🖋🖋 برون سپاری...
📌لذت برونسپاری (Outsourcing) را کشف کنید و یک سری کارها را به خارج از مجموعه خود محول کنید.
هزینه خود را صرف کارشناسان و افراد حرفهای کنید که توانایی مورد نیاز شما را داشته باشند. ممکن است در ابتدا گران به نظر برسند، اما ارزش کاری با کیفیت بالا، انعطاف و اینکه دیگر لازم نیست افراد را در مجموعه داخلی خود مدیریت کنید را در مقابل به دست میآورید.
📎 @Business_Knowledge
📌لذت برونسپاری (Outsourcing) را کشف کنید و یک سری کارها را به خارج از مجموعه خود محول کنید.
هزینه خود را صرف کارشناسان و افراد حرفهای کنید که توانایی مورد نیاز شما را داشته باشند. ممکن است در ابتدا گران به نظر برسند، اما ارزش کاری با کیفیت بالا، انعطاف و اینکه دیگر لازم نیست افراد را در مجموعه داخلی خود مدیریت کنید را در مقابل به دست میآورید.
📎 @Business_Knowledge
📌زمانی که شما شروع به نو آوری می کنید...
باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند!!!
🚩لری الیسون
📎 @Business_Knowledge
باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند!!!
🚩لری الیسون
📎 @Business_Knowledge
📌انزو فراری به مردی که از شرکتش شکایت کرد گفت "تو بايد تراکتورت را سوار شوی نه فراری"
آن مرد چنان برآشفت که خط تولید ماشین سوپراسپرت خودش یعنی لامبورگینی را راه اندازی کرد.
📎 @Business_Knowledge
آن مرد چنان برآشفت که خط تولید ماشین سوپراسپرت خودش یعنی لامبورگینی را راه اندازی کرد.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋توانایی متقاعد کردن...
📌متقاعد کردن دیگران یکی از مهارتهای پایه ای و مهم مدیریت است.
مدیران از این طریق میتوانند خواسته های خود را بدون مقاومت از سوی دیگران مطرح و نتیجه مثبت بگیرند.
📎 @Business_Knowledge
📌متقاعد کردن دیگران یکی از مهارتهای پایه ای و مهم مدیریت است.
مدیران از این طریق میتوانند خواسته های خود را بدون مقاومت از سوی دیگران مطرح و نتیجه مثبت بگیرند.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 چگونه با افراد متعصب رفتار کنیم؟
📌برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن!
او جبهه می گیرد کسی که جبهه گرفت دیگر فکر آموختن نیست؛ بلکه فکر پیروزی است.
تغییر دست خود شخص است؛ نه دیگران.
بگذار او خودش کنجکاو شود و عقایدش را نقد کند.
تنها به او بیاموز: «شک کن»
این آغاز تغییر است...
📎 @Business_Knowledge
📌برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن!
او جبهه می گیرد کسی که جبهه گرفت دیگر فکر آموختن نیست؛ بلکه فکر پیروزی است.
تغییر دست خود شخص است؛ نه دیگران.
بگذار او خودش کنجکاو شود و عقایدش را نقد کند.
تنها به او بیاموز: «شک کن»
این آغاز تغییر است...
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋بترس ولی انجام بده...
📌افراد موفق هنگام مواجهه با موقعیت های جدید و تغییرات بزرگ به خود می گویند: می دونم این موقعیت ترسناکه اما انجامش میدم و شعارشان این است :
"بترس ولی انجام بده !!"
افراد موفق هنگام روبرو شدن با چالش های بزرگ و موقعیت های مبهم بجای اینکه بگویند اگر نشد چی؟ به خود می گویند: اگر شد چی ؟ اگر اینبار موفق شدم چی؟ اگر جواب مثبت بود چی؟
این تغییر رویکرد و تغییر نگرش، شما را از یک فرد منفی گرای ناخودآگاه به فردی مثبت اندیش تبدیل می کند.
یادتان باشد وقتی می ترسید احتمال گرفتن تصمیم های اشتباه زیاد است.
📎 @Business_Knowledge
📌افراد موفق هنگام مواجهه با موقعیت های جدید و تغییرات بزرگ به خود می گویند: می دونم این موقعیت ترسناکه اما انجامش میدم و شعارشان این است :
"بترس ولی انجام بده !!"
