بومرنگ
2.35K subscribers
380 photos
30 videos
12 files
572 links
موسسه اندیشه اجتماعی: اقتصاد، فلسفه و مدیریت

www.boomrang.org

برای به اشتراک گذاشتن مطالب خودتان در وب سایت و کانال بومرنگ، به یکی از روش های زیر با ما تماس بگیرید:
Email: [email protected]
Telegram: @ArashAzadi82
Download Telegram
✔️@BoomrangInstitute

🔴 فرازی از کتاب «کالبدشکافی جهان پیشامدرن»

نویسنده پاتریشیا کرون
🌀 مترجم مسعود جعفری


کمبود، صفت بارز جامعه ماقبل صنعتی بود. در مقابل، صنعتی شدن تا بدان حد با ثروت پیوند دارد که افزایش درآمد از ویژگی‌های اصلی این فرآیند به حساب آمده است. در مناطقی که انقلاب صنعتی روی داد، درآمد سرانه به گونه‌ای فزاینده در طول چند دهه افزایشی بی‌سابقه یافت و از حد و حدود اقتصادهای ماقبل صنعتی بسیار فراتر رفت.


#معرفی_کتاب
✔️@BoomrangInstitute

🔴 درباره «گفتگو کردن»

🎥 علی بندری
منبع: پادکست بی‌پلاس

چرا بحث‌های سیاسی و مذهبی خیلی وقت‌ها بی‌نتیجه هستن و حتی به دعوا و درگیری ختم می‌شن؟ تو این ویدئو درباره‌ی بهتر گفتگو کردن حرف زده شده، به کمک چیزهایی که از جاناتان هایت و کتاب ذهن درستکار یاد گرفتن.

اینجا ببینید👇

https://youtu.be/ImHBZ01VE50


#معرفی_کتاب
سیاست اقتصادی میزس - جلسه اول
نقی بیگ زاده و شهرام اتفاق
✔️@BoomrangInstitute

🔴 مرور کتاب «سیاست اقتصادی» - اثر لودویگ فون میزس

جلسه اول (۱):

🎤 به روایت نقی بیگ‌زاده و شهرام اتفاق

♦️با هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش


👈جلسه ۱ در آپارات
👈جلسه ۱ در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ


#سرمایه‌داری
#سوسیالیسم
#مداخله_گرایی
#تورم
#سرمایه‌گذاری_خارجی
#گروه‌های_فشار
🔴 نشانی پرونده‌های بومرنگ


🔰 پرونده ای برای «مصدق»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/452


🔰 پرونده ای برای «عدالت اجتماعی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/455


🔰 پرونده ای برای «هایک»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/459


🔰 پرونده ای برای «کارل منگر»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/458


🔰 پرونده ای برای «طباطبایی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/457


🔰 پرونده ای برای «خصوصی‌سازی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/460


🔰 پرونده ای برای «آزادسازی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/461


🔰 پرونده ای برای «معرفت‌شناسی و روش‌شناسی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/462


🔰 پرونده ای برای«سوسیالیسم و مارکسیسم»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/468


🔰 پرونده ای برای «لیبرالیسم»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/469


🔰 پرونده ای برای «روشنفکری دینی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/470


🔰 پرونده ای برای «حوزه انرژی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/464


🔰 پرونده ای برای «تورم و نقدینگی»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/466


🔰 پرونده ای برای «همه‌گیری کووید ۱۹»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/467


🔰 پرونده ای برای «مبانی علم اقتصاد»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/473


🔰 پرونده ای برای «محیط زیست»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/471


🔰 پرونده ای برای «هانا آرنت»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/472


🔰 پرونده ای برای «تجارت آزاد»
https://t.iss.one/BoomrangInstitute/474


🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute


#جستجوی_محتوا
💎 هگل: «سوسیالیسم برازنده مردمان شرقی است که آزادی را نمی‌شناسند»


یکی از جمله‌های معروف هگل درباره سوسیالیسم این است: «سوسیالیسم برازنده مردمان شرقی است که آزادی را نمی شناسند».

هگل مثل جان لاک و دیگران از همان آغاز، از بیخ و بن، مالکیت را اصل می‌داند و آن را نتیجه و حاصل کار فرد و تجلی شخصیت فرد می‌شناسد و می‌گوید؛ اگر کار فرد وجود نداشته باشد، شخصیت آن فرد وجود ندارد.

او ضمن پذیرش مالکیت به عنوان اصل دوران جدید می‌گوید ؛ در دوران جدید نمی‌شود سوسیالیسم درست کرد.

سوسیالیسم به معنایی که در زمان هگل فهمیده می‌شد و نیز مفهوم جدید سوسیالیسم به معنایی که در سی سال بعد از آن به‌تدریج از سوی مارکس و انگلس به این‌طرف مطرح شد. این سوسیالیسم را نمی‌شود درست کرد.

هگل قبلا، پیش از مارکس و انگلس گفته بود که این سوسیالیسم شدنی نیست. اگر شما مالکیت را حذف کنید حذفِ مالکیت حذفِ بسیاری از نهادهای مدنی دیگری است و این حذف‌ها ما را به سوسیالیسمی می‌برد که آن سوسیالیسم هم تعطیلِ کاملِ آزادی است و هم درعین حال سیطره دولت در تمامی امور است.


