یا خدماتی که تجربههای مثبت و لذتبخش ایجاد میکنند، بیشتر در یاد افراد میمانند و حتی میتوانند روابط احساسی بین کاربران و محصولات ایجاد کنند. برای مثال، یک وسیله خانگی که استفاده از آن آسان است و طراحی جذابی دارد، میتواند هر بار که فرد از آن استفاده میکند، او را به یاد لحظات خوبی بیندازد.
جمعبندی:
دان نورمن در نهایت به این نتیجه میرسد که طراحی خوب باید توجه به احساسات انسانها داشته باشد و به جنبههای مختلف روانشناسی انسان توجه کند تا بتواند تأثیری مثبت و ماندگار بر کاربران بگذارد. طراحی که تنها به کارکرد توجه دارد، کافی نیست؛ بلکه باید طراحی به گونهای باشد که به زندگی انسانها لذت و شادی بیفزاید.
برای مشاهده کامل این تد تاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
توسط دان نورمن
۱. طراحی لذتبخش:
دان نورمن معتقد است که طراحی خوب، فراتر از عملکرد و کارایی است. او میگوید طراحی باید به گونهای باشد که افراد را خوشحال کند و به آنها احساس لذت بدهد. این لذت میتواند ناشی از زیباییشناسی، استفاده راحت، یا حتی خاطرات خوب مرتبط با یک محصول باشد. برای مثال، یک محصول ممکن است از نظر ظاهری جذاب باشد یا دارای رنگها و بافتهایی باشد که احساس خوشایندی ایجاد کند.
۲. طراحی که به حس خوب کمک میکند:
نورمن توضیح میدهد که طراحی باید به نیازهای احساسی و روانی کاربران پاسخ دهد. برای مثال، یک طراحی خوب میتواند به کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس کمک کند. او به طراحیهایی اشاره میکند که استفاده از آنها راحت است و این حس را به کاربر میدهد که او کنترل دارد و میتواند به خوبی از محصول استفاده کند. این حس کنترل و توانایی، باعث افزایش خوشحالی و رضایت میشود.
۳-طراحی که خاطرات خوش ایجاد میکند:
نورمن میگوید که طراحی باید تجربههایی خاطرهانگیز برای کاربران خلق کند. محصولات یا خدماتی که تجربههای مثبت و لذتبخش ایجاد میکنند، بیشتر در یاد افراد میمانند و حتی میتوانند روابط احساسی بین کاربران و محصولات ایجاد کنند. برای مثال، یک وسیله خانگی که استفاده از آن آسان است و طراحی جذابی دارد، میتواند هر بار که فرد از آن استفاده میکند، او را به یاد لحظات خوبی بیندازد.
جمعبندی:
دان نورمن در نهایت به این نتیجه میرسد که طراحی خوب باید توجه به احساسات انسانها داشته باشد و به جنبههای مختلف روانشناسی انسان توجه کند تا بتواند تأثیری مثبت و ماندگار بر کاربران بگذارد. طراحی که تنها به کارکرد توجه دارد، کافی نیست؛ بلکه باید طراحی به گونهای باشد که به زندگی انسانها لذت و شادی بیفزاید.
برای مشاهده کامل این تد تاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
3 ways good design makes you happy
In this talk from 2003, design critic Don Norman turns his incisive eye toward beauty, fun, pleasure and emotion, as he looks at design that makes people happy. He names the three emotional cues that a well-designed product must hit to succeed.
👍7❤1⚡1🤬1
میکرواینتراکشنها (ریز تعاملات) در تجربه کاربری
ریز تعاملات (میکرواینتراکشنها)، تعاملهای کوچک و مبتنی بر وظیفه در محصولات دیجیتال هستند که بازخورد یا پاسخهای بصری به اقدامات کاربر ارائه میدهند. آنها برای راهنمایی کاربران با نشانههای ظریف طراحی شدهاند و تجربه را بصریتر و جذابتر میکنند.
ریز تعاملات، اغلب از طریق انتقال وضعیت سیستم یا کمک به کاربران در جلوگیری از خطاها، بازخورد را به کاربر ارائه می دهند. علاوه بر این، ریز تعاملات میتوانند به عنوان وسیلهای برای برندسازی استفاده شوند.
یکی از بزرگترین لذتهای استفاده از فناوری از طریق توانمندسازی و مشارکت کاربران حاصل میشود. یک تجربه لذت بخش به معنای چیزی فراتر از قابلیت استفاده است، باید جذاب باشد، و اینجاست که ریز تعاملات میتوانند با کمک مثبت به ظاهر یک محصول یا خدمت، نقش کلان را ایفا کنند.
ریز تعاملات میتوانند تجربه کاربری یک محصول را با موارد زیر بهبود بخشند:
▫️تشویق در مشارکت
▫️نمایش وضعیت سیستم
▫️ارائه پیشگیری از خطا
▫️تعامل با برند
ریز تعاملات خوب طراحی شده میتواند تاثیر زیادی بر تجربه کاربری شما داشته باشد. آنها با خدمت به عنوان وسیلهای برای برقراری ارتباط با کاربر، ارزشی را ارائه میدهند که در نتیجه کاربران را تشویق میکند تا محصول شما را نسبت به رقبای شما انتخاب کنند.
در مجموع، این جزئیات کوچک میتوانند یک محصول خوب را به یک محصول عالی و کاربر غیرفعال را به یک کاربر درگیر تبدیل کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #تجربه_کاربر #انیمیشن
#UI #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ریز تعاملات (میکرواینتراکشنها)، تعاملهای کوچک و مبتنی بر وظیفه در محصولات دیجیتال هستند که بازخورد یا پاسخهای بصری به اقدامات کاربر ارائه میدهند. آنها برای راهنمایی کاربران با نشانههای ظریف طراحی شدهاند و تجربه را بصریتر و جذابتر میکنند.
ریز تعاملات، اغلب از طریق انتقال وضعیت سیستم یا کمک به کاربران در جلوگیری از خطاها، بازخورد را به کاربر ارائه می دهند. علاوه بر این، ریز تعاملات میتوانند به عنوان وسیلهای برای برندسازی استفاده شوند.
یکی از بزرگترین لذتهای استفاده از فناوری از طریق توانمندسازی و مشارکت کاربران حاصل میشود. یک تجربه لذت بخش به معنای چیزی فراتر از قابلیت استفاده است، باید جذاب باشد، و اینجاست که ریز تعاملات میتوانند با کمک مثبت به ظاهر یک محصول یا خدمت، نقش کلان را ایفا کنند.
ریز تعاملات میتوانند تجربه کاربری یک محصول را با موارد زیر بهبود بخشند:
▫️تشویق در مشارکت
▫️نمایش وضعیت سیستم
▫️ارائه پیشگیری از خطا
▫️تعامل با برند
ریز تعاملات خوب طراحی شده میتواند تاثیر زیادی بر تجربه کاربری شما داشته باشد. آنها با خدمت به عنوان وسیلهای برای برقراری ارتباط با کاربر، ارزشی را ارائه میدهند که در نتیجه کاربران را تشویق میکند تا محصول شما را نسبت به رقبای شما انتخاب کنند.
در مجموع، این جزئیات کوچک میتوانند یک محصول خوب را به یک محصول عالی و کاربر غیرفعال را به یک کاربر درگیر تبدیل کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #تجربه_کاربر #انیمیشن
#UI #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
Microinteractions in User Experience
Microinteractions convey system status, support error prevention, and communicate brand. They are initiated by a trigger, are single-purpose, and can make the experience engaging.
👍4💋1
مصاحبه با کاربران
مصاحبه با کاربران به شما کمک میکند تا بفهمید کاربران شما چه کسانی هستند، تجربیاتشان چگونه است و چه نیازها، ارزشها و خواستههایی دارند.
مصاحبه با کاربران یک روش تحقیق محبوب در زمینه تجربه کاربری (UX) است که اغلب در مرحله کشف استفاده میشود.
• مصاحبه با کاربران: یک روش تحقیق که در آن مصاحبهگر از شرکتکنندگان سوالاتی درباره یک موضوع میپرسد، به پاسخ آنها گوش میدهد و با سوالات بیشتر به دنبال کسب اطلاعات بیشتر است.
اصطلاح "مصاحبه با کاربران" منحصر به حوزه UX است. در سایر زمینهها، مانند تحقیقات بازار یا علوم اجتماعی، همین روش به عنوان مصاحبه عمقی، مصاحبه نیمهساختاریافته یا مصاحبه کیفی شناخته میشود.
چرا مصاحبه با کاربران انجام دهیم؟
مصاحبه با کاربران وقتی که به خوبی انجام شوند، بینش عمیقی در مورد کاربران شما، زندگی، تجربیات و چالشهای آنها ارائه میدهد. یادگیری این موارد به تیمها کمک میکند تا راهحلهایی برای آسانتر کردن زندگی کاربران شناسایی کنند. در نتیجه، مصاحبه با کاربران ابزاری عالی برای استفاده در مرحله کشف است.
در اینجا برخی از مواردی که میتوانید از مصاحبه با کاربران یاد بگیرید، آورده شده است:
• تجربیات کاربران چگونه بوده است؟ چه چیزهایی به یادماندنی بوده؟ و چرا؟
• نقاط درد کاربران در طول یک تجربه.
• کاربران چگونه در مورد یک موضوع، رویداد یا تجربه فکر میکنند؟
• آنچه برای کاربران مهم است.
• مدلهای ذهنی کاربران.
• انگیزهها، آرزوها و خواستههای کاربران.
مصاحبه با کاربران به تیمها کمک میکند تا با کاربران خود همدلی کنند. وقتی تیمها مصاحبهها را مشاهده میکنند، میتوانند خود را در موقعیت کاربران قرار دهند.
دادههای جمعآوریشده از مصاحبه با کاربران میتواند برای ساختن انواع مختلف مصنوعات UX استفاده شود، از جمله:
• بیان نیازهای کاربران
• نقشههای همدلی
• پرسونای کاربران
• نقشههای سفر مشتری
مصاحبه با کاربران در مقابل آزمونهای قابلیت استفاده (Usability Test)
مصاحبه با کاربران اغلب با آزمونهای قابلیت استفاده اشتباه گرفته میشوند. درحالیکه این دو روش به نظر مشابه میرسند و هر دو معمولاً به صورت یکبهیک انجام میشوند، اما بسیار متفاوت هستند و باید برای اهداف مختلف استفاده شوند.
چگونه مصاحبه با کاربران را انجام دهیم:
۱. شناسایی آنچه میخواهید یاد بگیرید
مصاحبه را به عنوان مطالعهای تحقیقاتی در نظر بگیرید، نه جلسه فروش یا گفتگوی غیررسمی. مانند هر مطالعه تحقیقاتی دیگر، یک مصاحبه باید اهداف تحقیق (یا سوالات تحقیق) مشخصی داشته باشد. اهداف بسیار عمومی (مانند یادگیری درباره کاربران) میتوانند منجر به مصاحبههایی شوند که نتایج مفید یا قابل اجرایی تولید نکنند.
▫️نمونههایی از اهداف تحقیق معقول شامل موارد زیر است:
• چه چیزی باعث میشود که مشتریان به فکر استفاده از محصول ما بیافتند و آن را امتحان کنند؟
• نقاط قوت و ضعف تجربه آنها چیست؟
• دانش و اطلاعات کاربران از فرآیند چقدر است؟
• چه عواملی باعث میشود که کاربران محصول را ترک کنند؟
یک مجموعهی مختصر و مشخص از اهدافی که به رفتارها یا نگرشهای خاص کاربران هدف شما مربوط میشود، میتواند به شما کمک کند تا بینشهایی مفید و قابل اجرا جمعآوری کنید. این اهداف بر سوالاتی که در مصاحبههای خود خواهید پرسید تأثیر خواهند گذاشت.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#ux #user_research
#تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
مصاحبه با کاربران به شما کمک میکند تا بفهمید کاربران شما چه کسانی هستند، تجربیاتشان چگونه است و چه نیازها، ارزشها و خواستههایی دارند.
مصاحبه با کاربران یک روش تحقیق محبوب در زمینه تجربه کاربری (UX) است که اغلب در مرحله کشف استفاده میشود.
• مصاحبه با کاربران: یک روش تحقیق که در آن مصاحبهگر از شرکتکنندگان سوالاتی درباره یک موضوع میپرسد، به پاسخ آنها گوش میدهد و با سوالات بیشتر به دنبال کسب اطلاعات بیشتر است.
اصطلاح "مصاحبه با کاربران" منحصر به حوزه UX است. در سایر زمینهها، مانند تحقیقات بازار یا علوم اجتماعی، همین روش به عنوان مصاحبه عمقی، مصاحبه نیمهساختاریافته یا مصاحبه کیفی شناخته میشود.
چرا مصاحبه با کاربران انجام دهیم؟
مصاحبه با کاربران وقتی که به خوبی انجام شوند، بینش عمیقی در مورد کاربران شما، زندگی، تجربیات و چالشهای آنها ارائه میدهد. یادگیری این موارد به تیمها کمک میکند تا راهحلهایی برای آسانتر کردن زندگی کاربران شناسایی کنند. در نتیجه، مصاحبه با کاربران ابزاری عالی برای استفاده در مرحله کشف است.
در اینجا برخی از مواردی که میتوانید از مصاحبه با کاربران یاد بگیرید، آورده شده است:
• تجربیات کاربران چگونه بوده است؟ چه چیزهایی به یادماندنی بوده؟ و چرا؟
• نقاط درد کاربران در طول یک تجربه.
• کاربران چگونه در مورد یک موضوع، رویداد یا تجربه فکر میکنند؟
• آنچه برای کاربران مهم است.
• مدلهای ذهنی کاربران.
• انگیزهها، آرزوها و خواستههای کاربران.
مصاحبه با کاربران به تیمها کمک میکند تا با کاربران خود همدلی کنند. وقتی تیمها مصاحبهها را مشاهده میکنند، میتوانند خود را در موقعیت کاربران قرار دهند.
دادههای جمعآوریشده از مصاحبه با کاربران میتواند برای ساختن انواع مختلف مصنوعات UX استفاده شود، از جمله:
• بیان نیازهای کاربران
• نقشههای همدلی
• پرسونای کاربران
• نقشههای سفر مشتری
مصاحبه با کاربران در مقابل آزمونهای قابلیت استفاده (Usability Test)
مصاحبه با کاربران اغلب با آزمونهای قابلیت استفاده اشتباه گرفته میشوند. درحالیکه این دو روش به نظر مشابه میرسند و هر دو معمولاً به صورت یکبهیک انجام میشوند، اما بسیار متفاوت هستند و باید برای اهداف مختلف استفاده شوند.
چگونه مصاحبه با کاربران را انجام دهیم:
۱. شناسایی آنچه میخواهید یاد بگیرید
مصاحبه را به عنوان مطالعهای تحقیقاتی در نظر بگیرید، نه جلسه فروش یا گفتگوی غیررسمی. مانند هر مطالعه تحقیقاتی دیگر، یک مصاحبه باید اهداف تحقیق (یا سوالات تحقیق) مشخصی داشته باشد. اهداف بسیار عمومی (مانند یادگیری درباره کاربران) میتوانند منجر به مصاحبههایی شوند که نتایج مفید یا قابل اجرایی تولید نکنند.
▫️نمونههایی از اهداف تحقیق معقول شامل موارد زیر است:
• چه چیزی باعث میشود که مشتریان به فکر استفاده از محصول ما بیافتند و آن را امتحان کنند؟
• نقاط قوت و ضعف تجربه آنها چیست؟
• دانش و اطلاعات کاربران از فرآیند چقدر است؟
• چه عواملی باعث میشود که کاربران محصول را ترک کنند؟
یک مجموعهی مختصر و مشخص از اهدافی که به رفتارها یا نگرشهای خاص کاربران هدف شما مربوط میشود، میتواند به شما کمک کند تا بینشهایی مفید و قابل اجرا جمعآوری کنید. این اهداف بر سوالاتی که در مصاحبههای خود خواهید پرسید تأثیر خواهند گذاشت.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#ux #user_research
#تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
User Interviews 101
User interviews help you learn who your users are, what their experiences are like, and what they need, value, and desire.
👍5❤2👎1👌1😈1
تمرکز بر حل مشکلات مشتری، نه فقط مشکلات محصول
در دنیای طراحی UX، تمرکز بر حل مشکلات مشتری به جای مشکلات محصول برای موفقیت بسیار حیاتی است. مقاله بر این نکته تأکید میکند که بسیاری از طراحان و تیمهای محصول اغلب در تله بهبود محصولات بدون درک عمیق نیازهای کاربران گرفتار میشوند. برای نوآوری واقعی، تیمها باید بیشتر به درک نقاط درد و خواستههای مشتریان بپردازند، به جای اینکه فقط روی ویژگیهای موجود تمرکز کنند.
کلید این تغییر رویکرد، همدلی و تحقیق عمیق درباره کاربران است. با تعامل فعال با مشتریان، مشاهده رفتارهای آنها و درک مشکلاتشان، طراحان میتوانند مشکلات واقعی را کشف کنند و راهحلهای معناداری ارائه دهند. این رویکرد نه تنها به توسعه محصول کمک میکند، بلکه وفاداری مشتریان را نیز افزایش میدهد.
مقاله همچنین بر اهمیت به چالش کشیدن فرضیات تأکید میکند. طراحان اغلب به پیشفرضهایی در مورد خواستههای کاربران اعتماد میکنند که ممکن است با نیازهای واقعی آنها مطابقت نداشته باشد. با بررسی این فرضیات و تأیید ایدهها با دادههای واقعی کاربران، تیمها میتوانند راهحلهای موثرتر و متمرکزتری ارائه دهند.
همکاری بین بخشها نیز در این رویکرد مشتریمدار ضروری است. دخیل کردن دیدگاههای مختلف از بخشهای بازاریابی، فروش و پشتیبانی مشتریان، نمای کلیتری از تجربه مشتریان ارائه میدهد. این همکاری اطمینان میدهد که کل چرخه عمر محصول با هدف حل مشکلات مشتریان همراستا است.