افراد موفق هنگام روبرو شدن با چالش های بزرگ و موقعیت های مبهم بجای اینکه بگویند اگر نشد چی؟ به خود می گویند: اگر شد چی ؟ اگر اینبار موفق شدم چی؟ اگر جواب مثبت بود چی؟
این تغییر رویکرد و تغییر نگرش، شما را از یک فرد منفی گرای ناخودآگاه به فردی مثبت اندیش تبدیل می کند.
یادتان باشد وقتی می ترسید احتمال گرفتن تصمیم های اشتباه زیاد است.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه...
📌دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا یارانش رو میدید بسیار چاپلوسی میکرد و از سلطان محمود تعریف میکرد و صله میگرفت ولی اون یکی ساکت بود.
اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت چرا تو هم وقتی شاه رو میبینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟ گدای ساکت گفت: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
برای سلطان محمود هم این سوال پیش اومد که چرا اون گدا ساکته و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه؟
سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که اینطوری فکر میکنه، فردا مرغی بریان شده که در شکمش الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی میکنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کیه؟
صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیر شده. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟ و او گفت سه سکه. گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو میفروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانهزنی، مرغ بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.
لقمهی اول رو که خورد، چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر میکنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.
فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی میکنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی میکنی؟ گفت: خوب باید خرج زن و بچه ام را درآورم. سلطان محمود با تعجب پرسید مگر ما دیروز برای شما تحفهای نفرستادیم؟
گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم.
سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت بگو کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟ گدا این را نمیگفت و سلطان محمود میگفت بزنیدش.
من میگم تو هم بگو: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
📎 @Business_Knowledge
📌دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا یارانش رو میدید بسیار چاپلوسی میکرد و از سلطان محمود تعریف میکرد و صله میگرفت ولی اون یکی ساکت بود.
اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت چرا تو هم وقتی شاه رو میبینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟ گدای ساکت گفت: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
برای سلطان محمود هم این سوال پیش اومد که چرا اون گدا ساکته و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه؟
سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که اینطوری فکر میکنه، فردا مرغی بریان شده که در شکمش الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی میکنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کیه؟
صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیر شده. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟ و او گفت سه سکه. گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو میفروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانهزنی، مرغ بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.
لقمهی اول رو که خورد، چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر میکنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.
فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی میکنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی میکنی؟ گفت: خوب باید خرج زن و بچه ام را درآورم. سلطان محمود با تعجب پرسید مگر ما دیروز برای شما تحفهای نفرستادیم؟
گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم.
سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت بگو کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟ گدا این را نمیگفت و سلطان محمود میگفت بزنیدش.
من میگم تو هم بگو: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 نگران وسط کار نباشید...
📌هنگامی که در ابتدای کار به سر میبرید، نگران وسط کار نباشید. زیرا موقعی که به وسط میرسید وسط تغییر خواهد کرد. تنها به دنبال شروعی قدرتمند و پایانی قدرتمند باشید و حرکت کنید.
📎 @Business_Knowledge
📌هنگامی که در ابتدای کار به سر میبرید، نگران وسط کار نباشید. زیرا موقعی که به وسط میرسید وسط تغییر خواهد کرد. تنها به دنبال شروعی قدرتمند و پایانی قدرتمند باشید و حرکت کنید.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 تحت تاثیر ابهت کسی قرار نگیرید
📌نذار ابهت هیج آدم خبره ای تو رو بگیره. ممکنه بهت بگند : "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!"
ولی آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم غلط انجام بده...!
بعضی ها هیچ وقت نمی فهمند...
📝 کورت توخولسکی
📎 @Business_Knowledge
📌نذار ابهت هیج آدم خبره ای تو رو بگیره. ممکنه بهت بگند : "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!"
ولی آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم غلط انجام بده...!
بعضی ها هیچ وقت نمی فهمند...
📝 کورت توخولسکی
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 روانشناسی دست دادن...
📌هنگام دست دادن با اشخاص دست آنها را کمی بفشارید؛
این نشان دهنده ی امیدواری شماست!