💠 جواد طباطبایی . درس‌گفتارهای مفهوم دولت نزد هگل - جلسه هفتم


🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute
✔️@BoomrangInstitute

🔴 مکاتب اقتصادی و محیط زیست – بخش اول - قسمت اول - مکتب اقتصادی اتریش چگونه به محیط زیست می‏نگرد؟ هفته‌نامه تجارت فردا / شماره ۴۰۱ / ۲۱ فروردین ۱۴۰۰

شهرام اتفاق

... پر واضح است که با سه فهم متفاوت از «کالای عمومی» در نزد اندیشمندان اتریشی مواجه هستیم: میزس از منظر یک «مینارشیست»، «تأمین امنیت» را یگانه کالای عمومی قابل قبول دولت حداقلی باز می‎شناسد (۱۹۵۹)، روتبارد که از موضع یک «لیبرتارین»، جامعه را بی‏نیاز از هر نوع کالای عمومی و دولت می‎داند (۱۹۷۰) و هایک که در کسوت یک «لیبرال کلاسیک»، جوامع پیشرفته را نیازمند بهره‏مندی از کالاهای عمومی‎ای می‎داند که محصول دولتی ورای دولت حداقلی هستند (۱۹۷۹).

سخنرانی‎های میزس درباره دولت حداقلی مربوط به سال ۱۹۵۹ است. او در ۱۹۶۹ و سن ۸۸ سالگی، به تدریس در دانشگاه خاتمه می‏دهد. یکی از مهمترین آثار روتبارد با نام «قدرت و بازار» درباره بی‎دولتی در ۱۹۷۰ منتشر می‏شود و رابرت نوزیک در کتاب مشهور خود با نام «بی‏دولتی، دولت و آرمان‎شهر» در ۱۹۷۴، از یک سو به انتقاد از ایده‎ی بی‎دولتی روتبارد برمی‎خیزد و از سویی دیگر، در دفاع از الگوی دولت حداقلی اقامه دلیل می‎کند.

نخستین گردهمایی بین‎المللی محیط زیست به میزبانی سوئد، دو سال پس از انتشار کتاب روتبارد و دو سال پیش از انتشار کتاب نوزیک، در سال ۱۹۷۲ برگزار شد. چهار سال پس از درگذشت میزس در سال ۱۹۸۵ نخستین کنفرانس بین‎المللی مربوط به حفاظت از «لایه اوزون» در وین تشکیل شد ... شاید به همین دلیل است که هایک در سال ۱۹۷۹، بی‎آن‎که اشاره‎ای به دعاوی هم‎مکتبی‎های خود – میزس و روتبارد - داشته باشد، می‎کوشد تا معایب الگوی دولت حداقلی نوزیک را آشکار سازد و از «آثار خارجی»، آلودگی آب و هوا، و همچنین تولید برخی کالاهای عمومی توسط دولت سخن ‏بگوید.


#محیط_زیست
#مکاتب_اقتصادی


🔻
✔️@BoomrangInstitute

🔴 مکاتب اقتصادی و محیط زیست – بخش اول – قسمت دوم / رویکرد مکتب اقتصادی اتریش به محیط زیست چگونه است؟ هفته‌نامه تجارت فردا / شماره ۴۰۲ / ۲۸ فروردین ۱۴۰۰

شهرام اتفاق

... به بیان سالرنو، برخی از منتقدان میزس، او را «فرزند دوران روشنگری که به اشتباه در قرن بیستم ظهور یافته است» نامیده‎اند. ... طرح این مطالب به این دلیل است که برخی تحلیل‎گران، هایک را تکمیل کننده اندیشه کانت و دعاوی میزس را مداومت در اندیشه دکارت می‏دانند.

روتبارد به مفاهیمی نظیر «دست نامرئی بازار» یا «نظم خودجوش» یا «نظم خودتنظیم‎گر» باور ندارد و به پیروی از میزس، از حاکمیت «نظم عقلانی» بر اجتماع سخن می‏گوید و بر این رأی است که همه کنش‎های انسان‎ها هدفی دارند و بهتر است همه آن‎چه - در تئوری نظم‎خودجوش - غیرعمدی فرض می‏شود، عمدی شناخته شود. با این‎وجود، حتا آرای میزس و روتبارد نیز به رغم مشترکات زیاد، ناهم‎خوانی‎های زیادی با هم دارند و معرف پاره‏هایی از یک نظریه منسجم نیستند ...

میزس بر این باور است که در شرایط بحرانی، دولت اختیار دارد که از طریق «خدمت سربازی اجباری» به سلب آزادی افراد اقدام کند و به قول دیوید گوردون، «میزس معتقد است که ما با جنگیدن برای آتش‎سوزی و خانه، چیزی را از دست نمی‏دهیم، زیرا اگر جامعه ما نابود شود، ما نیز با ویرانی روبرو خواهیم شد. در این شرایط، دولت با مجبور کردن ما به خدمت سربازی، موقعیت ما را بدتر نمی‎کند». در این‎صورت اگر اثبات شود که «حیات نوع بشر» بر روی سیاره زمین در خطر است، می‎توان از همان «اصل میزسی» استفاده کرد و محدوده اقدام «دولت حداقلی» را تغییر داد.

