فلسفه دیزاین
6.92K subscribers
68 photos
12 videos
1 file
1.21K links
این کانال چکیده‌ای از مقالات روز، نمونه‌های موفق، ابزارهایی‌ست که ما در DeXign Studio با آن برخورد داشته و معرفی‌شان می‌کنیم.

ارتباط با کانال:
@mohsenissapour

منابع و ابزارهای دیزاین:
DexignResources.com

دسخط:
https://daskhat.dexignresources.com
Download Telegram
رنگ‌ها در دیزاین سیستم
۱۶ نکته برای راه اندازی یک سیستم پایدار

من تخصص رنگ ندارم. در واقع خیلی از آن دور هستم. در طول حرفه‌ام به طراحان بصری که بهتر از خودم هستند اعتماد کرده‌ام تا یک پالت جذاب را ایجاد کرده و آن را به صورت هماهنگ در یک رابط کاربری اعمال کنند.
اما به عنوان یک طراح سیستم، اغلب در موقعیتی هستم که باید تصمیمات رنگی را به چالش بکشم و اعتبارشان را بررسی کنم تا سیستم شکل بگیرد. در ادامه ۱۶ نکته را که در حین استحکام یک پالت اصلی، انتخاب رنگ‌های مات و سایه٫ پالت‌های ثانویه و حل مشکلات تضاد قابل دسترسی‌ آموخته‌ام، ارائه می‌دهم.


پالت اصلی (Primary Pallet)
با رنگ اصلی، در حال اشاره به رنگ‌های استفاده شده در همه جا از جمله رنگ‌های برند شما، رنگ‌های خنثی و رنگ آبی تعاملی معمولی هستیم.
⁃ رنگ سازمانی خود را انتخاب کنید.
هر سازمان یک یا دو یا حتی چندین رنگ اصلی برند دارد. قرمز، آبی، نارنجی و… بر روی آن‌ها تصمیم بگیرید. حتی اگر به طور معقول با یک یا دو متغیر رنگ تنظیم شده باشند، هیچ چیز جز نشانه‌ای از تیم سیستم طراحی که نمی‌تواند کار‌های خود را به هم بزند، به جز تغییر مکرر رنگ‌های اصلی نمی‌دهد.

نتیجه : رنگ‌های اصلی برند خود را تعیین کنید، زیرا آن‌ها به سرعت پخش می‌شوند.

▫️درگیر کردن برند (اگر یک رنگ برند را تغییر دهید)
آیا آبی برند کمی کم‌رنگ است؟ نمی‌توانید در برابر میل به زنده کردن آن مقاومت کنید؟ هیچ چیز بیشتر از یک “ما نام تجاری نارنجی را برای وب اشباع کردیم” و به دنبال واکنش برند با “شما چه کردید؟” به همکاری اولیه آسیب نمی‌رساند.

نتیجه: رنگ‌های برند میدان تیم برند است. بنابراین تنظیمات را با آن‌ها بررسی کنید و در صورت لزوم به داوری آن‌ها تکیه کنید.

▫️رنگ‌های خنثی را کاهش دهید
از ذغالی تیره تا خاکستری روشن، رنگ‌های خنثی اسکلت ضرروری رابط کاربری را فراهم می‌کنند. بارگیری یک سیستم با رنگ‌های خنثی (حتی چندتا)، خطر دسترسی تیم‌ها به رنگ‌های گل‌آلود را به همراه دارد. آن‌ها همچنین می‌توانند منجر به طراحی‌های Wireframe شوند. نه نوع تیره و نه روشن کنتراست به اندازه کافی در پس زمینه خاکستری متوسط ندارد.

▫️به آبی دیجیتال بروید. هرکس دیگری انجام می‌دهد
پنج سیستم طراحی گذشته من بر روی رنگ آبی اشباع شده به عنوان دکمه پیش فرض و رنگ پیوند مستقر شدند. پیوندها همیشه آبی بوده‌اند، شاید از ابتدای اولین مرورگر. این آبی «دیجیتال»، رنگی کاربردی برای پیوند‌ها و موارد قابل کلیک، در هر پالت اصلی ضروری است.

نتیجه: وقتی (نه اگر) با آبی دیجیتال پیش می‌روید، یک رنگ قابل دسترس انتخاب کنید و مطمئن شوید که با آبی، قرمز، نارنجی، بنفش یا سبز برند تضاد ندارد.

برای مطالعه ادامه مقاله به «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه: ۹ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه

#رابط_کاربری #دیزاین_سیستم #رنگ

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍142
نحوه طراحی دکمه های رادیویی: نکات نمونه سازی اولیه برای طراحان

دکمه رادیویی یک عنصر کنترل انتخاب است که به کاربر امکان می‌دهد یک گزینه را از بین مجموعه‌ای از چندین گزینه منحصر به فرد متقابل انتخاب کند.
دکمه‌های رادیویی معمولاً زمانی استفاده می‌شوند که کاربر باید فرمی را پر کند، تنظیمات را پیکربندی کند یا نظرسنجی را تکمیل کند.

هدف اصلی طراحی دکمه‌های رادیویی این است که گزینه‌ها قابل مشاهده باشند، بنابراین، از دکمه‌های رادیویی تو در تو که بخش‌هایی از لیست شما را پنهان می‌کنند اجتناب کنید.

هنگام پر کردن یک فرم، ورود متن ممکن است مبهم باشد و اعتبارسنجی آن قبل از ارسال فرم دشوار است. دکمه‌های رادیویی از ورود داده های ناقص یا نادرست جلوگیری می کنند.
آن ها بار شناختی را کاهش می دهند و از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می کنند.

توجه داشته باشید، با توجه به اصول تجربه کاربر، زمانی که بیش از ۵ گزینه در یک مجموعه وجود دارد، لیست‌های کشویی باید جایگزین دکمه‌های رادیویی شوند.

برخلاف دکمه‌های رادیویی تک انتخابی، چک‌باکس‌ها به کاربر اجازه می‌دهند چندین گزینه را انتخاب کند. هر چک‌باکس مستقل از بقیه لیست است و کاربر می‌تواند یکی را بدون برداشتن علامت بقیه علامت بزند.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم #دکمه_رادیویی
#UI

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍82🙏1
چرا واقعا باید با غریبه‌ها صحبت کنیم؟
ارزش " تعاملات اجتماعی مینیمال" برای خوشحالی و تعلق خاطر انسان‌ها

مزایای صحبت‌های کوتاه با مردم
این تعامل با غریبه‌ها موضوع تحقیقات آکادمیک تازه‌ای است که در آن روانشناس، دکتر گیلیان سنداستورم، پژوهشی از این قرار را آغاز کرده است: در این پژوهش قرار است که گروهی از بزرگسالان با کسی که برای آنان قهوه درست می‌کند وارد مکالمه شوند. هدف این بود که متوجه شوند اگر این افراد با فردی که قهوه درست می‌کند به جای غریبه، شبیه به یک دوست برخورد کنند چه واکنش درونی خواهند داشت. نتیجه این بود که آنها احساس عضو جامعه بودن بیشتری داشتند، و حال و هوای خیلی بهتری را تجربه کردند. که یک وضعیت دو سر برد بود، چون فردی که قهوه می‌ریخت هم احساس بهتری داشت.

پژوهش دومی اجرا شد و در آن از طریق یک اپ، یک social scavenger hunt ایجاد شد. در این اپ به افراد چالش‌های روزانه‌ای داده می‌شد مثلا اینکه: "با یک نفر که کلاه بر سر دارد صحبت کن" یا "با کسی که در کنار تو در صف ایستاده صحبت کن".
نتایج بسیار مثبت بود و نه تنها حال و هوای افراد را بهتر می‌کرد، بلکه حتی به آنها احساس اعتماد به نفس بیشتری برای برقراری ارتباط و صحبت با دیگر افراد می‌داد. آنها ترس کمتری از پس زده شدن را حس می‌کردند. گیرندگان هم احساس بهتری داشتند چون در جهانی که گاهی خیلی احساس بی‌تفاوت بودن می‌دهد، احساس "دیده شدن" می‌کردند.

