‼️ تمدید مهلت تخفیف ویژهی اعضای کانال فلسفه دیزاین برای شرکت در نوزدهمین دورهی طراحی محصول آکادمی دیزاین ‼️
برای ثبتنام در دوره ۱۹ طراحی محصول که اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد، از طریق لینک زیر اقدام نمایید.
همچنین برای اطلاع بیشتر از شرایط دوره میتوانید با اکانت
@DexignAcademySupport
در ارتباط باشید.
⬅️ ثبتنام:
https://dexignacademy.com/enroll?course=FPD0019
⬅️ کد تخفیف:
PD19Dexign
‼️ مهلت استفاده: شنبه ۱ اردیبهشت
#طراحی_محصول #دوره_طراحی_محصول #دوره_آنلاین #کلاس_آنلاین #آکادمی_دیزاین #ux #ui #dexigncademy #uidesign #uxdesign #دیزاین_تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
برای ثبتنام در دوره ۱۹ طراحی محصول که اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد، از طریق لینک زیر اقدام نمایید.
همچنین برای اطلاع بیشتر از شرایط دوره میتوانید با اکانت
@DexignAcademySupport
در ارتباط باشید.
⬅️ ثبتنام:
https://dexignacademy.com/enroll?course=FPD0019
⬅️ کد تخفیف:
PD19Dexign
‼️ مهلت استفاده: شنبه ۱ اردیبهشت
#طراحی_محصول #دوره_طراحی_محصول #دوره_آنلاین #کلاس_آنلاین #آکادمی_دیزاین #ux #ui #dexigncademy #uidesign #uxdesign #دیزاین_تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
______
👍3👎2
واقعیت مجازی در حال نفوذ در فرهنگ است!
در این مقاله پس از اشاره مختصری به تاریخچهی پیدایش VR، دربارهی این صحبت میشود که امروزه چطور VR وارد سیستمهای اجتماعی-فرهنگی ما میشود و واکنش فرهنگ به آن چیست. انسانها به عنوان یک جامعه چطور واکنش نشان میدهند، عرفها و قوانینی که تنظیم میکنند به چه نحوی است، و ...
هدستهای VR بیش از یک دهه است که به بازار آمدهاند. عمومیت آنها هرگز به اندازهای که امروزه ابزارهای هوش مصنوعی مولد مثل Chat GPT یا Claude معروف هستند، نبوده است. سال پیش، اپل محصول ویژن پرو خود را عرضه کرد، که آنها با اصطلاح پردازش فضایی درباره ی آن صحبت میکنند. تفاوت اصلی محصول اپل این است که فقط برای سرگرمی نیست و میتواند برای کارهای جالب پرباری استفاده شود.
همهی تکنولوژیها پیامدهای ناخواستهای دارند و هیچ خالق تکنولوژی نمیتواند نحوه استفاده افراد از تکنولوژیها را پیش بینی کند و انسانها عاشق بازی با تکنولوژی هستند. این یک فاکتور کلیدی نه تنها در نحوه ی استفادهی ما از تکنولوژی، بلکه در نحوه ی بهبود تدریجی آن توسط ما تا جای گیری آن در جامعه است. بنابر همین ذات شیفتهی بازی انسانها، بعضیها فکر کردند که رانندگی با تسلا در حالت اوتو پایلوت، راه رفتن در محله، نشستن در سالن انتظار فرودگاه و ...، با داشتن اپل ویژن پرو بر سر، ایدهی خوبی به نظر میرسد.
شاید جالب ترین ویژگی هدست VR اپل نسبت به سایر محصولات، این باشد که فرد کاملا از جهان اطرافش جدا نمیشود. دیگر هدستهای VR موجود، مستقیما شما را به یک واقعیت جایگزین پرتاب میکنند. هدست اپل به شما امکان دیدن دنیای اطرافتان را میدهد . همچنین دوربینهایی برای مواجهه با بیرون دارد. اینها یک سری ویژگی جدید شگفت انگیز هستند.
جای تعجبی ندارد که این هدستها خودشان را آویزان از سر مردم در جهان واقعی یافتند. یا اینکه برخی تلو تلو میخورند یا دست و پایشان را کبود کردهاند. یا اینکه واکنش شدید جامعه به سرعت حول این محور شکل گرفته است.
بخشی از چالش هدست اپل این است که نسبتا بزرگ و آشکار است، اما محصولات اپل عمدتا خوب عمل کردهاند، چون آنها سیگنالهای اجتماعی ارسال میکنند. آنها معمولا گرانتر هستند، اما کیفیت بیشتری هم نسبت به یک لپتاپ یا گوشی هوشمند 500 دلاری دارند.
پیشبینی موفقیت یا شکست محصول VR اپل به اندازهی پیشبینی چگونگی استفادهی مردم از این ابزار غیرقابل گمان است. فرهنگ برای تشخیص اینکه کجا و به چه نحوی قصد پذیرش یک تکنولوژی را دارد، نیازمند زمان است. یک تکنولوژی تحولی معمولا در فرهنگ تغییر ایجاد میکند، اما در آخر این فرهنگ است که تکنولوژی را تغییر می دهد.
🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه : ۵ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#دیزاین
#VR
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در این مقاله پس از اشاره مختصری به تاریخچهی پیدایش VR، دربارهی این صحبت میشود که امروزه چطور VR وارد سیستمهای اجتماعی-فرهنگی ما میشود و واکنش فرهنگ به آن چیست. انسانها به عنوان یک جامعه چطور واکنش نشان میدهند، عرفها و قوانینی که تنظیم میکنند به چه نحوی است، و ...
هدستهای VR بیش از یک دهه است که به بازار آمدهاند. عمومیت آنها هرگز به اندازهای که امروزه ابزارهای هوش مصنوعی مولد مثل Chat GPT یا Claude معروف هستند، نبوده است. سال پیش، اپل محصول ویژن پرو خود را عرضه کرد، که آنها با اصطلاح پردازش فضایی درباره ی آن صحبت میکنند. تفاوت اصلی محصول اپل این است که فقط برای سرگرمی نیست و میتواند برای کارهای جالب پرباری استفاده شود.
همهی تکنولوژیها پیامدهای ناخواستهای دارند و هیچ خالق تکنولوژی نمیتواند نحوه استفاده افراد از تکنولوژیها را پیش بینی کند و انسانها عاشق بازی با تکنولوژی هستند. این یک فاکتور کلیدی نه تنها در نحوه ی استفادهی ما از تکنولوژی، بلکه در نحوه ی بهبود تدریجی آن توسط ما تا جای گیری آن در جامعه است. بنابر همین ذات شیفتهی بازی انسانها، بعضیها فکر کردند که رانندگی با تسلا در حالت اوتو پایلوت، راه رفتن در محله، نشستن در سالن انتظار فرودگاه و ...، با داشتن اپل ویژن پرو بر سر، ایدهی خوبی به نظر میرسد.
شاید جالب ترین ویژگی هدست VR اپل نسبت به سایر محصولات، این باشد که فرد کاملا از جهان اطرافش جدا نمیشود. دیگر هدستهای VR موجود، مستقیما شما را به یک واقعیت جایگزین پرتاب میکنند. هدست اپل به شما امکان دیدن دنیای اطرافتان را میدهد . همچنین دوربینهایی برای مواجهه با بیرون دارد. اینها یک سری ویژگی جدید شگفت انگیز هستند.
جای تعجبی ندارد که این هدستها خودشان را آویزان از سر مردم در جهان واقعی یافتند. یا اینکه برخی تلو تلو میخورند یا دست و پایشان را کبود کردهاند. یا اینکه واکنش شدید جامعه به سرعت حول این محور شکل گرفته است.
بخشی از چالش هدست اپل این است که نسبتا بزرگ و آشکار است، اما محصولات اپل عمدتا خوب عمل کردهاند، چون آنها سیگنالهای اجتماعی ارسال میکنند. آنها معمولا گرانتر هستند، اما کیفیت بیشتری هم نسبت به یک لپتاپ یا گوشی هوشمند 500 دلاری دارند.
پیشبینی موفقیت یا شکست محصول VR اپل به اندازهی پیشبینی چگونگی استفادهی مردم از این ابزار غیرقابل گمان است. فرهنگ برای تشخیص اینکه کجا و به چه نحوی قصد پذیرش یک تکنولوژی را دارد، نیازمند زمان است. یک تکنولوژی تحولی معمولا در فرهنگ تغییر ایجاد میکند، اما در آخر این فرهنگ است که تکنولوژی را تغییر می دهد.
🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه : ۵ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#دیزاین
#VR
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Virtual Reality Stumbles Into Culture
Virtual Reality is getting some hype. While VR is good, culture hasn’t yet decided if it wants it in a big way. So what’s happening?
👍7❤1
ارائه خودتان در لینکدین سخت است؟ ما راهحلهایی برای آسانتر شدن آن میدهیم!
برخی مردم بدشان نمیآید که خودشان را تبلیغ کنند اما من از این مدل افراد نیستم.
من فریلنسری در زمینه تولید محتوا هستم که برای گرفتن پروژه به لینکدین متکی میباشم. قبل از این در یک آژانس بازاریابی، بخش فروش را کنترل میکردم و انتظار میرفت که مشتریان جدیدی بیاورم.
بسیاری از مردم پست کردن در لینکدین را کاری سخت میدانند و نظراتی همچون « نمیدانم چه پست کنم» میدهند. اما زمانی که کسب و کار خود را اداره میکنید، حضور در لینکدین یک مزیت غیرقابل انکار دارد و در هدایت مشتریان با کیفیت بالا بسیار موثر است و نتایج بهتری نسبت به سایر پلتفرمها دارد.
شما میتوانید بدون نگرانی در لینکدین فعال باشید. من بیش از ۱۸ ماه را صرف ساختن یک شبکه و نام تجاری شخصی خود کردهام. برندی که صرفا حول محور خود تبلیغی ثابت نمیچرخد و در عوض بیشتر حول محور ایجاد آگاهی و برند شخصی میچرخد.
▫️نظرات لینکدین خود را تغییر دهید.
اگر مطمئن نیستید چه چیزی را پست کنید، با نظر دادن در مورد پستهای دیگران شروع کنید. شما از پستهای آنها به عنوان پیامی برای ایدههای خود استفاده میکنید.
اگر کامنتهایی مانند «موافقم» بگذارید، خیلی نمیتواند موثر باشد. نظر شما باید قابل توجه باشد در این صورت دو مزیت خواد داشت:
۱- شما ایدهای برای محتوای آینده خود دارید.
۲- در مورد محتوای تولید شده نظر خواهید داد.
این کار را کم کم شروع کنید، مثلا نظر دادن حداقل پنج پست در روز.
▫️پستها را از قبل برنامهریزی کنید.
از جمله مشکلاتی که افراد تجربه میکنند، داشتن استرس هنگام انتشار مطلب در لینکدین است. به ویژه اگر عادت به نوشتن ندارید این استرس کاملا طبیعی است. شما نگران این هستید که تعامل کم به این معنی است که افراد از پست شما خوششان نیامده. در صورتی که اینطور نیست فقط زمان زیادی طول میکشد تا مخاطبان کافی برای تعامل داشتن پیدا کنید.
میتوانید با برنامهریزی پستهایتان از قبل بخشی از ترسهای خود را از بین ببرید. من هفتهها قبل برنامهریزی میکنم بهطوری که هنگام پست کردن آن، آنچه را که نوشتهام فراموش کردم.
همچنین من به عنوان مثال خیلی از مطالب را ساعت ۸ صبح زمانی که بچههایم را به مدرسه میرسانم منتشر میکنم که بعد از آن مدت زیادی نمیتوانم لینکدینم را چک کنم و وقتی چک میکنم حتما تعاملی با آن صورت گرفته است.
🔗 برای خواندن ادامه مطلب به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه : ۶ دقیقه)
گردآورنده : رها کاوهزاده
#پیشترفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
برخی مردم بدشان نمیآید که خودشان را تبلیغ کنند اما من از این مدل افراد نیستم.
من فریلنسری در زمینه تولید محتوا هستم که برای گرفتن پروژه به لینکدین متکی میباشم. قبل از این در یک آژانس بازاریابی، بخش فروش را کنترل میکردم و انتظار میرفت که مشتریان جدیدی بیاورم.
بسیاری از مردم پست کردن در لینکدین را کاری سخت میدانند و نظراتی همچون « نمیدانم چه پست کنم» میدهند. اما زمانی که کسب و کار خود را اداره میکنید، حضور در لینکدین یک مزیت غیرقابل انکار دارد و در هدایت مشتریان با کیفیت بالا بسیار موثر است و نتایج بهتری نسبت به سایر پلتفرمها دارد.
شما میتوانید بدون نگرانی در لینکدین فعال باشید. من بیش از ۱۸ ماه را صرف ساختن یک شبکه و نام تجاری شخصی خود کردهام. برندی که صرفا حول محور خود تبلیغی ثابت نمیچرخد و در عوض بیشتر حول محور ایجاد آگاهی و برند شخصی میچرخد.
▫️نظرات لینکدین خود را تغییر دهید.
اگر مطمئن نیستید چه چیزی را پست کنید، با نظر دادن در مورد پستهای دیگران شروع کنید. شما از پستهای آنها به عنوان پیامی برای ایدههای خود استفاده میکنید.
اگر کامنتهایی مانند «موافقم» بگذارید، خیلی نمیتواند موثر باشد. نظر شما باید قابل توجه باشد در این صورت دو مزیت خواد داشت:
۱- شما ایدهای برای محتوای آینده خود دارید.
۲- در مورد محتوای تولید شده نظر خواهید داد.
این کار را کم کم شروع کنید، مثلا نظر دادن حداقل پنج پست در روز.
▫️پستها را از قبل برنامهریزی کنید.
از جمله مشکلاتی که افراد تجربه میکنند، داشتن استرس هنگام انتشار مطلب در لینکدین است. به ویژه اگر عادت به نوشتن ندارید این استرس کاملا طبیعی است. شما نگران این هستید که تعامل کم به این معنی است که افراد از پست شما خوششان نیامده. در صورتی که اینطور نیست فقط زمان زیادی طول میکشد تا مخاطبان کافی برای تعامل داشتن پیدا کنید.
میتوانید با برنامهریزی پستهایتان از قبل بخشی از ترسهای خود را از بین ببرید. من هفتهها قبل برنامهریزی میکنم بهطوری که هنگام پست کردن آن، آنچه را که نوشتهام فراموش کردم.
همچنین من به عنوان مثال خیلی از مطالب را ساعت ۸ صبح زمانی که بچههایم را به مدرسه میرسانم منتشر میکنم که بعد از آن مدت زیادی نمیتوانم لینکدینم را چک کنم و وقتی چک میکنم حتما تعاملی با آن صورت گرفته است.
🔗 برای خواندن ادامه مطلب به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه : ۶ دقیقه)
گردآورنده : رها کاوهزاده
#پیشترفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Hate Marketing Yourself on LinkedIn? Here Are Ways to Make It Less Cringe.
Cut through the noise with these simple tips.
👍8❤4
پنجشنبه ۶ اردیبهشت، قراره طی یک جلسهی گفتوگو محور، با همراهی دو استاد برجسته حوزه دیزاین گپ و گفت داشته باشیم. رامین خطیبی، مدرس و محقق تفکر طراحی و حسن همتی، طراح محصول شرکت علیبابا.
تو این وبینار حسن همتی و رامین خطیبی با هم به گفتگو میشینن و از تجربیات و مسیری که در طراحی محصول طی کردهن برامون میگن، در مورد تخصصها و مهارتهای مورد نیاز برای موفقیت در طراحی محصول صحبت میکنن و به چالشها و فرصتهای پیش روی طراحان محصول میپردازن.
پس این وبینار هم برای کسانی که علاقهمند به طراحی محصول هستن و میخوان وارد این حوزه بشن، و هم طراحان محصولی که به دنبال ارتقای مهارتهاشون هستن بسیار مفید خواهد بود.
ثبتنام
https://eseminar.tv/wb137287
https://evand.com/events/مسیر-یک-دیزاینر-9987404
تو این وبینار حسن همتی و رامین خطیبی با هم به گفتگو میشینن و از تجربیات و مسیری که در طراحی محصول طی کردهن برامون میگن، در مورد تخصصها و مهارتهای مورد نیاز برای موفقیت در طراحی محصول صحبت میکنن و به چالشها و فرصتهای پیش روی طراحان محصول میپردازن.
پس این وبینار هم برای کسانی که علاقهمند به طراحی محصول هستن و میخوان وارد این حوزه بشن، و هم طراحان محصولی که به دنبال ارتقای مهارتهاشون هستن بسیار مفید خواهد بود.
