🖋🖋 از موضوعات اصلی غافل نشو...
📌 مردی با دو کیسه بزرگ سوار بر دوچرخه به خط مرزی میرسد.
مامور میپرسد: در کیسه ها چه داری؟
مرد میگوید: شن.
مامور پس از بازرسی جز شن چیزی نمی یابد و به او اجازه عبور می دهد.
این موضوع به مدت 3 سال هر هفته تکرار میشد تا اینکه آن مرد دیگر در مرز دیده نشد.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و میگوید: من هنوز هم به تو مشکوکم، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟
قاچاقچی میگوید: دوچرخه!!
📚بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند.
چقدر در زندگیمان دنبال کیسه های شن هستیم؟
📎 @Business_Knowledge
📌 مردی با دو کیسه بزرگ سوار بر دوچرخه به خط مرزی میرسد.
مامور میپرسد: در کیسه ها چه داری؟
مرد میگوید: شن.
مامور پس از بازرسی جز شن چیزی نمی یابد و به او اجازه عبور می دهد.
این موضوع به مدت 3 سال هر هفته تکرار میشد تا اینکه آن مرد دیگر در مرز دیده نشد.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و میگوید: من هنوز هم به تو مشکوکم، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟
قاچاقچی میگوید: دوچرخه!!
📚بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند.
چقدر در زندگیمان دنبال کیسه های شن هستیم؟
📎 @Business_Knowledge
📌آدمایی که دنبال هیچ شانسی نمیرن و تلاشی نمیکنن، مجبورن از ته مونده های باقی مونده از انتخاب دیگران انتخاب کنن!
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 تعریف بازاریابی با بیان طنز...
📌در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود :
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
📍شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
📎 @Business_Knowledge
📌در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود :
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
📍شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
📎 @Business_Knowledge
📌اگر شما هوای مشتریانتون رو نداشته باشید...
رقبایتان این کار رو خواهند کرد....
انتخاب باشماست
📎 @Business_Knowledge
رقبایتان این کار رو خواهند کرد....
انتخاب باشماست
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋به جای تخفیف، اشانتیون بدهید.
📌دادن هدیه به جای تخفیف مزایای زیر را دارد:
📍تخفیف در ذهن مشتری ممکن است جنبه منفی ایجاد کند ( او پیش خود بگوید این فروشنده سود زیادی روی محصولات خود می کشد) اما هدیه جنبه مثبت دارد.
📍تخفیف از یاد مشتری می رود اما هدیه در ذهن او ماندگار است و حس خوبی ایجاد می کند.
📍با دادن هدیه به جای تخفیف به نوعی می توان گفت محصولی که هدیه داده می شود را به فروش رسانده اید.
📚مثال:
یک فروشنده لوازم آرایشی یکسری لاک هایی که تاریخ انقضا آن ها نزدیک است به مشتریانی که بر روی گرفتن تخفیف پافشاری می کنند می دهد.
او با این کار ،به نوعی همان لاک ها را فروخته است و از موجودی راکد مغازه خود کاسته است.
📎 @Business_Knowledge
📌دادن هدیه به جای تخفیف مزایای زیر را دارد:
📍تخفیف در ذهن مشتری ممکن است جنبه منفی ایجاد کند ( او پیش خود بگوید این فروشنده سود زیادی روی محصولات خود می کشد) اما هدیه جنبه مثبت دارد.
📍تخفیف از یاد مشتری می رود اما هدیه در ذهن او ماندگار است و حس خوبی ایجاد می کند.
📍با دادن هدیه به جای تخفیف به نوعی می توان گفت محصولی که هدیه داده می شود را به فروش رسانده اید.
📚مثال:
یک فروشنده لوازم آرایشی یکسری لاک هایی که تاریخ انقضا آن ها نزدیک است به مشتریانی که بر روی گرفتن تخفیف پافشاری می کنند می دهد.
او با این کار ،به نوعی همان لاک ها را فروخته است و از موجودی راکد مغازه خود کاسته است.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋در زندگی فقط پلو خالی نخورید...
📌دوستی پلوی غذایش را خالی میخورد و گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار و همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد و گوشت و مرغش می ماند گوشۀ بشقابش!
نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش!!
📚 زندگی همینگونه است. همۀ خوشیها را حواله می کنیم برای روزی که مشکلی نباشد. روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالیِ زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغِ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشۀ بشقاب، دیگر نه حالی هست، نه میل و حوصله ای.
📎 @Business_Knowledge
📌دوستی پلوی غذایش را خالی میخورد و گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار و همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد و گوشت و مرغش می ماند گوشۀ بشقابش!
نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش!!
📚 زندگی همینگونه است. همۀ خوشیها را حواله می کنیم برای روزی که مشکلی نباشد. روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالیِ زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغِ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشۀ بشقاب، دیگر نه حالی هست، نه میل و حوصله ای.