دانشمندان این موضوع را "تعاملات اجتماعی مینیمال" خطاب می‌کنند چون معمولا مختصر هستند و احتمالا احساس تعهد و الزام کمتری نسبت به دیگر ارتباطات اجتماعی ایجاد می‌کنند. مزایای این تعاملات صرف نظر از اینکه شما چقدر اجتماعی هستید، خوب است اما مشخصا برای خوشحالی سودمند هستند در صورتی که شما معمولا احساس تنهایی می‌کنید یا به اندازه کافی روابط اجتماعی ندارید.

🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۵ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#توسعه_فردی #مهارت_نرم

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍13🔥2
وایرفریم چیست؟ راهنمایی جامع

وایرفریم یک طرح کلی دو بعدی از یک صفحه وب یا اپلیکیشن است، یک نمای کلی از ساختار صفحه، طرح‌بندی، معماری اطلاعات، جریان کاربر، عملکرد و رفتارهای مورد نظر ارائه می‌دهد.

وایرفریم‌ها سه هدف کلیدی را دنبال می‌کنند:
تمرکز بر مفهوم، شناسایی نقاط اصلی درد و گرفتن بازخورد صادقانه از کاربران و سهامداران.
روشن شدن و مشاهده ویژگی‌ها، ناوبری و نحوه کار همه موارد با تجسم آن‌ها.
ایجاد سریع و ارزان آن‌ها.

سه نوع وایرفریم وجود دارد: کمتر وفادار، وفاداری متوسط و با کیفیت بالا، که به سطح جزئیات در هر طرح اشاره دارد.

وایرفریم با کیفیت پایین:
وایرفریم‌های کمتر وفادار شامل تصاویر ساده، اشکال بلوک، محتوای ساختگی، نسبتاً خشن و بدون هیچ گونه احساس مقیاس، شبکه یا دقت پیکسل هستند.

وایرفریم با کیفیت متوسط:
وایرفریم‌ها با وفاداری متوسط نمایش دقیق‌تری از چیدمان دارند، جزئیات بیشتری از اجزا و ویژگی‌های خاص دارند و از وزن متن‌های مختلف برای جدا کردن سرفصل‌ها و محتوای متن استفاده می‌کنند.
بعضی از طراحان از سایه‌های مختلف خاکستری برای برقراری ارتباط بصری بیشتر با عناصر استفاده می‌کنند.

وایرفریم با کیفیت بالا:
این وایرفریم‌ها طرح‌بندی‌های مخصوص پیکسل دارند و ممکن است شامل تصاویر واقعی و کپی مربوطه باشند و برای کاوش و مستندسازی مفاهیم پیچیده، مانند سیستم‌های منو بسیار ایده‌آل هستند.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#تجربه_کاربر #وایرفریم
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
9👍5👎1🍾1
اصول طراحی Web3

وب غیرمتمرکز (Decentralized Web) یا Web3 یک ماموریت بلندپروازانه برای آزاد کردن اینترنت از کنترل غول‌های فناوری مانند گوگل، متا یا توییتر دارد. هدف آن این است که به کاربران اجازه دهد به طور مستقیم و آشکار بدون دخالت شرکت‌ها و دولت‌ها تعامل داشته باشند.
همه چیز خوب به نظر می‌رسد تا زمانی که با تلاش برای کشف اینکه چه کسی به داده‌های مالی شما دسترسی دارد روبه‌رو شوید و در این زمان هیچ معاون بانک یا پشتیبانی فنی نمی‌تواند این معما را توضیح دهد.
بنابراین طراحان از چه ابزار و اصولی برای پاسخ به سوالات مردم در مورد بلاک‌چین و کمک به تصمیم‌گیری آگاهانه استفاده می‌کنند؟

هدف طراحی UX در Web3 پاسخ به سوالات زیر است:
- آیا ارسال داده‌هایی که dApp (اپ‌های غیر‌متمرکز ساخته شده بر بستر بلاک‌چین Decentralized Apps) درخواست می‌کند امن است؟
- بعد از آن چه اتفاقی برای آن‌ها می‌افتد؟
- این کلمه عجیب کریپتو (crypto) دقیقاً به چه معناست؟
- در صورت ناموفق بودن تراکنش چه اتفاقی می‌افتد؟
- کد در کجا اجرا می‌شود؟

انواع برنامه‌های DeFi
برنامه‌های غیرمتمرکز مالی (Decentralized Financial Apps)
فناوری بلاک‌چین Web3 بر پروتکل‌های قوی متکی است که شفافیت، عدم اطمینان، تغییر ناپذیری و موارد دیگر را تضمین می‌کند.
کاربران با برنامه‌های غیرمتمرکز (dApps) و برنامه‌های غیرمتمرکز مالی (DeFiApps) سروکار دارند و این جایی است که طراحی محصول Web3 وارد عمل می‌شود.
برنامه‌های DeFi در حال حاضر غالب هستند زیرا راه‌های جدیدی را برای تجارت و کسب درآمد معرفی می‌کنند.

برخی از برنامه‌های DeFi عبارت‌اند از:
- بازار NFT
- کیف پول‌های رمزنگاری شده (Crypto Wallets)
- صرافی‌های غیرمتمرکز کریپتو (DEX)
و …

روش‌های طراحی Web3 بسته به نوع برنامه متفاوت است با این حال، اصول کلی UX وجود دارد که یک طراح باید از آن‌ها پیروی کند.

۹ اصل برای بهترین طراحی Web3
چگونه طراحی UX در Web3 از فلسفه بلاک‌چین پشتیبانی می‌کند.

۱- راهنمای فعال

طراحان باید مسیریابی (navigation) را در DeFi واضح و روشن کنند تا کاربران بدانند که کجا هستند و چگونه به صفحه قبلی بازگردند.

در اینجا آنچه طراحان می‌توانند برای رسیدن به این هدف انجام دهند آورده شده است:
-تعداد عناصر را به حداقل برسانید و از شلوغی خلاص شوید.
-قانون Jakob’s UX را اعمال کنید و از الگوهای آشنای Web2 استفاده کنید زیرا کاربران می‌دانند که چگونه با آن‌ها برخورد کنند. به عنوان مثال، یک کیف پول رمزنگاری باید شبیه یک برنامه بانکداری سنتی باشد.
-به کاربران با تعاریف دقیق و کوتاه مفاهیم و اصطلاحات بلاک‌چین را آموزش دهید. پلتفرم Ethereum یکی از بهترین نمونه‌های طراحی Web3برای یادگیری است.

۲- پایبندی و پیوستگی
طراحی در Web3 دارای چندین ویژگی است که باید در نظر گرفته شود. در صورتی که جلوه‌های بصری برای برنامه‌های غیرمتمرکز ایجاد می‌کنید، به رنگ‌های بلاک‌چین پایبند باشید. یکی دیگر از نشانه‌های کریپتو طراحی مبتنی بر شبکه (grid-based) است. این یکنواختی در محصولات DeFi به شناخت برند و اعتماد مشتری کمک می‌کند.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

گردآورنده: محدثه عبادالهی

#تجربه_کاربر
#web3

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍131
من چگونه با طراحان محصول مصاحبه می‌کنم؟

امسال تیم من طراحان محصول را استخدام می‌کند. تا قبل از این هم قسمتی از تیم مصاحبه‌ها بوده‌ام، اما این اولین بار است که من به عنوان مدیر استخدامی عمل می‌کنم. این یک تجربه یادگیری بسیار عالی برای من بود. به طور کلی استخدام برای من مشکل است چون باور دارم که تقریبا هر کسی در صورت فراهم بودن محیط و پشتیبانی مناسب، موفق می‌شود. اما استخدام به این شکل کار نمی‌کند. هر نامزدی با تیم خوبی همخوانی ندارد و هر تیمی هم با هر نامزدی همخوانی ندارد.

"فقط بخاطر این که برای یک نقش واجد شرایط هستید، به هیچ وجه به این معنا نیست که امروز بهترین نقش برای شما است." — جاستین جوردن

این یک تعهد بزرگ برای هر دو طرف است و ما فقط مدت کوتاهی برای تصمیم گیری داریم که آیا می‌توانیم به خوبی با یکدیگر برای چندین سال کار کنیم یا خیر. به طور سنتی من به نامزدها با نگرش بهینه‌گرایانه نزدیک می‌شوم و برایم دشوار بود که کدام را انتخاب کنم.

در یک جلسه یک به یک معمولی، مدیرم به من گفت: "هر چه بیشتر با کسی صحبت می‌کنید، تصمیم گرفتن سخت‌تر می‌شود."

