آوازِ سنگ
https://t.iss.one/AvazeSang
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یارِ سفرکردهی ما باز آید
گو تو باز آی که گر خونِ مَنَت دَر خورد است
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید
نام و ننگ و دل و دین گو برود، این مقدار
چیست تا در نظرِ عاشقِ جانباز آید؟
من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید
اگر این داغِ جگرسوز که بر جانِ من است
بر دل کوه نهی، سنگ به آواز آید
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید
هر چه در صورتِ عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب من است از همه مُمتاز آید
گر تو بازآیی و بر ناظِرِ سعدی بِرَوی
هیچ غم نیست که منظور به اِعزاز آید
سروده: سعدی (شرح غزلیاتِ سعدی/ فرح نیازکار/ انتشاراتِ هرمس/ چاپِ دوم ۱۳۹۶/ غزلِ ۲۸۵ - ط/ ص ۷۳۷)
#آوازسنگ #سعدی #شیراز #مصر #سعدی_شیرازی #سیدجوادحسینی_نژاد
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
https://t.iss.one/AvazeSang
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یارِ سفرکردهی ما باز آید
گو تو باز آی که گر خونِ مَنَت دَر خورد است
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید
نام و ننگ و دل و دین گو برود، این مقدار
چیست تا در نظرِ عاشقِ جانباز آید؟
من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید
اگر این داغِ جگرسوز که بر جانِ من است
بر دل کوه نهی، سنگ به آواز آید
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین ناز آید
هر چه در صورتِ عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب من است از همه مُمتاز آید
گر تو بازآیی و بر ناظِرِ سعدی بِرَوی
هیچ غم نیست که منظور به اِعزاز آید
سروده: سعدی (شرح غزلیاتِ سعدی/ فرح نیازکار/ انتشاراتِ هرمس/ چاپِ دوم ۱۳۹۶/ غزلِ ۲۸۵ - ط/ ص ۷۳۷)
#آوازسنگ #سعدی #شیراز #مصر #سعدی_شیرازی #سیدجوادحسینی_نژاد
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
Telegram
آوازِ سنگ
خوانشها، گزارشها، نگارهها و چیزهایی از سید جواد حسینینژاد
تلگرام: https://t.iss.one/javatiiiiiiii
اینستاگرام: https://instagram.com/tan.ha1981
تلگرام: https://t.iss.one/javatiiiiiiii
اینستاگرام: https://instagram.com/tan.ha1981
❤1
Audio
🎧بشنویم:
آشکارا نهان کنم تا چند
سروده: فخرالدین عراقی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
آهنگ:
Eleni Karaindrou
Wedding valse
https://t.iss.one/AvazeSang
تهران/ خانه
۵ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
#فخرالدین_عراقی #عراقی #سیدجوادحسینی_نژاد
#Eleni_Karaindrou
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
آشکارا نهان کنم تا چند
سروده: فخرالدین عراقی
خوانش: سید جواد حسینینژاد
آهنگ:
Eleni Karaindrou
Wedding valse
https://t.iss.one/AvazeSang
تهران/ خانه
۵ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
#فخرالدین_عراقی #عراقی #سیدجوادحسینی_نژاد
#Eleni_Karaindrou
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤1
به من بگو
(برگردانِ سرودهی "قُل لی" از سُعاد الصباح )
https://t.iss.one/AvazeSang
به من بگو
پیش از این
زنی را دوست داشتهای
که در دلدادگی سَر بسپارد؟
به من بگو
به من
آنگاه که زنی دلدادهی بوتهی یاسمنی میشود
چگونه است؟
به من بگو
سایه-روشن
چشم و سرمه
از چه این گونه به هم میمانند؟
زن در چشمِ عاشق
رونوشتی روشن از عشق است؟
مرا چیزی بگو...
که زنی جز من نشنیده باشد...
مرا به کرانِ جزیرهی عشق ببر
آنجا که هیچکس نیست
مرا به گفتوگو بخوان
فراسوی مرزِ گیسوان
به من بگو
که عشقِ نخستینم
و نخستین پیمان
گوشم را به آوایت آب دِه
و ماه را در چشمم نِه
دوست داشتنِ تو...
جهانِ من است
ای که همچون
گلِ سرخی در ژرفای منی
و کودکِ بازیگوشی در چشمانم
تو چون کودکی شگفتانگیزی
پُرخروشی چون موج
آرام و رام همچون شنهای برکنار
آرزوهایم را در بند مکش
از بام تا شام
نامم را
همیشه ببر
مرا ببخش
اگر از خاموشی چیزی نمیدانم
بگرد
سراسرِ زمین را
بگرد
چون من...