در نهایت، مقاله استدلال میکند که با اولویتبندی مشکلات مشتریان بر محصول، شرکتها میتوانند محصولاتی بسازند که نه تنها به تقاضای بازار پاسخ دهند بلکه ارزش ماندگاری برای کاربران ایجاد کنند. این تغییر ذهنیت کلید نوآوری و حفظ رقابت در بازار پویای امروز است.
🔗 برای مطالعه مقاله می توانید به لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در دنیای طراحی UX، تمرکز بر حل مشکلات مشتری به جای مشکلات محصول برای موفقیت بسیار حیاتی است. مقاله بر این نکته تأکید میکند که بسیاری از طراحان و تیمهای محصول اغلب در تله بهبود محصولات بدون درک عمیق نیازهای کاربران گرفتار میشوند. برای نوآوری واقعی، تیمها باید بیشتر به درک نقاط درد و خواستههای مشتریان بپردازند، به جای اینکه فقط روی ویژگیهای موجود تمرکز کنند.
کلید این تغییر رویکرد، همدلی و تحقیق عمیق درباره کاربران است. با تعامل فعال با مشتریان، مشاهده رفتارهای آنها و درک مشکلاتشان، طراحان میتوانند مشکلات واقعی را کشف کنند و راهحلهای معناداری ارائه دهند. این رویکرد نه تنها به توسعه محصول کمک میکند، بلکه وفاداری مشتریان را نیز افزایش میدهد.
مقاله همچنین بر اهمیت به چالش کشیدن فرضیات تأکید میکند. طراحان اغلب به پیشفرضهایی در مورد خواستههای کاربران اعتماد میکنند که ممکن است با نیازهای واقعی آنها مطابقت نداشته باشد. با بررسی این فرضیات و تأیید ایدهها با دادههای واقعی کاربران، تیمها میتوانند راهحلهای موثرتر و متمرکزتری ارائه دهند.
همکاری بین بخشها نیز در این رویکرد مشتریمدار ضروری است. دخیل کردن دیدگاههای مختلف از بخشهای بازاریابی، فروش و پشتیبانی مشتریان، نمای کلیتری از تجربه مشتریان ارائه میدهد. این همکاری اطمینان میدهد که کل چرخه عمر محصول با هدف حل مشکلات مشتریان همراستا است.
در نهایت، مقاله استدلال میکند که با اولویتبندی مشکلات مشتریان بر محصول، شرکتها میتوانند محصولاتی بسازند که نه تنها به تقاضای بازار پاسخ دهند بلکه ارزش ماندگاری برای کاربران ایجاد کنند. این تغییر ذهنیت کلید نوآوری و حفظ رقابت در بازار پویای امروز است.
🔗 برای مطالعه مقاله می توانید به لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Stop inventing product problems; start solving customer problems
Low-performing teams choose problems based on what they’d like to solve rather than what their customers need.
❤4👍4😁1
مقایسه بررسیهای رقابتی و تحقیقات کاربری رقابتی
ارزیابیهای رقابتی روشهایی هستند برای سنجش اینکه چگونه یک محصول یا خدمات با محصولات یا خدمات رقبا مقایسه میشود. هدف این است که نقاط قوت و ضعف در پیشنهادات رقیب را شناسایی کرده و رویکردهای مختلف به مسائل طراحی مشابه را درک کنیم. دو نوع اصلی از ارزیابیهای رقابتی وجود دارد: بررسیهای رقابتی و تحقیقات کاربری رقابتی.
یک بررسی رقابتی شامل ارزیابی کارشناسانه است که در آن کارشناسان با تجربه در زمینه usability (کاربردپذیری) محصولات رقبا را بر اساس اصول usability ارزیابی میکنند. این روش به دلیل عدم نیاز به برنامهریزی تحقیقاتی گسترده یا استخدام شرکتکنندگان، کارآمد است. با این حال، ممکن است در صورت عدم وجود دادهها یا تجربه واقعی کاربر، نتایج متعصبانهای به دنبال داشته باشد.
در مقابل، تحقیقات کاربری رقابتی، مانند تست کاربردپذیری، شامل مشاهده کاربران در حال استفاده کردن از محصولات رقبا است. این روش دادههای واقعی کاربر را ارائه میدهد و بینشهای عینیتری فراهم میکند. با این حال، نیاز به زمان بیشتری برای برنامهریزی، استخدام، اجرا و تحلیل دارد که آن را به فرآیندی پیچیدهتر و نیازمند منابع بیشتر تبدیل میکند.
ارزیابیهای رقابتی به طور کلی در مراحل اولیه توسعه محصول بیشترین فایده را دارند اما میتوانند در هر مرحلهای از توسعه سودمند باشند. حتی اگر به نظر میرسد که محصول رقیب مستقیمی ندارد، راهحلهای جایگزینی برای بررسی مسالهی در دست حل وجود دارند. درک فضای رقابتی به ایجاد طرحها و استراتژیهای مؤثر برای پیشی گرفتن از راهحلهای موجود کمک میکند.
در نهایت، هدف از ارزیابی رقابتی نه فقط درک رقبا، بلکه همچنین شناسایی فرصتهای نوآوری و بهبود است. تمرکز باید بر روی ایجاد راهحلهایی باشد که فراتر از آنچه که در حال حاضر موجود است، پیش بروند و نه صرفاً تکرار طراحیهای موجود.
🔗 برای مشاهده ویدئو می توانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری #تحلیل_رقبا
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ارزیابیهای رقابتی روشهایی هستند برای سنجش اینکه چگونه یک محصول یا خدمات با محصولات یا خدمات رقبا مقایسه میشود. هدف این است که نقاط قوت و ضعف در پیشنهادات رقیب را شناسایی کرده و رویکردهای مختلف به مسائل طراحی مشابه را درک کنیم. دو نوع اصلی از ارزیابیهای رقابتی وجود دارد: بررسیهای رقابتی و تحقیقات کاربری رقابتی.
یک بررسی رقابتی شامل ارزیابی کارشناسانه است که در آن کارشناسان با تجربه در زمینه usability (کاربردپذیری) محصولات رقبا را بر اساس اصول usability ارزیابی میکنند. این روش به دلیل عدم نیاز به برنامهریزی تحقیقاتی گسترده یا استخدام شرکتکنندگان، کارآمد است. با این حال، ممکن است در صورت عدم وجود دادهها یا تجربه واقعی کاربر، نتایج متعصبانهای به دنبال داشته باشد.
در مقابل، تحقیقات کاربری رقابتی، مانند تست کاربردپذیری، شامل مشاهده کاربران در حال استفاده کردن از محصولات رقبا است. این روش دادههای واقعی کاربر را ارائه میدهد و بینشهای عینیتری فراهم میکند. با این حال، نیاز به زمان بیشتری برای برنامهریزی، استخدام، اجرا و تحلیل دارد که آن را به فرآیندی پیچیدهتر و نیازمند منابع بیشتر تبدیل میکند.
ارزیابیهای رقابتی به طور کلی در مراحل اولیه توسعه محصول بیشترین فایده را دارند اما میتوانند در هر مرحلهای از توسعه سودمند باشند. حتی اگر به نظر میرسد که محصول رقیب مستقیمی ندارد، راهحلهای جایگزینی برای بررسی مسالهی در دست حل وجود دارند. درک فضای رقابتی به ایجاد طرحها و استراتژیهای مؤثر برای پیشی گرفتن از راهحلهای موجود کمک میکند.
در نهایت، هدف از ارزیابی رقابتی نه فقط درک رقبا، بلکه همچنین شناسایی فرصتهای نوآوری و بهبود است. تمرکز باید بر روی ایجاد راهحلهایی باشد که فراتر از آنچه که در حال حاضر موجود است، پیش بروند و نه صرفاً تکرار طراحیهای موجود.
🔗 برای مشاهده ویدئو می توانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری #تحلیل_رقبا
@Dexign فلسفه دیزاین
______
YouTube
Competitive Reviews vs. Competitive Research
There is more than one way to conduct a competitive evaluation. This video describes the difference between a competitive review and competitive research.
Read More: https://www.nngroup.com/articles/competitive-usability-evaluations/
Watch Next: https:/…
Read More: https://www.nngroup.com/articles/competitive-usability-evaluations/
Watch Next: https:/…
❤3👍1🍓1
«زبان مخفی طراحی حروف»
▫️در این سخنرانی، مارتینا فلور، طراح و هنرمند حروف، به دنیای پیچیده و جادویی تایپوگرافی و طراحی حروف میپردازد. او توضیح میدهد که چگونه طراحی هر حرف بهعنوان یک واحد کوچک از نوشتار، میتواند تجربهای کاملاً متفاوت برای مخاطب ایجاد کند و این جزئیات در ظاهر ساده، نقش مهمی در نحوه درک و احساس ما از متنها ایفا میکند.
▫️فلور سخنرانیاش را با معرفی برخی اصول پایه در طراحی حروف آغاز میکند و نشان میدهد که چطور ویژگیهایی مانند ضخامت، ارتفاع، فاصله میان حروف، و حتی شکل دایرهها و منحنیهای هر حرف میتوانند یک لحن و شخصیت خاص به متن بدهند. او به ما میگوید که طراحی حروف میتواند همانند یک چهره انسانی، احساسات، شخصیت و حالتهای مختلف را منتقل کند. برای مثال، حروف گرد و نرم میتوانند حسی دوستانه و خوشایند ایجاد کنند، در حالی که حروف تیز و زاویهدار ممکن است نشاندهنده جدیت یا خشونت باشند.
▫️در ادامه، مارتینا فلور با مثالهای گوناگون از پروژههای خود نشان میدهد که چگونه هر حرف میتواند یک داستان را روایت کند. او از پروژههای شخصی و کاریاش که برای برندهای بزرگ و کوچک انجام داده است، صحبت میکند و توضیح میدهد که چگونه با دقت در انتخاب سبک و فرم حروف، پیام و هویت برندها را بهدرستی منعکس کرده است. او همچنین به جنبههای فرهنگی و تاریخی تایپوگرافی اشاره میکند و بهطور جذاب نشان میدهد که چگونه حروف میتوانند بر اساس زمینههای فرهنگی مختلف، معانی متفاوتی داشته باشند.
▫️در پایان، فلور بر اهمیت بازی با حروف و کشف روشهای جدید برای بیان خلاقانه تاکید میکند. او با اشتیاق دعوت میکند تا به طراحی حروف بهعنوان یک فرم هنری نگاه کنیم که قدرتی فوقالعاده برای برقراری ارتباط دارد و در عین حال یک زبان مخفی و زنده است که همواره در مسیر تکامل و تغییر قرار دارد. این سخنرانی برای هر کسی که به دیزاین و قدرت ارتباطات بصری علاقهمند است، یک منبع الهامبخش و آگاهیدهنده خواهد بود.
🔗 برای دیدن کامل تدتاک به این «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین #رابط_کاربری #تایپوگرافی #فونت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در این سخنرانی، مارتینا فلور، طراح و هنرمند حروف، به دنیای پیچیده و جادویی تایپوگرافی و طراحی حروف میپردازد. او توضیح میدهد که چگونه طراحی هر حرف بهعنوان یک واحد کوچک از نوشتار، میتواند تجربهای کاملاً متفاوت برای مخاطب ایجاد کند و این جزئیات در ظاهر ساده، نقش مهمی در نحوه درک و احساس ما از متنها ایفا میکند.
▫️فلور سخنرانیاش را با معرفی برخی اصول پایه در طراحی حروف آغاز میکند و نشان میدهد که چطور ویژگیهایی مانند ضخامت، ارتفاع، فاصله میان حروف، و حتی شکل دایرهها و منحنیهای هر حرف میتوانند یک لحن و شخصیت خاص به متن بدهند. او به ما میگوید که طراحی حروف میتواند همانند یک چهره انسانی، احساسات، شخصیت و حالتهای مختلف را منتقل کند. برای مثال، حروف گرد و نرم میتوانند حسی دوستانه و خوشایند ایجاد کنند، در حالی که حروف تیز و زاویهدار ممکن است نشاندهنده جدیت یا خشونت باشند.
▫️در ادامه، مارتینا فلور با مثالهای گوناگون از پروژههای خود نشان میدهد که چگونه هر حرف میتواند یک داستان را روایت کند. او از پروژههای شخصی و کاریاش که برای برندهای بزرگ و کوچک انجام داده است، صحبت میکند و توضیح میدهد که چگونه با دقت در انتخاب سبک و فرم حروف، پیام و هویت برندها را بهدرستی منعکس کرده است. او همچنین به جنبههای فرهنگی و تاریخی تایپوگرافی اشاره میکند و بهطور جذاب نشان میدهد که چگونه حروف میتوانند بر اساس زمینههای فرهنگی مختلف، معانی متفاوتی داشته باشند.
▫️در پایان، فلور بر اهمیت بازی با حروف و کشف روشهای جدید برای بیان خلاقانه تاکید میکند. او با اشتیاق دعوت میکند تا به طراحی حروف بهعنوان یک فرم هنری نگاه کنیم که قدرتی فوقالعاده برای برقراری ارتباط دارد و در عین حال یک زبان مخفی و زنده است که همواره در مسیر تکامل و تغییر قرار دارد. این سخنرانی برای هر کسی که به دیزاین و قدرت ارتباطات بصری علاقهمند است، یک منبع الهامبخش و آگاهیدهنده خواهد بود.
🔗 برای دیدن کامل تدتاک به این «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان ویدئو: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین #رابط_کاربری #تایپوگرافی #فونت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
The secret language of letter design
Look at the letters around you: on street signs, stores, restaurant menus, the covers of books. Whether you realize it or not, the letters are speaking to you, telling you something beyond the literal text -- that whatever they represent is modern or finely…
👍6😢1
۱۰ اشتباه ماندگار در طراحی وبسایت
مطالعهای در مقیاس بزرگ درباره قابلیت استفاده از وبسایتها، رایجترین و آسیبزنندهترین اشتباهات طراحی وب در دنیای امروز را آشکار کرده است. این اشتباهات، جدید یا شگفتآور نیستند؛ بلکه مشکلات ماندگاری هستند که همچنان به کارایی وبسایتها آسیب میزنند.
این مطالعه درباره قابلیت استفاده از وب با 215 شرکتکننده در ایالات متحده و بریتانیا انجام شده است تا مشخص شود که امروز اشتباهات طراحی وب کداماند. پس از تحلیل نتایج در 43 سایت که از کسبوکارهای محلی کوچک تا سایتهای سرگرمی، خیریهها و سازمانهای جهانی را شامل میشدند، ۱۰ اشتباه رایج و آسیبزا در طراحی وب که به کاربران آسیب میرساند، شناسایی شدند. (و با آسیب به کاربران، این مشکلات طراحی قطعاً به متریکهای تجاری وبسایتها نیز آسیب میزنند.)
خبر مهم این است: هیچیک از مسائل اصلی امروزی، جدید یا شگفتآور نیستند. طراحی وب راه درازی را طی کرده است. اما این مشکلات مداوم همچنان باقی ماندهاند. الگوها و زیباییشناسی طراحی مدرن تغییر میکنند، اما نیازهای اساسی کاربران همچنان یکسان باقی میمانند. کاربران هنوز باید اطلاعات را پیدا کنند، بتوانند آن را بخوانند و بدانند که چه چیزی را کلیک کنند و آن کلیک به کجا منتهی میشود.
۱- مکانهای غیرمنتظره برای محتوا
کاربران نمیتوانند از اطلاعاتی که قابلیت پیداشدن ندارند، استفاده کنند. بسیاری از سایتها دستهبندی ضعیفی ارائه میدهند که بهدرستی یا بهطور دقیق محتوای داخل آنها را توصیف نمیکند. برخی دیگر بر اساس نگرش شرکت، نه کاربر، سازماندهی شدهاند. هنگامی که ساختار سایت با مدل ذهنی کاربران درباره چگونگی سازماندهی اطلاعات همخوانی نداشته باشد، افراد نمیتوانند آنچه نیاز دارند را پیدا کنند.
درگیر کردن کاربران در ایجاد ساختار سایت ضروری است. کمی کار روی قابلیت استفاده، مانند مرتبسازی کارتها، آزمایش درختی یا تست قابلیت استفاده، میتواند در ایجاد ساختار سایتی که برای کاربران معنادار باشد، مؤثر باشد.
۲- لینکها و دستهبندیهای رقابتی
وقتی کاربران نمیتوانند بهوضوح بین دستهبندیهای ناوبری یا لینکهای مشابه تمایز قائل شوند، برای یافتن مسیر درست به محتوا دچار مشکل میشوند. نامهای دستهبندیها و لینکها باید بهتنهایی معنی داشته باشند، اما همچنین در ارتباط با دیگر گزینههای سایت نیز مفهوم باشند. اگر چندین بخش یا صفحه بتواند به یک نیاز اطلاعاتی خاص پاسخ دهد، کاربران مجبور میشوند هرکدام را بررسی کنند یا بهترین حدس خود را بزنند. در غیر این صورت، ممکن است به جستجو متوسل شوند یا حتی سایت را ترک کنند.
کارتسورتینگ و تستهای قابلیت استفاده میتوانند به جلوگیری از دستهبندیهای متداخل کمک کنند. مشکلاتی که ناشی از لینکهای بیش از حد مشابه است، اغلب به دلیل استراتژی محتوای ضعیف است.
▫️دو علت احتمالی برای این مشکلات عبارتند از:
برچسبگذاری ضعیف: لینکها به محتوای مختلفی اشاره میکنند، اما به دلایلی برچسبهای مشابه دارند. اگر اینطور است، سعی کنید لینکهای خود را دوباره نامگذاری کنید تا از یکدیگر متمایز شوند.
تفکیک ضعیف محتوا: اگر لینکها به صفحات مختلفی با اطلاعات بسیار مرتبط هدایت میشوند، راهحل ممکن است تغییر نام لینکها نباشد، بلکه بازآرایی و ادغام محتوا باشد.
۳. جزایر اطلاعات
برخی از سایتها قطعات کوچک اطلاعات را در سراسر سایت پراکنده میکنند، بدون اینکه ارتباط زیادی بین آنها وجود داشته باشد.