این جمله مستقیما به ضعف من اشاره داشت. هر چه بیشتر با یک نفر صحبت می‌کنم، بیشتر از او طرفداری می‌کنم و شرایط را به نفع او تغییر می‌دهم. که هر دو طرف را راضی نمی‌کند. مشکلات زمانی شروع می‌شوند که ما شروع به کنار زدن استانداردهای خود می‌کنیم. پس من دارم یاد می‌گیرم که در مصاحبه با طراحان، چگونه دقیق‌تر عمل کنم، تا اطمینان حاصل کنم که وقتی وارد تیم ما شوند، برای موفقیت آماده شوند.

▫️صفحه اول مصاحبه
شانس خوبی دارم که با یک استخدام‌کننده داخلی کار می‌کنم، که با او همکاری می‌کنم تا معیارهایی که در متقاضیان به دنبال آنها هستم را تعریف کنم. در این مرحله، به طور ویژه درگیر نیستم اما می‌خواهم بگویم که از کمک یک استخدام‌کننده اختصاصی که به من کمک می‌کند تا برخی از برنامه‌ها را فیلتر کنم و نیازی نداشته باشم همه‌ی آنها را بررسی کنم، استفاده می‌کنم.

▫️بررسی پروتفولیو
پروتفولیو به طور معمول اولین انطباق من با یک مصاحبه‌شونده است. من به دنبال افرادی هستم که سطح طراحی ما را ارتقا دهند، بنابراین من به دنبال کارهایی هستم که بهتر از آنچه که در حال حاضر انجام می‌دهیم به نظر برسد. ممکن است به رزومه یا درخواست کاری آنها نگاه کوتاهی بیندازم، اما بیشتر علاقه‌مندم ببینم که آیا پروتفولیو آنها نشان می‌دهد که نوع مهارت‌های طراحی و زیبایی‌شناسی را دارند که ما به دنبال آنها هستیم.

می‌خواهم بدانم:
آیا آنها می‌توانند کاری ارائه دهند که به آن افتخار کنیم؟

من به دنبال مطالعات جامع با بیان مشکلات، عکس‌های یادداشت‌های چسبان، و معیارهای معمول نیستم... تنها به این نگاه نمی‌کنم که آیا به اندازه کافی مستقیما به صفحات با کیفیت بالای طراحی پرداخته‌اند. در حال حاضر فقط می‌خواهم بدانم آیا این فرد ارزش گفتگو دارد یا خیر. مطالعات جزئیات بیشتر در زمان بعدی ارائه می‌شود.

در گذشته ممکن بود به پروتفولیو نگاه کنم و بگویم "این فرد به نظر می‌رسد خوب است و کارش کافی خوب است، بیایید یک جلسه برگزار کنیم."

امروزه، مشورت مدیرم را به خود یادآوری می‌کنم.
پروتفولیو آنها باید احساس نیاز به گفتگو با آن فرد را در من به وجود بیاورد. حداقل می‌خواهم احساس کنم مطمئنم که بدون کمک زیادی کار را انجام می‌دهند. و در حالت ایده‌آل، آنها باعث بهبود همه اطرافیان خود می‌شوند.
اگر آنچه می‌بینم اصول را نشان ندهد و به شکل حرفه‌ای نباشد، رای من منفی خواهد بود. این اتفاق در بیش از نیمی از پروتفولیوهایی که بررسی می‌کنم رخ می‌دهد.


🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه : ۶ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه‌زاده

#مسیر_شغلی #پیشترفت_شغلی

@Dexign فلسفه دیزاین

______
8👍3👌1
طراحی تجربه کاربری اخلاقی: انجام کار درست همزمان با درست انجام دادن کارها!

خطاب به علاقمندان فناوری و هنرمندان حوزه دیزاین! بیایید درباره‌ی یک موضوع بسیار مهم اما اغلب در دنیای دیجیتال نادیده گرفته شده، یعنی اخلاق در طراحی تجربه کاربری (UX) صحبت کنیم. بله، طراحی رابط کاربری گیرا و درگیر‌کننده مخاطب خیلی جذاب است، اما آیا ما همیشه کار اخلاقی انجام می‌دهیم؟ حالا وقت آن رسیده تا در پیچ و خم اخلاقیات در طراحی تجربه کاربری کاوش کنیم و ببینیم چگونه می‌توانیم تجربه‌هایی را ایجاد کنیم که نه فقط دارای زیبایی وعملکرد خوب باشند، بلکه برای کاربر هم درست عمل کنند. در این مقاله از طریق مطالعات موردی کاربران واقعی، ملاحظات اخلاقی در طراحی تجربه کاربری را بررسی خواهیم کرد.

وقتی شخصی‌سازی مرز را رد می‌کند
تصور کنید شما در حال اسکرول در یک اپ خرید هستید و به نظر می‌رسد که دقیقاً می‌دانید چه چیزی را می‌خواهید. منطقی به نظر می‌رسد، درست است؟ اما اینجاست که موضوع کمی ترسناک می‌شود. بر اساس خریدهای گذشته شما، اپ شروع به پیش‌بینی رفتار شما می‌کند و محصولات را به صورت اغراق‌آمیزی پیشنهاد می‌دهد به طوری که احساس می‌کنید دارند شما را مشاهده می‌کنند. این شخصی‌سازی بیش از حد می‌تواند باعث عدم راحت بودن کاربران شود و سوالاتی درباره نفوذ در حریم خصوصی مطرح کند.

مطالعه موردی کاربر: دودلی جین
جین عاشق توصیه‌های شخصی‌سازی شده است، اما متوجه شد که اپ خرید، محصولاتی را بر اساس گفتگوهای شخصی که در تلفن همراهش داشته است، پیشنهاد می‌دهد. مشخص شد که این اپ از مجوزهای میکروفون کمی زیادی آزاد استفاده می‌کند! این مورد، مثالی کلاسیک از جایی است که طراحی تجربه کاربری باید مرزها را رعایت کرده و در مورد استفاده از داده‌ها شفاف باشد.

دارک پترن‌ها: اشرار طراحی تجربه کاربری
دارک پترن‌ها، تکنیک‌های طراحی هستند که برای فریب کاربران و واداشتن آنها به انجام کارهایی که قصد انجام آن را نداشتند، مانند عضویت در اشتراک‌های دوره‌ای یا خرید ناخواسته محصولات اضافی. این مسئله شبیه به هدایت شدن به سمت راهی تاریک است در حالی که کاربر فقط قصد دارد مسیر میانبری را برود.

مطالعه موردی: گرفتار شدن تام
تام در حال تلاش برای حذف حساب کاربری خود در یک سایت شبکه اجتماعی بود، اما به جای آن، سر از پستو‌های پیچیده‌ای از آپشن‌های گمراه‌کننده درآورد و به طور ناخواسته دوستان خود را برای پیوستن به این پلتفرم دعوت کرد. این مارپیچ مغلوب‌کننده، در طراحی اخلاقی تجربه کاربری، با اولویت‌بندی اهداف تجاری بر آزادی کاربر، قابل قبول نیست.

🔗 برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۳ دقیقه)

گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربری
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍64👌31
۷ رزومه واقعی طراح UX

در اینجا ۷ رزومه طراح UX -از طراحان واقعی در مراحل مختلف حرفه خود- برای الهام بخشیدن، تشویق و کمک به یادگیری شما آورده شده است.
جمع آوری یک رزومه می‌تواند یک مرحله دلهره آور در فرآیند جستجوی شغل باشد، به خصوص اگر از صفر شروع کنید. چگونه باید مهارت‌هایی را که دارید فهرست کنید؟ چگونه باید آن را طوری طراحی کنید که جذاب به نظر برسد اما بیش از حد طراحی نشده باشد؟
در اینجا چندین نمونه واقعی برای الهام بخشیدن و یک نمونه آماده برای شروع آورده شده است.

رزومه طراح UX: از دانشجو تا طراحان ارشد
اگرچه هیچ رزومه‌ای بی‌نقص نیست، اما با دیدن کارهایی که دیگران قبل از شما انجام داده‌اند، می‌توانید چیزهای زیادی یاد بگیرید.