ثبتنام
https://eseminar.tv/wb137287
https://evand.com/events/مسیر-یک-دیزاینر-9987404
👍7❤2👏1👌1
چگونه یک مطالعه موردی (Case study) خوب برای نمونه کارهای UX خود بسازیم
نوشتن مطالعات موردی برای نمونه کارهای UX ممکن است مبهم و طاقت فرسا باشد. نمونههای زیادی وجود دارد و اغلب آنهایی که مورد توجه قرار میگیرند، نمونه کارهای خیرهکننده طراحان بصری هستند. دیدن زیباترین کارها میتواند الهام بخش باشد، اما اجازه ندهید که شما را از قالب ساده یک مطالعه موردی UX خوب منحرف کند.
در اصل، یک مطالعه موردی UX بر داستان سرایی عالی با ساختاری واضح و قابل درک متکی است. این مقاله به بررسی آناتومی یک مطالعه موردی UX میپردازد تا به شما کمک کند داستانی ساده و مؤثر بگویید که مهارتهای شما را نشان میدهد.
قبل از اینکه شروع کنیم
نمای کلی نمونه کارهای UX
قبل از اینکه به تمام هنر و علم مطالعه موردی بپردازیم، در اینجا یک تجدید نظر سریع در مورد اینکه نمونه کارهای UX برنده، چگونه به نظر می رسند ارائه شده است. در این ویدئو، طراح حرفهای دی، نمونه کارهای طراحی مختلف را تجزیه و تحلیل میکند تا بفهمد چه چیزی کار میکند و چه چیزی کار نمیکند:
https://youtu.be/4aMLu1pRa-g
مطالعه موردی UX چیست؟
به عبارت ساده، مطالعه موردی داستان یک پروژه طراحی است که شما روی آن کار کردهاید. البته هدف این است که مهارتهایی را که در پروژه استفاده کردهاید به نمایش بگذارید و به کارفرمایان بالقوه کمک کنید اگر برای آنها کار میکردید چگونه از آن مهارتها استفاده میکردید.
یک مطالعه موردی معمولاً مانند یک مقاله بسیار بصری نوشته میشود و خوانندگان متنی در میان مجموعهای از تصاویر انتخاب شده قدم میزنند. این فرصتی است برای به اشتراک گذاشتن آنچه میخواهید کارفرمایان بالقوه در مورد کار شما در این پروژه بدانند.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مائده صحرارو
#کیس_استادی
#case_study
@Dexign فلسفه دیزاین
______
نوشتن مطالعات موردی برای نمونه کارهای UX ممکن است مبهم و طاقت فرسا باشد. نمونههای زیادی وجود دارد و اغلب آنهایی که مورد توجه قرار میگیرند، نمونه کارهای خیرهکننده طراحان بصری هستند. دیدن زیباترین کارها میتواند الهام بخش باشد، اما اجازه ندهید که شما را از قالب ساده یک مطالعه موردی UX خوب منحرف کند.
در اصل، یک مطالعه موردی UX بر داستان سرایی عالی با ساختاری واضح و قابل درک متکی است. این مقاله به بررسی آناتومی یک مطالعه موردی UX میپردازد تا به شما کمک کند داستانی ساده و مؤثر بگویید که مهارتهای شما را نشان میدهد.
قبل از اینکه شروع کنیم
نمای کلی نمونه کارهای UX
قبل از اینکه به تمام هنر و علم مطالعه موردی بپردازیم، در اینجا یک تجدید نظر سریع در مورد اینکه نمونه کارهای UX برنده، چگونه به نظر می رسند ارائه شده است. در این ویدئو، طراح حرفهای دی، نمونه کارهای طراحی مختلف را تجزیه و تحلیل میکند تا بفهمد چه چیزی کار میکند و چه چیزی کار نمیکند:
https://youtu.be/4aMLu1pRa-g
مطالعه موردی UX چیست؟
به عبارت ساده، مطالعه موردی داستان یک پروژه طراحی است که شما روی آن کار کردهاید. البته هدف این است که مهارتهایی را که در پروژه استفاده کردهاید به نمایش بگذارید و به کارفرمایان بالقوه کمک کنید اگر برای آنها کار میکردید چگونه از آن مهارتها استفاده میکردید.
یک مطالعه موردی معمولاً مانند یک مقاله بسیار بصری نوشته میشود و خوانندگان متنی در میان مجموعهای از تصاویر انتخاب شده قدم میزنند. این فرصتی است برای به اشتراک گذاشتن آنچه میخواهید کارفرمایان بالقوه در مورد کار شما در این پروژه بدانند.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مائده صحرارو
#کیس_استادی
#case_study
@Dexign فلسفه دیزاین
______
YouTube
UX / UI Design Portfolio Reviews + Feedback (2022)
Building your UX / UI design portfolio and looking for some inspiration and advice? Join us as senior UX / UI designer Dee Scarano reviews three UX / UI design portfolios, through the eyes of a hiring manager.
Thank you to everyone who submitted portfolios…
Thank you to everyone who submitted portfolios…
👍12❤1
اصول دیزاین برای وب۳
دیزاین برای وب۳ چه معنایی دارد؟ چه روشهایی قابلیت انتقال از فضای وب۲ به وب۳ را دارند؟ چالشهای جدید و ملاحظات اصلی که دیزاینرها باید از آن آگاه باشند چیست؟ فضای رو به رشد وب۳ چه تاثیری بر نقش دیزاین میگذارد؟ به عبارت دیگر اگر قرار باشد این تحول ماندنی باشد، چطور باید برای آن آماده شد؟
اینترنت متحول شده است – وب۱، وب۲، وب۳
هر یک از تحولات اینترنت تفاوتهای اساسی در نحوه استفاده افراد از آن ایجاد کرده است و به تبع آن چگونگی دیزاین کردن برای افراد هم تغییر کرده است و هر مرحله چالشهای طراحی مختص خود را داشته است. مانند اولین اتومبیل اختراع شده و ماشین تسلای بدون راننده. ملاحظات طراحی این دو بسیار متفاوت است، چون بستر ظهور آنها متفاوت است. برای فضای وب هم همین مسئله برقرار است.
وب۱: ویژگی وب۱ این بود که کاربران مصرف کننده صرف محتوا بودند. تولید کنندگان محدودی وجود داشتند (توسعه دهندگان) و صفحات در محیطی ایستا دیزاین شده بودند.
وب۲ (آنچه عموما همین حالا به عنوان اینترنت میشناسیم): ویژگی وب۲ این است که مشارکت، تعامل و شخصی سازی شدگی بیشتری برای کاربر دارد. کاربران دیگر تنها مصرف کننده صرف محتوا نیستند و امکان تولید، اشتراک و بارگذاری محتوا در محیطی پویا را دارند. بطور مثال اپلیکیشنها، تولید پادکست، شبکههای اجتماعی، ایجاد وبلاگ، توییت کردن و ...
توانایی گشتن در اینترنت به این شکل و بدون هیچ تلاشی، حاصل موفقیت تعداد اندکی از شرکتهای نرم افزاری مثل توییتر، فیسبوک و اینستاگرام بود که پلتفرمهای واقعا ساده ای داشتند. وقتی افراد بیشتر و بیشتری از فضای اینترنت برای همه چیز استفاده کردند، معنای دیزاین متفاوت شد. شرکتها دیگر تنها دغدغهی زیبا بودن را نداشتند، بلکه به تجربه کاربر در زمان استفاده از پلتفرم و خدمات خود توجه داشتند. شرکتهای بزرگ حوزهی فناوری تمرکز خود را از رشد کاربران به روشهای کسب درآمد از فعالیتهای کاربران تغییر دادند، اینترنت متمرکزتر شد به نحوی که انحصار آن در دست چند شرکت بزرگ بود و ما شروع به مورد پرسش قرار دادن مسائل اخلاقی نحوهی استفادهی آنها از دادهها، امنیت و حریم شخصی کردیم.
وب۳ (آنچه درحال فراگیر شدن است): هدف وب۳ حل بسیاری از مسائل مربوط به این انحصار طلبیها با تمرکز بر غیرمتمرکز کردن است. بسیاری از اپهای ساخته شده بر بستر بلاکچین (تحت عنوان decentralized apps(dApps))، ویژگیهای این فضا از جمله باز بودن، امنیت، توزیع عادلانه، جامعه محور بودن و خود مختار بودن را دارند. اساسا، این به معنی چشم اندازی است که در آن اربابان (سرمایه گذاران، مدیران عامل) قدرت متمرکزی ندارند و توزیع قدرت بین ما (تودهی مردم) صورت میگیرد. همانطور که مشاهده میکنید، روش انجام کارها در این فضا نسبت به وب ۳ کاملا متفاوت است؛ ما در حال گذار از از پلتفرمهای اینترنتی با مالکیت شرکتها به پلتفرمهای اینترنتی با مالکیت جوامع هستیم.
معنای این اتفاقات در حوزه ی دیزاین چیست ؟
دیزاین نقش بسیار مهمی در درک و برگزیدن وب۳ دارد. زمانی که کاربران از طریق dApps با جهان بلاکچین آگاه میشوند، نقشه سیر آنها در این فضای تکنیکال میتواند توسط دیزاین بشدت پرمانع و یا با همراه با حمایت به نظر برسد.
مشابه اپهای وب۲، ملاحظات دیزاین بسته به نوع dApp (بطور مثال حوزه مالی، بازی، هنر و کلکسیون) کمی متفاوت خواهد بود. با این وجود، به دلیل ماهیت و وضعیت کنونی برگزیدن بلاکچین، تعدادی قاعدهی عمومی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود: آموزش از طریق دیزاین، پرورش اعتماد و غیرقابل بازگشت بودن. در ادامه به توضیح بیشتر این موارد می پردازیم.
🔗 برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۴ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر
#Web3
@Dexign فلسفه دیزاین
______
دیزاین برای وب۳ چه معنایی دارد؟ چه روشهایی قابلیت انتقال از فضای وب۲ به وب۳ را دارند؟ چالشهای جدید و ملاحظات اصلی که دیزاینرها باید از آن آگاه باشند چیست؟ فضای رو به رشد وب۳ چه تاثیری بر نقش دیزاین میگذارد؟ به عبارت دیگر اگر قرار باشد این تحول ماندنی باشد، چطور باید برای آن آماده شد؟
اینترنت متحول شده است – وب۱، وب۲، وب۳
هر یک از تحولات اینترنت تفاوتهای اساسی در نحوه استفاده افراد از آن ایجاد کرده است و به تبع آن چگونگی دیزاین کردن برای افراد هم تغییر کرده است و هر مرحله چالشهای طراحی مختص خود را داشته است. مانند اولین اتومبیل اختراع شده و ماشین تسلای بدون راننده. ملاحظات طراحی این دو بسیار متفاوت است، چون بستر ظهور آنها متفاوت است. برای فضای وب هم همین مسئله برقرار است.
وب۱: ویژگی وب۱ این بود که کاربران مصرف کننده صرف محتوا بودند. تولید کنندگان محدودی وجود داشتند (توسعه دهندگان) و صفحات در محیطی ایستا دیزاین شده بودند.
وب۲ (آنچه عموما همین حالا به عنوان اینترنت میشناسیم): ویژگی وب۲ این است که مشارکت، تعامل و شخصی سازی شدگی بیشتری برای کاربر دارد. کاربران دیگر تنها مصرف کننده صرف محتوا نیستند و امکان تولید، اشتراک و بارگذاری محتوا در محیطی پویا را دارند. بطور مثال اپلیکیشنها، تولید پادکست، شبکههای اجتماعی، ایجاد وبلاگ، توییت کردن و ...
توانایی گشتن در اینترنت به این شکل و بدون هیچ تلاشی، حاصل موفقیت تعداد اندکی از شرکتهای نرم افزاری مثل توییتر، فیسبوک و اینستاگرام بود که پلتفرمهای واقعا ساده ای داشتند. وقتی افراد بیشتر و بیشتری از فضای اینترنت برای همه چیز استفاده کردند، معنای دیزاین متفاوت شد. شرکتها دیگر تنها دغدغهی زیبا بودن را نداشتند، بلکه به تجربه کاربر در زمان استفاده از پلتفرم و خدمات خود توجه داشتند. شرکتهای بزرگ حوزهی فناوری تمرکز خود را از رشد کاربران به روشهای کسب درآمد از فعالیتهای کاربران تغییر دادند، اینترنت متمرکزتر شد به نحوی که انحصار آن در دست چند شرکت بزرگ بود و ما شروع به مورد پرسش قرار دادن مسائل اخلاقی نحوهی استفادهی آنها از دادهها، امنیت و حریم شخصی کردیم.
وب۳ (آنچه درحال فراگیر شدن است): هدف وب۳ حل بسیاری از مسائل مربوط به این انحصار طلبیها با تمرکز بر غیرمتمرکز کردن است. بسیاری از اپهای ساخته شده بر بستر بلاکچین (تحت عنوان decentralized apps(dApps))، ویژگیهای این فضا از جمله باز بودن، امنیت، توزیع عادلانه، جامعه محور بودن و خود مختار بودن را دارند. اساسا، این به معنی چشم اندازی است که در آن اربابان (سرمایه گذاران، مدیران عامل) قدرت متمرکزی ندارند و توزیع قدرت بین ما (تودهی مردم) صورت میگیرد. همانطور که مشاهده میکنید، روش انجام کارها در این فضا نسبت به وب ۳ کاملا متفاوت است؛ ما در حال گذار از از پلتفرمهای اینترنتی با مالکیت شرکتها به پلتفرمهای اینترنتی با مالکیت جوامع هستیم.
معنای این اتفاقات در حوزه ی دیزاین چیست ؟
دیزاین نقش بسیار مهمی در درک و برگزیدن وب۳ دارد. زمانی که کاربران از طریق dApps با جهان بلاکچین آگاه میشوند، نقشه سیر آنها در این فضای تکنیکال میتواند توسط دیزاین بشدت پرمانع و یا با همراه با حمایت به نظر برسد.
مشابه اپهای وب۲، ملاحظات دیزاین بسته به نوع dApp (بطور مثال حوزه مالی، بازی، هنر و کلکسیون) کمی متفاوت خواهد بود. با این وجود، به دلیل ماهیت و وضعیت کنونی برگزیدن بلاکچین، تعدادی قاعدهی عمومی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود: آموزش از طریق دیزاین، پرورش اعتماد و غیرقابل بازگشت بودن. در ادامه به توضیح بیشتر این موارد می پردازیم.
🔗 برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۴ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر
#Web3
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Design principles for web3
So everyone and their cat seems to be talking about blockchain. More importantly, it’s on the radar of huge companies, and we know that…
👍8
تعادل کار و زندگی خود را متحول کنید؛ راهی برای زندگی کاملتر!
یک اشتباه رایج در تعریف تعادل کار و زندگی، اختصاص دادن ساعات مساوی به فعالیتهای کاری و زندگی است.
در حالی که اینطور نیست. بلکه هدف ایجاد سیستمی است که به شما این امکان را میدهد تا بدون زیادهروی در یکی از این دو حوزه، در هر دو احساس رضایت داشته باشید.
چند قدم عملی برای بهبود تعادل کار و زندگی:
🔶تعیین مرزها
واقع بین بودن در مورد آنچه میتوانید انجام دهید به جلوگیری از تعهد بیش از حد و استرس ناشی از آن کمک میکند.
🔹وظایف را بر اساس اهمیت و فوریت آنها اولویت بندی کنید.
🔹وظایف خود را در ماتریس آیزنهاور یادداشت کنید تا به شما کمک کند اولویتهای خود را به خاطر بسپارید.
🔹برونسپاری کارها و منعطف بودن را یاد بگیرید و تمرین کنید.
🔹برنامه کاری خود را با سطح انرژی خود مطابقت دهید - زمانی که انرژی بیشتری دارید (معمولاً در صبح) قورباغه را قورت دهید!
🔶سلامت جسمانی
اهمیت وضعیت جسمانی ثابت شده است اما چگونه میتوانید فعالیت بدنی را در برنامه شلوغ خود بگنجانید؟
🔹در صورت امکان دوچرخه سواری یا پیاده روی تا محل کار را در نظر بگیرید و در صورت امکان از پله استفاده کنید.
🔹در وقفههای کاری ورزش کنید حتی یک پیادهروی سریع یا کمی کشش میتواند شما را احیا کند.
🔹اگر امکان انجام این کار را دارید، تمرینات مختصر را با هر شدتی به برنامه روزانه خود اضافه کنید. تحقیقات نشان داده است که ۲۵ دقیقه ورزش در روز میتواند امید به زندگی را افزایش دهد. (بدون در نظر گرفتن شدت فعالیتها. اگرچه شدت بیشتر زمان روزانهی لازم را کاهش میدهد.)