زنی یافتی؟
تو عشقِ منی
مرا رها مکن
همچون درختِ خرما
با شکیبایی خود سیرآب میشوم
من، تو هستم
و چگونه میتوانم
از هم بازشناسم
سایه-روشنان را
سُعاد الصباح (۱۹۴۲ م.)
https://t.iss.one/AvazeSang
تهران/ خانه
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ خورشیدی
برگردانِ سید جواد حسینینژاد
#سعادالصباح #کویت #زن #سیدجوادحسینی_نژاد
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
(برگردانِ سرودهی "قُل لی" از سُعاد الصباح )
https://t.iss.one/AvazeSang
به من بگو
پیش از این
زنی را دوست داشتهای
که در دلدادگی سَر بسپارد؟
به من بگو
به من
آنگاه که زنی دلدادهی بوتهی یاسمنی میشود
چگونه است؟
به من بگو
سایه-روشن
چشم و سرمه
از چه این گونه به هم میمانند؟
زن در چشمِ عاشق
رونوشتی روشن از عشق است؟
مرا چیزی بگو...
که زنی جز من نشنیده باشد...
مرا به کرانِ جزیرهی عشق ببر
آنجا که هیچکس نیست
مرا به گفتوگو بخوان
فراسوی مرزِ گیسوان
به من بگو
که عشقِ نخستینم
و نخستین پیمان
گوشم را به آوایت آب دِه
و ماه را در چشمم نِه
دوست داشتنِ تو...
جهانِ من است
ای که همچون
گلِ سرخی در ژرفای منی
و کودکِ بازیگوشی در چشمانم
تو چون کودکی شگفتانگیزی
پُرخروشی چون موج
آرام و رام همچون شنهای برکنار
آرزوهایم را در بند مکش
از بام تا شام
نامم را
همیشه ببر
مرا ببخش
اگر از خاموشی چیزی نمیدانم
بگرد
سراسرِ زمین را
بگرد
چون من...
زنی یافتی؟
تو عشقِ منی
مرا رها مکن
همچون درختِ خرما
با شکیبایی خود سیرآب میشوم
من، تو هستم
و چگونه میتوانم
از هم بازشناسم
سایه-روشنان را
سُعاد الصباح (۱۹۴۲ م.)
https://t.iss.one/AvazeSang
تهران/ خانه
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ خورشیدی
برگردانِ سید جواد حسینینژاد
#سعادالصباح #کویت #زن #سیدجوادحسینی_نژاد
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
Telegram
آوازِ سنگ
خوانشها، گزارشها، نگارهها و چیزهایی از سید جواد حسینینژاد
تلگرام: https://t.iss.one/javatiiiiiiii
اینستاگرام: https://instagram.com/tan.ha1981
تلگرام: https://t.iss.one/javatiiiiiiii
اینستاگرام: https://instagram.com/tan.ha1981
❤1
استهبان/ دبستانِ مغربی
۱۳۶۷-۱۳۶۸ خورشیدی
در این نگاره، کسانِ بسیاری از یادم گُریختهاند!
نخستین باری نبود که میدیدمش. همکارِ پدرم، سید محمدحسن حسینینژاد، بود در آموزشگاهِ شهید رجایی. فروتن و مهربان و دوستداشتنی از همان نخستینبار تا زمانی که آموزگارِ سالِ نخستِ ما در دبستانِ مغربی شد تا سالهای پس از آن که کمابیش همدیگر را در خیابان یا جاهای دیگر میدیدیم.
کامش و کاممان را تلخ کردند و نگذاشتند پیرمرد، بی خونِ دِل برود.
یادش همیشه شیرین و نامش تا همیشه برایم زنده است، استادِ ما، محمد کیانی.
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
تهران/ خانه
۵ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
۱-من هم در میانِ نگاره، سر به زیر نشستهام!
۲-دبستانِ مغربی، ساختمانی کهن و زیبا بود در پیرامونِ آرامگاهِ "محمدشیرین مغربی"، شاعر و عارفِ نامی سدهی هشتم مَهگردی، در استهبانِ فارس که بدبختانه به نامِ فرهنگ ویرانش کردند و چهار بَرَش را دیوارهایی بلند برکشیدند تا به اندیشهی ناپختهی خویش، مغربی را در ستیز با صوفیگری، از چشمِ رهگذران و جویندگان بپوشانند.
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
۱۳۶۷-۱۳۶۸ خورشیدی
در این نگاره، کسانِ بسیاری از یادم گُریختهاند!
