فلسفه دیزاین
6.92K subscribers
68 photos
12 videos
1 file
1.21K links
این کانال چکیده‌ای از مقالات روز، نمونه‌های موفق، ابزارهایی‌ست که ما در DeXign Studio با آن برخورد داشته و معرفی‌شان می‌کنیم.

ارتباط با کانال:
@mohsenissapour

منابع و ابزارهای دیزاین:
DexignResources.com

دسخط:
https://daskhat.dexignresources.com
Download Telegram
ای پی آی (API) چیست؟

ای پی آی (API) یا رابط برنامه‌نویسی برنامه، مجموعه‌ای از قوانین تعریف شده است که برنامه‌های مختلف را قادر می‌سازد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. API به عنوان یک لایه واسطه عمل می‌کند که انتقال داده‌ها را بین سیستم‌ها پردازش می‌کند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد داده‌های برنامه و عملکرد خود را برای توسعه دهندگان شخص ثالث خارجی، شرکای تجاری و بخش های داخلی شرکت خود باز کنند.

تعاریف و پروتکل‌های درون یک API به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا برنامه‌های کاربردی مختلفی را که در عملیات روزمره استفاده می‌کنند، به هم متصل کنند، که باعث صرفه‌جویی در وقت کارمندان و از میان برداشتن سیلوهایی می‌شود که مانع همکاری و نوآوری می‌شوند. برای توسعه دهندگان، اسناد API رابطی را برای ارتباط بین برنامه‌ها فراهم می‌کند و یکپارچه‌سازی برنامه‌ها را ساده می‌کند.

یک API چگونه کار می کند؟
یک راه ساده برای درک نحوه عملکرد APIها، نگاه کردن به یک مثال رایج است – پردازش عملیات پرداخت شخص ثالث. هنگامی که یک کاربر محصولی را در یک سایت تجاری الکترونیک خریداری می‌کند، ممکن است از او خواسته شود "پرداخت با پی پال" یا نوع دیگری از سیستم شخص ثالث را انجام دهد. این تابع برای ایجاد اتصال به APIها متکی است.

🔗 برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطاله: ۷ دقیقه)

گردآونده: مائده صحرارو

#تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍73🔥21
راهنمای سریع ایجاد یک سیستم طراحی

دیزاین سیستم، یک زبان یکپارچه است که به تیم کمک می‌کند مشکلات را به طور مداوم حل کند.
دیزاین سیستم، تیم توسعه محصول را متحد و به جلوگیری از مشکلات فنی کمک می‌کند. ساختن یک سیستم طراحی ممکن است در ابتدا سرعت شما را کاهش دهد، اما زمانی که تیم و محصول خود را گسترش می‌دهید، سود زیادی به همراه خواهد داشت.
اجزای یک دیزاین سیستم می‌تواند شامل اصول راهنما، عناصر برند، دستورالعمل‌های صوتی و لحن، استانداردهای کد و کتابخانه UI باشد.

عناصر اساسی طراحی را تعریف کنید
عناصر طراحی، بلوک‌های ساختمانی اساسی یک رابط کاربری هستند. اولین قدم در ایجاد یک دیزاین سیستم جامع، تعریف عناصر سطح پایه آن است.
عناصری که باید در نظر گرفته شوند شامل:
رنگ
تایپوگرافی
سایز بندی
فاصله گذاری
شبکه‌ها و ...

اجزای طراحی را تعریف کنید
کامپوننت‌ها قطعات کاربردی یک رابط کاربری هستند. آن‌ها از عناصر طراحی ایجاد می‌شوند و به روش‌های مختلف برای ایجاد یک ترکیب گرد هم می‌آیند.
مولفه‌هایی که باید در نظر گرفته شوند شامل:
فرم‌ها (Input Fields)
دکمه‌ها
زبانه‌ها
نمادها
هشدارها و غیره.

تعریف نماها (صفحه نمایش، صفحات، ترکیبات)
بعد از اینکه عناصر و اجزای طراحی خود را تعریف کردید، می‌توانید آنها را برای ایجاد نما ترکیب کنید.
داشبورد
فرم‌های ثبت‌نام
جزئیات و غیره.

دیزاین سیستم باید با محصول و تیم سازگار و تکامل یابد. آن را به عنوان موجود زنده‌ای در نظر بگیرید که همیشه در حال رشد است و به عشق نیاز دارد.
برای ایجاد یک سیستم طراحی نیازی به کارهای بزرگ نیست. اجازه ندهید پیچیدگی و تعهد زمانی آن منجر به تعویق شود. پایه را تعریف کنید و بگذارید بقیه با رشد محصول شما تکامل یابد.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.


(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم
#UI

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍102👏1
دیزاین فراگیر، طراحی و نوآوری برای همه:

طراحی فراگیر چیزی بیش از مجموعه ای از اصول طراحی است.
در این رویکرد، تنوع و دسترسی‌پذیری در مرکز فرآیند قرار می‌گیرد و با در نظر گرفتن این که افراد توانایی‌ها، پیشینه و نیاز‌های متفاوتی دارند، تلاش می‌شود که محصولات و تجربیات برای همه در دسترس و قابل استفاده باشد.
در این مقاله، طراحی فراگیر، اهمیت آن و به کارگیری آن برای ایجاد دنیایی عادلانه‌تر و کاربر پسند‌تر را بررسی خواهیم کرد.

مؤلفه‌های طراحی فراگیر:
ذهنیت طراحی فراگیر ریشه در این باور دارد که محصولات، خدمات و محیط‌ باید به گونه‌ای طراحی شوند که تا حد امکان به افراد زیادی بدون نیاز به انطباق یا طراحی اختصاصی خدمت کنند.
برخی از عناصر کلیدی این رویکرد عبارت‌اند از:

🔹تنوع محور بودن:
ذهنیت طراحی فراگیر طیف وسیعی از توانایی‌ها و تجربیات انسانی را می‌پذیرد، به این تنوع احترام می‌گذارد و تجلیل می‌کند.

🔸داشتن دسترسی به صورت پیش فرض:
طراحی فراگیر به دنبال این است که جهان را به طور پیش فرض در دسترس قرار دهد.
به جای اختصاصی کردن راه حل‌ها برای نیازهای خاص، هدف آن ایجاد طرح‌های قابل دسترس جهانی از همان ابتدا است.