🔶سلامت روانی و عاطفی
🔹عوامل استرس زا در محل کار را شناسایی کنید. استراتژیهایی برای اجتناب از آنها پیدا کنید یا راههایی را بیابید که آنها را "لذت بخش" کنید.
🔹یک برنامهی روزانه ایجاد کنید که شامل وظایف کاری و لحظات استراحت باشد. (مانند تکنیک پومودورو: ۲۵ دقیقه کار کنید، ۵ دقیقه استراحت کنید و به همین ترتیب تا اتمام کار پیش روید.)
🔹ژورنال نویسی را امتحان کنید، اما اگر آن را دوست ندارید، خودتان را مجبور نکنید.
🔶یافتن رضایت
تطبیق دادن حرفه ی خود با ارزشهای شخصی شما منجر به رضایت شغلی و رضایت بیشتر از زندگی میشود. همینطور از علایق خود خارج از محیط کار غافل نشوید.
🔹به مسیر شغلی خود فکر کنید تا مطمئن شوید که با ارزشهای اصلی شما همخوانی دارد.
🔹زمانی را برای سرگرمیهایی که برایتان لذت بخش است در نظر بگیرید.
این راهکارها را به عنوان عادتهای کوچکی در نظر بگیرید که در طول زمان و به تدریج برای جلوگیری از استرسهای غیرضروری تمرین میکنید و مشاهده کنید که چگونه زندگی روزمره شما را متحول میکند.
🔗برای مطالعه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
یک اشتباه رایج در تعریف تعادل کار و زندگی، اختصاص دادن ساعات مساوی به فعالیتهای کاری و زندگی است.
در حالی که اینطور نیست. بلکه هدف ایجاد سیستمی است که به شما این امکان را میدهد تا بدون زیادهروی در یکی از این دو حوزه، در هر دو احساس رضایت داشته باشید.
چند قدم عملی برای بهبود تعادل کار و زندگی:
🔶تعیین مرزها
واقع بین بودن در مورد آنچه میتوانید انجام دهید به جلوگیری از تعهد بیش از حد و استرس ناشی از آن کمک میکند.
🔹وظایف را بر اساس اهمیت و فوریت آنها اولویت بندی کنید.
🔹وظایف خود را در ماتریس آیزنهاور یادداشت کنید تا به شما کمک کند اولویتهای خود را به خاطر بسپارید.
🔹برونسپاری کارها و منعطف بودن را یاد بگیرید و تمرین کنید.
🔹برنامه کاری خود را با سطح انرژی خود مطابقت دهید - زمانی که انرژی بیشتری دارید (معمولاً در صبح) قورباغه را قورت دهید!
🔶سلامت جسمانی
اهمیت وضعیت جسمانی ثابت شده است اما چگونه میتوانید فعالیت بدنی را در برنامه شلوغ خود بگنجانید؟
🔹در صورت امکان دوچرخه سواری یا پیاده روی تا محل کار را در نظر بگیرید و در صورت امکان از پله استفاده کنید.
🔹در وقفههای کاری ورزش کنید حتی یک پیادهروی سریع یا کمی کشش میتواند شما را احیا کند.
🔹اگر امکان انجام این کار را دارید، تمرینات مختصر را با هر شدتی به برنامه روزانه خود اضافه کنید. تحقیقات نشان داده است که ۲۵ دقیقه ورزش در روز میتواند امید به زندگی را افزایش دهد. (بدون در نظر گرفتن شدت فعالیتها. اگرچه شدت بیشتر زمان روزانهی لازم را کاهش میدهد.)
🔶سلامت روانی و عاطفی
🔹عوامل استرس زا در محل کار را شناسایی کنید. استراتژیهایی برای اجتناب از آنها پیدا کنید یا راههایی را بیابید که آنها را "لذت بخش" کنید.
🔹یک برنامهی روزانه ایجاد کنید که شامل وظایف کاری و لحظات استراحت باشد. (مانند تکنیک پومودورو: ۲۵ دقیقه کار کنید، ۵ دقیقه استراحت کنید و به همین ترتیب تا اتمام کار پیش روید.)
🔹ژورنال نویسی را امتحان کنید، اما اگر آن را دوست ندارید، خودتان را مجبور نکنید.
🔶یافتن رضایت
تطبیق دادن حرفه ی خود با ارزشهای شخصی شما منجر به رضایت شغلی و رضایت بیشتر از زندگی میشود. همینطور از علایق خود خارج از محیط کار غافل نشوید.
🔹به مسیر شغلی خود فکر کنید تا مطمئن شوید که با ارزشهای اصلی شما همخوانی دارد.
🔹زمانی را برای سرگرمیهایی که برایتان لذت بخش است در نظر بگیرید.
این راهکارها را به عنوان عادتهای کوچکی در نظر بگیرید که در طول زمان و به تدریج برای جلوگیری از استرسهای غیرضروری تمرین میکنید و مشاهده کنید که چگونه زندگی روزمره شما را متحول میکند.
🔗برای مطالعه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
❤9👍4👨💻2⚡1
چگونه با مشتریان سرسخت برخورد کنیم!
اغلب دیده میشود که یک طراح آزاد بهترین شغل دنیا را دارد. دلیل این امر آن است که دیگران میبینند شما کار را از خانه شروع میکنید یا متوجه میشوند که هر زمان بخواهید یک آخر هفته طولانی دارید. زیرا میتوانید برنامه کاری خود را مطابق با نیازهای خود تغییر دهید. نکتهای که آنها نمیبینند این است که شما تنها فردی هستید که با مشتریان خود سروکار دارید. مشتریان خوب، عالی هستند. آنها از نظرات ما قدردانی میکنند و به ما انگیزه میدهند که برای آنها دستاوردهای بیشتری داشته باشیم. بدترین مشتریان از سوی دیگر، میتوانند ذره ذره اشتیاق ما را برای یک پروژه از بین ببرند و حتی ما را متعجب کنند که چرا در وهله اول کار روزانه را رها کردهایم.
در مورد مشتریانی دارید که رویه طراحی شما را پایین میآورند، چند نکته وجود دارد (و از تجربه خود من در زمینه شغل آزاد نشات میگیرد) که ممکن است به شما در حل مسائل کمک کند:
فهرست مطالب:
- به یاد داشته باشید که شما یک کارمند نیستید
- قبل از باز کردن دهان - به نحوه بیان خود فکر کنید
- قبل از توهین یک قدم به عقب بردارید
- محدوده کاری بسیار خاصی داشته باشید
- روی نتایج تمرکز کنید نه سرزنش و ورودیها
- قراردادهای اسنادی
- با خودت صادق باش
- از اخراج آنها نترسید
به یاد داشته باشید که شما یک کارمند نیستید
یکی از دلایلی که من فریلنسر شدم این است که دوست ندارم برای افراد دیگر کار کنم. نمیخواهم به من بگویند چه بپوشم یا چه زمانی در دفتر حاضر شوم یا من را به سومین جلسه غیرسازنده روز بفرستند. فریلنسرها برای خودشان کار میکنند، اما اغلب در این ایده گرفتار میشوند که توسط مشتریان خود "به کار" میروند.
اگر مشتری شما مانند یک کارفرما عمل می کند، شما باید به آرامی به آنها یادآوری کنید که آنها کارفرمای شما نیستند. آنها تصمیم گرفتند با شما کار کنند به دلیل مهارتها و استعدادهای شما و اینکه شما در نهایت آزاد هستید که پروژه آنها را به هر شکلی که برای شما منطقی است ارائه دهید - تا زمانی که به موقع و با بودجه ارائه دهید.
قبل از باز کردن دهان - به نحوه بیان خود فکر کنید
ممکن است متوجه شوید این زبان شماست که باعث ایجاد مشکل در مشتری میشود. برای یافتن هماهنگی باید از واژگان آنها به جای خود استفاده کنید. اگر مشتری شما از شما میخواهد که "این را از پارک بیرون بیاورید" و شما قول میدهید "تمام تلاشم را برای این کار انجام دهم"؛ شما به خوبی با زبان هماهنگ نیستید. مشتری شما اصطلاحات پرخاشگرانه و بیش از حد را دوست دارد و شما هم دقیقا همین کار را میکنید.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مائده صحرارو
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اغلب دیده میشود که یک طراح آزاد بهترین شغل دنیا را دارد. دلیل این امر آن است که دیگران میبینند شما کار را از خانه شروع میکنید یا متوجه میشوند که هر زمان بخواهید یک آخر هفته طولانی دارید. زیرا میتوانید برنامه کاری خود را مطابق با نیازهای خود تغییر دهید. نکتهای که آنها نمیبینند این است که شما تنها فردی هستید که با مشتریان خود سروکار دارید. مشتریان خوب، عالی هستند. آنها از نظرات ما قدردانی میکنند و به ما انگیزه میدهند که برای آنها دستاوردهای بیشتری داشته باشیم. بدترین مشتریان از سوی دیگر، میتوانند ذره ذره اشتیاق ما را برای یک پروژه از بین ببرند و حتی ما را متعجب کنند که چرا در وهله اول کار روزانه را رها کردهایم.
در مورد مشتریانی دارید که رویه طراحی شما را پایین میآورند، چند نکته وجود دارد (و از تجربه خود من در زمینه شغل آزاد نشات میگیرد) که ممکن است به شما در حل مسائل کمک کند:
فهرست مطالب:
- به یاد داشته باشید که شما یک کارمند نیستید
- قبل از باز کردن دهان - به نحوه بیان خود فکر کنید
- قبل از توهین یک قدم به عقب بردارید
- محدوده کاری بسیار خاصی داشته باشید
- روی نتایج تمرکز کنید نه سرزنش و ورودیها
- قراردادهای اسنادی
- با خودت صادق باش
- از اخراج آنها نترسید
به یاد داشته باشید که شما یک کارمند نیستید
یکی از دلایلی که من فریلنسر شدم این است که دوست ندارم برای افراد دیگر کار کنم. نمیخواهم به من بگویند چه بپوشم یا چه زمانی در دفتر حاضر شوم یا من را به سومین جلسه غیرسازنده روز بفرستند. فریلنسرها برای خودشان کار میکنند، اما اغلب در این ایده گرفتار میشوند که توسط مشتریان خود "به کار" میروند.
اگر مشتری شما مانند یک کارفرما عمل می کند، شما باید به آرامی به آنها یادآوری کنید که آنها کارفرمای شما نیستند. آنها تصمیم گرفتند با شما کار کنند به دلیل مهارتها و استعدادهای شما و اینکه شما در نهایت آزاد هستید که پروژه آنها را به هر شکلی که برای شما منطقی است ارائه دهید - تا زمانی که به موقع و با بودجه ارائه دهید.
قبل از باز کردن دهان - به نحوه بیان خود فکر کنید
ممکن است متوجه شوید این زبان شماست که باعث ایجاد مشکل در مشتری میشود. برای یافتن هماهنگی باید از واژگان آنها به جای خود استفاده کنید. اگر مشتری شما از شما میخواهد که "این را از پارک بیرون بیاورید" و شما قول میدهید "تمام تلاشم را برای این کار انجام دهم"؛ شما به خوبی با زبان هماهنگ نیستید. مشتری شما اصطلاحات پرخاشگرانه و بیش از حد را دوست دارد و شما هم دقیقا همین کار را میکنید.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مائده صحرارو
#توسعه_فردی #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
The Interaction Design Foundation
How to Deal with Difficult Design Clients
The freelance designer is often seen to have the best job in the world. That’s because other people see you start work from home or learn that you get a long we...
👍11❤3✍1
موارد ضروری برای هر تحلیل رقابتی
یکی از مهمترین مراحل زمانی که شما در حال راهاندازی یا توسعه یک محصول یا خدمات جدید هستید، این است که بفهمید در مقابل رقبا چقدر وزن دارید. همه ما میدانیم که داشتن مزیت رقابتی برای افزایش شانس موفقیت محصولات یا خدمات چقدر مهم است.
تحلیل رقابتی یعنی:
"شناسایی رقبا و ارزیابی استراتژی های آنها برای تعیین نقاط قوت و ضعف آنها نسبت به محصولات یا خدمات خود."
در ادامه ۵ مرحله برای ساختن یک تحلیل رقابتی را معرفی میکنم.
۱. درک/تحقیق در مسابقه
یک تحقیق موثر را میتوان با پرسیدن سه چیز انجام داد:
چرا رقبا کارها را به روش خاصی انجام میدهند؟ چرا مردم به محصول رقیب اعتماد میکنند یا از آن استفاده میکنند؟
چیستیها
راهحلهایی که رقبا به کاربران نهایی ارائه میدهند چیست؟ مشکلی که حل میکنند چیست؟
چگونهها
چگونه رقابت مزیت رقابتی را نسبت به سایر راهحلهای جایگزین حفظ میکند؟ آنها چگونه زیرساخت پلتفرم خود را از نقطه نظر فنی مدیریت میکنند؟
۲. از محصولات رقبا استفاده کنید
اگر میخواهید واقعاً طراحی خدمات رقیبانتان را درک کنید، باید واقعاً از محصول آنها استفاده کنید.
از محصول رقیب استفاده کنید و نحوه طراحی سفرهای کاربر آنها را تحلیل کنید.
یک نقشه تقریبی سفر کاربر (به عنوان مثال، تکمیل خرید یا ورود به سیستم) ترسیم کنید. UX چطور است؟
استراتژی قیمت گذاری رقیب چیست؟
۳. مشکلات UX را در محصولات رقبا بیابید
هر پلتفرم یا محصولی با در نظر گرفتن نوع خاصی از کاربر یا جمعیت هدف طراحی شده است. ما میتوانیم از اشتباهات دیگران، با شناسایی مشکلات رقبا یا آنچه که با UX کلی محصول آنها حل نشده است، درس بگیریم.
هر ویژگی مهمی که رقبا ممکن است از دست داده باشند را شناسایی کنید.
به نحوه بهینه سازی جریان کاربران (user flows) نگاه کنید. آیا میتوان آنها را بهبود بخشید؟ به عنوان مثال، اگر خرید از محصول رقیب شما پنج مرحله و بیش از یک دقیقه طول میکشد تا تکمیل شود، ببینید چگونه میتوان آن را سریعتر انجام داد؟
۴. کاستیهای طراحی بصری محصول رقیب را شناسایی کنید
طراحی یا زبان بصری محصول رقیب، پالت رنگ، تایپوگرافی، نمادها و غیره را مطالعه کنید و سعی کنید دلیل این طراحی را مشخص کنید و آیا روش بهتری برای انجام آن وجود دارد یا خیر.
۵. یک گزارش تحلیل رقبا تهیه کنید
یک گزارش تجزیه و تحلیل معمولی رقیب شامل مطالعه عمیق رقبای انتخاب شده در لیست کوتاه است. این گزارش باید نکات مهمی را که رقبا از دست دادهاند و همچنین نکاتی را که در آن موفق شدهاند برجسته کند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#تحلیل_رقبا
#UX #competitor_analysis
@Dexign فلسفه دیزاین
______
یکی از مهمترین مراحل زمانی که شما در حال راهاندازی یا توسعه یک محصول یا خدمات جدید هستید، این است که بفهمید در مقابل رقبا چقدر وزن دارید. همه ما میدانیم که داشتن مزیت رقابتی برای افزایش شانس موفقیت محصولات یا خدمات چقدر مهم است.
تحلیل رقابتی یعنی:
"شناسایی رقبا و ارزیابی استراتژی های آنها برای تعیین نقاط قوت و ضعف آنها نسبت به محصولات یا خدمات خود."
در ادامه ۵ مرحله برای ساختن یک تحلیل رقابتی را معرفی میکنم.
۱. درک/تحقیق در مسابقه
یک تحقیق موثر را میتوان با پرسیدن سه چیز انجام داد:
چرا رقبا کارها را به روش خاصی انجام میدهند؟ چرا مردم به محصول رقیب اعتماد میکنند یا از آن استفاده میکنند؟
چیستیها
راهحلهایی که رقبا به کاربران نهایی ارائه میدهند چیست؟ مشکلی که حل میکنند چیست؟
چگونهها
چگونه رقابت مزیت رقابتی را نسبت به سایر راهحلهای جایگزین حفظ میکند؟ آنها چگونه زیرساخت پلتفرم خود را از نقطه نظر فنی مدیریت میکنند؟
۲. از محصولات رقبا استفاده کنید
اگر میخواهید واقعاً طراحی خدمات رقیبانتان را درک کنید، باید واقعاً از محصول آنها استفاده کنید.
از محصول رقیب استفاده کنید و نحوه طراحی سفرهای کاربر آنها را تحلیل کنید.