نخستین باری نبود که میدیدمش. همکارِ پدرم، سید محمدحسن حسینینژاد، بود در آموزشگاهِ شهید رجایی. فروتن و مهربان و دوستداشتنی از همان نخستینبار تا زمانی که آموزگارِ سالِ نخستِ ما در دبستانِ مغربی شد تا سالهای پس از آن که کمابیش همدیگر را در خیابان یا جاهای دیگر میدیدیم.
کامش و کاممان را تلخ کردند و نگذاشتند پیرمرد، بی خونِ دِل برود.
یادش همیشه شیرین و نامش تا همیشه برایم زنده است، استادِ ما، محمد کیانی.
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
تهران/ خانه
۵ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
۱-من هم در میانِ نگاره، سر به زیر نشستهام!
۲-دبستانِ مغربی، ساختمانی کهن و زیبا بود در پیرامونِ آرامگاهِ "محمدشیرین مغربی"، شاعر و عارفِ نامی سدهی هشتم مَهگردی، در استهبانِ فارس که بدبختانه به نامِ فرهنگ ویرانش کردند و چهار بَرَش را دیوارهایی بلند برکشیدند تا به اندیشهی ناپختهی خویش، مغربی را در ستیز با صوفیگری، از چشمِ رهگذران و جویندگان بپوشانند.
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤1
حبیبالله آموزگار
(۱۲۶۹ استهبان - ۱۳۵۹ تهران)
یکی از آن کسانی است که سر در فرهنگ و سیاست داشته و تا وزارتِ فرهنگ و سناتوری هم رسیده.
فرزندانش هم هر کدام به جایگاههای بالایی در دورهی پهلوی دست یافتند که جمشید (۱۳۰۲ استهبان - ۱۳۹۵ آمریکا)، به نخستوزیری هم رسید.
جدای از باورها و گرایشهای سیاسی و تاریخی، به گفتهی سندهای بیرونآمده، مردمانِ دستپاکی بودهاند و گزارشی از بُخور و بِبَرِ ایشان به دست نیامده است. چیزِ چندانی هم از مال از ایشان بر جای نمانده و وصیتنامه حبیبالله آموزگار، گواهِ روشنی از باورها و پرهیزکاری اوست.
کمترین کاری که ایشان برای شهرِ خود کردهاند، ساختنِ چند آموزشگاهِ به روز در زمانِ خود است. نگارهی نخست، دستنویسِ حبیبالله آموزگار در آغازِ "فرهنگِ آموزگار" است که به همکارِ سیاسی و فرهنگی خود سپرده:
"این اثرِ ناقابلِ خود را به رسمِ یادبود به دوستِ بزرگوار و دانشمندِ خود، جنابِ آقای لسانی، سناتورِ محترم تقدیم مینمایم. ۳۱/۵/۳۰ ح.آموزگار"
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
تهران/خانه
۷ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
(۱۲۶۹ استهبان - ۱۳۵۹ تهران)
یکی از آن کسانی است که سر در فرهنگ و سیاست داشته و تا وزارتِ فرهنگ و سناتوری هم رسیده.
فرزندانش هم هر کدام به جایگاههای بالایی در دورهی پهلوی دست یافتند که جمشید (۱۳۰۲ استهبان - ۱۳۹۵ آمریکا)، به نخستوزیری هم رسید.
جدای از باورها و گرایشهای سیاسی و تاریخی، به گفتهی سندهای بیرونآمده، مردمانِ دستپاکی بودهاند و گزارشی از بُخور و بِبَرِ ایشان به دست نیامده است. چیزِ چندانی هم از مال از ایشان بر جای نمانده و وصیتنامه حبیبالله آموزگار، گواهِ روشنی از باورها و پرهیزکاری اوست.
کمترین کاری که ایشان برای شهرِ خود کردهاند، ساختنِ چند آموزشگاهِ به روز در زمانِ خود است. نگارهی نخست، دستنویسِ حبیبالله آموزگار در آغازِ "فرهنگِ آموزگار" است که به همکارِ سیاسی و فرهنگی خود سپرده:
"این اثرِ ناقابلِ خود را به رسمِ یادبود به دوستِ بزرگوار و دانشمندِ خود، جنابِ آقای لسانی، سناتورِ محترم تقدیم مینمایم. ۳۱/۵/۳۰ ح.آموزگار"
https://t.iss.one/AvazeSang
سید جواد حسینینژاد
تهران/خانه
۷ خرداد ۱۳۹۹ خورشیدی
👇👇👇
https://instagram.com/tan.ha1981
❤1