🔹کاربر محور بودن:
مردم در قلب فرآیند طراحی فراگیر قرار دارند. نیازها، ترجیحات و تجربیات آن‌ها هر تصمیم و تکرار برای بهبود را هدایت می‌کند.

🔸یادگیری و بهبود مستمر:
طراحی فراگیر یک فرآیند در حال تکامل است.
این رویکرد شامل تعهد به یادگیری، انطباق و بهبود مستمر راه حل‌های طراحی بر اساس بازخورد کاربران و نیازهای در حال تغییر است.

🔹همدلی:
همدلی سنگ بنای ذهنیت طراحی فراگیر است.
طراحان برای درک بهتر چالش‌ها و نیازهای کاربران، خود را به جای کاربرانی با توانایی‌ها، سوابق و تجربیات متفاوت قرار می‌دهند.

اهمیت طراحی فراگیر:
طراحی فراگیر در زمینه‌های مختلفی اثرگذار است که عبارت‌اند از:

🔹افزایش دسترسی‌پذیری:
طراحی فراگیر تضمین می‌کند که محصولات و خدمات برای افراد دارای ناتوانی قابل دسترسی است و آن‌ها می‌توانند به طور کامل در تمام جنبه‌های زندگی مشارکت کنند.

🔸گسترش بازار:
طراحی فراگیر می‌تواند بازار بالقوه یک محصول یا خدمات را گسترش دهد.
وقتی راه‌حل‌ها برای مخاطبان گسترده‌تری ارائه می‌شود، می‌توانیم به پایگاه مشتریان متنوع‌تری برسیم.

🔹نوآوری:
طراحی فراگیر با در نظر گرفتن نیازهای مختلف کاربر می‌تواند الهام بخش ایده‌های خلاقانه و بدیع باشد.

🔸ملاحظات اخلاقی:
فراگیری یک الزام اخلاقی است.
رفتار با همه افراد با احترام، کرامت و انصاف، صرف نظر از توانایی‌ها یا ویژگی‌های آن‌ها.

🔹رضایت کاربر:
هنگامی که محصولات با در نظر گرفتن فراگیری طراحی می‌شوند، کاربر پسندتر و لذت بخش‌تر هستند و منجر به رضایت و وفاداری بیشتر کاربران می‌شود.

ذهنیت طراحی فراگیر یک رویکرد قدرتمند است که پتانسیل تغییر روش ایجاد محصولات و تجربیات را دارد.
با شناخت و پذیرش تنوع بشریت و تعهد به دسترسی، همدلی و بهبود مستمر، می‌توانیم جهانی بسازیم که در آن فراگیری پیش‌فرض باشد نه استثناء.
چگونگی به کارگیری این ذهنیت و ابزارهای لازم در ادامه ی مقاله آمده است.

🔗برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)

گردآورنده: محدثه عبادالهی

#تجربه_کاربر #دسترسی_پذیری #کاربردپذیری

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍73🤩1
مقایسه روش‌های نقشه‌برداری در UX

نقشه همدلی، نقشه سفر مشتری، نقشه تجربه و طرح‌های خدماتی هرکدام فرآیندهای متفاوتی را نشان می‌دهند و اهداف متفاوتی دارند با این حال ترکیب‌ آن‌ها زمینه‌ای مشترک برای شکل‌گیری محصول‌ ما آماده می‌کند.
طراحی و توسعه محصول معمولا با تیمی بزرگ از افراد با سوابق مختلف که باید در مورد اهداف پروژه ، نیازها و رفتارهای کاربر هم نظر باشند تشکیل می‌شود. این درک مشترک با تجسم و نقشه‌برداری ایجاد می‌شود؛ زیرا نقشه‌برداری جنبه‌‌ها و فرآیندهای مختلف هر محصولی را معنا و توصیف می‌کند.

▫️۴ روش نقشه‌برداری

۱.نقشه همدلی
۲.نقشه سفر مشتری
۳.نقشه تجربه
۴.نقشه خدمات

▫️نقشه همدلی

نقشه همدلی به اعضای تیم کمک می‌کند تا طرز فکر کاربر را درک کنند.
مشخصات:
⁃ نقشه همدلی به ۴ ربع تقسیم می‌شود: می‌گوید، فکر می‌کند، احساس می‌کند و انجام می‌دهد.
⁃ دیدگاه کاربر را در مورد وظایف مربوط به محصول نشان می‌دهد.
⁃ زمان و ترتیب گفته‌ها اهمیتی ندارد.
⁃ این نقشه برای هر شخصیت و کاربر وجود دارد.

چرا از نقشه همدلی استفاده کنیم؟
⁃ برای ایجاد همدلی بین کاربران خود
⁃ برای ایجاد تراز و درک صحیح از کاربر

چه زمانی از آن استفاده کنیم؟
⁃ در ابتدای فرآیند دیزاین
⁃ وقتی اطلاعاتمان را بعد از مصاحبه با کاربر دسته بندی کردیم.

▫️نقشه سفر مشتری

تجسم فرآیندی است که فرد برای دستیابی به یک هدف از محصول یا خدمات استفاده می‌کند. در ابتدایی‌ترین قدم با گردآوری یکسری اهداف و اقدامات کاربر آغاز می‌شود. این اهداف با احساسات کاربر به منظور ایجاد یک روایت ترکیب می‌شود و سپس تصویری از ترکیب این دو مسیری که کاربر برای رسیدن به هدف خود را طی می‌کند می‌سازد.

مشخصات :
⁃ این نقشه برای هر محصول و خدمات متفاوت است.
⁃ به ۴ قسمت تقسیم می‌شود: مراحل، اقدامات، افکار و احساسات
⁃ این نقشه دیدگاه کاربر را نشان می‌دهد (شامل طرز فکر، افکار و احساسات) همچنین جزئیات فرآیند به صورت دقیق نمایش داده نمی‌شود.
⁃ سلسله مراتب دارد. (از زمان برخورد کاربر با محصول تا زمانی که از محصول یا خدمات خارج می‌شود)
⁃ برای هر پرسونا نقشه متفاوتی وجود دارد.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۵ دقیقه)

گردآورنده : رها کاوه زاده

#تجربه_کاربر #نقشه_سفر_مشتری

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍4🔥211
اگر می‌خواهید خلاق باشید، نمی‌توانید مطمئن و قاطع باشید: پذیرش ابهام بعنوان یک ابر نیرو

اواسط دوران کاری‌ام در رشته تبلیغات، در تصمیم گرفتن دچار چالش بودم. به عنوان طراح در دنیای بازاریابی و فروش، عدم توانایی در تصمیم‌گیری سریع برای من یک مانع بود و حس می‌کردم برای ارائه‌ی کاری خوب با سرعتی درخور صنعتی که همواره درگیر تازه‌ها است و تازه‌ها هر روز عوض می‌شوند، کار نمی‌کنم و باید این مانع را برطرف کنم.

