طراحی ریسپانسیو یا PWA
به تازگی با تفاوتهای این دو و اینکه هرکدام چه ویژگیهای دیزاینی دارند و چه زمانی باید از کدام یک استفاده کرد آشنا شدم زیرا ریسپانسیو از نظر توسعه و دولوپ بسیار راحتتر و سادهتر است و در نتیجه هزینه مالی و زمانی کمتری دارد اما PWA (progressive web app) ویژگیهای یک اپلیکیشن را دارد درحالی که یک وبسایت است.
ریسپانسیوها قابلیتهای پیشرفته مانند پشتیبانی آفلاین، اعلان و نوتیفیکشن، ویدیو و قابلیتهای ضبط صدا و … را ساپورت نمیکنند و اصولا این ویژگیها برای فروشگاههای آنلاین و جذب مشتری بسیار مهم است.
ریسپانسیو فقط یکبار با تعاریف سایزهای مختلف دولوپ میشود ولی PWA باید برای اسکرینهای مختلف دولوپ شود. و هردو مسائل مربوط به SEO را ساپورت میکنند.
باید با توجه به تفاوتهای عملکردی این دو و از طرفی نیاز کسبوکار یکی از این دو الگو را انتخاب کنیم تا کمترین هزینه مالی و زمانی و بیشترین جذب مشتری و بهترین عملکرد را برای رسیدن به هدف کسبوکار داشته باشیم.
توصیه میکنم حتما به این مقاله سر بزنید و تفاوتهای این دو نوع طراحی را با توضیحات بیشتر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1081
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربر #UI #ریسپانسیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
به تازگی با تفاوتهای این دو و اینکه هرکدام چه ویژگیهای دیزاینی دارند و چه زمانی باید از کدام یک استفاده کرد آشنا شدم زیرا ریسپانسیو از نظر توسعه و دولوپ بسیار راحتتر و سادهتر است و در نتیجه هزینه مالی و زمانی کمتری دارد اما PWA (progressive web app) ویژگیهای یک اپلیکیشن را دارد درحالی که یک وبسایت است.
ریسپانسیوها قابلیتهای پیشرفته مانند پشتیبانی آفلاین، اعلان و نوتیفیکشن، ویدیو و قابلیتهای ضبط صدا و … را ساپورت نمیکنند و اصولا این ویژگیها برای فروشگاههای آنلاین و جذب مشتری بسیار مهم است.
ریسپانسیو فقط یکبار با تعاریف سایزهای مختلف دولوپ میشود ولی PWA باید برای اسکرینهای مختلف دولوپ شود. و هردو مسائل مربوط به SEO را ساپورت میکنند.
باید با توجه به تفاوتهای عملکردی این دو و از طرفی نیاز کسبوکار یکی از این دو الگو را انتخاب کنیم تا کمترین هزینه مالی و زمانی و بیشترین جذب مشتری و بهترین عملکرد را برای رسیدن به هدف کسبوکار داشته باشیم.
توصیه میکنم حتما به این مقاله سر بزنید و تفاوتهای این دو نوع طراحی را با توضیحات بیشتر مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1081
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#رابط_کاربر #UI #ریسپانسیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Designial- Product Development & Marketing | Silicon Valley, California
Progressive Mobile Apps Vs Responsive Websites: How to Choose
Progressive mobile web app vs responsive website- businesses have a choice. Find out how these two differ and what’s best for you. Lets talk!
👍10⚡2👎1🔥1
چگونه مصاحبههای کاربران را تجزیه و تحلیل کنیم؟
این مقاله ابتدا ۴ مرحله برای پیش بردن مصاحبه ارائه میدهد که عبارتند از:
مرحله ۱: تعیین یک هدف مشخص برای انجام مصاحبه
مرحله ۲: استفاده از راهنمای مصاحبه در طول مصاحبه
مرحله ۳: انجام مصاحبه با کاربر
مرحله ۴: تجزیه و تحلیل مصاحبهها
و سپس مرحله چهارم را که تحلیل مصاحبههاست را به طور کامل توضیح داده و به چند مرحله تفکیک کرده است.
تجزیه و تحلیل مصاحبهها
تجزیه و تحلیل دادههای کیفی بسیار وقتگیر است. بنابراین نویسنده گامهایی را برای تجزیه و تحلیل معرفی میکند که میتوان از مصاحبهها اطلاعات لازم را به دست آورد. اگر این مراحل را به درستی انجام ندهید، احساس میکنید کوهی از اطلاعات نامرتبط را از کاربران خود دریافت کردهاید و نمیدانید که در مرحله بعد چه کاری باید انجام دهید.
مقاله روش تحلیل موضوعی را پیشنهاد میدهد که رایجترین روش برای تحلیل دادههای کیفی است و الگوهای به دست آمده از مصاحبهها را شناسایی میکند.
روش تحلیل موضوعی
۱- یادداشتهای خود را مرور کنید
تمام یادداشتهایی که حین مصاحبه برداشتید را خیلی سریع مرور کنید تا با انواع پاسخها آشنا شوید. یا حتی میتوانید مروری به ویدیو/صوت ضبط شده داشته باشید.
۲- نکات کلیدی را به صورت کد خلاصه کنید
همزمان که یادداشتهایتان را مرور میکنید، هرچیزی که برایتان جالب است را در ۳ تا ۵ کلمه خلاصه کنید (به این کار کدگذاری میگویند). انتخاب کدها به هدف مصاحبه بستگی دارد.
۳- کدها را دسته بندی کنید
بعد از کدگذاری دادهها، حالا میتوانید آنها را در موضوعات مختلف که در راهنمای مصاحبه ذکر کرده بودید، دستهبندی کنید. یکی از راههای مفید برای سازماندهی کدهایتان، ترسیم آنها بر روی نقشه سفر کاربر است.
۴- کدها را در تمهای مختلف دستهبندی کنید
اکنون کدهای مربوط به هر یک از موضوعات را بررسی کنید تا ببینید آیا می توانید شباهتی پیدا کنید. موارد مشابه را با هم دستهبندی کنید، و توضیح دهید که چه چیزی آنها را شبیه به هم می کند، این کار میتواند شما را در تعریف تم کمک کند. به عنوان مثال، می توانید کدهای "Whatsapp" و "iMessage" را در یک موضوع واحد به نام "سرویسهای پیام رسانی" ترکیب کنید.
۵- تمها را تعریف کنید
هنگامی که تمها را در دادههای خود پیدا کردید، باید مشخص کنید که ماهیت هر تم چیست. توضیحات شما باید بتواند به سؤالات تحقیقتان پاسخ دهد و اطلاعات موجود در آنها دادههایی را به شما می دهد تا بر اساس آنها عمل کنید.
۶- تم ها را مرور کنید و به اشتراک بگذارید
تمهایی که تعریف کردید را با تیم خود به اشتراک بگذارید و در مورد اینکه آیا آنها قادر به پاسخ سؤالات تحقیق هستند، بحث کنید. در مورد فرصتهایی که از این تمها به وجود میآیند فکر کنید و ایدههایتان را با هم در میان بگذارید. امیدوارکنندهترین ایدهها را اولویت بندی کنید و شروع به کار بر اساس آموختههای خود از مصاحبهها کنید.
میتوانید برای مطالعه مثالهای بیشتر و توضیح تصویری به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1082
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
این مقاله ابتدا ۴ مرحله برای پیش بردن مصاحبه ارائه میدهد که عبارتند از:
مرحله ۱: تعیین یک هدف مشخص برای انجام مصاحبه
مرحله ۲: استفاده از راهنمای مصاحبه در طول مصاحبه
مرحله ۳: انجام مصاحبه با کاربر
مرحله ۴: تجزیه و تحلیل مصاحبهها
و سپس مرحله چهارم را که تحلیل مصاحبههاست را به طور کامل توضیح داده و به چند مرحله تفکیک کرده است.
تجزیه و تحلیل مصاحبهها
تجزیه و تحلیل دادههای کیفی بسیار وقتگیر است. بنابراین نویسنده گامهایی را برای تجزیه و تحلیل معرفی میکند که میتوان از مصاحبهها اطلاعات لازم را به دست آورد. اگر این مراحل را به درستی انجام ندهید، احساس میکنید کوهی از اطلاعات نامرتبط را از کاربران خود دریافت کردهاید و نمیدانید که در مرحله بعد چه کاری باید انجام دهید.
مقاله روش تحلیل موضوعی را پیشنهاد میدهد که رایجترین روش برای تحلیل دادههای کیفی است و الگوهای به دست آمده از مصاحبهها را شناسایی میکند.
روش تحلیل موضوعی
۱- یادداشتهای خود را مرور کنید
تمام یادداشتهایی که حین مصاحبه برداشتید را خیلی سریع مرور کنید تا با انواع پاسخها آشنا شوید. یا حتی میتوانید مروری به ویدیو/صوت ضبط شده داشته باشید.
۲- نکات کلیدی را به صورت کد خلاصه کنید
همزمان که یادداشتهایتان را مرور میکنید، هرچیزی که برایتان جالب است را در ۳ تا ۵ کلمه خلاصه کنید (به این کار کدگذاری میگویند). انتخاب کدها به هدف مصاحبه بستگی دارد.
۳- کدها را دسته بندی کنید
بعد از کدگذاری دادهها، حالا میتوانید آنها را در موضوعات مختلف که در راهنمای مصاحبه ذکر کرده بودید، دستهبندی کنید. یکی از راههای مفید برای سازماندهی کدهایتان، ترسیم آنها بر روی نقشه سفر کاربر است.
۴- کدها را در تمهای مختلف دستهبندی کنید
اکنون کدهای مربوط به هر یک از موضوعات را بررسی کنید تا ببینید آیا می توانید شباهتی پیدا کنید. موارد مشابه را با هم دستهبندی کنید، و توضیح دهید که چه چیزی آنها را شبیه به هم می کند، این کار میتواند شما را در تعریف تم کمک کند. به عنوان مثال، می توانید کدهای "Whatsapp" و "iMessage" را در یک موضوع واحد به نام "سرویسهای پیام رسانی" ترکیب کنید.
۵- تمها را تعریف کنید
هنگامی که تمها را در دادههای خود پیدا کردید، باید مشخص کنید که ماهیت هر تم چیست. توضیحات شما باید بتواند به سؤالات تحقیقتان پاسخ دهد و اطلاعات موجود در آنها دادههایی را به شما می دهد تا بر اساس آنها عمل کنید.
۶- تم ها را مرور کنید و به اشتراک بگذارید
تمهایی که تعریف کردید را با تیم خود به اشتراک بگذارید و در مورد اینکه آیا آنها قادر به پاسخ سؤالات تحقیق هستند، بحث کنید. در مورد فرصتهایی که از این تمها به وجود میآیند فکر کنید و ایدههایتان را با هم در میان بگذارید. امیدوارکنندهترین ایدهها را اولویت بندی کنید و شروع به کار بر اساس آموختههای خود از مصاحبهها کنید.
میتوانید برای مطالعه مثالهای بیشتر و توضیح تصویری به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1082
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
How to analyze user interviews?
Every fifteen minutes of a conversation transcribes to about 2500 words or 5 pages of raw data — that’s a lot of new findings every time…
👍6⚡3
دارک مود و تنظیمات رابط کاربری
امروزه دارک مود در میان کاربران محبوب شده است و تجربه مشاهده راحتتری را به خصوص در شرایط کم نور برای کاربران فراهم میکند.
مزایای دارک مود
دارک مود مزایای بسیاری دارد، از جمله:
-کاهش فشار چشم در محیط های کم نور
-بهبود عمر باتری در دستگاه های دارای نمایشگر OLED
-افزایش تمرکز و خوانایی برای برخی کاربران
طراحان برای جلب نظر کاربران باید گزینههای حالت روشن و تاریک را در طراحی خود در نظر بگیرند.
عناصر رابط کاربری قابل سفارشی سازی
اجازه دادن به کاربران برای شخصی سازی المانهای رابط کاربری میتواند تجربه و حس کنترل آنها را بیش از پیش افزایش دهد. طراحان میتوانند گزینههایی برای تنظیم اندازه فونت، تمهای رنگی یا حتی اولویتهای چیدمان ارائه دهند. طراحان با ارائه گزینههای سفارشی سازی، کاربران را قادر میسازند تا محصول را با نیازها و اولویتهای منحصر به فرد خود هماهنگ کنند.
ملاحظات طراحی برای دارک مود
هنگام اجرای دارک مود، طراحان باید ملاحظات زیر را در نظر داشته باشند:
- حصول اطمینان از کنتراست رنگ کافی:
حالت تاریک نیازمند توجه دقیق به کنتراست رنگ، به خصوص برای متن و عناصر تعاملی است.
- از پس زمینههای مشکی خالص اجتناب کنید:
استفاده از پس زمینه خاکستری تیره به جای مشکی خالص میتواند فشار چشم را کاهش دهد و خوانایی را بهبود بخشد.
- تست قابلیت استفاده:
رابط کاربری خود را در هر دو حالت روشن و تاریک تست کنید تا هرگونه مشکل قابلیت استفاده را شناسایی و رفع کنید.
برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1083
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #دارک_مود
#Dark_mode
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
امروزه دارک مود در میان کاربران محبوب شده است و تجربه مشاهده راحتتری را به خصوص در شرایط کم نور برای کاربران فراهم میکند.
مزایای دارک مود
دارک مود مزایای بسیاری دارد، از جمله:
-کاهش فشار چشم در محیط های کم نور
-بهبود عمر باتری در دستگاه های دارای نمایشگر OLED
-افزایش تمرکز و خوانایی برای برخی کاربران
طراحان برای جلب نظر کاربران باید گزینههای حالت روشن و تاریک را در طراحی خود در نظر بگیرند.
عناصر رابط کاربری قابل سفارشی سازی
اجازه دادن به کاربران برای شخصی سازی المانهای رابط کاربری میتواند تجربه و حس کنترل آنها را بیش از پیش افزایش دهد. طراحان میتوانند گزینههایی برای تنظیم اندازه فونت، تمهای رنگی یا حتی اولویتهای چیدمان ارائه دهند. طراحان با ارائه گزینههای سفارشی سازی، کاربران را قادر میسازند تا محصول را با نیازها و اولویتهای منحصر به فرد خود هماهنگ کنند.
ملاحظات طراحی برای دارک مود
هنگام اجرای دارک مود، طراحان باید ملاحظات زیر را در نظر داشته باشند:
- حصول اطمینان از کنتراست رنگ کافی:
حالت تاریک نیازمند توجه دقیق به کنتراست رنگ، به خصوص برای متن و عناصر تعاملی است.
- از پس زمینههای مشکی خالص اجتناب کنید:
استفاده از پس زمینه خاکستری تیره به جای مشکی خالص میتواند فشار چشم را کاهش دهد و خوانایی را بهبود بخشد.
- تست قابلیت استفاده:
رابط کاربری خود را در هر دو حالت روشن و تاریک تست کنید تا هرگونه مشکل قابلیت استفاده را شناسایی و رفع کنید.
برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1083
(زمان حدودی مطالعه مقاله: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #دارک_مود
#Dark_mode
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Dark Mode and UI Preferences: Accommodating User Preferences in Interface Design
Dark mode has become increasingly popular among users, providing a more comfortable viewing experience, especially in low-light conditions…
👍6⚡2
رابط کاربری فضایی اپل: برای عصر جدیدی از طراحی آماده شوید
اپل در کنفرانس WWDC 2023 محصولی را بهنمایش گذاشت که به عقیدهی برخی کارشناسان، آغازگر دوران پسا-آیفون است. هدست واقعیت ترکیبی ویژن پرو که از سیستمعامل ویژن OS استفاده میکند، دنیای تکنولوژی را به هیجان و تردید انداخته است. با معرفی اپل ویژن پرو ، کمپانی اپل در حال ایجاد انقلابی جدید در صنعت طراحی و UI، با ایجاد استانداردهای جدید با واقعیت افزوده و نسلی جدید از طراحی کاربری است. این مقاله به این شاخهی جدید دیزاین و هر آن چه که در رابطه با آن لازم است بدانید میپردازد.
رابط کاربری اپل ویژن پرو، Spatial UI، شاخهی جدیدی را در صنعت طراحی رابط کاربری را ایجاد کرده است. این تکنولوژی باعث تغییر روشهای طراحی رابط کاربری و چگونگی رابطهی کاربران و محصولات دیجیال خواهد شد. طراحان باید با مزایا و سختیهای این تکنولوژی جدید آشنا باشند چرا که spatial UI با ایجاد تجربه کاربری بهتر و جامعتر به زودی در مرکز توجه کاربران قرار خواهد گرفت. حرکت به سمت واقعیت افزوده نیازمند ارزیابی مجدد ایدههای طراحی مرسوم، و بررسی محدودیتهای طراحی رابط کاربری است. طراحان برای ایجاد رابط کاربری فضایی عالی باید روی تعدادی از جنبههای مهم تمرکز کنند که تعدادی از آن ها عبارتند از:
۱. فهم درست فضاهای ۳ بعدی
۲. تعاملات مبتنی بر ژست و اشاره
۳. دسترس پذیری و فراگیری
۴. داستان سرایی همهجانبه
۵. آگاهی متنی
۶. همکاری
فرصتهای طراحان: پتانسیل spatial UI
با رایج شدن رابط کاربری وابسته به فضای ۳بعدی، طراحان امکانات جدیدی برای نشان دادن نبوغ و تخصص خود خواهند یافت. با استفاده از این فناوری پیشرفته، طراحان قادر خواهند بود رابطهای کاربری منحصر بهفردی تولید کنند که نیازها و انتظارات در حال تغییر مصرفکنندگان را برآورده کند.
این ابزار میتواند استفادههای متعددی در صنایع مختلف داشته باشد. آموزش، بازی، سلامت، خرید و فروش، املاک، طراحی و معماری ،کارخانهها و تفریح از جمله صنایعی هستند که به زودی تحت تاثیر این مساله قرار میگیرند.
طراحان این شانس را دارند که به لطف اهمیت روزافزون spatial UI در آینده فناوری، تأثیر قابل توجهی در ایجاد تجربیات کاربر همهجانبه و جذاب داشته باشند و موقعیت خود را به عنوان پیشگامان در این زمینه مستحکم کنند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1084
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
اپل در کنفرانس WWDC 2023 محصولی را بهنمایش گذاشت که به عقیدهی برخی کارشناسان، آغازگر دوران پسا-آیفون است. هدست واقعیت ترکیبی ویژن پرو که از سیستمعامل ویژن OS استفاده میکند، دنیای تکنولوژی را به هیجان و تردید انداخته است. با معرفی اپل ویژن پرو ، کمپانی اپل در حال ایجاد انقلابی جدید در صنعت طراحی و UI، با ایجاد استانداردهای جدید با واقعیت افزوده و نسلی جدید از طراحی کاربری است. این مقاله به این شاخهی جدید دیزاین و هر آن چه که در رابطه با آن لازم است بدانید میپردازد.
رابط کاربری اپل ویژن پرو، Spatial UI، شاخهی جدیدی را در صنعت طراحی رابط کاربری را ایجاد کرده است. این تکنولوژی باعث تغییر روشهای طراحی رابط کاربری و چگونگی رابطهی کاربران و محصولات دیجیال خواهد شد. طراحان باید با مزایا و سختیهای این تکنولوژی جدید آشنا باشند چرا که spatial UI با ایجاد تجربه کاربری بهتر و جامعتر به زودی در مرکز توجه کاربران قرار خواهد گرفت. حرکت به سمت واقعیت افزوده نیازمند ارزیابی مجدد ایدههای طراحی مرسوم، و بررسی محدودیتهای طراحی رابط کاربری است. طراحان برای ایجاد رابط کاربری فضایی عالی باید روی تعدادی از جنبههای مهم تمرکز کنند که تعدادی از آن ها عبارتند از:
۱. فهم درست فضاهای ۳ بعدی
۲. تعاملات مبتنی بر ژست و اشاره
۳. دسترس پذیری و فراگیری
۴. داستان سرایی همهجانبه
۵. آگاهی متنی
۶. همکاری
فرصتهای طراحان: پتانسیل spatial UI
با رایج شدن رابط کاربری وابسته به فضای ۳بعدی، طراحان امکانات جدیدی برای نشان دادن نبوغ و تخصص خود خواهند یافت. با استفاده از این فناوری پیشرفته، طراحان قادر خواهند بود رابطهای کاربری منحصر بهفردی تولید کنند که نیازها و انتظارات در حال تغییر مصرفکنندگان را برآورده کند.
این ابزار میتواند استفادههای متعددی در صنایع مختلف داشته باشد. آموزش، بازی، سلامت، خرید و فروش، املاک، طراحی و معماری ،کارخانهها و تفریح از جمله صنایعی هستند که به زودی تحت تاثیر این مساله قرار میگیرند.
طراحان این شانس را دارند که به لطف اهمیت روزافزون spatial UI در آینده فناوری، تأثیر قابل توجهی در ایجاد تجربیات کاربر همهجانبه و جذاب داشته باشند و موقعیت خود را به عنوان پیشگامان در این زمینه مستحکم کنند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1084
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Apple’s Spatial UI: Prepare For A New Era of Design
With the introduction of Apple Vision Pro, the company is revolutionizing the UI industry by developing it in a new format, setting a new…
👍10⚡2
فرقۀ خلاقیت: جایی که شاعر، کارآفرین و روانشناس به هم رسیدند
خلاقیت کِی خلق شد؟ رابطه خلاقیت و هوش چیست؟ آیا خلاقیت یعنی ساختن چیز جدید؟
چه چیزی باعث شد در دهه ۱۹۴۰ سازمانها رو به استخدام افراد خلاق بیاورند؟
از ۱۹۴۰ به بعد چه مسائل جدیدی برای انسانها به وجود آمد که نیاز به خلاقیت بیشتری برای مواجه با آنها وجود داشت؟
در کسبوکار صنعتی قدیم، کارفرما اگر میتوانست با «مدیریت علمی» فرایند تولید کارخانهاش را سامان بدهد، دیگر به خلاقیتِ کارگرانش احتیاجی نداشت. اما در کسبوکار جدید، مسئلۀ اصلی قانعکردن مشتری برای خرید محصولات بود و این کار خلاقیت زیادی لازم داشت.
آیا میتوان برای اندازهگیری میزان خلاقیت یک فرد روش ثابتی داشت؟ اگر روش ثابتی برای سنجش میزان خلاقیت افراد بتوان در نظر گرفت، ایا این بدان معنا نیست که خلاقیت را چارچوبمند و تعریفپذیر کردهایم؟ حال آیا یک چیز چارچوبمند میتواند باعث تولید نوآوری شود؟ فرمول مشخصی برای نوآوری!
تلاش برای سنجش کامل میزان خلاقیت بیهوده است. اصلا آیا ممکن است کسی خلاق باشد، بدون اینکه کار خلاقانهای از او سر بزند (مثل افراد باهوشی که تمام عمرشان شبیه انسانهایی با بهرۀ هوشی پایینتر زندگی میکنند)؟
امروزه برای ما عادی است که بشنویم یک کودک یا یک هنرمند «خلاقیت» زیادی دارد، یا برعکس، یک اثر هنری «فاقد خلاقیت» است. اما سنجش افراد یا آثار بر اساس خلاقیت، قدمت چندانی ندارد. در واقع، پیش از پایان جنگ جهانی دوم، تقریباً هیچکس از این واژه استفاده نمیکرد. اما در سالهای جنگ سرد، ناگهان دغدغهای فراگیر برای خلاقیت شکل گرفت.
لینک ترجمان:
https://bit.ly/dxgn1085-1
لینک نیویورکر:
https://bit.ly/dxgn1085-2
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
خلاقیت کِی خلق شد؟ رابطه خلاقیت و هوش چیست؟ آیا خلاقیت یعنی ساختن چیز جدید؟
چه چیزی باعث شد در دهه ۱۹۴۰ سازمانها رو به استخدام افراد خلاق بیاورند؟
از ۱۹۴۰ به بعد چه مسائل جدیدی برای انسانها به وجود آمد که نیاز به خلاقیت بیشتری برای مواجه با آنها وجود داشت؟
در کسبوکار صنعتی قدیم، کارفرما اگر میتوانست با «مدیریت علمی» فرایند تولید کارخانهاش را سامان بدهد، دیگر به خلاقیتِ کارگرانش احتیاجی نداشت. اما در کسبوکار جدید، مسئلۀ اصلی قانعکردن مشتری برای خرید محصولات بود و این کار خلاقیت زیادی لازم داشت.
آیا میتوان برای اندازهگیری میزان خلاقیت یک فرد روش ثابتی داشت؟ اگر روش ثابتی برای سنجش میزان خلاقیت افراد بتوان در نظر گرفت، ایا این بدان معنا نیست که خلاقیت را چارچوبمند و تعریفپذیر کردهایم؟ حال آیا یک چیز چارچوبمند میتواند باعث تولید نوآوری شود؟ فرمول مشخصی برای نوآوری!
تلاش برای سنجش کامل میزان خلاقیت بیهوده است. اصلا آیا ممکن است کسی خلاق باشد، بدون اینکه کار خلاقانهای از او سر بزند (مثل افراد باهوشی که تمام عمرشان شبیه انسانهایی با بهرۀ هوشی پایینتر زندگی میکنند)؟
امروزه برای ما عادی است که بشنویم یک کودک یا یک هنرمند «خلاقیت» زیادی دارد، یا برعکس، یک اثر هنری «فاقد خلاقیت» است. اما سنجش افراد یا آثار بر اساس خلاقیت، قدمت چندانی ندارد. در واقع، پیش از پایان جنگ جهانی دوم، تقریباً هیچکس از این واژه استفاده نمیکرد. اما در سالهای جنگ سرد، ناگهان دغدغهای فراگیر برای خلاقیت شکل گرفت.
لینک ترجمان:
https://bit.ly/dxgn1085-1
لینک نیویورکر:
https://bit.ly/dxgn1085-2
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
The New Yorker
The Origins of Creativity
The concept was devised in postwar America, in response to the cultural and commercial demands of the era. Now we’re stuck with it.
👍6⚡2👌2
زمان، بیشک یکی از ارزشمندترین داشتههای ما در زندگیست.
در این سالها که با همراهی شما لذتبخش شده بود، تلاش کردیم تا با ارزش نهادن و حفاظت از زمان شما و خودمان، در مسیر زندگی گام برداریم.
تیم فلسفه دیزاین، عضو کوچکی از دیزاین استودیو همواره کوشیده است تا با در اختیار گذاشتن چکیدهای از کارآمدترین مقالات، شما را با سپری کردن کمترین زمان، در مسیر مطالعه و دانش نگه دارد. و بینهایت از این همراهی خوشحالیم.
و حالا همراهی شما را مثل قبل در کنار تیم دیزاین استودیو نیاز داریم. Retime، محصولی که با تلاش زیاد ما و همکارانمان ساخته شده تا به ما در مدیریت زمان کمک کند، به روزهای انتشارش نزدیک میشود.
از شما میخواهیم با رفتن به این لینک و روشن کردن دکمه “Notify me” در حفظ این محصول سهیم باشید و به حیات آن کمک کنید.
صمیمانه از حمایت شما سپاسگزاریم.
@Dexign فلسفه دیزاین
_____
در این سالها که با همراهی شما لذتبخش شده بود، تلاش کردیم تا با ارزش نهادن و حفاظت از زمان شما و خودمان، در مسیر زندگی گام برداریم.
تیم فلسفه دیزاین، عضو کوچکی از دیزاین استودیو همواره کوشیده است تا با در اختیار گذاشتن چکیدهای از کارآمدترین مقالات، شما را با سپری کردن کمترین زمان، در مسیر مطالعه و دانش نگه دارد. و بینهایت از این همراهی خوشحالیم.
و حالا همراهی شما را مثل قبل در کنار تیم دیزاین استودیو نیاز داریم. Retime، محصولی که با تلاش زیاد ما و همکارانمان ساخته شده تا به ما در مدیریت زمان کمک کند، به روزهای انتشارش نزدیک میشود.
از شما میخواهیم با رفتن به این لینک و روشن کردن دکمه “Notify me” در حفظ این محصول سهیم باشید و به حیات آن کمک کنید.
صمیمانه از حمایت شما سپاسگزاریم.
@Dexign فلسفه دیزاین
_____
👍15❤🔥5❤3🤣2
عادتهایی ساده اما تاثیرگذار برای افزایش بهرهوری کاری
مدیران از انواع مختلفی از ملاکهای ارزیابی استفاده میکنند اما ۳ نمونه از معمولترین ملاکهای ارزیابی کارایی افراد، سرعت، کیفیت و بهرهوری آنهاست. البته داشتن هرسه این موارد دشوار است.
در این مقاله به ۱۳ راهکار موثر در افزایش کارایی افراد اشاره شده است که میتوانند به میزان قابل توجهی تاثیرگذار باشند.
کافیست برای هرکدام به مدت یک هفته زمان متمرکزی بگذاریم تا به آن عادت کنید. در این صورت بعد از ۳ ماه میتوان گفت مهارتهای بسیار مهمی از بهرهوری را در خود تا میزان قابل توجهی نهادینه کردهاید.
در این یادداشت به بخشی از این ۱۳ راهکار شاره میکنیم:
۱. برای عوامل حواسپرتی و عدم تمرکز محدودیتهایی قرار دهیم:
در زمان مشخصی که از قبل برای انجام کار مشخص کردهاید محدود کردن عوامل حواسپرتی از جمله خاموش کردن پیام های موبایل، سایلنت کردن موبایل، پخش یک موسیقی آرام و ... میتوانند بسیار به متمرکز بودن بر کار کمک کنند.