یک نقشه تقریبی سفر کاربر (به عنوان مثال، تکمیل خرید یا ورود به سیستم) ترسیم کنید. UX چطور است؟
استراتژی قیمت گذاری رقیب چیست؟
۳. مشکلات UX را در محصولات رقبا بیابید
هر پلتفرم یا محصولی با در نظر گرفتن نوع خاصی از کاربر یا جمعیت هدف طراحی شده است. ما میتوانیم از اشتباهات دیگران، با شناسایی مشکلات رقبا یا آنچه که با UX کلی محصول آنها حل نشده است، درس بگیریم.
هر ویژگی مهمی که رقبا ممکن است از دست داده باشند را شناسایی کنید.
به نحوه بهینه سازی جریان کاربران (user flows) نگاه کنید. آیا میتوان آنها را بهبود بخشید؟ به عنوان مثال، اگر خرید از محصول رقیب شما پنج مرحله و بیش از یک دقیقه طول میکشد تا تکمیل شود، ببینید چگونه میتوان آن را سریعتر انجام داد؟
۴. کاستیهای طراحی بصری محصول رقیب را شناسایی کنید
طراحی یا زبان بصری محصول رقیب، پالت رنگ، تایپوگرافی، نمادها و غیره را مطالعه کنید و سعی کنید دلیل این طراحی را مشخص کنید و آیا روش بهتری برای انجام آن وجود دارد یا خیر.
۵. یک گزارش تحلیل رقبا تهیه کنید
یک گزارش تجزیه و تحلیل معمولی رقیب شامل مطالعه عمیق رقبای انتخاب شده در لیست کوتاه است. این گزارش باید نکات مهمی را که رقبا از دست دادهاند و همچنین نکاتی را که در آن موفق شدهاند برجسته کند.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#تحلیل_رقبا
#UX #competitor_analysis
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Essential Ingredients For Every Competitive Analysis
Making sure that your product has a competitive edge.
❤8👍2
۱۹ نرم افزار طراحی هوش مصنوعی برای طراحان محصول در سال ۲۰۲۴
با وجود ابزارهای هوش مصنوعی فراوانی که هر روز ظاهر میشوند، تشخیص اینکه کدام یک برای شما مناسب است، دشوار است. با اینکه میدانید میخواهید از قدرت هوش مصنوعی برای خودکارسازی کارهای زمانبر، درک اولویتهای کاربر، ارائه پیشنهادات بر اساس آن اولویتها و حتی ارائه عناصر طراحی پیشبینیکننده استفاده کنید، اما باید بفهمید که کدام ابزار بهترین است.
هوات رو دارم! در این پست، با به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی خود از کاوش در دهها ابزار مختلف هوش مصنوعی و مشاهده آنها در عمل با محصولات متنوع، با انتخاب بهترین نرمافزار طراحی هوش مصنوعی، به انتخاب شما کمک میکنم.
نرم افزار طراحی هوش مصنوعی چیست؟
نرم افزار طراحی هوش مصنوعی یک ابزار فناوری پیشرفته است که هوش مصنوعی و الگوریتمهای یادگیری ماشین را در فرآیندهای طراحی بصری گنجانده است و به طراحان اجازه میدهد تا تصاویر دقیقتر و شخصی سازی شده را سریعتر و کارآمدتر ایجاد کنند. ویژگیهای کلیدی معمولاً شامل اتوماسیون طراحی، توصیههای هوشمند، تجربیات شخصیسازی شده کاربر، تنظیمات قابل تنظیم برای کنترلهای هوش مصنوعی و ادغام با سایر ابزارهای طراحی است.
همچنین، این ابزار ممکن است منابعی برای آموزش هوش مصنوعی و قابلیتهایی برای تجزیه و تحلیل دادهها برای اطلاع از طرحهای آینده ارائه دهد.
مروری بر ۱۰ نرم افزار طراحی هوش مصنوعی
در اینجا به بررسی عمیق از هر ابزار میپردازم. من شما را با مزایا و معایب، ویژگیها و عملکرد آشنا میکنم تا آنچه را که هر ابزار عالی میکند برجسته کنم.
۱. اویزارد
بهترین برای تبدیل طرحهای دستی به وایرفریم. Uizard در تلاش است تا طراحی را برای غیرطراحان متحول کند. این پلتفرم ابزارهای بدون کد مفیدی را برای تولید طرحهای UI/UX، نمونههای اولیه و وایرفریمها ارائه میدهد. در نتیجه، Uizard می تواند در طول فرآیند چرخه عمر توسعه محصول به شما کمک کند.
چرا Uizard را انتخاب کردم: من از ویژگی تبدیل ترسیم به وایرفریم که Uizard ارائه میدهد هیجان زده هستم. برای مدیران محصول که به دنبال سرعت دادن به توسعه محصول هستند، Uizard عالی است. شما میتوانید به سرعت از یک ایده به یک مدل و به یک نمونه اولیه کاربردی پیشرفت کنید.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه زاده
#هوش_مصنوعی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
با وجود ابزارهای هوش مصنوعی فراوانی که هر روز ظاهر میشوند، تشخیص اینکه کدام یک برای شما مناسب است، دشوار است. با اینکه میدانید میخواهید از قدرت هوش مصنوعی برای خودکارسازی کارهای زمانبر، درک اولویتهای کاربر، ارائه پیشنهادات بر اساس آن اولویتها و حتی ارائه عناصر طراحی پیشبینیکننده استفاده کنید، اما باید بفهمید که کدام ابزار بهترین است.
هوات رو دارم! در این پست، با به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی خود از کاوش در دهها ابزار مختلف هوش مصنوعی و مشاهده آنها در عمل با محصولات متنوع، با انتخاب بهترین نرمافزار طراحی هوش مصنوعی، به انتخاب شما کمک میکنم.
نرم افزار طراحی هوش مصنوعی چیست؟
نرم افزار طراحی هوش مصنوعی یک ابزار فناوری پیشرفته است که هوش مصنوعی و الگوریتمهای یادگیری ماشین را در فرآیندهای طراحی بصری گنجانده است و به طراحان اجازه میدهد تا تصاویر دقیقتر و شخصی سازی شده را سریعتر و کارآمدتر ایجاد کنند. ویژگیهای کلیدی معمولاً شامل اتوماسیون طراحی، توصیههای هوشمند، تجربیات شخصیسازی شده کاربر، تنظیمات قابل تنظیم برای کنترلهای هوش مصنوعی و ادغام با سایر ابزارهای طراحی است.
همچنین، این ابزار ممکن است منابعی برای آموزش هوش مصنوعی و قابلیتهایی برای تجزیه و تحلیل دادهها برای اطلاع از طرحهای آینده ارائه دهد.
مروری بر ۱۰ نرم افزار طراحی هوش مصنوعی
در اینجا به بررسی عمیق از هر ابزار میپردازم. من شما را با مزایا و معایب، ویژگیها و عملکرد آشنا میکنم تا آنچه را که هر ابزار عالی میکند برجسته کنم.
۱. اویزارد
بهترین برای تبدیل طرحهای دستی به وایرفریم. Uizard در تلاش است تا طراحی را برای غیرطراحان متحول کند. این پلتفرم ابزارهای بدون کد مفیدی را برای تولید طرحهای UI/UX، نمونههای اولیه و وایرفریمها ارائه میدهد. در نتیجه، Uizard می تواند در طول فرآیند چرخه عمر توسعه محصول به شما کمک کند.
چرا Uizard را انتخاب کردم: من از ویژگی تبدیل ترسیم به وایرفریم که Uizard ارائه میدهد هیجان زده هستم. برای مدیران محصول که به دنبال سرعت دادن به توسعه محصول هستند، Uizard عالی است. شما میتوانید به سرعت از یک ایده به یک مدل و به یک نمونه اولیه کاربردی پیشرفت کنید.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مرجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه زاده
#هوش_مصنوعی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
uizard.io
UI Design Made Easy, Powered By AI | Uizard
UI design for apps, websites, and desktop software in minutes. If you can use Google Slides or PowerPoint, you can use Uizard!
👍6❤5
طراحی توسط هوش مصنوعی: فستفود آینده
میدانیم هوش مصنوعی تقاضا برای طراحان را کاهش میدهد اما کدام قسمتها را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ کدام قسمتها زنده خواهند ماند؟
هوش مصنوعی و طراحی در ماههای اخیر تغییرات قابل توجهی را در صنعت مشاهده کردهاند. از یکسو به رکود بر بودجه بسیاری از شرکتها تاثیر میگذارد و منجر به اخراج کارکنان آن میشود. از سوی دیگر پیشترفتهای فناوری امیدوارکننده مانند هوش مصنوعی و محاسبات فضایی صنعت را رونق میدهد. با ابزارهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند بازار در حال تحول است و در آینده نزدیک به اختلالات بیشتری ادامه خواهد داد.
یک سوال رایج که اغلب میشنویم این است: آیا هوش مصنوعی میتواند جایگزین طراحان شود؟ بیاید این نگرانی را برطرف کنیم.
“هوش مصنوعی جایگزین شما نخواهد شد.” آیا در مورد آن مطمئن هستید؟
همه ما این جمله را شنیدهایم که هوش مصنوعی جایگزین شما نمیشود، اما طراحی که با هوش مصنوعی میتواند کار کند جایگزین شما خواهد شد. در واقع این ممکن است درست باشد به خصوص در مراحل اولیه به عنوان استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی.
گام بعدی برای هوش مصنوعی شامل حذف نیاز به طراح (و توسعهدهنده) با ایجاد راهحلهای قابل اجرا بر اساس هدف توصیف شده از کاربر است. این به احتمال زیاد برای انواع راه حلهای ساده مانند صفحات ورود به وبسایت (Landig pages)، وبسایتهای شرکتها و اپلیکیشنهای کوچک اتفاق خواهد افتاد.
ما در حال حاضر اولین گامها را در این مسیر میبینیم. اگر میخواهید آن را تجربه کنید از Relume AI و Framer AI استفاده کنید. در حال حاضر این ابزارها فقط وایرفریمها و وبسایتهای ساده را به صورت شماتیک تولید میکنند و هنوز هم برای راهاندازی به یک مهندس نیاز است. اما تا کی؟
▫️ابزارهای فردا
اگر اخبار مربوط به ابزارهای هوش مصنوعی را دنبال کردهباشید ممکن است متوجه مسیری که گفتهام باشید.
فراتر از برنامههای Relume و Framer من واقعا تیمهای پشت سر UIzard و Galileo را تحسین میکنم، کار این ابزارها ساخت UI و رابطهای قابل استفاده با هوش مصنوعی بر اساس درخواست کاربر است. هنگامی که با راهحلهای بدون کد ترکیب میشود، مشخص است که ما به قدم بعدی بسیار نزدیک هستیم. هوش مصنوعی نیاز به طراحان را برای راهکارهای ساده و کم هزینه از بین خواهد برد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#AI
#هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
میدانیم هوش مصنوعی تقاضا برای طراحان را کاهش میدهد اما کدام قسمتها را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ کدام قسمتها زنده خواهند ماند؟
هوش مصنوعی و طراحی در ماههای اخیر تغییرات قابل توجهی را در صنعت مشاهده کردهاند. از یکسو به رکود بر بودجه بسیاری از شرکتها تاثیر میگذارد و منجر به اخراج کارکنان آن میشود. از سوی دیگر پیشترفتهای فناوری امیدوارکننده مانند هوش مصنوعی و محاسبات فضایی صنعت را رونق میدهد. با ابزارهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند بازار در حال تحول است و در آینده نزدیک به اختلالات بیشتری ادامه خواهد داد.
یک سوال رایج که اغلب میشنویم این است: آیا هوش مصنوعی میتواند جایگزین طراحان شود؟ بیاید این نگرانی را برطرف کنیم.
“هوش مصنوعی جایگزین شما نخواهد شد.” آیا در مورد آن مطمئن هستید؟
همه ما این جمله را شنیدهایم که هوش مصنوعی جایگزین شما نمیشود، اما طراحی که با هوش مصنوعی میتواند کار کند جایگزین شما خواهد شد. در واقع این ممکن است درست باشد به خصوص در مراحل اولیه به عنوان استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی.
گام بعدی برای هوش مصنوعی شامل حذف نیاز به طراح (و توسعهدهنده) با ایجاد راهحلهای قابل اجرا بر اساس هدف توصیف شده از کاربر است. این به احتمال زیاد برای انواع راه حلهای ساده مانند صفحات ورود به وبسایت (Landig pages)، وبسایتهای شرکتها و اپلیکیشنهای کوچک اتفاق خواهد افتاد.
ما در حال حاضر اولین گامها را در این مسیر میبینیم. اگر میخواهید آن را تجربه کنید از Relume AI و Framer AI استفاده کنید. در حال حاضر این ابزارها فقط وایرفریمها و وبسایتهای ساده را به صورت شماتیک تولید میکنند و هنوز هم برای راهاندازی به یک مهندس نیاز است. اما تا کی؟
▫️ابزارهای فردا
اگر اخبار مربوط به ابزارهای هوش مصنوعی را دنبال کردهباشید ممکن است متوجه مسیری که گفتهام باشید.
فراتر از برنامههای Relume و Framer من واقعا تیمهای پشت سر UIzard و Galileo را تحسین میکنم، کار این ابزارها ساخت UI و رابطهای قابل استفاده با هوش مصنوعی بر اساس درخواست کاربر است. هنگامی که با راهحلهای بدون کد ترکیب میشود، مشخص است که ما به قدم بعدی بسیار نزدیک هستیم. هوش مصنوعی نیاز به طراحان را برای راهکارهای ساده و کم هزینه از بین خواهد برد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#AI
#هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Design by AI: The Fast-Food of the Future
AI is going to reduce the demand for designers. Which areas will be affected? Which will survive?
👍10❤2
۴ عادت فراشناختی برای افزایش بهرهوری
ما بدون انجام دادن چیزی ارزشمند احساس بیفایده بودن میکنیم و این، زمانی که به طور مداوم تحت فشار قرار داریم و یا نمیدانیم چه کاری انجام دهیم بسیار دشوار است.
بیشتر مردم کارایی خود را از دست میدهند چون به طریق اشتباهی برنامهریزی شدهاند؛ آنها عادتهای بدی دارند.
در این مقاله، چهار عادت فراشناختی که به افزایش بهرهوری کمک میکنند را مرور خواهیم کرد.
🔷اولویتبندی و برنامهریزی وظایف
داشتن برنامه زمانی مناسب بسیار حیاتی است. بدون برنامهریزی و اولویتبندی صحیح برنامههایتان، تقریبا همیشه در افزایش بهرهوری شکست میخورید.
در یک روز بسیاری از وظایف وجود دارد که باید انجام دهید و شما نمیتوانید همه آنها را همزمان مدیریت کنید، بنابراین یک برنامه روزانه یا حتی هفتگی ممکن است به شما کمک کند.
سعی کنید برای هفته یک برنامهزمانی تدوین کنید و در هر روز آن هفته نیز برنامهریزی کنید.
همچنین، وظایف را اولویتبندی کنید.
شما نمیخواهید که وظایف مهم در پایینترین قسمت لیست شما باقی بمانند آن هم زمانی که مهلت آنها فرا رسیده است.
اگر هنوز فکر میکنید که این وظایف بسیار بزرگ هستند، آنها را دوباره تقسیم کنید.
این کار حتی باعث افزایش بهرهوری شما میشود.
زیرا زمانی که وظایف خاصی را به پایان میرسانید، بدن شما دوپامین ترشح میکند و احساس خوبی پیدا میکنید. بنابراین وقتی وظایف بیشتر و کوچکتری دارید، این احساس را بیشتر تجربه میکنید که شما را به ادامه کار ترغیب میکند.
🔶بهینهسازی محیط کار
اگر بخواهید بهرهوری خود را بهینه کنید محیط کار شما بسیار مهم است.
حذف عوامل حواس پرت کننده آن چیزی است که میتوانید تمرین کنید. مانند تمرین دادن یک عضله.
تلفن همراه امروزه یک عامل حواسپرتی بزرگ است. آن را از فضای کاری خود دور کنید. میتوانید یک برنامه دانلود کنید که همه اعلانها و برنامههایی که نیاز ندارید را مسدود کند.
فضای دیجیتال شما نیز اهمیت دارد. میتوانید دسکتاپ، مرورگر و سیستم فایلهای خود را بهینه کنید.
🔸از نامگذاری ساختارمند و منطقی برای فایلها و پوشهها استفاده کنید.
🔸از یک تصویر زمینه ساده یا مینیمال استفاده کنید. (رنگها ممکن است حواس پرتی ایجاد کنند)
🔸بوکمارکهایی که لازم نیستند را حذف کنید.
🔸در صورت امکان از دسکتاپهای مختلف برای کار و مسائل شخصی استفاده کنید.
🔷مدیریت زمان
ابزارهای فیزیکی و دیجیتال زیادی وجود دارند که میتوانید برای مدیریت زمان استفاده کنید.
