روز برنامه نویس رو به مهندسین چنل و گروه تبریک میگم، دیر تبریک گفتم تبریکم بین بقیه گم نشه.❤️
@DevYara
@DevYara
❤50🔥4🍓4
پایتون، که از یک پروژه کوچک شروع شد و الان تقریباً همهجا هست، حتی مریخ!
#Part1
شروع داستان: آمستردام و رویای یک زبان برنامهنویسی ساده
تولد پایتون: از ناامیدی تا الهام
شروع آهسته و جامعه رو به رشد
پایگاه پایتون و دیکتاتور خیرخواه همیشگی
جهش علمی و انقلاب دادهها
ادامش پستش بعد 👇🏽
#Part1
شروع داستان: آمستردام و رویای یک زبان برنامهنویسی ساده
همه چیز از آمستردام در دهه 80 میلادی شروع شد، در یک مرکز تحقیقاتی هلندی به نام CWI. اونجا، لامبرت ماتن سعی میکرد به هنرمندان برنامهنویسی یاد بده و فهمید که زبانهای موجود اون زمان، که خیلی سطح پایین بودن و نیاز به درک عمیقی از سختافزار داشتن، برای افراد غیرمتخصص مثل هنرمندان، واقعاً سخت و گیجکننده بودن. چون کامپیوترها خیلی گرون بودن و برنامهنویسها ارزون، زبانها طوری طراحی میشدن که فشار زیادی به کامپیوتر نیاد، حتی اگه برنامهنویس مجبور بود ساعتها کد بنویسه. این شد که پروژه ABC متولد شد با هدف ساختن زبانی که یادگیری، آموزش و استفاده ازش آسون باشه تا مبتدیها بتونن بدون درگیر شدن با جزئیات سختافزاری، برنامهنویسی کنن. گیدو فن روسوم، قهرمان داستان ما، برای این پروژه استخدام شد و سه سال و نیم روی اون کار کرد. اما متأسفانه، ABC نتونست موفق بشه؛ اینترنت نبود، مردم کامپیوتر نمیشناختن و هرکسی که کپی میخواست، باید نامه میفرستاد تا یه فلاپی دیسک براش پست کنن! در نهایت، این پروژه به دلایلی که گیدو هنوز هم نمیفهمه، متوقف شد و این برای اون خیلی ناامیدکننده بود.
تولد پایتون: از ناامیدی تا الهام
گیدو به پروژه دیگهای منتقل شد و اونجا مجبور بود با زبان C برنامههای کاربردی بنویسه. اما اون احساس میکرد C برای خیلی از این کارها مناسب نیست. اون آرزو میکرد کاش میشد از ABC استفاده کرد، اما ABC هم برای ارتباط با سرورها و سیستمعامل خیلی انتزاعی بود. پس به فکر ساختن زبانی افتاد که پل ارتباطی بین C و زبانهای اسکریپتنویسی مثل شل باشه. گیدو پرل رو بررسی کرد ولی به نظرش خوب نیومد. این شد که توی یک تعطیلات کریسمس، تصمیم گرفت خودش یه زبان برنامهنویسی جدید بسازه. اون از اصول ABC الهام گرفت؛ مثلاً استفاده از تورفتگی (indentation) برای گروهبندی دستورات که یکی از برجستهترین ویژگیهای پایتون شد. چیزایی رو هم که از ABC خوشش نمیاومد، حذف کرد. اسم پایتون رو هم از "Monty Python" کمدی دوستداشتنی گرفت تا حس شوخطبعی و جامعهمحوری رو از همون اول توش جا بده.
شروع آهسته و جامعه رو به رشد
وقتی گیدو پایتون رو به لامبرت ماتن نشون داد، لامبرت هیجانزده شد، اما وقتی یه خط کد نوشت، اینترپرتر کرش کرد! گیدو برگشت و روز بعد مشکل رو حل کرد. پایتون در ابتدا توسط دو نفر به نامهای شورت و جک به شدت استفاده میشد. پایتون اولین زبان برنامهنویسی سیستمی تعاملی بود که میشد بدون کامپایل، کد رو نوشت و فوراً اجرا کرد، که این کار رو خیلی سرگرمکنندهتر از زبانهای قدیمی میکرد، هرچند کندتر بود. تصمیم گرفته شد پایتون رو متنباز کنن. انتشار اولیه پایتون یه دردسر بزرگ بود، چون Usenet تنها راه ممکن بود. Usenet محدودیت حجم داشت و برای انتشار پایتون، باید کد منبع رو به تکههای کوچیک تقسیم میکردن و کلی مراحل پیچیده رو انجام میدادن. اما گیدو یه معرفی هیجانانگیز از پایتون نوشت و خیلی زود از طریق ایمیل و Usenet بازخورد گرفت. اینترنت به اروپا اومد و توزیع نرمافزار خیلی آسونتر شد. جامعه پایتون شروع به رشد کرد و مثل یک خانواده بزرگ، خیلی از هم حمایت میکردن.