در دستگاه نظری روتبارد، فزونی یافتن قطع درختان، معادل تولید الوار افزون‎تر در لحظه اکنون پنداشته می‏شود که می‎تواند موجبات رفاه جامعه را فراهم سازد. او حتا اجبار به جایگزینی درختان بریده شده را، وقفه‎ای در مسیر تحقق این رفاه اقتصادی تلقی می‎کند و معترض آن می‏شود. در حقیقت نقد حامیان حفاظت از منابع تجدیدپذیر از سوی روتبارد، برخاسته از انگاره سنتی او از محیط زیست است.

در دعاوی محیط زیستی نسل اول، جنگل و درختان آن، یک عنصر منفک از مجموعه‎ عناصر مطرح در مسائل محیط زیستی به‌شمار می‏رفتند. دعاوی نسل دوم، محیط زیست را مشتمل بر مجموعه عوامل به هم مرتبطی قلمداد می‎کرد که تحلیل آن، مستلزم برخورداری از نگاهی یکپارچه (integrated) و جامع به این زیرمجموعه‎هاست. دعاوی نسل سوم، مبتنی بر فهمی کاملاً متفاوت است که در تعابیری نظیر همبست (nexus) انرژی، آب، غذا و محیط زیست تبلور می‏یابد. از این منظر، جنگل بخشی تفکیک‎ناپذیر از یک کل واحد - و به طور ذاتی به هم پیوسته - در طبیعت است و برخلاف تصور روتبارد، قطع درختان، تنها به منزله کاهش مقدار الوار روی سیاره زمین نیست. بلکه به معنای نابود ساختن کارکردهای آن جنگل در سطوح چهارگانه تنوع زیستی (Biodiversity) است که در نهایت به نابودی امکان حیات انسان منتهی خواهد شد.

ایده‎های لیبرتارین‎هایی مانند مک‎گی و بلاک نیز استوار بر فهمی سنتی از محیط زیست است. چرا که آن‎ها نیز اجزای تشکیل دهنده مفهوم محیط زیست را پدیده‎هایی مستقل از هم‎دیگر می‏پندارند ...


#محیط_زیست
#مکاتب_اقتصادی


🔻
کودکانه های صمد بهرنگی.pdf
856.5 KB
✔️@BoomrangInstitute

🔴 کودکانه‌های صمد بهرنگی - نقد آثار صمد بهرنگی

سيدجواد طباطبايي
نگين نوريان دهكردی


در اين مقاله تلاش بـر آن است تا با پرتو افكندن بـر دو اثـر «مـاهی سـياه كوچولـو» و «۲۴ سـاعت در خواب و بيداري» به قلم بهرنگی، از برخی از پيام‌های سياسی كه داستان‌هـای كودكانه او در پی انتقال آن‌هاست رمزگشايي شود.

بهرنگی در ايـن دو داسـتان كودكانه، و در هريك به شيوه‌ای متفاوت، در تقابـل بـا تصويری از جامعـه مدرن، غرب‌گـرا و سـرمایه‌داری كـه رژيـم پهلـوي در پی تبليغ آن اسـت، تصويری از فضايی سياه و مصيبت‌زده را از ايران به نمـايش می‌گذارد و در تلاش است تا آرمان‌های سوسياليستی، عـدالت‌خواهانـه، انقلابـی و راديكال خود را بازتاب دهد.

براي رمزگشايي از برخي از اين پيام‌ها، ايـن دو داسـتان كوتاه بهرنگی، با روش نشانه‌شناسانه يا سميولوژيك مورد بازخوانی و تفسـير قرار گرفته‌اند. با به‌كارگيری تكنيك‌های نشانه‌شناسی از قبيل توجه به سـاختار روايي اثر، گزينش‌های نگارنده در انتخاب سبك و عناوين و واژگان خاص، و قطب‌بندی‌های موجود در متن، که در پشت پرده واژگان ايـن مـتن‌ها پنهان شده، آشكار شود.


#نقد_کتاب
✔️@BoomrangInstitute

🔴 تحلیل جلد اول «کتاب قانون، قانونگذاری و آزادی» - اثر فردریش فون هایک

جلسه هیجدهم از سلسله نشست‌های گفت‌وگوهای علوم انسانی


🎤ارائه دهنده: محمد ایمانی


اینجا دنبال کنید 👇
https://is.gd/fR4kmg


#هایک
#لیبرالیسم_کلاسیک
سیاست اقتصادی میزس - جلسه دوم
نقی بیگ زاده و شهرام اتفاق
🔴 مرور کتاب «سیاست اقتصادی» - اثر لودویگ فون میزس

جلسه دوم (۲):

🎤 به روایت نقی بیگ‌زاده و شهرام اتفاق

♦️با هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش


👈جلسه ۲ در آپارات
👈جلسه ۲ در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ


#سرمایه‌داری
#سوسیالیسم
#مداخله_گرایی
#تورم
#سرمایه‌گذاری_خارجی
#گروه‌های_فشار
✔️@BoomrangInstitute
🔸به یاد جان ویلیامسون، خالق مفهوم اجماع واشنگتن
✍🏻فرزین رحیمی زنوز