حتما زمانهای استراحت را در نظر بگیرید.
شما نمیخواهید بدون هیچ وقفهای کار کنید.
نیازی ندارید و نباید بخواهید مدت زمان طولانی کار کنید و همینطور نیازی نیست استراحتهای طولانی در نظر بگیرید.
میتوانید بعد از ۳۰ دقیقه کار، یک استراحت ۵ دقیقهای در نظر بگیرید و سپس به کار بازگردید.
بهاین ترتیب میتوانید به مقدار زیادی زمان برای بازگرداندن انرژی دست پیدا کنید، اما تمرکز خود را از دست نمیدهید. یک راه برای گذراندن این وقفه، رفتن برای قدم زدن و دوری از کاری که در حال انجام آن هستید، است.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ما بدون انجام دادن چیزی ارزشمند احساس بیفایده بودن میکنیم و این، زمانی که به طور مداوم تحت فشار قرار داریم و یا نمیدانیم چه کاری انجام دهیم بسیار دشوار است.
بیشتر مردم کارایی خود را از دست میدهند چون به طریق اشتباهی برنامهریزی شدهاند؛ آنها عادتهای بدی دارند.
در این مقاله، چهار عادت فراشناختی که به افزایش بهرهوری کمک میکنند را مرور خواهیم کرد.
🔷اولویتبندی و برنامهریزی وظایف
داشتن برنامه زمانی مناسب بسیار حیاتی است. بدون برنامهریزی و اولویتبندی صحیح برنامههایتان، تقریبا همیشه در افزایش بهرهوری شکست میخورید.
در یک روز بسیاری از وظایف وجود دارد که باید انجام دهید و شما نمیتوانید همه آنها را همزمان مدیریت کنید، بنابراین یک برنامه روزانه یا حتی هفتگی ممکن است به شما کمک کند.
سعی کنید برای هفته یک برنامهزمانی تدوین کنید و در هر روز آن هفته نیز برنامهریزی کنید.
همچنین، وظایف را اولویتبندی کنید.
شما نمیخواهید که وظایف مهم در پایینترین قسمت لیست شما باقی بمانند آن هم زمانی که مهلت آنها فرا رسیده است.
اگر هنوز فکر میکنید که این وظایف بسیار بزرگ هستند، آنها را دوباره تقسیم کنید.
این کار حتی باعث افزایش بهرهوری شما میشود.
زیرا زمانی که وظایف خاصی را به پایان میرسانید، بدن شما دوپامین ترشح میکند و احساس خوبی پیدا میکنید. بنابراین وقتی وظایف بیشتر و کوچکتری دارید، این احساس را بیشتر تجربه میکنید که شما را به ادامه کار ترغیب میکند.
🔶بهینهسازی محیط کار
اگر بخواهید بهرهوری خود را بهینه کنید محیط کار شما بسیار مهم است.
حذف عوامل حواس پرت کننده آن چیزی است که میتوانید تمرین کنید. مانند تمرین دادن یک عضله.
تلفن همراه امروزه یک عامل حواسپرتی بزرگ است. آن را از فضای کاری خود دور کنید. میتوانید یک برنامه دانلود کنید که همه اعلانها و برنامههایی که نیاز ندارید را مسدود کند.
فضای دیجیتال شما نیز اهمیت دارد. میتوانید دسکتاپ، مرورگر و سیستم فایلهای خود را بهینه کنید.
🔸از نامگذاری ساختارمند و منطقی برای فایلها و پوشهها استفاده کنید.
🔸از یک تصویر زمینه ساده یا مینیمال استفاده کنید. (رنگها ممکن است حواس پرتی ایجاد کنند)
🔸بوکمارکهایی که لازم نیستند را حذف کنید.
🔸در صورت امکان از دسکتاپهای مختلف برای کار و مسائل شخصی استفاده کنید.
🔷مدیریت زمان
ابزارهای فیزیکی و دیجیتال زیادی وجود دارند که میتوانید برای مدیریت زمان استفاده کنید.
حتما زمانهای استراحت را در نظر بگیرید.
شما نمیخواهید بدون هیچ وقفهای کار کنید.
نیازی ندارید و نباید بخواهید مدت زمان طولانی کار کنید و همینطور نیازی نیست استراحتهای طولانی در نظر بگیرید.
میتوانید بعد از ۳۰ دقیقه کار، یک استراحت ۵ دقیقهای در نظر بگیرید و سپس به کار بازگردید.
بهاین ترتیب میتوانید به مقدار زیادی زمان برای بازگرداندن انرژی دست پیدا کنید، اما تمرکز خود را از دست نمیدهید. یک راه برای گذراندن این وقفه، رفتن برای قدم زدن و دوری از کاری که در حال انجام آن هستید، است.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
4 Meta Habits To Increase Your Productivity
Understanding where you lose efficiency is 50% of it.
👌7👍3💯2
طراحی دکمه
دکمهها شگفتانگیزند.
این چیزی است که حتی امروزه کاربران را مجذوب خود کرده است. لذت آنی از اتفاق افتادن چیزها با یک لمس ساده.
حالات دکمه
هر حالت باید تواناییهای روشنی داشته باشد که آن را از سایر حالتها و چیدمان اطراف متمایز کند، اما نباید به شدت یک جزء را تغییر دهد یا اختلال بصری زیادی ایجاد کند.
- Normal
- Hover
- Focus
- Active/press
- Progress/Loading
- Disabled
سبکها عمدتاً برای متمایز ساختن اقدامات مهمتر از اقدامات کم اهمیتتر استفاده میشوند.
ایجاد سلسله مراتبی از اقدامات در جایی که گزینههای زیادی وجود دارد میتواند کاربر را راهنمایی کند.
بر اساس سالها استفاده از دستگاههای مختلف و سایر محصولات، ما انتظارات خاصی از نحوه ظاهر و عملکرد دکمهها ایجاد کردهایم. خیلی مهم است که رابط کاربری برای کاربران آشکار باشد، نه ایجاد معما کند یا آنها را وادار به فکر کند.
به گفته «جیکوب نیلسن»، سازگاری یکی از قویترین اصول کاربردپذیری است: وقتی همه چیز همیشه یکسان رفتار میکند، کاربران نیازی نگرانی در مورد اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، نخواهند داشت.
فشار دادن یک دکمه باید کار سادهای باشد و اگر کاربر نتواند با موفقیت روی یک دکمه ضربه بزند یا در این فرآیند به اشتباه روی یک عنصر همسایه ضربه بزند، منجر به تجربه منفی و از دست دادن زمان میشود.
برای اکثر پلتفرمها، اهداف لمسی را حداقل 48×48 dp در نظر بگیرید. یک هدف لمسی با این اندازه منجر به اندازه فیزیکی حدود 9 میلی متر، صرف نظر از اندازه صفحه نمایش میشود.
آنچه دکمههای شما میگویند به اندازه ظاهر آنها مهم است.
یک متن خوب، کاربران را به اقدام دعوت میکند. بهتر است از افعال استفاده کنید و دکمه را با آنچه که واقعا انجام میدهد برچسب بزنید.
کنترلهای غیرفعال برای نشان دادن این که مؤلفه در حال حاضر غیرتعاملی است استفاده میشوند، اما در آینده میتوان آن را فعال کرد. از دکمههای غیرفعال استفاده میشود زیرا حذف دکمه از محل اصلی خود و نشان دادن آن در یک زمینه بعدی میتواند باعث سردرگمی کاربران شود.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دکمه
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
دکمهها شگفتانگیزند.
این چیزی است که حتی امروزه کاربران را مجذوب خود کرده است. لذت آنی از اتفاق افتادن چیزها با یک لمس ساده.
حالات دکمه
هر حالت باید تواناییهای روشنی داشته باشد که آن را از سایر حالتها و چیدمان اطراف متمایز کند، اما نباید به شدت یک جزء را تغییر دهد یا اختلال بصری زیادی ایجاد کند.
- Normal
- Hover
- Focus
- Active/press
- Progress/Loading
- Disabled
سبکها عمدتاً برای متمایز ساختن اقدامات مهمتر از اقدامات کم اهمیتتر استفاده میشوند.
ایجاد سلسله مراتبی از اقدامات در جایی که گزینههای زیادی وجود دارد میتواند کاربر را راهنمایی کند.
بر اساس سالها استفاده از دستگاههای مختلف و سایر محصولات، ما انتظارات خاصی از نحوه ظاهر و عملکرد دکمهها ایجاد کردهایم. خیلی مهم است که رابط کاربری برای کاربران آشکار باشد، نه ایجاد معما کند یا آنها را وادار به فکر کند.
به گفته «جیکوب نیلسن»، سازگاری یکی از قویترین اصول کاربردپذیری است: وقتی همه چیز همیشه یکسان رفتار میکند، کاربران نیازی نگرانی در مورد اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، نخواهند داشت.
فشار دادن یک دکمه باید کار سادهای باشد و اگر کاربر نتواند با موفقیت روی یک دکمه ضربه بزند یا در این فرآیند به اشتباه روی یک عنصر همسایه ضربه بزند، منجر به تجربه منفی و از دست دادن زمان میشود.
برای اکثر پلتفرمها، اهداف لمسی را حداقل 48×48 dp در نظر بگیرید. یک هدف لمسی با این اندازه منجر به اندازه فیزیکی حدود 9 میلی متر، صرف نظر از اندازه صفحه نمایش میشود.
آنچه دکمههای شما میگویند به اندازه ظاهر آنها مهم است.
یک متن خوب، کاربران را به اقدام دعوت میکند. بهتر است از افعال استفاده کنید و دکمه را با آنچه که واقعا انجام میدهد برچسب بزنید.
کنترلهای غیرفعال برای نشان دادن این که مؤلفه در حال حاضر غیرتعاملی است استفاده میشوند، اما در آینده میتوان آن را فعال کرد. از دکمههای غیرفعال استفاده میشود زیرا حذف دکمه از محل اصلی خود و نشان دادن آن در یک زمینه بعدی میتواند باعث سردرگمی کاربران شود.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#رابط_کاربر #دکمه
#UI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Button Design — UI component series
All you need to know about button design, one of the main interactive building blocks for creating a user interface.
👍9
استراتژی محصول چیست؟
چطور بر ترسناکترین فیدبک، «شما تفکر استراتژیک ندارید»، فائق بیاییم؟
نقطه ی شروع همه ی ما - PM101
زمانی که ۲۲ ساله و یک APM بودم، استراتژی مفهوم مبهمی بود. مهم به نظر میرسید ولی من ایدهای دربارهی معنای آن نداشتم. اولین محصول من Gmail و اولین پروژهی من پاسخگوی خودکار تعطیلات بود. این موردی بود که کاربران زیادی آن را میخواستند و موفقیت به وضوح «ورود به بازار با کیفیت و سریع» تعریف شده بود. بنابراین کار من این بود که:
۱. جزئیات محصول را بررسی کنم تا مطمئن شوم که در راستای نیازهای کاربر قرار دارند. (حتی کوچکترین ویژگیها که شامل تصمیمات جزئی فراوان بود. به یاد دارم که بحث داغی بر سر اینکه هر چند وقت یک بار باید پاسخ خودکار برای کاربر ارسال شود وجود داشت.)
۲. کار مدیریت پروژه برای اینکه تیم بتواند محصولی با کیفیت را در سریعترین زمان وارد بازار کند. (مسائل وابسته و مربوط چه هستند؟ باگهای دارای اولویت کدامند؟ چطور میتوانم به تیم مهندسان کمک کنم؟)
این اساس PM101 است.
اما اینها کافی نیست (دیوار استراتژیک)
زمانی که حدود ۵ سال تجربهی مدیریت محصول داشتم، روی نسل اول محصولات موبایلی فیسبوک کار میکردم. تیم مهندسان من فوق العاده بودند و ما همیشه موفق به بازار وارد میشدیم. ما در راستای شعار فیسبوک، "سریع حرکت کنید و در دل موضوعات بروید" پیش میرفتیم. من عاشق تیمم و شغلم بودم، اما مدام این فیدبک را میگرفتم که :
رز، تو در به انجام رساندن کارها و پیش بردن تیم عالی هستی، اما استراتژیک عمل نمیکنی.
یا این فیدبک :
برای فاز بعدی محصول، باید بیشتر visionary و خلاق باشیم!
کلافه کننده بود و من هیچ ایدهای دربارهی Visionary یا استراتژیک شدن نداشتم. بزرگترین مانع متواضع بودن و قرار دادن خودم در چارچوب ذهنی رشد بود. من از طریق دیدن و شنیدن افرادی که در استراتژی و همچنین تصمیم گیری و تحلیل نتایج آن تصمیمات خیلی خوب بودند، چیزهای زیادی آموختم.
دست کمک – استراتژی محصول 101
بنابراین امروز هدف من این است که با فراهم آوردن یک چارچوب پایه برای استراتژی محصول، از اتلاف چند سال زمان افراد جلوگیری کنم. این چارچوب قرار نیست که صفحهی خالی کار را پر کند. نقش PM ترکیبی از هنر و علم است. علم از تلاش زیاد برای شناخت بازار، کاربران و تکنولوژی حاصل میشود. هنر از شهود، تجربه و جرقههای خلاقیتی خودمان میآید. اما خوب است که کمی کمک بگیریم. بنابراین بیاید به سراغ حل مشکل برویم.
در ابتدا، استراتژی چیست؟ استراتژی یک برنامهی هوشمند با اولویت بندی برای رسیدن به یک هدف است. ما عموما به دنبال پاسخ به این سه پرسش هستیم:
• دنبال چه نتایج و اهداف خاصی هستیم؟
• با توجه به اهداف ما، چرا داریم این محصول یا ویژگیها را توسعه میدهیم؟ چه کاری را انجام نمیدهیم و چرا؟
• بهترین مسیر به سمت اهداف ما کدام است؟
توجه داشته باشید که ما تاکید زیادی روی چرایی و چه چیزی در برابر چگونگی داریم.
🔗 برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه : ۹ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر #تفکر_طراحی
#PM
@Dexign فلسفه دیزاین
______
چطور بر ترسناکترین فیدبک، «شما تفکر استراتژیک ندارید»، فائق بیاییم؟
نقطه ی شروع همه ی ما - PM101
زمانی که ۲۲ ساله و یک APM بودم، استراتژی مفهوم مبهمی بود. مهم به نظر میرسید ولی من ایدهای دربارهی معنای آن نداشتم. اولین محصول من Gmail و اولین پروژهی من پاسخگوی خودکار تعطیلات بود. این موردی بود که کاربران زیادی آن را میخواستند و موفقیت به وضوح «ورود به بازار با کیفیت و سریع» تعریف شده بود. بنابراین کار من این بود که:
۱. جزئیات محصول را بررسی کنم تا مطمئن شوم که در راستای نیازهای کاربر قرار دارند. (حتی کوچکترین ویژگیها که شامل تصمیمات جزئی فراوان بود. به یاد دارم که بحث داغی بر سر اینکه هر چند وقت یک بار باید پاسخ خودکار برای کاربر ارسال شود وجود داشت.)
۲. کار مدیریت پروژه برای اینکه تیم بتواند محصولی با کیفیت را در سریعترین زمان وارد بازار کند. (مسائل وابسته و مربوط چه هستند؟ باگهای دارای اولویت کدامند؟ چطور میتوانم به تیم مهندسان کمک کنم؟)
این اساس PM101 است.
اما اینها کافی نیست (دیوار استراتژیک)
زمانی که حدود ۵ سال تجربهی مدیریت محصول داشتم، روی نسل اول محصولات موبایلی فیسبوک کار میکردم. تیم مهندسان من فوق العاده بودند و ما همیشه موفق به بازار وارد میشدیم. ما در راستای شعار فیسبوک، "سریع حرکت کنید و در دل موضوعات بروید" پیش میرفتیم. من عاشق تیمم و شغلم بودم، اما مدام این فیدبک را میگرفتم که :
رز، تو در به انجام رساندن کارها و پیش بردن تیم عالی هستی، اما استراتژیک عمل نمیکنی.
یا این فیدبک :
برای فاز بعدی محصول، باید بیشتر visionary و خلاق باشیم!
کلافه کننده بود و من هیچ ایدهای دربارهی Visionary یا استراتژیک شدن نداشتم. بزرگترین مانع متواضع بودن و قرار دادن خودم در چارچوب ذهنی رشد بود. من از طریق دیدن و شنیدن افرادی که در استراتژی و همچنین تصمیم گیری و تحلیل نتایج آن تصمیمات خیلی خوب بودند، چیزهای زیادی آموختم.