وقتی کسی با شخص دیگری به صورت سرد و بی حال دست میدهد یعنی او شخصی نا امید است.
📎 @Business_Knowledge
📌هنگام دست دادن با اشخاص دست آنها را کمی بفشارید؛
این نشان دهنده ی امیدواری شماست!
وقتی کسی با شخص دیگری به صورت سرد و بی حال دست میدهد یعنی او شخصی نا امید است.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋آدم بزرگی شوید اما گم نشوید...
📌تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند که همیشه با هم بحث میکردند.
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”
سومین خیاط نوشت “بهترین خیاط دنیا“
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت: “بهترین خیاط این کوچه”
📝 قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم، در همان دنیایی که هستیم می شود آدم بزرگى باشیم...
📎 @Business_Knowledge
📌تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند که همیشه با هم بحث میکردند.
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”
سومین خیاط نوشت “بهترین خیاط دنیا“
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت: “بهترین خیاط این کوچه”
📝 قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم، در همان دنیایی که هستیم می شود آدم بزرگى باشیم...
📎 @Business_Knowledge
اگه چیزی رو بخری که نیازی بهش نداری
بزودی
چیزی رو می فروشی که بهش نیاز داری!
📝 وارن بافت
📎 @Business_Knowledge
بزودی
چیزی رو می فروشی که بهش نیاز داری!
📝 وارن بافت
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 کارآفرین موفق ایرانی...
🖋(بابک بختیاری - موسس آیس پک)
📌آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاه های زنجیره ای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان.
📌این مجموعه کمتر از دو سال توانست ۱۳۰ فروشگاه در داخل و خارج از ایران ایجاد نماید که در مقایسه با سیستم های بزرگ و معروف زنجیره ای دنیا نظیر مک دونالد، استار باکس، کینگ برگر و غیره قابل توجه و بلکه بسیار موفق تر عمل نموده است.
📌او در سال 1357 دوران دبيرستان را در مدرسه موسيبنجعفر (ع) تهران به پايان رساند. همان سال در رشته عمران وارد دانشگاه شد، اما بعدها به دليل مشغله فراوان پس از اتمام 110 واحد درسي ترك تحصيل كرد و مدرك فوقديپلم گرفت.
📌ایشان دم در خانه بساط فروش نوشابه و کیک پهن کرده است. مسافر کشی هم کرده. خودش میگوید: انسان به صورت مقطعی کارهایی انجام میدهد که به سرمایه ای برسد، بعد وضعیتش را تغییر میدهد.
📌بختیاری میگوید:تقریباً سال دوم راهنمایی در ساختمانی ساکن بودیم که تعداد زیادی خانواده در آن بود. در آن دوران بروشوری چاپ و اعلام کردم ساندویچ هایی با قیمت مناسب می فروشیم. همسایهها زنگ میزدند و سفارش میدادند، در حالیکه اصلاً نمیدانستند رستورانی در کار نیست. با یک بروشور و خط تلفن ساندویچ میفروختم.
📌پس از مذاكره با مديران سه مدرسه توانستم بوفهاي را براي مدت يك سال تحصيلي اجاره كنم و با سرمايه بسيار اندك، سه يخچال دست دوم و كهنه ، بوفه اين مدرسهها را راهاندازي كردم.
📌سپس به خريد و فروش لوازم دست دوم روي آوردم ، به طوري كه از طريق آگهيهاي روزنامه لوازم دست دوم خريداري كرده و در طبقه دوم خانه رنگ ميكردم و پس از آن وارد بازار ميكردم.
📌سپس مركز ميزهاي كامپيوتر رادر خيابان ولي عصر با همكاري يك شريك راه انداختم. در ظرف مدت كوتاهي دو شعبه از مركز ميزهاي كامپيوتري را ايجاد كردم ؛ اما به دليل بيتجربگي و عجله داشتن براي پيشرفت در اثر سهلانگاري در برخورد با شريكم دچار مشكل شده و ورشكست شدم.
📌تصمیم گرفتم برای بدست آوردن سرمایه یک ماشین پیکان بخرم و در مسیر رفت و برگشت مسافر کشی کنم.
