اپلیکیشنهای محبوب کی-پاپ چگونه توهمی از چت خصوصی با سلبریتیها را طراحی کردهاست؟
موسیقی پاپ کرهجنوبی که به کی-پاپ شناخته شدهاست یکی از پرطرفدارترین سبکهای موسیقی در جهان است.
طرفداران از آنها به عنوان “بت” یاد میکنند و همین وابستگی باعث شده تا در چند سال اخیر با دادن اپلیکیشنهایی مانند بابل و یونیورس که شبیهساز چت خصوصی با هنرمندان کی-پاپ است راه جدیدی در جهت کسب درآمد بیشتر برای سواستفاده از احساسات پیش بگیرند. درواقع این اپلیکیشنها فقط شبیه ساز هستند و هرگز چت واقعی بین هنرمند و کاربر شکل نمیگیرد و صرفا رباتهای هوشمند با کاربران ارتباط میگیرند.
در این پژوهش برای شناخت بهتر زاویهدید کاربران نسبت به این سرویس جدید مصاحبه و تست کاربردپذیری انجام شدهاست که نشان میدهد کاربران کاملا از این شبیه ساز آگاه هستند و در عین حال سعی میکنند آن را نادیده بگیرند و ماهیانه مبالغی را برای آن پرداخت کنند.
این مقاله نتایجی که از پژوهش بدستآمده است را بررسی میکند و اشاره میکند که این ترند در حال تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ سلبریتیها و طرفداران در کره جنوبی شده و کاربران از این تجربه بسیار استقبال میکنند و به زودی گسترش خواهدیافت.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn1002
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #روانشناسی #کیس_استادی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
موسیقی پاپ کرهجنوبی که به کی-پاپ شناخته شدهاست یکی از پرطرفدارترین سبکهای موسیقی در جهان است.
طرفداران از آنها به عنوان “بت” یاد میکنند و همین وابستگی باعث شده تا در چند سال اخیر با دادن اپلیکیشنهایی مانند بابل و یونیورس که شبیهساز چت خصوصی با هنرمندان کی-پاپ است راه جدیدی در جهت کسب درآمد بیشتر برای سواستفاده از احساسات پیش بگیرند. درواقع این اپلیکیشنها فقط شبیه ساز هستند و هرگز چت واقعی بین هنرمند و کاربر شکل نمیگیرد و صرفا رباتهای هوشمند با کاربران ارتباط میگیرند.
در این پژوهش برای شناخت بهتر زاویهدید کاربران نسبت به این سرویس جدید مصاحبه و تست کاربردپذیری انجام شدهاست که نشان میدهد کاربران کاملا از این شبیه ساز آگاه هستند و در عین حال سعی میکنند آن را نادیده بگیرند و ماهیانه مبالغی را برای آن پرداخت کنند.
این مقاله نتایجی که از پژوهش بدستآمده است را بررسی میکند و اشاره میکند که این ترند در حال تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ سلبریتیها و طرفداران در کره جنوبی شده و کاربران از این تجربه بسیار استقبال میکنند و به زودی گسترش خواهدیافت.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn1002
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #روانشناسی #کیس_استادی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
K-Pop Apps Create the Illusion of Private Messaging with Celebrities
K-pop’s private messaging apps’ psychological and emotional UX tactics are building an unprecedented digital communication experience between fans and artists.
👍5🥴2🍓2
طراحی انسان محور و تفکر طراحی
این یک تکنیک حل مسئله در طراحی است که کاربران در مرکز فرآیند توسعه قرار میگیرند. این فرایند به توسعه دهندگان امکان می دهد محصولاتی را ایجاد کنند که متناسب با نیازهای مخاطب باشد.
مراحل طراحی انسان محور
۱- الهام
۲- ایدهپردازی
۳- پیاده سازی
۴- الهام
هدف تست کردن ایدهها، جمع کردن ورودی، کار بر روی بازخورد و سپس تست مجدد تا زمانی که راهحل ایدهآل حاصل شود، مرحله آخر رسیدن به راهحل ایدهآل است.
فرآیند تکرار و اصلاح باید پیوسته باشد زیرا نیازها و خواستههای مشتریان به طور مداوم تکامل مییابند.
مشتریان محصولی را نمی خرند، بلکه آن را فقط برای رسیدن به یک هدف خاص استفاده میکنند. در این صورت محصول توسعه یافته بر روی خواستهها و نیازهای کاربر متمرکز خواهد شد.
زمان استفاده از طراحی انسان محور
طراحی انسان محور بیشتر زمانی استفاده میشود که بخواهیم محصولی را که از قبل موجود است بهبود دهیم یا بخش(هایی) را به آن اضافه کنیم.
مشکلات طراحی انسان محور
- بدون شناخت واضح انتظارات از فرآیند، اندازه گیری پیشرفت در طول تکرارها و تغییرات سریع میتواند چالش برانگیز باشد.
- پیروی از خواستههای کاربر میتواند به ترجیحات کوته بینانه منجر شود که میتواند مانع از تکامل طولانی مدت یک محصول شود.
تفکر طراحی چیست؟
تفکر طراحی با در نظر گرفتن اهداف و نیازهای کاربر منجر به ساخت نمونه اولیه یک محصول میشود و راه حلی برای مسئله ایجاد میکند. هنگامی که کاربران از محصول استفاده کردند، اکنون طراحی انسان محور برای بهبود تجربه کاربر و محصول با در نظر گرفتن بازخورد دریافتی از کاربران وارد میشود.
طراحی انسان محور و تفکر طراحی شباهتهای آشکاری مانند همدلی دارند. اما در حالی که تفکر طراحی سعی میکند جهت را در حین کار بر روی یک محصول جدید تعیین کند، طراحی انسان محور سعی می کند جزئیات را با استفاده از تکرار پس از اینکه محصول در دست کاربر قرار گرفت، تنظیم کند.
برای مطالعه کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1003
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #تفکر_محصول_محور
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
این یک تکنیک حل مسئله در طراحی است که کاربران در مرکز فرآیند توسعه قرار میگیرند. این فرایند به توسعه دهندگان امکان می دهد محصولاتی را ایجاد کنند که متناسب با نیازهای مخاطب باشد.
مراحل طراحی انسان محور
۱- الهام
۲- ایدهپردازی
۳- پیاده سازی
۴- الهام
هدف تست کردن ایدهها، جمع کردن ورودی، کار بر روی بازخورد و سپس تست مجدد تا زمانی که راهحل ایدهآل حاصل شود، مرحله آخر رسیدن به راهحل ایدهآل است.
فرآیند تکرار و اصلاح باید پیوسته باشد زیرا نیازها و خواستههای مشتریان به طور مداوم تکامل مییابند.
مشتریان محصولی را نمی خرند، بلکه آن را فقط برای رسیدن به یک هدف خاص استفاده میکنند. در این صورت محصول توسعه یافته بر روی خواستهها و نیازهای کاربر متمرکز خواهد شد.
زمان استفاده از طراحی انسان محور
طراحی انسان محور بیشتر زمانی استفاده میشود که بخواهیم محصولی را که از قبل موجود است بهبود دهیم یا بخش(هایی) را به آن اضافه کنیم.
مشکلات طراحی انسان محور
- بدون شناخت واضح انتظارات از فرآیند، اندازه گیری پیشرفت در طول تکرارها و تغییرات سریع میتواند چالش برانگیز باشد.
- پیروی از خواستههای کاربر میتواند به ترجیحات کوته بینانه منجر شود که میتواند مانع از تکامل طولانی مدت یک محصول شود.
تفکر طراحی چیست؟
تفکر طراحی با در نظر گرفتن اهداف و نیازهای کاربر منجر به ساخت نمونه اولیه یک محصول میشود و راه حلی برای مسئله ایجاد میکند. هنگامی که کاربران از محصول استفاده کردند، اکنون طراحی انسان محور برای بهبود تجربه کاربر و محصول با در نظر گرفتن بازخورد دریافتی از کاربران وارد میشود.
طراحی انسان محور و تفکر طراحی شباهتهای آشکاری مانند همدلی دارند. اما در حالی که تفکر طراحی سعی میکند جهت را در حین کار بر روی یک محصول جدید تعیین کند، طراحی انسان محور سعی می کند جزئیات را با استفاده از تکرار پس از اینکه محصول در دست کاربر قرار گرفت، تنظیم کند.
برای مطالعه کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1003
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #تفکر_محصول_محور
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Human-Centered Design vs Design Thinking : Aalpha
This is a problem-solving technique in design that real people are put at the center of the development process. This enables developers…
👍5👌2
پرسوجوی زمینهای، روش کاربرپژوهی
همانطور که میدانید، کاربرپژوهی یکی از مهمترین عناصر طراحی کاربر محور است که روشهای مختلفی دارد و درک عملکرد هرکدام از این روشها باعث میشود بتوانیم در شرایط مختلف، بهترین آنها را برگزینیم. پرسوجوهای زمینهای (Contextual Inquiry) ، یک گام فراتر از مصاحبه با کاربر میرود و شامل مشاهدهی افراد در بافت طبیعی و زیستگاه آنها و در عین حال پرسیدن سؤالاتی از آنها برای پر کردن شکافهای آن چیزی است که مشاهده میکنیم.
در بیشتر موارد، پرسوجوی زمینهای در ابتدای پروژه و زمانی انجام میشود که میخواهیم ارزیابی کنیم «آیا کاربران اصلا به محصول ما نیاز دارند یا خیر».
انواع پرسوجوهای زمینهای
۱. فعال: در این نوع، پژوهشگر با فرد یا افراد مورد پژوهش صحبت میکند و هرجا که لازم بود، از آنها سوالاتی میپرسد تا فرایند انجام کارها را برای خود شفاف سازد و درمورد استدلال پشت رفتارهای کاربران با آنها بحث میکند.
۲. غیرفعال: در این نوع، پژوهشگر در سکوت کامل، رفتار کاربران را مشاهده میکند و در پایان، تمام سوالات خود را از کاربران میپرسد.
پیشنهاد میکنیم برای آشنایی بیشتر با این متد پژوهشی و دستورالعمل انجام آن، مقالهی زیر را مطالعه کنید.
https://adobe.ly/3XjUXvQ
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
#کاربر_پژوهی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
همانطور که میدانید، کاربرپژوهی یکی از مهمترین عناصر طراحی کاربر محور است که روشهای مختلفی دارد و درک عملکرد هرکدام از این روشها باعث میشود بتوانیم در شرایط مختلف، بهترین آنها را برگزینیم. پرسوجوهای زمینهای (Contextual Inquiry) ، یک گام فراتر از مصاحبه با کاربر میرود و شامل مشاهدهی افراد در بافت طبیعی و زیستگاه آنها و در عین حال پرسیدن سؤالاتی از آنها برای پر کردن شکافهای آن چیزی است که مشاهده میکنیم.
در بیشتر موارد، پرسوجوی زمینهای در ابتدای پروژه و زمانی انجام میشود که میخواهیم ارزیابی کنیم «آیا کاربران اصلا به محصول ما نیاز دارند یا خیر».
انواع پرسوجوهای زمینهای
۱. فعال: در این نوع، پژوهشگر با فرد یا افراد مورد پژوهش صحبت میکند و هرجا که لازم بود، از آنها سوالاتی میپرسد تا فرایند انجام کارها را برای خود شفاف سازد و درمورد استدلال پشت رفتارهای کاربران با آنها بحث میکند.
۲. غیرفعال: در این نوع، پژوهشگر در سکوت کامل، رفتار کاربران را مشاهده میکند و در پایان، تمام سوالات خود را از کاربران میپرسد.
پیشنهاد میکنیم برای آشنایی بیشتر با این متد پژوهشی و دستورالعمل انجام آن، مقالهی زیر را مطالعه کنید.
https://adobe.ly/3XjUXvQ
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
#کاربر_پژوهی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Ideas
Putting UX in Context with Contextual Inquiries | Adobe XD Ideas
A contextual inquiry enables a realistic view of users’ needs & frustrations, in a day-to-day context. Read on to learn more about this UX research method.
👍5❤1
بوم ارزش پیشنهادی: چیستی، چرایی و چگونگی
با توجه به دادهها ۲۵٪ بیزینسها در ۲ سال اول شروع کار خود از میدان خارج شدهاند، ۴۵٪ در ۵ سال اول،۶۵٪ در ۱۰ سال اول و تنها ۲۵٪ از بیزینسها مرز ۱۵ سال را رد میکنند اما دلیل این نرخ بالای شکست چیست؟ شاید مهمترین دلیل که دلایل دیگر را به همراه میآورد برآورده نکردن نیاز واقعی بازار است. اینجاست که بوم ارزش پیشنهادی مطرح و اهمیتش تعریف میشود.
بوم ارزش پیشنهادی سندیست جهت تبیین آنکه محصول حول محور نیازها و ارزشهای مشتری است و تمام تمرکز بر روی شناخت مسائل مشتری و ارائه راه حل برای مسئله است.
این سند را میتوان در مقیاسهای مختلف نوشت مثلا در ابتدای شروع بیزینس یا در پروسه پژوهش تجربه کاربر، و به بیزینس کمک میکند تا نیازهای کاربر، مشکلات، دغدغهها و چگونگی ارزش آفرینی محصول به زندگی آنها را شفاف و دقیقتر مشخص کند.
