#معرفی_فیلم
«تنگسیر»
یک حماسهی نفسگیر و ماندگار از انتقام، شرافت و قیام یک تنه در برابر ظلم.
داستان زایر محمد، مردی ساده و شریف از سواحل جنوب که پس از تحمل ستم اربابان محلی، شمشیر اجدادی خود را برمیدارد و خونخواهی را آغاز میکند.
این فیلم یک بیانیهی قدرتمند سینمایی دربارهی عزت نفس، عدالتطلبی و مقاومت انسان در برابر سیستم فاسد است، با تصویرسازی خیرهکننده از جغرافیای جنوب ایران.
فیلمنامه این اثر، برداشتی از کتاب تنگسیر صادق چوبک است.
کارگردان: امیر نادری
مدت زمان: ۱۱۸ دقیقه.
Telegram | Instagram | music
«تنگسیر»
یک حماسهی نفسگیر و ماندگار از انتقام، شرافت و قیام یک تنه در برابر ظلم.
داستان زایر محمد، مردی ساده و شریف از سواحل جنوب که پس از تحمل ستم اربابان محلی، شمشیر اجدادی خود را برمیدارد و خونخواهی را آغاز میکند.
این فیلم یک بیانیهی قدرتمند سینمایی دربارهی عزت نفس، عدالتطلبی و مقاومت انسان در برابر سیستم فاسد است، با تصویرسازی خیرهکننده از جغرافیای جنوب ایران.
فیلمنامه این اثر، برداشتی از کتاب تنگسیر صادق چوبک است.
کارگردان: امیر نادری
مدت زمان: ۱۱۸ دقیقه.
Telegram | Instagram | music
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتیهای او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی
-رودکی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتیهای او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی
-رودکی
📆چهارم دی ماه، روز بزرگداشت رودکی
❤🔥6
#معرفی_کتاب 《غریبه در شهر》
❖ ژانر: اجتماعی،تاریخی ❖
■ «غریبه در شهر نوشته غلامحسین ساعدی یکی از آثار مهمیست که درباره تاریخ انقلاب مشروطه ایران است. این داستان در شهر تبریز روایت میشود و گویای نقش رهبری و مبارزه و همدلی مردم در جریان این انقلاب است. داستان غیر واقعیای که برخی از رهبران آن قیام دربارهی فردی یه نام امامقلی، برای خاموش نشدن آتش مبارزات مردم ساختهاند و نتایجی که در بر داشت.»
⸙..با خواندن این کتاب، با کلیتی از نوع مبارزات دوران انقلاب مشروطه آشنا میشوید.
بخشی از کتاب~⊱ 《 مردی که بالای درخت رفته بود گفت: «از هر جا بریم، نمی تونیم به شاوه برسیم، سالدات ها و قره سوران ها سر تمام گذر هستند.» چند نفر پرسیدند: «پس چه کار کنیم؟» یکی از طلاب داد زد: «ما دیگه به مدرسه برنمی گردیم!» و ناطق جواب داد: «بریم مسجد شیخ ابولحسن.» و جماعت به طرف کوچه دیگری راه افتادند، عده ای پیشاپیش می دویدند، زن ها پشت بام ها جمع شده بودند و گریه می کردند و سر تکان می دادند..》
Telegram | Instagram | music
❖ ژانر: اجتماعی،تاریخی ❖
■ «غریبه در شهر نوشته غلامحسین ساعدی یکی از آثار مهمیست که درباره تاریخ انقلاب مشروطه ایران است. این داستان در شهر تبریز روایت میشود و گویای نقش رهبری و مبارزه و همدلی مردم در جریان این انقلاب است. داستان غیر واقعیای که برخی از رهبران آن قیام دربارهی فردی یه نام امامقلی، برای خاموش نشدن آتش مبارزات مردم ساختهاند و نتایجی که در بر داشت.»
⸙..با خواندن این کتاب، با کلیتی از نوع مبارزات دوران انقلاب مشروطه آشنا میشوید.