۲. شکستن تسکهای بزرگ به قدمهای کوچک:
هر کار سخت و بزرگی که در ابتدا با آن مواجه میشویم انسان را به سمت اهمالکاری سوق میدهد. عادت به شسکتن کارهای بزرگ به قدمهای کوچک و ملموس، میتواند بسیار کمک کننده باشد.
۳. اهداف شفاف و قابل دستیابی برای خود تعریف کنید.
۴. از انجام چند کار به طور همزمان (Multitasking) دوری کنید.
۵. کارهای مهمتر را قبل از باقی کارها انجام دهید.
۶. محل کار خود را تمیز و عاری از عوامل حواسپرتی نگه دارید.
میتوانید ادامه موارد را به صورت کامل در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1086
(زمان حدودی مطالعه : ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#توسعه_فردی #مهارتنرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
مدیران از انواع مختلفی از ملاکهای ارزیابی استفاده میکنند اما ۳ نمونه از معمولترین ملاکهای ارزیابی کارایی افراد، سرعت، کیفیت و بهرهوری آنهاست. البته داشتن هرسه این موارد دشوار است.
در این مقاله به ۱۳ راهکار موثر در افزایش کارایی افراد اشاره شده است که میتوانند به میزان قابل توجهی تاثیرگذار باشند.
کافیست برای هرکدام به مدت یک هفته زمان متمرکزی بگذاریم تا به آن عادت کنید. در این صورت بعد از ۳ ماه میتوان گفت مهارتهای بسیار مهمی از بهرهوری را در خود تا میزان قابل توجهی نهادینه کردهاید.
در این یادداشت به بخشی از این ۱۳ راهکار شاره میکنیم:
۱. برای عوامل حواسپرتی و عدم تمرکز محدودیتهایی قرار دهیم:
در زمان مشخصی که از قبل برای انجام کار مشخص کردهاید محدود کردن عوامل حواسپرتی از جمله خاموش کردن پیام های موبایل، سایلنت کردن موبایل، پخش یک موسیقی آرام و ... میتوانند بسیار به متمرکز بودن بر کار کمک کنند.
۲. شکستن تسکهای بزرگ به قدمهای کوچک:
هر کار سخت و بزرگی که در ابتدا با آن مواجه میشویم انسان را به سمت اهمالکاری سوق میدهد. عادت به شسکتن کارهای بزرگ به قدمهای کوچک و ملموس، میتواند بسیار کمک کننده باشد.
۳. اهداف شفاف و قابل دستیابی برای خود تعریف کنید.
۴. از انجام چند کار به طور همزمان (Multitasking) دوری کنید.
۵. کارهای مهمتر را قبل از باقی کارها انجام دهید.
۶. محل کار خود را تمیز و عاری از عوامل حواسپرتی نگه دارید.
میتوانید ادامه موارد را به صورت کامل در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1086
(زمان حدودی مطالعه : ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#توسعه_فردی #مهارتنرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
BetterUp
Your work performance will sky-rocket with these 13 tips
It’s normal to have slow or unproductive days at work. With these 13 ways to improve your work performance, you can speed through tasks and get more done.
👍7⚡2🔥2
ارائه موثرتر یافتههای UX Research
تصور کنید که بعد از پروسه طولانی تحقیقات، حالا زمان آن رسیده است که یافتههای خود را ارائه دهید. این ارائه میتواند در تیم خودتان اتفاق بیفتد یا مخاطب آن ذینفعان پروژه باشند. چه کارهایی انجام میدهید؟ چگونه ارائه را پیش میبرید تا بیشترین تاثیر را داشته باشد؟
این مقاله به طور خلاصه با ارائه ۴ نکته، پیشنهادهایی برای ارائه بهتر یافتههایتان میدهد.
۱- مخاطب خود را مشخص کنید
منظور از این مرحله این است که ارائهتان را متناسب با مخاطبان خود تنظیم کنید و متناسب با آن یافتههایتان را به صورت داستان تعریف کنید. میتوانید داستان خود را در ساختار "اهداف، یافتهها و نتایج" بیان کنید. به این صورت که ابتدا اهداف پژوهشها، وضعیت موجود و مطلوب، روشهای جمع آوری اطلاعات را به صورت مختصر شرح دهید و سپس از یافتههای خود در مصاحبهها و تستها و .. بگویید و در نهایت از نتایج و پیشنهادهای خود درباره یافتهها صحبت کنید.
۲- خلاصه کنید
دو موردی که در این مرحله باید رعایت شود: اول یافتههای خود را به شکلی که قابلفهم باشد خلاصه کنید و آن را به صورت خام به مخاطب نمایش ندهید و مورد دوم این که دادههای کمی را با دادههای کیفی ترکیب کنید. اطلاعات کلیدی که به دست آوردید را با دادههای کمی ساپورت کنید. مثلا برای بیان میزان رضایت مشتری، میتوان آن را با نقل قولی در مورد یک نقطه درد خاص نشان داد.
۳- ارائه را گیرا کنید
تا میتوانید خلاصه بنویسید و مستقیم به اصل مطلب اشاره کنید. اگر ارائه خود تعاملی را کنید میتوانید مخاطبتان را کنجکاو کنید تا توجه بیشتری کنند؛ مثلا ببینید آنها دوست دارند چه چیزی را درباره کاربرها متوجه شوند.
به آنها کمک کنید تا با کاربران همدلی کنند. برای این کار میتوانید به آنها ویدیوهایی از نحوه تعامل کاربران با محصولتان نشان دهید. آخرین پیشنهاد نویسنده در این مورد این است که به ارائه خود کمی طنز اضافه کنید تا آن را جذابتر کند. او مثال جالبی در این مورد میزند و میگوید گاهی تماشای تستهای کاربردپذیری و اینکه کاربر چگونه تسکی را کامل میکند حتی از یک فیلم اکشن هم جذابتر است!
۴- ارائه را قابل اجرا کنید
در انتهای ارائه، یک خلاصه مختصر و یک لیست از پیشنهادهایی که میتوانید انجام دهید را بگنجانید. بهتر است این توصیهها عملی باشند نه فقط نظرات شخصی. فراموش نکنید که فایل ارائه را با ذینفعان به اشتراک بگذارید.
برای مطالعه کامل مراحل میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1087
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
تصور کنید که بعد از پروسه طولانی تحقیقات، حالا زمان آن رسیده است که یافتههای خود را ارائه دهید. این ارائه میتواند در تیم خودتان اتفاق بیفتد یا مخاطب آن ذینفعان پروژه باشند. چه کارهایی انجام میدهید؟ چگونه ارائه را پیش میبرید تا بیشترین تاثیر را داشته باشد؟
این مقاله به طور خلاصه با ارائه ۴ نکته، پیشنهادهایی برای ارائه بهتر یافتههایتان میدهد.
۱- مخاطب خود را مشخص کنید
منظور از این مرحله این است که ارائهتان را متناسب با مخاطبان خود تنظیم کنید و متناسب با آن یافتههایتان را به صورت داستان تعریف کنید. میتوانید داستان خود را در ساختار "اهداف، یافتهها و نتایج" بیان کنید. به این صورت که ابتدا اهداف پژوهشها، وضعیت موجود و مطلوب، روشهای جمع آوری اطلاعات را به صورت مختصر شرح دهید و سپس از یافتههای خود در مصاحبهها و تستها و .. بگویید و در نهایت از نتایج و پیشنهادهای خود درباره یافتهها صحبت کنید.
۲- خلاصه کنید
دو موردی که در این مرحله باید رعایت شود: اول یافتههای خود را به شکلی که قابلفهم باشد خلاصه کنید و آن را به صورت خام به مخاطب نمایش ندهید و مورد دوم این که دادههای کمی را با دادههای کیفی ترکیب کنید. اطلاعات کلیدی که به دست آوردید را با دادههای کمی ساپورت کنید. مثلا برای بیان میزان رضایت مشتری، میتوان آن را با نقل قولی در مورد یک نقطه درد خاص نشان داد.
۳- ارائه را گیرا کنید
تا میتوانید خلاصه بنویسید و مستقیم به اصل مطلب اشاره کنید. اگر ارائه خود تعاملی را کنید میتوانید مخاطبتان را کنجکاو کنید تا توجه بیشتری کنند؛ مثلا ببینید آنها دوست دارند چه چیزی را درباره کاربرها متوجه شوند.
به آنها کمک کنید تا با کاربران همدلی کنند. برای این کار میتوانید به آنها ویدیوهایی از نحوه تعامل کاربران با محصولتان نشان دهید. آخرین پیشنهاد نویسنده در این مورد این است که به ارائه خود کمی طنز اضافه کنید تا آن را جذابتر کند. او مثال جالبی در این مورد میزند و میگوید گاهی تماشای تستهای کاربردپذیری و اینکه کاربر چگونه تسکی را کامل میکند حتی از یک فیلم اکشن هم جذابتر است!
۴- ارائه را قابل اجرا کنید
در انتهای ارائه، یک خلاصه مختصر و یک لیست از پیشنهادهایی که میتوانید انجام دهید را بگنجانید. بهتر است این توصیهها عملی باشند نه فقط نظرات شخصی. فراموش نکنید که فایل ارائه را با ذینفعان به اشتراک بگذارید.
برای مطالعه کامل مراحل میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1087
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Presenting UX Research findings more effectively
4 Tips on how to communicate the research findings with impact
👍9⚡1👌1
۴ مرحله مسیر شغلی دیزاین
مدتها بود با اینکه میدانستم دیزاین موضوع گستردهای است و باید همیشه در حال مطالعه بود اما احساس میکردم که دیگر مقالهای یا ویدیویی چیزی به من اضافه نمیکند و نمیتوانم پیشرفت کنم و در سطح ثابتی باقی ماندهام و این موضوع بهشدت ذهنم را درگیر کرده بود و دنبال پاسخ بودم.
برای رسیدن به جوابم با افراد زیادی صحبت کردم و مقالات و ویدیوهایی دیدم، ما همیشه در حال پیشرفت هستیم و خوب است که این مسیر برایمان شفاف باشد تا بهتر بتوانیم برنامهریزی کنیم، اما باید از تجربیات دیگران نیز استفاده کنیم تا مسیر خود را بنویسیم و ممکن است این مسیر برای همه کاربرد نداشته باشد.
این مقاله مسیری را تعریف کرده که بنظرم جالب بود و توصیه میکنم که به صورت کامل ببینید. این مسیر به ۴ دسته تقسیم شده و ویژگی و پیشنهاداتی برای هر دسته نیز داده است.
به فردی که در ابتدای مسیر است، پیشنهاد میشود که به کارهایی چون کارآموزی، آموزش و گرفتن منتور بپردازد، مرحله بعدی فردیست که حدود ۲ تا ۴ سال سابقه کاری دارد و میتوان او را یک جنرالیست خواند که میتواند به تنهایی یک پروژه را جلو ببرد. مرحله دیگر فردیست که بین ۴ تا ۷ سال سابقه کاری دارد و این فرد در مرحلهای قرار دارد که میتواند یک تیم را سازماندهی و یا رهبری کند و در آخر افرادی که بالای ۷ سال در این حوزه کار کردهاند و این افراد تقریبا به نقطهای رسیدهاند که میتوانند نتیجه کارها و تصمیماتشان را ببینند و یا تغییراتی در حرفه خود بدهند.
این مقاله پیشنهاداتی برای هر مرحله داده است و توصیه میکنم جای خود را پیدا کرده و پیشنهادات نویسنده را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1089
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#مسیر_شغلی #پیشرفت_شغلی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
مدتها بود با اینکه میدانستم دیزاین موضوع گستردهای است و باید همیشه در حال مطالعه بود اما احساس میکردم که دیگر مقالهای یا ویدیویی چیزی به من اضافه نمیکند و نمیتوانم پیشرفت کنم و در سطح ثابتی باقی ماندهام و این موضوع بهشدت ذهنم را درگیر کرده بود و دنبال پاسخ بودم.
برای رسیدن به جوابم با افراد زیادی صحبت کردم و مقالات و ویدیوهایی دیدم، ما همیشه در حال پیشرفت هستیم و خوب است که این مسیر برایمان شفاف باشد تا بهتر بتوانیم برنامهریزی کنیم، اما باید از تجربیات دیگران نیز استفاده کنیم تا مسیر خود را بنویسیم و ممکن است این مسیر برای همه کاربرد نداشته باشد.
این مقاله مسیری را تعریف کرده که بنظرم جالب بود و توصیه میکنم که به صورت کامل ببینید. این مسیر به ۴ دسته تقسیم شده و ویژگی و پیشنهاداتی برای هر دسته نیز داده است.
به فردی که در ابتدای مسیر است، پیشنهاد میشود که به کارهایی چون کارآموزی، آموزش و گرفتن منتور بپردازد، مرحله بعدی فردیست که حدود ۲ تا ۴ سال سابقه کاری دارد و میتوان او را یک جنرالیست خواند که میتواند به تنهایی یک پروژه را جلو ببرد. مرحله دیگر فردیست که بین ۴ تا ۷ سال سابقه کاری دارد و این فرد در مرحلهای قرار دارد که میتواند یک تیم را سازماندهی و یا رهبری کند و در آخر افرادی که بالای ۷ سال در این حوزه کار کردهاند و این افراد تقریبا به نقطهای رسیدهاند که میتوانند نتیجه کارها و تصمیماتشان را ببینند و یا تغییراتی در حرفه خود بدهند.
این مقاله پیشنهاداتی برای هر مرحله داده است و توصیه میکنم جای خود را پیدا کرده و پیشنهادات نویسنده را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1089
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#مسیر_شغلی #پیشرفت_شغلی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
The four phases of a design career
I was recently invited to speak to a couple hundred students at a UC San Diego Cognitive Science Department event. Several other…
👍10⚡1🙏1
تحقیقات ثانویه، ابزاری برای نجات
تحقیقات ثانویه میتواند ابزار قدرتمندی برای شما به عنوان طراح تجربه کاربری، صرف نظر از سطح تخصص باشد، که حتی میتواند قبل از تحقیقات اولیه بیاید و در مراحل مختلف فرآیند طراحی کاربرد داشتهباشد.
تحقیق ثانویه چیست؟
برخلاف تحقیقات اولیه که خودتان انجام میدهید، تحقیقات ثانویه هر نوع تحقیقی است که از اطلاعات موجود جمعآوری شده توسط شخص دیگری استفاده میکند و میتواند به شکل کاوش در تحقیقات تجربه کاربری انجام شده توسط دیگران برای محصول یا هدف متفاوت، بررسی مجلات دانشگاهی، کتابها، گفتگوهای تخصصی، مقالات و غیره باشد.
چرا پژوهش ثانویه مهم است؟
تحقیقات ثانویه میتواند از بسیاری جهات کمککننده باشد:
- در مورد یک حوزه یا صنعت جدید میآموزید.
- بررسی میکنید که آیا تحقیقی در مورد این موضوع وجود دارد یا خیر.