دست کمک – استراتژی محصول 101
بنابراین امروز هدف من این است که با فراهم آوردن یک چارچوب پایه برای استراتژی محصول، از اتلاف چند سال زمان افراد جلوگیری کنم. این چارچوب قرار نیست که صفحهی خالی کار را پر کند. نقش PM ترکیبی از هنر و علم است. علم از تلاش زیاد برای شناخت بازار، کاربران و تکنولوژی حاصل میشود. هنر از شهود، تجربه و جرقههای خلاقیتی خودمان میآید. اما خوب است که کمی کمک بگیریم. بنابراین بیاید به سراغ حل مشکل برویم.
در ابتدا، استراتژی چیست؟ استراتژی یک برنامهی هوشمند با اولویت بندی برای رسیدن به یک هدف است. ما عموما به دنبال پاسخ به این سه پرسش هستیم:
• دنبال چه نتایج و اهداف خاصی هستیم؟
• با توجه به اهداف ما، چرا داریم این محصول یا ویژگیها را توسعه میدهیم؟ چه کاری را انجام نمیدهیم و چرا؟
• بهترین مسیر به سمت اهداف ما کدام است؟
توجه داشته باشید که ما تاکید زیادی روی چرایی و چه چیزی در برابر چگونگی داریم.
🔗 برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه : ۹ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر #تفکر_طراحی
#PM
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
PM Life: What Is Product Strategy?
How to conquer the dreaded feedback: You’re not thinking strategically.
👍11❤1
Forwarded from Dexign Academy | آکادمی دیزاین
دسترسیپذیری در دنیای دیجیتال یکی از موضوعات مهم و قابل توجه این حوزه است. افراد دارای معلولیت باید بتوانند به راحتی از تکنولوژی و خدمات دیجیتال استفاده کنند. این موضوع نهتنها یک حق اساسی است، بلکه باعث میشود تجربه کاربری برای همه راحتتر و لذتبخشتر شود.
به زودی در این جلسه از دکستاک، رکسانا ربانی، نیکو جاویدپور، رامین خطیبی و محمدحسین محسنی درباره تجربیات زیسته و اهمیت دسترسیپذیری و چگونگی ایجاد محیطهای دیجیتالی فراگیر برای افراد دارای معلولیت صحبت خواهند کرد.
این جلسه با هدف انتقال تجربه و دانش متخصصین حوزه دیزاین برگزار خواهد شد و شرکت برای عموم آزاد است.
برای ثبتنام در این جلسه، از طریق لینک زیر اقدام نمایید.
https://eseminar.tv/wb138655
به زودی در این جلسه از دکستاک، رکسانا ربانی، نیکو جاویدپور، رامین خطیبی و محمدحسین محسنی درباره تجربیات زیسته و اهمیت دسترسیپذیری و چگونگی ایجاد محیطهای دیجیتالی فراگیر برای افراد دارای معلولیت صحبت خواهند کرد.
این جلسه با هدف انتقال تجربه و دانش متخصصین حوزه دیزاین برگزار خواهد شد و شرکت برای عموم آزاد است.
برای ثبتنام در این جلسه، از طریق لینک زیر اقدام نمایید.
https://eseminar.tv/wb138655
❤12
۱۴ قانون اساسی UX که هر طراح حرفهای باید از آن آگاه باشد!
وقتی صحبت از ایجاد تجربیات کاربر پسند میشود، مجموعهای از دستور العملها وجود دارد که هر طراح باید از آنها آگاه باشد. این دستورالعملها به عنوان اصول اساسی برای ایجاد رابطهای بصری و قابل دسترس برای کاربران عمل میکنند. این قوانین بینشهای ارزشمندی را در مورد نحوه طراحی رابطهایی ارائه میکنند که برای کاربران از همه نوع آسان، جذاب و لذتبخش باشد.
۱. قانون فیتس: اقدام مبتنی بر هدف
قانون فیتس حکم میکند که زمان لازم برای حرکت به منطقه هدف تابعی از فاصله تا هدف و اندازه آن است.
طراحان باید بزرگتر و نزدیکتر کردن عناصر تعاملی به کاربر را در اولویت قرار دهند تا قابلیت استفاده و کارایی افزایش پیدا کند.
همچنین میتوانند با قرار دادن عناصری که اغلب به آنها دسترسی دارند در مناطقی که به راحتی قابل دسترس هستند، تعامل کاربر را بهینه کنند و نیاز به حرکات دقیق ماوس یا ضربه زدن با انگشت را کاهش دهند.
این اقدامات میتواند رضایت کاربر و نرخ اتمام کار را بهبود ببخشد.
۲. قانون تسلر: قانون بقای پیچیدگی
قانون تسلر پیشنهاد میدهد هر برنامهای دارای پیچیدگی ذاتی است که نمیتوان آن را حذف کرد، اما میتوان آن را تغییر داد. طراحان باید در حد امکان با سادهسازی برای حفظ تعادل و قابلیت استفاده و مدیریت موثر و کاهش پیچیدگی تلاش کنند.
با حدف ویژگیهای اضافی، یکپارچهسازی گزینههای منو و اولویت بندی عملکردهای ضروری، رابطهای کاربری را ساده کنید. طراحان میتوانند با این کار وضوح را افزایش دهند و تعاملات کاربر را ساده کنند.
۳. قانون جیکوب:
قانون جیکوب بر اهمیت حفظ سازگاری با مدلهای ذهنی کاربران با استفاده از الگوهای طراحی آشنا و رابطها تاکید میکند.
با همسویی با قراردادهای ایجاد شده، طراحان میتوانند بار شناختی را کاهش دهند و تجربیات بصری کاربر را تسهیل کنند. از نمادها و الگوهای ناوبری قابل تشخیص مطابق با استانداردهای صنعت برای افزایش آشنایی کاربر و سهولت استفاده از آن استفاده کنید.
سازگاری باعث ایجاد اعتماد به نفس میشود و کاوش در رابطها را تشویق میکند.
برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#تجربه_کاربر #UX #تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
وقتی صحبت از ایجاد تجربیات کاربر پسند میشود، مجموعهای از دستور العملها وجود دارد که هر طراح باید از آنها آگاه باشد. این دستورالعملها به عنوان اصول اساسی برای ایجاد رابطهای بصری و قابل دسترس برای کاربران عمل میکنند. این قوانین بینشهای ارزشمندی را در مورد نحوه طراحی رابطهایی ارائه میکنند که برای کاربران از همه نوع آسان، جذاب و لذتبخش باشد.
۱. قانون فیتس: اقدام مبتنی بر هدف
قانون فیتس حکم میکند که زمان لازم برای حرکت به منطقه هدف تابعی از فاصله تا هدف و اندازه آن است.
طراحان باید بزرگتر و نزدیکتر کردن عناصر تعاملی به کاربر را در اولویت قرار دهند تا قابلیت استفاده و کارایی افزایش پیدا کند.
همچنین میتوانند با قرار دادن عناصری که اغلب به آنها دسترسی دارند در مناطقی که به راحتی قابل دسترس هستند، تعامل کاربر را بهینه کنند و نیاز به حرکات دقیق ماوس یا ضربه زدن با انگشت را کاهش دهند.
این اقدامات میتواند رضایت کاربر و نرخ اتمام کار را بهبود ببخشد.
۲. قانون تسلر: قانون بقای پیچیدگی
قانون تسلر پیشنهاد میدهد هر برنامهای دارای پیچیدگی ذاتی است که نمیتوان آن را حذف کرد، اما میتوان آن را تغییر داد. طراحان باید در حد امکان با سادهسازی برای حفظ تعادل و قابلیت استفاده و مدیریت موثر و کاهش پیچیدگی تلاش کنند.
با حدف ویژگیهای اضافی، یکپارچهسازی گزینههای منو و اولویت بندی عملکردهای ضروری، رابطهای کاربری را ساده کنید. طراحان میتوانند با این کار وضوح را افزایش دهند و تعاملات کاربر را ساده کنند.
۳. قانون جیکوب:
قانون جیکوب بر اهمیت حفظ سازگاری با مدلهای ذهنی کاربران با استفاده از الگوهای طراحی آشنا و رابطها تاکید میکند.
با همسویی با قراردادهای ایجاد شده، طراحان میتوانند بار شناختی را کاهش دهند و تجربیات بصری کاربر را تسهیل کنند. از نمادها و الگوهای ناوبری قابل تشخیص مطابق با استانداردهای صنعت برای افزایش آشنایی کاربر و سهولت استفاده از آن استفاده کنید.
سازگاری باعث ایجاد اعتماد به نفس میشود و کاوش در رابطها را تشویق میکند.
برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#تجربه_کاربر #UX #تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Top 14 Laws of UX Design Every Professional Designer Should Be Aware Of
Essential Principles for UX Design Success
👍11
ترندهای طراحی تجربه و رابط کاربری سال ۲۰۲۴
در سال ۲۰۲۴، حوزه طراحی UX/UI در شرف وقوع یک انقلاب جالب است.
با برخی از هیجانانگیزترین و متحولکنندهترین ترندها شروع کنیم که مشتاقانه منتظر آزمایش و پذیرش هستند.
ترندهای طراحی رابط کاربری(UI):
🔷تایپوگرافی Retro Groovy :
در سالهای اخیر، دنیای طراحی شاهد تسلط تایپوگرافی بزرگ و جسورانه در قلمرو UI بوده است. متن را به صورت استراتژیک در خط مقدم قرار میدهد تا به خوبی جلب توجه کند.
این سبک تایپوگرافی متأثر از طراحیهای قدیمی و پر جنب و جوش دهههای ۷۰ و ۸۰ است و به رابطهای کاربری معاصر احساس نوستالژیک بودن میدهد.
امروزه برای ایجاد تجربه ی کاربری به یاد ماندنی و منحصر به فرد و ایجاد پیوندی بین گذشته و حال از این سبک تایپوگرافی استفاده میشود.
اکثر صنایع میتوانند از این تایپوگرافی استفاده کنند اما سرویسهای فروش آنلاین، لوازم آرایشی و برندهای مد میتوانند بیشترین بهره را از این ترند ببرند.
🔶هیرو سکشنهای ساختار شکن:
هیرو سکشن اولین خوشآمدگویی است که کاربر هنگام بازدید از یک وبسایت دریافت میکند و کمی متفاوت و غیرعادی بودن، آن را در نگاه اول به یاد ماندنی میکند.
طراحان با ترکیب محتوا، تایپوگرافی جسورانه و تصاویر تراز نشده، ساختارشکنی عمدی را در هیرو سکشن ایجاد میکنند که کاربران را کنجکاوتر و مجذوب بیشتر دانستن میکند.
با زیر سوال بردن موارد متعارف، طراحان میتوانند ورودیهای منحصر به فردی ایجاد کنند که نه تنها توجه کاربران را به خود جلب میکند بلکه تجربه ی کاربری کاملا متفاوتی ایجاد میکند.
🔷سفید کم رنگ به عنوان سفیدی جدید در طراحی:
در عصر دیجیتال مدرن، جایی که صفحهنمایشها بر تعاملات روزانه ما غالب هستند، تغییری در زیباییشناسی رنگ پدیدار شده است؛ انحراف از رنگ سفید خالص که چشمان ما را تحت فشار قرار میدهد. این تغییر باعث بهبود تجربهی کلی کاربر میشود، حس گرمی را به طرحها میبخشد و ظاهری شیک، مدرن و در عین حال کلاسیک به آنها میدهد.
پس زمینه نرم مانند یک بوم عمل میکند و شدت یک پس زمینه سفید روشن را حذف میکند تا دیگر عناصر طراحی برجسته شوند.
این سبک باعث میشود که طرحها نه تنها معاصر، بلکه دوستانه و قابل دسترس به نظر برسند.
در اصل، زیبایی رنگ سفید فراتر از یک انتخاب بصری است؛ این یک تصمیم استراتژیک برای برانگیختن حس گرما و قابلیت دسترسی در طراحی است.
🔶طراحی مکاننما ماوس:
عنصری که همیشه وجود دارد اما بیشتر اوقات به آن توجه نمیکنیم. تغییر مکاننما تنها برای سرگرمی نیست بلکه بهبود تجربه کاربر را در اولویت قرار میدهد. مکاننماهای سفارشی گیجکننده و صرفاً تزئینی از بین رفتهاند. در عوض طراحان در حال بررسی راههای نوآورانه هستند تا مکاننماها را هم مفید و هم لذت بخش کنند. امکانات بیپایانی برای مفید، سرگرمکننده و در عین حال کاربردی کردن مکاننما وجود دارد. این عنصر به یک عنصر سیال تبدیل شده است که میتواند خود و پس زمینه را در حالی که روی اشیاء مختلف در وبسایت معلق است تغییر داده و تغییر شکل دهد.
تغییر شکل هنگام هاور کردن دکمهها، تغییر رنگ پسزمینه در حین حرکت ماوس، بزرگکردن عناصر خاص یا هر چیز دیگری که میتوانید تصور کنید.
البته که نکته کلیدی رعایت اعتدال و دوری از زیادهروی است. چند گزینه مکاننما را با دقت انتخاب کنید و یکپارچگی را در کل پروژه حفظ کنید. فراموش نکنید که تنها برای طراحی وبسایت از این ترند استفاده کنید.
🔷تصویر بخشی دادهها:
دنیای پرشتاب امروز تحت سلطه دادهها است. به همین خاطر ارائه مجموعه دادههای پیچیده با استفاده از عناصر گرافیکی به منظور سادهسازی ارتباط مؤثر و سریعتر لازم است.
به جای نمودارها و جدولهای به هم ریخته، رویکردهای تازه و کاربر پسند در مرکز توجه قرار گرفته است. این رویکردها شامل نمودارها، شمارندهها، تصاویر و نقشههای تعاملی است که مجموعه ای از امکانات را ارائه میدهد.
برنامههایی مانند Spotify، Headspace یا Apple Health به دنبال شخصیسازی بزرگتر و بهبودیافته هستند که دادههای سادهتر و روشنتری را که کاربران واقعا به آن نیاز دارند ارائه میدهند. از آهنگها و ژانرهای مورد علاقهشان گرفته تا بینشهای مربوط به سلامتی و تناسب اندام. دادهها به آنها چیزی میدهد تا روی آن کار کنند و هر روز به آنها انگیزه میدهد تا بهتر شوند. در واقع تصویربخشی دادهها نه تنها به عنوان ابزاری برای سادهسازی پیچیدگیها، بلکه بهعنوان وسیلهای قدرتمند برای درگیر کردن و ایجاد انگیزه در کاربران ظاهر میشود.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#رابط_کاربر #ترندهای_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در سال ۲۰۲۴، حوزه طراحی UX/UI در شرف وقوع یک انقلاب جالب است.
با برخی از هیجانانگیزترین و متحولکنندهترین ترندها شروع کنیم که مشتاقانه منتظر آزمایش و پذیرش هستند.
ترندهای طراحی رابط کاربری(UI):
🔷تایپوگرافی Retro Groovy :
در سالهای اخیر، دنیای طراحی شاهد تسلط تایپوگرافی بزرگ و جسورانه در قلمرو UI بوده است. متن را به صورت استراتژیک در خط مقدم قرار میدهد تا به خوبی جلب توجه کند.
این سبک تایپوگرافی متأثر از طراحیهای قدیمی و پر جنب و جوش دهههای ۷۰ و ۸۰ است و به رابطهای کاربری معاصر احساس نوستالژیک بودن میدهد.
امروزه برای ایجاد تجربه ی کاربری به یاد ماندنی و منحصر به فرد و ایجاد پیوندی بین گذشته و حال از این سبک تایپوگرافی استفاده میشود.
اکثر صنایع میتوانند از این تایپوگرافی استفاده کنند اما سرویسهای فروش آنلاین، لوازم آرایشی و برندهای مد میتوانند بیشترین بهره را از این ترند ببرند.
🔶هیرو سکشنهای ساختار شکن:
هیرو سکشن اولین خوشآمدگویی است که کاربر هنگام بازدید از یک وبسایت دریافت میکند و کمی متفاوت و غیرعادی بودن، آن را در نگاه اول به یاد ماندنی میکند.
طراحان با ترکیب محتوا، تایپوگرافی جسورانه و تصاویر تراز نشده، ساختارشکنی عمدی را در هیرو سکشن ایجاد میکنند که کاربران را کنجکاوتر و مجذوب بیشتر دانستن میکند.
با زیر سوال بردن موارد متعارف، طراحان میتوانند ورودیهای منحصر به فردی ایجاد کنند که نه تنها توجه کاربران را به خود جلب میکند بلکه تجربه ی کاربری کاملا متفاوتی ایجاد میکند.