بخشی از کتاب~⊱ 《 مردی که بالای درخت رفته بود گفت: «از هر جا بریم، نمی تونیم به شاوه برسیم، سالدات ها و قره سوران ها سر تمام گذر هستند.» چند نفر پرسیدند: «پس چه کار کنیم؟» یکی از طلاب داد زد: «ما دیگه به مدرسه برنمی گردیم!» و ناطق جواب داد: «بریم مسجد شیخ ابولحسن.» و جماعت به طرف کوچه دیگری راه افتادند، عده ای پیشاپیش می دویدند، زن ها پشت بام ها جمع شده بودند و گریه می کردند و سر تکان می دادند..》
Telegram | Instagram | music
👍1
#ادبیات_در_یک_نگاه
«هوشنگ گلشیری، معمار نوآور نثر مدرن فارسی.»
هوشنگ گلشیری، متولد ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان و درگذشتهی ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران است.
از مهمترین آثار او میتوان به رمانهای «شازده احتجاب»، «کریستین و کید»، «بره گمشده راعی» و مجموعه داستانهایی چون «نیمهی تاریک ماه» اشاره کرد.
گلشیری در آثارش با جسارت تجربهگرایانه، مرزهای روایت و زبان داستانی فارسی را گسترش داد. نثر او پیچیده، چندلایه و سرشار از بازیهای زبانی، تکگوییهای درونی و تداعیهای شاعرانه است. او به داستان نه به عنوان قصهگویی سنتی، که به مثابه ساختی هنری مینگریست و همواره در پی کشف امکانات تازه در فرم بود. بسیاری از نویسندگان نسلهای بعد، از شاگردان یا پیروان سبک روایی او به شمار میروند.
Telegram | Instagram | music
«هوشنگ گلشیری، معمار نوآور نثر مدرن فارسی.»
هوشنگ گلشیری، متولد ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان و درگذشتهی ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران است.
از مهمترین آثار او میتوان به رمانهای «شازده احتجاب»، «کریستین و کید»، «بره گمشده راعی» و مجموعه داستانهایی چون «نیمهی تاریک ماه» اشاره کرد.
گلشیری در آثارش با جسارت تجربهگرایانه، مرزهای روایت و زبان داستانی فارسی را گسترش داد. نثر او پیچیده، چندلایه و سرشار از بازیهای زبانی، تکگوییهای درونی و تداعیهای شاعرانه است. او به داستان نه به عنوان قصهگویی سنتی، که به مثابه ساختی هنری مینگریست و همواره در پی کشف امکانات تازه در فرم بود. بسیاری از نویسندگان نسلهای بعد، از شاگردان یا پیروان سبک روایی او به شمار میروند.
Telegram | Instagram | music
کیمیاگر گفت: «قلب من از رنج میترسد.»
Telegram
Instagram
Music
-«به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.هیچ قلبی نیست که در پی آرزوهایش باشد ولی رنج نبرد، چون آرزوها بیپایان و دور از دسترس اند و راه، راه دشواری است. همت میخواهد و تلاش و هر لحظه آن میتواند لحظه پایانی باشد. لحظه دیدار با خدا یا لحظه پیوستن به ابدیت... »کیمیاگر
Telegram
Music
در پیله تا به کی در خویشتن تنی
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تا چند منزوی در کنج خلوتی؟
در بسته تا به کی، در محبس تنی؟
در فکر رستنم، پاسخ بداد کرم
خلوت نشستهام زین روی منحنی.
هم سالهای من پروانگان شدند
جستند از این قفس، گشتند دیدنی.
در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر برآورم بهر پریدنی.
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمیکنی، پری نمیزنی؟
پایندهی چهای؟ وابستهی کهای؟
تا کی اسیری و در حبس دشمنی؟
-نیما یوشیج
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تا چند منزوی در کنج خلوتی؟
در بسته تا به کی، در محبس تنی؟
در فکر رستنم، پاسخ بداد کرم
خلوت نشستهام زین روی منحنی.
هم سالهای من پروانگان شدند
جستند از این قفس، گشتند دیدنی.
در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر برآورم بهر پریدنی.