روز یکشنبه، ۲۲ فروردین، جان ویلیامسون (۲۰۲۱-۱۹۳۷)، اقتصاددان شهیر موسسه پترسون چشم از جهان فرو بست. همگان ویلیامسون را به‌واسطه اصطلاح «اجماع واشنگتن» در مقاله‌ای به سال ۱۹۹۰ می‌شناسند. این مقاله، که وی آن را متواضعانه صرفاً حاصل جمع‌بندی آرای موسسات اقتصادی واشنگتن، و همچنین نظریات اقتصاددانان برجسته آمریکای لاتین پیرامون اصلاح این کشورها در دهه هشتاد میلادی معرفی کرد، عملاً به نقشه راهی تبدیل شد تا عموم کشورهای در حال توسعه، از سردرگمی توصیه‌های مکاتب مختلف اقتصادی در بحبوحه فروپاشی بلوک شرق رهایی یافته و راهکاری مناسب جهت رشد اقتصادی خود بیابند. آنچه که این اندیشمند فقید لیبرال بر آن صحه گذاشت مشتمل بر ده اصل کلی در راستای بهسازی دولت‌ها، از طریق التزام به اصلاحات بازار بنیانی بود که به اختصار عبارتند از: ...

👈 ادامه این نوشته را در سایت بومرنگ مطالعه نمائید.
🎧 این نوشته همراه با روخوانی نویسنده منتشر شده است که می توانید آن را از سایت بومرنگ بشنوید

#اجماع_واشنگتن #نئولیبرالیسم #ویلیامسون
✔️@BoomrangInstitute


🔴 بریده‌هایی از کتاب «سرانجام انسان طراز نوین»

سوتلانا الکسیویچ
🌀 ترجمه مهشید معیری و موسی غنی‌نژاد

... رفیق ارتشبد، این فکر که شما در جنگ اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان مدال قهرمانان شوروی را گرفته‌اید چه احساسی در شما ایجاد می‌کند؟ آکادمیسین ساخاروف رقمی اعلام کرده است؛ تلفات مردم افغانستان بالغ بر یک میلیون نفر می‌شود ...

رفیق ارتشبد: تصور می‌کنید که از دریافت ستاره قهرمانی خوشحالم؟ من اوامر را اجرا کردم.، تنها چیزی که آنجا بود خون بود و خاکریز. من بارها اعلام کرده‌ام که بلندپایگان ارتش مخالف این جنگ بودند، ما به خوبی آگاه بودیم که خود را درگیر عملیات جنگی در شرایطی دشوار و ناشناخته می‌کنیم. ما نگران بودیم که دنیای اسلام علیه ما طغیان کند. که در اروپا به شهرت خود آسیب بزنیم ... ما در مبارزه‌ای که برای خلق قهرمان افغان می‌کردیم شکست خوردیم ...


مصاحبه برای اخبار تلویزیون، ۱۹۹۰


#شوروی
#سوسیالیسم
#معرفی_کتاب
✔️@BoomrangInstitute

🔴 «مورخی که تصوری از تاریخ ایران ندارد!» - ملیت‌سازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاست‌نامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴

سید جواد طباطبایی

📋برابر نظریۀ نئومارکسیستی نویسنده ایران بین دو انقلاب، مَقسَمِ اقوام ایرانی در مورد ایرانیان قومی و در مورد ترک‌زبانانان زبان است. بخش مهم ترک‌زبانان ایران، یعنی همۀ اهالی آذربایجان، به لحاظ قومی به قول نویسنده‌ـ مترجمان «فارس» هستند و نمی‌توان آن‌ها به لحاظ قومی ترک خواند. در همین گروه ترک‌زبانان به «سایرین‌ـ قاجار» نیز برمی‌خوریم که معلوم نیست این سایرین چه کسانی هستند و چند در صد از این قاجاران به زبان قجری سخن می‌گویند؟ در میان گروه دیگر، غیر مسلمانان، باورمندان دیگر دین‌ها هم وجود دارند که در این مورد ضابطۀ تقسیم توأمان دین و تبار است و زرتشتیان در این گروه قرار داده شده‌اند. آیا منظور این است که زرتشتیان «فارس»، کهن‌ترین ایرانیان نیستند؟ چنین است یهودیان ایران که از کهن‌ترین ساکنان ایران و حتیٰ به طور عمده فارسی‌زبان‌اند.

بخشی از این سرـ درـ گمی نویسنده‌ای که تاریخ ایران می‌نویسد، اما تصوری از ایران ندارد، یعنی حتیٰ نئومارکسیست خوبی هم نیست، از منابع تبلیغی حزب کمونیست شوروی ناشی می‌شود که اهداف دیگری را دنبال می‌کردند و آبراهامیان، به عنوان فعال سیاسی، در دام آن تبلیغ افتاده است.

آبراهامیان در توضیح همین ساختار قومی ایران می‌نویسد : «از آن‌جا که در آمار سال‌های 1335، 1345 و 1355 ... ترکیب قومی جمعیت ایران مشخص نیست، ارقام سال 1335 برآورده‌های مبهمی است که عمدتاً از طریق تخمین‌ها و برآوردهای تقریبی موجود در منابع زیر به دست آمده است.» «منابع زیر» همان‌هایی هستند که نویسندگان روس‌ـ توده‌ای و دستگاه‌های اطلاعاتی‌ـ دیپلماتیکی انگلیس و امریکا برای نیازهای سیاست خارجی خود تهیه کرده بودند. ابهام «ترکیب قومی جمعیت» ایران نیز به این دلیل بود که آمارگیری ایرانی از ضابطه‌های منابع اطلاعاتی «شرق و غرب» پیروی نمی‌کرد.