پدرم موزیسین است و روزی داشتیم درباره ی خلاقیت گفتگو می‌کردیم، به من گفت: "اگر می‌خواهی خلاق باشی، نمی‌توانی مطمئن و قاطع باشی." او توضیح داد که خلاقیت متضاد قطعیت است. وقتی که خلق می‌کنی، درحال ایجاد چیزی هستی که قبلا وجود نداشته، و برای این کار مسیر مشخصی با بله و خیرهای ثابت وجود ندارد. برای خلاق بودن باید وارد دنیای ناشناخته‌ها شد.

تمایل به انجام کارهایی که قبلا انجام نشده‌اند
وقتی کارهایی می‌کنیم که قبلا انجام نشده‌اند، عدم قطعیت اجتناب ناپذیر است. زمانی که در IDEO کار می‌کردم، ۷ ارزش برای کارمان در شرکت تعریف شده بود. ارزش شماره ۳، پذیرش ابهام، باعث می‌شد ما خارج از چارچوب فکر کنیم. پذیرش ابهام کار آسانی نیست، گاهی احساس می‌کردیم کاملا در مه هستیم و به خودمان شک می‌کردیم، درست مانند تجربه‌ی یک شعبده باز.

یکی از نویسندگان مورد علاقه‌ام، ست گودین، در وبلاگش پستی درباره ی عدم قطعیت و سندرم شعبده بازی دارد. او توضیح می‌دهد که: "هر کسی که کار مهمی انجام می‌دهد، در واقع دارد کاری می‌کند که ممکن است جواب ندهد، در نتیجه، همواره حس اینکه شاید جواب ندهد، همراه اوست. و این چیزی است که او را به یک شعبده باز تبدیل می‌کند." به نظر من خلاقیت یعنی همین؛ انجام کاری مهم که شاید جواب ندهد. بنابراین زمانی که به خودتان شک می‌کنید، بدانید که این بخشی از پروسه است و بدون آن نمی‌توانید خلق کنید.

🔗 برای مطالعه ی ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۴ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#توسعه_فردی #خلاقیت

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍114👏2
چگونه می‌توانید user flow را در wireframe خود به طور دقیق نشان دهید؟

وایرفریمینگ (Wireframing) مرحله مهمی در طراحی محصول است، زیرا به شما کمک می‌کند تا ساختار، طرح و عملکرد محصول خود را قبل از سرمایه گذاری زمان و منابع برای توسعه تجسم و آزمایش کنید. با این حال، وایرفریمینگ فقط در مورد رسم کادرها و فلش ها نیست. بلکه در مورد نمایش جریان کاربر یا نحوه تعامل کاربران با محصول شما برای رسیدن به اهداف خود است.

۱. جریان کاربر (user flow) چیست؟

جریان کاربر دنباله‌ای از مراحل یا اقداماتی است که کاربران برای تکمیل یک کار یا رسیدن به یک نتیجه با محصول شما انجام می‌دهند. به عنوان مثال، جریان کاربر برای یک برنامه تجارت الکترونیکی ممکن است شامل مرور محصولات، افزودن موارد به سبد خرید، بررسی و تأیید پرداخت باشد. جریان کاربر ارتباط نزدیکی با تجربه کاربر (UX) دارد، زیرا بر میزان سهولت استفاده و رضایت‌بخش بودن محصول شما برای کاربران تأثیر می‌گذارد.

۲. چرا جریان کاربر برای وایرفریمینگ مهم است؟

جریان کاربر برای Wireframing مهم است زیرا به شما کمک می‌کند تا محدوده، ویژگی‌ها و مسیریابی محصول خود را تعریف کنید. با ترسیم جریان کاربر، می‌توانید صفحه‌های کلیدی، عناصر و تعاملاتی را که Wireframe شما باید شامل شود، شناسایی کنید. همچنین می‌توانید شکاف‌ها، خطاها یا نقاط اصطکاک احتمالی را که ممکن است مانع از دستیابی کاربران به اهدافشان شود را شناسایی کنید. جریان کاربر همچنین به شما کمک می‌کند تا دیدگاه و منطق طراحی خود را با ذینفعان، توسعه دهندگان و آزمایش کنندگان خود در میان بگذارید.

🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

گردآورنده: مائده صحرارو

#تجربه_کاربر #UX #وایرفریم

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍7
نوزدهمین دوره‌ی طراحی محصول آکادمی دیزاین/

برای ثبت‌نام در دوره ۱۹ طراحی محصول که فروردین ماه برگزار خواهد شد، می‌توانید از طریق لینک زیر اقدام نمایید.

همچنین برای اطلاع بیش‌تر از شرایط دوره می‌توانید از طریق دایرکت و یا پیش‌ثبت‌نام در وبسایت با ما در تماس باشید.

توجه داشته باشید تا ۱۵ اسفند امکان ثبت‌نام با تخفیف در این دوره را دارید.

ثبت‌نام:

https://dexignacademy.com/enroll?course=FPD0019

#طراحی_محصول #طراحی_تجربه_کاربری #دوره_طراحی_محصول #دوره_آنلاین #کلاس_آنلاین #آکادمی_دیزاین #ux #ui #dexigncademy #uidesign #uxdesign #دیزاین_تجربه_کاربر
👍21
نحوه ایجاد نقشه سفر مشتری در ۵ مرحله

نقشه سفر مشتری، بخشی جدایی ناپذیر از طراحی تجربه است. بهترین نقشه‌های سفر مشتری بر اساس بازخورد مشتری است.
هر چه بیشتر درگیری‌های مشتریان خود را درک کنید، بهتر می‌توانید تجربه‌ای را طراحی کنید که سود شما را افزایش دهد.