- زمینه وسیعتری از مشکلی که میخواهید حل کنید را درک میکنید.
- ترندها، رفتارها و نوآوریهای اخیر در یک حوزه خاص را کشف میکنید.
میتوان از پژوهش ثانویه به عنوان یک پایه اساسی برای تحقیقات اولیه استفاده کرد؛ به این معنی که درک بهتری در مورد فرضیات اولیه خواهید داشت و مفروضات جدیدی را ایجاد میکنید که میتوانید آنها را در طول تحقیقات اولیه خود تأیید کنید (یا بهتر است بگوییم باطل کنید). اما چطور این تحقیقات را به روش موثر انجام دهیم؟
چگونه تحقیقات ثانویه را به طور موثر انجام دهیم؟
۱- موضوعات تحقیق و اهداف آن را یادداشت کنید. در غیر این صورت فقط با دهها تب باز در مرورگر خود مواجه خواهید شد.
۲- منابع را انتخاب کنید؛ داخلی یا خارجی؛ منابع داخلی شامل منابعی هستند که در شرکت شما وجود دارند؛ مانند تحلیل رقابتی، دیتا آنالیتیکس. منابع خارجی منابعی هستند که خارج شرکت شما هستند مانند مقالات، گفتگوهای تخصصی، مجلات تحقیقاتی و ...
۳- یک زمان مشخص را برای پیدا کردن، غربالگری و جستوجو مواد پژوهش کنار بگذارید. به عنوان مثال ابتدا که هر مقاله را پیدا میکنید بهتر است هر صفحه را اسکن کنید و زمان خود رو با خواندن کل یک مقاله تلف نکنید.
۴- عمیق شوید؛ تا این مرحله احتمالا باید یک لیست کوچکتر از منابع موردنظرتان را داشتهباشید. حال نوبت آن است که مطمئن شوید که آنها قابل اعتماد و معتبر هستند. به عنوان مثال، یک مقاله تحقیقاتی بررسی شده در یک مجله معروف به احتمال زیاد بهتر از یک کامنت در یک پست وبلاگ است.
۵- هر از گاهی استراحت کنید تا در مورد آنچه پیدا کردهاید فکر کنید و آنها را مرور کنید. از خود بپرسید چگونه میتوانند به شما در حرکت به جلو کمک کنند.
برای مطالعه کامل متن و مثالهای بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1090
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
تحقیقات ثانویه میتواند ابزار قدرتمندی برای شما به عنوان طراح تجربه کاربری، صرف نظر از سطح تخصص باشد، که حتی میتواند قبل از تحقیقات اولیه بیاید و در مراحل مختلف فرآیند طراحی کاربرد داشتهباشد.
تحقیق ثانویه چیست؟
برخلاف تحقیقات اولیه که خودتان انجام میدهید، تحقیقات ثانویه هر نوع تحقیقی است که از اطلاعات موجود جمعآوری شده توسط شخص دیگری استفاده میکند و میتواند به شکل کاوش در تحقیقات تجربه کاربری انجام شده توسط دیگران برای محصول یا هدف متفاوت، بررسی مجلات دانشگاهی، کتابها، گفتگوهای تخصصی، مقالات و غیره باشد.
چرا پژوهش ثانویه مهم است؟
تحقیقات ثانویه میتواند از بسیاری جهات کمککننده باشد:
- در مورد یک حوزه یا صنعت جدید میآموزید.
- بررسی میکنید که آیا تحقیقی در مورد این موضوع وجود دارد یا خیر.
- زمینه وسیعتری از مشکلی که میخواهید حل کنید را درک میکنید.
- ترندها، رفتارها و نوآوریهای اخیر در یک حوزه خاص را کشف میکنید.
میتوان از پژوهش ثانویه به عنوان یک پایه اساسی برای تحقیقات اولیه استفاده کرد؛ به این معنی که درک بهتری در مورد فرضیات اولیه خواهید داشت و مفروضات جدیدی را ایجاد میکنید که میتوانید آنها را در طول تحقیقات اولیه خود تأیید کنید (یا بهتر است بگوییم باطل کنید). اما چطور این تحقیقات را به روش موثر انجام دهیم؟
چگونه تحقیقات ثانویه را به طور موثر انجام دهیم؟
۱- موضوعات تحقیق و اهداف آن را یادداشت کنید. در غیر این صورت فقط با دهها تب باز در مرورگر خود مواجه خواهید شد.
۲- منابع را انتخاب کنید؛ داخلی یا خارجی؛ منابع داخلی شامل منابعی هستند که در شرکت شما وجود دارند؛ مانند تحلیل رقابتی، دیتا آنالیتیکس. منابع خارجی منابعی هستند که خارج شرکت شما هستند مانند مقالات، گفتگوهای تخصصی، مجلات تحقیقاتی و ...
۳- یک زمان مشخص را برای پیدا کردن، غربالگری و جستوجو مواد پژوهش کنار بگذارید. به عنوان مثال ابتدا که هر مقاله را پیدا میکنید بهتر است هر صفحه را اسکن کنید و زمان خود رو با خواندن کل یک مقاله تلف نکنید.
۴- عمیق شوید؛ تا این مرحله احتمالا باید یک لیست کوچکتر از منابع موردنظرتان را داشتهباشید. حال نوبت آن است که مطمئن شوید که آنها قابل اعتماد و معتبر هستند. به عنوان مثال، یک مقاله تحقیقاتی بررسی شده در یک مجله معروف به احتمال زیاد بهتر از یک کامنت در یک پست وبلاگ است.
۵- هر از گاهی استراحت کنید تا در مورد آنچه پیدا کردهاید فکر کنید و آنها را مرور کنید. از خود بپرسید چگونه میتوانند به شما در حرکت به جلو کمک کنند.
برای مطالعه کامل متن و مثالهای بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1090
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Secondary Research to the Rescue
Secondary Research can be a powerful weapon in your arsenal as a UX designer irrespective of your level of expertise. It should be a…
👍4⚡1❤1
چگونه Slack، Duolingo، Instagram و calm از محرکهای داخلی برای بهبود تعامل و حفظ خود استفاده میکنند؟
محرکهای داخلی چیست؟
محرکهای داخلی عوامل روانشناختی هستند که از درون کاربران نشأت میگیرند و بدون درخواستهای مستقیم، آنها را به سمت تعامل با یک محصول دیجیتال سوق میدهند. آنها راز مخفی پشت شکلگیری عادت و تعامل پایدار کاربر با اپلیکیشنها هستند. با درک و استفاده از قدرت محرکهای داخلی، میتوانیم محصولاتی طراحی کنیم که عادات پایداری ایجاد کرده و تعامل پایدار را به همراه داشته باشند.
نمونههایی از محرکهای داخلی در محصولات واقعی:
• دنباله روزانه دولینگو:
برنامه یادگیری زبان دولینگو از محرک داخلی حفظ یک دنباله استفاده میکند. عدد دنبال نشانگر تعداد روزهایی است که کاربر به صورت متوالی از این برنامه استفاده کرده است. کاربران به دلیل احساس موفقیت و ترس از شکستن پیشرفت خود، انگیزه دارند تا دروس روزانه را ادامه بدهند.
• فید کاوش اینستاگرام:
بخش کاوش در اینستاگرام، محرک داخلی کنجکاوی و کشف را هدف میگیرد، و با نشان دادن محتوای شخصیسازی شده بر اساس علایق و تعاملات کاربر او را قانع میکند تا پستهای خارج از شبکه تعاملی خود را کاوش کرده و با آنها درگیر شوند.
• یادآوری روزانه Calm App:
برنامه مدیتیشن Calm یادآورهای روزانه را برای کاربران ارسال میکند و از محرک داخلی تسکین عاطفی و ایجاد آگاهی استفاده میکند. این اعلان به عنوان سرنخی برای کاربران عمل میکند تا لحظاتی را برای خود اختصاص داده، و برای آرامش و کاهش استرسشان با برنامه تعامل داشته باشند.
نویسندهی مقاله در ادامه به چند روش استفاده از محرکهای داخلی در اپلیکیشنها اشاره میکند:
۱. آنبردینگ یکپارچهی کاربر
۲. توصیههای شخصیسازی شده
۳. عناصر گیمیفیکیشن
برای خواندن توضیحات بیشتر دربارهی محرکهای داخلی و مثالهای دیگر به لینک زیر مرجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1091
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
محرکهای داخلی چیست؟
محرکهای داخلی عوامل روانشناختی هستند که از درون کاربران نشأت میگیرند و بدون درخواستهای مستقیم، آنها را به سمت تعامل با یک محصول دیجیتال سوق میدهند. آنها راز مخفی پشت شکلگیری عادت و تعامل پایدار کاربر با اپلیکیشنها هستند. با درک و استفاده از قدرت محرکهای داخلی، میتوانیم محصولاتی طراحی کنیم که عادات پایداری ایجاد کرده و تعامل پایدار را به همراه داشته باشند.
نمونههایی از محرکهای داخلی در محصولات واقعی:
• دنباله روزانه دولینگو:
برنامه یادگیری زبان دولینگو از محرک داخلی حفظ یک دنباله استفاده میکند. عدد دنبال نشانگر تعداد روزهایی است که کاربر به صورت متوالی از این برنامه استفاده کرده است. کاربران به دلیل احساس موفقیت و ترس از شکستن پیشرفت خود، انگیزه دارند تا دروس روزانه را ادامه بدهند.
• فید کاوش اینستاگرام:
بخش کاوش در اینستاگرام، محرک داخلی کنجکاوی و کشف را هدف میگیرد، و با نشان دادن محتوای شخصیسازی شده بر اساس علایق و تعاملات کاربر او را قانع میکند تا پستهای خارج از شبکه تعاملی خود را کاوش کرده و با آنها درگیر شوند.
• یادآوری روزانه Calm App:
برنامه مدیتیشن Calm یادآورهای روزانه را برای کاربران ارسال میکند و از محرک داخلی تسکین عاطفی و ایجاد آگاهی استفاده میکند. این اعلان به عنوان سرنخی برای کاربران عمل میکند تا لحظاتی را برای خود اختصاص داده، و برای آرامش و کاهش استرسشان با برنامه تعامل داشته باشند.
نویسندهی مقاله در ادامه به چند روش استفاده از محرکهای داخلی در اپلیکیشنها اشاره میکند:
۱. آنبردینگ یکپارچهی کاربر
۲. توصیههای شخصیسازی شده
۳. عناصر گیمیفیکیشن
برای خواندن توضیحات بیشتر دربارهی محرکهای داخلی و مثالهای دیگر به لینک زیر مرجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1091
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
How Slack, Duolingo, Instagram & calm are using Internal Triggers to Improve their Engagement &…
What are Internal Triggers?
👍13⚡2
تکنیکهای اکتشافیِ کاربرد پذیری در طراحی رابط کاربری: ۸ روش برتر
اگر نام Jakob Nielsen برایتان آشناست، احتمالاً باید بدانید "تکنیکهای اکتشافی" (heuristics) به چه معنی است. در واقع، این تکنیکها برخی قواعد پایهای را نشان میدهند که برای اطمینان از کاربردپذیر بودن رابطهای کاربری استفاده میشوند. کارشناسان ما تصمیم گرفتند تا این قواعد را توضیح دهند و در نتیجه ما فهرستی از بهترین روشها برای اجرای آنها را به دست آوردیم.
شماره ۱: ایجاد نشانگرها برای اطلاع رسانی به کاربر
به خاطر داشته باشید طراحی شما همیشه باید کاربران را درباره اتفاقات داخل محصول پس از هر اقدامشان آگاه سازد. این اطلاعات در کمترین زمان ممکن از طریق بازخورد، از طریق پاپآپها، انتقال به صفحه جدید و غیره انجام میشود. همچنین، این نشانگرها میتوانند کاربران را به اقدامات بعدی ترغیب کنند تا بفهمند چگونه به نقطه پایانی، یعنی انجام هدف نهایی خود، برسند.
شماره ۲: هیچ اقدامی که شامل پیامد برای کاربران باشد نباید بدون آگاهیِ آنها انجام شود
زمانی که اقدامات کاربر منجر به بروز خطاهای خاص یا تغییراتی غیرقابل برگشت (منظورمان لزوماً منفی نیست) میشود، کاربران باید بفهمند برای سیستم چه اتفاقی خواهد افتاد و امکان تغییر تصمیم خود را داشته باشند.
شماره ۳: در سریعترین زمان ممکن به کاربر بازخورد دهید
شما باید قادر باشید از وقوع شرایطی که کاربران در آن کاری بیهوده انجام دهند جلوگیری کنید. یک نمونه خیلی رایج از این شرایط، انتخاب یک رمز عبور است که مناسب سیستم نیست. بنابراین، باید به محض تایپ کردن کاراکترهای رمز عبور به کاربر بازخورد دهید.
شماره ۴: از طریق ارتباط با کاربران ایجاد اعتماد کنید
شما همچنین میتوانید از کاربران خود برای دریافت بازخورد استفاده کنید که شیوهی خوبی برای بهبود کیفیت تعامل است. به ویژه، برخی از کاربران ممکن است به شما اطلاعات ارزشمندی درباره عناصر رابط کاربری که باید بهینهسازی شوند، ارائه کنند.
در لینک زیر ۴ مورد باقی مانده از لیست این روشها را میتوانید مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1092
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تجربه_کاربر #کاربردپذیری #رابط_کاربر #UI
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
اگر نام Jakob Nielsen برایتان آشناست، احتمالاً باید بدانید "تکنیکهای اکتشافی" (heuristics) به چه معنی است. در واقع، این تکنیکها برخی قواعد پایهای را نشان میدهند که برای اطمینان از کاربردپذیر بودن رابطهای کاربری استفاده میشوند. کارشناسان ما تصمیم گرفتند تا این قواعد را توضیح دهند و در نتیجه ما فهرستی از بهترین روشها برای اجرای آنها را به دست آوردیم.
شماره ۱: ایجاد نشانگرها برای اطلاع رسانی به کاربر
به خاطر داشته باشید طراحی شما همیشه باید کاربران را درباره اتفاقات داخل محصول پس از هر اقدامشان آگاه سازد. این اطلاعات در کمترین زمان ممکن از طریق بازخورد، از طریق پاپآپها، انتقال به صفحه جدید و غیره انجام میشود. همچنین، این نشانگرها میتوانند کاربران را به اقدامات بعدی ترغیب کنند تا بفهمند چگونه به نقطه پایانی، یعنی انجام هدف نهایی خود، برسند.
شماره ۲: هیچ اقدامی که شامل پیامد برای کاربران باشد نباید بدون آگاهیِ آنها انجام شود
زمانی که اقدامات کاربر منجر به بروز خطاهای خاص یا تغییراتی غیرقابل برگشت (منظورمان لزوماً منفی نیست) میشود، کاربران باید بفهمند برای سیستم چه اتفاقی خواهد افتاد و امکان تغییر تصمیم خود را داشته باشند.