به طور خلاصه قسمتهایی که باید در بوم ارزش پیشنهادی به آن پرداخت به شرح ذیل است اما توصیه میکنم برای فهمیدن بهتر و دقیقتر به مقاله مراجعه کنید.
بوم ارزش پیشنهادی را می توان برای تعریف تناسب محصول با بازار، خدمات کاملاً جدید و یا برای ارزیابی مجدد موارد موجود در بازار استفاده کرد.
بوم ارزش پیشنهادی در دو قسمت تعریف میشود: پروفایل مشتری و نقشه ارزشی
1. پروفایل مشتری (Costumer Profile): میتوان گفت این قسمت بسیار شبیه پرسوناهای محصول است و اطلاعات آن از پرسونا گرفته میشود. باید به شغل مشتری، نقاط درد و مشکلات و ارزشهایی که مشتری شما به دنبال دستیابی به آن است پاسخ دهد.
2. نقشه ارزش مشتری (Value Propositon): در این قسمت باید با توجه به اطلاعاتی که در پروفایل مشتری وارد شده به این موضوع بپردازید که محصول چگونه باعث ایجاد سود برای مشتری می شود؟ چه ارزشی برای مشتری ایجاد می کند؟ محصول یا خدمات شما دقیقاً چگونه درد مشتری را کاهش میدهد؟ و نیز ارائه محصول یا خدماتی که باعث ایجاد سود مشتری و ارزش افزوده برای او میشود.
میتوانید از لینک زیر به صورت کامل و دقیق درباره این سند مهم مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1005
(مطالعه حدودی مقاله: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
با توجه به دادهها ۲۵٪ بیزینسها در ۲ سال اول شروع کار خود از میدان خارج شدهاند، ۴۵٪ در ۵ سال اول،۶۵٪ در ۱۰ سال اول و تنها ۲۵٪ از بیزینسها مرز ۱۵ سال را رد میکنند اما دلیل این نرخ بالای شکست چیست؟ شاید مهمترین دلیل که دلایل دیگر را به همراه میآورد برآورده نکردن نیاز واقعی بازار است. اینجاست که بوم ارزش پیشنهادی مطرح و اهمیتش تعریف میشود.
بوم ارزش پیشنهادی سندیست جهت تبیین آنکه محصول حول محور نیازها و ارزشهای مشتری است و تمام تمرکز بر روی شناخت مسائل مشتری و ارائه راه حل برای مسئله است.
این سند را میتوان در مقیاسهای مختلف نوشت مثلا در ابتدای شروع بیزینس یا در پروسه پژوهش تجربه کاربر، و به بیزینس کمک میکند تا نیازهای کاربر، مشکلات، دغدغهها و چگونگی ارزش آفرینی محصول به زندگی آنها را شفاف و دقیقتر مشخص کند.
به طور خلاصه قسمتهایی که باید در بوم ارزش پیشنهادی به آن پرداخت به شرح ذیل است اما توصیه میکنم برای فهمیدن بهتر و دقیقتر به مقاله مراجعه کنید.
بوم ارزش پیشنهادی را می توان برای تعریف تناسب محصول با بازار، خدمات کاملاً جدید و یا برای ارزیابی مجدد موارد موجود در بازار استفاده کرد.
بوم ارزش پیشنهادی در دو قسمت تعریف میشود: پروفایل مشتری و نقشه ارزشی
1. پروفایل مشتری (Costumer Profile): میتوان گفت این قسمت بسیار شبیه پرسوناهای محصول است و اطلاعات آن از پرسونا گرفته میشود. باید به شغل مشتری، نقاط درد و مشکلات و ارزشهایی که مشتری شما به دنبال دستیابی به آن است پاسخ دهد.
2. نقشه ارزش مشتری (Value Propositon): در این قسمت باید با توجه به اطلاعاتی که در پروفایل مشتری وارد شده به این موضوع بپردازید که محصول چگونه باعث ایجاد سود برای مشتری می شود؟ چه ارزشی برای مشتری ایجاد می کند؟ محصول یا خدمات شما دقیقاً چگونه درد مشتری را کاهش میدهد؟ و نیز ارائه محصول یا خدماتی که باعث ایجاد سود مشتری و ارزش افزوده برای او میشود.
میتوانید از لینک زیر به صورت کامل و دقیق درباره این سند مهم مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1005
(مطالعه حدودی مقاله: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Value Proposition Canvas: The Whats, Whys & Hows
As the saying goes; “Don’t find customers for your product, find products for your customers”. Data shows that around 20% of new businesses…
👍2
تجربه کاربر را اندازهگیری کنید!
ما طراحان تجربه کاربر همیشه به دنبال راحتتر کردن استفادهی کاربر از محصول و رضایت وی هستیم اما به خوبی میدانیم که این موضوع هیچگاه به پایان نمیرسد و همیشه در حال رشد است.
اما تا بحال برای شما پیش آمده که پس از اتمام پروژهای از خود بپرسید که آیا این محصول بهتر شده است؟ چقدر بهتر شده؟ تا چه اندازه در بهبود تجربه کاربر موفق بودهام؟ و یا تا بحال مدیرتان از شما پرسیده است که چگونه نتایجی که به دنبالش بودهاند را با این تغییر طراحی بررسی کنند؟
برای تعیین موفقیت یک پروژه باید بدانیم که مردم چگونه و چرا از محصول استفاده میکنند، سپس نتایج را با متریکهای یواکس ارزیابی کنیم.
تنها راهی که میتوان فهمید که ما واقعا مسئله طراحی را حل کردهایم، بررسی کاربردپذیری محصول و تعریف متریکهایی برای سنجش آن است.
این مقاله به چگونگی تعریف متریکهای کمی و کیفی و نتیجه گیری آن پرداخته است که توصیه میکنم برای رسیدن به یک ارزیابی درست کاربردپذیری حتما آن را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1006
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول #تست_کاربردپذیری #usability
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
ما طراحان تجربه کاربر همیشه به دنبال راحتتر کردن استفادهی کاربر از محصول و رضایت وی هستیم اما به خوبی میدانیم که این موضوع هیچگاه به پایان نمیرسد و همیشه در حال رشد است.
اما تا بحال برای شما پیش آمده که پس از اتمام پروژهای از خود بپرسید که آیا این محصول بهتر شده است؟ چقدر بهتر شده؟ تا چه اندازه در بهبود تجربه کاربر موفق بودهام؟ و یا تا بحال مدیرتان از شما پرسیده است که چگونه نتایجی که به دنبالش بودهاند را با این تغییر طراحی بررسی کنند؟
برای تعیین موفقیت یک پروژه باید بدانیم که مردم چگونه و چرا از محصول استفاده میکنند، سپس نتایج را با متریکهای یواکس ارزیابی کنیم.
تنها راهی که میتوان فهمید که ما واقعا مسئله طراحی را حل کردهایم، بررسی کاربردپذیری محصول و تعریف متریکهایی برای سنجش آن است.
این مقاله به چگونگی تعریف متریکهای کمی و کیفی و نتیجه گیری آن پرداخته است که توصیه میکنم برای رسیدن به یک ارزیابی درست کاربردپذیری حتما آن را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1006
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول #تست_کاربردپذیری #usability
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Toptal Design Blog
A Guide to Measuring the User Experience | Toptal®
As designers, we want the products we build to be satisfying and easy to use, but how can we know that’s the case? We start by measuring the user experience with evidence rather than opinions. #product #design #ux #testing #web #data #business
✍5👍4
آیندهی دیزاین
طراحی در حال تکامل است و این به طراحان بستگی دارد که آینده خود را چگونه شکل دهند. طراحی سنتی بر زیبایی شناسی و جذابیت بصری متمرکز بود. تا قرن بیستم، عموماً طراحان در تصمیمات استراتژیک گنجانده نمیشدند اما اکنون، در قرن بیست و یکم، این فرصت را دارند که کنار میز بنشینند، بر تصمیمات تجاری تأثیر بگذارند و حتی با چالشهای پیچیده اجتماعی مقابله کنند.
اکنون نیز طراحی هم از نظر کاری که طراحان انجام میدهند و هم از نظر چیزی که روی آن کار میکنند در حال تغییر است. علاوه بر ارائه محصولات و تجربیات عالی، طراحی به عنوان یک روش فکری در نظر گرفته میشود که نه تنها میتواند موفقیت کسبوکار را افزایش دهد، بلکه برای حل مسائل پیچیده انسانی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
از طراحی کاربر محور تا طراحی انسان محور
طراحی انسان محور عملی است که در آن طراحان بر نیازهای مردم تمرکز میکنند، نه به عنوان افراد، بلکه به عنوان جوامعی با مشکلات پیچیده و ریشهای. زمانی که طراحان با جوامع کار کنند، به مشکلات درست رسیدگی کنند و سیستمها را تجزیهوتحلیل کنند، میتوانند به راهحلهای مناسبتری برسند.
از این رو طراحان میتوانند اصول طراحی انسانمحور را برای هر مشکل پیچیدهای در جهان به کار ببرند، خواه مربوط به سیاست، اقتصاد، آموزش و پرورش یا بسیاری از موارد دیگر باشد، طراحان میتوانند با متخصصین در تمام این زمینهها همکاری کنند. به شرطی که یک دانش پایهای در آن زمینه داشته باشند.
در ادامهی این مقاله، موضوعات دیگری از جمله قدرت جنرالیست بودن و آیندهی دیزاین آکادمیک صحبت شده است که مطالعهی آن پیشنهاد میشود.
https://bit.ly/dxgn1007
(زمان حدودی مطالعه: ٢٠ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
طراحی در حال تکامل است و این به طراحان بستگی دارد که آینده خود را چگونه شکل دهند. طراحی سنتی بر زیبایی شناسی و جذابیت بصری متمرکز بود. تا قرن بیستم، عموماً طراحان در تصمیمات استراتژیک گنجانده نمیشدند اما اکنون، در قرن بیست و یکم، این فرصت را دارند که کنار میز بنشینند، بر تصمیمات تجاری تأثیر بگذارند و حتی با چالشهای پیچیده اجتماعی مقابله کنند.
اکنون نیز طراحی هم از نظر کاری که طراحان انجام میدهند و هم از نظر چیزی که روی آن کار میکنند در حال تغییر است. علاوه بر ارائه محصولات و تجربیات عالی، طراحی به عنوان یک روش فکری در نظر گرفته میشود که نه تنها میتواند موفقیت کسبوکار را افزایش دهد، بلکه برای حل مسائل پیچیده انسانی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
از طراحی کاربر محور تا طراحی انسان محور
طراحی انسان محور عملی است که در آن طراحان بر نیازهای مردم تمرکز میکنند، نه به عنوان افراد، بلکه به عنوان جوامعی با مشکلات پیچیده و ریشهای. زمانی که طراحان با جوامع کار کنند، به مشکلات درست رسیدگی کنند و سیستمها را تجزیهوتحلیل کنند، میتوانند به راهحلهای مناسبتری برسند.
از این رو طراحان میتوانند اصول طراحی انسانمحور را برای هر مشکل پیچیدهای در جهان به کار ببرند، خواه مربوط به سیاست، اقتصاد، آموزش و پرورش یا بسیاری از موارد دیگر باشد، طراحان میتوانند با متخصصین در تمام این زمینهها همکاری کنند. به شرطی که یک دانش پایهای در آن زمینه داشته باشند.
در ادامهی این مقاله، موضوعات دیگری از جمله قدرت جنرالیست بودن و آیندهی دیزاین آکادمیک صحبت شده است که مطالعهی آن پیشنهاد میشود.
https://bit.ly/dxgn1007
(زمان حدودی مطالعه: ٢٠ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
The Interaction Design Foundation
The Future of Design—What’s Next?
Design as a profession is evolving, and it’s up to you to take the reins and decide what role you want to have in this process.
👍4🔥1
۵ گام طراحی پورتفولیو طراحان تجربه کاربری
پورتفولیو شامل نمونه کارهایی است که نقاط قوت شما را در روند فرآیند طراحی نشان میدهد.
این مقاله قدم به قدم به شما کمک میکند تا پورتفولیوی خود را بر اساس روند طراحیتان بسازید. اگر از دید طراحی نگاه کنیم مخاطب پورتفولیو ما استخدامکنندگان، مصاحبهکنندگان و طراحان حرفهای تجربه هستند؛ در هر نمونه کار به این موضوع توجه کنید که نقاط قوت شما در این پروژه کجاست و چگونه آن را ارائه بدهید که برای مخاطبین جذاب باشد.
ابتدا سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- نقطه قوت من در چیست؟
- از انجام کدام بخش طراحی تجربه لذت بیشتری میبرم؟
- در کدام پروژهها ارزشآفرینی بیشتری داشتم؟
- از کدام پروژهها بیشتر یاد گرفتم؟
- کدام پروژه داستان جذابتری برای گفتن دارد؟
سپس نمونه کارها را طبق پاسخ سوالات گردآوری کنید.
