Forwarded from در من زنی متولد شده است.. (Mara)
به قلب و مقدار حساسیت اشخاص نگاه کن، از این جاست که میتوانی در آن قلب پناه جویی. قلب مبدأ همهی چیزهاست. پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد.
• از نیما به عالیه
• از نیما به عالیه
❤12💔5
پیشپیش
هفتسینِ اروند چهاروچندماهه است؛ چیده و کشیده با دستانِ کوچک و دلِ بزرگ و نگاهِ روشن. خودش هم کنارش نوشته ۱۴۰۴.
خودتان ماهی سرخ و سبزه و سیب و سُنبُل و ساعت و سیر و تخمِمرغ و سماق و سنجد و سکه و آینهاش را از هم جدا کنید. راستی، حافظ به سعی سایهی بابا که بر رویش برگ هم کشیده است را بیابید.
از زمانی که به بیرمنگام آمدهایم، در شهر و مهدکودک و تلویزیون، اروندکم با کریسمس و سال نوی چینی و جشن هولی هندی روبهرو بوده است و دربارهشان آموخته و هر بار چشم بر راهِ نوروز مانده و میگوید: خیلی خوشحالم که نوروز نزدیک است؛ چون نوروز سالِ ایرانیهاست. اولین روزِ بهار است.
پیشپیش، نوروزتان پیروز. باشد که ایران و ایرانیان در هر کجای این گوی خاکی، تندرست و دور از گزند به سر برند و هر چه بیشتر از خَم و زَخمِ چوگانِ آدمیزادگانِ آتشینگاوسرِ پُرنیرنگ با مشتهای گرهکرده و دندانهای تیزِ بههمفشرده دور باشند.
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار/ اروندکشیدهها/ مرمرِ رنگ/ یکشنبه/ ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
هفتسینِ اروند چهاروچندماهه است؛ چیده و کشیده با دستانِ کوچک و دلِ بزرگ و نگاهِ روشن. خودش هم کنارش نوشته ۱۴۰۴.
خودتان ماهی سرخ و سبزه و سیب و سُنبُل و ساعت و سیر و تخمِمرغ و سماق و سنجد و سکه و آینهاش را از هم جدا کنید. راستی، حافظ به سعی سایهی بابا که بر رویش برگ هم کشیده است را بیابید.
از زمانی که به بیرمنگام آمدهایم، در شهر و مهدکودک و تلویزیون، اروندکم با کریسمس و سال نوی چینی و جشن هولی هندی روبهرو بوده است و دربارهشان آموخته و هر بار چشم بر راهِ نوروز مانده و میگوید: خیلی خوشحالم که نوروز نزدیک است؛ چون نوروز سالِ ایرانیهاست. اولین روزِ بهار است.
پیشپیش، نوروزتان پیروز. باشد که ایران و ایرانیان در هر کجای این گوی خاکی، تندرست و دور از گزند به سر برند و هر چه بیشتر از خَم و زَخمِ چوگانِ آدمیزادگانِ آتشینگاوسرِ پُرنیرنگ با مشتهای گرهکرده و دندانهای تیزِ بههمفشرده دور باشند.
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار/ اروندکشیدهها/ مرمرِ رنگ/ یکشنبه/ ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤17🥰5
در راه...
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه...
احمد شاملو (ا.بامداد)
(مجموعهی آثار، دفترِ یکم: شعرها/ احمد شاملو/ انتشارات نگاه/ چاپِ هفتم ۱۳۸۵)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
یکشنبه، ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر زرین
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه...
احمد شاملو (ا.بامداد)
(مجموعهی آثار، دفترِ یکم: شعرها/ احمد شاملو/ انتشارات نگاه/ چاپِ هفتم ۱۳۸۵)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
یکشنبه، ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر زرین
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤15
Audio
🎧بشنویم
که مپرس...
https://t.iss.one/AvazeSang
سروده: حافظ
خوانش: سید جواد حسینینژاد
آهنگ:
Peder B. Helland
The Campfire
آدینه/ ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمرِ چنین
https://t.iss.one/AvazeSang
حافظا! این چه کید و دروغیست
کز زبانِ می و جام و ساقیست
نالی ار تا ابد، باورم نیست
که بر آن عشقْبازی که باقیست...
نیما یوشیج (۱۲۷۶-۱۳۳۸ خورشیدی)
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
که مپرس...
https://t.iss.one/AvazeSang
سروده: حافظ
خوانش: سید جواد حسینینژاد
آهنگ:
Peder B. Helland
The Campfire
آدینه/ ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمرِ چنین
https://t.iss.one/AvazeSang
حافظا! این چه کید و دروغیست
کز زبانِ می و جام و ساقیست
نالی ار تا ابد، باورم نیست
که بر آن عشقْبازی که باقیست...
نیما یوشیج (۱۲۷۶-۱۳۳۸ خورشیدی)
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤11💔4
Forwarded from آرشیو عکسهای عباس گروسی
noormags_چشم_اندازی_به_جشن_ها_و_آیین_های_نوروزی_در_مناطق_ایران_267577.pdf
369.5 KB
«چشم اندازی به جشنها و آیینهای نوروزی در مناطق ایران»، نوشتۀ عباس عبدالله گروسی، در کتاب ماه هنر. بهمن و اسفند ۱۳۹۷- شماره ۲۹ و ۳۰، صفحۀ ۸۸ تا ۸۹.