📌از مسافر کشی خسته شده بودم ، بنا براین شغلم را تغییر دادم . مغازه ای در هروی پیدا کردم . برای آن خیلی رویا داشتم و میدیدم که قرار است صاحب رستوران بشوم .
📌با آنکه پیکان را فروختم ، دو میلیون کم بود ، با یکی از اقوام شریک شدم و رستوران را راه اندازی کردیم . باید یک سری دستگاه و لوازم دیگر میخریدیم ، که همین مسئله به کشیدن چک یک ماهه منجر شد . از آن پس هر چه در آمد داشتیم بابت بدهی میدادیم .و در عمل پولی در صندوق برای خرید مواد اولیه غذایی نمی ماند . در نتیجه کار رستوران هم موفق نبود.
📌از آنجا بود كه تنها راه را در پرورش يك فكر خلاقانه و كسب و كاري جديد ديدم.
📌از دوران كودكي بستنيها را با هم زدن رقيق مي كردم و با موز يا اسمارتيز هم ميزدم و ميخوردم خيلي از اين كار لذت ميبردم.
📌لذا تصميم گرفتم اين كار را در مقياس بزرگ عملي كنم. به اين فكر افتادم كه يك بستني متفاوت براي مردم عرضه كنم.
📌فكر متفاوت بودن از ذهنم بيرون نميرفت.
📌تصميم گرفتم بستني بسازم رقيقتر، حاوي ميوه كه با بستهبندي كردن آن از طريق ني بشود آن را نوشيد.
📌پس از شكلگيري اين ايده در ذهنم نمونههاي اوليه آن را آماده كردم و براي امتحان به اعضاي فاميل و آشنايان دادم و ايده با استقبال خوبي روبهرو شد. تصميم گرفتم ايده خود را عملي كنم و آماده راهاندازي اولين شعبه آيس پك شدم.
📌از همان روز نخست چشمانداز جهاني شدن محصول را در ذهنم ميپروراندم. به همين منظور روي تابلوي اولين مغازه خود نوشتم آيس پك شعبه مركزي و بعد از سنجش توان بالقوه بازار در مكانهاي ديگر شعبات دوم و سوم و ... را راهاندازي كردم.
📌اكنون بالغ بر 120 شعبه در ايران و 10 شعبه در كويت، مالزي، دبي و هند در حال فعاليت ميباشد.
📌ایشان متعقدند زمانی که شکست می خورید و به مشکلات نگاه می کنید، دیگر نمی توانید بلند شوید، خودتان را می بازید و زمین می خورید. باید یاد بگیرید که به مشکلات فکر نکنید و به آینده نگاه کنید.
📌آقای بختیاری میگوید : دوست دارم همانطور که دنیا آمریکا را با فروشگاه های زنجیره ای مک دونالد میشناسد، آیس پک معرف ایران عزیزمان برای تمام مردم دنیا باشد. یقین دارم روزی فرا خواهد رسید که یکی از شعب آیس پک رادر قلب آمریکا افتتاح کنم.
📎 @Business_Knowledge
🖋(بابک بختیاری - موسس آیس پک)
📌آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاه های زنجیره ای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان.
📌این مجموعه کمتر از دو سال توانست ۱۳۰ فروشگاه در داخل و خارج از ایران ایجاد نماید که در مقایسه با سیستم های بزرگ و معروف زنجیره ای دنیا نظیر مک دونالد، استار باکس، کینگ برگر و غیره قابل توجه و بلکه بسیار موفق تر عمل نموده است.
📌او در سال 1357 دوران دبيرستان را در مدرسه موسيبنجعفر (ع) تهران به پايان رساند. همان سال در رشته عمران وارد دانشگاه شد، اما بعدها به دليل مشغله فراوان پس از اتمام 110 واحد درسي ترك تحصيل كرد و مدرك فوقديپلم گرفت.
📌ایشان دم در خانه بساط فروش نوشابه و کیک پهن کرده است. مسافر کشی هم کرده. خودش میگوید: انسان به صورت مقطعی کارهایی انجام میدهد که به سرمایه ای برسد، بعد وضعیتش را تغییر میدهد.