این شامل تلاشی هماهنگ و منظم برای نمایش بصری نقاط تماسی است که سفر خریدار را تشکیل می‌دهند. با ترسیم کل سفر مشتری، سازمان‌ها می‌توانند شکاف‌ها و نقاط درد را شناسایی کنند، که منجر به بهبود تجربیات کاربر می‌شود و مشتریان بالقوه‌ها را خوشحال می‌کند، آنها را به مشتریان پولی تبدیل و برای بازگشت بیشتر نگه می‌دارد.

اهداف خود را شناسایی کنید

اولین گام برای ایجاد نقشه سفر مشتری مستلزم شناسایی موارد زیر است:
بخش‌های بازار برای تمرکز
محصولات و خریدهای خاص برای ارزیابی
محدوده نقشه سفر مشتری شما

شخصیت های کاربر هدف خود را شناسایی کنید
شخصیت‌های کاربر بر اساس داده‌های واقعی مشتری هستند و به شما کمک می‌کنند تا با چالش‌هایی که مشتریان شما با آن روبرو هستند، احساساتی که در تعامل با برند شما تجربه می‌کنند و راه‌هایی که می‌توانید به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک کنید، همدلی کنید.
نقشه‌های سفر هر مشتری متفاوت است، زیرا شیوه‌ای که هر گروه از کاربران برند شما تجربه می‌کنند، متفاوت خواهد بود.

هر نقطه تماس را فهرست کنید
هر مرحله از سفر مشتری را که در آن مشتری با برند شما تعامل دارد فهرست کنید.
بازخورد مشتریان را در بین مخاطبان هدف خود جمع‌آوری می‌کنید و تعیین می‌کنید که چگونه برند شما را تجربه می‌کنند.
چه ناامیدی‌هایی را تجربه می‌کنند، چه احساساتی را احساس می‌کنند و چه چیزی آنها را به سمت تغییر سوق می‌دهد؟

یک نقشه دقیق سفر مشتری ایجاد کنید
نقشه‌های سفر مشتری معمولاً دارای ستون‌های عمودی و افقی هستند و مراحل مختلف سفر مشتری را در یک جدول زمانی مشخص می‌کنند که از چپ به راست و یا راست به چپ اجرا می‌شوند.

نقشه سفر مشتری را بشارت دهید
هنگامی که نقشه سفر مشتری خود را مشخص کردید، با سایر بخش‌ها به اشتراک بگذارید. نقشه سفر مشتری برای تیم‌های بازاریابی و تیم های توسعه و طراحی محصول، بسیار اهمیت دارد.

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

گردآورنده: امیرحسین معظمی

#نقشه_سفر_مشتری
#UX #customer_journey_map


@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍6
دیزاینرهای عزیز ، فقط طراحی UX انجام دادن کافی نیست!

بحث دیرینه‌ای بین جامعه‌ی دیزاین حول این محور وجود دارد که دیزاینر خوب بودن دقیقا به چه معناست. برای ماندن در این صنعت، فقط انجام UI و UX کافی نیست. شما برای استخدام به مهارت‌های دیگری هم نیاز دارید.

مهارتهایی که ممکن است توجهی به آنها نکرده باشید:
هر بار که هنرجویی پس از گذراندن بوت کمپ به من مراجعه می‌کند و از ریجکت شدن‌های پیاپی گله می‌کند، تنها کاری که می‌توانم برای او انجام دهم همدردی است، چون من نمی‌توانم او را از آماده‌ی کار نبودن نجات دهم.

اصلا "آماده‌ی کار نبودن" یعنی چه؟ بطور ساده، یعنی توانایی تاثیرگذاری بر کار یا مهارتی که باعث شود بلافاصله استخدام شوید. فقط دانستن UX مقدماتی کافی نیست. چیزهای بیشتری نیاز هست.

مدیریت پروژه
بزرگترین حلقه‌ی گمشده‌ی هر هنرجویی از نظر من، عدم داشتن مهارت مدیریت پروژه است. داکیومنت کردن ملزومات طراحی، تعیین تایم لاین‌ها، ردیابی موفقیت دیزاین بعد از لانچ شدن و ... مهارت‌هایی هستند که بسیاری از جونیورها بلد نیستند حتی برای پروژه خودشان انجام دهند.
تعداد زیادی تمپلیت و منبع برای یادگیری قوانین مدیریت پروژه وجود دارد که می‌توانید به آنها رجوع کنید.

ویژوآل دیزاین
گرچه این موضوع بحث برانگیزی بین جامعه ی طراحان است، اما شما برای دیزاینر شدن نیاز به دانش ویژوآل دیزاین دارید. بدون اینکه بلد باشید دیزاین کنید، امکان ندارد که به عنوان یک دیزاینر جدی گرفته شوید. اگر دیزاین یاد نگیرید، صرفا یک طراح UX ساده خواهید بود و این به لحاظ حرفه‌ای اصلا چیز جذابی نیست.
از آنجایی که زمان زیادی برای یادگیری این مهارت نیاز دارید، اگر آن را بلد نیستید همین امروز شروع به فراگیری آن کنید.

نوشتن و برقراری ارتباط
ممکن است شرکتی برای استخدام UX-WRITER بودجه نداشته باشد و اگر شما این مهارت را داشته باشید شانس بیشتری برای استخدام خواهید داشت؛ اما فارغ از این مسئله، به عنوان طراح UX، طراح صنعتی یا طراح برند، بیشتر کار شما در فضای دیجیتال صورت می گیرد و کلمات نقش مهمی در رساندن منظورتان به اعضای تیم که با ادبیات دیزاین آشنایی ندارند بازی می‌کند.

مهارت تسهیلگری

مهارتی که بیش از همه دست کم گرفته می‌شود و خیلی از دیزاینرها امروزه آن را ندارند، توانایی ایجاد بستر گفتگو با سهامدارن به منظور رساندن آن‌ها به تصمیم است.

برنامه‌نویسی پایه
این مهارت برای ماندن در دنیای طراحی دیجیتال حائز اهمیت است. اگر شما محدودیت‌های راهکارهای دیجیتال را بدانید، زمان خود را برای طراحی چیزها و بعد گرفتن تایید و فیدبک درباره ی چیزهایی که قابل انجام نیستند، تلف نمی‌کنید.

🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه : ۱۰ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#مسیر_شغلی #پیشرفت_شغلی

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍162
حالا که امکانش را داریم چگونه پیام اخطار بهتری بنویسیم ؟

پیام‌های اخطار بخشی از زندگی آنلاین روزمره ما هستند. هر زمان که سرویسی قطع می‌شود، اینترنت نداریم یا یادمان می‌رود تا اطلاعاتی را وارد کنیم با پیام اخطار روبه‌رو می‌شویم. جمله «خطایی پیش آمده است» پیش‌پا افتاده است. اما چه خطایی رخ داده؟ چه اتفاقی افتاده؟ و مهم‌تر از همه چگونه می توانم آن‌را درست کنم؟

حدود یک سال پیش در طول انجام یک پروژه به طور ناگهانی متوجه شدیم که اغلب اوقات پاسخ این سوالات را به کاربران نمی‌دهیم. وقتی این زنگ خطر را دریافت کردیم به سرعت به آن رسیدگی کردیم و در طول یک ماه هزاران پیام اخطار را تغییر دادیم. برای تکمیل این تلاش، ابتدا باید برای خودمان تعریف می‌کردیم چه چیزی به عنوان پیام اخطار بد و چه چیزی به عنوان پیام اخطار خوب محسوب می‌شود.

چه چیزی پیام اخطار را بد می‌کند؟

▫️لحن نامناسب : تصور کنید یک دکتر در حال انجام عملی است و ناگهان می‌گوید: «اوه! خطایی پیش آمد…»
این جمله اخرین چیزی است که وقتی خطرات زیاد است کسی می‌خواهد بشنود. در این موقعیت وقتش نیست که بامزه باشیم. ما می‌خواهیم به کاربران نشان دهیم که می‌دانیم کاری که انجام می‌دهند، جدی است و می‌دانیم که برای آن‌ها مهم است.

▫️اصطلاحات تخصصی : حتی در دنیای امروز که طراحی کاربر محور است اصطلاحات تخصصی هنوز هم به صورت مخفیانه در پیام‌های اخطار سرازیر می‌شود. مسائل فنی برای کاربر مهم نیست آنها فقط می‌خواهند بدانند چه مشکلی رخ داده است و چگونه آن را برطرف کنند.

▫️سرزنش کردن : سعی کنید به جای کاری که منجر به مشکل شده‌ است روی راه‌حل مشکل تمرکز کنید. ما نمی‌خواهیم کاربران را شرمنده کنیم حتی اگر کاری که کرده‌اند منجر به ایجاد خطا باشد. همچنین تقصیر را به سوم شخص منتقل نکنید زیرا کاری غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد.
به عنوان مثال : به جای «در حال حاضر پاسخ نمی‌دهد.» بگوییم «ما در اتصال به … مشکل داریم.»

🔗 برای مطالعه ادامه مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان تقریبی مطالعه : ۸ دقیقه)

گردآورنده: رها کاوه‌زاده

#تجربه_کاربر
#ux_writing

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍181
چگونه فرآیند پرداخت را با طراحی UX بهبود دهیم؟

در چشم انداز دیجیتالی که به سرعت در حال تحول است، پرداخت‌های آنلاین به بخشی جدا ناپذیر از زندگی روزمره ما تبدیل شده است. با این حال، بسیاری از کاربران هنوز با چالش‌هایی در فرآیندهای پرداخت پیچیده دست و پنجه نرم می‌کنند که منجر به رها شدن تراکنش‌ها و از دست دادن فرصت‌های تجاری می‌شود. برای غلبه بر این چالش‌ها، کسب‌وکارها باید طراحی تجربه کاربری (UX) را در اولویت قرار دهند تا فرآیند پرداخت بصری‌تر، یکپارچه‌تر و کاربر پسندتر شود. در این نوشتار (و سایر مطالب بلاگ)، استراتژی‌های موثر برای بهینه‌سازی سفر مشتری در پرداخت و افزایش رضایت مشتری را بررسی خواهیم کرد.

طراحی کاربر پسند:
ایجاد رابط‌هایی که با کاربران همسو شود ضروری است. ما اهمیت همسویی طرح و عناصر بصری درگاه پرداخت را با برند و طراحی کلی وب سایت شما درک می‌کنیم. ما اطمینان حاصل می‌کنیم که رابط کاربری منظم، از نظر بصری جذاب و قابل درک آسان است و امکان ناوبری یکپارچه را برای کاربران فراهم می‌کند. با حفظ یک طراحی منسجم و آشنا، اطمینان و راحتی را در طول فرآیند پرداخت به کاربران القا می‌کنیم. به تخصص ما در طراحی تجربه کاربری اعتماد کنید تا رابط های پرداخت خود را بهینه کرده و رضایت مشتری را افزایش دهید.

بار شناختی را ساده کنید:
ذهن انسان ظرفیت محدودی برای پردازش و نگهداری اطلاعات دارد. سفر پرداخت را با به حداقل رساندن بار شناختی که به تلاش ذهنی لازم برای تکمیل وظایف اشاره دارد، ساده کنید. زمان بارگذاری را با کاهش اندازه صفحه و حذف عناصر غیر ضروری بهینه کنید. از دستورالعمل های واضح و مختصر برای راهنمایی کاربران در هر مرحله استفاده کنید. با کاهش بار شناختی، می‌توانید درک را بهبود ببخشید، ناامیدی را کاهش دهید و کاربران را تشویق کنید تا تراکنش های خود را تکمیل کنند.

🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه:۳ دقیقه)

گردآورنده: مائده صحرارو

#تجربه_کاربر
#UX

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍8
پیش‌بینی ترندهای سرویس دیزاین در سال 2024

بر اساس مطالعات سرویس دیزاین در سال 2023، (https://www.spotless.co.uk/journal/service-design-trends-2023)، امسال شاهد توسعه‌های جذابی در سرویس دیزاین خواهیم بود، به خصوص در زمینه‌هایی مثل هوش مصنوعی که در آن مسائل اخلاقی و سلطه در مرکز توجه قرار دارند. توجه به مسائل حریم شخصی، شفافیت و نیاز فوری به بهبود دسترسی نیز تا سال 2025 خیلی حیاتی به نظر می‌رسند. در میان این حوزه‌ی همیشه در حال تغییر، هدف ما این است که ترندهای کلیدی، تغییرات تاثیرگذار، و مفاهیم در حال ظهوری که باعث ایجاد تغییرات در سرویس دیزاین می‌شوند را پوشش دهیم.