فایل مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور
@AbbasGarousyPhotoArchive
فایل مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور
@AbbasGarousyPhotoArchive
❤8
پ
و
س
ت
ت
د
ا
ر
م
(سیوچهار)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
پنجشنبه/ ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمرِ سیمین
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
و
س
ت
ت
د
ا
ر
م
(سیوچهار)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
پنجشنبه/ ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمرِ سیمین
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤11🔥1
باژگویه
...که خوابت رسید
که خوابت ربود
که خوابتان درهمآمیخت
که خوابِ دیگران
خوابِ من
آشفته باد
باد
شب خوش...
https://t.iss.one/AvazeSang/487
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
نگاره: پنجشنبه/ ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ خوابِ مرمر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
...که خوابت رسید
که خوابت ربود
که خوابتان درهمآمیخت
که خوابِ دیگران
خوابِ من
آشفته باد
باد
شب خوش...
https://t.iss.one/AvazeSang/487
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
نگاره: پنجشنبه/ ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ خوابِ مرمر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤12💔4
Forwarded from رادیو طبیعت | Radio Tabiat (ℳεɦ∂ɨ)
خواجه پیروز
ویژه نوروز
هر روزتان نوروز… نوروزتان پیروز
توضیحات
گرامیداشت آیینهای نوروزی/روایت خواجه پیروز
کتاب: جشنهای باستانی ایران
نویسنده: حسین آذران
ناشر: هیرمند
با صدای: سید جواد حسینینژاد
موسیقی: پاسکال روگه
"خواجه پیروز با اصطلاح غلط و عامیانه حاجیفیروز، به یک تعبیر نماد پیروز شدن نوروز و بهار بر زمستان است" (آذران، ۱۳۸۹: ص ۷۳)
گروه سنی ۱۲ سال به بالا
برای شنیدن برنامه به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
https://podcast.radiotabiat.ir/gallery_view.php?id=414
📻🌱🎙
رادیو طبیعت را از طریق آدرس زیر دنبال کنید:
🌐 RadioTabiat.ir/Link
🎶رادیوطبیعت، فصلی نو در رسانه🎶
ویژه نوروز
هر روزتان نوروز… نوروزتان پیروز
توضیحات
گرامیداشت آیینهای نوروزی/روایت خواجه پیروز
کتاب: جشنهای باستانی ایران
نویسنده: حسین آذران
ناشر: هیرمند
با صدای: سید جواد حسینینژاد
موسیقی: پاسکال روگه
"خواجه پیروز با اصطلاح غلط و عامیانه حاجیفیروز، به یک تعبیر نماد پیروز شدن نوروز و بهار بر زمستان است" (آذران، ۱۳۸۹: ص ۷۳)
گروه سنی ۱۲ سال به بالا
برای شنیدن برنامه به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
https://podcast.radiotabiat.ir/gallery_view.php?id=414
📻🌱🎙
رادیو طبیعت را از طریق آدرس زیر دنبال کنید:
🌐 RadioTabiat.ir/Link
🎶رادیوطبیعت، فصلی نو در رسانه🎶
❤10
Forwarded from رادیو طبیعت | Radio Tabiat (ℳεɦ∂ɨ)
چهارشنبه سوری
ویژه نوروز
گروه سنی: ۱۲ سال به بالا
توضیحات
کتاب: جشنهای باستانی ایران
نویسنده: حسین آذران
انتشارات: هیرمند، چاپ نخست، ۱۳۸۹
با صدای: سید جواد حسینینژاد
موسیقی: فردریک شوپن
"سوری به معنی سرخ است و سرخی هم اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروزند. در ایرانِ باستان جشنی به عنوانِ جشنِ پیشدرآمد یا پیشبازِ نوروز وجود داشته" (آذران، ۱۳۸۹: ص ۷۳)
بِهیژَک: به پنج روزی که در ایرانِ باستان به آخرِ هر سالِ شمسی میافزودند تا سال ۳۶۵ روز شود؛ پنجه دزدیده میگفتند.
فَروَهَر: در دینِ زرتُشت، فَروَهَر نیرویی است که اَهورامَزدا برای نگهداری آفریدگانِ نیکِ ایزدی از آسمان فروفرستاده.
اَهورامَزدا: خدا در فرهنگِ ایرانِ باستان.
اسطوره: داستان و سرگذشتِ مقدس در باور انسانِ باستانی درباره چگونگی پدید آمدن هر چیز و ادامه هستی آن.
یَهود: هر یک از پیروان حضرت موسی.
عِبری: زبانِ دینِ یهود.
نُحوسَت: بدشُگونی.