🔷سطح اول: دانشجو
- اگر دانشجو هستید، بر هر تجربه مرتبط مانند کارآموزی یا فعالیت‌های فوق برنامه مرتبط برای ساخت رزومه خود تأکید کنید. به دنبال فرصت‌هایی باشید تا مهارت‌هایی را که می‌خواهید به‌طور حرفه‌ای استفاده کنید، به کار ببرید. به گروه‌های دانشجویی بپیوندید که به شما این امکان را می‌دهد که از مهارت‌های طراحی خود استفاده کنید. همچنین می‌توانید به مدیران گروهی که در آن هستید مراجعه کنید تا ببینید آیا می‌توانید پروژه‌های طراحی مانند طراحی پست‌های رسانه‌های اجتماعی یا یک وب‌سایت را انجام دهید.
- به عنوان یک دانشجو، ممکن است تجربیات کاری شما همچنان محدود باشد. تجربیاتی که مستقیماً شامل طراحی نیستند نیز مانند مشارکت در کار‌ها که علاقه‌مند بودن شما را نشان می‌دهد، یا مهارت‌های محل کار مانند مدیریت زمان، همکاری یا ارتباطات می‌توانند مفید باشند.

🔷سطح دوم: کارآموز طراحی UX
- به عنوان یک کارآموز، ممکن است تیم‌ها را رهبری نکرده باشید، اما احتمالاً مهارت‌های جدیدی را یاد گرفته‌اید و تأثیر داشته‌اید. فکر کردن در مورد اینکه چگونه کار شما بر یک محصول، تیم یا شرکت تأثیر می‌گذارد، می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد.

🔷سطح سوم: طراح UX
- یافتن راه‌های خلاقانه برای فهرست کردن اطلاعات می‌تواند فضا را برای سایر موارد خالی کند.
- به طور کلی، این ایده خوبی است که مشاغل را به ترتیب زمانی سازماندهی کنید تا به مدیران استخدام کمک کنید تا حس پیشرفت شغلی شما را درک کنند. اما اگر چیزی وجود دارد که می‌خواهید قبل از هر چیز دیگری بر آن تأکید کنید، می‌توان استثناهایی قائل شد.

🔷سطح چهارم: طراح محصول
- می‌توانید تجربه‌های کاری خود را به صورت بولت پوینت یا در جملات کوتاه شرح دهید. راهی را انتخاب کنید که به شما این امکان را می‌دهد که دستاوردهای کاری خود را به بهترین نحو منتقل کنید.

🔷سطح پنجم: طراح ارشد UX
- در صورتی که شغل خود را تغییر داده‌اید، اگر فضا دارید می‌تواند مفید باشد که به آنچه قبلاً انجام می‌دادید اشاره کنید. این می‌تواند تصویر کامل‌تری از شخصیت شما به استخدام کننده بدهد و نشان دهد که ممکن است مهارت‌های منحصر به فردی داشته باشید.
- اگر احساس می‌کنید فضای خالی ندارید، بررسی کنید که آیا رزومه شما فضای سفید زیادی دارد یا نه، یا اندازه فونت خود را تنظیم کنید (البته مطمئن شوید که هنوز به راحتی قابل خواندن است) این ایده خوبی خواهد بود که از شخصی که به او اعتماد دارید بخواهید رزومه شما را بررسی کند تا خطاهایی را که ممکن است نادیده گرفته باشید، تشخیص دهد.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله و مشاهده نمونه‌ها به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

گردآورنده: محدثه عبادالهی

#مسیر_شغلی #رزومه

@Dexign فلسفه دیزاین

______
11👍8
اصول طراحی یک دکمه جابه‌جایی در یک دیزاین سیستم

دکمه‌های جابه‌جایی (Toggle/Swtich Button)، به کاربر اجازه می‌دهند تنظیمات را بین دو یا چند حالت/وضعیت تغییر دهند.
یکی از چیزهایی که ما در مورد دکمه‌های جابجایی بیشتر دوست داریم این است که آنها گزینه‌ها را از قبل ارائه می‌دهند، تنها کاری که کاربر باید انجام دهد این است که یکی را انتخاب کند.

دکمه جابه‌جایی از یک مسیر، و یک به اصطلاح انگشت شست تشکیل شده است.
شست در طول مسیر حرکت می‌کند تا وضعیت فعلی آن را نشان دهد.

سوئیچ‌ها برای ایجاد تغییر فوری استفاده می‌شوند. نیازی به تایید عمل نیست. تغییر باید فورا اعمال شود.

سوئیچ باید به اندازه‌ای بزرگ باشد که کاربر به راحتی روی آن ضربه زده یا کلیک کند.

تفاوت بین مولفه سوئیچ، دکمه رادیویی و چک باکس:
چک باکس‌ها زمانی استفاده می‌شوند که کاربران باید یک یا چند گزینه را از لیست گزینه‌ها انتخاب کنند. برخلاف دکمه جابه‌جایی که بین دو گزینه روشن یا خاموش تغییر می‌کند.
دکمه جابه‌جایی بین دو حالت جابه‌جا می‌شود، در حالی که دکمه رادیویی یک گزینه را از لیستی از گزینه‌های منحصر به فرد متقابل انتخاب می‌کند.
یک دکمه جابه‌جایی با کلیک یا ضربه زدن روی آن فعال می‌شود. در بیشتر موارد، یک دکمه رادیویی یا چک باکس پس از کلیک کاربر بر روی دکمه دیگری پس از انتخاب فعال می‌شود، مانند دکمه ارسال در یک فرم.

دکمه جابه‌جایی و دکمه‌های رادیویی دارای یک مقدار پیش فرض هستند، در حالی که چک باکس‌ها این مقدار را ندارند.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله و مشاهده نمونه‌ها به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم
#UI

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍4
پیدایش الگوهای دیزاین مبتنی بر GENERATIVE AI
چگونگی کمک پیشرفت‌های هوش مصنوعی مولد به شکل دهی آینده طراحی فیچر، از بهبود تعامل محتوا تا تصمیم‌گیری آگاهانه تر!

از انقلاب ChatGPT حدود یک سال می‌گذرد. گرچه این چت بات بخصوص ممکن است بیانگر یک تغییر فنی عظیم نباشد، تغییرعمیقی که در رویکرد جامعه فناوری ایجاد کرده است همچنان اثرات و واکنش‌های زیادی دارد. در ابتدا، تیم‌ها در صنایع مختلف تلاش کردند تا موفقیت چت‌بات‌ها را بهبود بخشیده و با استفاده از مدل‌های اصلی GPT، راه حل‌هایی توسعه دهند که در حالی که شبیه به ChatGPT بودند، برای تجارب خاص و بر اساس مجموعه داده‌های منحصر به فرد آموزش دیده بودند.
زمانی که این نوآوری تا حدی عادی شد و پتانسیل واقعی هوش مصنوعی تولید‌کننده روشن‌تر شد، تیم‌های نوآور فرای صرفا عملکردهای مربوط به چت رفتند. Notion AI به عنوان راهنمایی از چگونگی یکپارچه‌سازی پیشرفت‌های هوش مصنوعی در قالب ویژگی‌های محصولات مرسوم وارد بازار شد و بحث‌هایی حول اپلیکیشن‌های گسترده‌تر این فناوری را به راه انداخت. بعد از آن، شرکت‌هایی مانند Grammarly و Figma ویژگی‌های بسیاری را معرفی کردند که تولید و ویرایش محتوا را دگرگون می‌کنند و این باعث ایجاد بنچمارک جدیدی برای به‌کار‌گیری عملی هوش مصنوعی شد.
امسال به نظر می‌رسد که هر شرکتی که تفکر آینده‌نگری دارد، نقشه راهی را با ویژگی‌های بهبود یافته توسط هوش مصنوعی ارائه کرده است. مدیران محصول در حال حاضر تحت فشار شدیدی قرار دارند تا هوش مصنوعی مولد را در محصولات خود تعمیم دهند، نه تنها برای ارائه ارزش واقعی، بلکه برای رقابت در بازاری که قابلیت‌های هوش مصنوعی در آن به سرعت به عنوان ابزاری برای نوآوری فناوری تبدیل می‌شوند. در حالی که چت‌بات‌ها و ابزارهای دستکاری متن به دلیل ارزشی که آفریده‌اند همچنان محبوب خواهند ماند، این حوزه به سرعت در حال تغییر است.