زمانی که کاربران یکی از این جزایر اطلاعاتی را پیدا میکنند که لینکهایی به اطلاعات مرتبط دیگر ندارد، دلیلی برای فکر کردن به اینکه ناحیه دیگری از سایت مواد تکمیلی ارائه میدهد، ندارند. اگر افراد نیاز به اطلاعات اضافی داشته باشند، ممکن است به سایت رقیب یا گوگل مراجعه کنند تا آن را بدست آورند.
کاربرانی که تلاش میکنند اطلاعات را دوباره پیدا کنند، ممکن است به ناحیهای کاملاً متفاوت از سایت بروند، با دیدگاهی متفاوت از محتوا نسبت به تجربه اول. کسانی که موفق به پیدا کردن اطلاعات جدا شده میشوند، باید آن را کنار هم قرار دهند. به هر حال، تصور منفی از سایت با آنها باقی میماند.
یک راه حل این است که لینکهای مرتبطی بین صفحات ارائهدهنده اطلاعات مرتبط اضافه کنید. راه حل بهتر این است که بررسی کنید چرا اطلاعات در سراسر سایت پراکنده است، آن را به صورت مناسب تجمیع کنید و بهترین مکان را برای آن انتخاب کنید. نواحی دیگر سایت میتوانند به مکان اصلی محتوا در مورد آن موضوع اشاره کنند، به جای اینکه اطلاعات را تکرار کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#UX #user_research
#تجربه_کاربر #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
مطالعهای در مقیاس بزرگ درباره قابلیت استفاده از وبسایتها، رایجترین و آسیبزنندهترین اشتباهات طراحی وب در دنیای امروز را آشکار کرده است. این اشتباهات، جدید یا شگفتآور نیستند؛ بلکه مشکلات ماندگاری هستند که همچنان به کارایی وبسایتها آسیب میزنند.
این مطالعه درباره قابلیت استفاده از وب با 215 شرکتکننده در ایالات متحده و بریتانیا انجام شده است تا مشخص شود که امروز اشتباهات طراحی وب کداماند. پس از تحلیل نتایج در 43 سایت که از کسبوکارهای محلی کوچک تا سایتهای سرگرمی، خیریهها و سازمانهای جهانی را شامل میشدند، ۱۰ اشتباه رایج و آسیبزا در طراحی وب که به کاربران آسیب میرساند، شناسایی شدند. (و با آسیب به کاربران، این مشکلات طراحی قطعاً به متریکهای تجاری وبسایتها نیز آسیب میزنند.)
خبر مهم این است: هیچیک از مسائل اصلی امروزی، جدید یا شگفتآور نیستند. طراحی وب راه درازی را طی کرده است. اما این مشکلات مداوم همچنان باقی ماندهاند. الگوها و زیباییشناسی طراحی مدرن تغییر میکنند، اما نیازهای اساسی کاربران همچنان یکسان باقی میمانند. کاربران هنوز باید اطلاعات را پیدا کنند، بتوانند آن را بخوانند و بدانند که چه چیزی را کلیک کنند و آن کلیک به کجا منتهی میشود.
۱- مکانهای غیرمنتظره برای محتوا
کاربران نمیتوانند از اطلاعاتی که قابلیت پیداشدن ندارند، استفاده کنند. بسیاری از سایتها دستهبندی ضعیفی ارائه میدهند که بهدرستی یا بهطور دقیق محتوای داخل آنها را توصیف نمیکند. برخی دیگر بر اساس نگرش شرکت، نه کاربر، سازماندهی شدهاند. هنگامی که ساختار سایت با مدل ذهنی کاربران درباره چگونگی سازماندهی اطلاعات همخوانی نداشته باشد، افراد نمیتوانند آنچه نیاز دارند را پیدا کنند.
درگیر کردن کاربران در ایجاد ساختار سایت ضروری است. کمی کار روی قابلیت استفاده، مانند مرتبسازی کارتها، آزمایش درختی یا تست قابلیت استفاده، میتواند در ایجاد ساختار سایتی که برای کاربران معنادار باشد، مؤثر باشد.
۲- لینکها و دستهبندیهای رقابتی
وقتی کاربران نمیتوانند بهوضوح بین دستهبندیهای ناوبری یا لینکهای مشابه تمایز قائل شوند، برای یافتن مسیر درست به محتوا دچار مشکل میشوند. نامهای دستهبندیها و لینکها باید بهتنهایی معنی داشته باشند، اما همچنین در ارتباط با دیگر گزینههای سایت نیز مفهوم باشند. اگر چندین بخش یا صفحه بتواند به یک نیاز اطلاعاتی خاص پاسخ دهد، کاربران مجبور میشوند هرکدام را بررسی کنند یا بهترین حدس خود را بزنند. در غیر این صورت، ممکن است به جستجو متوسل شوند یا حتی سایت را ترک کنند.
کارتسورتینگ و تستهای قابلیت استفاده میتوانند به جلوگیری از دستهبندیهای متداخل کمک کنند. مشکلاتی که ناشی از لینکهای بیش از حد مشابه است، اغلب به دلیل استراتژی محتوای ضعیف است.
▫️دو علت احتمالی برای این مشکلات عبارتند از:
برچسبگذاری ضعیف: لینکها به محتوای مختلفی اشاره میکنند، اما به دلایلی برچسبهای مشابه دارند. اگر اینطور است، سعی کنید لینکهای خود را دوباره نامگذاری کنید تا از یکدیگر متمایز شوند.
تفکیک ضعیف محتوا: اگر لینکها به صفحات مختلفی با اطلاعات بسیار مرتبط هدایت میشوند، راهحل ممکن است تغییر نام لینکها نباشد، بلکه بازآرایی و ادغام محتوا باشد.
۳. جزایر اطلاعات
برخی از سایتها قطعات کوچک اطلاعات را در سراسر سایت پراکنده میکنند، بدون اینکه ارتباط زیادی بین آنها وجود داشته باشد.
زمانی که کاربران یکی از این جزایر اطلاعاتی را پیدا میکنند که لینکهایی به اطلاعات مرتبط دیگر ندارد، دلیلی برای فکر کردن به اینکه ناحیه دیگری از سایت مواد تکمیلی ارائه میدهد، ندارند. اگر افراد نیاز به اطلاعات اضافی داشته باشند، ممکن است به سایت رقیب یا گوگل مراجعه کنند تا آن را بدست آورند.
کاربرانی که تلاش میکنند اطلاعات را دوباره پیدا کنند، ممکن است به ناحیهای کاملاً متفاوت از سایت بروند، با دیدگاهی متفاوت از محتوا نسبت به تجربه اول. کسانی که موفق به پیدا کردن اطلاعات جدا شده میشوند، باید آن را کنار هم قرار دهند. به هر حال، تصور منفی از سایت با آنها باقی میماند.
یک راه حل این است که لینکهای مرتبطی بین صفحات ارائهدهنده اطلاعات مرتبط اضافه کنید. راه حل بهتر این است که بررسی کنید چرا اطلاعات در سراسر سایت پراکنده است، آن را به صورت مناسب تجمیع کنید و بهترین مکان را برای آن انتخاب کنید. نواحی دیگر سایت میتوانند به مکان اصلی محتوا در مورد آن موضوع اشاره کنند، به جای اینکه اطلاعات را تکرار کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#UX #user_research
#تجربه_کاربر #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
Top 10 Enduring Web-Design Mistakes
A large-scale usability study revealed the most common and damaging web-design mistakes of today. They aren't surprising or new - they're enduring issues that continue to hurt website usability.
👍8❤1🫡1
الگوهای طراحی جدول داده
جداول دادهها در اندازهها، محتویات، اهداف و پیچیدگیهای مختلف وجود دارند. توانایی پرس و جو و دستکاری دادهها یک نیاز اساسی برای اکثر محصولاتی است که امروزه طراحی میشوند. شرکتهای نرمافزاری سازمانی اغلب مقادیر زیادی از دادهها را به کاربران خود ارائه میکنند و تجربههای جداول به خوبی طراحی شده را در اولویت قرار میدهند.
این مقاله مجموعهای از بهترین روشها است که به شما کمک میکند تا جداول دادههای خود را بهبود بخشید.
جدول از سه چیز تشکیل شده است: داده، ستون و ردیف. مهم است که این عناصر را به طور موثر بر اساس نیازهای محصول خود متعادل کنید.
از تراز وسط خودداری کنید
استفاده از چیدمان مناسب برای انواع مختلف محتوا برای افزایش خوانایی، محاسبات ذهنی و مقایسه بین ردیفها بسیار مهم است.
تراز در مرکز اسکن سریع را مختل میکند و باعث حرکات غیرضروری چشم میشود.
تراز از راست برای زبان فارسی یا عربی (راست چین)، و تراز از چپ برای زبانهای خارجی (چپ چین).
ستونها جداکنندههای عمودی ممکن است همیشه ضروری نباشند و جدول را از نظر بصری شلوغ کنند.
حاشیه نازک ۱ پیکسلی حداکثر و یک رنگ خاکستری روشن میتواند کافی باشد.
ردیفها سطرهای جدول نشان دهنده نهادهای اصلی هستند و سزاوار تمایز بصری بیشتری هستند.
استفاده از پسزمینههای رنگی متناوب برای هر ردیف، روشی مؤثر برای کمک به کاربران در ردیابی جایی است که در حین مطالعه هستند. این سبک به ویژه برای مجموعه دادههای بزرگتر مفید است.
اضافه کردن زیر متن
می توان از زیرمتن برای ارائه اطلاعات اضافی یا ترکیب ستونها بدون درهم ریختن جدول استفاده کرد.
به عنوان مثال، به جای داشتن ستونهای جداگانه برای کشور و زبان، میتوان زبان را به عنوان زیرمتن زیر نام کشور اضافه کرد.
از کنتراست واضح استفاده کنید افزودن کنتراست به جدول خود با استفاده از سبکهای متن و پس زمینههای مختلف میتواند یک سلسله مراتب ایجاد کند.
نشانههای بصری را اضافه کنید افزودن نشانههای بصری با پسزمینههای رنگی مختلف به جدول، زمینه سازمانی را بهبود میبخشد و اسکن و درک دادهها را آسانتر میکند. برچسبهای رنگی بازخورد بصری بهتری ارائه میدهند، بار شناختی را کاهش میدهند و الگوهای تعامل بصریتری ایجاد میکنند.
مرتب سازی ستونها به کاربران اجازه میدهد تا ردیفها را بر اساس یک دسته خاص سازماندهی کنند. هر ستونی را میتوان بر اساس حروف الفبا یا عددی با کلیک بر روی نماد مرتب سازی در کنار برچسب ستون مرتب کرد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UI #table
#رابط_کاربر #جدول
@Dexign فلسفه دیزاین
______
جداول دادهها در اندازهها، محتویات، اهداف و پیچیدگیهای مختلف وجود دارند. توانایی پرس و جو و دستکاری دادهها یک نیاز اساسی برای اکثر محصولاتی است که امروزه طراحی میشوند. شرکتهای نرمافزاری سازمانی اغلب مقادیر زیادی از دادهها را به کاربران خود ارائه میکنند و تجربههای جداول به خوبی طراحی شده را در اولویت قرار میدهند.
این مقاله مجموعهای از بهترین روشها است که به شما کمک میکند تا جداول دادههای خود را بهبود بخشید.
جدول از سه چیز تشکیل شده است: داده، ستون و ردیف. مهم است که این عناصر را به طور موثر بر اساس نیازهای محصول خود متعادل کنید.
از تراز وسط خودداری کنید
استفاده از چیدمان مناسب برای انواع مختلف محتوا برای افزایش خوانایی، محاسبات ذهنی و مقایسه بین ردیفها بسیار مهم است.
تراز در مرکز اسکن سریع را مختل میکند و باعث حرکات غیرضروری چشم میشود.
تراز از راست برای زبان فارسی یا عربی (راست چین)، و تراز از چپ برای زبانهای خارجی (چپ چین).
ستونها جداکنندههای عمودی ممکن است همیشه ضروری نباشند و جدول را از نظر بصری شلوغ کنند.
حاشیه نازک ۱ پیکسلی حداکثر و یک رنگ خاکستری روشن میتواند کافی باشد.
ردیفها سطرهای جدول نشان دهنده نهادهای اصلی هستند و سزاوار تمایز بصری بیشتری هستند.
استفاده از پسزمینههای رنگی متناوب برای هر ردیف، روشی مؤثر برای کمک به کاربران در ردیابی جایی است که در حین مطالعه هستند. این سبک به ویژه برای مجموعه دادههای بزرگتر مفید است.
اضافه کردن زیر متن
می توان از زیرمتن برای ارائه اطلاعات اضافی یا ترکیب ستونها بدون درهم ریختن جدول استفاده کرد.
به عنوان مثال، به جای داشتن ستونهای جداگانه برای کشور و زبان، میتوان زبان را به عنوان زیرمتن زیر نام کشور اضافه کرد.
از کنتراست واضح استفاده کنید افزودن کنتراست به جدول خود با استفاده از سبکهای متن و پس زمینههای مختلف میتواند یک سلسله مراتب ایجاد کند.
نشانههای بصری را اضافه کنید افزودن نشانههای بصری با پسزمینههای رنگی مختلف به جدول، زمینه سازمانی را بهبود میبخشد و اسکن و درک دادهها را آسانتر میکند. برچسبهای رنگی بازخورد بصری بهتری ارائه میدهند، بار شناختی را کاهش میدهند و الگوهای تعامل بصریتری ایجاد میکنند.
مرتب سازی ستونها به کاربران اجازه میدهد تا ردیفها را بر اساس یک دسته خاص سازماندهی کنند. هر ستونی را میتوان بر اساس حروف الفبا یا عددی با کلیک بر روی نماد مرتب سازی در کنار برچسب ستون مرتب کرد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UI #table
#رابط_کاربر #جدول
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Data Table Design Patterns
Data tables come in various sizes, contents, purposes, and complexities. The ability to query and manipulate data is a crucial requirement…
👍4❤1
نقش هنر در طراحی محصول
بسیاری از مردم هنر بصری و طراحی را به دلیل شباهتهای زیادشان با هم اشتباه میگیرند. هنر و طراحی هر دو نیازمند خلاقیت فراوان، حس قوی از زیباییشناسی و سبک، هوش هیجانی، و توانایی روایت یک داستان از طریق رسانههای بصری هستند. اگرچه این شباهتها قابلتوجه و گاهی گیجکننده هستند، اما کاربرد این دو رشته به طرز شگفتآوری ساده و متفاوت است:
طراحی نیازمند عملکرد است، هنر چنین نیازی ندارد.
طراحی مبتنی بر نتیجه است، اما هنر لزوماً چنین نیست.
تفاوت اصلی از هدف کار ناشی میشود. وقتی یک طراح شروع به کار میکند، از قبل میداند که باید به چه چیزی دست یابد. او تحت تأثیر یک هدف، برنامه، مشتری یا قرارداد است. اما محرک هنرمند، تخیل اوست.
نقش هنر در طراحی محصول
چگونگی ظاهر یک محصول روز به روز اهمیت بیشتری پیدا میکند. این ایده با رشد سریع شرکتهایی که طراحی محصول را در اولویت قرار میدهند، ثابت شده است — به عنوان مثال، رویکرد ویرجین به بانکداری، یا تأثیر اسنپچت بر ارتباطات. در حالی که در گذشته قابلیت استفاده تنها ویژگی ضروری بود، امروزه مصرفکنندگان انتظار دارند محصولاتی که از آنها استفاده میکنند هم به طور مؤثری نیازهایشان را برآورده کنند و هم از نظر بصری بسیار جذاب باشند، و این موضوع به دلیل تعاملات مکرر با برندهایی که تمرکز زیادی بر طراحی دارند (مثل محصولات مختلف اپل) شکل گرفته است.
در صورت نبود این دو عامل در کنار هم، برداشت کاربران از محصول شما ممکن است آسیب ببیند و گاهی این موضوع تا حدی پیش میرود که کاربران به کلی محصول را رها کنند.
▫️بنابراین این موضوع چه معنایی برای یک طراح محصول دارد؟
طراحان باید تا حدودی مانند هنرمندان فکر کنند. آنها باید به شکلی منطقی یک ایده خلاقانه را به کار گیرند و یک ایده ناملموس را به شکلی واضح و قابلفهم ترجمه کنند. در طراحی هر محصول جدید یا مجموعه ویژگیها، تفکر هنری باید مورد توجه قرار گیرد.
بهکارگیری تفکر هنری در تفکر طراحی
هنر به عمد تحریکآمیز است. هدف آن برانگیختن احساسات است. هر ضربه قلم، لکه زغال یا پاشیدن رنگ، برای ایجاد یک واکنش خاص در بیننده طراحی شده است — هنر با احساسات بیننده بازی میکند. در نهایت، طراحان باید درک کنند که چگونه تصاویر بر احساسات تأثیر میگذارند، چگونه احساسات بر انتخاب تأثیر میگذارند، و چطور از این تأثیرات به نفع محصول استفاده کنند. تمام انتخابهای طراحی باید بر اساس نحوه استفاده افراد، برنامههایشان برای استفاده و احساسی که نسبت به محصول دارند، شکل بگیرد.
هوش هیجانی
متأسفانه، بسیاری از افراد درک ضعیفی از این دارند که چرا در لحظات خاص احساسات خاصی را تجربه میکنند و در برقراری ارتباط این احساسات حتی بدتر عمل میکنند. وظیفه شما این است که این احساسات را برای آنها ترجمه کرده و سپس بر اساس آنها عمل کنید. شناسایی دقیق، ترجمه، و هدایت این احساسات همان چیزی است که به آن "هوش هیجانی" میگویند.
شما میتوانید با استفاده از این روشها، هوش هیجانی خود را افزایش دهید—که همگی در تحقیقات کاربر بسیار مفید هستند.
بیشتر از تجسمات بهره ببرید
یک شخص میتواند با نگاه کردن به چیزی، وضعیت کلی عاطفی را شناسایی کند، اما این وضعیت تنها به آنچه که موضوع میگوید محدود نمیشود. به زمان پاسخدهی فرد به احساسات خود توجه کنید. اگر پاسخ فوری باشد، نشاندهنده آن است که تجسم شما تجربهای سازگار را به درستی نمایش میدهد. اگر فرد برای پاسخ دادن به بیش از چند ثانیه نیاز داشته باشد، به وضوح هدف تجسم نامشخص یا پیچیده است.