اگر آبراهامیان تاریخ مارکسیستی‌ـ طبقاتی ایران را می‌نوشت، و سخنگوی سیاست «روس بزرگ» ــ به تعبیر لنین در خطاب به استالین به عنوان عامل همین روس بزرگ ــ نمی‌بود که نمی‌توانست ملّت ایران را به هفتاد و دو فرقه تقسیم کند. گروه کوچک قومی یا مذهبی بیات، جمشیدی‌ها، آسوری‌ها و ... را در کجای نظر مارکس می‌توان جا داد؛ این گروه‌ها چند ده هزار نفری یا کارگر بودند یا ارباب و زمین‌دار!


🔸 ملیت‌سازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاست‌نامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴

منبع: كانال اختصاص نشر آثار و آراء جواد طباطبایی
سیاست اقتصادی میزس - جلسه سوم
نقی بیگ‌ زاده و شهرام اتفاق
🔴 مرور کتاب «سیاست اقتصادی» - اثر لودویگ فون میزس

جلسه سوم (۳):

🎤 به روایت نقی بیگ‌زاده و شهرام اتفاق

♦️با هماهنگی فریدون پرهام و ناصر نوتاش


👈جلسه ۳ در آپارات
👈جلسه ۳ در یوتیوب
👈همه جلسات در بومرنگ


#فریدمن
#نوزیک
#هایک
#روتبارد
#میزس
#مینارشیسم
#لیبرالیسم_کلاسیک
#لیبرتارینیسم
✔️@BoomrangInstitute

🔴 معرفی کتاب «سیاست اقتصادی»

لودویگ فون میزس
🌀 برگردان محمود صدری

این گفته که اداره برخی نهادها و بنگاه‌ها در دست دولت است، قطعا حرف درستی است. اما چنین واقعیتی موجب تغییر ماهیت نظام اقتصادی ما آمریکایی‌ها نمی‌شود. حتی دلالت بر آن هم ندارد که اندکی سوسیالیسم وارد اقتصاد بازار آزاد غیرسوسیالیستی شده است. زیرا در اینجا دولت، این بنگاه‌ها را در وضعی اداره می‌کند که خودش تابعی از برتری بازار است.


#سرمایه‌داری
#سوسیالیسم
#معرفی_کتاب
✔️@BoomrangInstitute


🔴 مکاتب اقتصادی و محیط زیست – بخش دوم: رویکرد مارکسیسم به محیط زیست - قسمت اول - هفته‌نامه تجارت فردا / ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - شماره ۴۰۳

شهرام اتفاق

..دیــوید شـوایکارت از موضع یک طرفدار سوسیالیسم بازار در ۱۹۹۸ نوشته بود: «سوسیالیسم بازار تنها شکل سوسیالیسم است که در مرحله کنونی تکامل انسانی، هم ماندنی و هم خواستنی است. اشکال غیربازاری سوسیالیسم یا به لحاظ اقتصادی بی‎دوام هستند و یا به خاطر فرمایشی بودن، نامطلوب و یا غالباً هردوی این ویژگی‎ها را یک‎جا دارند ... یک اقتصاد مبتنی بر سوسیالیسم بازار، مالکیت خصوصی بر وسائل تولید را حذف یا به مقدار زیاد محدود می‎کند و به جای آن برخی اشکال مالکیت دولتی با کارگری را می‎نشاند ... طرفداران سوسیالیسم بر چند نکته توافق دارند: (۱) بازار نبایستی با سرمایه‎داری یکسان انگاشته شود. (۲) برنامه‎ریزی مرکزی به عنوان یک سازوکار اقتصادی، عمیقاً خدشه‎دار شده است. (۳) هیچ بدیل سوسیالیستی مطلوب و بادوامی برای سوسیالیسم بازار وجود ندارد، یعنی این‎که بازار، سازوکاری ضروری – هرچند ناقص – برای سازمان‎دهی یک اقتصاد ماندگار تحت شرایط کمیابی، به‎شمار می‏رود. (۴) برخی اشکال سوسیالیسم بازار به لحاظ اقتصادی ماندگار بوده و به مراتب بر سرمایه‎داری ترجیح دارند.» هرچند که با همه این اوصاف، شوایکارت درباره چین معترف است که: «در این کشور، اعدام، نقضِ حقوق بشر، فقدان دمکراسی، استثمار کارگران، زن‎ستیزی، تنزل شرایط زیست‎محیطی و فسادِ سیاسی وجود دارد.»

اما نائومی کلاین، با ادبیات بُرنده‎تری، تأکید می‏کند که چین، هم در ایام حکمرانی مائو کارنامه‎ بسیار سیاهی در عرصه‎ی محیط زیست داشته است و هم در دوران معاصر.