استارتاپ‌ها در هر زمینه‌ای در حال تغییر مرزهای آنچه AI می‌تواند انجام دهد هستند، از ایجاد کاربران ترکیبی برای تحلیل‌های بهم پیوسته تا عاملینی که می‌توانند در نقش دولوپر‌های جونیور عمل کنند. این موج خلاقیت دامنه سیاست‌ها در این زمینه را گسترش می‌دهد و نشانگر آینده‌ای است که محصولات مرسوم با آنچه که به نظر می‌رسد یک جادو باشد، آغشته می‌شوند. همه این‌ها به دلیل استفاده رو به رشد از برنامه‌های کاربردی مبتنی بر فناوری‌های LLM ایجاد شده است.

🔗 برای مطالعه ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۱۰ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#طراحی_محصول #هوش_مصنوعی

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍4🙏1
یک لپتاپ را در نظر بگیرید که بهترین کارایی را تضمین می‌کند. شما با ضمانت این وسیله را تهیه کرده‌اید و به منزل آورده‌اید و با شوق و ذوق فراوان لپ‌تاپ را روشن می‌کنید و آماده‌ی استفاده از آن هستید. ناگهان متوجه می‌شوید که دستگاه خود به خود خاموش می‌شود و هر وقت بخواهد روشن می‌شود.
وسط مهمترین پروژه‌ها یا زمانی که مشغول دیدن یک فیلم مهیج هستید دستگاه از کار می‌افتد و ناگهان نیمه شب شروع به کار می‌کند. چه حسی پیدا خواهید کرد؟
تجربه ی شما احتمالا توام با یک حس بی‌اعتمادی و غیرقابل پیش‌بینی بودن است! این به معنای عدم یکپارچگی است و باعث می‌شود شما دیگر نخواهید با آن وسیله کار کنید.
همین تجربه را شما با انسان‌های گوناگونی دارید. افرادی که حرف و عملشان باهم یکی نیست. افرادی که قول می‌دهند و پایبند و متعهد نیستند. اگر تمامیت نباشد، هیچ چیز به درستی کار نمی‌کند و دنیایی از عدم اعتماد شما را احاطه خواهد کرد.
 
ما چه کنیم تا کلاممان حفظ شود؟
در جلسه‌ی این هفته‌ی دکس‌تاک، در رابطه با موضوع تمامیت، با همراهی آقای محسن تجلی، کوچ رهبری و توسعه کسب‌و‌کار، این مهارت رو مرور می‌کنیم.

🔴ثبت‌نام:
https://eseminar.tv/wb142496
👍811🔥1
موفقیت یوتیوب در جذب نسل z چه نکته‌ای برای پژوهشگران UX دارد؟

داده‌ها نشانگر این است که نوجوانان بطور اغراق آمیزی از یوتیوب استفاده می‌کنند، و همچنین تنها گروهی نیستند که مخاطب سرسخت یوتیوب هستند. پژوهشگران UX آینده باید توجه کنند که موفقیت این پلتفرم بیانگر درس‌هایی از داستان پردازی است که شاید حتی بیشتر از مهارت داشتن در روش‌های کمی یا پیدا کردن بهترین راه کار کردن با هوش مصنوعی اهمیت داشته باشند.
از وقتی که مقاله Hustle درباره موفقیت یوتیوب را خواندم، به معنای آن نه تنها از نظر اعداد و ارقام، بلکه به چگونگی تغییر انتظار افراد از نحوه اشتراک دانش برای کسب توجه و اثرگذاری توسط یوتیوب فکر می‌کنم.

این تحقیق توسط Pew Research Center بر روی استفاده آمریکایی‌ها از شبکه‌های اجتماعی انجام شده و نتایج آن درباره نوجوانان این است که:
• 93% از نوجوانان از یوتیوب استفاده می‌کنند!
• 71% از نوجوانان بصورت روزانه از این پلتفرم بازدید دارند!
• 16% از نوجوانان اعلام کرده‌اند که تقریبا بصورت پیوسته در این سایت آنلاین هستند!

اگر کلی‌تر به نحوه بخش بندی کاربران یوتیوب نگاه کنیم، شاهد نتیجه استثنائی خواهیم بود : این پلتفرم در سال 2024، 2.7B+ بازدید ماهانه توسط کاربران فعال دارد.
با فرض اینکه جمعیت جهان حدود 8.1 میلیارد نفر باشد، من پیش‌بینی می‌کنم که من و شما هر دو روی این توافق داریم که: یوتیوب به شدت موفق عمل کرده است.

بی شک، یوتیوب همان جایی به نظر می‌رسد که برای گستره وسیعی از موضوعات مثل نحوه انجام جراحی، دیدن آموزشهای بازی سوپرماریو، دریافت نکات مراقبت پوست و آرایشی، و دیدن ویدئوهای بامزه از گربه‌ها به آن مراجعه می‌کنیم. این مسئله باعث طرح این پرسش می‌شود که:
رشته‌هایی مثل پژوهش UX که همچنان با بحران هویتی مواجه هستند، در مورد انگیزه کاربران از استفاده از محتوای یوتیوب چه چیزهایی می‌توانند بیاموزند؟ آیا می‌توان با الهام از موفقیت یوتیوب، روش‌های جدیدی اتخاذ کرد به نحوی که استفاده از بینش‌ها و تبادلات در مقیاس بزرگ آسانتر و جذابتر برای پیشروی شوند؟

🔗 برای مطالعه ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۵ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#تجربه_کاربر
#user_research #story_telling

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍74🙏1
درس‌های زندگی من بعد از ۱۴ سال فعالیت در زمینه UI/UX

هر فردی که می‌خواهد طراح UI/UX شود با این سوال روبرو می‌شود که «از کجا شروع کنم؟». من هم مستثنی نبودم. من بیش از ۱۴ سال است که طراحی انجام می‌دهم، اما مانند بقیه‌ باید از جایی شروع می‌کردم.
سفر من به سمت طراحی با طراحی سه بعدی و گرافیک به عنوان سرگرمی آغاز شد. هر روز عصر بعد از اتمام تکالیف دانشگاه، جلوی کامپیوتر می‌نشستم و با پیکسل‌ها بازی می‌کردم تا زمان خوابیدن فرا برسد.

اما چگونه این سرگرمی به شغل من تبدیل شد؟ من شروع به طراحی مجدد وب سایت‌هایی کردم که در آن زمان اغلب از آن‌ها بازدید می‌کردم و این نتایج را در انجمن‌ها ارسال می‌کردم. مردم به من رای و انگیزه مثبت دادند تا فرصت‌های کاری را جست‌و جو کنم. اینگونه بود که پلتفرمی برای کار آزاد پیدا کردم و یک حساب کاربری در آنجا ایجاد کردم. هنوز به یاد دارم که چگونه اولین پروژه پولی خود را در آنجا انجام دادم. این یک‌ بخش کوچک‌بود، یک طراحی مجدد برای هدر یک محصول.

این یک نقطه عطف بود. از آن زمان تاکنون صدها پروژه تکمیل شده‌است و پس از این همه‌سال، من یک‌ سری توصیه جمع‌آوری کردم که می‌تواند به کسانی که در ابتدای راه هستند کمک کند.

▫️بر ابزار انتخابی خود مسلط شوید.
من فکر می‌کنم اولین قدم برای شروع کامل در طراحی UX باید یادگیری یکی از نرم‌افزار‌های اصلی طراحی باشد. این ابزار می‌تواند Figma, Adobe XD, Sketch باشد، هر چیزی که بیشتر دوست دارید. آن زمان برای من فتوشاپ بود، بعد از اینکه اولین لبتاب مک را گرفتم، با Sketch کار کردم و اکنون حدود ۵ سال است که Figma محیط کار من است. فقط به یاد داشته باشید، هر ابزاری که تصمیم بگیرید با آن کار کنید باید در آن بسیار خوب و کارآمد شوید. کلید‌های میانبر ضروری را برای سرعت بخشیدن به فرآیند خود بیاموزید.

▫️بهترین‌ها را در جایگاه خود دنبال کنید.
توصیه دوم من این است که بهترین‌ها را در صنعت خود دنبال کنید. امروزه وب‌سایت‌های زیادی برای الهام گرفتن از آن‌ها وجود دارد. در آن‌جا‌ می‌توانید طراحان و استودیو‌های درجه یک را پیدا کنید. بهترین سازندگان را دنبال کنید. نه تنها به کار آن‌ها نگاه کنید، بلکه سعی کنید فاصله بین اشیا، اشکال، رنگ و ترکیب فونت و نحوه استفاده آن‌ها از نماد و تصاویر را تشخیص دهید.