همچنین میتوانید به زبان بدن فرد توجه کنید—آیا او به جلو متمایل میشود (به معنی کنجکاو بودن) یا به سمت کناره میچرخد (به معنی دفاعی بودن)؟
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه:۸ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #art
#دیزاین #طراحی_محصول #هنر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
بسیاری از مردم هنر بصری و طراحی را به دلیل شباهتهای زیادشان با هم اشتباه میگیرند. هنر و طراحی هر دو نیازمند خلاقیت فراوان، حس قوی از زیباییشناسی و سبک، هوش هیجانی، و توانایی روایت یک داستان از طریق رسانههای بصری هستند. اگرچه این شباهتها قابلتوجه و گاهی گیجکننده هستند، اما کاربرد این دو رشته به طرز شگفتآوری ساده و متفاوت است:
طراحی نیازمند عملکرد است، هنر چنین نیازی ندارد.
طراحی مبتنی بر نتیجه است، اما هنر لزوماً چنین نیست.
تفاوت اصلی از هدف کار ناشی میشود. وقتی یک طراح شروع به کار میکند، از قبل میداند که باید به چه چیزی دست یابد. او تحت تأثیر یک هدف، برنامه، مشتری یا قرارداد است. اما محرک هنرمند، تخیل اوست.
نقش هنر در طراحی محصول
چگونگی ظاهر یک محصول روز به روز اهمیت بیشتری پیدا میکند. این ایده با رشد سریع شرکتهایی که طراحی محصول را در اولویت قرار میدهند، ثابت شده است — به عنوان مثال، رویکرد ویرجین به بانکداری، یا تأثیر اسنپچت بر ارتباطات. در حالی که در گذشته قابلیت استفاده تنها ویژگی ضروری بود، امروزه مصرفکنندگان انتظار دارند محصولاتی که از آنها استفاده میکنند هم به طور مؤثری نیازهایشان را برآورده کنند و هم از نظر بصری بسیار جذاب باشند، و این موضوع به دلیل تعاملات مکرر با برندهایی که تمرکز زیادی بر طراحی دارند (مثل محصولات مختلف اپل) شکل گرفته است.
در صورت نبود این دو عامل در کنار هم، برداشت کاربران از محصول شما ممکن است آسیب ببیند و گاهی این موضوع تا حدی پیش میرود که کاربران به کلی محصول را رها کنند.
▫️بنابراین این موضوع چه معنایی برای یک طراح محصول دارد؟
طراحان باید تا حدودی مانند هنرمندان فکر کنند. آنها باید به شکلی منطقی یک ایده خلاقانه را به کار گیرند و یک ایده ناملموس را به شکلی واضح و قابلفهم ترجمه کنند. در طراحی هر محصول جدید یا مجموعه ویژگیها، تفکر هنری باید مورد توجه قرار گیرد.
بهکارگیری تفکر هنری در تفکر طراحی
هنر به عمد تحریکآمیز است. هدف آن برانگیختن احساسات است. هر ضربه قلم، لکه زغال یا پاشیدن رنگ، برای ایجاد یک واکنش خاص در بیننده طراحی شده است — هنر با احساسات بیننده بازی میکند. در نهایت، طراحان باید درک کنند که چگونه تصاویر بر احساسات تأثیر میگذارند، چگونه احساسات بر انتخاب تأثیر میگذارند، و چطور از این تأثیرات به نفع محصول استفاده کنند. تمام انتخابهای طراحی باید بر اساس نحوه استفاده افراد، برنامههایشان برای استفاده و احساسی که نسبت به محصول دارند، شکل بگیرد.
هوش هیجانی
متأسفانه، بسیاری از افراد درک ضعیفی از این دارند که چرا در لحظات خاص احساسات خاصی را تجربه میکنند و در برقراری ارتباط این احساسات حتی بدتر عمل میکنند. وظیفه شما این است که این احساسات را برای آنها ترجمه کرده و سپس بر اساس آنها عمل کنید. شناسایی دقیق، ترجمه، و هدایت این احساسات همان چیزی است که به آن "هوش هیجانی" میگویند.
شما میتوانید با استفاده از این روشها، هوش هیجانی خود را افزایش دهید—که همگی در تحقیقات کاربر بسیار مفید هستند.
بیشتر از تجسمات بهره ببرید
یک شخص میتواند با نگاه کردن به چیزی، وضعیت کلی عاطفی را شناسایی کند، اما این وضعیت تنها به آنچه که موضوع میگوید محدود نمیشود. به زمان پاسخدهی فرد به احساسات خود توجه کنید. اگر پاسخ فوری باشد، نشاندهنده آن است که تجسم شما تجربهای سازگار را به درستی نمایش میدهد. اگر فرد برای پاسخ دادن به بیش از چند ثانیه نیاز داشته باشد، به وضوح هدف تجسم نامشخص یا پیچیده است.
همچنین میتوانید به زبان بدن فرد توجه کنید—آیا او به جلو متمایل میشود (به معنی کنجکاو بودن) یا به سمت کناره میچرخد (به معنی دفاعی بودن)؟
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه:۸ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #art
#دیزاین #طراحی_محصول #هنر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Miro
AI Innovation Workspace | Miro
Speed up product development from ideation to launch. Align teams, break tool silos, and ship what customers need in one AI-powered visual platform.
👍8✍1
▫️خلاصه کتاب Grid systems in Graphic Design و معرفی سایت مرتبط جهت یادگیری عملی
📚 کتاب «Grid Systems in Graphic Design» نوشتهی یوزف مولر-بروکمان یکی از منابع کلاسیک و ضروری برای هر طراح گرافیکی است. این کتاب به طراحان کمک میکند تا اصول گریدبندی (Grid) را به شکلی حرفهای در پروژههای خود پیاده کنند. مولر-بروکمان با ارائه مثالهای عملی و گامبهگام، اهمیت استفاده از گرید برای نظم دادن به طراحیها و ایجاد ساختارهای منسجم را توضیح میدهد. با یادگیری این اصول، طراحیهای شما نه تنها از لحاظ زیبایی بصری ارتقا مییابد، بلکه خوانایی و کارایی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
📐 سیستمهای گرید در طراحی به طراحان کمک میکند تا از چارچوبی ثابت برای چیدمان المانهای گرافیکی مانند متن و تصویر استفاده کنند. این چارچوب به بهبود نظم و هماهنگی در طرحها کمک میکند و به شما امکان میدهد به جای تمرکز بیش از حد بر جزئیات، به خلاقیت خود در طراحی بپردازید. این کتاب همچنین درباره چگونگی استفاده از گریدها در طراحی چاپ و دیجیتال صحبت میکند و به شما نشان میدهد که چگونه میتوانید از این تکنیکها در پروژههای واقعی استفاده کنید.
💻 اگر به دنبال تجربهای عملی و تعاملی هستید، حتماً به سایت Grid Systems سر بزنید. این سایت به صورت خلاقانه و کاربردی طراحی شده و به شما امکان میدهد تا با گریدها بهطور واقعی کار کنید. میتوانید گریدهای مختلف را انتخاب کنید، سایز و ساختار آنها را تغییر دهید و مشاهده کنید که چطور متن و تصویرها در قالبهای مختلف قرار میگیرند. این سایت نه تنها برای یادگیری است بلکه به شما اجازه میدهد با آزمون و خطا اصول گریدبندی را در عمل تجربه کنید. با استفاده از این ابزار، میتوانید طرحهایی با ساختار دقیق و حرفهای بسازید که نظم و جذابیت بصری بیشتری دارند. این سایت برای طراحان مبتدی و حرفهای یک منبع الهامبخش و آموزشی عالی است!
گردآورنده: رها کاوه
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم #گرید
#grid
@Dexign فلسفه دیزاین
______
📚 کتاب «Grid Systems in Graphic Design» نوشتهی یوزف مولر-بروکمان یکی از منابع کلاسیک و ضروری برای هر طراح گرافیکی است. این کتاب به طراحان کمک میکند تا اصول گریدبندی (Grid) را به شکلی حرفهای در پروژههای خود پیاده کنند. مولر-بروکمان با ارائه مثالهای عملی و گامبهگام، اهمیت استفاده از گرید برای نظم دادن به طراحیها و ایجاد ساختارهای منسجم را توضیح میدهد. با یادگیری این اصول، طراحیهای شما نه تنها از لحاظ زیبایی بصری ارتقا مییابد، بلکه خوانایی و کارایی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
📐 سیستمهای گرید در طراحی به طراحان کمک میکند تا از چارچوبی ثابت برای چیدمان المانهای گرافیکی مانند متن و تصویر استفاده کنند. این چارچوب به بهبود نظم و هماهنگی در طرحها کمک میکند و به شما امکان میدهد به جای تمرکز بیش از حد بر جزئیات، به خلاقیت خود در طراحی بپردازید. این کتاب همچنین درباره چگونگی استفاده از گریدها در طراحی چاپ و دیجیتال صحبت میکند و به شما نشان میدهد که چگونه میتوانید از این تکنیکها در پروژههای واقعی استفاده کنید.
💻 اگر به دنبال تجربهای عملی و تعاملی هستید، حتماً به سایت Grid Systems سر بزنید. این سایت به صورت خلاقانه و کاربردی طراحی شده و به شما امکان میدهد تا با گریدها بهطور واقعی کار کنید. میتوانید گریدهای مختلف را انتخاب کنید، سایز و ساختار آنها را تغییر دهید و مشاهده کنید که چطور متن و تصویرها در قالبهای مختلف قرار میگیرند. این سایت نه تنها برای یادگیری است بلکه به شما اجازه میدهد با آزمون و خطا اصول گریدبندی را در عمل تجربه کنید. با استفاده از این ابزار، میتوانید طرحهایی با ساختار دقیق و حرفهای بسازید که نظم و جذابیت بصری بیشتری دارند. این سایت برای طراحان مبتدی و حرفهای یک منبع الهامبخش و آموزشی عالی است!
گردآورنده: رها کاوه
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم #گرید
#grid
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Grids
The educational project about grids which Obys uses every day with unusual storytelling.
👍6❤3👌1
۱۰ سوال کلیدی که باید قبل از شروع طراحی از مشتریان بپرسید
هرچه زمان بیشتری در مرحله تحقیق و کشف مشاغل مشتریان خود صرف کنید، روند طراحی آسانتر میشود.
مرحله کشف، قلب تپنده یک پروژه است و جایی است که شما آن اطلاعات کوچک را که به پیشرفت پروژه شما کمک میکند، پیدا خواهید کرد.
۱. شرکت خود را از نمای ۳۰ کیلومتری توصیف کنید
ایده در اینجا درک تصویر بزرگتر است. پاسخ به این سوال باید پایهای برای شروع باشد و به شما امکان میدهد درک اساسی از شرکت مشتری و صنعت آنها به دست آورید.
۲. خودتان و شرکتتان را در ۱، ۵ و ۲۰ سال آینده کجا می بینید؟
شما باید درک کنید که مشتری شما به کجا میرود و امیدوار است به چه چیزی برسد.
این موضوع به شما این امکان را میدهد که به طور مشترک روی چشم انداز آنها سرمایهگذاری کنید و ممکن است فرصتهای بیشتری برای مشارکت خلاقانه با هم یا اضافه کردن ارزش بیشتری به پروژه ایجاد کنید.
۳. بزرگترین چالشی که به عنوان یک شرکت با آن روبرو هستید چیست؟
به عنوان طراح، ما اینجا هستیم تا مشکلات را حل کنیم، نه فقط زیبا جلوه دادن چیزها. شما باید بدانید که چگونه میتوانید از طریق طراحی و فرآیند خلاقانه به مشتری خود کمک کنید. دانستن نقاط قوت و ضعف مشتری بسیار مهم است.
۴. شرکت خود را با ۵ صفت واحد توصیف کنید.
اینجاست که شما شروع به درک شخصیت شرکت میکنید. مقرون به صرفه یا لوکس؟ وقتی شروع به تدوین تابلوی خلق و خو میکنید، اغلب به این صفتها اشاره میکنید.
۵. چه مشکلی را حل میکنید؟
این هسته اصلی تجارت مشتری شماست. شما باید مشکل را درک کنید تا بدانید چگونه آن را حل کنید. احتمالاً پاسخ این سؤال را در تمام سؤالات دیگر خواهید شنید، اما مهم است که مستقیماً بپرسید تا بتوانند برای فکر کردن در مورد آن وقت بگذارند.
۶. چه مزایای عملکردی و احساسی به مشتریان خود ارائه میدهید؟
این گفتگو در مورد آنچه که شرکت را منحصر به فرد میکند است. همچنین راه حلها را برای مشکلی که به دنبال حل آن هستند روشن میکند.
۷. چرا، چگونه، چطور؟
مهمترین سوال در اینجا این است که "چرا؟" چرا صبح ها از رختخواب بلند میشوند تا کاری را که انجام میدهند انجام دهند؟ چرا حتی زحمت؟
اینجا جایی است که شما شروع به یافتن داستانی میکنید که مشتریان میخواهند بشنوند.
۸. مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند؟
من هرگز این سوال را به سادگی نمیپرسم، زیرا در بیشتر مواقع، مشتریان فکر میکنند که همه افراد در جهان هستند. ما مشتریان را دسته بندی و تقسیم میکنیم. آیا مخاطب هدف ورزشکاران هستند یا به طور خاص دوندهها؟
۹. مشتریان شما در مورد شما چه می گویند؟
خوب و بد. این یک راه عالی برای شروع توسعه پیامهای برند است. اجازه دهید نظرات مشتریان، کپی را برای شما بنویسند. نقاط قوت آنها و آنچه مردم به آنها توجه میکنند را درک کنید، اما همچنین یاد بگیرید که در چه مواردی میتوانند پیشرفت کنند.
۱۰. رقبای شما چه کسانی هستند؟
نقاط قوت آنها چیست؟ مزایای شما چیست؟ بیشتر ایدهها جدید نیستند. این به شما کمک میکند تا بدانید که چه چیزی کسب و کار رقبا را منحصر به فرد میکند و به آنها کمک می کند تا در رقابت بالا بیایند. همچنین به شما کمک میکند تا در مورد صنعت رقبا و هنجارها بیشتر بدانید.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UX
#تجربه_کاربر #پروتوتایپ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
هرچه زمان بیشتری در مرحله تحقیق و کشف مشاغل مشتریان خود صرف کنید، روند طراحی آسانتر میشود.
مرحله کشف، قلب تپنده یک پروژه است و جایی است که شما آن اطلاعات کوچک را که به پیشرفت پروژه شما کمک میکند، پیدا خواهید کرد.
۱. شرکت خود را از نمای ۳۰ کیلومتری توصیف کنید
ایده در اینجا درک تصویر بزرگتر است. پاسخ به این سوال باید پایهای برای شروع باشد و به شما امکان میدهد درک اساسی از شرکت مشتری و صنعت آنها به دست آورید.
۲. خودتان و شرکتتان را در ۱، ۵ و ۲۰ سال آینده کجا می بینید؟
شما باید درک کنید که مشتری شما به کجا میرود و امیدوار است به چه چیزی برسد.
این موضوع به شما این امکان را میدهد که به طور مشترک روی چشم انداز آنها سرمایهگذاری کنید و ممکن است فرصتهای بیشتری برای مشارکت خلاقانه با هم یا اضافه کردن ارزش بیشتری به پروژه ایجاد کنید.
۳. بزرگترین چالشی که به عنوان یک شرکت با آن روبرو هستید چیست؟
به عنوان طراح، ما اینجا هستیم تا مشکلات را حل کنیم، نه فقط زیبا جلوه دادن چیزها. شما باید بدانید که چگونه میتوانید از طریق طراحی و فرآیند خلاقانه به مشتری خود کمک کنید. دانستن نقاط قوت و ضعف مشتری بسیار مهم است.
۴. شرکت خود را با ۵ صفت واحد توصیف کنید.
اینجاست که شما شروع به درک شخصیت شرکت میکنید. مقرون به صرفه یا لوکس؟ وقتی شروع به تدوین تابلوی خلق و خو میکنید، اغلب به این صفتها اشاره میکنید.
۵. چه مشکلی را حل میکنید؟
این هسته اصلی تجارت مشتری شماست. شما باید مشکل را درک کنید تا بدانید چگونه آن را حل کنید. احتمالاً پاسخ این سؤال را در تمام سؤالات دیگر خواهید شنید، اما مهم است که مستقیماً بپرسید تا بتوانند برای فکر کردن در مورد آن وقت بگذارند.
۶. چه مزایای عملکردی و احساسی به مشتریان خود ارائه میدهید؟
این گفتگو در مورد آنچه که شرکت را منحصر به فرد میکند است. همچنین راه حلها را برای مشکلی که به دنبال حل آن هستند روشن میکند.
۷. چرا، چگونه، چطور؟
مهمترین سوال در اینجا این است که "چرا؟" چرا صبح ها از رختخواب بلند میشوند تا کاری را که انجام میدهند انجام دهند؟ چرا حتی زحمت؟
اینجا جایی است که شما شروع به یافتن داستانی میکنید که مشتریان میخواهند بشنوند.
۸. مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند؟
من هرگز این سوال را به سادگی نمیپرسم، زیرا در بیشتر مواقع، مشتریان فکر میکنند که همه افراد در جهان هستند. ما مشتریان را دسته بندی و تقسیم میکنیم. آیا مخاطب هدف ورزشکاران هستند یا به طور خاص دوندهها؟
۹. مشتریان شما در مورد شما چه می گویند؟
خوب و بد. این یک راه عالی برای شروع توسعه پیامهای برند است. اجازه دهید نظرات مشتریان، کپی را برای شما بنویسند. نقاط قوت آنها و آنچه مردم به آنها توجه میکنند را درک کنید، اما همچنین یاد بگیرید که در چه مواردی میتوانند پیشرفت کنند.