گام اول: تهیه نمونه کارها
گام دوم: انتخاب ۳-۵ نمونه کار با جزییات
گام سوم: انتخاب فرمت پورتفولیو
گام چهارم: ساختن پورتفولیو
گام پنجم: فیدبک گرفتن و بهبود پورتفولیو
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1008
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: صهبا جابری
#شغل #پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
پورتفولیو شامل نمونه کارهایی است که نقاط قوت شما را در روند فرآیند طراحی نشان میدهد.
این مقاله قدم به قدم به شما کمک میکند تا پورتفولیوی خود را بر اساس روند طراحیتان بسازید. اگر از دید طراحی نگاه کنیم مخاطب پورتفولیو ما استخدامکنندگان، مصاحبهکنندگان و طراحان حرفهای تجربه هستند؛ در هر نمونه کار به این موضوع توجه کنید که نقاط قوت شما در این پروژه کجاست و چگونه آن را ارائه بدهید که برای مخاطبین جذاب باشد.
ابتدا سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- نقطه قوت من در چیست؟
- از انجام کدام بخش طراحی تجربه لذت بیشتری میبرم؟
- در کدام پروژهها ارزشآفرینی بیشتری داشتم؟
- از کدام پروژهها بیشتر یاد گرفتم؟
- کدام پروژه داستان جذابتری برای گفتن دارد؟
سپس نمونه کارها را طبق پاسخ سوالات گردآوری کنید.
گام اول: تهیه نمونه کارها
گام دوم: انتخاب ۳-۵ نمونه کار با جزییات
گام سوم: انتخاب فرمت پورتفولیو
گام چهارم: ساختن پورتفولیو
گام پنجم: فیدبک گرفتن و بهبود پورتفولیو
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1008
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: صهبا جابری
#شغل #پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
5 Steps to Creating a UX-Design Portfolio
A portfolio highlighting your design process and past work shows others who you are as a designer. The process of creating a UX-design portfolio allows you to reflect on your skills and achievements.
👍6❤3👌2✍1
طراحی تجربه ریموت: دستورالعملها و منابع
گاهی اوقات با توجه به محدودیتهای پروژه انجام تحقیقات و ارتباط با ذینفعان به صورت ریموت انجام میشود اگرچه که ارتباط رودررو مزایایی از جمله اعتمادسازی راحتتر و تمرکز حواس بیشتری دارد؛ اما انجام تحقیقات و ارتباط با ذینفعان به صورت آنلاین نیز دارای مزایایی از جمله:
- کاهش هزینههای پروژه
- از بین رفتن محدودیتهای فضا و زمان و در نتیجه دایره ارتباطات متنوعتر و دسترسی سادهتر به گروه هدف میشود.
- مخاطب احساس راحتی بیشتری میکند.
این مقاله به سه بخش از طراحی تجربه به صورت ریموت پرداخته و توصیهها و ابزارهای کاربردی هر بخش را آورده است.
دراین مقدمه به توصیههای این مقاله مختصر خواهیم پرداخت:
۱. انجام تحقیقات کاربری
- ارتباط خود را با تکنولوژی بهتر کنید و سعی کنید هر روز بیاموزید.
- به دلیل مشکلات غیرقابل پیشبینی که در اینترنت به وجود میآید بهتر است تعداد افراد بیشتری را نسبت به نیاز پروژه در نظر بگیرید.
- برای چالشهای تکنولوژی که ممکن است پیش بیاید برنامهریزی کنید.
- دستور العملهای استفاده از ابزارها و پلتفرم را به کاربر ارئه دهید.
- اگر قصد ضبط صدا و تصویر را دارید حتما فرم رضایت نامهای تنظیم کنید و اجازه این درخواست را بگیرید.
۲. تسهیل سازی و ارایه پروژه
- دوربین خود را روشن کنید.
- زمانی را برای گرم کردن فضا و شروع برقراری ارتباط اختصاص دهید.
- قوانین جلسه را در ابتدا مطرح کنید.
- تا قبل از جلسه تمرینی به شرکت کنندگان دهید که با تکنولوژی نیازمند شما کار کنند که در حین جلسه احساس راحتی بیشتری داشته باشند.
۳. همکاری و طوفان فکری
- برای طوفان فکری میتوانید از تکنیکهای همزمان و غیرهمزمان استفاده کنید.
- سعی کنید میزان مشارکت افراد را متعادل کنید.
- ابزارها را ساده نگهدارید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1009
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
گاهی اوقات با توجه به محدودیتهای پروژه انجام تحقیقات و ارتباط با ذینفعان به صورت ریموت انجام میشود اگرچه که ارتباط رودررو مزایایی از جمله اعتمادسازی راحتتر و تمرکز حواس بیشتری دارد؛ اما انجام تحقیقات و ارتباط با ذینفعان به صورت آنلاین نیز دارای مزایایی از جمله:
- کاهش هزینههای پروژه
- از بین رفتن محدودیتهای فضا و زمان و در نتیجه دایره ارتباطات متنوعتر و دسترسی سادهتر به گروه هدف میشود.
- مخاطب احساس راحتی بیشتری میکند.
این مقاله به سه بخش از طراحی تجربه به صورت ریموت پرداخته و توصیهها و ابزارهای کاربردی هر بخش را آورده است.
دراین مقدمه به توصیههای این مقاله مختصر خواهیم پرداخت:
۱. انجام تحقیقات کاربری
- ارتباط خود را با تکنولوژی بهتر کنید و سعی کنید هر روز بیاموزید.
- به دلیل مشکلات غیرقابل پیشبینی که در اینترنت به وجود میآید بهتر است تعداد افراد بیشتری را نسبت به نیاز پروژه در نظر بگیرید.
- برای چالشهای تکنولوژی که ممکن است پیش بیاید برنامهریزی کنید.
- دستور العملهای استفاده از ابزارها و پلتفرم را به کاربر ارئه دهید.
- اگر قصد ضبط صدا و تصویر را دارید حتما فرم رضایت نامهای تنظیم کنید و اجازه این درخواست را بگیرید.
۲. تسهیل سازی و ارایه پروژه
- دوربین خود را روشن کنید.
- زمانی را برای گرم کردن فضا و شروع برقراری ارتباط اختصاص دهید.
- قوانین جلسه را در ابتدا مطرح کنید.
- تا قبل از جلسه تمرینی به شرکت کنندگان دهید که با تکنولوژی نیازمند شما کار کنند که در حین جلسه احساس راحتی بیشتری داشته باشند.
۳. همکاری و طوفان فکری
- برای طوفان فکری میتوانید از تکنیکهای همزمان و غیرهمزمان استفاده کنید.
- سعی کنید میزان مشارکت افراد را متعادل کنید.
- ابزارها را ساده نگهدارید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1009
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
Remote UX Work: Guidelines and Resources
Even though in-person UX sessions are typically ideal, sometimes budget or travel restrictions necessitate remote UX work. This article presents guidelines for remote user research, UX workshops or presentations, and collaboration.
👍1
داستان سرایی در طراحی
طراحان بزرگ از نقاط ضعف مخاطبان خود آگاه هستند و راه حلهایی برای حل این نقاط ضعف طراحی میکنند. وقتی به داستان سرایی فکر میکنید، به عنوان یک طراح باید با ایجاد مشکلی شروع کنید که با راه حل شما حل خواهد شد.
داستان سرایی طراحی و عناصر طراحی برای تعریف یک داستان در مورد تعامل مشتری یا کاربر با شرکت استفاده میشود. طراحان از داستان سرایی برای همدلی با کاربر و درک بهتر نیازهای او استفاده میکنند.
طراحان در طول فرآیند طراحی از داستان سرایی استفاده میکنند تا اطمینان حاصل کنند که روند طراحی با نیازهای کاربران و ارزشی که شما میخواهید به آن کاربران بدهید، همسو است.
توانایی ما در گفتن داستانهای جذاب به شرکتها این فرصت را میدهد تا با مشتریان خود در سطح عمیقتری ارتباط برقرار کنند و به جدا کردن آنها از رقابت کمک میکند. داستان سرایی این قدرت را دارد که با ارائه ارزش و تعیین انتظارات، رابطه بین شرکتها و مشتریان خود را تقویت کند.
چرا به داستان سرایی در طراحی تمرکز کنیم؟
داستان سرایی به ما کمک میکند تا در سطح احساسی با کاربران ارتباط برقرار کنیم. وقتی مردم داستان خوبی را میشنوند، به احتمال زیاد آن را به یاد میآورند و به اشتراک میگذارند. از طریق داستان سرایی، ما میتوانیم کاربران را درگیر کنیم و به آن ها کمک کنیم تا گزاره ارزش شرکت ما را به یاد بیاورند. وقتی کاربران داستان شرکتی را به یاد میآورند، بارها و بارها به برند بازخواهند گشت چون به آن اعتماد دارند.
پرسونا در داستانسرایی طراحی
پرسونا نمایندهای از مشتری ایده آل شما است و ویژگیهای جمعیت شناسی، روان شناختی و الگوهای رفتاری گروهی از افراد را توصیف میکند که شما برای آنها محصول یا خدمات خود را توسعه میدهید.
در حالی که توسعه یک پرسونا به شما کمک میکند تا بازار هدف خود را بهتر درک کنید و محتوایی تولید کنید که به احتمال زیاد با آنها همسو باشد.
برای مطالعه کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1010
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #پرسونا #داستان_گویی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
طراحان بزرگ از نقاط ضعف مخاطبان خود آگاه هستند و راه حلهایی برای حل این نقاط ضعف طراحی میکنند. وقتی به داستان سرایی فکر میکنید، به عنوان یک طراح باید با ایجاد مشکلی شروع کنید که با راه حل شما حل خواهد شد.
داستان سرایی طراحی و عناصر طراحی برای تعریف یک داستان در مورد تعامل مشتری یا کاربر با شرکت استفاده میشود. طراحان از داستان سرایی برای همدلی با کاربر و درک بهتر نیازهای او استفاده میکنند.
طراحان در طول فرآیند طراحی از داستان سرایی استفاده میکنند تا اطمینان حاصل کنند که روند طراحی با نیازهای کاربران و ارزشی که شما میخواهید به آن کاربران بدهید، همسو است.
توانایی ما در گفتن داستانهای جذاب به شرکتها این فرصت را میدهد تا با مشتریان خود در سطح عمیقتری ارتباط برقرار کنند و به جدا کردن آنها از رقابت کمک میکند. داستان سرایی این قدرت را دارد که با ارائه ارزش و تعیین انتظارات، رابطه بین شرکتها و مشتریان خود را تقویت کند.
چرا به داستان سرایی در طراحی تمرکز کنیم؟
داستان سرایی به ما کمک میکند تا در سطح احساسی با کاربران ارتباط برقرار کنیم. وقتی مردم داستان خوبی را میشنوند، به احتمال زیاد آن را به یاد میآورند و به اشتراک میگذارند. از طریق داستان سرایی، ما میتوانیم کاربران را درگیر کنیم و به آن ها کمک کنیم تا گزاره ارزش شرکت ما را به یاد بیاورند. وقتی کاربران داستان شرکتی را به یاد میآورند، بارها و بارها به برند بازخواهند گشت چون به آن اعتماد دارند.
پرسونا در داستانسرایی طراحی
پرسونا نمایندهای از مشتری ایده آل شما است و ویژگیهای جمعیت شناسی، روان شناختی و الگوهای رفتاری گروهی از افراد را توصیف میکند که شما برای آنها محصول یا خدمات خود را توسعه میدهید.
در حالی که توسعه یک پرسونا به شما کمک میکند تا بازار هدف خود را بهتر درک کنید و محتوایی تولید کنید که به احتمال زیاد با آنها همسو باشد.
برای مطالعه کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1010
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #پرسونا #داستان_گویی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Storytelling in Design
What is a Good Design Story
👍5
ده مهارت نرم برای طراحان رابط کاربری و تجربه کاربری
ما به عنوان طراح تمایل داریم تمرکز و انرژی خود را روی توسعه و تسلط مهارتهای خود معطوف کنیم.
۱- بازخورد
بازخورد سازنده دادن و به بازخوردهای سازنده پاسخ دادن مهارت مهمی است، عدم آگاهی از مهارتهای پایه بازخورد منجر به ارائه بازخوردهای مبهم و بیارزش به مشتریان میشود. وقتی صحبت از دریافت بازخورد میشود، مهم است که دقیقا تعریف کنیم از چه چیزی میخواهیم بازخورد بگیریم.
۲- گوش دادن فعال
گوش دادن فعال تمرکز روی طرف مقابل است، در گوش دادن فعال به افکار، نظرات یا ایدههایی که در ذهن ما شکل میگیرند، فکر نمیکنیم.
این مهارت هنگام صحبت با مشتریان، همکاران یا جمع آوری دیدگاهها در مورد مشکلی در کسب و کار از طرف مشتری موثر است.
۳- ذهن باز
طراحی UI/UX تماما درباره خلاقیت و یافتن راهحلهای جدید و نوآورانه برای مشکلات موجود است. در نگاه اول، همه ایدهها مناسب به نظر نمیرسند یا ارزش سرمایه گذاری ندارند، اما به عنوان طراح، وظیفه ما بررسی تمام راه حلهای بالقوه برای حل مشکلات کاربران است.