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمیکنی، پری نمیزنی؟
پایندهی چهای؟ وابستهی کهای؟
تا کی اسیری و در حبس دشمنی؟
-نیما یوشیج
📆شانزدهم دیماه، سالگرد درگذشت نیما یوشیج.
🔥11👍2
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید.
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون میداد
زنهای باردار
نوزادهای بیسر زائیدند
و گاهوارهها از شرم
به گورها پناه آوردند
***
آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه، ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها..
-فروغ فرخزاد
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید.
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون میداد
زنهای باردار
نوزادهای بیسر زائیدند
و گاهوارهها از شرم
به گورها پناه آوردند
***
آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه، ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها..
-فروغ فرخزاد
📆بیست و چهارم بهمنماه، سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد.
❤🔥17
در چهلمین روز از دست دادن جان عزیزانمان، کانون کتاب، کماکان در اندوه از دست رفتن انسانهایی که در حوادث اخیر جان باختند، به سوگ نشسته است..
فقدان جمعی از هممیهنان عزیزمان زخمیست که نه زمان میکاهدش و نه واژهها مرهمی بر آن خواهند بود.
نبودن هرکدام از آن جانهای عزیز، بسته شدن کتابی بود که هرگز خوانده نشد و زخمی است بر قلب این سرزمین و مردمش.
این فقدان تلخ را به خانوادههای داغدار و جامعه تسلیت میگوییم؛ باشد که خاطرهشان، چون چراغی خاموش ناشدنی در دل تاریکی بماند و یادشان شعلهی ماندگاری برای وجدان و انسانیت باشد.
فقدان جمعی از هممیهنان عزیزمان زخمیست که نه زمان میکاهدش و نه واژهها مرهمی بر آن خواهند بود.
نبودن هرکدام از آن جانهای عزیز، بسته شدن کتابی بود که هرگز خوانده نشد و زخمی است بر قلب این سرزمین و مردمش.
این فقدان تلخ را به خانوادههای داغدار و جامعه تسلیت میگوییم؛ باشد که خاطرهشان، چون چراغی خاموش ناشدنی در دل تاریکی بماند و یادشان شعلهی ماندگاری برای وجدان و انسانیت باشد.
-با احترام و تاثر عمیق، کانون کتاب دانشگاه سمنان🖤
❤🔥27
من آن درخت زمستانی
بر آستان بهارانم؛
که جز به طعنه نمیخندد
شکوفه بر تن عریانم.
زنوشخند سحرگاهان،
خبر چگونه توانم داشت؟
منی که در شب بیپایان،
گواه گریهی بارانم.
شکوه سبز بهاران را
برین کرانه نخواهم دید؛
که رنگ زرد خزان دارد
همیشه، خاطر ویرانم.
کجاست باد سحرگاهان
که در صفای پس از باران
کند به یاد تو، ای ایران!
به بوی خاک تو مهمانم.
-نادر نادرپور
بر آستان بهارانم؛
که جز به طعنه نمیخندد
شکوفه بر تن عریانم.
زنوشخند سحرگاهان،
خبر چگونه توانم داشت؟
منی که در شب بیپایان،
گواه گریهی بارانم.
شکوه سبز بهاران را
برین کرانه نخواهم دید؛
که رنگ زرد خزان دارد
همیشه، خاطر ویرانم.
کجاست باد سحرگاهان
که در صفای پس از باران
کند به یاد تو، ای ایران!
به بوی خاک تو مهمانم.
-نادر نادرپور
📆بیست و نهم بهمن ماه، سالگرد درگذشت نادر نادرپور.
❤🔥7
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود.
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست اين درنگ درد و رنج..
بسان رود
که در نشيب دره سر به سنگ میزند
رونده باش.
اميد هيچ معجزی ز مرده نيست
زنده باش!
-هوشنگ ابتهاج.
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود.
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست اين درنگ درد و رنج..
بسان رود
که در نشيب دره سر به سنگ میزند
رونده باش.
اميد هيچ معجزی ز مرده نيست
زنده باش!
-هوشنگ ابتهاج.
📆ششم اسفند ماه، زادروز هوشنگ ابتهاج.
❤🔥4👎1