قبل از شروع
اغلب در پلتفرم‌هایی مثل لینکدین به اصطلاحات روشنفکرانه‌ای مثل "نوآوری سازگارانه از طریق پیش بینی مداوم" بر می‌خورید. اما بیایید ادبیات نمایشی را کنار بگذاریم؛ آینده  را فقط  تصور نکنید، با آن سازگار شوید و آماده‌ی آن باشید.

یکی از گسترده‌ترین پیش‌بینی‌ها که سال قبل به آن اشاره کردیم، بر شرکت‌هایی تاکید داشت که با هدف مقاوم ماندن در برابر حوزه‌ای که به سرعت تغییر می‌کند، به دنبال پیش‌بینی ترندهای آینده و مشکلات هستند. و خیر، اینجا هم قرار نیست چیزی تغییر کند. همانطور که آگاه ماندن از ترندهای صنعت یک روتین است، مواجهه با مشکلات صنعت، سازگاری همزمان با ترندهای پدید آمده را ایجاب می‌کند و برخی از تیم‌ها در حال حاضر شروع به استفاده از تکنولوژی و هوش مصنوعی برای این منظور نموده‌اند.

برای مثال، ElectroInnovate  شروع به استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود توانایی‌اش در اجرای برنامه‌ریزی سناریوهای شدیدا محتمل با پردازش موثر داده، ایجاد سناریوهایی با جزئیات، توسعه‌ی روایت‌های غنی، و تولید استراتژی‌هایی مختص چالش‌های خاص کرده است.

چرا این نکته را در ابتدای مقاله مورد تاکید قراردادیم؟ چون هدف ما کمک به تیم‌های شما در آماده شدن برای آنچه در آینده رخ خواهد داد است، چه برنامه‌ریزی سناریو باشد، چه ارزیابی نقاط ضعف و قوت آینده، و یا صرفا فراهم آوردن آگاهی ارزشمند.

ترند ۱: مجددا هوش مصنوعی بد نام در سرویس دیزاین
شخصی‌سازی‌شدگی بهبود یافته با هوش مصنوعی

به کارگیری پیشرفته‌ی هوش مصنوعی در سرویس دیزاین برای ارائه‌ی تجربه‌های خدماتی بشدت شخصی‌سازی شده و مرتبط با زمینه که نیازهای کاربر را پیش‌بینی می‌کند، تبدیل به ترند غالبی در سال‌های اخیر شده است. این به کارگیری، آماده‌ی فراتر رفتن از تکنولوژی‌های کنونی مثل هوش مصنوعی، چت بات‌ها و VR است و جسورانه در حال ورود به قلمروهای سطح بالاتری مثل augmented intelligence (یک مدل اشتراکی انسان محور با دخالت انسان و هوش مصنوعی) است.
گرچه امسال تمرکز روی پرورش همزیستی انسان-ماشین کامل و هماهنگ، با هدف پاسخ به چالش ادامه دار ایجاد تعاملاتی که از نظر کاربر طبیعی و ذاتی به نظر برسند است.

به طور مثال، Chat GPT در حالی که در مقایسه با دیگر ابزارها در تعاملات طبیعی و شبیه به انسان بودن عالی عمل می‌کند، محدودیت‌های کنونی آن در نداشتن مهارت در درک ظرایف روانشناختی و احساسی که تصمیم گیری انسان را شکل می‌دهد ریشه دارد.

🔗 برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک این مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)

گردآورنده : فاطمه حیدری

#design  #AI #service_design

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍51
طراحی ریسپانسیو (واکنش‌گرا):

کاربران برای تعامل با محصول یا خدمات شما از تلفن‌های همراه، تبلت‌ها یا کامپیوتر‌ها استفاده می‌کنند؛ به همین خاطر لازم است که صفحات وب به صورت ریسپانسیو طراحی شوند.

در یک طراحی ریسپانسیو، زمانی که وب‌سایت را روی دسکتاپ باز می‌کنید اگر اندازه‌ی پنجره ی مرورگر را تغییر دهید، محتوا به صورت پویا خود را به گونه ای تنظیم می‌کند که با پنجره مرورگر سازگار شود. در تلفن‌های همراه نیز وب‌سایت، خود را با چیدمان ایده‌آل نشان می‌دهد.

در واقع در طراحی ریسپانسیو، قوانینی برای چگونگی تغییر جریان محتوا و چگونگی تغییر چیدمان بر اساس محدوده‌ی اندازه‌ی صفحه نمایش تعریف می‌شود و به همین خاطر دسترسی‌پذیری کاربر در هر اندازه‌ای از صفحه نمایش، در نظر گرفته می‌شود.

همچنین طراحی ریسپانسیو برای بهینه سازی SEO بسیار مهم است و یک وب‌سایت ریسپانسیو در نتایج جستجو رتبه‌ی بهتری دارد.

۳ اصل اساسی طراحی ریسپانسیو عبارت‌اند از:

🔷 سیستم‌های گریدبندی سیال (Fluid Grid Systems)
در طراحی ریسپانسیو از اندازه‌های نسبی (مانند درصد) به جای اندازه‌های مطلق استفاده می‌شود.
در سیستم گرید‌بندی سیال، هر عنصر درصد یکسانی از فضا را اشغال می‌کند؛ به همین خاطر هر چه‌قدر که صفحه نمایش بزرگ یا کوچک شود -مانند زمانی که کاربر دستگاه را تغییر می‌دهد- اجزا نیز می‌توانند بزرگ یا کوچک شوند.

🔷 تصاویر سیال (Fluid Images)
در طراحی ریسپانسیو ابعاد تصاویر با توجه به اندازه ی فضای دربرگیرنده‌ی آن‌ها تغییر می‌کند. به عبارتی تصاویر سیال مانند آب، اندازه ی ظرفی که داخل آن ریخته می‌شود را می‌گیرند.
یک تصویر واحد ایجاد کنید و به مرورگر دستور دهید تا تصویر را با توجه به اندازه‌ی ظرف، مقیاس بندی کند.
برای آیکون‌ها، از فایل‌های SVG استفاده کنید. این فرمت‌ حجم کمی دارد و می‌توانید آن‌ها را به هر وضوحی بدون افت کیفیت تغییر دهید.