اگر گرت کمپ و تراویس کالانیک زمانی که ناکامیهای صنعت تاکسی را دیدند، ذهن باز نداشتند، هرگز اوبر را تاسیس نمیکردند.
۴- همدلی
همدلی کلمهای است که در فضای طراحی دیجیتال زیاد به گوش میرسد، اما به زبان ساده به معنای قرار دادن خودمان در جای کاربر است.
همان طور که پیشتر گفته شد، گوش دادن فعال ابزار خوبی برای توسعه همدلی است. اگر بتوانیم به طور کامل تلاش افراد را درک کنیم، میتوانیم خود را جای آن فرد قرار دهیم و احساس کنیم که آنها چه احساسی دارند.
ما همچنین میتوانیم همدلی را به ناظری خوب توسعه دهیم. اگر مشاهده کنیم که مردم اشتباهات مشابهی مرتکب میشوند یا با مشکلات مشابهی مواجه میشوند، آنگاه میتوانیم راهحلهایی برای حل آنها در محصولات خود توسعه دهیم.
۵. هر ارتباطی یک پروژه UX است
تبدیل هر بخش از ارتباطات به تجربهای یکپارچه برای افرادی که با آن ها کار میکنیم، کار با ما را لذت بخشتر خواهد کرد و اعتبار ما به عنوان طراح را افزایش خواهد داد.
سرمایه گذاری چند دقیقه بیشتر در پیام ما میتواند تفاوت چشمگیری در تجربه دیگران هنگام کار با ما ایجاد کند.
۶- گذشته را از دست بده
هنگام انجام بازخوردها، بهتر است به جای اینکه به دنبال تعریف و تمجید از آنچه کاربر دوست دارد باشید، روی حوزههای بهبود تمرکز کنید. از مردم بپرسید چه چیزی را تغییر خواهند داد، نه اینکه به دنبال تایید چیزهایی باشید که به خوبی انجام شدهاند.
وقتی بازخوردهایی داده میشود که ما با آنها موافق نیستیم، حالت تدافعی نگیریم، بلکه بپرسیم چه چیزی را تغییر میدهند یا چگونه آن را پیش بینی میکنند.
۷- ارائه
ارائه طرحها و راهحلهای ما بخش مهمی از کار است، بنابراین مهم است که بتوانیم این کار را بهطور موثر انجام دهیم.
آماده کردن نکات کلیدی هنگام صحبت و ارائه به گونهای که برای مخاطب قابل درک باشد، آنها را پذیرای ایدههای ما خواهد کرد.
ما همچنین باید در حین ارائه آماده باشیم تا کار خود را توجیه کنیم. هنگامی که ما تغییرات اساسی در یک طراحی ایجاد کردهایم یا ایده جدیدی برای اشتراک گذاری داریم، همیشه داشتن چند نقطه قوت برای دفاع از تصمیمات ما و توضیح اینکه چرا به سمتی رفتیم که این تغییرات انجام دادیم، مفید است.
۸- خودآموزی
خودآموز بودن یک مهارت ضروری است؛ زیرا هر کسی در فضای طراحی، در برخی موارد، با مشکلات، اصطلاحات، برنامههای مواجه میشود که آنها را درک نمیکند.
وقتی این چالش اجتناب ناپذیر به وجود میآید، ما نمیتوانیم به مدرسه برگردیم تا یاد بگیریم که چگونه این کار را انجام میدهیم، و نمیتوانیم همیشه همکارانمان را اذیت کنیم. با داشتن مهارتها و نیروی اراده برای فهمیدن چیزها، ما به طور قابل توجهی با اراده خود رشد خواهیم کرد.
با اینترنت، هیچ بهانهای وجود ندارد که نتوانیم هر آنچه میخواهیم در مورد UI/UX بدانیم را آموزش نبینیم.
۹- درک ارزش کسب و کار
تلاش مداومی که ما طراحان با آن مواجه هستیم، یافتن زمینه میانی بین برآورده کردن نیازهای کسب وکار و نیازهای کاربر است.
طراحی که درک میکند چگونه به طور مداوم برای کسب وکار ارزش آفرینی کند و در عین حال از کاربر دفاع کند، فردی موثر برای سازمان است.
توانایی صحبت کردن در مورد نیازهای کسب وکار و چگونگی پرداختن به آنها در طراحیهایمان، مولفهای است که بسیاری از طراحان از آن غافل هستند.
۱۰- سازگاری
دنیای دیجیتال و فیزیکی دائما در حال تکامل است.
بسیار مهم است که طراحان خود را با تکنولوژیهای در حال ظهور، محصولات، روندها و غیره آشنا کنند.
لینک مطالعه کامل مقاله:
https://bit.ly/dxgn1011
(زمان حدودی مطالعه: ۸دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
ما به عنوان طراح تمایل داریم تمرکز و انرژی خود را روی توسعه و تسلط مهارتهای خود معطوف کنیم.
۱- بازخورد
بازخورد سازنده دادن و به بازخوردهای سازنده پاسخ دادن مهارت مهمی است، عدم آگاهی از مهارتهای پایه بازخورد منجر به ارائه بازخوردهای مبهم و بیارزش به مشتریان میشود. وقتی صحبت از دریافت بازخورد میشود، مهم است که دقیقا تعریف کنیم از چه چیزی میخواهیم بازخورد بگیریم.
۲- گوش دادن فعال
گوش دادن فعال تمرکز روی طرف مقابل است، در گوش دادن فعال به افکار، نظرات یا ایدههایی که در ذهن ما شکل میگیرند، فکر نمیکنیم.
این مهارت هنگام صحبت با مشتریان، همکاران یا جمع آوری دیدگاهها در مورد مشکلی در کسب و کار از طرف مشتری موثر است.
۳- ذهن باز
طراحی UI/UX تماما درباره خلاقیت و یافتن راهحلهای جدید و نوآورانه برای مشکلات موجود است. در نگاه اول، همه ایدهها مناسب به نظر نمیرسند یا ارزش سرمایه گذاری ندارند، اما به عنوان طراح، وظیفه ما بررسی تمام راه حلهای بالقوه برای حل مشکلات کاربران است.
اگر گرت کمپ و تراویس کالانیک زمانی که ناکامیهای صنعت تاکسی را دیدند، ذهن باز نداشتند، هرگز اوبر را تاسیس نمیکردند.
۴- همدلی
همدلی کلمهای است که در فضای طراحی دیجیتال زیاد به گوش میرسد، اما به زبان ساده به معنای قرار دادن خودمان در جای کاربر است.
همان طور که پیشتر گفته شد، گوش دادن فعال ابزار خوبی برای توسعه همدلی است. اگر بتوانیم به طور کامل تلاش افراد را درک کنیم، میتوانیم خود را جای آن فرد قرار دهیم و احساس کنیم که آنها چه احساسی دارند.
ما همچنین میتوانیم همدلی را به ناظری خوب توسعه دهیم. اگر مشاهده کنیم که مردم اشتباهات مشابهی مرتکب میشوند یا با مشکلات مشابهی مواجه میشوند، آنگاه میتوانیم راهحلهایی برای حل آنها در محصولات خود توسعه دهیم.
۵. هر ارتباطی یک پروژه UX است
تبدیل هر بخش از ارتباطات به تجربهای یکپارچه برای افرادی که با آن ها کار میکنیم، کار با ما را لذت بخشتر خواهد کرد و اعتبار ما به عنوان طراح را افزایش خواهد داد.
سرمایه گذاری چند دقیقه بیشتر در پیام ما میتواند تفاوت چشمگیری در تجربه دیگران هنگام کار با ما ایجاد کند.
۶- گذشته را از دست بده
هنگام انجام بازخوردها، بهتر است به جای اینکه به دنبال تعریف و تمجید از آنچه کاربر دوست دارد باشید، روی حوزههای بهبود تمرکز کنید. از مردم بپرسید چه چیزی را تغییر خواهند داد، نه اینکه به دنبال تایید چیزهایی باشید که به خوبی انجام شدهاند.
وقتی بازخوردهایی داده میشود که ما با آنها موافق نیستیم، حالت تدافعی نگیریم، بلکه بپرسیم چه چیزی را تغییر میدهند یا چگونه آن را پیش بینی میکنند.
۷- ارائه
ارائه طرحها و راهحلهای ما بخش مهمی از کار است، بنابراین مهم است که بتوانیم این کار را بهطور موثر انجام دهیم.
آماده کردن نکات کلیدی هنگام صحبت و ارائه به گونهای که برای مخاطب قابل درک باشد، آنها را پذیرای ایدههای ما خواهد کرد.
ما همچنین باید در حین ارائه آماده باشیم تا کار خود را توجیه کنیم. هنگامی که ما تغییرات اساسی در یک طراحی ایجاد کردهایم یا ایده جدیدی برای اشتراک گذاری داریم، همیشه داشتن چند نقطه قوت برای دفاع از تصمیمات ما و توضیح اینکه چرا به سمتی رفتیم که این تغییرات انجام دادیم، مفید است.
۸- خودآموزی
خودآموز بودن یک مهارت ضروری است؛ زیرا هر کسی در فضای طراحی، در برخی موارد، با مشکلات، اصطلاحات، برنامههای مواجه میشود که آنها را درک نمیکند.
وقتی این چالش اجتناب ناپذیر به وجود میآید، ما نمیتوانیم به مدرسه برگردیم تا یاد بگیریم که چگونه این کار را انجام میدهیم، و نمیتوانیم همیشه همکارانمان را اذیت کنیم. با داشتن مهارتها و نیروی اراده برای فهمیدن چیزها، ما به طور قابل توجهی با اراده خود رشد خواهیم کرد.
با اینترنت، هیچ بهانهای وجود ندارد که نتوانیم هر آنچه میخواهیم در مورد UI/UX بدانیم را آموزش نبینیم.
۹- درک ارزش کسب و کار
تلاش مداومی که ما طراحان با آن مواجه هستیم، یافتن زمینه میانی بین برآورده کردن نیازهای کسب وکار و نیازهای کاربر است.
طراحی که درک میکند چگونه به طور مداوم برای کسب وکار ارزش آفرینی کند و در عین حال از کاربر دفاع کند، فردی موثر برای سازمان است.
توانایی صحبت کردن در مورد نیازهای کسب وکار و چگونگی پرداختن به آنها در طراحیهایمان، مولفهای است که بسیاری از طراحان از آن غافل هستند.
۱۰- سازگاری
دنیای دیجیتال و فیزیکی دائما در حال تکامل است.
بسیار مهم است که طراحان خود را با تکنولوژیهای در حال ظهور، محصولات، روندها و غیره آشنا کنند.
لینک مطالعه کامل مقاله:
https://bit.ly/dxgn1011
(زمان حدودی مطالعه: ۸دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#مهارت_نرم
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
10 Soft Skills for UI & UX Designers
Developing social skills are essential to a successful career in UI & UX
👍10👌1🌚1
طراحی آنبردینگ
اولين برخورد همشه مهم بوده است، تجربه شما در اولين برخورد با یک فرد، بیزینس و یا محصول است که رفتار شما با آن را شکل میدهد و میتواند برنامهای را بسازد و یا خراب کند. بسیاری از افراد با شنیدن تعرف از اپلیکیشنی آن را نصب میکنند اما تعداد بسیاری در برخورد و اولين تلاششان آن را حذف میکنند پس موفقیت در اولين تعامل بسیار اهمیت دارد.
آنبردینگ موضوعی مهم است که از منابع انسانی قرض گرفته شده است و در محصول نیز از آن استفاده میشود. اما چه محصولاتی نیازمند آنبردینگ است؟ و آنبردینگ به چه صورت باشد؟
محصولاتی به آنبردینگ نیاز دارند که پیچیدگی داشته باشند مثلا محصول شما دارای فلو پیچیدهای ست، مفهوم جدیدی را معرفی میکند و نوآوری دارد که کاربر با آن آشنا نیست، محصول دستخوش بازطراحی و تغییرات اساسی بوده است و …
برای پی بردن به پیچیدگی محصول خود میتوانید آن را بدون آنبردینگ با تعدادی از کاربران تست کنید.
در این مقاله به صورت کامل درباره آنبردینگ و نحوه آنبردینگ در محصول و معایب و مزایای هر راهحل پرداخته است که توصیه میکنم حتما به آن سر بزنید و مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1012
(مطالعه حدودی مقاله: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول #onboarding #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
اولين برخورد همشه مهم بوده است، تجربه شما در اولين برخورد با یک فرد، بیزینس و یا محصول است که رفتار شما با آن را شکل میدهد و میتواند برنامهای را بسازد و یا خراب کند. بسیاری از افراد با شنیدن تعرف از اپلیکیشنی آن را نصب میکنند اما تعداد بسیاری در برخورد و اولين تلاششان آن را حذف میکنند پس موفقیت در اولين تعامل بسیار اهمیت دارد.
آنبردینگ موضوعی مهم است که از منابع انسانی قرض گرفته شده است و در محصول نیز از آن استفاده میشود. اما چه محصولاتی نیازمند آنبردینگ است؟ و آنبردینگ به چه صورت باشد؟
محصولاتی به آنبردینگ نیاز دارند که پیچیدگی داشته باشند مثلا محصول شما دارای فلو پیچیدهای ست، مفهوم جدیدی را معرفی میکند و نوآوری دارد که کاربر با آن آشنا نیست، محصول دستخوش بازطراحی و تغییرات اساسی بوده است و …
برای پی بردن به پیچیدگی محصول خود میتوانید آن را بدون آنبردینگ با تعدادی از کاربران تست کنید.