🔷سفید کم رنگ به عنوان سفیدی جدید در طراحی:
در عصر دیجیتال مدرن، جایی که صفحهنمایشها بر تعاملات روزانه ما غالب هستند، تغییری در زیباییشناسی رنگ پدیدار شده است؛ انحراف از رنگ سفید خالص که چشمان ما را تحت فشار قرار میدهد. این تغییر باعث بهبود تجربهی کلی کاربر میشود، حس گرمی را به طرحها میبخشد و ظاهری شیک، مدرن و در عین حال کلاسیک به آنها میدهد.
پس زمینه نرم مانند یک بوم عمل میکند و شدت یک پس زمینه سفید روشن را حذف میکند تا دیگر عناصر طراحی برجسته شوند.
این سبک باعث میشود که طرحها نه تنها معاصر، بلکه دوستانه و قابل دسترس به نظر برسند.
در اصل، زیبایی رنگ سفید فراتر از یک انتخاب بصری است؛ این یک تصمیم استراتژیک برای برانگیختن حس گرما و قابلیت دسترسی در طراحی است.
🔶طراحی مکاننما ماوس:
عنصری که همیشه وجود دارد اما بیشتر اوقات به آن توجه نمیکنیم. تغییر مکاننما تنها برای سرگرمی نیست بلکه بهبود تجربه کاربر را در اولویت قرار میدهد. مکاننماهای سفارشی گیجکننده و صرفاً تزئینی از بین رفتهاند. در عوض طراحان در حال بررسی راههای نوآورانه هستند تا مکاننماها را هم مفید و هم لذت بخش کنند. امکانات بیپایانی برای مفید، سرگرمکننده و در عین حال کاربردی کردن مکاننما وجود دارد. این عنصر به یک عنصر سیال تبدیل شده است که میتواند خود و پس زمینه را در حالی که روی اشیاء مختلف در وبسایت معلق است تغییر داده و تغییر شکل دهد.
تغییر شکل هنگام هاور کردن دکمهها، تغییر رنگ پسزمینه در حین حرکت ماوس، بزرگکردن عناصر خاص یا هر چیز دیگری که میتوانید تصور کنید.
البته که نکته کلیدی رعایت اعتدال و دوری از زیادهروی است. چند گزینه مکاننما را با دقت انتخاب کنید و یکپارچگی را در کل پروژه حفظ کنید. فراموش نکنید که تنها برای طراحی وبسایت از این ترند استفاده کنید.
🔷تصویر بخشی دادهها:
دنیای پرشتاب امروز تحت سلطه دادهها است. به همین خاطر ارائه مجموعه دادههای پیچیده با استفاده از عناصر گرافیکی به منظور سادهسازی ارتباط مؤثر و سریعتر لازم است.
به جای نمودارها و جدولهای به هم ریخته، رویکردهای تازه و کاربر پسند در مرکز توجه قرار گرفته است. این رویکردها شامل نمودارها، شمارندهها، تصاویر و نقشههای تعاملی است که مجموعه ای از امکانات را ارائه میدهد.
برنامههایی مانند Spotify، Headspace یا Apple Health به دنبال شخصیسازی بزرگتر و بهبودیافته هستند که دادههای سادهتر و روشنتری را که کاربران واقعا به آن نیاز دارند ارائه میدهند. از آهنگها و ژانرهای مورد علاقهشان گرفته تا بینشهای مربوط به سلامتی و تناسب اندام. دادهها به آنها چیزی میدهد تا روی آن کار کنند و هر روز به آنها انگیزه میدهد تا بهتر شوند. در واقع تصویربخشی دادهها نه تنها به عنوان ابزاری برای سادهسازی پیچیدگیها، بلکه بهعنوان وسیلهای قدرتمند برای درگیر کردن و ایجاد انگیزه در کاربران ظاهر میشود.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۳ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#رابط_کاربر #ترندهای_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
UX/UI Design Trends 2024
With 2024 ahead of us, the field of UX/UI design is about to undergo an interesting revolution. Drawing inspiration from the previous year…
👍8❤🔥3❤1
مسیرهای قرمز - مسیرهای حیاتی طراحی که برنامه شما را میسازد یا خراب میکند
مسیرهای قرمز وظایف حیاتی و مسیرهای سفر کاربران هستند که بیشترین ارزش را به کاربران شما میدهند و معمولاً ۹۰ درصد یا بیشتر از اقدامات کاربر شما را به تصویر میکشند.
هنگامی که طراحی اعمال میشود، این مسیرهای قرمز مسیرهای مهم و مکرری هستند که کاربران برای تکمیل وظایف خود طی میکنند.
شناسایی مسیرهای قرمز به شما کمک میکند تا نیازهای کاربر را اولویت بندی کنید و همسویی را در بین سهامداران تسهیل، و همچنین از معرفی ویژگیهای اضافی یا فرعی جلوگیری کنید.
مهمتر از همه، به تیم شما کمک میکند تا ویژگیهای محصولی را بسازد و بهینه کند که بیشترین ارزش را به مشتریان شما ارائه دهد و معیارهای کلیدی شما را هدایت کند.
مسیرهای قرمز که در سال 1991 در لندن معرفی شدند، جادههای اصلی هستند که وسایل نقلیه مجاز به توقف در آنها نیستند. هدف آنها این است که اجازه دهند حجم بالای ترافیک آزادانه و بدون مانعی جریان پیدا کند. به طور معمول، مسیرهای قرمز با خطوط قرمز در کنارههای جاده مشخص میشوند.
مسیرهای قرمز عبارتند از:
حیاتی: بدون این مسیرها، محصول شما هیچ ارزشی نخواهد داشت.
وظایف End-To-End، نه رویدادهای منفرد: برای مثال، کلیک کردن روی دکمه «ثبت نام» یک عمل است، نه یک مسیر. با این حال، ثبت نام کاربر از ابتدا تا انتها یک مسیر خواهد بود.
اغلب استفاده میشود: بخشهایی که در اغلب موارد استفاده بیش از ۹۰ درصد از همه کاربران را پوشش میدهند.
برای مقیاس ساخته شده اند: آنها سفرهای کاربر با حجم بالا هستند که اکثر ترافیک محصول شما را مصرف میکنند.
ارزش های کلیدی: معیارهای کلیدی کسب و کار شما هستند.
با معیارهای مهم محصول مرتبط است: مسیرهای قرمز شما مستقیماً بر نتیجه کار شما تأثیر میگذارد و تأثیر قابل توجهی بر تجربه کاربر دارد.
برای مثال در اپلیکیشن اوبر، مسیر قرمز مسافر: درخواست سواری مسیر معمولی مسافر، افزودن روش پرداخت مسیر قرمز راننده، پذیرش سواری مسیر معمولی راننده و تغییر تنظیمات پروفایل.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیرـقرمز
#UX #red_routes
@Dexign فلسفه دیزاین
______
مسیرهای قرمز وظایف حیاتی و مسیرهای سفر کاربران هستند که بیشترین ارزش را به کاربران شما میدهند و معمولاً ۹۰ درصد یا بیشتر از اقدامات کاربر شما را به تصویر میکشند.
هنگامی که طراحی اعمال میشود، این مسیرهای قرمز مسیرهای مهم و مکرری هستند که کاربران برای تکمیل وظایف خود طی میکنند.
شناسایی مسیرهای قرمز به شما کمک میکند تا نیازهای کاربر را اولویت بندی کنید و همسویی را در بین سهامداران تسهیل، و همچنین از معرفی ویژگیهای اضافی یا فرعی جلوگیری کنید.
مهمتر از همه، به تیم شما کمک میکند تا ویژگیهای محصولی را بسازد و بهینه کند که بیشترین ارزش را به مشتریان شما ارائه دهد و معیارهای کلیدی شما را هدایت کند.
مسیرهای قرمز که در سال 1991 در لندن معرفی شدند، جادههای اصلی هستند که وسایل نقلیه مجاز به توقف در آنها نیستند. هدف آنها این است که اجازه دهند حجم بالای ترافیک آزادانه و بدون مانعی جریان پیدا کند. به طور معمول، مسیرهای قرمز با خطوط قرمز در کنارههای جاده مشخص میشوند.
مسیرهای قرمز عبارتند از:
حیاتی: بدون این مسیرها، محصول شما هیچ ارزشی نخواهد داشت.
وظایف End-To-End، نه رویدادهای منفرد: برای مثال، کلیک کردن روی دکمه «ثبت نام» یک عمل است، نه یک مسیر. با این حال، ثبت نام کاربر از ابتدا تا انتها یک مسیر خواهد بود.
اغلب استفاده میشود: بخشهایی که در اغلب موارد استفاده بیش از ۹۰ درصد از همه کاربران را پوشش میدهند.
برای مقیاس ساخته شده اند: آنها سفرهای کاربر با حجم بالا هستند که اکثر ترافیک محصول شما را مصرف میکنند.
ارزش های کلیدی: معیارهای کلیدی کسب و کار شما هستند.
با معیارهای مهم محصول مرتبط است: مسیرهای قرمز شما مستقیماً بر نتیجه کار شما تأثیر میگذارد و تأثیر قابل توجهی بر تجربه کاربر دارد.
برای مثال در اپلیکیشن اوبر، مسیر قرمز مسافر: درخواست سواری مسیر معمولی مسافر، افزودن روش پرداخت مسیر قرمز راننده، پذیرش سواری مسیر معمولی راننده و تغییر تنظیمات پروفایل.
🔗 برای مطالعه ادامه مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: امیرحسین معظمی
#مسیرـقرمز
#UX #red_routes
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Red Routes — Critical Design Paths That Make or Break Your App
Red routes are the critical tasks that deliver the most value to your users. These routes are the foundational user journeys that make your…
❤3⚡1👍1
باز کردن قفل تعالی حرفهای و شخصی: مهارتهای تفکر انتقادی خود را افزایش دهید
موفقیت در نهایت به توانایی افراد در تفکر انتقادی و حل مسائل چالش برانگیز بستگی دارد.
اگر بخواهید خود را از نظر شخصی یا حرفهای ارتقا دهید، مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که مهارتهای تفکر انتقادی خود را تقویت کنید.توسعه این مهارت نیاز به زمان گذاشتن و تمرین دارد و نمیتوان آن را یک شبه آموخت.
در این مقاله در مورد اهمیت تفکر انتقادی، راهنماییهایی برای چگونگی توسعه این مهارت و مزایای بهبود این مهارت صحبت میکنیم.
🔷 چرا تفکر انتقادی یک مهارت حیاتی برای رهبران است؟
به عنوان یک رهبر، نقش شما شناسایی مشکلات و یافتن راه حل است. اگر تفکر انتقادی نداشته باشید در تصمیمگیری آگاهانه مشکل خواهید داشت که ممکن است منجر به نتایج بدی شود.
محیط امروزی در مقایسه با قرون گذشته پیچیده شده است. پیشرفت تکنولوژی و سهولت حمل و نقل جهانی ما را به روشهایی مرتبط کرده است که ۱۰۰ سال پیش قابل تصور نبود.
دسترسی افراد عادی به اینترنت، اطلاعات را در دسترس مردم قرار داده است.
امروزه، آنچه را که گفته میشود میتوان در لحظه با یک جستجوی ساده در گوگل بررسی کرد.
همچنین اطلاعات غلطی را که به راحتی در دسترس هستند در نظر بگیرید. در این شرایط مرتب کردن اطلاعات برای یافتن حقیقت میتواند دشوار باشد. بنابراین رهبران قرن بیست و یکم باید در مرتب سازی اطلاعات برای دستیابی به موارد ضروری مورد نیاز در هر لحظه استاد شوند.
تفکر انتقادی به شما این امکان را میدهد که اطلاعات را به طور عینی تجزیه و تحلیل کنید و استدلالهایی را که ناقص، نادرست یا نامربوط هستند تشخیص دهید. همچنین به شما این امکان را میدهد که سوگیریها و علایق شخصی را شناسایی کنید و جلوی آنها را بگیرید تا تصمیمگیریهایتان را تحت تاثیر قرار ندهد.
🔷 چگونه مهارتهای تفکر انتقادی را توسعه دهیم و از آن به نفع خود استفاده کنیم
توسعه مهارتهای تفکر انتقادی یک رویداد یکباره نیست، بلکه فرآیندی است که مستلزم تمرین مداوم است.
اولین قدم این است که خود را از پذیرش آنچه میشنوید یا میخوانید بدون اینکه در ابتدا آن را زیر سوال ببرید، بازدارید.
بعضی از مردم به طور کلی نسبت به موضوعات مختلف شک دارند. اگر از این دسته نیستید، برای شکاک شدن تلاش کنید.
مهم است که منابع را زیر سوال ببرید، شواهد را بسنجید و در مورد آنچه به شما گفته میشود یا به شما نشان داده میشود منتقدانه فکر کنید.
شک و تردید بخشی جداییناپذیر از تفکر انتقادی است. زیرا شما را قادر میسازد موضوعات را قبل از پذیرش آنها به عنوان حقیقت بررسی کنید.
میتوانید با بررسی هر چیزی که میشنوید یا میخوانید شروع کنید.
هرگز به یک منبع اطلاعاتی تکیه نکنید.
به عنوان مثال وقتی چیزی را میشنوم یا میخواهم در مورد آن منتقدانه فکر کنم، این عبارت را به خودم می گویم:
"من به این موضوع شک دارم."
ابراز تردید ذهن شما را به تجزیه و تحلیل آنچه شنیدهاید سوق میدهد به جای این که کورکورانه آن را بپذیرد.
هنگامی که خود را در وضعیت شک قرار دادید، زمان آن رسیده است که عمیقتر به آنچه فکر میکنید بپردازید.
با آنچه در مورد آن میدانید و آنچه نمیدانید شروع کنید.
با پرسیدن سوالات بیشتر، تجزیه و تحلیل اطلاعات از دیدگاههای مختلف و آزمایش فرضیات شروع کنید.همچنین میتوانید در بحثها و چالشها شرکت کنید تا همه چیز را از دید جدیدی ببینید. هر چه بیشتر تفکر انتقادی را تمرین کنید، مهارتهای شما بهتر میشود و استفاده از آنها در فعالیتهای روزانهتان آسانتر میشود.
🔷 نمونههایی از کاربرد مهارت تفکر انتقادی در زندگی روزمره
تفکر انتقادی تقریباً در هر جنبهای از زندگی کاربرد دارد.
توانایی شما در حل موثر مشکلاتی که با آن روبرو هستید، موفقیت شما را از نظر شخصی و حرفهای تعیین میکند. همچنین میتواند شما را در ایجاد رویکردهای نوآورانه برای حل مشکلات و افزایش بهرهوری و سودآوری در محیطهای تجاری راهنمایی کند.
در زندگی شخصیتان، میتواند به شما کمک کند تا روابط خود را هدایت کنید، به طور انتقادی در مورد خریدها فکر کنید و سبک زندگی آگاهانهتری داشته باشید.
اگر زمانی خود را در مکالمهای دیدید که نظرات شما با نظرات دیگران متفاوت است، سعی کنید از تحمیل دیدگاه خود به آنها اجتناب کنید.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
موفقیت در نهایت به توانایی افراد در تفکر انتقادی و حل مسائل چالش برانگیز بستگی دارد.
اگر بخواهید خود را از نظر شخصی یا حرفهای ارتقا دهید، مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که مهارتهای تفکر انتقادی خود را تقویت کنید.توسعه این مهارت نیاز به زمان گذاشتن و تمرین دارد و نمیتوان آن را یک شبه آموخت.
در این مقاله در مورد اهمیت تفکر انتقادی، راهنماییهایی برای چگونگی توسعه این مهارت و مزایای بهبود این مهارت صحبت میکنیم.
🔷 چرا تفکر انتقادی یک مهارت حیاتی برای رهبران است؟
به عنوان یک رهبر، نقش شما شناسایی مشکلات و یافتن راه حل است. اگر تفکر انتقادی نداشته باشید در تصمیمگیری آگاهانه مشکل خواهید داشت که ممکن است منجر به نتایج بدی شود.
محیط امروزی در مقایسه با قرون گذشته پیچیده شده است. پیشرفت تکنولوژی و سهولت حمل و نقل جهانی ما را به روشهایی مرتبط کرده است که ۱۰۰ سال پیش قابل تصور نبود.
دسترسی افراد عادی به اینترنت، اطلاعات را در دسترس مردم قرار داده است.
امروزه، آنچه را که گفته میشود میتوان در لحظه با یک جستجوی ساده در گوگل بررسی کرد.
همچنین اطلاعات غلطی را که به راحتی در دسترس هستند در نظر بگیرید. در این شرایط مرتب کردن اطلاعات برای یافتن حقیقت میتواند دشوار باشد. بنابراین رهبران قرن بیست و یکم باید در مرتب سازی اطلاعات برای دستیابی به موارد ضروری مورد نیاز در هر لحظه استاد شوند.