... متفکران مکتب فرانکفورت نظیر هربرت مارکوزه ، تئودور آدورنو، ماکس هورکهایمر و یورگن هابرماس نیز وجوهی از اندیشه گرامشی را ارج نهادند و به عنوان ملات و مواداولیه لازم برای بسط عقایدشان به خدمت گرفتند و این‎چنین بود که «مارکسیسم فرهنگی» متولد شد و تشخص یافت. بدین‎سان، افشای ارزش‎های نامطلوب تحت سلطه بورژوازی و کوشش برای تغییر فرهنگ اجتماعی، در کانون توجه مارکسیسم فرهنگی قرار گرفت. فمینیسم، نژادپرستی و محیط زیست از جمله سرفصل‎های مورد علاقه در این حوزه است و مثلاً پدیده‎هایی مانند «تبلیغات» و «مصرف‎گرایی» در نظام سرمایه‎داری، از جمله دلایل افزایش تخریب محیط زیست شناخته می‏شوند.

مثلاً هورکهایمر و آدورنو دراین‎باره نوشته‎اند: «وحدت بی‎رحم و خشن فرهنگ‎سازی گواهی بر وحدتی است که عرصه سیاست و فرهنگ در حال ظهور است ... ماهیت شاکله‎ساز این روش زمانی آشکار می‎شود که درمی‎یابیم همه محصولاتی که به‎صورت مکانیکی از هم تفکیک شده‎اند، سر آخر یک‎سان و همانند از کار درمی‏آیند. این نکته که تفاوت انواع محصولات کارخانه کرایسلر با فرآورده‎های جنرال‎موتورز اساساً امری موهوم است، برای هر کودکی ... بدیهی است».

هابرماس نیز از منظر متأخرترین نظریه‎پرداز این گروه، کاپیتالیسم را مسؤل بهره‎کشی از طبیعت می‏داند که سبب شده است تا رابطه انسان با محیط زیست، ابزاری و منفعت‏طلبانه باشد.



🔻
✔️@BoomrangInstitute


🔴 مکاتب اقتصادی و محیط زیست – بخش دوم: رویکرد مارکسیسم به محیط زیست - قسمت دوم - هفته‌نامه تجارت فردا / ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ - شماره ۴۰۴

شهرام اتفاق

... به زعم مارکسیست‏های دولت‏گرا، این قدرت سیاسی است که از موضع یک عقل کل، وجاهت دارد تا به جای افراد، درباره‎ی نوع و مقدار مصرف ایشان و سایر منافع و مصالح آن‏ها تصمیم بگیرد و در نتیجه، کاهش مصرف‏گرایی از اتخاذ چنین رویکردی مراد می‏شود. اما منتقدان این دعاوی، گمان دارند که تنها مصرف‎کنندگان سزاوار تصمیم‎گیری درباره نوع و مقدار مصرف هستند و هر اقدام مشفقانه‎ای در این باره، باید مبتنی بر دگرگون کردن ترجیحات، مطالبات و ارزش‌گذاری‎های ذهنی افراد باشد ...

... تبلیغات سازوکار رایج در جامعه‎ای است که مصرف‎کنندگان در آن حق انتخاب دارند و لازم است تا درباره مصرف کالاها و خدمات مجاب شوند. در جامعه‎ای که مصرف‎کننده مجبور به مصرف کالا باشد، اقناع کردن مصرف‌کنندگان، غیرضروری می‏نماید. آن‎چنان‌که گورباچف در توصیف تجربه‏ی شوروی نوشته بود: «طبیعی است که تولیدکننده باید مصرف‏کننده را راضی کند، اما در کشور ما، مصرف‎کننده به‏طور کامل به رحم و شفقت تولیدکننده وابسته بود، و می‏بایست بدان‏چه تولیدکننده تمایل به عرضه‎ی آن می‏داشت، بسازد.» ...

... به زعم منتقدان، تابع مطلوبیت هر فرد، دربردارنده کالاهای مصرفی (A) به‌علاوه عناصری از محیط زیست (B) است. مثلاً: تابع مطلوبیت فرد = {A: محصولی به نام خودرو + B: آب و هوای پاک}. درصورتی‎که مدافعان «انقباض اقتصادی»، به‎گونه‎ای از این انقباض سخن می‏گویند که گویی تحقق آن، هیچ تأثیر نامطلوبی بر میزان رفاه و کیفیت زندگی افراد نخواهد گذاشت و تثبیت کیفیت زندگی به موازات این انقباض، قابل تحقق جلوه داده می‌شود ...

... مایکل آلبرت در زمره طرفداران «سوسیالیسم مشارکتی» یا «اقتصاد مشارکتی» است و آن را مبتنی بر چهار اصل می‎داند: (۱) دستمزد عادلانه، (۲) خودگردانی، (۳) کار متناسب با شأن انسانی و (4) تخصیص و توزیع به شیوه مشارکتی. یک تعاونی را در نظر بگیرید که همه کارکنان آن سهامداران آن هستند و تصمیم‎گیری درباره تمامی امور از جمله تولید، بازرگانی، فنی و مدیریتی، توسط اعضای تعاونی انجام می‏شود و برخلاف شرکت‎های سهامی که حق رأی افراد متناسب با میزان سهم‎شان است، هر فرد تنها یک حق رأی دارد. به نظر طرفداران سوسیالیسم مشارکتی، استقرار یک دمکراسی واقعی در گرو این شرط است که کلیه واحدهای تولیدی و خدماتی در جامعه، متشکل از چنین تعاونی‎هایی باشد. البته این تعاونی‏ها – به عنوان نمودی از مالکیت اجتماعی - قرار نیست تأسیس شوند، بلکه باید از طریق مصادره بنگاه‎های اقتصادی موجود به دست «جنبش مردمی» ایجاد شوند ...