📎 @Business_Knowledge
📌 اگر مشتری شما رو دوست داشته باشه، دولت هم مجبوره شما رو دوست داشته باشه...
📚 با توجه به این جمله، چه کسب و کارهایی رو در اطراف خود میشناسید که اینگونه اند؟
📎 @Business_Knowledge
📚 با توجه به این جمله، چه کسب و کارهایی رو در اطراف خود میشناسید که اینگونه اند؟
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋ایده هایی که به کسب و کارهای بزرگی تبدیل شدند!
📌 JustRide
این استارتآپ هندی، سرویس بهاشتراکگذاری سفر را در این کشور و با کاهش 25 درصدی هزینههای کرایه تاکسی راهاندازی کرده است. استفاده از اینترنت اشیا نیز به این استارتآپ کمک کرده تا رفتار رانندهها را زیرنظر بگیرد و آنها را رد یا تایید صلاحیت کند.
📌 Exponent
این استارتآپ، امکان توسعه آسان نسخههای اندرویدی و iOS برنامههای کدنویسی شده به زبان جاوا اسکریپت را امکانپذیر میکند. این استارتآپ از فریمورک React Native برای این کار استفاده میکند.
📌 Airfordable
این استارتآپ که رشد ماه به ماه آن 53 درصد اعلام شده، بهکاربرانی که بودجه کمی برای سفر دارند امکان میدهد تا با پرداخت هزینه سفر بهصورت هفتگی بتوانند به شهرهای دیگر سفر کنند.
📌 GoGoGrandparent
موضوع سالمندان بسیار مورد توجه بخشی از استارتآپ است و این استارتآپ نیز، واسطهای میان سالمندان و تکنولوژیهای جدید است. با استفاده از سرویسهای GoGoGrandparent امکان درخواست تاکسی یا حتی خرید مواد غذایی و دارو، با یک تماس برای فرد سالمند مهیا میشود.
📌 ZeroDB
امنیت موضوعی است که همواره مشتریان خود را دارد. ZeroDB در قالب ارائه سرویسهای رایانش ابری با قابلیت رمزگذاری، از دادههای حساس شرکتها یا کاربران بهصورت کاملا امن محافظت میکند.
📌 Fabric
بازهم یک ایده دیگر در زمینه سالمندان. در دنیای امروز که منابع زیادی صرف مبارزه با بیماریهای مرتبط با کهولت سن نظیر از دست دادن حافظه میشود، Fabric با ایجاد پایگاه دادهای قابل جستوجو شامل تعاملات و موقعیتهای مکانی افراد، حافظه قابلجستوجویی را برای سالمندان و افراد دارای اختلالات حافظه بازسازی میکند.
📎 @Business_Knowledge
📌 JustRide
این استارتآپ هندی، سرویس بهاشتراکگذاری سفر را در این کشور و با کاهش 25 درصدی هزینههای کرایه تاکسی راهاندازی کرده است. استفاده از اینترنت اشیا نیز به این استارتآپ کمک کرده تا رفتار رانندهها را زیرنظر بگیرد و آنها را رد یا تایید صلاحیت کند.
📌 Exponent
این استارتآپ، امکان توسعه آسان نسخههای اندرویدی و iOS برنامههای کدنویسی شده به زبان جاوا اسکریپت را امکانپذیر میکند. این استارتآپ از فریمورک React Native برای این کار استفاده میکند.
📌 Airfordable
این استارتآپ که رشد ماه به ماه آن 53 درصد اعلام شده، بهکاربرانی که بودجه کمی برای سفر دارند امکان میدهد تا با پرداخت هزینه سفر بهصورت هفتگی بتوانند به شهرهای دیگر سفر کنند.
📌 GoGoGrandparent
موضوع سالمندان بسیار مورد توجه بخشی از استارتآپ است و این استارتآپ نیز، واسطهای میان سالمندان و تکنولوژیهای جدید است. با استفاده از سرویسهای GoGoGrandparent امکان درخواست تاکسی یا حتی خرید مواد غذایی و دارو، با یک تماس برای فرد سالمند مهیا میشود.
📌 ZeroDB
امنیت موضوعی است که همواره مشتریان خود را دارد. ZeroDB در قالب ارائه سرویسهای رایانش ابری با قابلیت رمزگذاری، از دادههای حساس شرکتها یا کاربران بهصورت کاملا امن محافظت میکند.
📌 Fabric
بازهم یک ایده دیگر در زمینه سالمندان. در دنیای امروز که منابع زیادی صرف مبارزه با بیماریهای مرتبط با کهولت سن نظیر از دست دادن حافظه میشود، Fabric با ایجاد پایگاه دادهای قابل جستوجو شامل تعاملات و موقعیتهای مکانی افراد، حافظه قابلجستوجویی را برای سالمندان و افراد دارای اختلالات حافظه بازسازی میکند.