برای شنیدن برنامه به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
https://podcast.radiotabiat.ir/gallery_view.php?id=397
📻🌱🎙
رادیو طبیعت را از طریق آدرس زیر دنبال کنید:
🌐 RadioTabiat.ir/Link
🎶رادیوطبیعت، فصلی نو در رسانه🎶
ویژه نوروز
گروه سنی: ۱۲ سال به بالا
توضیحات
کتاب: جشنهای باستانی ایران
نویسنده: حسین آذران
انتشارات: هیرمند، چاپ نخست، ۱۳۸۹
با صدای: سید جواد حسینینژاد
موسیقی: فردریک شوپن
"سوری به معنی سرخ است و سرخی هم اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروزند. در ایرانِ باستان جشنی به عنوانِ جشنِ پیشدرآمد یا پیشبازِ نوروز وجود داشته" (آذران، ۱۳۸۹: ص ۷۳)
بِهیژَک: به پنج روزی که در ایرانِ باستان به آخرِ هر سالِ شمسی میافزودند تا سال ۳۶۵ روز شود؛ پنجه دزدیده میگفتند.
فَروَهَر: در دینِ زرتُشت، فَروَهَر نیرویی است که اَهورامَزدا برای نگهداری آفریدگانِ نیکِ ایزدی از آسمان فروفرستاده.
اَهورامَزدا: خدا در فرهنگِ ایرانِ باستان.
اسطوره: داستان و سرگذشتِ مقدس در باور انسانِ باستانی درباره چگونگی پدید آمدن هر چیز و ادامه هستی آن.
یَهود: هر یک از پیروان حضرت موسی.
عِبری: زبانِ دینِ یهود.
نُحوسَت: بدشُگونی.
برای شنیدن برنامه به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
https://podcast.radiotabiat.ir/gallery_view.php?id=397
📻🌱🎙
رادیو طبیعت را از طریق آدرس زیر دنبال کنید:
🌐 RadioTabiat.ir/Link
🎶رادیوطبیعت، فصلی نو در رسانه🎶
❤7👍3
آوازِ سنگ
پوچگرای امیدناک
پوچگرای امیدناک
https://t.iss.one/AvazeSang/171
قهرمانِ زندگی کسی بودن، برای منِ خستهی گریزان از نام و ننگ که هر کس نداند، خودم خوب میدانم چیز دندانگیری نیستم، چندان خوشآیند و دلچسب نیست؛ این من از گروه و دستهی ایرانباختگانی پوک و پُرآوازه!
و این منِ قهرمانِ زندگی اروندکِ چهارونیمساله که شبی پیش از نوروز به آغوشم آمد تا با زبانِ تازهآموختهاش به من بگوید:
"You are brave. I choose a sticker for you. Please I stick this in your skin."
یا آنجا که نشانِ مهر و نیرو و دوستی را بر این بازوانِ کمتوان میچسباند؛ سرخ و گرم و روشن. تفتیده، چنانکه جانم را میسوزاند و آمُختهترش میسازد.
و باز این من که نمیداند و مانده است از این نشان و آمُختگی بخندد یا بگرید! با اینهمه تهِ دلم به این چیزکها و ایران هنوز روشن است و اُمیدناکم؛ اگرچه باخته، اگرچه پوچ!
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ یکشنبه/۳ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ اروندکشیدهها/ مرمرِ گریزان
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
https://t.iss.one/AvazeSang/171
قهرمانِ زندگی کسی بودن، برای منِ خستهی گریزان از نام و ننگ که هر کس نداند، خودم خوب میدانم چیز دندانگیری نیستم، چندان خوشآیند و دلچسب نیست؛ این من از گروه و دستهی ایرانباختگانی پوک و پُرآوازه!
و این منِ قهرمانِ زندگی اروندکِ چهارونیمساله که شبی پیش از نوروز به آغوشم آمد تا با زبانِ تازهآموختهاش به من بگوید:
"You are brave. I choose a sticker for you. Please I stick this in your skin."
یا آنجا که نشانِ مهر و نیرو و دوستی را بر این بازوانِ کمتوان میچسباند؛ سرخ و گرم و روشن. تفتیده، چنانکه جانم را میسوزاند و آمُختهترش میسازد.
و باز این من که نمیداند و مانده است از این نشان و آمُختگی بخندد یا بگرید! با اینهمه تهِ دلم به این چیزکها و ایران هنوز روشن است و اُمیدناکم؛ اگرچه باخته، اگرچه پوچ!
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ یکشنبه/۳ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ خورشیدی
بیرمنگام/ اروندکشیدهها/ مرمرِ گریزان
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤17👏2
آوازِ سنگ
شهیدِ تو https://t.iss.one/AvazeSang چلچلی؛ چند شعر برای ترک یک معشوقه سجاد گودرزی/ نشر چشمه/ بهار ۱۳۹۴ این سال و روزها، کمتر شعر و داستان تازهای میخوانم. بهتر بگویم، اگر میخوانم، سرخوش نمیشوم؛ مگر این که چیزکی، کسی از دوستان برایم بفرستد یا مرا با خود…
خیابانی به نامِ شهیدی که منم
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/512
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ مرمرِ میهن
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/512
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ مرمرِ میهن
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤10👏1
آوازِ سنگ
خیابانی به نامِ شهیدی که منم *نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم. https://t.iss.one/AvazeSang/512 سید جواد حسینینژاد بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ مرمرِ میهن…
خانُمبُزُرگ
https://t.iss.one/AvazeSang/511
اندیشیدن به خانمبزرگ، برای من انبوهِ اندوهی ژرف به همراه دارد که سراسرِ جانم را فرامیگیرد. خانمبزرگ با آن بلندی بالا و تنِ استخوانی کشیده، گرفته و پوشیده در چادرِ سیاه را همیشه میشد در خیابان دید؛ سرگردان و دَرخود. خودش میگفت: هر روز، یکبار به این سر و یکبار به آن سرِ شهر میروم. سر میزنم. میایستم...