تفکر انتقادی به شما این امکان را میدهد که اطلاعات را به طور عینی تجزیه و تحلیل کنید و استدلالهایی را که ناقص، نادرست یا نامربوط هستند تشخیص دهید. همچنین به شما این امکان را میدهد که سوگیریها و علایق شخصی را شناسایی کنید و جلوی آنها را بگیرید تا تصمیمگیریهایتان را تحت تاثیر قرار ندهد.
🔷 چگونه مهارتهای تفکر انتقادی را توسعه دهیم و از آن به نفع خود استفاده کنیم
توسعه مهارتهای تفکر انتقادی یک رویداد یکباره نیست، بلکه فرآیندی است که مستلزم تمرین مداوم است.
اولین قدم این است که خود را از پذیرش آنچه میشنوید یا میخوانید بدون اینکه در ابتدا آن را زیر سوال ببرید، بازدارید.
بعضی از مردم به طور کلی نسبت به موضوعات مختلف شک دارند. اگر از این دسته نیستید، برای شکاک شدن تلاش کنید.
مهم است که منابع را زیر سوال ببرید، شواهد را بسنجید و در مورد آنچه به شما گفته میشود یا به شما نشان داده میشود منتقدانه فکر کنید.
شک و تردید بخشی جداییناپذیر از تفکر انتقادی است. زیرا شما را قادر میسازد موضوعات را قبل از پذیرش آنها به عنوان حقیقت بررسی کنید.
میتوانید با بررسی هر چیزی که میشنوید یا میخوانید شروع کنید.
هرگز به یک منبع اطلاعاتی تکیه نکنید.
به عنوان مثال وقتی چیزی را میشنوم یا میخواهم در مورد آن منتقدانه فکر کنم، این عبارت را به خودم می گویم:
"من به این موضوع شک دارم."
ابراز تردید ذهن شما را به تجزیه و تحلیل آنچه شنیدهاید سوق میدهد به جای این که کورکورانه آن را بپذیرد.
هنگامی که خود را در وضعیت شک قرار دادید، زمان آن رسیده است که عمیقتر به آنچه فکر میکنید بپردازید.
با آنچه در مورد آن میدانید و آنچه نمیدانید شروع کنید.
با پرسیدن سوالات بیشتر، تجزیه و تحلیل اطلاعات از دیدگاههای مختلف و آزمایش فرضیات شروع کنید.همچنین میتوانید در بحثها و چالشها شرکت کنید تا همه چیز را از دید جدیدی ببینید. هر چه بیشتر تفکر انتقادی را تمرین کنید، مهارتهای شما بهتر میشود و استفاده از آنها در فعالیتهای روزانهتان آسانتر میشود.
🔷 نمونههایی از کاربرد مهارت تفکر انتقادی در زندگی روزمره
تفکر انتقادی تقریباً در هر جنبهای از زندگی کاربرد دارد.
توانایی شما در حل موثر مشکلاتی که با آن روبرو هستید، موفقیت شما را از نظر شخصی و حرفهای تعیین میکند. همچنین میتواند شما را در ایجاد رویکردهای نوآورانه برای حل مشکلات و افزایش بهرهوری و سودآوری در محیطهای تجاری راهنمایی کند.
در زندگی شخصیتان، میتواند به شما کمک کند تا روابط خود را هدایت کنید، به طور انتقادی در مورد خریدها فکر کنید و سبک زندگی آگاهانهتری داشته باشید.
اگر زمانی خود را در مکالمهای دیدید که نظرات شما با نظرات دیگران متفاوت است، سعی کنید از تحمیل دیدگاه خود به آنها اجتناب کنید.
🔗برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Unlocking Professional and Personal Excellence: Elevate Your Critical Thinking Skills | ReThought
Discover how critical thinking can take you to the next level in your personal and professional development
❤6👍3
طراحی در استارتآپها چگونه است؟
این یک راهنما برای زنده ماندن شما از چیزیاست که به دست خودتان در آن گرفتار شدهاید!
طراحی برای استارتآپها آسان نیست و در بیشتر مواقع شما تنها طراح تیم خواهید بود و به دلیل اینکه استارتآپها بیسازمان هستند شما باید همه کار را انجام دهید. تجربه کار در استارتآپها برای همه مناسب نیست و همه نمیتوانند از پس آن بر بیایند.
اما شما احتمالا اینجا هستید زیرا به طراحی در استارتآپها علاقهمندید، یا شاید قبلا قرارداد کاری خود را با یکی از آنها امضا کردهباشید و یا در حال مصاحبه در یک شرکت هستید و فکر میکنید «من نمیدونم این ایده خوبیه یا نه!»
به عنوان فردی که نه تنها در یک یا دو استارتآپ بلکه در ۱۰ استارتآپ کار کرده است اینجا هستم تا شما را به عنوان تجربه طراح یک استارتآپ بودن راهنمایی کنم. بیایید به افسانههای موجود در این باره بپردازیم:
▫️استارتآپها خطرناک هستند:
این یک افسانه نیست، بلکه یک واقعیت است. استارتآپهای واقعی ریسک پذیر هستند. بسیاری از آنها تناسب محصول با بازار را ندارند، مدل درآمدی مشخصی ندارند و در حین از بین بردن وجه سرمایهگذار چیزهای زیادی را کشف میکنند. وقتی این پولها تمام شد شما رسما بیکار شدهاید. دو خطر بزرگی که من تاکنون در کار در استارتآپ تجربه کردهام، ریسک فرصت و ریسک مالی است. اما میشود آنها را مدیریت کرد.
استارتآپها معمولا مسیر شغلیای برای شما برنامهریزی نمیکنند. رشد زیاد و بالا رفتن از نردبان چیزی است که باید خودتان برنامهریزی کرده و برای آن سخت تلاش کنید. بنابراین کار در شرکتهای بزرگتر از نظر فرصتها ایده مناسبتری به نظر میرسد. اما در ازای ثبات و محیط کار سازمانیافته در شرکتهای بزرگتر، رشد شما به عنوان یک حرفهای عمدا محدود میشود.
ریسک مالی؟ خوب، فکر نمیکنم لازم به توضیح زیادی باشد اما به غیر از ورشکست شدن استارتآپها و رها کردن شما به حال خود، استارتآپها معمولا به خوبی پرداخت نمیکنند. البته این به شدت به اینکه در چه صنعتی و در چه موقعیتی هستید بستگی دارد. در هر صورت شما برای مدتی پول زیادی دریافت نخواهید کرد، بنابراین شروع مالی خوبی نخواهید داشت.
علیرغم خطر، من استارتآپهایی را یافتهام که تقریبا آزادی و استقلال کامل را به اکثر کارمندان خود میدهند. بنابراین اگر جاهطلب هستید این واقعا محیطی است که میتوان بدون محدودیت رشد کنید.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
این یک راهنما برای زنده ماندن شما از چیزیاست که به دست خودتان در آن گرفتار شدهاید!
طراحی برای استارتآپها آسان نیست و در بیشتر مواقع شما تنها طراح تیم خواهید بود و به دلیل اینکه استارتآپها بیسازمان هستند شما باید همه کار را انجام دهید. تجربه کار در استارتآپها برای همه مناسب نیست و همه نمیتوانند از پس آن بر بیایند.
اما شما احتمالا اینجا هستید زیرا به طراحی در استارتآپها علاقهمندید، یا شاید قبلا قرارداد کاری خود را با یکی از آنها امضا کردهباشید و یا در حال مصاحبه در یک شرکت هستید و فکر میکنید «من نمیدونم این ایده خوبیه یا نه!»
به عنوان فردی که نه تنها در یک یا دو استارتآپ بلکه در ۱۰ استارتآپ کار کرده است اینجا هستم تا شما را به عنوان تجربه طراح یک استارتآپ بودن راهنمایی کنم. بیایید به افسانههای موجود در این باره بپردازیم:
▫️استارتآپها خطرناک هستند:
این یک افسانه نیست، بلکه یک واقعیت است. استارتآپهای واقعی ریسک پذیر هستند. بسیاری از آنها تناسب محصول با بازار را ندارند، مدل درآمدی مشخصی ندارند و در حین از بین بردن وجه سرمایهگذار چیزهای زیادی را کشف میکنند. وقتی این پولها تمام شد شما رسما بیکار شدهاید. دو خطر بزرگی که من تاکنون در کار در استارتآپ تجربه کردهام، ریسک فرصت و ریسک مالی است. اما میشود آنها را مدیریت کرد.
استارتآپها معمولا مسیر شغلیای برای شما برنامهریزی نمیکنند. رشد زیاد و بالا رفتن از نردبان چیزی است که باید خودتان برنامهریزی کرده و برای آن سخت تلاش کنید. بنابراین کار در شرکتهای بزرگتر از نظر فرصتها ایده مناسبتری به نظر میرسد. اما در ازای ثبات و محیط کار سازمانیافته در شرکتهای بزرگتر، رشد شما به عنوان یک حرفهای عمدا محدود میشود.
ریسک مالی؟ خوب، فکر نمیکنم لازم به توضیح زیادی باشد اما به غیر از ورشکست شدن استارتآپها و رها کردن شما به حال خود، استارتآپها معمولا به خوبی پرداخت نمیکنند. البته این به شدت به اینکه در چه صنعتی و در چه موقعیتی هستید بستگی دارد. در هر صورت شما برای مدتی پول زیادی دریافت نخواهید کرد، بنابراین شروع مالی خوبی نخواهید داشت.
علیرغم خطر، من استارتآپهایی را یافتهام که تقریبا آزادی و استقلال کامل را به اکثر کارمندان خود میدهند. بنابراین اگر جاهطلب هستید این واقعا محیطی است که میتوان بدون محدودیت رشد کنید.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوهزاده
#مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
What it’s like designing at start-ups
An unreliable guide for you to survive what you’ve gotten yourself into
👍7❤1
زمانی که ثبات در دیزاین زیانآور است!
یکی از پرتوطئهترین گمانهایی که در ذهن ما فرو کردهاند، نیاز به با ثبات بودن همیشگی در دیزاینمان است. در این مقاله، بررسی میشود که چقدر باید باثبات باشیم و کجا طلب ثبات میتواند ما را به سمت تصمیمات طراحی ضعیف هدایت کند.
با ثبات بودن در ادبیات غیررسمی به معنای داشتن ذوق هنری است. درحالی که تعدادی از افراد بطور پیوسته بد هستند، با ثبات نبودن محافظه کاری در فریب و ریا و ایرادی در فرد مظنون به لحاظ اخلاقی است. در مورد دیزاین هم همین صدق میکند. زیاد طول نمیکشد که بیثباتیهای دیزاین که گیج کننده، توهین آمیز و همانقدر دیوانه کننده هستند به خاطرمان بیاید. بیثباتیهایی مثل:
علامت چراغ راهنما در ماشینها
این نمونه واضحی از عدم ثبات در صنعت دیزاین است. در بعضی ماشینها (معمولا آمریکایی و اروپایی)، اهرم سمت چپ وضعیت نمایش را کنترل میکند. در حالی که در دیگر ماشینها (معمولا ژاپنی و کرهای)، اهرم سمت راست این کار را انجام میدهد. این عدم وجود استاندارد یکپارچه به معنی این است که هر بار با ماشینهای کرایهای ناآشنا سفر کنیم، وضعیت کلافه کننده زدن برف پاک کن در هر بار پیچیدن به چپ و راست را تجربه خواهیم کرد.
شورتکاتهای کیبورد برای گروه بندی
من هیچ چیزی را بیشتر از گروه بندی اشیاء در نرم افزار ها دوست ندارم، چه در فیگما، چه در کی نوت و یا فتوشاپ. متاسفانه انجام این کار اغلب سختتر از آنچه باید باشد است.
بیشتر اپهای MacOS، از فیگما گرفته تا اسکچ و فتوشاپ و مورال و افینیتی، از شورتکات ساده CMD+G برای گروه بندی استفاده میکنند.
کی نوت، لجبازانه در برابراین الگوی ساده مقاومت میکند و از شورتکات Option+CMD+G استفاده میکند. این باعث میشود که من هر بار بدون فایده CMD+G را در کی نوت بزنم و هربار کی نوت "find next" را انجام دهد.
سوئیپ کردن
بیثباتی در تفاوتهای بصری ساده مثل عمل سوئیپ کردن در ios هم وجود دارد. در بعضی اپها، فقط متن است، در برخی دیگر ترکیب متن و آیکون، و در بعضیها هم لیبلهای متفاوتی وجود دارد. نکته کوچکی است، اما به محض اینکه متوجه آن شوید، اهمیت ندادن به این مسئله در حفظ یکپارچگی اینترفیس آشکار می شود.
بنابراین، بیثباتی بد است. لیست کردن روشهای بسیاری که برای انتقال تجربه خوب از طریق ثبات با استفاده از عناصر و کنترلرها وجود دارد، کار پیچیدهای نیست.
به عنوان مثال:
نویگیشن Google workspace
نوار نویگیشن در اپهای Google workspace، تجربهای یکپارچه را فقط با تعداد مناسب فلشها فراهم آورده است، به طوری که شما همیشه میدانید که چطور راهتان را بین اپها پیدا کنید در عین اینکه عناصر راهبری در هر اپ مختص خود آن بهینه شدهاند.
برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید:
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری #ثبات
@Dexign فلسفه دیزاین
______
یکی از پرتوطئهترین گمانهایی که در ذهن ما فرو کردهاند، نیاز به با ثبات بودن همیشگی در دیزاینمان است. در این مقاله، بررسی میشود که چقدر باید باثبات باشیم و کجا طلب ثبات میتواند ما را به سمت تصمیمات طراحی ضعیف هدایت کند.
با ثبات بودن در ادبیات غیررسمی به معنای داشتن ذوق هنری است. درحالی که تعدادی از افراد بطور پیوسته بد هستند، با ثبات نبودن محافظه کاری در فریب و ریا و ایرادی در فرد مظنون به لحاظ اخلاقی است. در مورد دیزاین هم همین صدق میکند. زیاد طول نمیکشد که بیثباتیهای دیزاین که گیج کننده، توهین آمیز و همانقدر دیوانه کننده هستند به خاطرمان بیاید. بیثباتیهایی مثل:
علامت چراغ راهنما در ماشینها
این نمونه واضحی از عدم ثبات در صنعت دیزاین است. در بعضی ماشینها (معمولا آمریکایی و اروپایی)، اهرم سمت چپ وضعیت نمایش را کنترل میکند. در حالی که در دیگر ماشینها (معمولا ژاپنی و کرهای)، اهرم سمت راست این کار را انجام میدهد. این عدم وجود استاندارد یکپارچه به معنی این است که هر بار با ماشینهای کرایهای ناآشنا سفر کنیم، وضعیت کلافه کننده زدن برف پاک کن در هر بار پیچیدن به چپ و راست را تجربه خواهیم کرد.
شورتکاتهای کیبورد برای گروه بندی
من هیچ چیزی را بیشتر از گروه بندی اشیاء در نرم افزار ها دوست ندارم، چه در فیگما، چه در کی نوت و یا فتوشاپ. متاسفانه انجام این کار اغلب سختتر از آنچه باید باشد است.
بیشتر اپهای MacOS، از فیگما گرفته تا اسکچ و فتوشاپ و مورال و افینیتی، از شورتکات ساده CMD+G برای گروه بندی استفاده میکنند.
کی نوت، لجبازانه در برابراین الگوی ساده مقاومت میکند و از شورتکات Option+CMD+G استفاده میکند. این باعث میشود که من هر بار بدون فایده CMD+G را در کی نوت بزنم و هربار کی نوت "find next" را انجام دهد.
سوئیپ کردن
بیثباتی در تفاوتهای بصری ساده مثل عمل سوئیپ کردن در ios هم وجود دارد. در بعضی اپها، فقط متن است، در برخی دیگر ترکیب متن و آیکون، و در بعضیها هم لیبلهای متفاوتی وجود دارد. نکته کوچکی است، اما به محض اینکه متوجه آن شوید، اهمیت ندادن به این مسئله در حفظ یکپارچگی اینترفیس آشکار می شود.
بنابراین، بیثباتی بد است. لیست کردن روشهای بسیاری که برای انتقال تجربه خوب از طریق ثبات با استفاده از عناصر و کنترلرها وجود دارد، کار پیچیدهای نیست.
به عنوان مثال:
نویگیشن Google workspace
نوار نویگیشن در اپهای Google workspace، تجربهای یکپارچه را فقط با تعداد مناسب فلشها فراهم آورده است، به طوری که شما همیشه میدانید که چطور راهتان را بین اپها پیدا کنید در عین اینکه عناصر راهبری در هر اپ مختص خود آن بهینه شدهاند.
برای مطالعهی ادامهی مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید:
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری #ثبات
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
When design consistency is harmful
Looking back at the lies I was told growing up, a few stick out…
👍6⚡1