روایت طرفدارن سوسیالیسم مشارکتی یا اکوسوسیالیست‎ها از دو منظر محل مناقشه است. نخست آن‎که اگر مالکیت سهام‎داران تعاونی‎ها در آن ساختارهای اقتصادی، از محل مصادره سهام مالکان پیشین به‎دست آمده باشد، پس مالکیت مصادره‎کنندگان نیز همواره در معرض خطر مصادره بعدی است. پرسش اینجاست که اگر در این مکتب اقتصادی، «مالکیت شخصی» در گذشته یک حق طبیعی محسوب نمی‎شده است، چه تضمینی برای محترم شمرده شدن آن در آینده وجود دارد؟ دوم این‎که چه تضمینی وجود دارد که منافع شخصی سهامداران تعاونی‎ها با هرآن‎چیزی که «خیر عمومی» خوانده می‎شود – از جمله محیط زیست - در تعارض نباشد؟ وانگهی اگر برابر داعیه متداول مکاتب سوسیالیست‏ها، پی‎جویی منافع شخصی، عامل تخریب محیط زیست یا منافع عمومی باشد، سهامداران تعاونی‎ها در یک نظام مبتنی برسوسیالیسم مشارکتی یا اکوسوسیالیسم نیز مشمول همین عارضه خواهند بود ...


🔻
✔️@BoomrangInstitute

🔴 «لنینیسم در ایران نمرده است»

🎤 سعید پیوندی و موسی غنی‌نژاد از میراث ولادیمیر لنین برای ایرانیان می‌گویند - هفته‌نامه تجارت فردا / ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ - شماره ۴۰۴

غنی‌نژاد: آنچه بعدها به انقلاب اکتبر معروف شد، به معنای واقعی کلمه «انقلاب» نبود. اتفاقاتی بود که در سال ۱۹۱۷ در روسیه افتاد، نتیجه جنگ اول جهانی بود که در سال ۱۹۱۴ آغاز شد. امپراطوری روسیه که درگیر این جنگ بود، شکستهای سنگینی را متحمل شد. در اوایل ۱۹۱۷ یعنی سه سال بعد از جنگ، اوضاع روسیه بسیار نابسامان شده بود. این وضعیت منجر به آن شد که در آن کشور یک خیزش مردمی اتفاق بیافتد. در اثر این خیزش، سیاستمدار لیبرال به نام کرنسکی قدرت را به دست گرفت. مدتی بعد لنین با تکیه بر قوای نظامی ناراضی، قدرت را تصاحب کرد ....

پیوندی: اگر فضای گفت‌و‌گو و نقد در جامعه [پیش از سال ۵۷] وجود داشت، شاید خیلی از برداشت‌های رادیکال دهه ۴۰ و ۵۰‌خورشیدی اصلاح می‌شد.‌ در اوایل قرن بیستم در بسیاری از کشورها مانند اسپانیا، فرانسه و ایتالیا، گرایش‌های مارکسیستی و لنینیستی وجود داشت. با این حال در این کشورها این فرصت فراهم شد که مسائل مطرح و نقد شود. فرصت شد بسیاری به شوروی بروند و سوسیالیسم واقعا موجود را از نزدیک ببینند ....


🔻
🍃 مجموعه گفتارهای شهرام اتفاق در نقد آرای متفکران اقتصاد سیاسی محیط زیست
👤 در گفتگوی #مجتبی_طباطبایی با #شهرام_اتفاق
به همت موسسه صدانت | دو جلسه تا کنون

🔅 یکی از شیوه‌‎های تفحص در باب مفاهیم و مقولات مربوط به «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، تتبع در آرای سخنوران و صاحب‌‏نظران این حوزه است. آرایی که هر چند ملهم از مکاتب معینی هستند، اما به رغم آن وجوه اشتراک و تعلقات خاطر، پاره‎‌هایی اضافه یا کم دارند. از این رو در این مجموعه کوشیده‌‏ایم تا در مواجهه با «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، به سراغ برخی از ایشان برویم و دنیا را از چشم آنان بنگریم و عیار دعاوی‎شان را به محک نقد منتقدان‎شان بیازماییم...

🌐 دریافت توضیحات، فیلم و صوت جلسات

🌾 @Sedanet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️@BoomrangInstitute 

🔴 بریده از فیلم سینمایی «نیمه پنهان» (بخش اول)

کارگردان فیلم: تهمینه میلانی
محصول ۱۳۷۹

رویدادهای تاریخی فیلم سینمایی «نیمه پنهان» در فضای پس از انقلاب ۵۷ رخ می‌دهد. در این سکانس کوتاه انتخاب شده از فیلم، دیالوگی میان دو شخصیت فیلم شکل می‌گیرد که شایسته توجه است. فرشته دانشجوی جوان و بی‌تجربه‌ای است که برای یک سازمان سیاسی فعالیت می‌کند و با خانم پهلوان در خصوص مبارزه و انقلاب در حال صحبت است. اما خانم پهلوان که سابقه فعالیت و مبارزه سیاسی پیش از انقلاب را در کارنامه خود دارد، توصیه‌های مهمی به فرشته می‌کند تا با دقت و هدفمند مطالعه کند و ...