خانمبزرگ درنگ میکرد. راه را با چشمانش از فرازِ بلندای پیکرِ استخوانیاش پی میگرفت.
میایستم. شاید بیاید. شاید برسد و من ببینمش. به پیشوازش آمده باشم...
آغازِ روز و خیابانگردیاش با دیدنِ دوردستهای راهِ استهبان به شیراز بود و پسینش با راهِ نیریز. هر روز این راه را باید میرفت، وگرنه همین آرامِ نابودهاش هم نابودتر میشد. تند میرفت، با گامهایی کوتاه در برابرِ آن بلندی و کشیدگی که داشت.
در میانِ مردمِ کوچهوبازار، میانِ جوانها، همینها که تازه ریششان درآمده، به دنبالش میگردم...
انگار نه انگار که ده سال، بیست سال یا بیشتر گذشته. جنگ سالهاست پایان یافته و آنان که گرفتارِ صدامیان بودهاند هم بازگشته. امید با آدمیزاد چهها که نمیکند. میانِ همین نوریشان دنبالش میگشت. تا کجا و کی بیابد آن پارهی گمشدهی تنش را که اگر بود، دستِکم میبایست چهلپنجاه سالش باشد با سر و رویی که کمابیش سفید شده است!
پارههای استخوان و پلاک و پیراهنش را که آوردند و پس از بیستوچندسال به خاک سپردیم، دیگر دانستم که نمیآید. انگار که دلم آرام گرفت. که پارهی تنِ پارهپارهام را به من بازگردانده بودند. میدانستم کجا باید به دیدارش بروم. خیابان و راهها هم از گام و نگاهِ من رها شدند. مگر خریدی یا کاری داشته باشم که از خانه بیرون بروم. پیر شدم...
سخت بود و تلخ، بااینهمه پایانی بود بر رنجی کشآمده به اندازهی جانِ یک مادر. رنجی که اینبار جوری دیگر، خودش را به رُخ کشید. واژهای که در این سالیان، بسیار و بسیار به گوشمان خورده است؛ بیماری خودایمنی! بیماریای که روزبهروز از او کاست و مچالهاش کرد تا جایی که دیگر نگذاشت کمی آب هم از گلویش پایین برود. آبِ خوش نه -که سالها از گلویش پایین نرفته بود- آبی که تنها کام و گلویش را تَر کند؛ همین.
این سرنوشتِ شگفت و دردناکی است که همیشه به جانم چنگ میاندازد. شگفتا؛ چهها که برای این آب و خاک ندادهایم و چهها که نمیبینیم. تاوان این خونها و این جوانان و جانها، این ایران و این چشماندازِ باژگون و گجسته نیست. مگر مردم برای کشورشان چه میتوانستند بکنند و بدهند که انجام نداده باشند؟ بدتر از همه، رو در روی هم گذاشتنِ همین مردم است در میدانهای گوناگون با نامهای گوناگون؛ سیاست، دین، هنر، فرهنگ و ورزش و این فهرستی که بسیار میتوان به آن افزود. دیگری هم راندن و گریزاندن مردم؛ هر کسی به گوشهای از زمین گریخته است که سرزمینش نیست، زبانش نیست، خویشش نیست، دوستدارش نیست و...
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/511
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/ ۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ خیابانی به نامِ شهیدی که منم/ مرمرِ میهن
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
https://t.iss.one/AvazeSang/511
اندیشیدن به خانمبزرگ، برای من انبوهِ اندوهی ژرف به همراه دارد که سراسرِ جانم را فرامیگیرد. خانمبزرگ با آن بلندی بالا و تنِ استخوانی کشیده، گرفته و پوشیده در چادرِ سیاه را همیشه میشد در خیابان دید؛ سرگردان و دَرخود. خودش میگفت: هر روز، یکبار به این سر و یکبار به آن سرِ شهر میروم. سر میزنم. میایستم...
خانمبزرگ درنگ میکرد. راه را با چشمانش از فرازِ بلندای پیکرِ استخوانیاش پی میگرفت.
میایستم. شاید بیاید. شاید برسد و من ببینمش. به پیشوازش آمده باشم...
آغازِ روز و خیابانگردیاش با دیدنِ دوردستهای راهِ استهبان به شیراز بود و پسینش با راهِ نیریز. هر روز این راه را باید میرفت، وگرنه همین آرامِ نابودهاش هم نابودتر میشد. تند میرفت، با گامهایی کوتاه در برابرِ آن بلندی و کشیدگی که داشت.