شماره ۳: در سریعترین زمان ممکن به کاربر بازخورد دهید
شما باید قادر باشید از وقوع شرایطی که کاربران در آن کاری بیهوده انجام دهند جلوگیری کنید. یک نمونه خیلی رایج از این شرایط، انتخاب یک رمز عبور است که مناسب سیستم نیست. بنابراین، باید به محض تایپ کردن کاراکترهای رمز عبور به کاربر بازخورد دهید.
شماره ۴: از طریق ارتباط با کاربران ایجاد اعتماد کنید
شما همچنین میتوانید از کاربران خود برای دریافت بازخورد استفاده کنید که شیوهی خوبی برای بهبود کیفیت تعامل است. به ویژه، برخی از کاربران ممکن است به شما اطلاعات ارزشمندی درباره عناصر رابط کاربری که باید بهینهسازی شوند، ارائه کنند.
در لینک زیر ۴ مورد باقی مانده از لیست این روشها را میتوانید مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1092
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تجربه_کاربر #کاربردپذیری #رابط_کاربر #UI
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Usability Heuristics for UI Design: 8 Best Practices
Jakob Nielsen did a great job developing ten usability heuristics but didn’t explain how to use them in practice. We did it in our article
👍4❤3🔥2⚡1
مصاحبه کاربر بعدیات را اینطور انجام بده: ۵ باید و ۵ نباید
این مقاله نکاتی برای مصاحبه با کاربر بیان میکند. به گفته نویسنده برای انجام مصاحبهای خوب، شما باید از چند نکته آگاه باشید و تا میتوانید آنها تمرین کنید.
🔴 مصاحبه را ترسناکتر از چیزی که هست، نکنید!
اگرچه ممکن است اکثر مردم مایل به مصاحبه با شما باشند اما هنوز هم ممکن است از کلمه "مصاحبه" بترسند و آنها را یاد مصاحبههای شغلی یا بازجوییهای پلیس بیاندازد. پیشنهاد میشود تا جایی که میتوانید رفتار دوستانهای داشته باشید و به آنها بگویید که مصاحبه در واقع بیشتر یک مکالمه معمولی درباره تجربیات و دیدگاهشان است.
مثلا من در ابتدای مصاحبه تأکید میکنم که من اینجا هستم تا از مشتری یا کاربر یاد بگیرم، نه اینکه دانش آنها درباره محصول را آزمایش کنم. عبارت کلاسیک "هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد" میتواند به ایجاد فضای امنی برای اشتراکگذاری نظرات کمک کند.
🟢 کمی آسیبپذیر به نظر برسید
کاستیها و اشتباهات خود را به زبان بیاورید یا حتی کمی دست و پا چلفتی به نظر برسید. نشان دادن آسیبپذیری باعث میشود که ارتباط با شما راحتتر باشد.
🔴 فرضیه نسازید
یکی از راههای جلوگیری از ساختن فرضیات، پرسیدن چند سؤال زمینهای در ابتدای مصاحبه است: سؤالات کلی در مورد رابطه مصاحبهشونده با موضوع مصاحبه یا در مورد زندگی او، خانواده، کار و حتی اینکه چطور اوقاتفراغت خود را میگذراند. این باعث میشود با دقت و احترام بیشتری برخورد کنید و همچنین تضمین میکند که کل داستان کاربر را میشنوید.
🟢در مورد رفتارهای گذشته بپرسید
اغلب هدف ما از انجام تحقیقات کاربر کشف علت تصمیمهای کاربر و رفتار آنها در آینده است. متأسفانه، ما انسانها در بازگوکردن آنچه بر رفتار یا تصمیمهایمان تأثیر داشتهاست اصلا خوب عمل نمیکنیم! و ممکن است چیزی بگوییم که براساس واقعیت نباشد. بنابراین، بهجای اینکه از کاربر بپرسیم چرا فلان کار را انجام داده، چه کاری ممکن است در آینده انجام دهد، یا حتی «معمولاً» چه میکنند، بهتر است از او بخواهیم نزدیکترین رفتار گذشته خود را شرح دهد؛ مثلا داستانهای مشخص در مورد آخرین باری که برای تعطیلات برنامهریزی کرده یا کتابی خریده است.
این ما را به فرمول اساسی زیر برای سؤالات مصاحبه هدایت می کند:
[سوال در مورد یک رویداد/رفتار خاص گذشته] + آیا این عادت همیشگی شماست؟
مثال: "به آخرین باری که موادغذایی خریدید، فکر کنید" آیا میتوانید آن را برای من شرح دهید؟
احتمالا مصاحبهشونده داستانی در مورد خرید سریعش از یک سوپرمارکت در راه برگشت از محل کار به خانه میگوید.
"آیا این عادت همیشگی شما برای خرید موادغذایی است؟"
مصاحبهشونده توضیح میدهد که بله، این چندبار در هفته اتفاق میافتد، اما در تعطیلات آخرهفته، با خودرو شخصیاش به خرید میرود و یک خرید کلی و بزرگ انجام میدهد.
🔴 یک سوال که در ابتدا به خوبی طرح شده بود را خراب نکنید
بهنظر شما مشکل این سوال چیست؟
«به آخرینباری که موادغذایی خرید کردید، فکر کنید " آیا میتوانید آن را برای من شرح دهید؟ مثل اینکه از قبل لیستخرید آماده کردید یا. . .؟"
مصاحبه با پرسیدن سوالی با پایان باز که امکان شنیدن پاسخی عالی را میداد شروع شد اما با ارائه یک مثال شرایط تغییر کرد و پیشنهادی برای نقطهی شروع به آن داد و آن را به سوال اصلی تبدیل کرد. شاید مصاحبهشونده بهندرت لیستخرید تهیه کند، اما وقتی صحبت از آن شد، شروع به صحبت در مورد آخرین باری کند که لیستی را نوشته بود.
🟢 هر بار فقط یک سوال بپرسید
گاهی افراد دو سوال مجزا را در یک سوال قرار میدهند. مانند:«آخرین باری که از سوپرمارکت آنلاین سفارش دادید چه چیزهایی خریدید؟ آیا اینها اقلامی هستند که معمولا به صورت حضوری خرید میکنید؟
این ایده خوبی نیست، زیرا مصاحبهشونده را وادار می کند که فقط یک سوال را برای پاسخدادن انتخاب کند.
🔴 درباره ایدهها صحبت نکنید (چه خودتان چه کاربر)
وقتی کاربران محصولمان را ملاقات میکنیم خیلی وسوسهانگیز است که درباره ایدههایمان با آنها صحبت کنیم اما یک کتاب (تست مامان) درباره این موضوع نوشته شدهاست که نباید این کار را کنیم؛ زیرا اگر این کار را انجام دهیم، کاربر احتمالاً دروغ میگوید و مانند مادرمان پاسخ میدهد: «چه ایده خوبی!»
برای خواندن ادامه نکات و مثالهای بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1093
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
این مقاله نکاتی برای مصاحبه با کاربر بیان میکند. به گفته نویسنده برای انجام مصاحبهای خوب، شما باید از چند نکته آگاه باشید و تا میتوانید آنها تمرین کنید.
🔴 مصاحبه را ترسناکتر از چیزی که هست، نکنید!
اگرچه ممکن است اکثر مردم مایل به مصاحبه با شما باشند اما هنوز هم ممکن است از کلمه "مصاحبه" بترسند و آنها را یاد مصاحبههای شغلی یا بازجوییهای پلیس بیاندازد. پیشنهاد میشود تا جایی که میتوانید رفتار دوستانهای داشته باشید و به آنها بگویید که مصاحبه در واقع بیشتر یک مکالمه معمولی درباره تجربیات و دیدگاهشان است.
مثلا من در ابتدای مصاحبه تأکید میکنم که من اینجا هستم تا از مشتری یا کاربر یاد بگیرم، نه اینکه دانش آنها درباره محصول را آزمایش کنم. عبارت کلاسیک "هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد" میتواند به ایجاد فضای امنی برای اشتراکگذاری نظرات کمک کند.
🟢 کمی آسیبپذیر به نظر برسید
کاستیها و اشتباهات خود را به زبان بیاورید یا حتی کمی دست و پا چلفتی به نظر برسید. نشان دادن آسیبپذیری باعث میشود که ارتباط با شما راحتتر باشد.
🔴 فرضیه نسازید
یکی از راههای جلوگیری از ساختن فرضیات، پرسیدن چند سؤال زمینهای در ابتدای مصاحبه است: سؤالات کلی در مورد رابطه مصاحبهشونده با موضوع مصاحبه یا در مورد زندگی او، خانواده، کار و حتی اینکه چطور اوقاتفراغت خود را میگذراند. این باعث میشود با دقت و احترام بیشتری برخورد کنید و همچنین تضمین میکند که کل داستان کاربر را میشنوید.
🟢در مورد رفتارهای گذشته بپرسید
اغلب هدف ما از انجام تحقیقات کاربر کشف علت تصمیمهای کاربر و رفتار آنها در آینده است. متأسفانه، ما انسانها در بازگوکردن آنچه بر رفتار یا تصمیمهایمان تأثیر داشتهاست اصلا خوب عمل نمیکنیم! و ممکن است چیزی بگوییم که براساس واقعیت نباشد. بنابراین، بهجای اینکه از کاربر بپرسیم چرا فلان کار را انجام داده، چه کاری ممکن است در آینده انجام دهد، یا حتی «معمولاً» چه میکنند، بهتر است از او بخواهیم نزدیکترین رفتار گذشته خود را شرح دهد؛ مثلا داستانهای مشخص در مورد آخرین باری که برای تعطیلات برنامهریزی کرده یا کتابی خریده است.
این ما را به فرمول اساسی زیر برای سؤالات مصاحبه هدایت می کند:
[سوال در مورد یک رویداد/رفتار خاص گذشته] + آیا این عادت همیشگی شماست؟
مثال: "به آخرین باری که موادغذایی خریدید، فکر کنید" آیا میتوانید آن را برای من شرح دهید؟
احتمالا مصاحبهشونده داستانی در مورد خرید سریعش از یک سوپرمارکت در راه برگشت از محل کار به خانه میگوید.
"آیا این عادت همیشگی شما برای خرید موادغذایی است؟"
مصاحبهشونده توضیح میدهد که بله، این چندبار در هفته اتفاق میافتد، اما در تعطیلات آخرهفته، با خودرو شخصیاش به خرید میرود و یک خرید کلی و بزرگ انجام میدهد.
🔴 یک سوال که در ابتدا به خوبی طرح شده بود را خراب نکنید
بهنظر شما مشکل این سوال چیست؟
«به آخرینباری که موادغذایی خرید کردید، فکر کنید " آیا میتوانید آن را برای من شرح دهید؟ مثل اینکه از قبل لیستخرید آماده کردید یا. . .؟"
مصاحبه با پرسیدن سوالی با پایان باز که امکان شنیدن پاسخی عالی را میداد شروع شد اما با ارائه یک مثال شرایط تغییر کرد و پیشنهادی برای نقطهی شروع به آن داد و آن را به سوال اصلی تبدیل کرد. شاید مصاحبهشونده بهندرت لیستخرید تهیه کند، اما وقتی صحبت از آن شد، شروع به صحبت در مورد آخرین باری کند که لیستی را نوشته بود.
🟢 هر بار فقط یک سوال بپرسید
گاهی افراد دو سوال مجزا را در یک سوال قرار میدهند. مانند:«آخرین باری که از سوپرمارکت آنلاین سفارش دادید چه چیزهایی خریدید؟ آیا اینها اقلامی هستند که معمولا به صورت حضوری خرید میکنید؟
این ایده خوبی نیست، زیرا مصاحبهشونده را وادار می کند که فقط یک سوال را برای پاسخدادن انتخاب کند.
🔴 درباره ایدهها صحبت نکنید (چه خودتان چه کاربر)
وقتی کاربران محصولمان را ملاقات میکنیم خیلی وسوسهانگیز است که درباره ایدههایمان با آنها صحبت کنیم اما یک کتاب (تست مامان) درباره این موضوع نوشته شدهاست که نباید این کار را کنیم؛ زیرا اگر این کار را انجام دهیم، کاربر احتمالاً دروغ میگوید و مانند مادرمان پاسخ میدهد: «چه ایده خوبی!»
برای خواندن ادامه نکات و مثالهای بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1093
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
How to ace your next user interview: 5 dos and 5 don’ts
Tips for building rapport, going with the flow, and uncovering hidden gems
❤7👍3⚡1👏1
ساخت سایت مپ در ۸ مرحله
چرا ساختن نقشه سایت (sitemap) مرحلهای ضروری برای ساختن یک وبسایت است:
نقشه سایت فرآیندی مفید برای طراحان و متخصصان UX است که به دنبال راهی برای بهبود ناوبری وب سایت، درک محدوده کار (Scope) و جلوگیری از، از دست دادن بخش های حیاتی معماری وبسایت هستند.
وقتی در حال ساختن یک وبسایت جدید هستید، Sitemap ضروری است، اما به این معنا نیست که باید پیچیده باشد. راهنمای زیر را برای ساختن اولین نقشه سایت خود دنبال کنید:
۱. ابزاری برای ثبت سایتمپ خود در نظر بگیرید (مانند میرو یا فیگجم):
مستند شدن سایتمپ مهم است زیرا ذینفعان زیادی با آن سر و کار دارند. همچنین ثبت دیجیتالی آن به در دسترس بودن آن نیز کمک میکند.
۲. صفحات اصلی از سایت خود را لیست کنید:
به تمام بخشهای اصلی وبسایت آینده خود فکر کنید، سپس آنها را روی تکه کاغذهایی بنویسید (هر بخش = یک یادداشت).
۳. صفحات ثانویه سایت خود را لیست کنید (برای هز صفحه اصلی یک لیست):
وقتی محتواهای مربوط به یک بخش حجم و تنوع زیادی رد خود پیدا میکند، بهتر است آن را به بخشهای دیگری تقسیم کنیم.
۴. با استفاده از یک قالب آماده (Template) ارتباط صفحات لیست شده را مشخص کنید:
۵. با اعضای تیم خود درباره آن مشورت کنید:
ببینید کدام صفحات مورد نیاز است و کدام نیست. اگر ۲۰ صفحه اصلی مختلف دارید، یک وب سایت بسیار حجیم خواهید داشت، بنابراین با همه ذینفعان مشورت کنید تا بدانید اولویت های تیم شما چیست.
برای مطالعه کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید. (در مطلب کامل ۲ مثال تصویری از سایتمپ خوب و بد وجود دارد)
https://bit.ly/dxgn1094
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#تجربه_کاربر #سایت_مپ
#Site_map
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
چرا ساختن نقشه سایت (sitemap) مرحلهای ضروری برای ساختن یک وبسایت است:
نقشه سایت فرآیندی مفید برای طراحان و متخصصان UX است که به دنبال راهی برای بهبود ناوبری وب سایت، درک محدوده کار (Scope) و جلوگیری از، از دست دادن بخش های حیاتی معماری وبسایت هستند.