📎 @Business_Knowledge
📌امروزه کارت ویزیت ها برای پایدار شدن در ذهن مشتری کاربردهای دیگری پیدا کرده اند...
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
✨گل گنج در دل رنج است!✨
📌جمله ای بسیار تامل برانگیز که زنده یاد دکتر منوچهر خالصی در اواخر عمر خود، با توجه به تجربیاتش بعنوان یادگاری و رمز موفقیت در زندگی به ما آموخت.
📎 @Business_Knowledge
📌جمله ای بسیار تامل برانگیز که زنده یاد دکتر منوچهر خالصی در اواخر عمر خود، با توجه به تجربیاتش بعنوان یادگاری و رمز موفقیت در زندگی به ما آموخت.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋با سرمایهگذاران ملاقات کنید!
📌بسیاری از سرمایهگذاران، به ویژه جوانترهایی که بالاجبار باید معاملات جدیدی داشته باشند، سالانه به صدها رویداد مختلف میروند.
از جمله زمان فروش در رستوران ها، همایش و کنفرانس ها، نمایشگاه های ارائه نسخه های آزمایشی محصولات و جشنهای فارغ التحصیلان.
راههایی برای پیدا کردن این رویدادها پیدا کنید و کاری کنید دعوت شوید و سپس یاد بگیرید چگونه از رویدادهای شبکهای به بهترین نحو استفاده کنید.
خود را بهصورت مفصل معرفی کنید و جملاتی کوتاه اما جذاب برای گفتن درباره خودتان داشته باشید. سوالهای خوب بپرسید و سپس راهی برای پیگیری پیدا کنید.
📎 @Business_Knowledge
📌بسیاری از سرمایهگذاران، به ویژه جوانترهایی که بالاجبار باید معاملات جدیدی داشته باشند، سالانه به صدها رویداد مختلف میروند.
از جمله زمان فروش در رستوران ها، همایش و کنفرانس ها، نمایشگاه های ارائه نسخه های آزمایشی محصولات و جشنهای فارغ التحصیلان.
راههایی برای پیدا کردن این رویدادها پیدا کنید و کاری کنید دعوت شوید و سپس یاد بگیرید چگونه از رویدادهای شبکهای به بهترین نحو استفاده کنید.
خود را بهصورت مفصل معرفی کنید و جملاتی کوتاه اما جذاب برای گفتن درباره خودتان داشته باشید. سوالهای خوب بپرسید و سپس راهی برای پیگیری پیدا کنید.
📎 @Business_Knowledge
📌تا موقعی که به برنامه هایتان متعهد نشده اید، آنها فقط یک مشت قول و آرزو است.
اگر می خواهید موفق باشید باید به اهداف برنامه هایتان در عمل متعهد باشید.
📎 @Business_Knowledge
اگر می خواهید موفق باشید باید به اهداف برنامه هایتان در عمل متعهد باشید.
📎 @Business_Knowledge
📌همه با هم نشر دهيم🙏
صدایی که از زیر آوار پلاسکو میشنوید؛صدای از خودگذشتگی و ایثار است...
📎 @Business_Knowledge
صدایی که از زیر آوار پلاسکو میشنوید؛صدای از خودگذشتگی و ایثار است...
📎 @Business_Knowledge
📌مشتریان، هرگز یک سازمان را دوست نخواهند داشت، تا زمانیکه در ابتدا، کارکنانش آن سازمان را دوست داشته باشند.
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
📌يه ارتش گوسفند كه توسط يه شير رهبرى ميشه
ميتونه يه ارتش شير كه توسط يه گوسفند رهبرى ميشه رو شكست بده
📎 @Business_Knowledge
ميتونه يه ارتش شير كه توسط يه گوسفند رهبرى ميشه رو شكست بده
📎 @Business_Knowledge
📌مدير مالى از رئيس شركت پرسيد:
اگه اينهمه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!
رئيس پاسخ داد: اگه اينكار رو نكنيم و با ما بمونن چى ؟!!
📎 @Business_Knowledge
اگه اينهمه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!
رئيس پاسخ داد: اگه اينكار رو نكنيم و با ما بمونن چى ؟!!
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 روش بریدن کالباس ...
📌هر عادتی در ابتدا مانند يک نخ نازک است. اما هر بار که يک عمل را تکرار ميکنيم ما اين نخ نازک را ضخيمتر ميکنيم و با تکرار عمل در نهايت اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندی ميشود که برای هميشه به دور فکر و عمل ما میپیچد.
يکی از دلايل سستی و تنبلی در انجام کارهای بزرگ و مهم آن است که هنگامی که برای اولين بار با آنها مواجه ميشويم بسيار بزرگ و سخت به نظر ميرسند.