در میانِ مردمِ کوچهوبازار، میانِ جوانها، همینها که تازه ریششان درآمده، به دنبالش میگردم...
انگار نه انگار که ده سال، بیست سال یا بیشتر گذشته. جنگ سالهاست پایان یافته و آنان که گرفتارِ صدامیان بودهاند هم بازگشته. امید با آدمیزاد چهها که نمیکند. میانِ همین نوریشان دنبالش میگشت. تا کجا و کی بیابد آن پارهی گمشدهی تنش را که اگر بود، دستِکم میبایست چهلپنجاه سالش باشد با سر و رویی که کمابیش سفید شده است!
پارههای استخوان و پلاک و پیراهنش را که آوردند و پس از بیستوچندسال به خاک سپردیم، دیگر دانستم که نمیآید. انگار که دلم آرام گرفت. که پارهی تنِ پارهپارهام را به من بازگردانده بودند. میدانستم کجا باید به دیدارش بروم. خیابان و راهها هم از گام و نگاهِ من رها شدند. مگر خریدی یا کاری داشته باشم که از خانه بیرون بروم. پیر شدم...
سخت بود و تلخ، بااینهمه پایانی بود بر رنجی کشآمده به اندازهی جانِ یک مادر. رنجی که اینبار جوری دیگر، خودش را به رُخ کشید. واژهای که در این سالیان، بسیار و بسیار به گوشمان خورده است؛ بیماری خودایمنی! بیماریای که روزبهروز از او کاست و مچالهاش کرد تا جایی که دیگر نگذاشت کمی آب هم از گلویش پایین برود. آبِ خوش نه -که سالها از گلویش پایین نرفته بود- آبی که تنها کام و گلویش را تَر کند؛ همین.
این سرنوشتِ شگفت و دردناکی است که همیشه به جانم چنگ میاندازد. شگفتا؛ چهها که برای این آب و خاک ندادهایم و چهها که نمیبینیم. تاوان این خونها و این جوانان و جانها، این ایران و این چشماندازِ باژگون و گجسته نیست. مگر مردم برای کشورشان چه میتوانستند بکنند و بدهند که انجام نداده باشند؟ بدتر از همه، رو در روی هم گذاشتنِ همین مردم است در میدانهای گوناگون با نامهای گوناگون؛ سیاست، دین، هنر، فرهنگ و ورزش و این فهرستی که بسیار میتوان به آن افزود. دیگری هم راندن و گریزاندن مردم؛ هر کسی به گوشهای از زمین گریخته است که سرزمینش نیست، زبانش نیست، خویشش نیست، دوستدارش نیست و...
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/511
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/ ۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ خیابانی به نامِ شهیدی که منم/ مرمرِ میهن
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
Telegram
آوازِ سنگ
خیابانی به نامِ شهیدی که منم
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/512
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ مرمرِ میهن…
*نگاره را هم دوستی فرستاده است و نوشته که دیدم و یادت کردم.
https://t.iss.one/AvazeSang/512
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ چهارشنبه/۶ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ ایران/ رویان/ مرمرِ میهن…
💔9❤8🕊2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیکهای نوروزی
نوروزیخوانی، میرِ نوروزی، کوسهبرنشین، آتشاَفروزها
https://t.iss.one/AvazeSang
گرامیداشت آیینهای نوروزی
شورای کتاب کودک
جشنِ نوروز تا جشنِ کتابِ کودک
(زادروزِ هانس کریستین اندرسن)
۱۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
برگرفته از کتاب: نوروز (مجموعهی ایرانِ من؛ ۱)
نویسنده: اعظم محبوبی، فرمهر منجزی
تصویرگر: مانلی منوچهری
ناشر: دفتر پژوهشهای فرهنگی
چاپ: نخست، ۱۳۸۸ خورشیدی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
تدوین: ملیحه غلامزاده
گزینش آهنگها و تصویرها: گروه [بازه]
آهنگها: پارههای آغازینِ اجرای مقامِ نوروزنامه توسط خانواده حبیبی، سرنای نوروز گروه رستاک، نوروزخوانی بهشهر از مجموعهی نوروز و بهارِ ایرانی گردآوری هوشنگ جاوید، چهارشنبهسوری ثمین باغچهبان و...
https://t.iss.one/AvazeSang
#شورای_کتاب_کودک
#بهار
#نوروز۱۴۰۴
#روز_جهانی_کتاب_کودک۲۰۲۵
#هانس_کریستین_اندرسن
#آیین_های_نوروزی
#پیک_های_نوروزی
#نوروز
#ایران_من
@shorayeketabekoodak
https://instagram.com/cbc.1341
https://instagram.com/farmehrmno
https://www.instagram.com/malihe_gholamzade
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
نوروزیخوانی، میرِ نوروزی، کوسهبرنشین، آتشاَفروزها
https://t.iss.one/AvazeSang
گرامیداشت آیینهای نوروزی
شورای کتاب کودک
جشنِ نوروز تا جشنِ کتابِ کودک
(زادروزِ هانس کریستین اندرسن)
۱۹ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
برگرفته از کتاب: نوروز (مجموعهی ایرانِ من؛ ۱)
نویسنده: اعظم محبوبی، فرمهر منجزی
تصویرگر: مانلی منوچهری
ناشر: دفتر پژوهشهای فرهنگی
چاپ: نخست، ۱۳۸۸ خورشیدی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
تدوین: ملیحه غلامزاده
گزینش آهنگها و تصویرها: گروه [بازه]
آهنگها: پارههای آغازینِ اجرای مقامِ نوروزنامه توسط خانواده حبیبی، سرنای نوروز گروه رستاک، نوروزخوانی بهشهر از مجموعهی نوروز و بهارِ ایرانی گردآوری هوشنگ جاوید، چهارشنبهسوری ثمین باغچهبان و...