وقتی در حال ساختن یک وبسایت جدید هستید، Sitemap ضروری است، اما به این معنا نیست که باید پیچیده باشد. راهنمای زیر را برای ساختن اولین نقشه سایت خود دنبال کنید:
۱. ابزاری برای ثبت سایتمپ خود در نظر بگیرید (مانند میرو یا فیگجم):
مستند شدن سایتمپ مهم است زیرا ذینفعان زیادی با آن سر و کار دارند. همچنین ثبت دیجیتالی آن به در دسترس بودن آن نیز کمک میکند.
۲. صفحات اصلی از سایت خود را لیست کنید:
به تمام بخشهای اصلی وبسایت آینده خود فکر کنید، سپس آنها را روی تکه کاغذهایی بنویسید (هر بخش = یک یادداشت).
۳. صفحات ثانویه سایت خود را لیست کنید (برای هز صفحه اصلی یک لیست):
وقتی محتواهای مربوط به یک بخش حجم و تنوع زیادی رد خود پیدا میکند، بهتر است آن را به بخشهای دیگری تقسیم کنیم.
۴. با استفاده از یک قالب آماده (Template) ارتباط صفحات لیست شده را مشخص کنید:
۵. با اعضای تیم خود درباره آن مشورت کنید:
ببینید کدام صفحات مورد نیاز است و کدام نیست. اگر ۲۰ صفحه اصلی مختلف دارید، یک وب سایت بسیار حجیم خواهید داشت، بنابراین با همه ذینفعان مشورت کنید تا بدانید اولویت های تیم شما چیست.
برای مطالعه کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید. (در مطلب کامل ۲ مثال تصویری از سایتمپ خوب و بد وجود دارد)
https://bit.ly/dxgn1094
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: هادی فرجیان
#تجربه_کاربر #سایت_مپ
#Site_map
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
MiroBlog
How to create a site map in 8 steps: Designing a better UX flow
Site maps help you visualize the interconnections of your different pages in a way that will make sense for your users and search engines. Read on to understand how to build site maps and speed up the process with templates and digital tools like Miro.What…
👍9⚡2🔥1
ریزتعاملات: ابزار ساخت برنامهای که "حس" بهتری میدهد.
اگر طراح، برنامه نویس یا علاقهمند به محصولات دیجیتال باشید میدانید که تجربه استفاده از یک برنامه تنها به کاربرد آن برنامه محدود نیست؛ بلکه حسی که ایجاد میکند، طوری که با ما تعامل میکند، و به نیازهای ما پاسخ میدهد نیز تاثیر بسیاری بر تجربه کاربر دارند. اما رمز این حس و تعامل در چه چیزی است؟ بله، ریز تعاملات! در این مقاله از ریزتعاملات و روشهای استفاده درست از آنها در چهارچوب رابط کاربری اپل و اپلیکیشنهای iOS میخوانیم.
فهم درست ریزتعاملات:
به وقتی فکر کنید که در برنامه ایمیل آیفون، با یک حرکت انگشت ایمیلتان را رفرش میکنید و صدای کلیک رضایتمندانهای میشنوید. یا وقتی که بین صفحات مختلف به نرمی جا به جا میشوید. اینها ریزتعاملات (micro-intraction) هستند؛ جزئیاتی کوچک و ظریف که با ایجاد حس پویایی و پاسخگو بودن در تعامل با محصول دیجیتال، کیفیت کلی تجربه شما را افزایش میدهند.
چهارچوبهای رابط کاربری اپل :
دستورالعملهای رابط کاربری اپل، طراحان را تشویق میکند تا به ریز تعاملات توجه کنند. چرا که ریزتعاملات بخش مهمی از ایجاد حس یکپارچگی در اپلیکیشنهای iOS هستند. این چهارچوبها و دستورالعملها گنجینهای از بینش اپل نسبت به جزئیات ریز است که تاثیر به سزایی در محصول نهایی دارند.
در هنگام استفاده از ریزتعاملات در اپلیکیشنهای iOS، این نکات را در ذهن داشته باشید:
۱. سادگی: اغلب بهترین ریزتعاملات، سادهترینها هستند. ریزتعاملات ساده، سریع و کارآمدند و کارکوچکی که به عهده دارند را به بهترین نحو انجام میدهند. به طور مثال، رفرش کردن با کشیدن صفحه به پایین که در بسیاری از برنامهها استفاده شده یک نمونهی کلاسیک از ریزتعامل ساده و کارآمد است.
۲. بازخورد فوری: ریزتعامل باید فوراً به کاربر بازخورد دهد. ریزتعامل چه تغییر رنگ دکمه پس از فشردن آن باشد و چه ویبرهای کوچک پس از انجام کار، کاربر هیچگاه نباید در انتظار دریافت بازخورد بماند و حدس بزند که نتیجهی کاری که کرده چه خواهد بود.
۳. متناسب: ریزتعاملات خوب متناسب با برنامه، محیط اطراف، و موقعیت خود هستند. آنها همسو با جریان اپلیکیشن و کاربر حرکت میکنند و حسی طبیعی به کاربر میدهند. مثل زمانی که در برنامه Notes، آیفون خود را که کج کنید، لیست یادداشتها به کناری میافتد و جای خود را به یادداشتی که انتخاب کردهاید میدهد، گویی که برنامه واکنشی طبیعی به شیب میدهد.
در ادامه مقاله، نویسنده به منابع و ابزارهایی که در زمینهی طراحی ریزتعاملات به کمکمان میآیند اشاره کرده است. برای مطالعهی ادامهی مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1095
(زمان حدودی مطالعه: 3 دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
اگر طراح، برنامه نویس یا علاقهمند به محصولات دیجیتال باشید میدانید که تجربه استفاده از یک برنامه تنها به کاربرد آن برنامه محدود نیست؛ بلکه حسی که ایجاد میکند، طوری که با ما تعامل میکند، و به نیازهای ما پاسخ میدهد نیز تاثیر بسیاری بر تجربه کاربر دارند. اما رمز این حس و تعامل در چه چیزی است؟ بله، ریز تعاملات! در این مقاله از ریزتعاملات و روشهای استفاده درست از آنها در چهارچوب رابط کاربری اپل و اپلیکیشنهای iOS میخوانیم.
فهم درست ریزتعاملات:
به وقتی فکر کنید که در برنامه ایمیل آیفون، با یک حرکت انگشت ایمیلتان را رفرش میکنید و صدای کلیک رضایتمندانهای میشنوید. یا وقتی که بین صفحات مختلف به نرمی جا به جا میشوید. اینها ریزتعاملات (micro-intraction) هستند؛ جزئیاتی کوچک و ظریف که با ایجاد حس پویایی و پاسخگو بودن در تعامل با محصول دیجیتال، کیفیت کلی تجربه شما را افزایش میدهند.
چهارچوبهای رابط کاربری اپل :
دستورالعملهای رابط کاربری اپل، طراحان را تشویق میکند تا به ریز تعاملات توجه کنند. چرا که ریزتعاملات بخش مهمی از ایجاد حس یکپارچگی در اپلیکیشنهای iOS هستند. این چهارچوبها و دستورالعملها گنجینهای از بینش اپل نسبت به جزئیات ریز است که تاثیر به سزایی در محصول نهایی دارند.
در هنگام استفاده از ریزتعاملات در اپلیکیشنهای iOS، این نکات را در ذهن داشته باشید:
۱. سادگی: اغلب بهترین ریزتعاملات، سادهترینها هستند. ریزتعاملات ساده، سریع و کارآمدند و کارکوچکی که به عهده دارند را به بهترین نحو انجام میدهند. به طور مثال، رفرش کردن با کشیدن صفحه به پایین که در بسیاری از برنامهها استفاده شده یک نمونهی کلاسیک از ریزتعامل ساده و کارآمد است.
۲. بازخورد فوری: ریزتعامل باید فوراً به کاربر بازخورد دهد. ریزتعامل چه تغییر رنگ دکمه پس از فشردن آن باشد و چه ویبرهای کوچک پس از انجام کار، کاربر هیچگاه نباید در انتظار دریافت بازخورد بماند و حدس بزند که نتیجهی کاری که کرده چه خواهد بود.
۳. متناسب: ریزتعاملات خوب متناسب با برنامه، محیط اطراف، و موقعیت خود هستند. آنها همسو با جریان اپلیکیشن و کاربر حرکت میکنند و حسی طبیعی به کاربر میدهند. مثل زمانی که در برنامه Notes، آیفون خود را که کج کنید، لیست یادداشتها به کناری میافتد و جای خود را به یادداشتی که انتخاب کردهاید میدهد، گویی که برنامه واکنشی طبیعی به شیب میدهد.
در ادامه مقاله، نویسنده به منابع و ابزارهایی که در زمینهی طراحی ریزتعاملات به کمکمان میآیند اشاره کرده است. برای مطالعهی ادامهی مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1095
(زمان حدودی مطالعه: 3 دقیقه)
گردآورنده: مریم نوربها
#تجربه_کاربر
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Micro-interactions in iOS: Creating Apps that ‘Feel’ Better
As an iOS developer, designer, or Apple enthusiast, you know that the experience of using an app is about much more than just…
👍8❤3⚡2
قانون Hick: روانشناسیِ تصمیمگیری
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا منوی تک کارتی یا تابلویی ویژه در جلوی یک کافه، جذاب تر از یک منوی ۷ صفحهای و با طراحی پیچیده به نظر میرسد؟ اکثر برندها و طراحان به اشتباه باور دارند که محتوای بیشتر، جذابتر است. اما این رویکرد میتواند طراحیهای شما را از بین ببرد و تجربه کاربر بدی ایجاد کند. اینجاست که قانون هیک وارد بازی میشود - ایجاد تعادل کامل بین مینیمالیسم و هدف.
در این مقاله، به موضوعات زیر میپردازیم:
۱. بررسی قانون هیک
۲. قانون هیک و طراحی تجربه کاربر
۳. نمونههای واقعی
۴. دشواریها و محدودیتها
قانون هیک
قانون هیک، که توسط روانشناس بریتانیایی ویلیام ادموند هیک در سال ۱۹۵۲ پیشنهاد شد، ارتباط بین محرکها و زمان واکنش را نمایش میدهد.
قانون هیک بر اساس فرضیهای صورت گرفته است که میگوید مغز ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارد. زمانی که مغز با تعداد زیادی گزینه مواجه میشود، بارگذاری مغز افزایش مییابد که میتواند منجر به خستگی تصمیمگیری، عدم تصمیمگیری و تجربه ناخوشایندی برای کاربر شود. در نتیجه، هدف طراحانی که قانون هیک را درک میکنند، ساده کردن گزینهها و نمایش اطلاعات به شیوهای قابل درک است.
قانون هیک و طراحی تجربه کاربر
فرض کنید شما وب سایتی را قرار است طراحی کنید که بهترین غذاها و دستورالعملهای آشپزی از سرتاسر جهان را قرار است نمایش دهد. برای این پروژه بیش از ۱۰۰۰ دستورالعمل غذا از ۱۹۵ کشور جهان وجود دارد. شما برای ایجاد یک تجربه کاربری بینقص، ناوبری این سایت را چگونه طراحی خواهید کرد؟
برای کاربران داشتن ۱۹۵ گزینه جهت بررسی بسیار دشوار است. یکی از راهها این است که دادههای خود را به مجموعههای کوچکتر دستهبندی کنید و به تدریج هر مجموعه را با پیشرفت کاربر معرفی کنید.
و این دقیقاً همان چیزی است که قانون هیک نشان میدهد: ارائه گزینههای حداقلی به کاربر به منظور جلوگیری از سردرگمی او. بعضی ممکن است این موضوع را به اشتباه بهعنوان عدم نمایش محتواها به کاربران ببینند، اما این قانون تأکید دارد که گزینهها را به کاربران به طور مرحلهای معرفی کنیم، تا آنها را با گزینههای بیشمار سردرگم نکنیم.
نمونههای واقعی
برای درک بیشتر قانون هیک، برخی از برندهایی که قانون هیک را با موفقیت اجرا میکنند و برخی از برندهایی که موفق به انجام این کار نشدهاند را بررسی میکنیم.
صفحه پرداخت آمازون
فرآیند پرداخت در وب سایت آمازون، کاربرد قانون هیک را به طرز شگفتانگیزی به تصویر میکشد. آمازون به جای سردرگم کردن کاربران با چندین گزینه به طور همزمان، فرآیند پرداخت را به مراحلی تقسیم میکند که هر کدام دارای فراخوان بدون ابهام هستند.
سیستم عامل ویندوز ۸
سیستم عامل ویندوز ۸ مایکروسافت دارای یک رابط کاربر tile-based با تعداد زیادی گزینه بود. هدف طراحی این رابط کاربر، به روز کردن و انعطافپذیری بیشتر ظاهر آن بود. با این حال، این رابط کاربر، بسیاری از کاربران را سردرگم کرد و منجر به نرخ پذیرش ضعیف شد.
در لینک زیر میتوانید ادامهی این مطلب را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1096
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تجربه_کاربر #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا منوی تک کارتی یا تابلویی ویژه در جلوی یک کافه، جذاب تر از یک منوی ۷ صفحهای و با طراحی پیچیده به نظر میرسد؟ اکثر برندها و طراحان به اشتباه باور دارند که محتوای بیشتر، جذابتر است. اما این رویکرد میتواند طراحیهای شما را از بین ببرد و تجربه کاربر بدی ایجاد کند. اینجاست که قانون هیک وارد بازی میشود - ایجاد تعادل کامل بین مینیمالیسم و هدف.
در این مقاله، به موضوعات زیر میپردازیم:
۱. بررسی قانون هیک
۲. قانون هیک و طراحی تجربه کاربر
۳. نمونههای واقعی
۴. دشواریها و محدودیتها
قانون هیک
قانون هیک، که توسط روانشناس بریتانیایی ویلیام ادموند هیک در سال ۱۹۵۲ پیشنهاد شد، ارتباط بین محرکها و زمان واکنش را نمایش میدهد.
قانون هیک بر اساس فرضیهای صورت گرفته است که میگوید مغز ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارد. زمانی که مغز با تعداد زیادی گزینه مواجه میشود، بارگذاری مغز افزایش مییابد که میتواند منجر به خستگی تصمیمگیری، عدم تصمیمگیری و تجربه ناخوشایندی برای کاربر شود. در نتیجه، هدف طراحانی که قانون هیک را درک میکنند، ساده کردن گزینهها و نمایش اطلاعات به شیوهای قابل درک است.
قانون هیک و طراحی تجربه کاربر
فرض کنید شما وب سایتی را قرار است طراحی کنید که بهترین غذاها و دستورالعملهای آشپزی از سرتاسر جهان را قرار است نمایش دهد. برای این پروژه بیش از ۱۰۰۰ دستورالعمل غذا از ۱۹۵ کشور جهان وجود دارد. شما برای ایجاد یک تجربه کاربری بینقص، ناوبری این سایت را چگونه طراحی خواهید کرد؟
برای کاربران داشتن ۱۹۵ گزینه جهت بررسی بسیار دشوار است. یکی از راهها این است که دادههای خود را به مجموعههای کوچکتر دستهبندی کنید و به تدریج هر مجموعه را با پیشرفت کاربر معرفی کنید.