📌بختیاری میگوید:تقریباً سال دوم راهنمایی در ساختمانی ساکن بودیم که تعداد زیادی خانواده در آن بود. در آن دوران بروشوری چاپ و اعلام کردم ساندویچ هایی با قیمت مناسب می فروشیم. همسایهها زنگ میزدند و سفارش میدادند، در حالیکه اصلاً نمیدانستند رستورانی در کار نیست. با یک بروشور و خط تلفن ساندویچ میفروختم.
📌پس از مذاكره با مديران سه مدرسه توانستم بوفهاي را براي مدت يك سال تحصيلي اجاره كنم و با سرمايه بسيار اندك، سه يخچال دست دوم و كهنه ، بوفه اين مدرسهها را راهاندازي كردم.
📌سپس به خريد و فروش لوازم دست دوم روي آوردم ، به طوري كه از طريق آگهيهاي روزنامه لوازم دست دوم خريداري كرده و در طبقه دوم خانه رنگ ميكردم و پس از آن وارد بازار ميكردم.
📌سپس مركز ميزهاي كامپيوتر رادر خيابان ولي عصر با همكاري يك شريك راه انداختم. در ظرف مدت كوتاهي دو شعبه از مركز ميزهاي كامپيوتري را ايجاد كردم ؛ اما به دليل بيتجربگي و عجله داشتن براي پيشرفت در اثر سهلانگاري در برخورد با شريكم دچار مشكل شده و ورشكست شدم.
📌تصمیم گرفتم برای بدست آوردن سرمایه یک ماشین پیکان بخرم و در مسیر رفت و برگشت مسافر کشی کنم.
📌از مسافر کشی خسته شده بودم ، بنا براین شغلم را تغییر دادم . مغازه ای در هروی پیدا کردم . برای آن خیلی رویا داشتم و میدیدم که قرار است صاحب رستوران بشوم .
📌با آنکه پیکان را فروختم ، دو میلیون کم بود ، با یکی از اقوام شریک شدم و رستوران را راه اندازی کردیم . باید یک سری دستگاه و لوازم دیگر میخریدیم ، که همین مسئله به کشیدن چک یک ماهه منجر شد . از آن پس هر چه در آمد داشتیم بابت بدهی میدادیم .و در عمل پولی در صندوق برای خرید مواد اولیه غذایی نمی ماند . در نتیجه کار رستوران هم موفق نبود.
📌از آنجا بود كه تنها راه را در پرورش يك فكر خلاقانه و كسب و كاري جديد ديدم.
📌از دوران كودكي بستنيها را با هم زدن رقيق مي كردم و با موز يا اسمارتيز هم ميزدم و ميخوردم خيلي از اين كار لذت ميبردم.
📌لذا تصميم گرفتم اين كار را در مقياس بزرگ عملي كنم. به اين فكر افتادم كه يك بستني متفاوت براي مردم عرضه كنم.
📌فكر متفاوت بودن از ذهنم بيرون نميرفت.
📌تصميم گرفتم بستني بسازم رقيقتر، حاوي ميوه كه با بستهبندي كردن آن از طريق ني بشود آن را نوشيد.
📌پس از شكلگيري اين ايده در ذهنم نمونههاي اوليه آن را آماده كردم و براي امتحان به اعضاي فاميل و آشنايان دادم و ايده با استقبال خوبي روبهرو شد. تصميم گرفتم ايده خود را عملي كنم و آماده راهاندازي اولين شعبه آيس پك شدم.
📌از همان روز نخست چشمانداز جهاني شدن محصول را در ذهنم ميپروراندم. به همين منظور روي تابلوي اولين مغازه خود نوشتم آيس پك شعبه مركزي و بعد از سنجش توان بالقوه بازار در مكانهاي ديگر شعبات دوم و سوم و ... را راهاندازي كردم.
📌اكنون بالغ بر 120 شعبه در ايران و 10 شعبه در كويت، مالزي، دبي و هند در حال فعاليت ميباشد.
📌ایشان متعقدند زمانی که شکست می خورید و به مشکلات نگاه می کنید، دیگر نمی توانید بلند شوید، خودتان را می بازید و زمین می خورید. باید یاد بگیرید که به مشکلات فکر نکنید و به آینده نگاه کنید.