هر چند که برخی از ادعاهای خانم پهلوان قابل دفاع نیست. از جمله در جایی به خطا می‌گوید که با تاریخ و تئوری سایر کشورها نمی‌توان برای کشور ما نسخه پیچید.


#کتاب
#مطالعه
✔️@BoomrangInstitute


🔴 تزریق امید به مثابه امری غیر اخلاقی

✍️ رضا ایرانمنش

عقلانیت امیدواری به عوامل زیادی بستگی دارد. عواملی مانند متعلَّق امید -چیزی که به آن امید می‌بندیم-؛ میزان امیدواری، شرایط، هدف و شخص امیدوار؛ احتمال به ثمر نشستن نتایج مثبت آن امیدواری و …. اساسا امید عقلانی، امید به نتیجه‌ی مثبتی است که علی‌رغم نداشتن یقین به وقوع آن، چنین اتفاقی را احتمال می‌دهیم. حال هرچه احتمال وقوع بیشتر باشد، آن امید عقلانی‌تر است.

در صورتی‌که امید، واهی باشد، ممکن است آسیب‌هایی به همراه آورد که در شرایطی حتی جبران آن آسیب‌ها هم ممکن نباشد. به عقیده من، شرط عقلانیتِ امید، آن نیست که فرد تنها و تنها، به خود یا توانایی‌های خود امید داشته باشد؛ و همچنین صِرفِ اینکه امید به کسی جز خودمان بسته‌ایم، نشانه‌ی واهی بودن امیدمان نیست. شرط عقلانیت امید، وجود شناخت نسبی از عواملی ‌است که در ابتدا به آن اشاره شد؛ یعنی امکانِ عُقلایی تحققِ آنچه به آن امید بسته‌ایم. به نظر می‌رسد اوصاف شخصی و شرایط و اهداف هر فرد تا حدّ زیادی، در معقولیتِ امید، مدخلیت دارند و نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همگان تجویز کرد و همه را به امیدی واحد برانگیخت.

انسان امیدواری را در نظر بگیرید که متعلَّق امید او، پدری مهربان، توانایی جسمانی، اندیشه‌ی فعلی، نهادهای اجتماعی یا حتی لطف خداوند باشد. چقدر تضمین و اطمینان وجود دارد که مواردی از این دست، برای هر انسانی، با هر هدفی و تحت هر شرایط و به هر میزانی، ارزش امید بستن داشته باشند؟. چقدر اطمینان وجود دارد که پدر مهربانم همیشه حامی من باشد؟ دستانم همواره توانا باشند؟ اندیشه‌ی کنونی‌ام همچنان گرما‌بخش و راه‌افروز بماند؟ نهاد اجتماعی به وظایفش عمل کند و لطف خداوند با خواسته‌ام همسو باشد؟

فوت پدر، تصادفی ناگهانی، خواندن کتابی که هنوز نخوانده‌بودم، سیاست‌مداری فریبکار، یا حکمتی الهی اما ناهمسو با اهداف، شاید تمام امیدهایم را به یأس بدل کند. این‌ها همه امیدهایی بودند که امکان بروز امیدهایی دیگر را از میان برده بودند. شاید اگر به این‌ها امیدی نمی‌بستم (یا لاقل با آن شدت امید نمی‌بستم) فکر دیگری می‌کردم، تصمیمی دیگر می‌گرفتم، سبک دیگری برای زیستن انتخاب می‌کردم تا دستمایه ها و سرمایه های جدیدی برای امیدواری بیابم. امیدهایی که معقول‌تر و قابل اتکاتر باشند.

براساس این تأملات و ملاحظات، به نظرم می‌رسد تزریق امیدی واحد به انسان‌هایی متفاوت، بدون شناخت کافی از تفاوت‌هایشان، اهدافشان، شرایطشان، و از همه مهمتر احتمال ثمربخش بودن امیدشان، نمی‌تواند عملی اخلاقی و سنجیده باشد.

امید از سویی موجب آسودگی خیال می‌شود و از سوی دیگر جا را برای تفکر پیرامون راه‌های دیگرِ حل مسئله تنگ می‌کند. نگاهی به وضعیت کنونی کشور های خاورمیانه و ذخایر زیرزمینی فراوان آنها می‌تواند ما را به این نتیجه برساند که اگر راه حلّی آنی یا امیدی برای حل مشکلاتمان داشته باشیم، احتمالا دیگر به فکر حل مسائل با سایر روشها نمی‌افتیم. ادامه این روند به جایی می‌رسد که با اینکه نفت هنوز در خاور میانه وجود دارد اما مشکلات روز به روز در آن بیشتر می‌شود.

به گمانم امید-مستقل از عقلانیت آن- می‌تواند راه را به نگرش‌های تازه درباره‌ی حل مشکلات ببندد. شاید به این خاطر است که فیلسوفان رواقی، علاوه بر آنکه خشم را ناشی از امید واهی و مواجهه با واقعیت می‌دانند، یأس زیاد را نیز حاصل امید زیاد و به نتیجه نرسیدن اهداف می‌دانند.
بنابر این بهتر است حتی از امید عقلانی نیز بجا، به‌اندازه و آگاهانه بهره بگیریم…


منبع: صدانت