و این دقیقاً همان چیزی است که قانون هیک نشان میدهد: ارائه گزینههای حداقلی به کاربر به منظور جلوگیری از سردرگمی او. بعضی ممکن است این موضوع را به اشتباه بهعنوان عدم نمایش محتواها به کاربران ببینند، اما این قانون تأکید دارد که گزینهها را به کاربران به طور مرحلهای معرفی کنیم، تا آنها را با گزینههای بیشمار سردرگم نکنیم.
نمونههای واقعی
برای درک بیشتر قانون هیک، برخی از برندهایی که قانون هیک را با موفقیت اجرا میکنند و برخی از برندهایی که موفق به انجام این کار نشدهاند را بررسی میکنیم.
صفحه پرداخت آمازون
فرآیند پرداخت در وب سایت آمازون، کاربرد قانون هیک را به طرز شگفتانگیزی به تصویر میکشد. آمازون به جای سردرگم کردن کاربران با چندین گزینه به طور همزمان، فرآیند پرداخت را به مراحلی تقسیم میکند که هر کدام دارای فراخوان بدون ابهام هستند.
سیستم عامل ویندوز ۸
سیستم عامل ویندوز ۸ مایکروسافت دارای یک رابط کاربر tile-based با تعداد زیادی گزینه بود. هدف طراحی این رابط کاربر، به روز کردن و انعطافپذیری بیشتر ظاهر آن بود. با این حال، این رابط کاربر، بسیاری از کاربران را سردرگم کرد و منجر به نرخ پذیرش ضعیف شد.
در لینک زیر میتوانید ادامهی این مطلب را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1096
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تجربه_کاربر #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Hick’s Law: The Psychology of Decision Making
Choices, choices, choices, which one should you make?
👍8⚡1❤1🔥1
قالبهای رایگان نوشن برای طراحان UX
به عنوان طراحان تجربه کاربر، همیشه به دنبال ابزارها و روشهایی هستیم که به ما کمک کنند کارهایمان را بهبود بخشیم و بر روی چیزی که واقعاً مهم است، تمرکز کنیم: ایجاد تجربههای کاربری عالی. به همین دلیل امروز با شما در رابطه با یکی از محبوبترین ابزارهای طراحی کار خودم به اسم Notion صحبت میکنم.
نوشن ابزار بهرهوریِ قدرتمندی است که روش کار من روی پروژههای طراحی را متحول کرده و به من امکان میدهد به راحتی وایرفریم ایجاد کنم، سفرهای کاربر را ترسیم کنم، بازخوردها و بازبینیها را دنبال کنم و تصمیمهای طراحی را داکیومنت کنم.
در این مطلب، من بهترین قالبهای Notion را با شما به اشتراک میگذارم که به شما کمک میکند فرآیند طراحی تجربه کاربریتان را بهبود بخشید. در ادامه ببینیم که چگونه Notion میتواند به سلاح مخفی جدید شما برای طراحی UX تبدیل شود!
۱. قالب دیزاین سیستم
به عنوان طراحان UX، ما اهمیت حفظ ثبات و انسجام در تصمیمات طراحی خود را میدانیم. به همین دلیل داشتن یک سیستم طراحی بسیار ضروری است. قالب دیزاین سیستم Notion میتواند با فراهم کردن مکانی متمرکز برای مستندسازی پترنها و دستورالعملهای برند به شما در دستیابی به این هدف کمک کند.
۲. قالب رود مپ / مدیریت پروژه
مدیریت پروژهها میتواند چالشبرانگیز باشد، اما قالب رودمپ نوشن این کار را آسانتر میکند. با استفاده از این قالب، شما میتوانید پروژههای خود را بر اساس اسپرینتها، تسکها و باگها سازماندهی کنید و پیشرفت پروژه و ددلاینها را به سادگی پیگیری کنید.
۳. قالب تحقیقات کاربر
این قالب ابزاری قابل تنظیم و رایگان است که میتواند به شما کمک کند تا به سادگی برنامهریزی تحقیقات خود را زمانبندی کرده و پیشرفت آن را پیگیری کنید، تا بتوانید بر روی چیزی که واقعاً مهم است تمرکز کنید: ایجاد طرحهایی که نیازهای کاربرانتان را برآورده میکند.
۴. قالب پورتفولیو
این قالب با بخشهای آماده برای پروژههای برجسته، بخش درباره من و لینکهای پروفایلهای شبکههای اجتماعی شما ارائه میشود. همچنین میتوانید آن را به گونهای سفارشیسازی کنید تا بخشهای دیگری را که برای شما مهم هستند، شامل شود. این امکان سفارشیسازی روشی عالی برای برجستهتر کردن مهارتها و دستاوردها و نشان دادن سبک و شخصیت منحصر به فرد خود است.
در لینک زیر میتوانید ۳ قالب پیشنهادی دیگر این نویسنده را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1097
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#معرفی_سرویس
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
به عنوان طراحان تجربه کاربر، همیشه به دنبال ابزارها و روشهایی هستیم که به ما کمک کنند کارهایمان را بهبود بخشیم و بر روی چیزی که واقعاً مهم است، تمرکز کنیم: ایجاد تجربههای کاربری عالی. به همین دلیل امروز با شما در رابطه با یکی از محبوبترین ابزارهای طراحی کار خودم به اسم Notion صحبت میکنم.
نوشن ابزار بهرهوریِ قدرتمندی است که روش کار من روی پروژههای طراحی را متحول کرده و به من امکان میدهد به راحتی وایرفریم ایجاد کنم، سفرهای کاربر را ترسیم کنم، بازخوردها و بازبینیها را دنبال کنم و تصمیمهای طراحی را داکیومنت کنم.
در این مطلب، من بهترین قالبهای Notion را با شما به اشتراک میگذارم که به شما کمک میکند فرآیند طراحی تجربه کاربریتان را بهبود بخشید. در ادامه ببینیم که چگونه Notion میتواند به سلاح مخفی جدید شما برای طراحی UX تبدیل شود!
۱. قالب دیزاین سیستم
به عنوان طراحان UX، ما اهمیت حفظ ثبات و انسجام در تصمیمات طراحی خود را میدانیم. به همین دلیل داشتن یک سیستم طراحی بسیار ضروری است. قالب دیزاین سیستم Notion میتواند با فراهم کردن مکانی متمرکز برای مستندسازی پترنها و دستورالعملهای برند به شما در دستیابی به این هدف کمک کند.
۲. قالب رود مپ / مدیریت پروژه
مدیریت پروژهها میتواند چالشبرانگیز باشد، اما قالب رودمپ نوشن این کار را آسانتر میکند. با استفاده از این قالب، شما میتوانید پروژههای خود را بر اساس اسپرینتها، تسکها و باگها سازماندهی کنید و پیشرفت پروژه و ددلاینها را به سادگی پیگیری کنید.
۳. قالب تحقیقات کاربر
این قالب ابزاری قابل تنظیم و رایگان است که میتواند به شما کمک کند تا به سادگی برنامهریزی تحقیقات خود را زمانبندی کرده و پیشرفت آن را پیگیری کنید، تا بتوانید بر روی چیزی که واقعاً مهم است تمرکز کنید: ایجاد طرحهایی که نیازهای کاربرانتان را برآورده میکند.
۴. قالب پورتفولیو
این قالب با بخشهای آماده برای پروژههای برجسته، بخش درباره من و لینکهای پروفایلهای شبکههای اجتماعی شما ارائه میشود. همچنین میتوانید آن را به گونهای سفارشیسازی کنید تا بخشهای دیگری را که برای شما مهم هستند، شامل شود. این امکان سفارشیسازی روشی عالی برای برجستهتر کردن مهارتها و دستاوردها و نشان دادن سبک و شخصیت منحصر به فرد خود است.
در لینک زیر میتوانید ۳ قالب پیشنهادی دیگر این نویسنده را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1097
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#معرفی_سرویس
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Notion Templates for UX Designers: All FREE
Collection of FREE Notion templates designed for UX designers to streamline their workflow and enhance productivity.
👍11👌2❤1⚡1
شواهد قانعکننده پشت برخی از سوالات رایج مصاحبه
همانطور که در مقاله قبل اشاره کردم و احتمالا خودتان بارها شنیدهاید، در مصاحبه با کاربر، نباید از او سوالات فرضی درباره آینده بپرسیم بلکه باید درباره رفتارهای خاص گذشتهاش بپرسیم. اگر برایتان سوال پیشآمده است که دلیل آن چیست، در این مقاله به طور مفصل به دلیل علمی این موضوع میپردازیم.
۱. ما نمی توانیم به فرآیندهای شناختی درجه بالاتر مانند نحوه تصمیمگیری، چگونگی ایجاد اولویتها یا حل مشکلات دسترسی پیدا کنیم.
حتما برای شما هم پیش آمده است که در حال انجام کاری هستید که ناگهان یکی از خاطرات گذشته به سراغتان میآید؛ مثلا در حال خواندن کتابی هستید و ناگهان به یک روز تابستانی دوران کودکیتان پرت میشوید اما نمیدانید چرا و چگونه ذهنتان شما را به آنجا برد.
همانطور که George A. Miller، دانشمند در زمینه روانشناسی و علوم شناختی، میگوید: «این نتیجهی تفکر است که خودبهخود در ضمیر خودآگاه ظاهر میشود، نه فرآیند تفکر.»
در واقع به همین دلیل است که Nisbett و Wilson معتقدند پرسیدن سوالاتی مانند"چرا فلان کار را انجام دادی؟" بیهوده است؛ زیرا فرد به آن درجه از ذهنش که این تصمیمها را گرفتهاست، دسترسی ندارد.
۲. ما اغلب بیش از آنچه میدانیم، میگوییم
در زندگی روزمره، ما به راحتی به سؤالاتی درباره تصمیمات و ترجیحات خود پاسخ میدهیم. مثلا: "من سالاد نمیخورم زیرا برای من خستهکننده است"
همانطور که Nisbett و Wilson بیان میکنند:« معمولاً وقتی از انسانها در مورد فرآیندهای ادراکی سؤال میشود، هاج و واج به نظر میرسند و حرفی برای گفتن ندارند، در حالی که وقتی از آنها میپرسند چرا در فلان موقعیت اجتماعی آنگونه رفتار کردند یا چرا فلان شی یا شخص را دوست دارند یا ندارند، کاملاً مسلط پاسخ میدهند.»
مطالعات بسیاری وجود دارد که نشان میدهند توضیحات ما در جواب به سوالاتی مانند اینکه چرا آنگونه رفتار کردیم، چرا فلان چیز یا شخص را دوست داریم و چگونه ممکن است در آینده رفتار کنیم، همیشه با واقعیت مطابقت ندارد. در اینجا چند نکته برجسته وجود دارد:
* ما مدت زمان انجام کارها را دست کم میگیریم.
* ما پیشبینی میکنیم که حالتهای عاطفی بیشتر از آنچه فکر میکنیم، دوام بیاورند. مثلا ما توانایی خود برای احساس خوشحالی دوباره بعد از یک رویداد منفی مانند از دست دادن شغل یا شریک زندگی را دست کم میگیریم.
* ما تأثیر شرایط غریزی خود مانند گرسنگی، درد و میل جنسی را بر رفتارهای آینده دست کم میگیریم.
۳. پاسخهای ما براساس آنچه در ذهن ما قابل قبولتر یا قابل دسترستر هستند، است.
تحقیقات نشان میدهد وقتی از ما در مورد رفتارها یا تصمیمهای گذشتهمان میپرسند، ممکن است پاسخی دهیم که معقولتر به نظر برسد. این نظریهها ممکن است از فرهنگ اطراف ما اقتباس شده باشد و یا ضمنی باشند:
- "من نمیتوانم وزن کم کنم زیرا انضباط شخصی ندارم"
- "وقتی بیش از شش ساعت از آخرین وعده غذایی من میگذرد، گرسنه می شوم"
سوگیریهای متعدد میتوانند پاسخهای ما را تحتتاثیر قرار دهد. وقتی سوالی از ما پرسیده میشود، ممکن است در ذهن خود جستجو کنیم و براساس در دسترسترین افکار، احساسات و خاطرات خود پاسخ دهیم. مثلا اگر از کسی بپرسم که چرا یک پرواز مستقیم را انتخاب کردهاست، ممکن است بگوید که توقفهای بین راه زمانبر هستند و به او استرس میدهند، در حالی که در واقع طراحی وبسایت شرکت هواپیمایی نقش عمدهای در تصمیمگیری او داشته است.
یا آنقدر روی یک مسئله تمرکز میکنیم که اتفاقات دیگری که ممکن است همزمان با آن اتفاق رخ دهند را درنظر نمیگیریم؛ به عنوان مثال فرض کنید میخواهید به سفر بروید و احتمالاتی مثل بارش باران در آن روز را در نظر نمیگیرید.
همچنین ما تمایل داریم روی مطلوبیت یک رویداد تمرکز کنیم تا امکانپذیر بودن آن؛ به عنوان مثال ممکن است چند بلیط سفر برای خودتان و دوستانتان بخرید و تصور کنید که قرار است سفرتان سراسر لذت باشد، در حالی که کارهای سختی مانند رزرو محل اقامت و خرید بلیط حملونقل عمومی مقصد را درنظر نگرفتهاید.
برای مطالعه مثالهای بیشتر و نمونه سوالهایی که بهتر است در جلسه مصاحبه بپرسید، می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1098
(زمان حدودی مطالعه: ۱۸ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
همانطور که در مقاله قبل اشاره کردم و احتمالا خودتان بارها شنیدهاید، در مصاحبه با کاربر، نباید از او سوالات فرضی درباره آینده بپرسیم بلکه باید درباره رفتارهای خاص گذشتهاش بپرسیم. اگر برایتان سوال پیشآمده است که دلیل آن چیست، در این مقاله به طور مفصل به دلیل علمی این موضوع میپردازیم.
۱. ما نمی توانیم به فرآیندهای شناختی درجه بالاتر مانند نحوه تصمیمگیری، چگونگی ایجاد اولویتها یا حل مشکلات دسترسی پیدا کنیم.
حتما برای شما هم پیش آمده است که در حال انجام کاری هستید که ناگهان یکی از خاطرات گذشته به سراغتان میآید؛ مثلا در حال خواندن کتابی هستید و ناگهان به یک روز تابستانی دوران کودکیتان پرت میشوید اما نمیدانید چرا و چگونه ذهنتان شما را به آنجا برد.
همانطور که George A. Miller، دانشمند در زمینه روانشناسی و علوم شناختی، میگوید: «این نتیجهی تفکر است که خودبهخود در ضمیر خودآگاه ظاهر میشود، نه فرآیند تفکر.»