📌آقای بختیاری میگوید : دوست دارم همانطور که دنیا آمریکا را با فروشگاه های زنجیره ای مک دونالد میشناسد، آیس پک معرف ایران عزیزمان برای تمام مردم دنیا باشد. یقین دارم روزی فرا خواهد رسید که یکی از شعب آیس پک رادر قلب آمریکا افتتاح کنم.
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 نوآوری یکی از اعضا خلاق کانال...
برای علاقه مندان به آثار فسیلی کهن چندمیلیون ساله طرح ابتکاری جدیدی به کاربستیم تاهمه دوستدارن به این نوع آثار، قطعه ای ازخاطره سنگ و بوته را در اختیار داشته باشند.
بایک بارنگاه کردن کنجکاو، برای بار دوم خیره و برای سومین بار نگاه کردن به این آثار فسیلی ارتباط فیزیکی بدون دخالت زمان برقرار خواهید کرد.
این بهترین حسی است که یک دانش پژوه، در دو زمان مختلف بایک حس قرار میگیرد و اینجاست که برتری شعور و حیات جاری خود را احساس خواهد کرد.
امیدوارم همه عزیزان، زندگی بدون زمان راحتی برای یک لحظه احساس کنند....!
📝 غلامرضا قلندری (از اعضا کانال)
📎 @Business_Knowledge
برای علاقه مندان به آثار فسیلی کهن چندمیلیون ساله طرح ابتکاری جدیدی به کاربستیم تاهمه دوستدارن به این نوع آثار، قطعه ای ازخاطره سنگ و بوته را در اختیار داشته باشند.
بایک بارنگاه کردن کنجکاو، برای بار دوم خیره و برای سومین بار نگاه کردن به این آثار فسیلی ارتباط فیزیکی بدون دخالت زمان برقرار خواهید کرد.
این بهترین حسی است که یک دانش پژوه، در دو زمان مختلف بایک حس قرار میگیرد و اینجاست که برتری شعور و حیات جاری خود را احساس خواهد کرد.
امیدوارم همه عزیزان، زندگی بدون زمان راحتی برای یک لحظه احساس کنند....!
📝 غلامرضا قلندری (از اعضا کانال)
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 نوآوری یکی از اعضا خلاق کانال...
تابلو سنگ های خلاقانه و ابتکاری از آثار فسیلی کهن چندمیلیون ساله برای دوستداران این آثار
📝 غلامرضا قلندری (از اعضا کانال)
📎 @Business_Knowledge
تابلو سنگ های خلاقانه و ابتکاری از آثار فسیلی کهن چندمیلیون ساله برای دوستداران این آثار
📝 غلامرضا قلندری (از اعضا کانال)
📎 @Business_Knowledge
📌از این تصویر آموختم اگر فرصت ها به سراغ من نمی آیند، شاید خانه من در کوچه ای دور افتاده و بن بست باشد، بهتر است خانه ام را یا درب خانه ام را تغییر دهم.
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 فرایند انتقال تکنولوژی...
1. شناسایی فناوری که در آن فهرستی از فناوریهای موجود یا مورد نیاز بررسی و شناسایی میشوند.
2. انتخاب تکنولوژی که در آن یک سازمان با توجه به اهداف استراتژیک و عملیاتی خود و نیز محدودیت های پیش رو دارد گزینه هایی را از میان فناوری های فهرست شده در مرحله قبل انتخاب می کند.
3. اکتساب فناوری که در آن فناوری های منتخب، کسب شده و جهت استفاده در اختیار سازمان قرار میگیرند.
4. بهرهبرداری از فناوری که در آن فناوری در تولید یا بهبود محصولات و خدمات جدید استفاده می شود و درنهایت منجر به افزایش خلق ثروت و رقابتپذیری مبتنی بر فناوری برای سازمان خواهد شد.
5. حفاظت دربرگیرنده دو رویکرد است، اول حفاظت از اسرار و مزیتهای رقابتی سازمان که در فناوری نهفته میباشد و جلوگیری از انتقال ناخواسته فناوری به فضای بیرونی رقابتی؛ دوم تعبیه روشهایی برای مستندسازی و حفاظت از تجارب و دانش افراد سازمان.
6. یادگیری جذب و بومیسازی دانش فناوری مبتنی بر انجام، استفاده و تعامل.