پایگاه پایتون و دیکتاتور خیرخواه همیشگی
با گسترش استفاده از پایتون، گیدو به شرکتی به نام CNRI پیوست که هدفش ترویج زیرساخت اطلاعات و پروژههای تحقیقاتی بود. یکی از شرایط گیدو برای استخدام، این بود که بخش قابل توجهی از وقتش رو بتونه روی خود زبان پایتون کار کنه. در CNRI بود که وبسایت python.org راهاندازی شد و تصمیم گرفته شد که پایتون به یک سازمان نرمافزاری مستقل نیاز داره. در همین دوره بود که لقب "دیکتاتور خیرخواه همیشگی" (BDFL) برای گیدو پیشنهاد شد و تبدیل به یک میم در دنیای نرمافزار شد. گیدو معتقد بود همه ایدهها پذیرفته میشن، اما خودش تصمیم میگیره کدوم ایدهها برای اضافه شدن به زبان مناسب هستن.
جهش علمی و انقلاب دادهها
پایتون خیلی زود توجه دانشمندان رو جلب کرد. در اوایل دهه 2000، دنیا بین اکوسیستمهای متنباز و ابزارهای پولی مثل متلب (Matlab) و جاوا تقسیم شده بود. متنباز بودن پایتون باعث شد دانشمندان به راحتی از اون استفاده کنن و کدهای خودشون رو بدون نیاز به خرید لایسنس به اشتراک بذارن. شرکتهایی مثل بلندر (Blender) هم پایتون رو به عنوان زبان اسکریپتنویسی خودشون انتخاب کردن، چون جامعه پایتون "آدمهای بهتری" بودن و نظرات متعادلی داشتن. حدود سالهای 2009-2010، پایتون شروع به تبدیل شدن به ابزاری کلیدی برای "پردازش داده" کرد که بعدها به "علم داده" (Data Science) معروف شد.
ادامش پستش بعد 👇🏽
🔥18❤1👍1👎1🤮1
پایتون، که از یک پروژه کوچک شروع شد و الان تقریباً همهجا هست، حتی مریخ!
#Part2
پایتون در تولید و رشد سرسامآور
گذار دشوار به پایتون 3
تنوع و رهبری جامعه
خداحافظی گیدو و آینده دموکراتیک پایتون
میراث پایتون: فراتر از انتظار
#Part2
شرکتهایی مثل JP Morgan که پول زیادی داشتن، به جای ابزارهای پولی، از پایتون برای پردازش دادههای تجاری استفاده میکردن. این نشون داد پایتون فقط یک جایگزین رایگان نیست، بلکه نوآورانه و منحصر به فرده. شرکتهایی مثل Continuum Analytics و سپس Anaconda، نقش مهمی در تسهیل استفاده از پایتون برای علم داده ایفا کردن. پایتون به سرعت در مهندسی داده نیز جای خود را باز کرد و کتابخانههای قدرتمندی برای تحلیل و مصورسازی دادهها ارائه داد که حتی از R هم پیشی گرفت.
پایتون در تولید و رشد سرسامآور
در ابتدا، پایتون بیشتر به عنوان یک زبان اسکریپتنویسی برای کارهای کوچک یا محیطهای آکادمیک و علمی دیده میشد. اما موفقیتهایی مثل دراپباکس (Dropbox) که کل آن، هم کلاینت و هم سرور، با پایتون نوشته شده بود، نشان داد که پایتون میتواند برای نرمافزارهای تولیدی در مقیاس میلیونها کاربر استفاده شود. حتی گوگل با تیم صد نفره از برنامهنویسان C++ برای سایت میزبانی ویدئویش، نتوانست با یوتیوب که توسط چند نفر با پایتون ساخته شده بود، رقابت کند. پایتون توانایی "نیروی چندبرابری" را در پروژهها به اثبات رساند. امروزه، پایتون در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (AI/ML) نیز فوقالعاده مهم است و صدها سال زمان مهندسی در اکوسیستم آن برای این حوزهها صرف شده است.