در این مقاله به صورت کامل درباره آنبردینگ و نحوه آنبردینگ در محصول و معایب و مزایای هر راهحل پرداخته است که توصیه میکنم حتما به آن سر بزنید و مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn1012
(مطالعه حدودی مقاله: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#طراحی_محصول #onboarding #تجربه_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
5 Techniques For Effective User Onboarding
What happens during the first experience can make or break any app. To ensure users don’t delete your app after the first try, you must…
👍6
به عنوان طراح UX در شرکت خودروسازی چه کار میکنی؟
این سوالی است که وقتی به مردم میگویم در استودیوی طراحی خودرو کار میکنم، بیشتر پرسیده میشود. به دلیل سطح بالای محرمانگی صنعت خودرو دربارهی جزییات شغلم نمیتوانم توضیحی بدهم اما در ادامه با بیان سوالات جزئیتر و پاسخ به آنها سعی میکنم به این سوال پاسخ دهم.
چرا رابط کاربری ماشینها انقدر قدیمی و از مد افتاده است؟
وقتی برای اولین بار به استودیوی طراحی خودرو پیوستم روزی ۱۰۰ بار این سوال را از خودم میپرسیدم. این به این دلیل است که HMI (رابط ماشین انسانی، یعنی رابط داخل خودرو) به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. صنعت خودروسازی سنتی بر روی نمای بیرونی خودرو متمرکز بوده است که قابل درک است زیرا مردم طبق ظاهر خودروها را خریداری میکردند. تا این که در ۵ سال اخیر متوجه شدند که تجربهی داخل خودرو برای مشتریان مهم است، و به همین دلیل شروع به استخدام طراحان UX برای خودروها کردند.
برای طراحان UX که به تازگی وارد این حوزه شدهاند این شغل چه تعریفی دارد؟
به عنوان یک نکتهی منفی باید بگویم، طراحی HMI فاقد استاندارد مشخص است. هر شرکتی در تلاش است تا استاندارد UX خود را با اندازههای مختلف صفحه نمایش ایجاد کند. طراحی HMI شامل آزمون و خطاهای زیادی است. روند طراحی نیز مبهم است. بر خلاف طراحان برنامهها که فرآیند طراحیِ مشخصی دارند، طراحان HMI مسیر مشخص و واضحی ندارند.
اما به عنوان یک ویژگی مثبت، طراحی HMI در حال حاضر مانند ایستادن در خط مقدم مرزهای پیشرفت است. ما کسانی هستیم که وضعیت موجود را تغییر میدهیم. ما هیچ قالبی برای چیدمان رابط کاربری نداریم زیرا در حال طراحی برای صفحات مختلف هستیم. در عوض، ما آن استانداردها را ایجاد میکنیم، و در ایجاد آنها آزادی عمل داریم.
اما چرا نمیتوانید از فرآیند یا اصول طراحی اپلیکیشن استفاده کنید؟
به این دلیل که یک موضوع مهم در HMI موضوع مرگ و زندگی است (به معنای واقعی کلمه).
چرخه توسعه HMI بسیار طولانی است (۳ تا ۵ سال)، زیرا حتی یک تغییر جزئی باید در تمام زمینههای رانندگی با شرایط ایمنی مختلف آزمایش شود. برای طراح UX، این به معنای جلسات بیپایان و پشت سر هم با مهندسان مختلف است.
بنابراین، توسعه چابک را نمیتوان در اکثر شرکتهای خودروسازی سنتی یافت. برعکس، آنها رشد آهسته اما پیوسته دارند.
در ادامهی این مقاله میتوانید تجربهی نویسنده را درباره موضوعات مختلف دیگر به عنوان طراح UX خودرو بخوانید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn1013
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#طراحی_تجربه_کاربری #HMI #رابط_کاربری_خودرو #صنعت_خودروسازی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
این سوالی است که وقتی به مردم میگویم در استودیوی طراحی خودرو کار میکنم، بیشتر پرسیده میشود. به دلیل سطح بالای محرمانگی صنعت خودرو دربارهی جزییات شغلم نمیتوانم توضیحی بدهم اما در ادامه با بیان سوالات جزئیتر و پاسخ به آنها سعی میکنم به این سوال پاسخ دهم.
چرا رابط کاربری ماشینها انقدر قدیمی و از مد افتاده است؟
وقتی برای اولین بار به استودیوی طراحی خودرو پیوستم روزی ۱۰۰ بار این سوال را از خودم میپرسیدم. این به این دلیل است که HMI (رابط ماشین انسانی، یعنی رابط داخل خودرو) به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. صنعت خودروسازی سنتی بر روی نمای بیرونی خودرو متمرکز بوده است که قابل درک است زیرا مردم طبق ظاهر خودروها را خریداری میکردند. تا این که در ۵ سال اخیر متوجه شدند که تجربهی داخل خودرو برای مشتریان مهم است، و به همین دلیل شروع به استخدام طراحان UX برای خودروها کردند.
برای طراحان UX که به تازگی وارد این حوزه شدهاند این شغل چه تعریفی دارد؟
به عنوان یک نکتهی منفی باید بگویم، طراحی HMI فاقد استاندارد مشخص است. هر شرکتی در تلاش است تا استاندارد UX خود را با اندازههای مختلف صفحه نمایش ایجاد کند. طراحی HMI شامل آزمون و خطاهای زیادی است. روند طراحی نیز مبهم است. بر خلاف طراحان برنامهها که فرآیند طراحیِ مشخصی دارند، طراحان HMI مسیر مشخص و واضحی ندارند.
اما به عنوان یک ویژگی مثبت، طراحی HMI در حال حاضر مانند ایستادن در خط مقدم مرزهای پیشرفت است. ما کسانی هستیم که وضعیت موجود را تغییر میدهیم. ما هیچ قالبی برای چیدمان رابط کاربری نداریم زیرا در حال طراحی برای صفحات مختلف هستیم. در عوض، ما آن استانداردها را ایجاد میکنیم، و در ایجاد آنها آزادی عمل داریم.
اما چرا نمیتوانید از فرآیند یا اصول طراحی اپلیکیشن استفاده کنید؟
به این دلیل که یک موضوع مهم در HMI موضوع مرگ و زندگی است (به معنای واقعی کلمه).
چرخه توسعه HMI بسیار طولانی است (۳ تا ۵ سال)، زیرا حتی یک تغییر جزئی باید در تمام زمینههای رانندگی با شرایط ایمنی مختلف آزمایش شود. برای طراح UX، این به معنای جلسات بیپایان و پشت سر هم با مهندسان مختلف است.
بنابراین، توسعه چابک را نمیتوان در اکثر شرکتهای خودروسازی سنتی یافت. برعکس، آنها رشد آهسته اما پیوسته دارند.
در ادامهی این مقاله میتوانید تجربهی نویسنده را درباره موضوعات مختلف دیگر به عنوان طراح UX خودرو بخوانید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn1013
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#طراحی_تجربه_کاربری #HMI #رابط_کاربری_خودرو #صنعت_خودروسازی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
What are you doing as a UX designer in a car company?
Sharing my NDE (Nissan Design Europe) or Near Death Experience…
👍10
۱۰ توصیه برای ساخت پورتفولیو UX Researcherها
پورتفولیو مهمترین بخش در بدست آوری موقعیت شغلی به عنوان UX Researcher است. پورتفولیو UX/UI Designer ها شامل اسکچ، وایرفریم، پروتوتایپ و پروسه تفکر طراحی میشود اما UX Researcherها لازم است به جزییات و زمینه تحقیقات و این که کدام پروژه جنبه تحقیقاتی داشته بیشتر توجه کنند.
در این مقاله ۱۰ توصیه درمورد اینکه چگونه تواناییهای تحقیقاتی خود را در پورتفولیو نشان دهید آورده شده است که به اختصار در اینجا ذکر شده:
۱.مخاطبان خود را بشناسید و از خود بپرسید آنها چه اطلاعاتی میخواهند؟
افرادی که پورتفولیو را بررسی میکنند میخواهند انواع تحقیقاتی که انجام دادهاید و شیوه حل مسائل را از دید شما ببینند پس خود را درگیر طراحی بصری پورتفولیو نکنید!
۲. مدیریت پروژهها
قرار نیست همه نمونه کارهایی که تا الان انجام داده اید را در پورتفولیو بیاورید! ۳-۵ نمونه از نمونههایی که تواناییهای شما را نشان میدهند کافی است.
۳.داکیومنتهای صحیحی ارائه دهید.
داکیومنتهایی که در پورتفولیوی خود قرار میدهید باید درباره نحوه فکر کردن مدل حل مسئله شما باشد و از تاثیرگذاری تحقیقاتی که انجام دادهاید مطمئن باشید.
۴.زمینه پروژه تحقیقاتی و تیمتان را شرح دهید.
۵.گستره تواناییها و تجربیات خود را نشان دهید.
۶.شفاف و واضح ارتباط برقرار کنید.
زبان ساده در نوشتار همیشه توصیه میشود اما هنگام ساخت پورتقولیو اهمیت ویژهای دارد. به یاد داشته باشید که مخاطبان شما با زمینه کار شما ناآشنا خواهند بود. تحقیق، زمینه پروژه و نیازهای کاربر را به گونهای توضیح دهید که برای همه قابل درک باشد.
۷.نتایجی که از تحقیقات بدست آوردهاید را خلاصه کنید.
نتایجی که رویکرد شما را نسبت به مسئله تغییر داده است بسیار ارزشمندند، آنها را مهم جلوه دهید.
۸.ارزش گذاری
نشان دهید که میدانید چگونه تحقیق کنید و نتایج ملموس و ارزشمندی از آن بگیرید. اگر تحقیقاتی انجام دادهاید که قابل اندازهگیری بوده است حتما آن را نشان دهید.
۹.محدودیتها را بپذیرید.
۱۰.پورتفولیو خود را اصلاح کنید.
ساخت پورتفولیو در ابتدا میتواند کار ترسناکی به نظر برسد مخصوصا اگر اوایل راه باشید اما در نظر داشته باشید که تکرار بخش مهمی از روند طراحی است سخت نگیرید و پورتفولیو خود را به مرور بهبود ببخشید.
https://bit.ly/dxgn1014
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
پورتفولیو مهمترین بخش در بدست آوری موقعیت شغلی به عنوان UX Researcher است. پورتفولیو UX/UI Designer ها شامل اسکچ، وایرفریم، پروتوتایپ و پروسه تفکر طراحی میشود اما UX Researcherها لازم است به جزییات و زمینه تحقیقات و این که کدام پروژه جنبه تحقیقاتی داشته بیشتر توجه کنند.
در این مقاله ۱۰ توصیه درمورد اینکه چگونه تواناییهای تحقیقاتی خود را در پورتفولیو نشان دهید آورده شده است که به اختصار در اینجا ذکر شده:
۱.مخاطبان خود را بشناسید و از خود بپرسید آنها چه اطلاعاتی میخواهند؟
افرادی که پورتفولیو را بررسی میکنند میخواهند انواع تحقیقاتی که انجام دادهاید و شیوه حل مسائل را از دید شما ببینند پس خود را درگیر طراحی بصری پورتفولیو نکنید!
۲. مدیریت پروژهها
قرار نیست همه نمونه کارهایی که تا الان انجام داده اید را در پورتفولیو بیاورید! ۳-۵ نمونه از نمونههایی که تواناییهای شما را نشان میدهند کافی است.
۳.داکیومنتهای صحیحی ارائه دهید.
داکیومنتهایی که در پورتفولیوی خود قرار میدهید باید درباره نحوه فکر کردن مدل حل مسئله شما باشد و از تاثیرگذاری تحقیقاتی که انجام دادهاید مطمئن باشید.
۴.زمینه پروژه تحقیقاتی و تیمتان را شرح دهید.
۵.گستره تواناییها و تجربیات خود را نشان دهید.
۶.شفاف و واضح ارتباط برقرار کنید.
زبان ساده در نوشتار همیشه توصیه میشود اما هنگام ساخت پورتقولیو اهمیت ویژهای دارد. به یاد داشته باشید که مخاطبان شما با زمینه کار شما ناآشنا خواهند بود. تحقیق، زمینه پروژه و نیازهای کاربر را به گونهای توضیح دهید که برای همه قابل درک باشد.
۷.نتایجی که از تحقیقات بدست آوردهاید را خلاصه کنید.
نتایجی که رویکرد شما را نسبت به مسئله تغییر داده است بسیار ارزشمندند، آنها را مهم جلوه دهید.
۸.ارزش گذاری
نشان دهید که میدانید چگونه تحقیق کنید و نتایج ملموس و ارزشمندی از آن بگیرید. اگر تحقیقاتی انجام دادهاید که قابل اندازهگیری بوده است حتما آن را نشان دهید.
۹.محدودیتها را بپذیرید.
۱۰.پورتفولیو خود را اصلاح کنید.