برای مطالعه ادامه مقاله به این «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه‌زاده

#تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍14111
تفکر طراحی: با نمونه سازی شروع کنید

نمونه سازی بخشی جدایی ناپذیر از طراحی تفکر طراحی و طراحی تجربه کاربر است، زیرا به ما امکان می‌دهد ایده‌های خود را به سرعت آزمایش کنیم و آن‌ها را به همان اندازه به موقع بهبود دهیم.

نمونه اولیه یک مدل آزمایشی ساده از یک راه حل پیشنهادی است که برای آزمایش یا اعتبارسنجی ایده‌ها، مفروضات طراحی و سایر جنبه‌های مفهوم سازی، به سرعت و ارزان استفاده می‌شود، به طوری که طراح یا طراحان درگیر بتوانند اصلاحات مناسب یا تغییرات احتمالی را در جهت طراحی یا بهبود انجام دهند.

تحقیقات انجام شده در مراحل اولیه پروژه، هر آنچه را که برای ایجاد راه حل بهینه باید بدانید را به شما نمی‌گوید.
با نمونه‌سازی و سپس آزمایش آن نمونه‌های اولیه، می‌توانید مفروضات و سوگیری‌هایی را که نسبت به ایده‌های خود داشتید آشکار کنید، و بینش‌هایی را درباره کاربران خود کشف کنید که می‌توان از آن‌ها برای بهبود راه‌حل‌های موجود یا ایجاد راه‌حل‌های جدید استفاده کرد.

ما می‌توانیم - و باید - از نمونه سازی به عنوان بخشی از مراحل مختلف تفکر طراحی و یک روش ایده پردازی استفاده کنیم، زیرا به طراحان و همچنین کاربران این امکان را می‌دهد که راه حل‌های جایگزین را بررسی کنند.
این روش کارا است زیرا نمونه‌های اولیه، بازنمایی فیزیکی راه حل‌های شما هستند و در نتیجه نمونه سازی به شما امکان می‌دهد با انجام کار فکر کنید.

🔸برخی از اهداف نمونه‌های اولیه عبارتند از:

کاوش و آزمایش
می‌توانید از نمونه‌های اولیه برای کشف مشکلات، ایده‌ها و فرصت‌ها در یک منطقه خاص استفاده کنید و تأثیر تغییرات تدریجی یا بنیادی را آزمایش کنید.

یادگیری و درک
از نمونه های اولیه برای درک بهتر پویایی یک مشکل، محصول یا سیستم با درگیر شدن فیزیکی با آنها و جدا کردن مواردی که باعث کار کردن یا شکست محصول می‌شود، استفاده کنید.

درگیر شدن، آزمایش کردن، و تجربه کردن
از نمونه سازی برای تعامل با کاربران نهایی یا ذینفعان استفاده کنید تا به روش‌هایی که بینش عمیق‌تر و تجربیات ارزشمندتر را نشان می‌دهند، برسید.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#پروتوتایپ #تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
4👍4
افراد جویای کار در حوزه دیزاین اغلب درباره ایمپکت صحبت نمی‌کنند. چرا این موضوع اهمیت دارد؟

بیزینس‌ها اغلب آنقدر به آنچه انجام می‌شود اهمیتی نمی‌دهند، بلکه به نتایجی که از آن ناشی می‌شود توجه دارند.

پس از بررسی ده‌ها پورتفولیو دیزاین برای استخدام یک دیزاینر، به این نتیجه رسیدم که بسیاری از دیزایرها نمی‌دانند که چطور درباره ایمپکت خود صحبت کنند.
خیلی از آنها درباره اهداف پروژه و مشکلات کاربر با جزئیات دقیق صحبت می‌کنند، درباره آنچه انجام داده‌اند حرف می‌زنند، اما هیچ اشاره‌ای به نتایج ورای تحویل کار به دولوپر نمی‌کنند.

من تنها کسی نیستم که متوجه این قضیه است: به نظر می‌رسد که خیلی‌های دیگر نیز، بخصوص در لینکدین، دغدغه مشابهی دارند. این چیزی نیست که در مدارس دیزاین به ما آموزش داده شده باشد، اما اهمیت انجام آن در بازار کار هر روز بیشتر می‌شود. دلیل اصلی این امر این است که باعث می‌شود فرد، کاندیدایی با کمترین میزان ریسک برای کار محسوب شود.

چرا این قضیه حالا بیش از همیشه اهمیت دارد؟
بیزینس‌ها اغلب دیزاینری را انتخاب می‌کنند که حداقل ریسک را داشته باشد، نه اینکه بهترین دیزاینر باشد.
یکی از چیزهایی که هم از طریق مصاحبه با دیزاینرها و هم از طریق خواندن دیگر پژوهش‌ها یاد گرفته‌ام، این است که گاهی دیدن کل نمای تجربه یک دیزاینر در یک نگاه لحظه‌ای سخت است.

با وجود اینکه پورتفولیوها و مصاحبه‌ها می‌تواند به ما حسی از اینکه دیزاینرها که هستند بدهد، اما بیزینس‌ها اغلب بر اساس یک یا دو ساعت صحبت با افراد ناشناخته حقوق‌های ۵ یا ۶ رقمی به آنها پیشنهاد می‌دهند. درحالیکه متوجه این قضیه هستم، اجبار به تصمیم به استخدام یک نفر از بین چندین نفر بر اساس یک مصاحبه یک ساعته با آنها، باعث شد نکته مهم دیگری را درک کنم.

بیزینس‌ها همیشه بهترین کاندیدا را استخدام نمی‌کنند، آنها کسی را استخدام می‌کنند که کمترین ریسک را داشته باشد. من این نکته را از چارلی هون شنیده بودم اما تا زمانی که در طرف دیگر پروسه استخدام قرار نگرفتم، متوجه معنای دقیق آن نشده بودم.
اگر یک دیزاینر "کم ریسک" به نظر برسد و تا حد خوبی همه چک باکس‌ها برایش تیک بخورد، معمولا در برابر کاندیدایی که ممکن است مهارتهای بیشتری داشته باشد اما پرریسک‌تر محسوب شود، برنده خواهد شد. این موضوع اغلب دلیل این است که چرا وقتی زمان زیادی در یک حوزه مثلا تجربه کاربری حوزه سلامتی کار می‌کنید، کار گرفتن خارج از آن حوزه سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

به همین دلیل مهم است که به آنها ایمپکت دیزاین خود را نشان دهید. ما اغلب خودمان را در جایگاه "حل کننده مسئله" قرار می‌دهیم که از دید بیزینس‌ها خوب به نظر می‌رسد. با این وجود، بدون دیتایی که نشانگر این باشد که شما مسئله کاربر را حل کرده‌اید، بیزینس‌ها همیشه از این مطمئن نخواهند بود که برای چه چیزی دارند پول پرداخت می‌کنند.

🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۶ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#مسیر_شغلی #پورتفولیو
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍111
پس شما نیاز دارید تا حس محصول خود را توسعه دهید.

▫️حس محصول چیست؟
«حس محصول» اصطلاحی است که اغلب استفاده می‌شود اما به ندرت تعریف می‌شود. اغلب من آن را در زمینه بررسی عملکرد و شرح شغل می‌شنوم: “او باید حس محصول خود را توسعه دهد.” یا “ما با دنبال مدیر محصول با حس دقیق محصول هستیم.” زمانی که مدیر محصولی تازه‌کار بودم مدیرم به من گفت روی حس محصول خود کار کنم. وقتی از او پرسیدم این به چه معناست تعجب کردم که نمی‌تواند به خوبی توضیح دهد!
حس محصول یک مهارت پیشترفته محصول است که توانایی شما را در ایجاد تعادل بین اعتبار و فوریت اطلاعات با اهمیت و شدت تصمیماتی که باید بگیرید می‌سنجد.

▫️بیایید این تعریف را بشکنیم!
اعتبار و فوریت اطلاعات: مدیران محصول همیشه مملو از اطلاعات هستند. درخواست‌های فروش، بازخورد مشتری، معیارهای بیهوده، بیانیه‌های مطبوعاتی رقبا، عقب نشینی در فرایند توسعه، کارآموز تابستانی با ایده‌ها و موارد دیگر. مدیران محصول موفق یک سیستم دریافت دارند، می‌توانند از طریق داده‌ها استدلال کنند و مهم‌ترین چیزها را جدا کرده و به آن عمل کنند. به عبارت دیگر آن‌ها در برابر هرج و مرج محافظت می‌کنند.