🔷 مدیا کوئری Media Queries
در این بخش یادگیری چند تعریف اهمیت دارد:

🔸ویو پورت Viewport:
ناحیه‌ی قابل مشاهده‌ی کاربر از یک صفحه‌ی وب است.
بنابراین ویوپورت در صفحه نمایش‌های کوچک‌تر (مانند تلفن همراه)، کوچک‌تر از صفحه نمایش‌های بزرگ‌تر (مانند کامپیوتر‌) است.
در گذشته معمول بود که صفحات وب دارای طراحی ثابت و اندازه ثابت باشند؛ اما امروزه HTML5 روشی را معرفی کرد که به طراحان وب اجازه می‌دهد از طریق تگ <meta> کنترل ویو‌پورت را در دست بگیرند.

برای طراحی ریسپانسیو، لازم است که ویوپورت به طور منطقی روی تلفن‌های همراه، تبلت‌ها و کامپیوتر‌ها تنظیم شود.

🔸نقاط شکست Breakpoint:
عناصر سازنده‌ی طراحی ریسپانسیو هستند و در صفحات استایل دهی CSS به کار می‌روند.
در واقع مرزی است که در آن، طراحی برای تطبیق ویژگی‌ها با اندازه جدید صفحه نمایش تغییر می‌کند.
زمانی که وب‌سایت باید با ویوپورت خاص یا سایز دستگاه خاص انطباق پیدا کند (یعنی مطابقت استایل یک صفحه ی وب با عرض صفحه نمایش دستگاهی که در آن مشاهده می‌شود) از breakpoint استفاده می‌شود.

🔸مدیا کوئری Media Queries:
یکی دیگر از ویژگی‌های CSS است که امکان تعریف استایل‌های مختلف را فراهم می‌کند.
در واقع دستورالعمل‌هایی برای تغییر طرح سایت بر اساس شرایط خاص هستند.
به عنوان مثال، رویکرد دو ستونی ممکن است در صفحه نمایش گوشی هوشمند عملی نباشد؛ یا اگر اندازه صفحه نمایش کوچک‌تر از اندازه خاصی باشد، از یک Media Query برای دستور دادن به مرورگر برای تنظیم مجدد صفحه نمایش استفاده می‌شود.

به صورت کلی با استفاده از Breakpoint و Media Query محتوای وب‌سایت برای ارائه بهترین تجربه ممکن به کاربر بازآرایی می‌شود.



🔗برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

🔗لینک مقاله کمکی از سایت بوت‌استرپ
🔗لینک مقاله کمکی از سایت دبلیو‌تری‌اسکولز

(زمان حدودی مطالعه: ۹ دقیقه)

گردآورنده: محدثه عبادالهی

#رابط_کاربر #ریسپانسیو

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍52👌21
درود به همه دوستان عزیز کانال فلسفه دیزاین

جهت برنامه‌ریزی بهتر برای آینده، دوست داریم نظرات شما رو بدونیم. به همین منظور یک نظرسنجی آماده کرده‌ایم تا از نظرات شما برای بهبود کانال استفاده کنیم. با ارائه نظرات، پیشنهادات، و ایده‌هایتان، به ما کمک کنید تا محتوایی را ارائه دهیم که بهترین تجربه را برای شما رقم بزند. 🌱

لطفاً از طریق این لینک در نظرسنجی مشارکت کنید.

با تشکر از همراهی شما،
تیم فلسفه دیزاین


@Dexign فلسفه دیزاین

______
🔥8👍3
فلسفه دیزاین pinned «درود به همه دوستان عزیز کانال فلسفه دیزاین جهت برنامه‌ریزی بهتر برای آینده، دوست داریم نظرات شما رو بدونیم. به همین منظور یک نظرسنجی آماده کرده‌ایم تا از نظرات شما برای بهبود کانال استفاده کنیم. با ارائه نظرات، پیشنهادات، و ایده‌هایتان، به ما کمک کنید تا…»
مدیریت محصول AI در استارتاپ‌ها

این مقاله به چالش‌های اصلی که PM ها در کاوش محصول و ایده پردازی ویژگی‌ها برای محصولات AI با آن مواجه هستند می‌پردازد.

چالش‌های اصلی
مدیران محصول AI باید بین ترجیحات ذاتی نوآوری‌های تکنولوژیکی و تمایل کاربران به بهبود مستمر محصول، تعادل ایجاد کنند. مجموعه‌ای از تصمیمات پیچیده در قلب توسعه محصول AI، به خصوص در محیط‌های استارتاپی وجود دارند:

ساختن در برابر خریدن: چه زمانی بهتر است قابلیت‌های AI مورد نظر را بسازیم و چه زمانی بهتر است که آنها را از دیگران بخریم؟
اجتناب از زیاد مهندسی کردن: چطور اطمینان حاصل کنیم که برای مسئله‌ای خاص، به راه حل AI نیاز داریم؟
مالکیت داده: زمانی که دیتای train شده کمیاب یا پرهزینه است، چه راهکارهایی می‌توان اتخاذ کرد؟
همکاری با دیتا ساینتیست‌ها: چطور با تیم تکنیکال خود رابطه‌ای عمیق و کارآمد ایجاد کرده و آن را حفظ کنیم؟

دو راهی ساختن یا خریدن
هدف اصلی یک مدیر پروژه این است که محصول را به نحوی لانچ کند که هم کاربر را شگفت زده کند و هم به موقع در بازار توزیع شود. ساخت و توسعه یک ویژگی با AI می‌تواند پروسه بسیار زمان‌بری باشد، همچنین می‌تواند اقتصاد واحدها و روحیه تیم را تحت تاثیر قرار دهد. رویکرد مناسب، در نظر گرفتن هر دو سویه این بحث است.

محدودیت‌های منابع و تخصص‌ها
اکثر استارتاپ‌ها به اندازه Open AI و Google منابع وسیعی ندارند. طبیعت این صنعت منجر به این می‌شود که بهترین‌ها همیشه از آن چند شرکت برتر باشد. استارتاپ‌ها معمولا تعدادی دیتا ساینتیست دارند که گروهی از مهندسان جوان‌تر را هدایت می‌کنند. این امر توانایی تیم برای توسعه مدل‌هایی که در موارد متنوعی قابل استفاده باشند را تحت تاثیر قرار می‌دهد. منابع پردازش و محدودیت‌های train دیتا، سطح دیگری از پیچیدگی را به پروسه تصمیم گیری تحمیل می‌کنند.