ساخت پورتفولیو در ابتدا میتواند کار ترسناکی به نظر برسد مخصوصا اگر اوایل راه باشید اما در نظر داشته باشید که تکرار بخش مهمی از روند طراحی است سخت نگیرید و پورتفولیو خود را به مرور بهبود ببخشید.
https://bit.ly/dxgn1014
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#پورتفولیو
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
Portfolios for UX Researchers: Top 10 Recommendations
A portfolio of past projects can advance the career of a UX researcher. Present the right work, summarize your findings, and communicate clearly to showcase your skills.
👍7🔥2
متد Cultural Probes چیست و چگونه به طراحان کمک میکند؟
روش پویشگران فرهنگی یا Cultural Probes که Diary Study نیز به آن گفته میشود روش تحقیقاتی کیفی است که به شناخت چالشها، نیازها، اهداف و مدل فکری و رفتاری جامعه هدف خصوصا زمانی که با آن جامعه آشنایی نداریم کمک میکند. رویکرد این روش به نوعی هنری، کیفی و کنترل نشده است و به مشارکت کنندگان اجازه میدهد بدون حس قضاوت شدن و تغییر خود واقعیشان تصویر واقعیتری از چالشهای روزمره، زندگی و روابطشان ثبت کنند. این روش به دنبال دستیابی به افکار، ارزشها و دغدغههای جامعه است و در این راستا بایستی دست پژوهشگر را باز گذاشت و از ایجاد ابهام به عنوان یک منبع خلق ایده استفاده کرد.
روش انجام متد پویشگران فرهنگی
در این روش تیم تحقیقات با درنظرگرفتن مشکلی که سعی در حل آن دارند یک بسته شامل ابزارهایی مانند دفترچه یادداشت، دوربین عکاسی فوری، نقشه، کارت پستال و... طراحی میکنند و به شرکت کنندگان میدهند؛ آنها در مدت زمان یک هفته به مرور آن را تکمیل میکنند و درنهایت برمیگردانند.
این متریالها بسته به هدف پروژه میتوانند متفاوت باشند.
پس از اتمام پکیج؛ جلسهای با مشارکت کنندگان گذاشته میشود تا فیدبکها و نظرات شرکت کنندگان را جویا شد.
در آخر پاسخهای دریافت شده از شرکت کنندگان را کنار هم بگذارید الهام بگیرید و دیتاهای معنیدار را جمعآوری کنید تا مسیر طراحی را شکل دهد.
توصیهها
- باتوجه به هدف پروژه سعی کنید از ابزارهایی کمک بگیرید که پتانسیل بیشتری دارند میتوانید آنها را ترکیب کنید. این متریالها میتوانند با توجه به نیاز پروژه و خلاقیت شما متفاوت باشند.
- مشارکت کنندگان را به تعامل کردن تشویق کنید.
- سوالاتی متناسب با رویکرد پروژه بپرسید. میتوانید در قالب دفترچه روزانه آنها را مطرح کنید.
کلام آخر
انتظار نداشته باشید که بعد از بدست آوردن نتایج بتوانید به راحتی همه نتایج را آنالیز کنید! زیرا لایههای بسیاری رفتار ما را شکل داده است، با این حال این نتایج مسیر طراحی و دستیابی به عمق مشکل را راحتتر میکند و میتواند منبع الهام خلاقانهای متناسب با مدل فکری جامعه هدف باشد.
گیور طراح روش Cultural Probes در سال ۱۹۹۹ در مورد پویشگران فرهنگی و پروژهای که او و همکارانش با این روش انجام دادهاند مقالهای منتشر کرد که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1015
(زمان حدودی مطالعه: ۱۵ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #روش_تحقیقاتی #کیس_استادی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
روش پویشگران فرهنگی یا Cultural Probes که Diary Study نیز به آن گفته میشود روش تحقیقاتی کیفی است که به شناخت چالشها، نیازها، اهداف و مدل فکری و رفتاری جامعه هدف خصوصا زمانی که با آن جامعه آشنایی نداریم کمک میکند. رویکرد این روش به نوعی هنری، کیفی و کنترل نشده است و به مشارکت کنندگان اجازه میدهد بدون حس قضاوت شدن و تغییر خود واقعیشان تصویر واقعیتری از چالشهای روزمره، زندگی و روابطشان ثبت کنند. این روش به دنبال دستیابی به افکار، ارزشها و دغدغههای جامعه است و در این راستا بایستی دست پژوهشگر را باز گذاشت و از ایجاد ابهام به عنوان یک منبع خلق ایده استفاده کرد.
روش انجام متد پویشگران فرهنگی
در این روش تیم تحقیقات با درنظرگرفتن مشکلی که سعی در حل آن دارند یک بسته شامل ابزارهایی مانند دفترچه یادداشت، دوربین عکاسی فوری، نقشه، کارت پستال و... طراحی میکنند و به شرکت کنندگان میدهند؛ آنها در مدت زمان یک هفته به مرور آن را تکمیل میکنند و درنهایت برمیگردانند.
این متریالها بسته به هدف پروژه میتوانند متفاوت باشند.
پس از اتمام پکیج؛ جلسهای با مشارکت کنندگان گذاشته میشود تا فیدبکها و نظرات شرکت کنندگان را جویا شد.
در آخر پاسخهای دریافت شده از شرکت کنندگان را کنار هم بگذارید الهام بگیرید و دیتاهای معنیدار را جمعآوری کنید تا مسیر طراحی را شکل دهد.
توصیهها
- باتوجه به هدف پروژه سعی کنید از ابزارهایی کمک بگیرید که پتانسیل بیشتری دارند میتوانید آنها را ترکیب کنید. این متریالها میتوانند با توجه به نیاز پروژه و خلاقیت شما متفاوت باشند.
- مشارکت کنندگان را به تعامل کردن تشویق کنید.
- سوالاتی متناسب با رویکرد پروژه بپرسید. میتوانید در قالب دفترچه روزانه آنها را مطرح کنید.
کلام آخر
انتظار نداشته باشید که بعد از بدست آوردن نتایج بتوانید به راحتی همه نتایج را آنالیز کنید! زیرا لایههای بسیاری رفتار ما را شکل داده است، با این حال این نتایج مسیر طراحی و دستیابی به عمق مشکل را راحتتر میکند و میتواند منبع الهام خلاقانهای متناسب با مدل فکری جامعه هدف باشد.
گیور طراح روش Cultural Probes در سال ۱۹۹۹ در مورد پویشگران فرهنگی و پروژهای که او و همکارانش با این روش انجام دادهاند مقالهای منتشر کرد که میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1015
(زمان حدودی مطالعه: ۱۵ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #روش_تحقیقاتی #کیس_استادی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
ResearchGate
(PDF) Cultural Probes
PDF | On Jan 1, 1999, W W Gaver and others published Cultural Probes | Find, read and cite all the research you need on ResearchGate
❤1👍1
تایپوگرافی در طراحی
تایپوگرافی ابزاریست که در آن طراحان قادر به برقراری ارتباط با کاربر هستند.
فقط انتخاب یک فونت خوب تایپوگرافی نیست، تایپوگرافی باید با عناصر طراحی ترکیب شود تا تعادل کلی زیبایی شناختی ایجاد کند. یکی از مهم ترین تکنیکها برای ارتباط موثر محتوا، استفاده از سلسله مراتب تایپوگرافی است. سلسله مراتب تایپوگرافی به خواننده نشان میدهد که روی کدام اطلاعات باید تمرکز کند.
تایپفیس
تایپ فیس با مجموعهای از فونتهای مرتبط تعریف میشود. افراد از چندین دستگاه، اندازه صفحه نمایش و رزولوشن به وب سایت شما دسترسی خواهند داشت. لازم است یک تایپ فیس انتخاب کنید که در اندازهها، وزنها و محیطهای مختلف به خوبی کار کند تا خوانایی و قابلیت استفاده را آسان کند. به عنوان مثال، اپل تایپ فیس خود را به نام سان فرانسیسکو ایجاد کرده است. این فونت به گونهای طراحی شده است که هم در اندازههای کوچک و هم در اندازههای بزرگ بسیار خوانا باشد.
سایز فونت
اندازه فونت برای دستگاههای مختلف متفاوت است. وقتی صحبت از خوانایی میشود، حداقل اندازه فونت قابل قبول که توسط WCAG (راهنمای دسترسی به محتوای وب) تعریف شده است، ۱۸pt است.
ارتفاع خط
ارتفاع بهینه خط تضمین میکند که خطوط متن فاصله کافی بین آنها برای رسیدن به سطح مناسبی از خوانایی دارند. WCAG به ما در این مورد کمک میکند، بهتر است که ارتفاع خط ۱.۵x اندازه فونت باشد.
مثال: اگر متن ۱۸px باشد، آنگاه ارتفاع خط باید ۲۷px (۱۸ * ۱.۵)باشد.
فاصله پارگراف
مشابه ارتفاع خط، ضریب جادویی ۲x است (دو برابر اندازه فونت). به عنوان مثال، اگر اندازه فونت ۱۸px باشد، قبل از اینکه به پاراگراف بعدی منتهی شود، باید یک فضای ۳۶px وجود داشته باشد.
متوسط طول متن را به اندازه عرض کامل صفحه نمایش در نظر نگیرید. قاعده خوب حفظ حدود ۶۰ کاراکتر در هر خط است. هر چیز دیگری خواننده را برای مدت طولانی در دنبال کردن متن با مشکل مواجه می کند.
کنتراست
روشهای تایپوگرافی زیادی برای افزایش سطح کنتراست وجود دارد. ما میتوانیم از رنگ و وزن بصری برای تاکید بر تایپوگرافی استفاده کنیم.
فضای سفید (فضای منفی)
فضاهای منفی به ما فضای تنفسی میدهند.از فضای منفی به طور موثر استفاده کنید و طرحهای درهم ریخته را مرتب کنید.
برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1016
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
تایپوگرافی ابزاریست که در آن طراحان قادر به برقراری ارتباط با کاربر هستند.
فقط انتخاب یک فونت خوب تایپوگرافی نیست، تایپوگرافی باید با عناصر طراحی ترکیب شود تا تعادل کلی زیبایی شناختی ایجاد کند. یکی از مهم ترین تکنیکها برای ارتباط موثر محتوا، استفاده از سلسله مراتب تایپوگرافی است. سلسله مراتب تایپوگرافی به خواننده نشان میدهد که روی کدام اطلاعات باید تمرکز کند.
تایپفیس
تایپ فیس با مجموعهای از فونتهای مرتبط تعریف میشود. افراد از چندین دستگاه، اندازه صفحه نمایش و رزولوشن به وب سایت شما دسترسی خواهند داشت. لازم است یک تایپ فیس انتخاب کنید که در اندازهها، وزنها و محیطهای مختلف به خوبی کار کند تا خوانایی و قابلیت استفاده را آسان کند. به عنوان مثال، اپل تایپ فیس خود را به نام سان فرانسیسکو ایجاد کرده است. این فونت به گونهای طراحی شده است که هم در اندازههای کوچک و هم در اندازههای بزرگ بسیار خوانا باشد.
سایز فونت
اندازه فونت برای دستگاههای مختلف متفاوت است. وقتی صحبت از خوانایی میشود، حداقل اندازه فونت قابل قبول که توسط WCAG (راهنمای دسترسی به محتوای وب) تعریف شده است، ۱۸pt است.
ارتفاع خط
ارتفاع بهینه خط تضمین میکند که خطوط متن فاصله کافی بین آنها برای رسیدن به سطح مناسبی از خوانایی دارند. WCAG به ما در این مورد کمک میکند، بهتر است که ارتفاع خط ۱.۵x اندازه فونت باشد.
مثال: اگر متن ۱۸px باشد، آنگاه ارتفاع خط باید ۲۷px (۱۸ * ۱.۵)باشد.
فاصله پارگراف
مشابه ارتفاع خط، ضریب جادویی ۲x است (دو برابر اندازه فونت). به عنوان مثال، اگر اندازه فونت ۱۸px باشد، قبل از اینکه به پاراگراف بعدی منتهی شود، باید یک فضای ۳۶px وجود داشته باشد.
متوسط طول متن را به اندازه عرض کامل صفحه نمایش در نظر نگیرید. قاعده خوب حفظ حدود ۶۰ کاراکتر در هر خط است. هر چیز دیگری خواننده را برای مدت طولانی در دنبال کردن متن با مشکل مواجه می کند.
کنتراست
روشهای تایپوگرافی زیادی برای افزایش سطح کنتراست وجود دارد. ما میتوانیم از رنگ و وزن بصری برای تاکید بر تایپوگرافی استفاده کنیم.
فضای سفید (فضای منفی)
فضاهای منفی به ما فضای تنفسی میدهند.از فضای منفی به طور موثر استفاده کنید و طرحهای درهم ریخته را مرتب کنید.
برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1016
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Typography in design
Hey buddies! I decided to illustrate you all how typography can influence the perception of one single word.
👍6⚡1
قابلیت کشف و قابلیت یافتن (Discoverability & Findability)
افراد یا برای یافتن چیزی وارد یک وبسایت میشوند و یا در وبسایت با محصول یا فیچری مواجه میشوند. اینکه کاربر بتواند به راحتی محتوایی را در قسمت مورد نظر خود پیدا کند را “قابلیت یافتن “ و به راحتی مواجه شدن با محتوا یا عملکرد جدیدی که از آن بیاطلاع است، را “قابلیت کشف” میگویند.