اهمیت و شدت تصمیمات: از این اطلاعات، چه چیزی اهمیت دارد؟ مشکل واقعی چیست؟ شما چه گزینه‌هایی دارید؟ چقدر سریع باید تصمیم بگیرید و آیا می‌توانید بعدا نظر خود را تغییر دهید؟

▫️مدیر محصول با حس خوب محصول:
⁃ فراتر از صرفا مبتنی بر داده است.
⁃ تفاوت‌های ظریف و خطرات ناشی از تصمیمات آن‌ها را درک می‌کند.
⁃ از چهارچوب‌ها و معیارهای موفقیت برای هدایت تصمیم‌گیری خود استفاده می‌کند.
⁃ می‌تواند با اطلاعات ناقص، داده‌های جهت‌دار و بازخوردهای کیفی تصمیم‌گیری کند.


🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه)

گرد آورنده: رها کاوه‌زاده

#مدیریت_محصول

@Dexign فلسفه دیزاین

______
5👍21
تنها ۳۰ ثانیه زمان برای رد شدن پورتفولیوی شما نیاز است!
اشتباهات رایجی که طراحان باید در جهت استخدام شدن از آن اجتناب کنند!

این عدد، یک عدد بی‌حساب و کتاب نیست. حتی خیلی سخاوتمندانه است و عدد واقعی خیلی کمتر از این است. در برخی منابع آمده که مسئولان استخدام حدود ۶ ثانیه زمان صرف درخواست‌های شغلی افراد می‌کنند. پس از ساعت‌ها صرف زمان و تلاش روی کیس‌استادی‌ها، در عرض تنها چند ثانیه حذف خواهید شد.

این موضوع سختگیرانه است، اما واقعیت دارد. موقع بررسی درخواست‌های شغلی دیزاینر‌ها، پورتفولیو به اندازه رزومه اهمیت دارد و به همین دلیل، رد شدن در همان نگاه اول ظرف زمان خیلی کمتری نسبت به دیگر مشاغل رخ می‌دهد. همچنین، مدیر دیزاین می‌تواند تنها زمان اندکی را برای یک کاندیدا و پورتفولیوی او اختصاص دهد.

خود را جای مدیران بگذارید. آنها مشغله‌های زیادی از جمله مدیریت طراحی‌های استراتژیک، مدیریت ذینفعان و طراحان، و تقویمی پر از جلسات رزرو شده دارند. علاوه بر این، باید بخشی از زمان خود را برای بررسی هزاران پورتفولیو اختصاص دهند. این عدد اغراق شده‌ای نیست، زمانی که در یک شرکت بزرگ فناوری کار می‌کردم، هر هفته چند صد پورتفولیو دریافت می‌کردیم. اغلب این کار مدیران دیزاین بود که آنها را بررسی کنند.
مدیران برای عملکرد موثرتر، متوجه الگوهایی از پورتفولیوهای ردّی می‌شدند. آنها چاره‌ای جز حذف بدترین‌ها در عرض چند ثانیه نداشتند.

اما مشکل اصلی که قرار است در این مقاله به آن پرداخته شود این است: پورتفولیوی فعلی شما تجسم واقعی شما به عنوان یک دیزاینر نیست. شما اشتباه می‌کنید چون مدل دیگری از انجام آن را بلد نیستید یا حتی به اشتباه آموزش دیده‌اید. یا شاید متوجه تاثیری که پورتفولیوی شما می‌تواند داشته باشد، نیستید.
هر چقد سنیورتر باشید، در صورتی که یکی از این اشتباهات را مرتکب شده باشید، پورتفولیوی شما سریعتر رد می‌شود. شما از آن ۳۰ ثانیه اول پیروز بیرون نخواهید آمد. ساده است، هر چقدر که سنیورتر باشید، توقعات از شما بیشتر است و وزن این مشکلات برای شما بیشتر خواهد بود.

🔸 اشتباهات رایج پورتفولیوها و کیس استادی‌های UX که فورا باعث رد شدن شما می‌شوند:

مشکل کیفیت
مستقیم سر اصل مطلب می‌روم. مشکل کیفیت در پورتفولیوی یک دیزاینر، شامل تصاویر کوچکی که قابلیت زوم ندارند، تصاویر پیکسل شده و اشتباهات گرامری و املایی می‌شود.
نمونه تصویر کیس استادی در متن مقاله

عناوین عمومی و حوصله سر بر
عنوان کیس استادی بهترین شانس شما برای جلب توجه است. اما اکثر دیزاینرها چه کار می‌کنند؟ از اسم پروژه یا اسم شرکت برای عنوان استفاده می‌کنند. در بهترین حالت، مشخصه‌ای که روی آن کار کرده‌اند، مثل " اسم شرکت،آنبوردینگ " را می‌آورند.
این یک فرصت بزرگ از دست رفته است. عنوان شما باید توصیفی باشد و داستان را در یک خط بیان کند. مهم تر از این، باید خواننده را مسحور خود کند و توجه او را جلب کند.

می‌توانید از فرمت زیر برای عناوین خود استفاده کنید:
نحوه (توضیح کاری که انجام داده‌اید)
انجام
(توضیح نتیجه)
و در نهایت توضیح یک خروجی و نتیجه بهتر


🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۱۳ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#مسیر_شغلی #پورتفولیو
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍13
بهترین روش ها برای طراحی پنجره مدال

مدال پنجره‌ای است که روی صفحه اصلی ظاهر می‌شود و حالتی را ایجاد می‌کند که صفحه اصلی را غیرفعال می کند اما آن را قابل مشاهده نگه می دارد. کاربران برای بازگشت به صفحه اصلی باید با مدال تعامل داشته باشند.
این حالت "مدال" نامیده می‌شود. طراحان از پنجره های مدال برای جلب توجه کاربران استفاده می‌کنند.

🔸 چند قانون ساده در مورد نحوه طراحی بهتر پنجره های مدال:

۱. از مدال‌ها برای نشان دادن حالت‌های خطا، انتظار یا موفقیت استفاده نکنید.

۲. مراقب استفاده از مدال‌های سیستمی باشید.
دو نوع پنجره مدال وجود دارد:
راه اندازی شده توسط کاربر (یعنی با ضربه زدن روی یک دکمه) که کاربران می‌دانند چرا مدال قابل مشاهده می‌شود.
راه اندازی شده توسط سیستم، که کار فعلی کاربر را قطع می‌کند. کاربران چنین پنجره‌هایی را آزاردهنده می‌دانند و در بیشتر موارد، دکمه رد کردن را جستجو می‌کنند.

۳. اطمینان حاصل کنید که کاربران درک می‌کنند تا چه کاری باید انجام دهند.
داشتن یک پیام واضح و توصیفی، کاربرد پنجره را توضیح می‌دهد. کاربران باید بتوانند متن را بخوانند و پیامی را که می‌خواهید به آنها بگویید و اقدامات احتمالی را درک کنند.

۴. اولویت بندی محتوا و عناصر کاربردی در پنجره مدال.
پیمایش در یک صفحه طولانی منطقی است، اما پنجره مدال فقط حاوی اطلاعات و اقدامات ضروری است.

۵. قابلیت رد کردن را قابل مشاهده کنید.
کاربران باید بتوانند هر زمان که بخواهند از حالت مدال خارج شوند.

۶. اندازه پنجره را مناسب کنید. اندازه پنجره مدال نباید خیلی بزرگ باشد. در حالت ایده‌آل، نباید بیش از ۲۵ درصد از صفحه نمایش را برای پوشش استفاده کند.

۷. پنجره مدال را در نقطه دید قرار دهید.
اطمینان حاصل کنید که پنجره مدال از نظر بصری از صفحه پس زمینه متمایز است

۸. از مدال های تو در تو استفاده نکنید.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#دیالوگ #رابط_کاربر #مدال
#UI #modal

@Dexign فلسفه دیزاین

______
5👌5👍1
بنچمارک UX: چگونه موفقیت محصول را اندازه بگیریم؟

▫️بنچمارکینگ UX چیست؟
بنچمارکینگ UX روشی برای بررسی عملکرد محصول دیجیتال به وسیله مقایسه آن با استانداردها یا رقبا است. این یک راه برای اندازه‌گیری و بهبود تجربه کاربری بر اساس داده‌ها است تا اطمینان حاصل شود که محصول شما در دنیای دیجیتال برجسته است.