در واقع به همین دلیل است که Nisbett و Wilson معتقدند پرسیدن سوالاتی مانند"چرا فلان کار را انجام دادی؟" بیهوده است؛ زیرا فرد به آن درجه از ذهنش که این تصمیمها را گرفتهاست، دسترسی ندارد.
۲. ما اغلب بیش از آنچه میدانیم، میگوییم
در زندگی روزمره، ما به راحتی به سؤالاتی درباره تصمیمات و ترجیحات خود پاسخ میدهیم. مثلا: "من سالاد نمیخورم زیرا برای من خستهکننده است"
همانطور که Nisbett و Wilson بیان میکنند:« معمولاً وقتی از انسانها در مورد فرآیندهای ادراکی سؤال میشود، هاج و واج به نظر میرسند و حرفی برای گفتن ندارند، در حالی که وقتی از آنها میپرسند چرا در فلان موقعیت اجتماعی آنگونه رفتار کردند یا چرا فلان شی یا شخص را دوست دارند یا ندارند، کاملاً مسلط پاسخ میدهند.»
مطالعات بسیاری وجود دارد که نشان میدهند توضیحات ما در جواب به سوالاتی مانند اینکه چرا آنگونه رفتار کردیم، چرا فلان چیز یا شخص را دوست داریم و چگونه ممکن است در آینده رفتار کنیم، همیشه با واقعیت مطابقت ندارد. در اینجا چند نکته برجسته وجود دارد:
* ما مدت زمان انجام کارها را دست کم میگیریم.
* ما پیشبینی میکنیم که حالتهای عاطفی بیشتر از آنچه فکر میکنیم، دوام بیاورند. مثلا ما توانایی خود برای احساس خوشحالی دوباره بعد از یک رویداد منفی مانند از دست دادن شغل یا شریک زندگی را دست کم میگیریم.
* ما تأثیر شرایط غریزی خود مانند گرسنگی، درد و میل جنسی را بر رفتارهای آینده دست کم میگیریم.
۳. پاسخهای ما براساس آنچه در ذهن ما قابل قبولتر یا قابل دسترستر هستند، است.
تحقیقات نشان میدهد وقتی از ما در مورد رفتارها یا تصمیمهای گذشتهمان میپرسند، ممکن است پاسخی دهیم که معقولتر به نظر برسد. این نظریهها ممکن است از فرهنگ اطراف ما اقتباس شده باشد و یا ضمنی باشند:
- "من نمیتوانم وزن کم کنم زیرا انضباط شخصی ندارم"
- "وقتی بیش از شش ساعت از آخرین وعده غذایی من میگذرد، گرسنه می شوم"
سوگیریهای متعدد میتوانند پاسخهای ما را تحتتاثیر قرار دهد. وقتی سوالی از ما پرسیده میشود، ممکن است در ذهن خود جستجو کنیم و براساس در دسترسترین افکار، احساسات و خاطرات خود پاسخ دهیم. مثلا اگر از کسی بپرسم که چرا یک پرواز مستقیم را انتخاب کردهاست، ممکن است بگوید که توقفهای بین راه زمانبر هستند و به او استرس میدهند، در حالی که در واقع طراحی وبسایت شرکت هواپیمایی نقش عمدهای در تصمیمگیری او داشته است.
یا آنقدر روی یک مسئله تمرکز میکنیم که اتفاقات دیگری که ممکن است همزمان با آن اتفاق رخ دهند را درنظر نمیگیریم؛ به عنوان مثال فرض کنید میخواهید به سفر بروید و احتمالاتی مثل بارش باران در آن روز را در نظر نمیگیرید.
همچنین ما تمایل داریم روی مطلوبیت یک رویداد تمرکز کنیم تا امکانپذیر بودن آن؛ به عنوان مثال ممکن است چند بلیط سفر برای خودتان و دوستانتان بخرید و تصور کنید که قرار است سفرتان سراسر لذت باشد، در حالی که کارهای سختی مانند رزرو محل اقامت و خرید بلیط حملونقل عمومی مقصد را درنظر نگرفتهاید.
برای مطالعه مثالهای بیشتر و نمونه سوالهایی که بهتر است در جلسه مصاحبه بپرسید، می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1098
(زمان حدودی مطالعه: ۱۸ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Evidence-based interviewing deep dive: The case against some common interview questions
Why you should collect specific stories about past behavior in interviews and how to do it
👍10🔥3⚡2👏1👌1
۸ روش برای طراحی بهتر کارت رابط کاربری
چه چیزی در طراحی کارت رابط کاربری برای شما مهم است؟
کارت یک جز رابط کاربری است که یک گروه متمایز بصری از اطلاعات مرتبط را ایجاد میکند. معمولا شامل عنوان، بخشی کوتاهی از توضیحات، تصویر و دکمه است.
از کارتها کجا میتوان استفاده کرد؟
صفحات کاتالوگ محصول: وب سایتهای بزرگ تجارت الکترونیک مانند آمازون، علی بابا و والمارت از کارت برای نشان دادن آیتمهای محصول استفاده میکنند.
داشبورد: داشبورد مثال خوبی از چگونگی استفاده از کارتها برای گروهبندی اطلاعات مرتبط است به گونهای که کاربر به راحتی میتواند دادههای موجود را مقایسه و تحلیل کند.
در ادامه به روشهایی برای طراحی بهتر کارتهای رابط کاربری اشاره میشود.
۱. کنتراستی خوب بین کارت و پس زمینه ایجاد کنید. برای تشخیص بهتر کارت از پس زمینه، میتوانید با اضافه کردن بوردر (مرز) یا سایه، کارت خود را برجسته کنید.
۲. سعی کنید اندازه فونتها متعادل باشد و از استفاده از فونتهای خیلی کوچک خودداری کنید. خوانایی محتوا با فونت انتخاب شده و اندازه فونت اعمال شده تعریف میشود.
۳. یک سیستم فاصله گذاری برای پدینگها (لایهها) ایجاد کنید. اگر میخواهید از هرج و مرج در طراحیهای خود جلوگیری کنید، باید سیستم فاصله گذاری را تعریف کنید که برای دولوپر نیز مفید خواهد بود.
چند نکته دیگر برای سیستم فاصله گذاری!
یک واحد پایه انتخاب کنید که از آن برای افزایش مقادیر فضا برای فاصله گذاری بین عناصر رابط کاربری استفاده خواهید کرد. معمولا یک واحد پایه ۴ px است. استفاده از عدد عجیب و غریبی مانند ۵ px کار خوبی نیست، زیرا در دیوایسهایی با DPI ۱.۵ x (Dots در هر اینچ)، فاصله تا ۷.۵ px افزایش خواهد یافت که منجر به تار شدن نتیجه میشود.
تعداد محدود مقادیر فاصله را با استفاده از واحد پایه به عنوان عددی افزایشی یا ضربی تعریف کنید.
برای مطالعه ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1099
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآوردنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم #کارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
چه چیزی در طراحی کارت رابط کاربری برای شما مهم است؟
کارت یک جز رابط کاربری است که یک گروه متمایز بصری از اطلاعات مرتبط را ایجاد میکند. معمولا شامل عنوان، بخشی کوتاهی از توضیحات، تصویر و دکمه است.
از کارتها کجا میتوان استفاده کرد؟
صفحات کاتالوگ محصول: وب سایتهای بزرگ تجارت الکترونیک مانند آمازون، علی بابا و والمارت از کارت برای نشان دادن آیتمهای محصول استفاده میکنند.
داشبورد: داشبورد مثال خوبی از چگونگی استفاده از کارتها برای گروهبندی اطلاعات مرتبط است به گونهای که کاربر به راحتی میتواند دادههای موجود را مقایسه و تحلیل کند.
در ادامه به روشهایی برای طراحی بهتر کارتهای رابط کاربری اشاره میشود.
۱. کنتراستی خوب بین کارت و پس زمینه ایجاد کنید. برای تشخیص بهتر کارت از پس زمینه، میتوانید با اضافه کردن بوردر (مرز) یا سایه، کارت خود را برجسته کنید.
۲. سعی کنید اندازه فونتها متعادل باشد و از استفاده از فونتهای خیلی کوچک خودداری کنید. خوانایی محتوا با فونت انتخاب شده و اندازه فونت اعمال شده تعریف میشود.
۳. یک سیستم فاصله گذاری برای پدینگها (لایهها) ایجاد کنید. اگر میخواهید از هرج و مرج در طراحیهای خود جلوگیری کنید، باید سیستم فاصله گذاری را تعریف کنید که برای دولوپر نیز مفید خواهد بود.
چند نکته دیگر برای سیستم فاصله گذاری!
یک واحد پایه انتخاب کنید که از آن برای افزایش مقادیر فضا برای فاصله گذاری بین عناصر رابط کاربری استفاده خواهید کرد. معمولا یک واحد پایه ۴ px است. استفاده از عدد عجیب و غریبی مانند ۵ px کار خوبی نیست، زیرا در دیوایسهایی با DPI ۱.۵ x (Dots در هر اینچ)، فاصله تا ۷.۵ px افزایش خواهد یافت که منجر به تار شدن نتیجه میشود.
تعداد محدود مقادیر فاصله را با استفاده از واحد پایه به عنوان عددی افزایشی یا ضربی تعریف کنید.
برای مطالعه ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1099
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآوردنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #دیزاین_سیستم #کارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
8 best practices for UI card design
What is important for you in the UI card design? I’d like to share with you the best practices that I’ve collected. Before that, let’s…
👍11⚡4
داستانسرایی؛ مهارتی که هر طراح باید داشته باشد
۵ مورد از مهمترین مهارتهای طراحی که باید روی آن کار کنیم:
۱. داستانسرایی
۲. داستانسرایی
۳. داستانسرایی
۴. داستانسرایی
۵. داستانسرایی
- آقای Flix Lee؛ همبنیانگذار ADPList
چرا باید داستانسرایی کنیم؟
داستان خوب به طرز ماهرانهای ایدهها را منتقل میکند، افراد را جذب خود میکند و در نتیجه محصول را بهیادماندنی میکند.
ما به عنوان طراح، باید بتوانیم ایدههایمان را طوری ارائه کنیم که دیگران را متقاعد کند؛ برای این کار باید داستانگوی خوبی باشیم. در واقع عاملی که طراحان ارشد را از طراحان جوان متمایز میکند، همین مهارت داستانسرایی است.
علاوه بر این، مردم دوست دارند داستان بشنوند. Jerome Bruner، روانشناس شناختی، استدلال کرد که داستانها ۲۲ برابر بهتر از حقایق یا استدلالها به خاطر سپرده میشوند.
۲ الگو برای داستانسرایی
۱. مثلث داستان؛ در این الگو همانطور که از نام آن پیداست، داستان، مخاطب و داستانسرا هر یک در یک راس مثلث قرار دارند. در این روش کاربران نقش فعالی دارند. آنها داستانهایی را که میشنوند به تجربیات و انگیزههای خود مرتبط میکنند. داستانسرا باید کاربران را تشویق کند تا افکار خود را به اشتراک بگذارند و بازخورد بدهند. این را هم در نظر بگیرد که ممکن است داستان توسط افراد مختلف به روشهای متفاوتی تفسیر شود.
۲. کوه داستان؛ مانند یک کوه، این الگو از مراحل یا بلندیهای مختلفی تشکیل شدهاست که هرکدام عناصر کلیدی یک داستان را بازگو میکنند. این الگو به داستانسرا کمک میکند تا زمینه مناسب، مخاطب، مشکل و نحوه تأثیر آن بر مخاطب را شرح دهد، سپس تنش و درگیری درونی برای او ایجاد کند و در نهایت نشان دهد که برای حل مشکل چه اقداماتی باید انجام شود. این الگو به داستانسرا کمک می کند تا با پیروی از افزایش و کاهش طبیعی تنش، شبیه به بالا رفتن از کوه، روایتی خوب و جذاب خلق کند.
نویسنده در ادامه تعدادی کتاب و اپلیکیشن معرفی میکند که میتوانند به شما در داستانسرایی کمک کنند. (اکثر اپلیکیشنها براساس هوش مصنوعی هستند.) برای مشاهده آنها میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1100
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر #story_telling #هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
۵ مورد از مهمترین مهارتهای طراحی که باید روی آن کار کنیم:
۱. داستانسرایی
۲. داستانسرایی
۳. داستانسرایی
۴. داستانسرایی
۵. داستانسرایی
- آقای Flix Lee؛ همبنیانگذار ADPList
چرا باید داستانسرایی کنیم؟
داستان خوب به طرز ماهرانهای ایدهها را منتقل میکند، افراد را جذب خود میکند و در نتیجه محصول را بهیادماندنی میکند.
ما به عنوان طراح، باید بتوانیم ایدههایمان را طوری ارائه کنیم که دیگران را متقاعد کند؛ برای این کار باید داستانگوی خوبی باشیم. در واقع عاملی که طراحان ارشد را از طراحان جوان متمایز میکند، همین مهارت داستانسرایی است.
علاوه بر این، مردم دوست دارند داستان بشنوند. Jerome Bruner، روانشناس شناختی، استدلال کرد که داستانها ۲۲ برابر بهتر از حقایق یا استدلالها به خاطر سپرده میشوند.
۲ الگو برای داستانسرایی
۱. مثلث داستان؛ در این الگو همانطور که از نام آن پیداست، داستان، مخاطب و داستانسرا هر یک در یک راس مثلث قرار دارند. در این روش کاربران نقش فعالی دارند. آنها داستانهایی را که میشنوند به تجربیات و انگیزههای خود مرتبط میکنند. داستانسرا باید کاربران را تشویق کند تا افکار خود را به اشتراک بگذارند و بازخورد بدهند. این را هم در نظر بگیرد که ممکن است داستان توسط افراد مختلف به روشهای متفاوتی تفسیر شود.
۲. کوه داستان؛ مانند یک کوه، این الگو از مراحل یا بلندیهای مختلفی تشکیل شدهاست که هرکدام عناصر کلیدی یک داستان را بازگو میکنند. این الگو به داستانسرا کمک میکند تا زمینه مناسب، مخاطب، مشکل و نحوه تأثیر آن بر مخاطب را شرح دهد، سپس تنش و درگیری درونی برای او ایجاد کند و در نهایت نشان دهد که برای حل مشکل چه اقداماتی باید انجام شود. این الگو به داستانسرا کمک می کند تا با پیروی از افزایش و کاهش طبیعی تنش، شبیه به بالا رفتن از کوه، روایتی خوب و جذاب خلق کند.
نویسنده در ادامه تعدادی کتاب و اپلیکیشن معرفی میکند که میتوانند به شما در داستانسرایی کمک کنند. (اکثر اپلیکیشنها براساس هوش مصنوعی هستند.) برای مشاهده آنها میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1100
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر #story_telling #هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Every designer should have this skill: Storytelling in UX
Bonus: the best AI applications for storytelling
👍6⚡1🔥1