هر دوی این موارد بسیار مهماند و راههای مختلفی برای تست هرکدام وجود دارد.
برای اندازه گیری “قابلیت یافتن” میتوان در تست کاربرد پذیری از کاربران خواست تا چیزی را پیدا کنند اما برای” تست کشف پذیری” نمیتوان مستقیم پیدا کردن چیزی را از کاربر خواست زیرا هدف، کشف فیچر یا آن محصول مورد نظر توسط خود کاربر است بنابراین در تست کاربردپذیری تنها باید منتظر ماند که آیا کاربر متوجه محصول مورد نظر ما میشود یا خیر. راه دیگر برای تست قابلیت کشف، استفاده از آنالیز دادهها است، اگر دادهها نشان دهند که کاربرها از فیچری استفاده نمیکنند، نشان دهنده آن است که یا قابل استفاده نیست و یا طراحی بصری و نویگیشن به گونهای نبوده که کاربر متوجه آن فیچر یا صفحه شود.
طراحی برای” قابلیت کشف” درباره نحوه قرارگیری محتوا و فیچرها در مکان هایی که مردم دوست دارند ببینند مثل بالای صفحه و یا در نزدیکی المانی بصری و طراحی برای “قابلیت یافتن” درباره قرارگیری محتوا و فیچرها در مکان هایی ست که مردم انتظار دارند ببینند.
پیشنهاد می کنم وارد لینک زیر شده و درباره این موضوع بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1017
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#تجربه_کاربر #معماری_اطلاعات #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
افراد یا برای یافتن چیزی وارد یک وبسایت میشوند و یا در وبسایت با محصول یا فیچری مواجه میشوند. اینکه کاربر بتواند به راحتی محتوایی را در قسمت مورد نظر خود پیدا کند را “قابلیت یافتن “ و به راحتی مواجه شدن با محتوا یا عملکرد جدیدی که از آن بیاطلاع است، را “قابلیت کشف” میگویند.
هر دوی این موارد بسیار مهماند و راههای مختلفی برای تست هرکدام وجود دارد.
برای اندازه گیری “قابلیت یافتن” میتوان در تست کاربرد پذیری از کاربران خواست تا چیزی را پیدا کنند اما برای” تست کشف پذیری” نمیتوان مستقیم پیدا کردن چیزی را از کاربر خواست زیرا هدف، کشف فیچر یا آن محصول مورد نظر توسط خود کاربر است بنابراین در تست کاربردپذیری تنها باید منتظر ماند که آیا کاربر متوجه محصول مورد نظر ما میشود یا خیر. راه دیگر برای تست قابلیت کشف، استفاده از آنالیز دادهها است، اگر دادهها نشان دهند که کاربرها از فیچری استفاده نمیکنند، نشان دهنده آن است که یا قابل استفاده نیست و یا طراحی بصری و نویگیشن به گونهای نبوده که کاربر متوجه آن فیچر یا صفحه شود.
طراحی برای” قابلیت کشف” درباره نحوه قرارگیری محتوا و فیچرها در مکان هایی که مردم دوست دارند ببینند مثل بالای صفحه و یا در نزدیکی المانی بصری و طراحی برای “قابلیت یافتن” درباره قرارگیری محتوا و فیچرها در مکان هایی ست که مردم انتظار دارند ببینند.
پیشنهاد می کنم وارد لینک زیر شده و درباره این موضوع بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1017
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#تجربه_کاربر #معماری_اطلاعات #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
Findability vs. Discoverability (Video)
Locating features or content on a website or in an app happen in two different ways: finding (users look for the item) and discovering (users come across the item). Both are important, but require different user research techniques to evaluate.
👍8
ساختار یک پورتفولیوی خوب
میتوان گفت پورتفولیو سلاح اصلی جنگ است که همه طراحان باید آن را داشته باشند.
پورتفولیو مهم است زیرا اولین راه ارتباطی شما با استخدام کنندگان میشود. اگر پورتفولیوی خوبی دارید، در حال حاضر یک قدم جلوتر هستید.
پورتفولیو تنها به عنوان جایی برای اثبات شما به عنوان یک طراح نیست، بلکه نحوهی تفکر شما به عنوان یک طراح را نیز نشان میدهد.
از آن جایی که این موضوع برای حرفه یک طراح بسیار مهم است، این نمونه کارها را نمی توان به طور سرسری و بیهدف ساخت.
من دربارهی این که چگونه و چه چیزی باعث میشود یک سری نمونه کارهای UI/UX فوراً بهطور خودکار تأیید شوند توضیح خواهم داد.
بیایید این موارد را قدم به قدم بررسی کنیم:
اگر از شما بپرسند که جنبههای مهم پورتفولیو UI/UX چیست، پاسخ این است 👇
ـ مدل فکری
- حل مساله
- فرآیند طراحی
سه موضوع فوق مواردی هستند که استخدام کنندگان بیشتر به آن نگاه میکنند. با این ۳ مورد در نمونه کارهای UX شما، استخدام کنندگان میتوانند به تواناییهای شما به عنوان یک طراح اطمینان داشته باشند. جدا از ۳ موردی که قبلاً ذکر شد، داستان سرایی نیز یک جنبه مهم است تا نمونه کارهای UX شما خوب به نظر برسد.
👈 اما چگونه میتوان یک پورتفولیوی خوب با داستانسرایی خوبی ساخت؟
زمینه سازی
داستان سرایی خود را با ارائهی زمینهی پروژهای که روی آن کار میکنید شروع کنید. شما میتوانید در پورتفولیوی خود به این شکل توضیح دهید:
نام پروژه
شرح مختصری از پروژه
اهداف پروژه
نه تنها از سمت پروژه توضیح دهید، بلکه میتوانید توضیح دهید که مسئولیتهای شما در پروژه چیست و چه چیزهایی را ارائه میدهید.
شفاف کردن صورت مساله
در مرحلهی بعدی میتوانید شروع کنید به گفتن این که چه مشکلی را میخواهید حل کنید. بگویید مشکل از کجا میآید و چرا میخواهید این مشکل را حل کنید.
بعد از این اکنون نوبت مرحلهای است که نشان دهید چگونه فکر میکنید. در این قسمت مراحل طراحی را که طی کردهاید نشان خواهید داد. چگونه این مراحل را توضیح دهیم؟
در ادامهی این مقاله میتوانید تمامی توصیههای نویسنده را دربارهی ایجاد یک پورتفولیوی خوب به صورت کامل بخوانید.
https://bit.ly/dxgn1018
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
میتوان گفت پورتفولیو سلاح اصلی جنگ است که همه طراحان باید آن را داشته باشند.
پورتفولیو مهم است زیرا اولین راه ارتباطی شما با استخدام کنندگان میشود. اگر پورتفولیوی خوبی دارید، در حال حاضر یک قدم جلوتر هستید.
پورتفولیو تنها به عنوان جایی برای اثبات شما به عنوان یک طراح نیست، بلکه نحوهی تفکر شما به عنوان یک طراح را نیز نشان میدهد.
از آن جایی که این موضوع برای حرفه یک طراح بسیار مهم است، این نمونه کارها را نمی توان به طور سرسری و بیهدف ساخت.
من دربارهی این که چگونه و چه چیزی باعث میشود یک سری نمونه کارهای UI/UX فوراً بهطور خودکار تأیید شوند توضیح خواهم داد.
بیایید این موارد را قدم به قدم بررسی کنیم:
اگر از شما بپرسند که جنبههای مهم پورتفولیو UI/UX چیست، پاسخ این است 👇
ـ مدل فکری
- حل مساله
- فرآیند طراحی
سه موضوع فوق مواردی هستند که استخدام کنندگان بیشتر به آن نگاه میکنند. با این ۳ مورد در نمونه کارهای UX شما، استخدام کنندگان میتوانند به تواناییهای شما به عنوان یک طراح اطمینان داشته باشند. جدا از ۳ موردی که قبلاً ذکر شد، داستان سرایی نیز یک جنبه مهم است تا نمونه کارهای UX شما خوب به نظر برسد.
👈 اما چگونه میتوان یک پورتفولیوی خوب با داستانسرایی خوبی ساخت؟
زمینه سازی
داستان سرایی خود را با ارائهی زمینهی پروژهای که روی آن کار میکنید شروع کنید. شما میتوانید در پورتفولیوی خود به این شکل توضیح دهید:
نام پروژه
شرح مختصری از پروژه
اهداف پروژه
نه تنها از سمت پروژه توضیح دهید، بلکه میتوانید توضیح دهید که مسئولیتهای شما در پروژه چیست و چه چیزهایی را ارائه میدهید.
شفاف کردن صورت مساله
در مرحلهی بعدی میتوانید شروع کنید به گفتن این که چه مشکلی را میخواهید حل کنید. بگویید مشکل از کجا میآید و چرا میخواهید این مشکل را حل کنید.
بعد از این اکنون نوبت مرحلهای است که نشان دهید چگونه فکر میکنید. در این قسمت مراحل طراحی را که طی کردهاید نشان خواهید داد. چگونه این مراحل را توضیح دهیم؟
در ادامهی این مقاله میتوانید تمامی توصیههای نویسنده را دربارهی ایجاد یک پورتفولیوی خوب به صورت کامل بخوانید.
https://bit.ly/dxgn1018
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
👍6
تفاوت بین معماری اطلاعات و طراحی نویگیشن
وقتی حیوانی را میبینیم فقط پوست و مویش را میبینیم ولی اسکلت و استخوانهایی که حیوان را سرپا نگه داشتهاند را نمیتوان دید، این مثال رابطهی بین معماری اطلاعات و نویگیشن است.
بسیاری از افراد به اشتباه مفهوم معماری اطلاعات و نویگیشن را یکی میدانند، در حالی که معماری اطلاعات به طراحی نویگیشن کمک میکند و فراتر از نویگیشنهاست. میتوان گفت که نویگیشن مانند نوک کوه یخی است که روی معماری اطلاعات سوار شده است.
معماری اطلاعات از دو قسمت “شناسایی, تعریف محتوا و عملکرد محصول” و “ساختار و نامگذاری بین محتوا سایت” تشکیل شدهاست. معماری اطلاعات بخشی از UI نیست و به طور مستقیم بر UX تاثیر میگذارد. تجربه کاربر از هر آنچه که کاربر با آن روبرو میشود ساخته شده است و این در حالی است که کاربران ساختار وبسایت را نمیبینند اما میتوانند ساختارهای جداشده براساس نیازها و انتظاراتشان را تشخیص دهند.
توصیه میکنم از طریق لینک زیر در این مورد بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1019
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#معماری_اطلاعات #تجربه_کاربر #نویگیشن
#navigation #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
وقتی حیوانی را میبینیم فقط پوست و مویش را میبینیم ولی اسکلت و استخوانهایی که حیوان را سرپا نگه داشتهاند را نمیتوان دید، این مثال رابطهی بین معماری اطلاعات و نویگیشن است.
بسیاری از افراد به اشتباه مفهوم معماری اطلاعات و نویگیشن را یکی میدانند، در حالی که معماری اطلاعات به طراحی نویگیشن کمک میکند و فراتر از نویگیشنهاست. میتوان گفت که نویگیشن مانند نوک کوه یخی است که روی معماری اطلاعات سوار شده است.
معماری اطلاعات از دو قسمت “شناسایی, تعریف محتوا و عملکرد محصول” و “ساختار و نامگذاری بین محتوا سایت” تشکیل شدهاست. معماری اطلاعات بخشی از UI نیست و به طور مستقیم بر UX تاثیر میگذارد. تجربه کاربر از هر آنچه که کاربر با آن روبرو میشود ساخته شده است و این در حالی است که کاربران ساختار وبسایت را نمیبینند اما میتوانند ساختارهای جداشده براساس نیازها و انتظاراتشان را تشخیص دهند.
توصیه میکنم از طریق لینک زیر در این مورد بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1019
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فروزان فاضلی
#معماری_اطلاعات #تجربه_کاربر #نویگیشن
#navigation #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
The Difference Between Information Architecture (IA) and Navigation
IA is the information backbone of the site; navigation refers to those elements in the UI that allow users to reach specific information on the site.
👍3❤1⚡1
نحوهی تعریف مساله در طراحی محصول
طراحی محصول اساساً در مورد یافتن راه حلی برای یک مشکل (یا مشکلاتی) است که کاربران با آن روبرو هستند. با این حال هر مسالهای نیاز به راه حل ندارد. اما چگونه بفهمیم که مساله شما مشکلی است که ارزش حل کردن را دارد یا نه؟ برای فهمیدن این موضوع، شما نه تنها باید مساله را شناسایی کنید، بلکه باید آن را چارچوب بندی کنید تا شما و همه اعضای تیمتان بتوانید آن را درک کنید.
👈هر چه یک مساله بهتر بیان شود، حل آن آسانتر خواهد بود.
در اینجا چارچوب سادهی پنج سوالی را توضیح میدهم که در این مورد به شما کمک خواهد کرد:
۱. مساله/مشکل چیست؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: مشخص شدن مساله
شما باید مساله خود را با تمرکز بر نقاط درد کاربر بیان کنید.