انواع بنچمارکینگ UX
در بنچمارکینگ UX، ما در حال ارزیابی عملکرد محصول دیجیتال هستیم و برای این کار از اندازه‌گیری‌های مختلفی به نام متریک‌ها استفاده می‌کنیم. انواع متریک‌ها شامل موارد زیر است:

▫️متریک‌های کمی
متریک‌های کمی مانند اعداد هستند که نشان می‌دهند چقدر محصول به خوبی استفاده می‌شود. مثال‌هایی شامل میزان زمانی که افراد برای انجام یک وظیفه صرف می‌کنند، تعداد خطاهایی که مرتکب می‌شوند و نمره‌ای که میزان رضایت آن‌ها را نشان می‌دهد.

▫️متریک‌های کیفی
متریک‌های کیفی به تجربیات شخصی کاربران مربوط می‌شود. این متریک‌ها درباره اعداد نیستند، بلکه درباره آنچه مردم می‌گویند و احساس می‌کنند هستند. این موارد می‌تواند شامل بازخوردها، نظرات درباره رضایت یا مشاهداتی باشد که هنگام استفاده از محصول انجام می‌دهیم.

▫️متریک‌های خاص
انتخاب متریک‌های مناسب بستگی به اهداف مطالعه دارد. این می‌تواند شامل موارد کلی مانند سهولت استفاده از محصول یا اهداف خاص‌تر مانند تعداد دفعاتی باشد که کاربران یک وظیفه خاص را انجام می‌دهند. نکته اصلی انتخاب متریک‌هایی است که برای محصول و کاربران آن منطقی باشند.

چگونه بنچمارک UX انجام بدهیم؟

▫️تعیین اهداف
به وضوح اهدافی را که می‌خواهید با مطالعه بنچمارکینگ به دست آورید، مشخص کنید. تعیین کنید که کدام جنبه‌های تجربه کاربری (UX) را هدف قرار می‌دهید، مانند کاربرد کلی، ویژگی‌های خاص یا رضایت کاربر.
مثال: اگر در حال راه‌اندازی یک اپلیکیشن جدید سفر هستید، هدف شما می‌تواند اندازه‌گیری میزان سهولت کاربران در یافتن و رزرو پروازها یا هتل‌ها باشد.

▫️انتخاب متریک‌ها
بر اساس اهداف خود، ترکیبی از متریک‌های کمی و کیفی را انتخاب کنید. متریک‌های کمی رفتار کاربران را با اعداد اندازه‌گیری می‌کنند، در حالی که متریک‌های کیفی نگرش‌ها و تجربیات کاربران را بررسی می‌کنند.
مثال: متریک‌هایی مانند زمان صرف شده توسط کاربران در اپلیکیشن (کمی) را انتخاب کرده و بازخوردهای آن‌ها در مورد تجربه‌شان را جمع‌آوری کنید (کیفی).

🔗 برای خواندن ادامه مقاله به «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه‌زاده

#تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍621
اگر می‌خواهید طراح تجربه کاربری بهتری شوید، گوشی خود را کنار بگذارید

به عنوان طراحان تجربه کاربری (UX)، ما همواره در تلاشیم تا مهارت‌های خود را بهبود دهیم. از شرکت در دوره‌های آموزشی گرفته تا دنبال کردن رهبران فکری و حضور در رویدادهای شبکه‌سازی، همه را انجام می‌دهیم. اما یک تمرین ساده وجود دارد که می‌تواند ما را طراحان بهتری کند: گوشی خود را کنار بگذارید.

داستانی را برایتان تعریف می‌کنم: شبی در راه بازگشت به خانه، به جای استفاده از گوشی، تصمیم گرفتم که فقط به اطرافم نگاه کنم. متوجه شدم که ۸۰ درصد از افراد در کابین مترو در حال استفاده از گوشی‌های خود بودند. همچنین، مشاهده کردم که چندین نفر عینک داشتند و یکی کتاب می‌خواند. حتی تعاملات افراد را مشاهده کردم، مانند یک مرد و یک زن جوان که ابتدا به نظر می‌رسید پدر و دختر باشند، ولی بعد مشخص شد که رابطه‌ای دوستانه‌تر دارند.

این تجربه به من نشان داد که با مشاهده و دقت به جزئیات، می‌توان به بینش‌های ارزشمندی دست یافت که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند. بنابراین، به عنوان طراحان UX، می‌توانیم با گاهی کنار گذاشتن گوشی و مشاهده محیط اطراف، طراحان بهتری شویم.

▫️تقویت آگاهی از لحظه حاضر
گوشی خود را کنار بگذارید تا از حواس‌پرتی‌ها دور شوید و بر لحظه حاضر تمرکز کنید. این کار به تقویت مهارت‌های مشاهده ما کمک می‌کند. با تمرین مشاهده، آگاهی بیشتری از محیط و تعاملات اجتماعی اطراف خود، مشکلاتی که مردم با آن‌ها مواجه‌اند و ترجیحات آن‌ها پیدا می‌کنیم. به عنوان طراحان UX، این یک مهارت کلیدی است که باید آن را پرورش دهیم. ما باید رفتارهای کاربران را در مصاحبه‌ها و مطالعات قوم‌نگاری مشاهده کنیم و به نشانه‌های غیرکلامی ذینفعان در جلسات توجه کنیم. توسعه سطح عمیق‌تر مشاهده و همدلی با مردم در نهایت به اطلاع‌رسانی و تاثیرگذاری بر طراحی‌های ما کمک می‌کند.

▫️تمرین گوش دادن فعال بدون قضاوت
وقتی دائماً در حال استفاده از گوشی و انجام چندکار هستید، واقعاً گوش نمی‌دهید. به زمانی فکر کنید که یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان مشکلی را با شما در میان می‌گذارند یا در جلسه‌ای با تیم خود هستید. گوش می‌دهید، اما در عین حال پیام‌ها را چک می‌کنید. شما آنچه که دیگران می‌گویند را می‌شنوید، اما آیا واقعاً به آنچه که می‌گویند گوش می‌دهید؟

کنار گذاشتن گوشی به شما اجازه می‌دهد تا گوش دادن فعال را تمرین کنید. گوش دادن فعال شامل:

حضور کامل در مکالمه
حفظ تماس چشمی
توجه به نشانه‌های غیرکلامی
پرسیدن سوالات روشن‌کننده
گوش دادن برای فهمیدن نه پاسخ دادن
خودداری از قضاوت و ارائه نصیحت
این ویژگی‌ها به شما کمک می‌کند تا روابط عمیق‌تری با کاربران، تیم طراحی و ذینفعان خود ایجاد کنید.

▫️کشف و یادگیری چیزهای جدید
وقتی دائماً به گوشی‌هایمان مشغولیم، چیزهایی که در اطرافمان اتفاق می‌افتند را از دست می‌دهیم و در نتیجه فرصت‌های یادگیری را از دست می‌دهیم. ما فرصت‌های کشف بینش‌های جدید و دستیابی به دیدگاه‌های تازه را که برای خلاقیت و نوآوری ضروری هستند، از دست می‌دهیم. تحقیقات نشان داده‌اند که استفاده از موبایل تاثیرات منفی بر ظرفیت خلاقیت و عملکردهای شناختی مغز دارد.
هرچند بحث‌هایی وجود دارد که آیا خلاقیت برای یک طراح UX ضروری است یا نه (چرا که بسیاری از طراحی‌های UX امروزه درباره کاربرد الگوهای طراحی است)، اما من معتقدم که برای ارائه راه‌حل‌های جدید برای مشکلات کاربران و به چالش کشیدن روش‌های قدیمی کار که ممکن است دیگر ایده‌آل نباشند، نیاز به خلاقیت داریم.

بنابراین گوشی‌های خود را کنار بگذارید و ممکن است از چیزهایی که کشف می‌کنید، شگفت‌زده شوید.

🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این «لینک» مراجعه کنید.

(مدت زمان مطالعه : ۵ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه

#تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍1532