https://t.iss.one/AvazeSang
#شورای_کتاب_کودک
#بهار
#نوروز۱۴۰۴
#روز_جهانی_کتاب_کودک۲۰۲۵
#هانس_کریستین_اندرسن
#آیین_های_نوروزی
#پیک_های_نوروزی
#نوروز
#ایران_من
@shorayeketabekoodak
https://instagram.com/cbc.1341
https://instagram.com/farmehrmno
https://www.instagram.com/malihe_gholamzade
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤12👏2🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبم باش
https://t.iss.one/AvazeSang
نویسنده: لورنز پائولی
تصویرگر: میریام زدلیوس
مترجم: نگین کتال
انتشارات میچکا
چاپ سوم: ۱۳۹۹ خورشیدی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
تدوین صدا و تصویر: مصطفا حاجیقاسمی
آهنگ: گزینشی از کارهای نینو پرودیجیو
آذر ۱۳۹۹ خورشیدی
یوری و آقای اشنیپل دوستان خوبی برای یکدیگر هستند. یوری به آقای اشنیپل یاد میدهد که چگونه از بچهها نگهداری کند و آقای اشنیپل به یوری میآموزد که زندگی و بازیها چه اندازه شورانگیز و زیبا و شادیبخش هستند! آنها از برگهای کتاب و جهان واژگان پا را بیرون میگذارند و ما را به جشنِ خود فرامیخوانند!
https://t.iss.one/AvazeSang
#داستان_تصویری
#ترجمه
#لورنز_پائولی
#میریام_زدلیوس
#نگین_کتال
#میچکا
#شورای_کتاب_کودک
#بامداد_کتابخانهها_و_ترویج_خواندن
#بامداد_سخنگو
@bamdadlib
@shorayeketabekoodak
https://instagram.com/cbc.1341
https://instagram.com/bamdadketabkhanehha
https://www.instagram.com/michkabooks
https://www.instagram.com/neg___k17
https://www.instagram.com/mostafa_hajighasemi
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
https://t.iss.one/AvazeSang
نویسنده: لورنز پائولی
تصویرگر: میریام زدلیوس
مترجم: نگین کتال
انتشارات میچکا
چاپ سوم: ۱۳۹۹ خورشیدی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
تدوین صدا و تصویر: مصطفا حاجیقاسمی
آهنگ: گزینشی از کارهای نینو پرودیجیو
آذر ۱۳۹۹ خورشیدی
یوری و آقای اشنیپل دوستان خوبی برای یکدیگر هستند. یوری به آقای اشنیپل یاد میدهد که چگونه از بچهها نگهداری کند و آقای اشنیپل به یوری میآموزد که زندگی و بازیها چه اندازه شورانگیز و زیبا و شادیبخش هستند! آنها از برگهای کتاب و جهان واژگان پا را بیرون میگذارند و ما را به جشنِ خود فرامیخوانند!
https://t.iss.one/AvazeSang
#داستان_تصویری
#ترجمه
#لورنز_پائولی
#میریام_زدلیوس
#نگین_کتال
#میچکا
#شورای_کتاب_کودک
#بامداد_کتابخانهها_و_ترویج_خواندن
#بامداد_سخنگو
@bamdadlib
@shorayeketabekoodak
https://instagram.com/cbc.1341
https://instagram.com/bamdadketabkhanehha
https://www.instagram.com/michkabooks
https://www.instagram.com/neg___k17
https://www.instagram.com/mostafa_hajighasemi
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤9👏1🕊1
آوازِ سنگ
آوازِ سنگ https://t.iss.one/AvazeSang کاروانی شکر از مصر به شیراز آید اگر آن یارِ سفرکردهی ما باز آید گو تو باز آی که گر خونِ مَنَت دَر خورد است پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید نام و ننگ و دل و دین گو برود، این مقدار چیست تا در نظرِ عاشقِ جانباز آید؟ من…
آوازِ سنگ
اگر این داغِ جگرسوز که بر جانِ من است
بر دلِ کوه نهی
سنگ به آواز آید...
سعدی
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
پنجشنبه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ اروندکنار/ مرمرِ آواز
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
اگر این داغِ جگرسوز که بر جانِ من است
بر دلِ کوه نهی
سنگ به آواز آید...
سعدی
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
پنجشنبه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ اروندکنار/ مرمرِ آواز
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
💔7❤3🔥1😢1🕊1
سرآشپز اروند
اروند دارد کارتونِ پِپاپیگ میبیند. مادام گِزِل*، آموزگارِ پپا، دستورِ درست کردنِ یک خوراکی را برای بچهها میگوید.