- از ارجاع به راه حلهای خاصی که دارید خودداری کنید. شما باید روی مساله تمرکز کنید نه راه حل.
- سعی کنید چند مساله را با هم ترکیب نکنید، حتی زمانی که آنها به هم مرتبط هستند. شما باید این چارچوب را به صورت جداگانه برای هر مساله اعمال کنید.
- مسائل را بر اساس میزان اهمیت آنها برای کاربران/بیزنس الویت بندی کنید.
۲. چه کسی این مساله/مشکل را تجربه میکند؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: شناسایی مخاطبان هدف
مخاطبان هدف و نیازهای آنها باید در جلو و مرکز فرآیند طراحی محصول شما باشند. شما باید درک کاملی از این که کاربران شما چه کسانی هستند و چه نقاط دردناکی دارند داشته باشید.
گاهی اوقات میتوانید چندین گروه از کاربران را پیدا کنید که تحت تأثیر یک مساله/مشکل قرار گرفتهاند و گروههای مختلف به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار میگیرند. در این مورد، شما باید تأثیر آن بر هر گروه را به صورت جداگانه اندازهگیری کنید.
۳. چرا این مساله/مشکل پیش میآید؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: شناسایی عوامل محرک
کاربران در صورت مواجهه با این مساله/مشکل چه کارهایی را میخواهند انجام دهند؟ فهم این موضوع به شما کمک میکند مشکلات را به اهداف کاربر متصل کنید و سفر کاربر (و نقش محصول شما در زندگی کاربر) را بهتر درک کنید.
در ادامهی این مقاله میتوانید دو نکتهی بعدیِ این چارچوبِ پنج سوالی را به صورت کامل بخوانید.
https://bit.ly/dxgn1020
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تعریف_مسئله #راه_حل #ریشه_یابی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
طراحی محصول اساساً در مورد یافتن راه حلی برای یک مشکل (یا مشکلاتی) است که کاربران با آن روبرو هستند. با این حال هر مسالهای نیاز به راه حل ندارد. اما چگونه بفهمیم که مساله شما مشکلی است که ارزش حل کردن را دارد یا نه؟ برای فهمیدن این موضوع، شما نه تنها باید مساله را شناسایی کنید، بلکه باید آن را چارچوب بندی کنید تا شما و همه اعضای تیمتان بتوانید آن را درک کنید.
👈هر چه یک مساله بهتر بیان شود، حل آن آسانتر خواهد بود.
در اینجا چارچوب سادهی پنج سوالی را توضیح میدهم که در این مورد به شما کمک خواهد کرد:
۱. مساله/مشکل چیست؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: مشخص شدن مساله
شما باید مساله خود را با تمرکز بر نقاط درد کاربر بیان کنید.
- از ارجاع به راه حلهای خاصی که دارید خودداری کنید. شما باید روی مساله تمرکز کنید نه راه حل.
- سعی کنید چند مساله را با هم ترکیب نکنید، حتی زمانی که آنها به هم مرتبط هستند. شما باید این چارچوب را به صورت جداگانه برای هر مساله اعمال کنید.
- مسائل را بر اساس میزان اهمیت آنها برای کاربران/بیزنس الویت بندی کنید.
۲. چه کسی این مساله/مشکل را تجربه میکند؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: شناسایی مخاطبان هدف
مخاطبان هدف و نیازهای آنها باید در جلو و مرکز فرآیند طراحی محصول شما باشند. شما باید درک کاملی از این که کاربران شما چه کسانی هستند و چه نقاط دردناکی دارند داشته باشید.
گاهی اوقات میتوانید چندین گروه از کاربران را پیدا کنید که تحت تأثیر یک مساله/مشکل قرار گرفتهاند و گروههای مختلف به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار میگیرند. در این مورد، شما باید تأثیر آن بر هر گروه را به صورت جداگانه اندازهگیری کنید.
۳. چرا این مساله/مشکل پیش میآید؟
پاسخ به این سوال به این موارد کمک خواهد کرد: شناسایی عوامل محرک
کاربران در صورت مواجهه با این مساله/مشکل چه کارهایی را میخواهند انجام دهند؟ فهم این موضوع به شما کمک میکند مشکلات را به اهداف کاربر متصل کنید و سفر کاربر (و نقش محصول شما در زندگی کاربر) را بهتر درک کنید.
در ادامهی این مقاله میتوانید دو نکتهی بعدیِ این چارچوبِ پنج سوالی را به صورت کامل بخوانید.
https://bit.ly/dxgn1020
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#تعریف_مسئله #راه_حل #ریشه_یابی
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
How to define the problem in product design
Product design is essentially about finding a solution to a problem (or problems) that users face. However, not every problem needs a…
👍9
رفتن به درون ذهن کاربر با Cultural Probe!
یوزابیلیتی تست یکی از بهترین راهها برای یافتن مشکلات محصول است اما کاربر در محیط آزمایشگاهی تسک مخصوصی را انجام میدهد و این باعث میشود تا از شرایط واقعی فاصله گرفته و میل به عملکرد بهتر منجر به پاسخهایی میشود که لزوما در واقعیت شکل نمیگیرد!
آیا بهتر نیست که بتوانیم درون ذهن کاربران را کاووش کنیم و انگیزه و رفتارهایشان را در بستری طبیعیتر مطالعه کنیم؟
با استفاده از متد cultural probe این مهم ممکن میشود.
این روش به شما امکان میدهد تا فراتر از مصاحبه و پرسش و پاسخهای معمول و یا مشاهده بروید که گاها ممکن است منجر به راهحلهایی شود که لزوما درست نیستند!
کالچرال پراب یا پویشگران فرهنگی چیست؟
در اینجا میخواهیم به بخشی از این روش که مربوط به تست کاربرد پذیری است بپردازیم.
دفترچه روزانه یکی از ابزارهایی است برای مستند کردن افکار کاربر در این متد استغاده میشود و اطلاعاتی نظیر چرایی و چگونگی ارتباط کاربر با محصول را به مدت یک هفته یا ۱۰ روز توسط کاربر ثبت میشود حتی میتوان به جای درخواست یادداشت با مشارکت کننده صحبت کنید تا اطلاعات مفیدی را از آنها دریافت کنید.
با پرسیدن سوالات به اطلاعاتی مانند این که کاربر چگونه با محصول ارتباط میگیرد؟ کاربر چه احساسی دارد؟ و دانستن اینکه چرا کاربر با قسمتی از محصول ارتباط میگیرد و با قسمتی نه به طراحی شما کمک خواهد کرد تا راهکارهای بهتری ارایه دهید. همچنین گاهی ممکن است کاربر بهگونهای از محصول استفاده کند که طراحان آنرا پیشبینی نکرده و به آن فکر نکردهاند!
نکات مهم:
۱. سعی کنید سوالات را مجدد بپرسید تا کاربر اطلاعات بیشتری به شما دهد. دستیابی به افکار کاربر ما را به سمت راهحلهای جدید پیش میبرد.
۲. به مشارکتکننده امکانات مختلفی مانند عکس، نوشتن و ترسیمکردن بدهید تا افکار خود را به هر روشی که راحتتر است مستند کند.
۳. سوالات دفترچه روزانه نباید زیاد باشد تا مشارکتکننده تشویق به انجام آن شود.
با تحلیل نتیجه پویشگران فرهنگی میتوان به الگوی رفتاری کاربران پی برد همچنین کمک میکند که نیازهای واقعی کاربر بررسی شود نه اینکه بگوید چه میخواهد.
متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/dxgn1021
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
یوزابیلیتی تست یکی از بهترین راهها برای یافتن مشکلات محصول است اما کاربر در محیط آزمایشگاهی تسک مخصوصی را انجام میدهد و این باعث میشود تا از شرایط واقعی فاصله گرفته و میل به عملکرد بهتر منجر به پاسخهایی میشود که لزوما در واقعیت شکل نمیگیرد!
آیا بهتر نیست که بتوانیم درون ذهن کاربران را کاووش کنیم و انگیزه و رفتارهایشان را در بستری طبیعیتر مطالعه کنیم؟
با استفاده از متد cultural probe این مهم ممکن میشود.
این روش به شما امکان میدهد تا فراتر از مصاحبه و پرسش و پاسخهای معمول و یا مشاهده بروید که گاها ممکن است منجر به راهحلهایی شود که لزوما درست نیستند!
کالچرال پراب یا پویشگران فرهنگی چیست؟
در اینجا میخواهیم به بخشی از این روش که مربوط به تست کاربرد پذیری است بپردازیم.
دفترچه روزانه یکی از ابزارهایی است برای مستند کردن افکار کاربر در این متد استغاده میشود و اطلاعاتی نظیر چرایی و چگونگی ارتباط کاربر با محصول را به مدت یک هفته یا ۱۰ روز توسط کاربر ثبت میشود حتی میتوان به جای درخواست یادداشت با مشارکت کننده صحبت کنید تا اطلاعات مفیدی را از آنها دریافت کنید.
با پرسیدن سوالات به اطلاعاتی مانند این که کاربر چگونه با محصول ارتباط میگیرد؟ کاربر چه احساسی دارد؟ و دانستن اینکه چرا کاربر با قسمتی از محصول ارتباط میگیرد و با قسمتی نه به طراحی شما کمک خواهد کرد تا راهکارهای بهتری ارایه دهید. همچنین گاهی ممکن است کاربر بهگونهای از محصول استفاده کند که طراحان آنرا پیشبینی نکرده و به آن فکر نکردهاند!
نکات مهم:
۱. سعی کنید سوالات را مجدد بپرسید تا کاربر اطلاعات بیشتری به شما دهد. دستیابی به افکار کاربر ما را به سمت راهحلهای جدید پیش میبرد.
۲. به مشارکتکننده امکانات مختلفی مانند عکس، نوشتن و ترسیمکردن بدهید تا افکار خود را به هر روشی که راحتتر است مستند کند.
۳. سوالات دفترچه روزانه نباید زیاد باشد تا مشارکتکننده تشویق به انجام آن شود.
با تحلیل نتیجه پویشگران فرهنگی میتوان به الگوی رفتاری کاربران پی برد همچنین کمک میکند که نیازهای واقعی کاربر بررسی شود نه اینکه بگوید چه میخواهد.
متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/dxgn1021
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: صهبا جابری
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
A List Apart
Inside Your Users’ Minds: The Cultural Probe
Drawing on the field of ethnography, Ruth Stalker-Firth introduces a method for studying user behavior and motivations outside the lab.
👍5
اشتباهات رایج در معماری اطلاعات
ساختار اطلاعات بد باعث اکثر شکستهای مستقیم کاربر میشود که در دو دسته ساختار اطلاعات و نوگیشین تقسيم میشوند. در حالت استاندارد و درست این دو باید از یکدیگر پشتیبانی کنند و با کمک جستجو بتوان پیچیدگیها، ناهماهنگیها و گزینههای پنهان را برای کاربر از بین برد.
در این مقاله به اشتباهات رایجی که در دنیای واقعی برای ما کمک کننده و مفید بوده اما در دنیای دیجیتال باعث گمراهی و گیج شدن کاربر میشود، پرداخته شده است. گاهی با اطلاعات سایت مانند باتلاق رفتار میشود و برای موارد منفرد هیچ ساختار قابل فهمی تعریف نمیشود و امکان مکان یابی را از کاربر میگیرد و یا بعضی محصولات را در چند دسته بندی قرار میدهند که باعث گیجی بیشتر کاربر میشود.
توصیه میکنم حتما این اشتباهات را مطالعه کنید تا تجربه کاربر بهتری به کاربران خود هدیه دهید.
https://bit.ly/dxgn1022
گردآورنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #معماری_اطلاعات #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
ساختار اطلاعات بد باعث اکثر شکستهای مستقیم کاربر میشود که در دو دسته ساختار اطلاعات و نوگیشین تقسيم میشوند. در حالت استاندارد و درست این دو باید از یکدیگر پشتیبانی کنند و با کمک جستجو بتوان پیچیدگیها، ناهماهنگیها و گزینههای پنهان را برای کاربر از بین برد.
در این مقاله به اشتباهات رایجی که در دنیای واقعی برای ما کمک کننده و مفید بوده اما در دنیای دیجیتال باعث گمراهی و گیج شدن کاربر میشود، پرداخته شده است. گاهی با اطلاعات سایت مانند باتلاق رفتار میشود و برای موارد منفرد هیچ ساختار قابل فهمی تعریف نمیشود و امکان مکان یابی را از کاربر میگیرد و یا بعضی محصولات را در چند دسته بندی قرار میدهند که باعث گیجی بیشتر کاربر میشود.
توصیه میکنم حتما این اشتباهات را مطالعه کنید تا تجربه کاربر بهتری به کاربران خود هدیه دهید.
https://bit.ly/dxgn1022
گردآورنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
#تجربه_کاربر #معماری_اطلاعات #IA
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Nielsen Norman Group
Top 10 Information Architecture (IA) Mistakes
Structure and navigation must support each other and integrate with search and across subsites. Complexity, inconsistency, hidden options, and clumsy UI mechanics prevent users from finding what they need.
👍1