يکی از تکنيک هايی که ميتوانيد از آن برای تقسيم کردن کارهای بزرگ به قطعات کوچکتر استفاده کنيد ، روش "بريدن کالباس" است . با استفاده از اين روش ميتوانيد هر کاری را به قطعات کوچکتر تقسيم کنيد و هر بار يک قسمت از آن را انجام دهيد. درست مثل بريدن يک کالباس بزرگ و تبديل آن به برشهای کوچک و خوردن آنها و يا مثل خوردن هر بار يک تکه از قورباغه...
📎 @Business_Knowledge
📌هر عادتی در ابتدا مانند يک نخ نازک است. اما هر بار که يک عمل را تکرار ميکنيم ما اين نخ نازک را ضخيمتر ميکنيم و با تکرار عمل در نهايت اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندی ميشود که برای هميشه به دور فکر و عمل ما میپیچد.
يکی از دلايل سستی و تنبلی در انجام کارهای بزرگ و مهم آن است که هنگامی که برای اولين بار با آنها مواجه ميشويم بسيار بزرگ و سخت به نظر ميرسند.
يکی از تکنيک هايی که ميتوانيد از آن برای تقسيم کردن کارهای بزرگ به قطعات کوچکتر استفاده کنيد ، روش "بريدن کالباس" است . با استفاده از اين روش ميتوانيد هر کاری را به قطعات کوچکتر تقسيم کنيد و هر بار يک قسمت از آن را انجام دهيد. درست مثل بريدن يک کالباس بزرگ و تبديل آن به برشهای کوچک و خوردن آنها و يا مثل خوردن هر بار يک تکه از قورباغه...
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋قلاب بنداز تا زندگیت تغییر کند...
📌مرد جوان فقیر و گرسنهای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود و گروهی از ماهیگیران را تماشا میکند و در حالی که به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود، با خود گفت: "کاش من هم یک عالمه از این ماهیها داشتم؛ آن وقت آنها را میفروختم و لباس و غذا میخریدم."
یکی از ماهیگیران که صدای او را شنید، پاسخ داد: "اگر لطفی به من کنی هر قدر ماهی بخواهی به تو میدهم؛ این قلاب را نگهدار تا من به شهر بروم و به کارم برسم."
مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت.
در حالیکه مرد، قلاب را نگه داشته بود، ماهیها مرتب طعمه را گاز میزدند و یکی پس از دیگری به دام میاُفتادند. طولی نکشید که مرد از این کار خوشش آمد و خندان شد.
مرد مُسنتر وقتی برگشت، گفت: "همهی ماهیها را بردار و برو، اما میخواهم نصیحتی به تو بکنم؛ دفعهی بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیال بافی تلف نکن. قلاب خودت را بنداز تا زندگیات تغییر کند، زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمیکند."
📎 @Business_Knowledge
📌مرد جوان فقیر و گرسنهای دلتنگ و افسرده روی پلی نشسته بود و گروهی از ماهیگیران را تماشا میکند و در حالی که به سبد پر از ماهی کنار آنها چشم دوخته بود، با خود گفت: "کاش من هم یک عالمه از این ماهیها داشتم؛ آن وقت آنها را میفروختم و لباس و غذا میخریدم."
یکی از ماهیگیران که صدای او را شنید، پاسخ داد: "اگر لطفی به من کنی هر قدر ماهی بخواهی به تو میدهم؛ این قلاب را نگهدار تا من به شهر بروم و به کارم برسم."
مرد جوان با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت.
در حالیکه مرد، قلاب را نگه داشته بود، ماهیها مرتب طعمه را گاز میزدند و یکی پس از دیگری به دام میاُفتادند. طولی نکشید که مرد از این کار خوشش آمد و خندان شد.
مرد مُسنتر وقتی برگشت، گفت: "همهی ماهیها را بردار و برو، اما میخواهم نصیحتی به تو بکنم؛ دفعهی بعد که محتاج بودی وقت خود را با خیال بافی تلف نکن. قلاب خودت را بنداز تا زندگیات تغییر کند، زیرا هرگز آرزوی ماهی داشتن تور ما را پر از ماهی نمیکند."
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 برای خود پول خرج کنید...
📌گاهی اوقات برای خود پول خرج كنيد زیرا بخشی از روند رسیدن به استقلال مالی فهمیدن این نكته است كه شما استطاعت پول خرج كردن برای خودتان را دارید و از پولی كه دارید لذت میبرید و این انگیزهای بیشتر برای پولسازی خواهد بود.
📎 @Business_Knowledge
📌گاهی اوقات برای خود پول خرج كنيد زیرا بخشی از روند رسیدن به استقلال مالی فهمیدن این نكته است كه شما استطاعت پول خرج كردن برای خودتان را دارید و از پولی كه دارید لذت میبرید و این انگیزهای بیشتر برای پولسازی خواهد بود.
📎 @Business_Knowledge