اروند هم میپرسد: آووکادو داریم؟
با ملیحه به آشپزخانه میروند و دستورِ خوراکی را میگوید. آووکادو را با لیموی تازه و کمی نمک در هم میکوبد و یک دیپ یا سُسِ پُرمایه درست میکند که مزهی خوب و دلخواهی دارد.
میپرسم: چیه این غذای خوشمزهای که درست کردی؟
میگوید: گاکامولی /ˌɡwæk.əˈməʊ.li/ توی پپاپیگ درست کردن.
شما هم به اروند و پپاپیگها باور داشته باشید و این چاشنی بامزه را آزمایش کنید. اگر در اینترنت هم بگردید، دستورهای بالابلندتر و بیشتری از آن خواهید یافت. این که ما خوردیم، خوب بود و دلپذیر!
این هم نگارهای از کاسهی تهیمانده از گاکامولی سرآشپز اروندکِ پپاپیگی که یک انگشت هم به من چشاند!
فرمایشِ سرآشپز: اگر دوست دارین با نون بخورین، اگه میخواین بدون هیچی بخورین. بچهها بدونِ نون میخورن!
*پانوشت را هم در فرستهی پسین بخوانید:
https://t.iss.one/AvazeSang/518
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ یکشنبه/ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ مرمرِ سبز
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
اروند دارد کارتونِ پِپاپیگ میبیند. مادام گِزِل*، آموزگارِ پپا، دستورِ درست کردنِ یک خوراکی را برای بچهها میگوید.
اروند هم میپرسد: آووکادو داریم؟
با ملیحه به آشپزخانه میروند و دستورِ خوراکی را میگوید. آووکادو را با لیموی تازه و کمی نمک در هم میکوبد و یک دیپ یا سُسِ پُرمایه درست میکند که مزهی خوب و دلخواهی دارد.
میپرسم: چیه این غذای خوشمزهای که درست کردی؟
میگوید: گاکامولی /ˌɡwæk.əˈməʊ.li/ توی پپاپیگ درست کردن.
شما هم به اروند و پپاپیگها باور داشته باشید و این چاشنی بامزه را آزمایش کنید. اگر در اینترنت هم بگردید، دستورهای بالابلندتر و بیشتری از آن خواهید یافت. این که ما خوردیم، خوب بود و دلپذیر!
این هم نگارهای از کاسهی تهیمانده از گاکامولی سرآشپز اروندکِ پپاپیگی که یک انگشت هم به من چشاند!
فرمایشِ سرآشپز: اگر دوست دارین با نون بخورین، اگه میخواین بدون هیچی بخورین. بچهها بدونِ نون میخورن!
*پانوشت را هم در فرستهی پسین بخوانید:
https://t.iss.one/AvazeSang/518
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ یکشنبه/ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی/ مرمرِ سبز
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤14🥰1🕊1
آوازِ سنگ
سرآشپز اروند اروند دارد کارتونِ پِپاپیگ میبیند. مادام گِزِل*، آموزگارِ پپا، دستورِ درست کردنِ یک خوراکی را برای بچهها میگوید. اروند هم میپرسد: آووکادو داریم؟ با ملیحه به آشپزخانه میروند و دستورِ خوراکی را میگوید. آووکادو را با لیموی تازه و کمی نمک…
*پانوشتِ فرستهی پیشین:
https://t.iss.one/AvazeSang/517
اروند، گِزِل و غَزال
اروند مانندِ بیشترِ همسالانش در ایران و انگلیس، پِپاپیگ را دوست دارد. کارتونِ زیبا و گیرایی که منم گاهی بیآنکه بخواهم با اروند نگاه میکنم. کارتونی آموزندهی فرهنگ و زیستِ انگلیسی و چگونگی برخورد و زندگی با کودکان با زبان و ریتم و روایتی شیرین و گیرا. شخصیتهای اصلی کارتون، خانوادهی یک بچهخوک انگلیسی به نامِ پِپاپیگ هستند. نامِ آموزگارش که یک بز یا آهوی کوهی هست، مادام گَزِل /ɡəˈzel/ است.
با اروند کارتهای بازیاش را میبینیم که روی آن عکس و ویژگیهای جانوران به زبانِ انگلیسی نوشته شده است. اروند میخواهد که انگلیسیاش را بخوانیم و برگردانیم. به آهو و همین واژهی Gazelle میرسیم. برگردانش میشود غزال و اینکه در زبان فارسی به آهو، غزال هم میگویند.
اروند میگوید: دوتاش یکیه! گزل همان غزال است که انگلیسیها این شکلی میگویند.
سپس ادامه میدهد: مادام گزل توی پپاپیگ هم غزال فارسی است! گِزِل آهوییست که شاخ هم دارد.