تصمیم‌گیری استراتژیک
محدودیت‌های ذکر شده، مانع مالی توسعه این قابلیت‌ها برای استارتاپ‌ها می‌شوند. ساخت درست محصول AI به اندازه ساخت محصول AI درست اهمیت پیدا می‌کند. تعیین موارد صحیح استفاده برای توسعه داخلی قابلیت‌های AI غیرقابل بحث است. دو سوال کلیدی می تواند مدیر محصول را در این راستا راهنمایی کند:

آیا AI تنها راهکار حل این مسئله است؟
آیا می‌توان این قابلیت AI را با کیفیتی قابل قبول در بازه زمانی منطقی توسعه داد؟

🔗 برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)

گردآورنده: فاطمه حیدری

#هوش_مصنوعی #مدیریت_محصول

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍11
همراهان گرامی کانال فلسفه دیزاین

نظرات و ایده‌های شما برای ما بسیار ارزشمند است.
لطفا از طریق این لینک در نظرسنجی مشارکت کنید و حامی ما در مسیر ارتقای محتوای مطالب کانال باشید.

با تشکر از همراهی همیشگی شما

تیم فلسفه دیزاین

@Dexign

______
9👍3
چگونه یک تحلیل SWOT برای موفقیت کسب‌و‌کار خود انجام دهید.

تجزیه و تحلیل SWOT به عنوان یک ابزار برنامه‌ریزی راهبردی عمل می‌کند که به صاحبان مشاغل اجازه می‌دهد تا به طور جامع نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای کسب‌و‌کار خود را ارزیابی کنند.
با بررسی عوامل داخلی و خارجی، این تجزیه و تحلیل به کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا نقاطی را که نیاز به بهبود دارند شناسایی کنند، از نقاط قوت خود استفاده کنند و راهبرد‌‌هایی برای غلبه بر چالش‌ها و استفاده از فرصت‌ها ایجاد کنند.
صرف نظر از اندازه یا صنعت یک کسب‌و‌کار، برای استارت آپ‌هایی که وارد بازار جدیدی می‌شوند و کسب‌و‌کارهایی که به دنبال توسعه یا تغییر هستند، تجزیه و تحلیل SWOT یک ابزار ارزشمند است.
با انجام این تحلیل، کسب‌و‌کارها می‌توانند درک عمیق‌تری از موقعیت خود در بازار به دست آورند و استراتژی‌های مؤثری برای موفقیت توسعه دهند.

آشنایی با مبانی تحلیل SWOT:

قبل از پرداختن به مراحل، درک اصول اساسی این ابزار قدرتمند بسیار مهم است.
🔹نقاط قوت (Strengths)
نقاط قوت شامل ویژگی‌هایی است که مزیت رقابتی را فراهم می‌کند. مانند یک نام تجاری قوی، پایگاه مشتری وفادار، محصولات یا خدمات منحصر به فرد.

🔹نقاط ضعف (Weaknesses)
نقاط ضعف عواملی هستند که کسب‌کار را در مضیقه قرار می‌دهند و نیاز به بهبود دارند. مانند ضعف در خدمات مشتری یا محدودیت در منابع.

🔹فرصت‌ها (Opportunities)
فرصت‌ها عواملی هستند که می‌توانند بر کسب‌و‌کار تأثیر مثبت بگذارند و می‌توان از آن‌ها برای رشد و بهبود موقعیت در بازار استفاده کرد. مانند پیشرفت در فناوری یا افزودن بازار‌های جدید.

🔹تهدیدها (Threats)
تهدید‌ها عواملی هستند که می‌توانند بر کسب‌و‌کار تأثیر منفی بگذارند. مانند رقبای جدید یا رکود و نوسانات اقتصادی.
نقاط قوت و ضعف یک کسب و کار به عنوان عوامل داخلی و فرصت‌ها و تهدیدها به عنوان عوامل خارجی در نظر گرفته می‌شوند.

آماده‌سازی و انجام تحلیل SWOT:

برای انجام یک تحلیل SWOT موفقیت آمیز، آماده سازی مناسب ضروری است.

🔸با شناسایی هدف تجزیه و تحلیل شروع کنید. به چه نتایج خاصی می‌خواهید برسید؟

🔸در مرحله بعد، تمام اطلاعات لازم در مورد کسب و کار را جمع آوری کنید، از جمله داده‌های مربوط به محصولات یا خدمات، روند بازار، رقبا، بازخورد مشتری، عملکرد مالی و … این اطلاعات مبنای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها را تشکیل می‌دهند.

🔸مشارکت دادن ذینفعان در فرآیند بسیار مهم است. کارمندان، مشتریان، تامین کنندگان و شرکا را برای به دست آوردن دیدگاه‌های ارزشمند و شناسایی حوزه‌هایی که ممکن است نادیده گرفته شوند، درگیر کنید.

تجزیه و تحلیل نتایج:

🔹هر دسته را جداگانه مرور کنید و مهم‌ترین مسائل را شناسایی کنید. به دنبال الگوها و ارتباطات بین دسته‌ها باشید.

🔹تعیین کنید که آیا نقاط قوت شما با فرصت‌هایی که می‌تواند به دستیابی به اهداف شما کمک کند، همسو است یا خیر.

🔹آیا نقاط ضعف و تهدیدهای شما به گونه ای هستند که ممکن است مانع موفقیت شوند؟

🔹مسائلی را که شناسایی کرده‌اید اولویت بندی کنید. روی فوری‌ترین موارد و مواردی که رسیدگی به آن‌ها راحت‌تر است و همچنین مواردی که بیشترین تأثیر را بر کسب‌وکار دارند، تمرکز کنید.

🔹یک برنامه عملیاتی تهیه کنید که نحوه اجرای استراتژی‌ها را مشخص کند. این طرح باید شامل اهداف، جدول زمانی و معیارهای خاصی برای سنجش پیشرفت باشد.

🔹مشارکت دادن سهامداران کلیدی در این فرآیند تضمین می‌کند که همه به این طرح متعهد هستند.

🔹مرتباً تجزیه و تحلیل SWOT را مرور کنید تا در مسیر خود بمانید و استراتژی خود را در صورت نیاز تنظیم کنید. با انجام این کار، می‌توانید کسب و کار را برای موفقیت بلندمدت تنظیم کنید و به اهداف مشخص شده برسید.

🔗برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.

(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)

گردآوردنده: محدثه عبادالهی

#تجربه_کاربر
#user_research

@Dexign فلسفه دیزاین

______
👍111