Forwarded from بیزینس نالج (Mehdi Salari)
📌آدمایی که دنبال هیچ شانسی نمیرن و تلاشی نمیکنن، مجبورن از ته مونده های باقی مونده از انتخاب دیگران انتخاب کنن!
📎 @Business_Knowledge
📎 @Business_Knowledge
📌علی بابا، یک کمپانی چینی است که شامل یک سری کسب و کار میباشد که مهمترین آن، فروشگاه آنلاین است.
🔗لینک "همه چیز درباره علی بابا"؛
https://goo.gl/GH7YLR
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
🔗لینک "همه چیز درباره علی بابا"؛
https://goo.gl/GH7YLR
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌شرکت های بزرگ، کارکنان ماهر را استخدام نمیکنند تا بعد به آن ها انگیزه دهند.
آنها افراد با انگیزه را استخدام کرده و سپس الهام بخش آنها می شوند.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
آنها افراد با انگیزه را استخدام کرده و سپس الهام بخش آنها می شوند.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
Forwarded from بیزینس نالج (Mehdi Salari)
🖋🖋 تعریف بازاریابی با بیان طنز...
📌در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود :
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
📍شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
📎 @Business_Knowledge
📌در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود :
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
📍شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
📍شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
📎 @Business_Knowledge
📌بعضي درها را همين امروز ببنديد، البته نه از روي غرور، عجز و يا تكبر، بلكه به اين دليل ساده كه آن ها راه به جايي ندارند.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌هرگز رنگینکمان خوشبختی را پیدا نخواهید کرد اگر همیشه پایین را نگاه کنید.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌کوهنورد که باشی، منتظر نمی مانی که خورشید طلوع کند تا برخیزی بلکه بر میخیزی تا خورشید هم به احترام تو طلوع کند.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌انسان شاید یک ایده عالی داشته باشد که تاثیری بزرگ در زندگیاش داشته باشد اما اگر به آن باور نداشته باشد، این ایده به واقعیت نزدیک نخواهد شد.
👤زاكربرگ
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
👤زاكربرگ
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌براى #آزادى لازم نيست آسمان و زمين را بخريد، تنها خودتان را نفروشيد...
👤نلسون ماندلا
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
👤نلسون ماندلا
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌کت های دو دکمه بخرید زیرا این نوع کت ها شما را لاغرتر نشان می دهد و پیراهن و کراواتتان هم بهتر به نظر میرسد.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
🖋️🖋️#مذاکره به روش چرچیل...
📌چرچیل در کتاب خود مینویسد:
"زمانی که پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه های قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند.
وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم، پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم، واقعا که مایه شرم است که از سه پسر بچه پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهرا اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!
وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بربیایم و آنها را تنها گیر می آورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند.
ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم؛ هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند.
من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.
پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب میبردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمیکرد با من بحث کند.
روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند."
✅ دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر.
📎مدیریت دانش کسب و کار
https://telegram.me/joinchat/BaSmFj4WXE4t2glGpk0qgQ
📌چرچیل در کتاب خود مینویسد:
"زمانی که پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه های قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند.
وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم، پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم، واقعا که مایه شرم است که از سه پسر بچه پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهرا اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!
وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بربیایم و آنها را تنها گیر می آورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند.
ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم؛ هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند.
من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.
پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب میبردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمیکرد با من بحث کند.
روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند."
✅ دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر.
📎مدیریت دانش کسب و کار
https://telegram.me/joinchat/BaSmFj4WXE4t2glGpk0qgQ
📌یکی از دلایل تاخیر شروع کارها توسط ما این است که میخواهیم آن کارها را به شکل عالی شروع کنیم.
باید بدانیم این کار نشدنی است. شروع کن تا کم کم تبدیل به عالی شوی.
📎 @Business_Knowledge
باید بدانیم این کار نشدنی است. شروع کن تا کم کم تبدیل به عالی شوی.
📎 @Business_Knowledge
Forwarded from بیزینس نالج (Mehdi Salari)
📌اگر شما هوای مشتریانتون رو نداشته باشید...
رقبایتان این کار رو خواهند کرد....
انتخاب باشماست
📎 @Business_Knowledge
رقبایتان این کار رو خواهند کرد....
انتخاب باشماست
📎 @Business_Knowledge
📌همه نابغه اند، اما اگر ماهى را براساس توانايى در بالا رفتن از درخت مورد سنجش قراردهیم، تمام عمر را با باور بى استعدادی سپرى خواهد كرد.