گذار دشوار به پایتون 3
در دسامبر 2007، پایتون 3.0 منتشر شد. این یک تغییر بزرگ بود و گیدو و تیمش فکر میکردند جامعه به راحتی به پایتون 3 مهاجرت خواهد کرد. اما جامعه به شدت مقاومت کرد. مردم نمیخواستند کدهای پایتون 2 خود را که کار میکرد، بازنویسی کنند، خصوصاً که ترکیب پایتون 2 و 3 بسیار دشوار بود. یکی از بحثبرانگیزترین تغییرات، نحوه مدیریت یونیکد (Unicode) بود که رشتهها را به متن قابل خواندن و بایتها را به دادههای کامپیوتری تبدیل کرد. این گذار یک فرآیند 10 ساله بود و خیلیها فکر میکردند پایتون 3 شکست میخورد. اما با گذشت زمان، ابزارهای مهاجرت توسعه یافتند و با انتشار نسخههای 3.4 و 3.5، ویژگیهای جدیدی به پایتون 3 اضافه شد که برای برنامهنویسان جذاب بود. شرکتهای بزرگی مثل اینستاگرام که میلیونها خط کد پایتون 2 داشت، با موفقیت به پایتون 3 مهاجرت کردند و حتی از نظر عملکرد بهبود یافتند. این مهاجرت موفق، اعتماد جامعه را جلب کرد و در نهایت، با اعلام عدم پشتیبانی امنیتی برای پایتون 2.7 در سال 2020، همه به پایتون 3 منتقل شدند.
تنوع و رهبری جامعه
جامعه پایتون همیشه به دنبال پیشرفت و بهبود بوده است. در سالهای اخیر، تلاشهای زیادی برای افزایش تنوع و فراگیری در این جامعه صورت گرفته است. به عنوان مثال، در کنفرانسهای PyCon، تعداد سخنرانان زن از 1% در سال 2011 به 40% در سال 2016 رسید. ماریتا، یکی از اولین زنان توسعهدهنده اصلی پایتون (core developer)، با الهام از فراخوان گیدو برای جذب زنان بیشتر، و با حمایت و راهنمایی او، توانست به این جایگاه برسد و الگویی برای دیگر زنان شود.
خداحافظی گیدو و آینده دموکراتیک پایتون
در سال 2018، پس از بحثهای داغ بر سر "عملگر والروس" (Walrus Operator) که یک تغییر نحوی بحثبرانگیز بود، گیدو فن روسوم، BDFL پایتون، به طور ناگهانی استعفا داد. این اتفاق جامعه را شوکه کرد و گیدو اعلام کرد که خسته است و نیاز به استراحت طولانی دارد. جامعه مجبور شد برای اولین بار، بدون رهبری مستقیم گیدو، آینده خود را رقم بزند. پس از بحثهای فراوان، یک کمیته راهبری پنج نفره (Steering Council) تشکیل شد که وظیفه تصمیمگیریهای کلیدی را بر عهده گرفت. این مدل جدید، دموکراتیکتر و توزیعشدهتر است و پایتون ثابت کرده است که میتواند با تغییرات سازگار شود.
میراث پایتون: فراتر از انتظار
پایتون، که از یک پروژه سرگرمی کوچک شروع شد، به موفقیتهایی فراتر از wildest expectations گیدو دست یافته است. این زبان نه تنها زندگی افراد بیشماری را تغییر داده، بلکه یک جامعه فوقالعاده و پویا با کنفرانسهای بزرگ در سراسر جهان (به جز شاید قطب جنوب!) ایجاد کرده است. پایتون برنامهنویسی را برای همه قابل دسترس کرده است، از کودکان پیشدبستانی تا مهندسان فضایی. امروز، پایتون در همه جا حضور دارد، حتی روی مریخ به عنوان زبان اسکریپتنویسی برای پردازش دادههای مریخنورد Perseverance. پایتون یک زبان مهم، محبوب، زنده و مرتبط است و احتمالاً تا دهههای آینده نیز همچنان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واقعاً شگفتانگیز است!@DevYara | منبع
🔥10❤1
توسعه دهندگان
مدل جدید در کورسر قطعاً بهترینه!😂 @DevYara
مدل جدید openai به اسم کدکس معرفی شد و این مدل مخصوص کدنویسی هست.
فک کنم از این مدل استفاده شده واسه پست قبل.😂
@DevYara
فک کنم از این مدل استفاده شده واسه پست قبل.😂
@DevYara
🤣28
اینو تو یه چنل روسی دیدم، این رفیقمون رو که میشناسید؟😂
وایبکدر وقتی رسید به مرحلهی دیپلوی و باید از یه چیزی مثل داکر، CI/CD، گیت و SSH استفاده کنه:
خیلی مغزتونو به کار نیندازید.
@DevYara
وایبکدر وقتی رسید به مرحلهی دیپلوی و باید از یه چیزی مثل داکر، CI/CD، گیت و SSH استفاده کنه:
خیلی مغزتونو به کار نیندازید.