۱۰. رقبای شما چه کسانی هستند؟
نقاط قوت آنها چیست؟ مزایای شما چیست؟ بیشتر ایدهها جدید نیستند. این به شما کمک میکند تا بدانید که چه چیزی کسب و کار رقبا را منحصر به فرد میکند و به آنها کمک می کند تا در رقابت بالا بیایند. همچنین به شما کمک میکند تا در مورد صنعت رقبا و هنجارها بیشتر بدانید.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UX
#تجربه_کاربر #پروتوتایپ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Dribbble
Dribbble - Discover the World’s Top Designers & Creative Professionals
Find Top Designers & Creative Professionals on Dribbble. We are where designers gain inspiration, feedback, community, and jobs. Your best resource to discover and connect with designers worldwide.
❤5👍4
تجربه کاربری هندآف دیزاین
هندآف فرآیندی حیاتی است که همکاری بینقص بین طراحان و توسعهدهندگان را تضمین میکند و میتواند تأثیر زیادی بر اجرای صحیح طراحی داشته باشد. در ادامه به استراتژیها و ابزارهای مهم برای هندآف موثر میپردازیم.
۱. همکاری را از همان ابتدا آغاز کنید
از مراحل ابتدایی طراحی با توسعهدهندگان همکاری کنید تا اهداف همسو شده و امکانپذیری فنی تأیید شود. مکالمات اولیه به رفع مشکلات بالقوه طراحی مانند حالات خالی و موارد استثنایی که ممکن است در مراحل بعدی باعث مشکلاتی شوند، کمک میکند. ابزارهایی مانند فیگما امکان همکاری در زمان واقعی را برای هر دو تیم فراهم میکنند.
۲. آمادگی برای سناریوهای مختلف
طراحان باید تمام حالات استثنایی، خطا و تنوعهای پاسخ را در هندآف لحاظ کنند. این کار اطمینان میدهد که طراحی در دستگاهها و اندازه صفحات مختلف به خوبی کار میکند و از فرضیات نادرست توسعهدهندگان درباره نحوه تنظیم طراحی جلوگیری میکند. استفاده از ابزارهایی مانند Sketch یا Adobe XD برای ایجاد نمونههای دقیق و قابل کلیک برای انتقال تعاملات مفید است.
۳. بهینهسازی asset ها و مستندسازی
مدیریت صحیح asset ها اهمیت زیادی دارد. آیکونها، تصاویر و انیمیشنها باید قبل از تحویل بهینهسازی شوند تا حجم فایلها کاهش یابد و زمان بارگذاری بهبود یابد. استفاده از ابزارهایی مانند Kraken یا Tinypng برای فشردهسازی تصاویر و ذخیره آنها در فرمتهای مقیاسپذیر مانند SVG توصیه میشود. اطمینان حاصل کنید که نامگذاری فایلها به صورت واضح و استاندارد انجام شده است.
۴. استفاده از دیزاین سیستم و کیتهای UI
داشتن یک دیزاین سیستم یکپارچه یا کیت UI به حفظ هماهنگی در پروژه کمک میکند و اجرای طراحی را برای توسعهدهندگان آسانتر میکند. اشتراک کتابخانهها، قالبها و کامپوننتهای قابل استفاده مجدد بین تیمها موجب تسریع در کارها و جلوگیری از تلاشهای طراحی غیرضروری میشود.
۵. ارتباط را حفظ کنید
حتی پس از تحویل، ارتباط بین طراحان و توسعهدهندگان را حفظ کنید. بازخورد درباره امکانپذیری طراحی را تشویق کنید و برای تغییرات انعطافپذیر باشید. استفاده از ابزارهایی که از کنترل نسخه پشتیبانی میکنند، مانند زپلین، میتواند به مدیریت تغییرات به طور موثر کمک کرده و از سوءتفاهم جلوگیری کند.
با رعایت این نکات و استفاده از ابزارهای مناسب، فرآیند هندآف میتواند به یک فرآیند همکارانه و روان تبدیل شود که محصول نهایی تا حد بسیار خوبی با دیدگاه اولیه مطابقت داشته باشد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک زیر مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم
#handoff
@Dexign فلسفه دیزاین
______
هندآف فرآیندی حیاتی است که همکاری بینقص بین طراحان و توسعهدهندگان را تضمین میکند و میتواند تأثیر زیادی بر اجرای صحیح طراحی داشته باشد. در ادامه به استراتژیها و ابزارهای مهم برای هندآف موثر میپردازیم.
۱. همکاری را از همان ابتدا آغاز کنید
از مراحل ابتدایی طراحی با توسعهدهندگان همکاری کنید تا اهداف همسو شده و امکانپذیری فنی تأیید شود. مکالمات اولیه به رفع مشکلات بالقوه طراحی مانند حالات خالی و موارد استثنایی که ممکن است در مراحل بعدی باعث مشکلاتی شوند، کمک میکند. ابزارهایی مانند فیگما امکان همکاری در زمان واقعی را برای هر دو تیم فراهم میکنند.
۲. آمادگی برای سناریوهای مختلف
طراحان باید تمام حالات استثنایی، خطا و تنوعهای پاسخ را در هندآف لحاظ کنند. این کار اطمینان میدهد که طراحی در دستگاهها و اندازه صفحات مختلف به خوبی کار میکند و از فرضیات نادرست توسعهدهندگان درباره نحوه تنظیم طراحی جلوگیری میکند. استفاده از ابزارهایی مانند Sketch یا Adobe XD برای ایجاد نمونههای دقیق و قابل کلیک برای انتقال تعاملات مفید است.
۳. بهینهسازی asset ها و مستندسازی
مدیریت صحیح asset ها اهمیت زیادی دارد. آیکونها، تصاویر و انیمیشنها باید قبل از تحویل بهینهسازی شوند تا حجم فایلها کاهش یابد و زمان بارگذاری بهبود یابد. استفاده از ابزارهایی مانند Kraken یا Tinypng برای فشردهسازی تصاویر و ذخیره آنها در فرمتهای مقیاسپذیر مانند SVG توصیه میشود. اطمینان حاصل کنید که نامگذاری فایلها به صورت واضح و استاندارد انجام شده است.
۴. استفاده از دیزاین سیستم و کیتهای UI
داشتن یک دیزاین سیستم یکپارچه یا کیت UI به حفظ هماهنگی در پروژه کمک میکند و اجرای طراحی را برای توسعهدهندگان آسانتر میکند. اشتراک کتابخانهها، قالبها و کامپوننتهای قابل استفاده مجدد بین تیمها موجب تسریع در کارها و جلوگیری از تلاشهای طراحی غیرضروری میشود.
۵. ارتباط را حفظ کنید
حتی پس از تحویل، ارتباط بین طراحان و توسعهدهندگان را حفظ کنید. بازخورد درباره امکانپذیری طراحی را تشویق کنید و برای تغییرات انعطافپذیر باشید. استفاده از ابزارهایی که از کنترل نسخه پشتیبانی میکنند، مانند زپلین، میتواند به مدیریت تغییرات به طور موثر کمک کرده و از سوءتفاهم جلوگیری کند.
با رعایت این نکات و استفاده از ابزارهای مناسب، فرآیند هندآف میتواند به یک فرآیند همکارانه و روان تبدیل شود که محصول نهایی تا حد بسیار خوبی با دیدگاه اولیه مطابقت داشته باشد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک زیر مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم
#handoff
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
The UX of design handoff
Handing finished designs over to product and development has got to be the most enigmatic part of the UX process. Everyone has to do it…
❤3✍1👍1
معرفی سایت Growth.Design
▫️این سایت یک پلتفرم آموزش طراحی محصول و تجربه کاربری (UX) است که به طراحان و متخصصان محصول کمک میکند تا مفاهیم طراحی را به شکل جذاب و عملی بیاموزند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این سایت، استفاده از کمیک استریپ برای آموزش مفاهیم طراحی است. در قالب داستانهای مصور، آنها به تحلیل تجربه کاربری و طراحی محصولات شرکتهای معروف مثل Airbnb، Dropbox، Slack و غیره میپردازند.
▫️نکات کلیدی سایت:
• کمیک استریپهای تعاملی: هر کمیک بر روی یک مطالعه موردی متمرکز است و نحوه تصمیمگیریهای طراحی و اثر آنها بر رفتار کاربران را توضیح میدهد.
• رویکرد روانشناسی طراحی: آنها بر روی اصول روانشناختی که در پس طراحیهای موفق وجود دارد، تمرکز میکنند. این به طراحان کمک میکند تا بفهمند چگونه رفتار و انگیزههای کاربران را شکل دهند.
• محتوای عملی: به جای تئوری صرف، مثالهای واقعی و کاربردی ارائه میشود که میتواند در پروژههای طراحی مورد استفاده قرار گیرد.
🍟بررسی تجربه کاربری مکدونالد
سایت Growth.Design در یکی از تحلیلهای خود به بررسی طراحی تجربه کاربری مکدونالد پرداخته است. در این تحلیل، چند نکته کلیدی مورد بررسی قرار گرفته:
۱- سادگی و وضوح: مکدونالد به طراحی منوهای ساده و واضح معروف است که به مشتریان این امکان را میدهد که سریعاً انتخاب کنند. طراحی بصری شفاف کمک میکند تا مشتریان با حداقل تلاش، تصمیم بگیرند.
۲- استفاده از رنگها: رنگهای زرد و قرمز، حس شادی و اشتها را برمیانگیزند و به جذب مشتریان کمک میکنند. این انتخاب رنگها به طور موثری در طراحی برند تاثیرگذار است.
۳- فرآیند سفارشدهی: طراحی ایستگاههای سفارش به گونهای است که مشتریان به راحتی میتوانند گزینههای خود را مشاهده و انتخاب کنند. این طراحی با استفاده از علائم و نشانههای واضح، تجربهای بدون استرس را برای مشتریان ایجاد میکند.
۴- تجربه کاربری یکپارچه: از زمان ورود به رستوران تا دریافت غذا، تجربه کاربری در مکدونالد به شکلی طراحی شده که همواره راحت و سریع باشد.
این تحلیل نشان میدهد که چگونه طراحی استراتژیک میتواند بر تجربه مشتری و موفقیت یک برند تاثیر بگذارد.
اگر به دنبال یادگیری استراتژیهای پیشرفته در زمینه تجربه کاربری، روانشناسی و بهبود محصول هستید، این سایت یک منبع عالی است.
🔗آدرس سایت
گردآورنده: رها کاوه
#تجریه_کاربری #کیس_استادی
#UX #case_study
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️این سایت یک پلتفرم آموزش طراحی محصول و تجربه کاربری (UX) است که به طراحان و متخصصان محصول کمک میکند تا مفاهیم طراحی را به شکل جذاب و عملی بیاموزند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این سایت، استفاده از کمیک استریپ برای آموزش مفاهیم طراحی است. در قالب داستانهای مصور، آنها به تحلیل تجربه کاربری و طراحی محصولات شرکتهای معروف مثل Airbnb، Dropbox، Slack و غیره میپردازند.
▫️نکات کلیدی سایت:
• کمیک استریپهای تعاملی: هر کمیک بر روی یک مطالعه موردی متمرکز است و نحوه تصمیمگیریهای طراحی و اثر آنها بر رفتار کاربران را توضیح میدهد.
• رویکرد روانشناسی طراحی: آنها بر روی اصول روانشناختی که در پس طراحیهای موفق وجود دارد، تمرکز میکنند. این به طراحان کمک میکند تا بفهمند چگونه رفتار و انگیزههای کاربران را شکل دهند.
• محتوای عملی: به جای تئوری صرف، مثالهای واقعی و کاربردی ارائه میشود که میتواند در پروژههای طراحی مورد استفاده قرار گیرد.
🍟بررسی تجربه کاربری مکدونالد
سایت Growth.Design در یکی از تحلیلهای خود به بررسی طراحی تجربه کاربری مکدونالد پرداخته است. در این تحلیل، چند نکته کلیدی مورد بررسی قرار گرفته:
۱- سادگی و وضوح: مکدونالد به طراحی منوهای ساده و واضح معروف است که به مشتریان این امکان را میدهد که سریعاً انتخاب کنند. طراحی بصری شفاف کمک میکند تا مشتریان با حداقل تلاش، تصمیم بگیرند.
۲- استفاده از رنگها: رنگهای زرد و قرمز، حس شادی و اشتها را برمیانگیزند و به جذب مشتریان کمک میکنند. این انتخاب رنگها به طور موثری در طراحی برند تاثیرگذار است.
۳- فرآیند سفارشدهی: طراحی ایستگاههای سفارش به گونهای است که مشتریان به راحتی میتوانند گزینههای خود را مشاهده و انتخاب کنند. این طراحی با استفاده از علائم و نشانههای واضح، تجربهای بدون استرس را برای مشتریان ایجاد میکند.
۴- تجربه کاربری یکپارچه: از زمان ورود به رستوران تا دریافت غذا، تجربه کاربری در مکدونالد به شکلی طراحی شده که همواره راحت و سریع باشد.
این تحلیل نشان میدهد که چگونه طراحی استراتژیک میتواند بر تجربه مشتری و موفقیت یک برند تاثیر بگذارد.
اگر به دنبال یادگیری استراتژیهای پیشرفته در زمینه تجربه کاربری، روانشناسی و بهبود محصول هستید، این سایت یک منبع عالی است.
🔗آدرس سایت
گردآورنده: رها کاوه
#تجریه_کاربری #کیس_استادی
#UX #case_study
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Growth.Design
Growth.Design — Better Products, Better Growth.
Level up your product skills with bite-sized tips. Learn the growth & design strategies used by the top product companies in the world.
❤10👍2✍1
رهیافتهای زیباییشناسی به مثابه طراحی و توسعه محصول
تمام طراحان در جستجوی روندی برای حل مسئله زيباییشناختی در طراحی و توسعه محصولات هستند. چنانچه به اعتراف طراح با تجربهای چون «هوفلر» همواره یک تضاد بین تئوری و عمل وجود داشته است و طراحان نمیتوانستند آزادانه احساس زیباییشناختی خود را بدون درنظرگرفتنِ درخواستهای سفارشدهندگان بیان کنند و همیشه این فشار بر روی طراحان وجود داشته است.
افرادی مانند «کریستوفر الکساندر» که از بنیانگذاران متدولوژی طراحی شناخته میشود، معتقد است مشکلات و مسائلی که طراحان باید آن را حل کنند، خیلی پیچیدهتر از آن است که تنها با احساسات و خلاقیتهای هنری قابل حل باشد و بر همین اساس جهت مواجهه با مشکلات و مسائل طراحی باید به تحلیل و پردازش بازار پرداخت. این نوع نگاه یکی از آشناترین روندها برای طراحان محسوب میشود که به آن فرم تأثیرگرفته از بازار میگویند که بارزترین هدف این روند، ایجاد علاقه و مجابکردنِ استفادهكنندهی مشخص برای خرید محصول است.
متأسفانه اغلب این سوءتفاهم پیش میآید که هدف از تلاشهای مربوط به روندهای طراحی، بهدستآوردن یک روند فراگیر و واحد میباشد و این امر نادیده گرفته شده که مشکلات و مسائل مختلف، روندهای متفاوتی میطلبد. اینکه کدام روند کاربرد بهتری برای حل مسائل زیباییشناختی دارد، سؤالی است که باید در آغاز تمامی پروژههای طراحی مطرح و پاسخ داده شود.
حال اگر بپذیریم روندی برای حل مسأله زیباییشناسی وجود دارد و زیباییشناسی را به عنوان یک زبان مورد توجه قرار دهیم و درخواستهای استفادهكننده را از طریق مطالعات بازار و روشهای مرتبط به آن به دست آوریم، آنگاه این سؤال مهم در حل مسئله زيباییشناختی پدیدار میشود، که آیا تنها روندی که در اختیار طراحان قرار دارد، همان روند و رهیافت برخاسته از بازار است؟ آیا روندهای جایگزین میتوانند جانشین مناسبی برای این روند باشند؟ بر این اساس در تحقیقات «الوود شانون» ریاضیدان آمریکایی و طراح نخستین مدل ارتباطی، این سؤال کلیدی مطرح شده است که خارج از موضوع نیست. او میگوید : یک محصول چگونه میتواند در فضای حسی و احساسی یعنی نه در ملاحظات بازار، قادر به ایجاد ارتباط و انتقال پیام به مخاطب خود شود و موجب اثربخشی بر خریدار یا مخاطب محصول گردد؟ با توجه به نوع پرسش شانون، همانطور که ذکر شد رهیافتهای دیگری را نیز در فضایی خارج از ترجیحات بازار میتوان یافت که آنها را جایگزین رهیافت بازار نمود و از آنها استفاده کرد.
این مقاله با مطالعهی اهداف طراحی تعدادی از طراحان، یک چشمانداز کلی را شکل میدهد و نکات ضعف و قوت این روندها را مطرح نموده و از این طریق خواننده را هدایت میکند تا بتواند تصمیم بگیرد که آیا میتوان غیر از روند استخراج شده از بازار، از روند دیگری استفاده کرد؟ آیا نمودهایی از روندهای جایگزین وجود دارد که بتوان به آنها استناد کرد؟
برای پاسخ دادن به این سوالات، مقاله به تعاریف مختلف زیباییشناسی در طول زمان توسط نظریهپردازان و طراحان مختلف بخصوص معماران به عنوان اولین واردکنندگان نظریههای هنری و فلسفی و جامعهشناختی به تولیدات خود به عنوان یک محصول و نقطه تلاقی این تعاریف و تفاسیر با جلوههای بصری و معناییِ محصول و همینطور استفادهکنندگان از محصول میپردازد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۲۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX
#تجربه_کاربری #طراحی_محصول #زیباییشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
تمام طراحان در جستجوی روندی برای حل مسئله زيباییشناختی در طراحی و توسعه محصولات هستند. چنانچه به اعتراف طراح با تجربهای چون «هوفلر» همواره یک تضاد بین تئوری و عمل وجود داشته است و طراحان نمیتوانستند آزادانه احساس زیباییشناختی خود را بدون درنظرگرفتنِ درخواستهای سفارشدهندگان بیان کنند و همیشه این فشار بر روی طراحان وجود داشته است.