📎 مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎 مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌یک شركت ژاپنی با محاسبه ١٥ دقيقه هایی كه كارمندانش برای سيگار و استراحت وقت میگذارند، كارمندان غير سيگاری اش را به ٦ روز مرخصي اضافه ميیفرستد.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
total_89_web.pdf
7.2 MB
📌 هفته نامه "#شنبه" شماره ۸۹
هفته نامه تخصصی #استارتاپها
📎 مدیریت دانش کسب و کار @Business_Knowledge
هفته نامه تخصصی #استارتاپها
📎 مدیریت دانش کسب و کار @Business_Knowledge
Forwarded from بیزینس نالج (Mehdi Salari)
🖋🖋به جای تخفیف، اشانتیون بدهید.
📌دادن هدیه به جای تخفیف مزایای زیر را دارد:
📍تخفیف در ذهن مشتری ممکن است جنبه منفی ایجاد کند ( او پیش خود بگوید این فروشنده سود زیادی روی محصولات خود می کشد) اما هدیه جنبه مثبت دارد.
📍تخفیف از یاد مشتری می رود اما هدیه در ذهن او ماندگار است و حس خوبی ایجاد می کند.
📍با دادن هدیه به جای تخفیف به نوعی می توان گفت محصولی که هدیه داده می شود را به فروش رسانده اید.
📚مثال:
یک فروشنده لوازم آرایشی یکسری لاک هایی که تاریخ انقضا آن ها نزدیک است به مشتریانی که بر روی گرفتن تخفیف پافشاری می کنند می دهد.
او با این کار ،به نوعی همان لاک ها را فروخته است و از موجودی راکد مغازه خود کاسته است.
📎 @Business_Knowledge
📌دادن هدیه به جای تخفیف مزایای زیر را دارد:
📍تخفیف در ذهن مشتری ممکن است جنبه منفی ایجاد کند ( او پیش خود بگوید این فروشنده سود زیادی روی محصولات خود می کشد) اما هدیه جنبه مثبت دارد.
📍تخفیف از یاد مشتری می رود اما هدیه در ذهن او ماندگار است و حس خوبی ایجاد می کند.
📍با دادن هدیه به جای تخفیف به نوعی می توان گفت محصولی که هدیه داده می شود را به فروش رسانده اید.
📚مثال:
یک فروشنده لوازم آرایشی یکسری لاک هایی که تاریخ انقضا آن ها نزدیک است به مشتریانی که بر روی گرفتن تخفیف پافشاری می کنند می دهد.
او با این کار ،به نوعی همان لاک ها را فروخته است و از موجودی راکد مغازه خود کاسته است.
📎 @Business_Knowledge
📌اگر برای چیزی که میخوای نمیجنگی، پس حق نداری برای چیزی که از دست دادی گریه کنی.
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
📌شما یک درخت بزرگ را با یک ضربه تبر نمیتوانید قطع کنید. آنقدربه آن ضربه میزنید که یکباره میبینید توانستید!
رسیدن به موفقیت نیز اینگونه است؛ قدم به قدم!
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
رسیدن به موفقیت نیز اینگونه است؛ قدم به قدم!
📎مدیریت دانش کسب و کار
@Business_Knowledge
Forwarded from بیزینس نالج (Mehdi Salari)
🖋🖋در زندگی فقط پلو خالی نخورید...
📌دوستی پلوی غذایش را خالی میخورد و گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار و همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد و گوشت و مرغش می ماند گوشۀ بشقابش!
نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش!!
📚 زندگی همینگونه است. همۀ خوشیها را حواله می کنیم برای روزی که مشکلی نباشد. روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالیِ زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغِ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشۀ بشقاب، دیگر نه حالی هست، نه میل و حوصله ای.
📎 @Business_Knowledge
📌دوستی پلوی غذایش را خالی میخورد و گوشت و مرغش را میگذاشت آخر کار و همیشه هم پلو را که میخورد سیر میشد و گوشت و مرغش می ماند گوشۀ بشقابش!
نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش!!
📚 زندگی همینگونه است. همۀ خوشیها را حواله می کنیم برای روزی که مشکلی نباشد. روزی به خودمان می آییم میبینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالیِ زندگیمان بوده ایم و گوشت و مرغِ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشۀ بشقاب، دیگر نه حالی هست، نه میل و حوصله ای.
📎 @Business_Knowledge
📌سبدهای نارنجی برای آنهايي است که از فروشنده فروشگاه سوال دارند که کمکشون کند.
سبدهای دیگر برای کسانی است که خودشان میدانند چه میخواهند و دوست ندارند فروشنده بیاید بالاي سرشان.
📎 @Business_Knowledge
سبدهای دیگر برای کسانی است که خودشان میدانند چه میخواهند و دوست ندارند فروشنده بیاید بالاي سرشان.
📎 @Business_Knowledge