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ دی ۱۴۰۴ خورشیدی/ مرمرِ کمند
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
https://t.iss.one/AvazeSang/517
اروند، گِزِل و غَزال
اروند مانندِ بیشترِ همسالانش در ایران و انگلیس، پِپاپیگ را دوست دارد. کارتونِ زیبا و گیرایی که منم گاهی بیآنکه بخواهم با اروند نگاه میکنم. کارتونی آموزندهی فرهنگ و زیستِ انگلیسی و چگونگی برخورد و زندگی با کودکان با زبان و ریتم و روایتی شیرین و گیرا. شخصیتهای اصلی کارتون، خانوادهی یک بچهخوک انگلیسی به نامِ پِپاپیگ هستند. نامِ آموزگارش که یک بز یا آهوی کوهی هست، مادام گَزِل /ɡəˈzel/ است.
با اروند کارتهای بازیاش را میبینیم که روی آن عکس و ویژگیهای جانوران به زبانِ انگلیسی نوشته شده است. اروند میخواهد که انگلیسیاش را بخوانیم و برگردانیم. به آهو و همین واژهی Gazelle میرسیم. برگردانش میشود غزال و اینکه در زبان فارسی به آهو، غزال هم میگویند.
اروند میگوید: دوتاش یکیه! گزل همان غزال است که انگلیسیها این شکلی میگویند.
سپس ادامه میدهد: مادام گزل توی پپاپیگ هم غزال فارسی است! گِزِل آهوییست که شاخ هم دارد.
سید جواد حسینینژاد
بیرمنگام/ اروندکنار/ دی ۱۴۰۴ خورشیدی/ مرمرِ کمند
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤12👍2🕊1
شادی
شادی
گنجشکی بود
خوابآلود و مست
که پیشخانِ هر روزش
نگاهِ تو بود
پُرجیکجیک
پی تو میپرید
مگر اندوهش را
به جشنی روشن بازخری
شادی
گنجشکی بیزبان بود
شاخه به شاخه
دنبالِ تو میگشت
مگر نواختِ انگشتانت
آهنگِ گلویش را
در نیمروزی گرم بازگرداند
شادی
گنجشکی بارانخورده بود
پیشپیشِ تو میدوید
تا زیرِ سایهات
جانش را بازگیرد
شادی
گنجشکی سرمازَده بود
هی در دستانِ تو میافتاد
مگر گرمای تنش را بازبخشی
شادی
گنجشکی رنگپریده بود
کوچهبهکوچه
پی تو میگریخت
تا شانههای شبت
به دشتی
آرامشش را بازستاند
شادی
بُنجشکیست
پریده...
لبهای بام
شانههای تاک
دلدلکُنان
چشم بر راهِ بهار و پاهای تواَند...
https://t.iss.one/AvazeSang
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: آدینه/ ۸ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر پر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
شادی
گنجشکی بود
خوابآلود و مست
که پیشخانِ هر روزش
نگاهِ تو بود
پُرجیکجیک
پی تو میپرید
مگر اندوهش را
به جشنی روشن بازخری
شادی
گنجشکی بیزبان بود
شاخه به شاخه
دنبالِ تو میگشت
مگر نواختِ انگشتانت
آهنگِ گلویش را
در نیمروزی گرم بازگرداند
شادی
گنجشکی بارانخورده بود
پیشپیشِ تو میدوید
تا زیرِ سایهات
جانش را بازگیرد
شادی
گنجشکی سرمازَده بود
هی در دستانِ تو میافتاد
مگر گرمای تنش را بازبخشی
شادی
گنجشکی رنگپریده بود
کوچهبهکوچه
پی تو میگریخت
تا شانههای شبت
به دشتی
آرامشش را بازستاند
شادی
بُنجشکیست
پریده...
لبهای بام
شانههای تاک
دلدلکُنان
چشم بر راهِ بهار و پاهای تواَند...
https://t.iss.one/AvazeSang
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: آدینه/ ۸ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر پر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤19👍1🕊1
پ
و
س
ت
ت
د
ا
ر
م
(سیوپنج)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
یکشنبه/ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر خورشید
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
و
س
ت
ت
د
ا
ر
م
(سیوپنج)
https://t.iss.one/AvazeSang
نگاره: سید جواد حسینینژاد
یکشنبه/ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر خورشید
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤14🕊1
باژگویه
شادی
بُنجشکیست
پریده...
لبهای بام
شانههای تاک
دلدلکُنان
چشم بر راهِ بهار و پاهای تواَند...
https://t.iss.one/AvazeSang/519
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: یکشنبه/ ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر پر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
شادی
بُنجشکیست
پریده...
لبهای بام
شانههای تاک
دلدلکُنان
چشم بر راهِ بهار و پاهای تواَند...
https://t.iss.one/AvazeSang/519
سرودنگاره: سید جواد حسینینژاد (تنها)
بیرمنگام/ خانه/ اروندکنار
سهشنبه/ ۵ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
نگاره: یکشنبه/ ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی
بیرمنگام/ مرمر پر
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤16👍2👏2🕊1
Forwarded from _lettersto_
«مردمان به سه گروهند. یکی ناآزُرده با تو آزار دارد، یکی بیازاری بیازارد و یکی که بیازاری، نیازارد.»
• ابوالحسن خرقانی
@letterssto
• ابوالحسن خرقانی
@letterssto
❤7👏4💔4👍1🕊1