افرادی مانند «کریستوفر الکساندر» که از بنیانگذاران متدولوژی طراحی شناخته میشود، معتقد است مشکلات و مسائلی که طراحان باید آن را حل کنند، خیلی پیچیدهتر از آن است که تنها با احساسات و خلاقیتهای هنری قابل حل باشد و بر همین اساس جهت مواجهه با مشکلات و مسائل طراحی باید به تحلیل و پردازش بازار پرداخت. این نوع نگاه یکی از آشناترین روندها برای طراحان محسوب میشود که به آن فرم تأثیرگرفته از بازار میگویند که بارزترین هدف این روند، ایجاد علاقه و مجابکردنِ استفادهكنندهی مشخص برای خرید محصول است.
متأسفانه اغلب این سوءتفاهم پیش میآید که هدف از تلاشهای مربوط به روندهای طراحی، بهدستآوردن یک روند فراگیر و واحد میباشد و این امر نادیده گرفته شده که مشکلات و مسائل مختلف، روندهای متفاوتی میطلبد. اینکه کدام روند کاربرد بهتری برای حل مسائل زیباییشناختی دارد، سؤالی است که باید در آغاز تمامی پروژههای طراحی مطرح و پاسخ داده شود.
حال اگر بپذیریم روندی برای حل مسأله زیباییشناسی وجود دارد و زیباییشناسی را به عنوان یک زبان مورد توجه قرار دهیم و درخواستهای استفادهكننده را از طریق مطالعات بازار و روشهای مرتبط به آن به دست آوریم، آنگاه این سؤال مهم در حل مسئله زيباییشناختی پدیدار میشود، که آیا تنها روندی که در اختیار طراحان قرار دارد، همان روند و رهیافت برخاسته از بازار است؟ آیا روندهای جایگزین میتوانند جانشین مناسبی برای این روند باشند؟ بر این اساس در تحقیقات «الوود شانون» ریاضیدان آمریکایی و طراح نخستین مدل ارتباطی، این سؤال کلیدی مطرح شده است که خارج از موضوع نیست. او میگوید : یک محصول چگونه میتواند در فضای حسی و احساسی یعنی نه در ملاحظات بازار، قادر به ایجاد ارتباط و انتقال پیام به مخاطب خود شود و موجب اثربخشی بر خریدار یا مخاطب محصول گردد؟ با توجه به نوع پرسش شانون، همانطور که ذکر شد رهیافتهای دیگری را نیز در فضایی خارج از ترجیحات بازار میتوان یافت که آنها را جایگزین رهیافت بازار نمود و از آنها استفاده کرد.
این مقاله با مطالعهی اهداف طراحی تعدادی از طراحان، یک چشمانداز کلی را شکل میدهد و نکات ضعف و قوت این روندها را مطرح نموده و از این طریق خواننده را هدایت میکند تا بتواند تصمیم بگیرد که آیا میتوان غیر از روند استخراج شده از بازار، از روند دیگری استفاده کرد؟ آیا نمودهایی از روندهای جایگزین وجود دارد که بتوان به آنها استناد کرد؟
برای پاسخ دادن به این سوالات، مقاله به تعاریف مختلف زیباییشناسی در طول زمان توسط نظریهپردازان و طراحان مختلف بخصوص معماران به عنوان اولین واردکنندگان نظریههای هنری و فلسفی و جامعهشناختی به تولیدات خود به عنوان یک محصول و نقطه تلاقی این تعاریف و تفاسیر با جلوههای بصری و معناییِ محصول و همینطور استفادهکنندگان از محصول میپردازد.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۲۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX
#تجربه_کاربری #طراحی_محصول #زیباییشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
❤5👍2👌1
وعدههای ناتمام دیزاین سیستم: سرعت، انسجام و کیفیت
دیزاین سیستمها اغلب به خاطر افزایش کارایی و سرعت بخشی به کار طراحان با استفاده از اجزا و توکنهای استاندارد مورد توجه قرار میگیرند. در حالی که میتوانند در کار تیمهای بزرگ هزاران ساعت صرفهجویی کنند.
در اینجا این سوال مطرح میشود: آیا سرعت همیشه مفید است؟ مقایسهای در دنیای واقعی نشان داد در حالی که یک طراح با استفاده از دیزاین سیستم توانست تسکی را در ۱۲ دقیقه انجام دهد، طراح دیگری که بدون دیزاین سیستم کار میکرد آن را در دوساعت اجرا کرد. اما نتیجهی دومی نوآورانهتر بود. این مسئله نکتهای مهم را برجسته میکند: نباید سرعت را به قیمت از دست رفتن خلاقیت و تجربهی کاربری در اولویت قرار داد. طراحیهای عالی از اکتشاف، طراحی اولیه و زمانگذاری مناسب پدید میآیند، نه از طریق محدودیتهای سختگیرانهی دیزاین سیستم. برای اینکه دیزاین سیستمها به درستی عمل کنند، باید این آزادی به طراحان داده شود.
انسجام یکی دیگر از وعدههای اصلی دیزاین سیستم است که به تیمها کمک میکند تا همگام شوند و طراحیهای یکپارچهتری ایجاد کنند. این انسجام برای عملیاتهای بزرگ ضروری است و از تجمع تغییرات کوچک که ممکن است به آشفتگی در فونتها، رنگها و سبکهای مختلف منجر شود جلوگیری میکند. با این حال، این تلاش بیوقفه برای یکنواختی منجر به چیزی شده که برخی آن را «دریایی از یکسانی» مینامند؛ جایی که بسیاری از اپلیکیشنها در صنایع مختلف از لحاظ ظاهری غیرقابل تمایز شدهاند. این عمومیسازی طراحی میتواند هویت برند و ارتباط احساسی با کاربران را تضعیف کند. اگرچه انسجام مهم است، نباید به قیمت از دست رفتن خلاقیت تمام شود. دیزاین سیستمها باید تعادلی بین یکنواختی و انعطافپذیری برای بیان هویت منحصر به فرد برند ایجاد کنند.
امکان حفظ انسجام در عین بیان خلاقانه وجود دارد. مثالی عالی از این موضوع در شرکت وایز دیده میشود که حس جهانی بودن را به تایپوگرافی و تصاویر خود تزریق کرده و سیستمی ایجاد کرده که هم یکپارچه و هم منحصر به فرد است. شرکت کش اپ نیز رویکرد مشابهی را دنبال کرد و به کاربران اجازه داد تا بر اساس طراحی کارت کش خود، طرح رنگی اپلیکیشن خود را شخصیسازی کنند. این مثالها نشان میدهند که در حالی که دیزاین سیستمها یکپارچگی به همراه میآورند، میتوانند و باید فضایی برای بیان شخصی و ارتباط احساسی فراهم کنند.
کیفیت شاید سختترین وعدهای باشد که دیزاین سیستمها باید به آن وفا کنند، تا حدی به این دلیل که تعریف آن دشوار است. اگرچه دیزاین سیستمها میتوانند پایهای محکم و اجزایی مقیاسپذیر ارائه دهند، اما این به خودی خود تضمینکنندهی کیفیت بالا نیست. تصمیمات ضعیف طراحی همچنان میتوانند در چارچوب یک دیزاین سیستم گرفته شوند و محصولاتی تولید کنند که از هدف خود بازماندهاند. چالش واقعی این است که نه تنها ابزارهای لازم را در اختیار طراحان قرار دهیم، بلکه آزادی و راهنمایی لازم برای اتخاذ تصمیمات خلاقانه و مدبرانه را نیز فراهم کنیم. دیزاین سیستمها باید بیشتر شبیه کتابهای آشپزی عمل کنند و دستورالعملهای واضح و انعطافپذیری برای نوآوری ارائه دهند و در عین حال به بهترین شیوهها پایبند بمانند.
در نهایت، دیزاین سیستمها باید طراحان را توانمند سازند، نه محدود. با ارائه الگوهای مقیاسپذیر، حاکمیت روشن و انعطافپذیری، سیستمها میتوانند به تیمها کمک کنند تا نتایج با کیفیت بالایی را بدون از دست دادن خلاقیت به دست آورند. آیندهی دیزاین سیستمها در ارائه نه تنها سرعت و یکنواختی، بلکه آزادی برای کاوش، نوآوری و ایجاد تجربههای کاربری بهیادماندنی نهفته است.
🔗 برای مشاهده ویدئوی کامل میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
گردآورنده: فاطمه حیدری
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
دیزاین سیستمها اغلب به خاطر افزایش کارایی و سرعت بخشی به کار طراحان با استفاده از اجزا و توکنهای استاندارد مورد توجه قرار میگیرند. در حالی که میتوانند در کار تیمهای بزرگ هزاران ساعت صرفهجویی کنند.
در اینجا این سوال مطرح میشود: آیا سرعت همیشه مفید است؟ مقایسهای در دنیای واقعی نشان داد در حالی که یک طراح با استفاده از دیزاین سیستم توانست تسکی را در ۱۲ دقیقه انجام دهد، طراح دیگری که بدون دیزاین سیستم کار میکرد آن را در دوساعت اجرا کرد. اما نتیجهی دومی نوآورانهتر بود. این مسئله نکتهای مهم را برجسته میکند: نباید سرعت را به قیمت از دست رفتن خلاقیت و تجربهی کاربری در اولویت قرار داد. طراحیهای عالی از اکتشاف، طراحی اولیه و زمانگذاری مناسب پدید میآیند، نه از طریق محدودیتهای سختگیرانهی دیزاین سیستم. برای اینکه دیزاین سیستمها به درستی عمل کنند، باید این آزادی به طراحان داده شود.
انسجام یکی دیگر از وعدههای اصلی دیزاین سیستم است که به تیمها کمک میکند تا همگام شوند و طراحیهای یکپارچهتری ایجاد کنند. این انسجام برای عملیاتهای بزرگ ضروری است و از تجمع تغییرات کوچک که ممکن است به آشفتگی در فونتها، رنگها و سبکهای مختلف منجر شود جلوگیری میکند. با این حال، این تلاش بیوقفه برای یکنواختی منجر به چیزی شده که برخی آن را «دریایی از یکسانی» مینامند؛ جایی که بسیاری از اپلیکیشنها در صنایع مختلف از لحاظ ظاهری غیرقابل تمایز شدهاند. این عمومیسازی طراحی میتواند هویت برند و ارتباط احساسی با کاربران را تضعیف کند. اگرچه انسجام مهم است، نباید به قیمت از دست رفتن خلاقیت تمام شود. دیزاین سیستمها باید تعادلی بین یکنواختی و انعطافپذیری برای بیان هویت منحصر به فرد برند ایجاد کنند.
امکان حفظ انسجام در عین بیان خلاقانه وجود دارد. مثالی عالی از این موضوع در شرکت وایز دیده میشود که حس جهانی بودن را به تایپوگرافی و تصاویر خود تزریق کرده و سیستمی ایجاد کرده که هم یکپارچه و هم منحصر به فرد است. شرکت کش اپ نیز رویکرد مشابهی را دنبال کرد و به کاربران اجازه داد تا بر اساس طراحی کارت کش خود، طرح رنگی اپلیکیشن خود را شخصیسازی کنند. این مثالها نشان میدهند که در حالی که دیزاین سیستمها یکپارچگی به همراه میآورند، میتوانند و باید فضایی برای بیان شخصی و ارتباط احساسی فراهم کنند.
کیفیت شاید سختترین وعدهای باشد که دیزاین سیستمها باید به آن وفا کنند، تا حدی به این دلیل که تعریف آن دشوار است. اگرچه دیزاین سیستمها میتوانند پایهای محکم و اجزایی مقیاسپذیر ارائه دهند، اما این به خودی خود تضمینکنندهی کیفیت بالا نیست. تصمیمات ضعیف طراحی همچنان میتوانند در چارچوب یک دیزاین سیستم گرفته شوند و محصولاتی تولید کنند که از هدف خود بازماندهاند. چالش واقعی این است که نه تنها ابزارهای لازم را در اختیار طراحان قرار دهیم، بلکه آزادی و راهنمایی لازم برای اتخاذ تصمیمات خلاقانه و مدبرانه را نیز فراهم کنیم. دیزاین سیستمها باید بیشتر شبیه کتابهای آشپزی عمل کنند و دستورالعملهای واضح و انعطافپذیری برای نوآوری ارائه دهند و در عین حال به بهترین شیوهها پایبند بمانند.
در نهایت، دیزاین سیستمها باید طراحان را توانمند سازند، نه محدود. با ارائه الگوهای مقیاسپذیر، حاکمیت روشن و انعطافپذیری، سیستمها میتوانند به تیمها کمک کنند تا نتایج با کیفیت بالایی را بدون از دست دادن خلاقیت به دست آورند. آیندهی دیزاین سیستمها در ارائه نه تنها سرعت و یکنواختی، بلکه آزادی برای کاوش، نوآوری و ایجاد تجربههای کاربری بهیادماندنی نهفته است.
🔗 برای مشاهده ویدئوی کامل میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
گردآورنده: فاطمه حیدری
#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
YouTube
Config 2024: The broken promises of design systems (Cam Worboys, Head of Design, OS at Cash App)
Config 2024: The broken promises of design systems (Cam Worboys, Head of Design, Cash App)
Are design systems living up to their promises? Is our work higher quality, quicker, and more cohesive than ever before? Or are we accidentally drifting into a low…
Are design systems living up to their promises? Is our work higher quality, quicker, and more cohesive than ever before? Or are we accidentally drifting into a low…
❤7👍2👎1🌚1🍾1
وب سایتهای زشت فروش بهتری دارند!
ما امروزه وبسایتهایی را میبینیم که از لحاظ بصری خیلی زیبا هستند، اما از لحاظ کاربرد، هیچ فایده ای ندارند.
اینها به خودی خود یک اثر هنری هستن و قطعا حس زیبایی شناسی شما را قلقلک میدهند، نه چیز بیشتر.
بیایید یک قدم به عقب برگردیم.
▫️نقش وب سایت چیست؟
۹۹ درصد مواقع برای فروش یک محصول یا خدمت است، برای اینکه شما روی یک دکمه کلیک کنید.
هنگام ساخت وب سایت برای مشتریان، ممکن است فکر کنیم که آنها میخواهند تا حد امکان فروش بیشتری داشته باشند. اما اینطور نیست.
افراد عادی طراحی را نزدیک به هنر میدانند. آنها بیشتر اوقات میخواهند یک نقاشی زیبا در وبسایت خود داشته باشند.
نقش ما به عنوان طراح این است که آنها را به سمت بهترین نتیجه ممکن هدایت کنیم.
بیاید این مشکل را حل کنیم.
مرحله اول: تجزیه و تحلیل
اولین کاری که باید انجام دهید تجزیه و تحلیل و حاشیه نویسی طرح است.
تمام مشکلات احتمالی را یادداشت کنید و آماده باشید تا به مشتری توضیح دهید که چه چیزی در اینجا اشتباه است و چرا!
مرحله دوم: بهبود
در این مرحله ما نیز حاشیه نویسی میکنیم و پیشنهاد خود را از این طریق به مشتری نشان میدهیم.
آنها ممکن است فوراً متوجه نشوند که چرا کاری به این شکل انجام میشود. نقش شما در اینجا این است که نشان دهید هیچ چیز تصادفی نیست و برنامه ای وجود دارد.
مرحله سوم: تست، تست، تست
وقتی طراحی انجام میشود، کار طراحی انجام نمیشود. این به این دلیل است که طراحی هرگز واقعاً انجام نمیشود.
چیزی که بسیاری از طراحان فراموش میکنند این است که پس از تکمیل پروژه خود، تضمین کیفیت و مهمتر از همه آزمایش و بهبود محصول نهایی را به مشتری بدهند.
اگر آنها به آینده فکر میکنند ممکن است شغلی طولانی مدت برای شما به ارمغان بیاورد و فروش بیشتری برای آنها به همراه داشته باشد. و این یک وضعیت برد-برد است.
برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UX
#مهارت_نرم #تجربه_کاربر #توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ما امروزه وبسایتهایی را میبینیم که از لحاظ بصری خیلی زیبا هستند، اما از لحاظ کاربرد، هیچ فایده ای ندارند.
اینها به خودی خود یک اثر هنری هستن و قطعا حس زیبایی شناسی شما را قلقلک میدهند، نه چیز بیشتر.
بیایید یک قدم به عقب برگردیم.
▫️نقش وب سایت چیست؟
۹۹ درصد مواقع برای فروش یک محصول یا خدمت است، برای اینکه شما روی یک دکمه کلیک کنید.
هنگام ساخت وب سایت برای مشتریان، ممکن است فکر کنیم که آنها میخواهند تا حد امکان فروش بیشتری داشته باشند. اما اینطور نیست.
افراد عادی طراحی را نزدیک به هنر میدانند. آنها بیشتر اوقات میخواهند یک نقاشی زیبا در وبسایت خود داشته باشند.
نقش ما به عنوان طراح این است که آنها را به سمت بهترین نتیجه ممکن هدایت کنیم.
بیاید این مشکل را حل کنیم.
مرحله اول: تجزیه و تحلیل
اولین کاری که باید انجام دهید تجزیه و تحلیل و حاشیه نویسی طرح است.
تمام مشکلات احتمالی را یادداشت کنید و آماده باشید تا به مشتری توضیح دهید که چه چیزی در اینجا اشتباه است و چرا!
مرحله دوم: بهبود
در این مرحله ما نیز حاشیه نویسی میکنیم و پیشنهاد خود را از این طریق به مشتری نشان میدهیم.
آنها ممکن است فوراً متوجه نشوند که چرا کاری به این شکل انجام میشود. نقش شما در اینجا این است که نشان دهید هیچ چیز تصادفی نیست و برنامه ای وجود دارد.
مرحله سوم: تست، تست، تست
وقتی طراحی انجام میشود، کار طراحی انجام نمیشود. این به این دلیل است که طراحی هرگز واقعاً انجام نمیشود.
چیزی که بسیاری از طراحان فراموش میکنند این است که پس از تکمیل پروژه خود، تضمین کیفیت و مهمتر از همه آزمایش و بهبود محصول نهایی را به مشتری بدهند.
اگر آنها به آینده فکر میکنند ممکن است شغلی طولانی مدت برای شما به ارمغان بیاورد و فروش بیشتری برای آنها به همراه داشته باشد. و این یک وضعیت برد-برد است.
برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#UX
#مهارت_نرم #تجربه_کاربر #توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Ugly websites sell better.
Web design is getting out of hand again.
❤4👍3👎1
تحولات پیشبینیشده در سال ۲۰۲۵: تغییرات فناوری و اجتماعی
در سال ۲۰۲۵، انتظار میرود نوع جدیدی از روزنامهنگاران تحقیقی با استفاده از بازارهای شرطبندی برای انتشار اخبار ظهور کنند. برخلاف رسانههای سنتی، این روزنامهنگاران بر یافتههای خود شرط میبندند و با این کار اعتبار و دقت گزارشهای خود را افزایش میدهند. این روش با ایجاد مسئولیتپذیری مالی، احتمال انتشار اطلاعات نادرست را کاهش داده و محیط خبری قابلاعتمادتری ایجاد میکند.
رشد نرمافزارهای خودساخته (DIY) قرار است برنامههای کاربردی در سطح مصرفکننده و سازمانی را متحول کند. پیشرفتهای ابزارهای توسعهیافته توسط هوش مصنوعی به افراد اجازه میدهد برنامههای شخصیسازیشدهای را برای استفادههای خانگی و خانوادگی طراحی کنند که قبلاً پیچیده به نظر میرسیدند. در حوزه سازمانی نیز، شرکتها ممکن است به جای استفاده از خدمات نرمافزاری (SaaS) سنتی، ابزارهای داخلی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را ترجیح دهند که این امر منجر به بهبود و سفارشیسازی فرآیندهای کاری خواهد شد.
تکنولوژی واقعیت افزوده (AR) پیشرفتهای قابلتوجهی خواهد داشت و زمینه را برای تغییرات اساسی در زندگی روزمره در سه سال آینده فراهم خواهد کرد. بهبود در قابلیت حمل دستگاهها، نرمافزارهای پیشرفته برای ایجاد محتوای سهبعدی، کیفیت بالاتر تجربهها و ادغام هوش مصنوعی از عواملی هستند که واقعیت افزوده را دسترسپذیرتر و تأثیرگذارتر میسازند. اگرچه ممکن است سال ۲۰۲۵ شاهد استفاده گسترده از واقعیت افزوده نباشد، اما تحولات بنیادی این دوره برای ادغام آینده آن بسیار مهم خواهند بود.
تغییر در استعدادهای هوش مصنوعی پیشبینی میشود، بهطوریکه کارشناسان از شرکتهای پیشرو در توسعه هوش مصنوعی به سمت جایگاههای کلیدی در صنایعی که از کاربردهای هوش مصنوعی بهرهمند میشوند، حرکت کنند. با عمومیتر و ارزانتر شدن فناوریهای هوش مصنوعی، خلق ارزش بیشتر به اجرای مؤثر آن بستگی خواهد داشت. صنایعی مانند داستانگویی، فیلمسازی، مراقبتهای بهداشتی، خدمات مشتری و سرمایهگذاری خصوصی احتمالاً متخصصان برتر هوش مصنوعی را جذب خواهند کرد تا این بخشها را از طریق نوآوری متحول کنند.
چشمانداز کسبوکار شاهد ظهور شرکتهای کوچک با استفاده از فناوریهای بومی هوش مصنوعی برای بازسازی عملیات خود خواهد بود. این کسبوکارها، از تیمهای کوچک تا نهادهای بزرگتر، به بهرهوری و مقیاسپذیری بدون افزایش قابلتوجه هزینهها دست خواهند یافت. ادغام هوش مصنوعی امکان ایجاد کسبوکارهای اقتصادی، کوچک و شخصیسازیشده را فراهم میکند که بازتاب تغییر به سمت مدلهای تجاری کارآمدتر و خلاقانهتر است.
به طور کلی، سال ۲۰۲۵ دورهای از تحولات فناوری و اجتماعی قابلتوجه خواهد بود. همگرایی هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و روشهای نوآورانه کسبوکار جنبههای مختلف زندگی و کار را دگرگون خواهد کرد و زمینه را برای آیندهای فراهم خواهد کرد که در آن فناوری و خلاقیت انسانی به ایجاد فرصتها و چالشهای جدید کمک میکنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#طراحی_محصول #هوش_مصنوعی
#Trend
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در سال ۲۰۲۵، انتظار میرود نوع جدیدی از روزنامهنگاران تحقیقی با استفاده از بازارهای شرطبندی برای انتشار اخبار ظهور کنند. برخلاف رسانههای سنتی، این روزنامهنگاران بر یافتههای خود شرط میبندند و با این کار اعتبار و دقت گزارشهای خود را افزایش میدهند. این روش با ایجاد مسئولیتپذیری مالی، احتمال انتشار اطلاعات نادرست را کاهش داده و محیط خبری قابلاعتمادتری ایجاد میکند.
رشد نرمافزارهای خودساخته (DIY) قرار است برنامههای کاربردی در سطح مصرفکننده و سازمانی را متحول کند. پیشرفتهای ابزارهای توسعهیافته توسط هوش مصنوعی به افراد اجازه میدهد برنامههای شخصیسازیشدهای را برای استفادههای خانگی و خانوادگی طراحی کنند که قبلاً پیچیده به نظر میرسیدند. در حوزه سازمانی نیز، شرکتها ممکن است به جای استفاده از خدمات نرمافزاری (SaaS) سنتی، ابزارهای داخلی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را ترجیح دهند که این امر منجر به بهبود و سفارشیسازی فرآیندهای کاری خواهد شد.
تکنولوژی واقعیت افزوده (AR) پیشرفتهای قابلتوجهی خواهد داشت و زمینه را برای تغییرات اساسی در زندگی روزمره در سه سال آینده فراهم خواهد کرد. بهبود در قابلیت حمل دستگاهها، نرمافزارهای پیشرفته برای ایجاد محتوای سهبعدی، کیفیت بالاتر تجربهها و ادغام هوش مصنوعی از عواملی هستند که واقعیت افزوده را دسترسپذیرتر و تأثیرگذارتر میسازند. اگرچه ممکن است سال ۲۰۲۵ شاهد استفاده گسترده از واقعیت افزوده نباشد، اما تحولات بنیادی این دوره برای ادغام آینده آن بسیار مهم خواهند بود.
تغییر در استعدادهای هوش مصنوعی پیشبینی میشود، بهطوریکه کارشناسان از شرکتهای پیشرو در توسعه هوش مصنوعی به سمت جایگاههای کلیدی در صنایعی که از کاربردهای هوش مصنوعی بهرهمند میشوند، حرکت کنند. با عمومیتر و ارزانتر شدن فناوریهای هوش مصنوعی، خلق ارزش بیشتر به اجرای مؤثر آن بستگی خواهد داشت. صنایعی مانند داستانگویی، فیلمسازی، مراقبتهای بهداشتی، خدمات مشتری و سرمایهگذاری خصوصی احتمالاً متخصصان برتر هوش مصنوعی را جذب خواهند کرد تا این بخشها را از طریق نوآوری متحول کنند.
چشمانداز کسبوکار شاهد ظهور شرکتهای کوچک با استفاده از فناوریهای بومی هوش مصنوعی برای بازسازی عملیات خود خواهد بود. این کسبوکارها، از تیمهای کوچک تا نهادهای بزرگتر، به بهرهوری و مقیاسپذیری بدون افزایش قابلتوجه هزینهها دست خواهند یافت. ادغام هوش مصنوعی امکان ایجاد کسبوکارهای اقتصادی، کوچک و شخصیسازیشده را فراهم میکند که بازتاب تغییر به سمت مدلهای تجاری کارآمدتر و خلاقانهتر است.
به طور کلی، سال ۲۰۲۵ دورهای از تحولات فناوری و اجتماعی قابلتوجه خواهد بود. همگرایی هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و روشهای نوآورانه کسبوکار جنبههای مختلف زندگی و کار را دگرگون خواهد کرد و زمینه را برای آیندهای فراهم خواهد کرد که در آن فناوری و خلاقیت انسانی به ایجاد فرصتها و چالشهای جدید کمک میکنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#طراحی_محصول #هوش_مصنوعی
#Trend
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Implications
A few things I expect to see in 2025…
Some forecasts for new technologies and shifts in how we live and work for the year ahead, alongside a few implications...
👍4
طراحی کتابها شوخی بردار نیست. باشه، هست!
▫️در تدتاک جذاب چیپ کید: Designing Books is No Laughing Matter، یکی از برترین طراحان جلد کتاب، به عمق هنر طراحی جلد میپردازد. او با استفاده از نمونههای متنوع، به بینندگان نشان میدهد که چگونه یک جلد کتاب میتواند نه تنها یک اثر هنری باشد، بلکه بهعنوان اولین ارتباط بصری میان کتاب و خواننده، نقش بسزایی در جذب مخاطب ایفا کند. کید با تأکید بر اهمیت جزئیات، توضیح میدهد که هر عنصر طراحی باید داستانی را بیان کند و تجربهای جذاب و معنادار را برای خوانندگان به ارمغان بیاورد.
▫️او با طنز و شوخطبعی، به فرآیند طراحی جلد میپردازد و از چالشها و موفقیتهای خود در طراحی جلد کتابهای مشهور مانند "پارک ژوراسیک" سخن میگوید. کید به ما یادآوری میکند که طراحی جلد نهتنها باید زیبا باشد، بلکه باید بتواند حس کنجکاوی را در خواننده برانگیزد و او را ترغیب به کشف دنیای درون کتاب کند. او معتقد است که طراحی خوب میتواند بهطور قابل توجهی تجربه خواندن را تحت تأثیر قرار دهد.
▫️اگر به دنیای طراحی و اهمیت آن در هنر کتابخوانی علاقهمند هستید، این تدتاک فرصت مناسبی برای شماست. چیپ کید بهخوبی به ما نشان میدهد که چگونه طراحی جلد میتواند یک اثر را از دیگران متمایز کند و این کار را به صورت ساده و جذاب انجام میدهد. حتماً این سخنرانی را تماشا کنید تا الهام بگیرید و دیدگاه جدیدی درباره طراحی بهدست آورید.
🔗 برای مشاهده این تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در تدتاک جذاب چیپ کید: Designing Books is No Laughing Matter، یکی از برترین طراحان جلد کتاب، به عمق هنر طراحی جلد میپردازد. او با استفاده از نمونههای متنوع، به بینندگان نشان میدهد که چگونه یک جلد کتاب میتواند نه تنها یک اثر هنری باشد، بلکه بهعنوان اولین ارتباط بصری میان کتاب و خواننده، نقش بسزایی در جذب مخاطب ایفا کند. کید با تأکید بر اهمیت جزئیات، توضیح میدهد که هر عنصر طراحی باید داستانی را بیان کند و تجربهای جذاب و معنادار را برای خوانندگان به ارمغان بیاورد.
▫️او با طنز و شوخطبعی، به فرآیند طراحی جلد میپردازد و از چالشها و موفقیتهای خود در طراحی جلد کتابهای مشهور مانند "پارک ژوراسیک" سخن میگوید. کید به ما یادآوری میکند که طراحی جلد نهتنها باید زیبا باشد، بلکه باید بتواند حس کنجکاوی را در خواننده برانگیزد و او را ترغیب به کشف دنیای درون کتاب کند. او معتقد است که طراحی خوب میتواند بهطور قابل توجهی تجربه خواندن را تحت تأثیر قرار دهد.
▫️اگر به دنیای طراحی و اهمیت آن در هنر کتابخوانی علاقهمند هستید، این تدتاک فرصت مناسبی برای شماست. چیپ کید بهخوبی به ما نشان میدهد که چگونه طراحی جلد میتواند یک اثر را از دیگران متمایز کند و این کار را به صورت ساده و جذاب انجام میدهد. حتماً این سخنرانی را تماشا کنید تا الهام بگیرید و دیدگاه جدیدی درباره طراحی بهدست آورید.
🔗 برای مشاهده این تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
Designing books is no laughing matter. OK, it is.
Chip Kidd doesn't judge books by their cover, he creates covers that embody the book -- and he does it with a wicked sense of humor. In this deeply felt (and deeply hilarious) talk, he shares the art and the philosophy behind his cover designs. (This talk…
👍5❤3
نظرات یک طراح درباره تفکر طراحی
"تفکر طراحی" یک رویکرد حل مسئله است که به طراحان و توسعهدهندگان کمک میکند تا نیازهای کاربران را به درستی شناسایی کرده و درک کنند. در واقع، این رویکرد فراتر از طراحی محصول است و به معنای نگاهی جامع به تجربه کاربر، فرآیندها و نوآوری است.
از نظر یک طراح، تفکر طراحی شامل مراحلی مانند همدلی با کاربر، تعریف مشکلات، ایدهپردازی، نمونهسازی و آزمایش است. این فرآیند به ما کمک میکند تا به جای اینکه فقط روی زیبایی یا تکنولوژی تمرکز کنیم، بر ایجاد راهحلهایی تمرکز کنیم که زندگی کاربران را بهبود میبخشد.
باید اعتراف کنم، وقتی اولین بار درباره "تفکر طراحی" شنیدم، فکر کردم که یک اصطلاح بیمعنی و بیفایده است. همدلی با کاربرانمان و کار کردن بهطور مشترک برای حل یک مشکل چیز جدیدی نیست. با این حال، مردم از این رویکرد جدید رادیکال صحبت میکردند و ادعا میکردند که این روش قرار است به تولید محصولات و خدمات بهتری منجر شود. شرکتها این روش جدید را میپذیرفتند و مؤسسات با ایجاد و فروش برنامهها، کارگاهها و درسهای آموزشی جدید از آن بهرهبرداری میکردند.
بنابراین وقتی ویدئویی از سخنرانی ناتاشا جینس، شریک طراحی در Pentagram در نیویورک را دیدم، متوجه شدم که از کجا آمده است. فکر میکنم دلیل اینکه طراحان گرافیکی مانند من و ناتاشا سختتر این پارادایم جدید را میپذیریم این است که ما به طراحی به شکل سنتی فکر میکنیم — مثل آنچه در مدرسه هنر یاد گرفتیم، جایی که اصول طراحی و زیباییشناسی را نقد و بررسی میکردیم. طراحان از ابزارهایی مانند اسکچینگ یا فتوشاپ استفاده میکنند — نه از یادداشتهای چسبان! برای مدت طولانی، من فقط متوجه این موضوع نمیشدم.
مسئله بزرگ چیست؟
ظاهراً اضافه کردن کلمه "تفکر" تغییردهنده بازی بود. حالا بهطور ناگهانی، این کار باعث کاهش پیچیدگی موضوع شد و به هر شخص عادی یا کسی که طراح نیست (مدیرعامل، توسعهدهندگان، و غیره) اجازه داد تا بهطور خلاقانه فکر کنند و مشکلات پیچیده را حل کنند.
همهی افراد طراح هستند
من همیشه باور داشتم که هر یک از ما یک طراح است–حتی اگر بهطور رسمی در مدرسهی هنر آموزش دیده نباشید. از لحظهای که بیدار میشوید و تصمیم میگیرید چه بپوشید، شما در حال اتخاذ تصمیماتی در مورد رنگ، بافتها، هدف و غیره هستید. هر کودکی با مداد رنگی بزرگ میشود، اما بهطرز عجیبی وقتی به کلاس چهارم میرسند، شروع به تشکیل نظرات خود میکنند و نسبت به آنچه که بهعنوان اثر هنری خود ارائه میدهند، آگاه میشوند. اما من فکر میکنم که در عمق وجودمان، همیشه یک روح خلاق داشتهایم.
متأسفانه، حتی به امروز، بیشتر مردم طراحی را با زیباییشناسی مرتبط میکنند. آن را زیبا کنید! اما این فقط یک سوم از کاری است که طراحان انجام میدهند.
طراحی به حل مشکل مربوط میشود. این درباره دعوت به روشهای جدید تفکر است. نتیجهی نهایی ممکن است یک اپلیکیشن یا یک صندلی باشد، اما این فقط یک اثر است که تقریباً بهعنوان یک محصول جانبی بهوجود میآید. چگونگی رسیدن به آن، چگونگی کارکرد آن، همان چیزی است که طراحی به آن مربوط میشود. اغلب مردم طراحی را بهعنوان لایهای زیبا در نظر میگیرند، اما در واقع به شیوهای که کار میکند مربوط میشود. این لایهای بر روی کیک نیست–بلکه خود کیک است.
طراحان خوب این را درک میکنند. آنها میدانند که دو سوم دیگر آنچه ما انجام میدهیم مربوط به برقراری ارتباط خوب و توانایی گرد هم آوردن یک سازمان حول یک ایده است.
اما سعی کنید این را به یک فرد غیرطراح یا یک شرکت بزرگ که به شیوهی قدیمی کار میکند، توضیح دهید. سعی کنید به آنها بگویید که طراحان در مراحل ابتدایی پروژه به یک صندلی و میز نیاز دارند. طراحی باید راهنمای نیازها باشد، نه برعکس. وقتی این را پیشنهاد میدهیم، معمولاً با واکنش منفی مواجه میشویم و به ما گفته میشود که در مرحلهی طراحی بهسراغمان بیایند یا با آن موافقت میکنند، اما از آنجا که سازمان بسیار بزرگی است، حرکت به جلو دشوار است.
وارد تفکر طراحی شوید. قرار دادن این دو اصطلاح ساده و بستهبندی آن بهعنوان یک روششناسی انقلابی، شیوهی درک ما از طراحی را تغییر داده است. این تنها مربوط به "زیبا کردن چیزها" نیست. این دربارهی همکاری، استفاده از ابزارهای کموفاداری مانند تختهسفید و یادداشتهای چسبنده است. این دربارهی طراحی با کسی بهجای طراحی برای کسی است.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX #design_thinking #design
#تجربه_کاربری #دیزاین #طراحی_محصول #تفکرـطراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
"تفکر طراحی" یک رویکرد حل مسئله است که به طراحان و توسعهدهندگان کمک میکند تا نیازهای کاربران را به درستی شناسایی کرده و درک کنند. در واقع، این رویکرد فراتر از طراحی محصول است و به معنای نگاهی جامع به تجربه کاربر، فرآیندها و نوآوری است.