@DevYara
🤣26❤1👍1
همونطور که وقتی همه پاساژها و مراکز تفریحی و... تو مرکز شهر باشن، شهر دچار ترافیک سنگین میشه و با پخش کردن این مراکز در اطراف شهر میشه ترافیک رو بهتر مدیریت کرد، تو برنامهنویسی هم همینطوره؛ اگر همه پردازشها توی یک بخش متمرکز باشه، سیستم کند میشه، اما وقتی بخشها جدا و پخش بشن (مثل میکروسرویس در بکاند یا ماژولار کردن فرانتاند)، بار بهتر توزیع میشه و کارایی بالاتر میره.
@DevYara
@DevYara
🔥37👍6❤4🤣1
چتجیپیتی داره بعضی خانوادهها رو به هم میزنه!
آدما به جای اینکه با همدیگه حرف بزنن، میرن از هوش مصنوعی مشورت میگیرن و دیگه گوش به حرف شریکشون نمیدن.
طرف پیامهای همسرشو کپی میکنه میده به چتبات، اونم نظر میده و همین باعث میشه دعوا بیشتر شه. بعضیا حتی کل صحبتشون با خانواده شده متنهایی که از چتجیپیتی میگیرن!
حتی توی جلسات مشاوره خانواده هم، به جای گوش دادن به روانشناس، میرن جواب مشاور رو میدن به چتجیپیتی ببینن چی میگه. اگه جوابش فرق داشته باشه، تازه با مشاور دعوا میکنن!
این ماجرا باعث شده نه فقط جوونترها، بلکه کسایی که ۱۵ سال با هم زندگی کردن هم از هم جدا بشن...
@DevYara
آدما به جای اینکه با همدیگه حرف بزنن، میرن از هوش مصنوعی مشورت میگیرن و دیگه گوش به حرف شریکشون نمیدن.
طرف پیامهای همسرشو کپی میکنه میده به چتبات، اونم نظر میده و همین باعث میشه دعوا بیشتر شه. بعضیا حتی کل صحبتشون با خانواده شده متنهایی که از چتجیپیتی میگیرن!
حتی توی جلسات مشاوره خانواده هم، به جای گوش دادن به روانشناس، میرن جواب مشاور رو میدن به چتجیپیتی ببینن چی میگه. اگه جوابش فرق داشته باشه، تازه با مشاور دعوا میکنن!
این ماجرا باعث شده نه فقط جوونترها، بلکه کسایی که ۱۵ سال با هم زندگی کردن هم از هم جدا بشن...
@DevYara
🤯18👍5🤣3❤2👌1
توسعه دهندگان
اقا عشق در نگاه اول توی حوزه کاریتون چی بوده؟
واقعا همچی پول نیست این اخلاق بد رو کنار بزارید.
6219861928009710🤣31
احتمالا با سرویس Sentry اشنا باشید که یه سرویس خوب برای error tracking و monitoring هستش.
یکی از خوبیهای اصلیش اینه که open source هست و میتونید به راحتی رو سرور خودتون بالا بیاریدش.
هرچند منابع زیادی نیاز داره و برای تیمهای کوچیک شاید خیلی مناسب نباشه.
https://github.com/getsentry/sentry
https://develop.sentry.dev/self-hosted/
یکی از خوبیهای اصلیش اینه که open source هست و میتونید به راحتی رو سرور خودتون بالا بیاریدش.
هرچند منابع زیادی نیاز داره و برای تیمهای کوچیک شاید خیلی مناسب نباشه.
https://github.com/getsentry/sentry
https://develop.sentry.dev/self-hosted/
GitHub
GitHub - getsentry/sentry: Developer-first error tracking and performance monitoring
Developer-first error tracking and performance monitoring - getsentry/sentry
❤7🥱3
ببین یک اکانت دائم نمیتونی داشته باشی و هر سری یک ایمیل فیک باید بزنید ولی خیلی سریع و راحته.
- هر وقت به لیمیت میخورید از اکانت Logout کنید و بعد Cursor رو ببندید.
- این رو دانلود و اجرا کنید و اون چهارتا گزینه مثل Reset MachineID و... رو بزنیدhttps://github.com/SazumiVicky/cursor-reset-tools
- یه ایمیل فیک از اینجا بگیرید ولی نکته مهم از private search Firefox استفاده کنیدhttps://temp-mail.org/en/
- بعد برید داخل Cursor یه اکانت جدید بسازیدhttps://cursor.com/
- بعد کرسر رو باز کنید رو دکمه Sign in کلیک راست کنید و یه لینک میده کپی کنید و داخل همون مرورگری که اکانت رو ساختید وارد کنید و بعد Yes رو بزنید و تمام.
- ویپیان VPN رایگانی که من استفاده میکنم براش Cloudflare WARP هستش.
@DevYara
آپدیت: هم محدودیت بیشتر شده و هم شماره اضافه شده.
❤16👍2