📎 @Business_Knowledge
1. شناسایی فناوری که در آن فهرستی از فناوریهای موجود یا مورد نیاز بررسی و شناسایی میشوند.
2. انتخاب تکنولوژی که در آن یک سازمان با توجه به اهداف استراتژیک و عملیاتی خود و نیز محدودیت های پیش رو دارد گزینه هایی را از میان فناوری های فهرست شده در مرحله قبل انتخاب می کند.
3. اکتساب فناوری که در آن فناوری های منتخب، کسب شده و جهت استفاده در اختیار سازمان قرار میگیرند.
4. بهرهبرداری از فناوری که در آن فناوری در تولید یا بهبود محصولات و خدمات جدید استفاده می شود و درنهایت منجر به افزایش خلق ثروت و رقابتپذیری مبتنی بر فناوری برای سازمان خواهد شد.
5. حفاظت دربرگیرنده دو رویکرد است، اول حفاظت از اسرار و مزیتهای رقابتی سازمان که در فناوری نهفته میباشد و جلوگیری از انتقال ناخواسته فناوری به فضای بیرونی رقابتی؛ دوم تعبیه روشهایی برای مستندسازی و حفاظت از تجارب و دانش افراد سازمان.
6. یادگیری جذب و بومیسازی دانش فناوری مبتنی بر انجام، استفاده و تعامل.
📎 @Business_Knowledge
📌فردی که 5 سال بعد به آن تبدیل میشوید، بستگی زیادی به چیزهایی دارد که امروز یاد میگیرید...
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋 داستان؛ مشکل فروش...
📌در یک جلسه ی فروش ، مدیر فروش بابت میزان فروش بسیار کم کارمندان به آنان پرخاش کرد و گفت: تا دلتان بخواهد بازدهی کم داشتیم و عذر و بهانه فراوان ، اگر نمی توانید از پس کارتان بربیایید گمان میکنم کسان دیگری باشند که منتظر فرصت هستند تا محصولات ارزشمندی را که شما افتخار ارائه شان را داشته اید بفروشند.
سپس رو به بازیکن حرفه ای فوتبال بازشسته ای که به تازگی استخدام شده بود کرد و گفت : اگر یک تیم فوتبال ببازد چه میشود؟ بازیکن ها را عوض میکنند، نه؟؟؟
سنگینی سوال باعث چند ثانیه سکوت شد؛ سپس بازیکن سابق فوتبال گفت: راستش جناب ، اگر کل تیم مشکل داشته باشند معمولا مربی جدید میگیریم !!!
📎 @Business_Knowledge
📌در یک جلسه ی فروش ، مدیر فروش بابت میزان فروش بسیار کم کارمندان به آنان پرخاش کرد و گفت: تا دلتان بخواهد بازدهی کم داشتیم و عذر و بهانه فراوان ، اگر نمی توانید از پس کارتان بربیایید گمان میکنم کسان دیگری باشند که منتظر فرصت هستند تا محصولات ارزشمندی را که شما افتخار ارائه شان را داشته اید بفروشند.
سپس رو به بازیکن حرفه ای فوتبال بازشسته ای که به تازگی استخدام شده بود کرد و گفت : اگر یک تیم فوتبال ببازد چه میشود؟ بازیکن ها را عوض میکنند، نه؟؟؟
سنگینی سوال باعث چند ثانیه سکوت شد؛ سپس بازیکن سابق فوتبال گفت: راستش جناب ، اگر کل تیم مشکل داشته باشند معمولا مربی جدید میگیریم !!!
📎 @Business_Knowledge
🖋🖋در شرکتی کار کنید که آن را باور دارید
📌اگر مجبور باشید بین جنگیدن در یک نبرد منتهی به شکست برای ژنرال های محکوم به شکست و یا پیدا کردن ارتشی دیگر، یکی را انتخاب کنید، بهتر است ارتشی دیگر را برگزینید
📎 @Business_Knowledge
📌اگر مجبور باشید بین جنگیدن در یک نبرد منتهی به شکست برای ژنرال های محکوم به شکست و یا پیدا کردن ارتشی دیگر، یکی را انتخاب کنید، بهتر است ارتشی دیگر را برگزینید
📎 @Business_Knowledge