از نظر یک طراح، تفکر طراحی شامل مراحلی مانند همدلی با کاربر، تعریف مشکلات، ایدهپردازی، نمونهسازی و آزمایش است. این فرآیند به ما کمک میکند تا به جای اینکه فقط روی زیبایی یا تکنولوژی تمرکز کنیم، بر ایجاد راهحلهایی تمرکز کنیم که زندگی کاربران را بهبود میبخشد.
باید اعتراف کنم، وقتی اولین بار درباره "تفکر طراحی" شنیدم، فکر کردم که یک اصطلاح بیمعنی و بیفایده است. همدلی با کاربرانمان و کار کردن بهطور مشترک برای حل یک مشکل چیز جدیدی نیست. با این حال، مردم از این رویکرد جدید رادیکال صحبت میکردند و ادعا میکردند که این روش قرار است به تولید محصولات و خدمات بهتری منجر شود. شرکتها این روش جدید را میپذیرفتند و مؤسسات با ایجاد و فروش برنامهها، کارگاهها و درسهای آموزشی جدید از آن بهرهبرداری میکردند.
بنابراین وقتی ویدئویی از سخنرانی ناتاشا جینس، شریک طراحی در Pentagram در نیویورک را دیدم، متوجه شدم که از کجا آمده است. فکر میکنم دلیل اینکه طراحان گرافیکی مانند من و ناتاشا سختتر این پارادایم جدید را میپذیریم این است که ما به طراحی به شکل سنتی فکر میکنیم — مثل آنچه در مدرسه هنر یاد گرفتیم، جایی که اصول طراحی و زیباییشناسی را نقد و بررسی میکردیم. طراحان از ابزارهایی مانند اسکچینگ یا فتوشاپ استفاده میکنند — نه از یادداشتهای چسبان! برای مدت طولانی، من فقط متوجه این موضوع نمیشدم.
مسئله بزرگ چیست؟
ظاهراً اضافه کردن کلمه "تفکر" تغییردهنده بازی بود. حالا بهطور ناگهانی، این کار باعث کاهش پیچیدگی موضوع شد و به هر شخص عادی یا کسی که طراح نیست (مدیرعامل، توسعهدهندگان، و غیره) اجازه داد تا بهطور خلاقانه فکر کنند و مشکلات پیچیده را حل کنند.
همهی افراد طراح هستند
من همیشه باور داشتم که هر یک از ما یک طراح است–حتی اگر بهطور رسمی در مدرسهی هنر آموزش دیده نباشید. از لحظهای که بیدار میشوید و تصمیم میگیرید چه بپوشید، شما در حال اتخاذ تصمیماتی در مورد رنگ، بافتها، هدف و غیره هستید. هر کودکی با مداد رنگی بزرگ میشود، اما بهطرز عجیبی وقتی به کلاس چهارم میرسند، شروع به تشکیل نظرات خود میکنند و نسبت به آنچه که بهعنوان اثر هنری خود ارائه میدهند، آگاه میشوند. اما من فکر میکنم که در عمق وجودمان، همیشه یک روح خلاق داشتهایم.
متأسفانه، حتی به امروز، بیشتر مردم طراحی را با زیباییشناسی مرتبط میکنند. آن را زیبا کنید! اما این فقط یک سوم از کاری است که طراحان انجام میدهند.
طراحی به حل مشکل مربوط میشود. این درباره دعوت به روشهای جدید تفکر است. نتیجهی نهایی ممکن است یک اپلیکیشن یا یک صندلی باشد، اما این فقط یک اثر است که تقریباً بهعنوان یک محصول جانبی بهوجود میآید. چگونگی رسیدن به آن، چگونگی کارکرد آن، همان چیزی است که طراحی به آن مربوط میشود. اغلب مردم طراحی را بهعنوان لایهای زیبا در نظر میگیرند، اما در واقع به شیوهای که کار میکند مربوط میشود. این لایهای بر روی کیک نیست–بلکه خود کیک است.
طراحان خوب این را درک میکنند. آنها میدانند که دو سوم دیگر آنچه ما انجام میدهیم مربوط به برقراری ارتباط خوب و توانایی گرد هم آوردن یک سازمان حول یک ایده است.
اما سعی کنید این را به یک فرد غیرطراح یا یک شرکت بزرگ که به شیوهی قدیمی کار میکند، توضیح دهید. سعی کنید به آنها بگویید که طراحان در مراحل ابتدایی پروژه به یک صندلی و میز نیاز دارند. طراحی باید راهنمای نیازها باشد، نه برعکس. وقتی این را پیشنهاد میدهیم، معمولاً با واکنش منفی مواجه میشویم و به ما گفته میشود که در مرحلهی طراحی بهسراغمان بیایند یا با آن موافقت میکنند، اما از آنجا که سازمان بسیار بزرگی است، حرکت به جلو دشوار است.
وارد تفکر طراحی شوید. قرار دادن این دو اصطلاح ساده و بستهبندی آن بهعنوان یک روششناسی انقلابی، شیوهی درک ما از طراحی را تغییر داده است. این تنها مربوط به "زیبا کردن چیزها" نیست. این دربارهی همکاری، استفاده از ابزارهای کموفاداری مانند تختهسفید و یادداشتهای چسبنده است. این دربارهی طراحی با کسی بهجای طراحی برای کسی است.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید
(زمان حدودی مطالعه:۱۰ دقیقه)
گردآورنده: مجتبی زینوند
#productـdesign #UX #design_thinking #design
#تجربه_کاربری #دیزاین #طراحی_محصول #تفکرـطراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Thoughts on Design Thinking From a Designer
I’ll admit, when I first heard about Design Thinking, I thought it was a buzzword that is completely bullshit. Having empathy for our users…
❤7👍3
۱۰ دستورالعمل ضروری طراحی رابط کاربری
در دهه ۱۹۹۰، «جیکوب نیلسن» و «رالف مالیچ»، دو متخصص برجسته در تجربه کاربر، ده دستورالعمل کلیدی در طراحی رابط کاربری (UI) را معرفی کردند.
با پایبندی به این دستورالعملها، طراحان میتوانند قابلیت استفاده، سودمندی و مطلوبیت کلی محصولات خود را بهبود بخشند.
شرکتهایی مانند گوگل، اپل و ادوبی به طور منظم این دستورالعملها را برای بهبود تجربه کاربران خود اعمال میکنند.
۱. قابلیت مشاهده وضعیت سیستم کاربران باید همیشه از طریق بازخورد به موقع و قابل مشاهده در مورد آنچه سیستم انجام می دهد مطلع شوند.
به عنوان مثال در Adobe Photoshop، نماد «دست» هنگام کشیدن و رها کردن لایهها.
۲. مطابقت بین سیستم و دنیای واقعی
رابطها باید به زبان کاربران صحبت کنند.
مانند آیکن خانه، جستجو یا سلطل آشغال.
۳. کنترل کاربر و آزادی
کاربران باید این آزادی را داشته باشند که اقدامات را به راحتی لغو و دوباره انجام دهند.
برای مثال، استفاده از میانبر Alt+Ctrl+Z در فتوشاپ، برای برداشتن یک گام به عقب یا جلو.
۴. سازگاری و استانداردها
سازگاری در طراحی تضمین می کند که عناصر در پلتفرمها به طور قابل پیش بینی ظاهر شوند و رفتار کنند.
مانند استفاده از عبارتهای قابل تشخیص جهانی "فایل جدید"، "باز کردن" یا "ذخیره کردن" در فتوشاپ.
۵. پیشگیری از خطا
در صورت امکان، از بروز خطاها جلوگیری کنید.
فتوشاپ به کاربران کمک میکند با ارائه توضیحات مختصر ابزار هنگام نگه داشتن ماوس روی یک نماد، از اشتباه جلوگیری کنند.
۶. شناخت به جای یادآوری
طرحها باید بار حافظه کاربران را با قابل مشاهده نگه داشتن گزینهها به حداقل برسانند.
فتوشاپ پیش نمایشهای بصری را برای فیلترها و جلوهها ارائه میدهد و به کاربران این امکان را میدهد تا گزینه مورد نظر را به جای یادآوری نام آن از حافظه تشخیص دهند.
۷. انعطاف پذیری و کارایی
رابطها باید هم برای کاربران مبتدی و هم برای کاربران با تجربه، میانبر و سفارشی سازی ارائه دهند.
فتوشاپ کلیدهای میانبر را برای سرعت بخشیدن به کارهای مکرر در اختیار کاربران قدرتمند و در عین حال گزینه های قابل دسترس را برای مبتدیان ارائه میدهد.
۸. طراحی زیبایی شناسی و مینیمالیستی
به هم ریختگی باید به حداقل برسد و فقط اطلاعات مربوطه در نمایش گذاشته شود.
فتوشاپ یک رابط تمیز را با ابزارهای ضروری متعادل میکند و اطمینان میدهد که کاربران تحت تأثیر ویژگیها یا اطلاعات غیرضروری قرار نمیگیرند.
۹. به کاربران در تشخیص و بازیابی خطاها کمک کنید
پیامهای خطا باید واضح و به زبان ساده نوشته شوند.
وقتی مشکلی در فتوشاپ پیش میآید، بدون تکیه بر اصطلاحات پیچیده، کاربران راهنمایی میشوند که چگونه مشکل را برطرف کنند.
۱۰. راهنما و مستندات
در حالی که استفاده از سیستمها در حالت ایدهآل باید بدون مستندات آسان باشد، در صورت نیاز، کمک باید در دسترس باشد.
فتوشاپ آموزشهای آنلاین گسترده، راهنماها و گزینههای کمک درون برنامهای را ارائه میدهد و اطمینان حاصل میکند که کاربران میتوانند هر زمان که لازم باشد کمک دریافت کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دیزاین
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در دهه ۱۹۹۰، «جیکوب نیلسن» و «رالف مالیچ»، دو متخصص برجسته در تجربه کاربر، ده دستورالعمل کلیدی در طراحی رابط کاربری (UI) را معرفی کردند.
با پایبندی به این دستورالعملها، طراحان میتوانند قابلیت استفاده، سودمندی و مطلوبیت کلی محصولات خود را بهبود بخشند.
شرکتهایی مانند گوگل، اپل و ادوبی به طور منظم این دستورالعملها را برای بهبود تجربه کاربران خود اعمال میکنند.
۱. قابلیت مشاهده وضعیت سیستم کاربران باید همیشه از طریق بازخورد به موقع و قابل مشاهده در مورد آنچه سیستم انجام می دهد مطلع شوند.
به عنوان مثال در Adobe Photoshop، نماد «دست» هنگام کشیدن و رها کردن لایهها.
۲. مطابقت بین سیستم و دنیای واقعی
رابطها باید به زبان کاربران صحبت کنند.
مانند آیکن خانه، جستجو یا سلطل آشغال.
۳. کنترل کاربر و آزادی
کاربران باید این آزادی را داشته باشند که اقدامات را به راحتی لغو و دوباره انجام دهند.
برای مثال، استفاده از میانبر Alt+Ctrl+Z در فتوشاپ، برای برداشتن یک گام به عقب یا جلو.
۴. سازگاری و استانداردها
سازگاری در طراحی تضمین می کند که عناصر در پلتفرمها به طور قابل پیش بینی ظاهر شوند و رفتار کنند.
مانند استفاده از عبارتهای قابل تشخیص جهانی "فایل جدید"، "باز کردن" یا "ذخیره کردن" در فتوشاپ.
۵. پیشگیری از خطا
در صورت امکان، از بروز خطاها جلوگیری کنید.
فتوشاپ به کاربران کمک میکند با ارائه توضیحات مختصر ابزار هنگام نگه داشتن ماوس روی یک نماد، از اشتباه جلوگیری کنند.
۶. شناخت به جای یادآوری
طرحها باید بار حافظه کاربران را با قابل مشاهده نگه داشتن گزینهها به حداقل برسانند.
فتوشاپ پیش نمایشهای بصری را برای فیلترها و جلوهها ارائه میدهد و به کاربران این امکان را میدهد تا گزینه مورد نظر را به جای یادآوری نام آن از حافظه تشخیص دهند.
۷. انعطاف پذیری و کارایی
رابطها باید هم برای کاربران مبتدی و هم برای کاربران با تجربه، میانبر و سفارشی سازی ارائه دهند.
فتوشاپ کلیدهای میانبر را برای سرعت بخشیدن به کارهای مکرر در اختیار کاربران قدرتمند و در عین حال گزینه های قابل دسترس را برای مبتدیان ارائه میدهد.
۸. طراحی زیبایی شناسی و مینیمالیستی
به هم ریختگی باید به حداقل برسد و فقط اطلاعات مربوطه در نمایش گذاشته شود.
فتوشاپ یک رابط تمیز را با ابزارهای ضروری متعادل میکند و اطمینان میدهد که کاربران تحت تأثیر ویژگیها یا اطلاعات غیرضروری قرار نمیگیرند.
۹. به کاربران در تشخیص و بازیابی خطاها کمک کنید
پیامهای خطا باید واضح و به زبان ساده نوشته شوند.
وقتی مشکلی در فتوشاپ پیش میآید، بدون تکیه بر اصطلاحات پیچیده، کاربران راهنمایی میشوند که چگونه مشکل را برطرف کنند.
۱۰. راهنما و مستندات
در حالی که استفاده از سیستمها در حالت ایدهآل باید بدون مستندات آسان باشد، در صورت نیاز، کمک باید در دسترس باشد.
فتوشاپ آموزشهای آنلاین گسترده، راهنماها و گزینههای کمک درون برنامهای را ارائه میدهد و اطمینان حاصل میکند که کاربران میتوانند هر زمان که لازم باشد کمک دریافت کنند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دیزاین
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
10 Essential User Interface Design Guidelines
Applying Nielsen and Molich’s Heuristics for an Intuitive User Experience
👍8❤1
طراحی و ذهن انعطافپذیر
▫️در تدتاک "Design and the Elastic Mind"، پائولا آنتونلی به طرز خلاقانهای بررسی میکند که چگونه طراحی و فناوری میتوانند با هم همکاری کنند تا به مسائل پیچیدهای که جهان مدرن با آنها روبرو است پاسخ دهند. او به مفهوم "ذهنهای انعطافپذیر" اشاره میکند؛ افرادی که میتوانند خود را به سرعت با تغییرات علمی و اجتماعی منطبق کنند. این طرز فکر، کلید نوآوری است و به طراحان کمک میکند تا مرزهای کنونی علم و هنر را گسترش دهند و ابزارهایی را برای زندگی بهتر آینده خلق کنند.
▫️آنتونلی به یکی از نمایشگاههای پیشگامانهای که او در موزه هنر مدرن نیویورک برگزار کرد، اشاره میکند؛ این نمایشگاه نشان میدهد چگونه طراحان با استفاده از فناوریهای نوین، از علوم زیستشناسی تا مهندسی، راهحلهای مبتکرانهای برای حل مشکلات روزمره ارائه میدهند. مثالهایی که او در این تدتاک به نمایش میگذارد، نشاندهندهی تعامل خلاقانهی علم و طراحی است، به طوری که این تعامل میتواند به تغییرات بنیادین در نحوهی ارتباط ما با فناوری منجر شود.
▫️در نهایت، او بر اهمیت تطبیقپذیری و انعطافپذیری ذهن طراحان تأکید میکند. آنتونلی از ما میخواهد که به طراحی به عنوان ابزاری نیرومند برای شکلدهی آینده و حل بحرانهای بزرگ بیندیشیم. اگر دوست دارید بدانید که چگونه طراحی میتواند همزمان با علم به پیش رود و راهحلهایی برای چالشهای فردا ارائه دهد، این تدتاک قطعاً دیدگاههای جدیدی برای شما به همراه خواهد داشت.
🔗 برای مشاهده تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان تدتاک: ۱۸ دقیقه)
گردآورنده : رها کاوه
#Design
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
▫️در تدتاک "Design and the Elastic Mind"، پائولا آنتونلی به طرز خلاقانهای بررسی میکند که چگونه طراحی و فناوری میتوانند با هم همکاری کنند تا به مسائل پیچیدهای که جهان مدرن با آنها روبرو است پاسخ دهند. او به مفهوم "ذهنهای انعطافپذیر" اشاره میکند؛ افرادی که میتوانند خود را به سرعت با تغییرات علمی و اجتماعی منطبق کنند. این طرز فکر، کلید نوآوری است و به طراحان کمک میکند تا مرزهای کنونی علم و هنر را گسترش دهند و ابزارهایی را برای زندگی بهتر آینده خلق کنند.
▫️آنتونلی به یکی از نمایشگاههای پیشگامانهای که او در موزه هنر مدرن نیویورک برگزار کرد، اشاره میکند؛ این نمایشگاه نشان میدهد چگونه طراحان با استفاده از فناوریهای نوین، از علوم زیستشناسی تا مهندسی، راهحلهای مبتکرانهای برای حل مشکلات روزمره ارائه میدهند. مثالهایی که او در این تدتاک به نمایش میگذارد، نشاندهندهی تعامل خلاقانهی علم و طراحی است، به طوری که این تعامل میتواند به تغییرات بنیادین در نحوهی ارتباط ما با فناوری منجر شود.
▫️در نهایت، او بر اهمیت تطبیقپذیری و انعطافپذیری ذهن طراحان تأکید میکند. آنتونلی از ما میخواهد که به طراحی به عنوان ابزاری نیرومند برای شکلدهی آینده و حل بحرانهای بزرگ بیندیشیم. اگر دوست دارید بدانید که چگونه طراحی میتواند همزمان با علم به پیش رود و راهحلهایی برای چالشهای فردا ارائه دهد، این تدتاک قطعاً دیدگاههای جدیدی برای شما به همراه خواهد داشت.
🔗 برای مشاهده تدتاک به «لینک» مراجعه کنید.
(مدت زمان تدتاک: ۱۸ دقیقه)
گردآورنده : رها کاوه
#Design
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Ted
Design and the Elastic Mind
MOMA design curator Paola Antonelli previews the groundbreaking show Design and the Elastic Mind -- full of products and designs that reflect the way we think now.
👍8